میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

دانلود مقاله اندیشه های اسلامی


کد محصول : 1000874 نوع فایل : word تعداد صفحات : 76 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 214

فهرست مطالب و صفحات نخست


اندیشه های اسلامی

فهرست مطالب

عنوان   
چالشها و آسيب‌هاي انديشه ورزي اسلام   
آزادي در انديشه اسلامي   
مباحثى در انديشه اسلام   
منابع   

چالشها و آسيب‌هاي انديشه ورزي اسلام
از مهم‌ترين امتيازات انسان داشتن انديشه است؛ در اهميت انديشه و نقش آن در تحولات فردي و اجتماعي بسيار سخن رفته است و در ارزش و اهميت آن همين بس كه پيامبران الهي دعوت خود را از يك تحول فكري آغاز كردند، بدين صورت كه در آغاز تحولي ژرف در انديشه انسانها پديد آوردند تا بر پايه انديشه توحيدي تحولات عميق و تمدن‌ساز را در جوامع بشري استوار سازند.
از مهم‌ترين استعدادهايي كه در بشر نهفته و به شدت نيازمند آزادي است« انديشه ورزي و تفكر است، چرا كه آزادي در انديشه ورزي شرط پيشرفت افكار و تحولات در انسان و تكامل است؛ ولي از آن جايي كه دنيا محل تثضاد و تزاحم است، تحقق اين نعمت همواره با مزاحمت‌ها و موانع روبه رو بوده است كه اقتضاي ظهور آزادانديشي را مي‌گيرد.
در انديشه ورزي موانع بسيار وجود دارد كه با بودن آن موانع و آفتها انديشه دچار ضعف شده، و انديشه ورزي معناي درستي پيدا نمي كند؛ و چنان چه آنها شناخته نشوند، پيامدهاي نامطلوبي هم چون جمود و تحجر را به دنبال دارد كه خود سبب گمراهي و پيروي از خواهش‌هاي نقس انسان مي‌شود، لذا هر تبليغي ولو مسموم، بر او اثر مي‌گذارد. در اين جا تنها به نمونه‌هايي از موانع انديشه ورزي اشاره مي‌شود تا با برطرف كردن آنها راه براي انديشه ورزي فراهم آيد:
1ـ ضعف بصيرت
قرآن كريم، رسالت خود را هدايت انسان و تعالي در جسم و روان او مي‌داند، و اين مهم، جز بر پايه تعقل و تفكر به انجام نمي‌رسد؛ از اين رو، به سلامت قوه تفكر و ارزيابي آن بها داده است و چون موانع بسياري وجود دارند كه از توانايي قوه عاقله و ذهن فكور انسان كاسته و مانع بصيرت و بينش صحيح در انسان مي‌گردد. كه در اين جا بعضي از آنها مورد بررسي قرار مي گيرد:
الف ـ بي‌توجهي: بي‌توجهي به نيروي تعقل و تفكر و استفاده نكردن از آن، به تضعيف اين قوه در انسان مي‌انجامد. كساني كه اين قوه را به كار نگرفته و يا خود را مستغني پنداشته و نيازي را براي انديشه ورزي احساس نمي كنند، و در نتيجه به دنبال برطرف كردن مشكلات و نيازهايشان بر پايه انديشه حركت نمي كنند؛ در حقيقت انديشه را در خود مي‌ميرانند. اين بي‌توجهي به انديشه ورزي نه تنها از نظر پزشكي موجب نابودي سلول‌‌هاي مغزي و در پايان آلزايمر مي‌شود، بلكه انسان را از لحاظ وجود معنوي در حدي تخيل نگه مي‌دارد و از عالم مثال به عالم عقل برون نمي‌برد.
به كارگيري انديشه در امور دنيوي و مادي موجب مي‌شود تا عقل كارآمدي خود را بازيابد و در عرصه‌هاي ديگر ميدان براي او باز شود. چنان كه بي‌كاري و فرار از تهيه سست بنياد و ضعيف گردد. بدين جهت امام صادق(ع) به يكي از يارانش كه به علت بي‌نيازي، كسب و تجارت را كنار گذاشته و اوقات خود را به بيكاري مي‌گذراند فرمود: «تجارت و كار از سر بگير كه بيكاري از عقل انسان مي‌كاهد.»
ب ـ تخيلات و تشويش: گرفتاري‌ها و اشتغالات قوه تفكر به تخيل از ديگر موانعي است كه انسان را از انديشيدن باز مي‌دارد و به دام خيالات مي اندازد.آن‌گاه كه فكر انسان در اشتغل تخيلات و كارهاي مختلف قرار دارد و فرصت رسيدگي به همه آنها را ندارد، علاوه بر پايين آمدن كيفيت عمل، انديشه اش را نيز به تحليل مي‌برد، اشتغالات فكري فراوان، جز تشويق و پراكندگي ذهن چيزي را به ارمغان نخواهد آورد.
ج ـ زيستن روياگونه: در مكتب اسلام، آروز، نه تنهايي مورد نكوهش نيست چرا كه بدون آرزو، زندگي معنا و مفهومي ندارد، ولي آنچه مورد نكوهش قرار گرفته، آرزوهاي بي‌پايان و دور از دسترس و اميدهاي واهي است. حضرت علي (ع) در اين خصوص مي‌فرمايد: بدانيد كه آرزوي دراز فكر را از فعاليت بازداشته و ياد خدا را به فراموشي مي‌سپارد.»
بي‌توجهي به واقعيات موجود و دل بستن به آرزوهاي دور، قوه تفكر را ضعيف مي‌كند و از رشد آن مي‌كاهد. اوهام و خيالات به جاي تفكر و تعقل نشسته و معادن فكري را اشغال مي‌كند در نتيجه او را  از رشد بازداشته و به رخوت دچار مي‌سازد و سبب كورشدن چشم بصيرت انسان مي‌شود.
دـ همنشيني با نادانان: همانطور كه معاشرت با صاحبان عقل و انديشه، بر فكر انسان مي‌افزايد؛ معاشرت با نادانان و كساني كه غرق در دنيا هستند، از رشد فكري و عقلاني انسان مي‌كاهد. چه بسيار از ضلالت‌ها كه معلول اين همنيشيني و تاثير پذيريها است.
منظور از عدم معاشرت با ناداناني، گفت و گو به قصد هدايت نيست چرا كه گفت و گو به قصد ارشاد و هدايت نه تنها از عقل انسان نمي‌كاهد، بلكه باعث افزايش قوه تعقل و سبب رسيدن به ثواب است.
2ـ تنگ نظري
انسان اگر گرفتاري مطلق انديشي و جزم گرايي غير برهاني گردد دچار تنگ نظري نيز مي‌شود و اجازه رشد و تكامل و نيز نوانديش به خود و جامعه نمي دهد.
انديشه زنداني شده در ديوارهاي محدوديت‌هاي ناهنجار، هرگز نمي‌تواند از جهان‌بيني كامل و جامعي برخوردار باشد. آن عقيده و مسلكي كامل و جامع و بي‌نقص است كه قدرت برخورد با همه مكاتب و مذاهب و افكار گوناگون را داشته باشد و در بهره گيري از انديشه، ميدان دار مبارزه باشد؛ انساني كه فكرش در حصاري محدود گشته است، از انديشه‌اي ژرف، جامع و كامل برخوردار نخواهد بود؛ چرا كه انديشه در فضاي آزاد و مواجه شدن با ديگر انديشه‌ها است كه به كمال خود نايل مي‌گردد. بر مبناي همين اصل است كه قرآن كريم، چنين فضايي را با بشارت و وعده پاداش به كساني كه تحمل عقيده‌هاي مخالف را داشته باشند و نيكوترين آن‌ها را انتخاب نمايند، ايجاد مي كند و از تنگ نظري بر حذر مي دارد. اينك به برخي از پيامدهاي محدوديت‌هاي ذهني پرداخته مي‌شود؛
الف . ركود استعدادها: در سايه تفكر و رشد فكري، ابتكارها به وجود مي‌آيد و در پرتو انديشه ورزي است كه استعدادها به فعليت مي‌رسد. بي‌گمان با وجود هر گونه محدوديت در راه آزادانديشي استعدادهاي نهفته از قوه به فعل درنخواهد آمد. در محيط بسته، رشد نيروي تفكر در بسيار ي از زمينه‌ها، مسدود گشته، و استعدادهاي فراوان به مسير انحراف كشيده مي‌شود در نيتجه نيروهاي زيادي به تباهي كشانده شده و جامعه بشريت از فوايد آن محروم مي‌گردد.
ب. طغيان و انفجار: اگر فكر در مسير هدايت قرار نگيرد و با امر و نهي‌هاي بي‌مورد از پرواز به فضاي انديشيدن باز نگهداشته شود، اين محدوديت‌هاي ناگهان  به حالت انفجار درآمده و فرد يا جامعه را به مرحله خطرناكي مي‌كشاند. سركوبي آن نيز زيان بار است. مخالف كليسا با انديشه ورزي و طغيان عمومي جامعه نمونه‌اي از اين دست است كه پس از رهايي از بند نظام‌ كليسايي ريشه مذهب و گرايش‌هاي مذهبي را زير سئوال برد تا بدانجا كه هنوز دنياي مسيحيت نتوانسته به مهار كردن آن توفيق يابد.
ج. تسليم پذيري و جمود گرايي: از ديگر پيامدهاي تنگ نطري، پيدا شدن حالتي جمود و تحجر و تقليد گرايانه و از بين رفتن روحيه استقلال انديشي است. آن گاه كه حق انديشه ورزي و آزادي انديشه از شخص گرفته شد روي يكسو نگر گرديد، بتدريج حالت ركود و جمود در افكارش حاكم مي‌گردد، و لذا شخص تسليم ناپذير، تقليد گر و آسيب پذير مي‌شود.
3. سطحي نگري
سطحي نگري، ترك تدبر و شتابزدگي چنان بر درك بعضي افراد سايه مي‌افكند كه بدي را نيكي و بدبختي را خوشبختي و بيراهه را، راه مستقيم مي‌پندارد. قرآن در اين باره مي‌فرمايد: انسان همان گونه كه خير را فرا مي‌خواند، پيشامد بد را مي‌خواند و انسان همواره شتابزده است».
منظور از اين كه فرمود: «انسان همواره شتابزده است»‌ اين است كه او وقتي چيزي را طلب مي‌كند، صبر و حوصله به خرج نمي‌دهد و در جهات صلاح و فساد خود نمي‌انديشد تا در آنچه مي‌طلبد راه خير برايش مشخص گردد و از آن راه اقدام كند. بلكه به محض اين كه چيزي را مطابق ميلش ديد با عجله و شتابزدگي و سطحي نگري به سويش مي‌رود و در نتيجه گاهي آن امر، شري است كه مايه خسارت و زحمت او مي‌شود، و گاهي هم خبري است كه از آن نفع مي‌برد.
پس جنس بشر شتابزده است و به خاطر همين شتابزدگي، ميان خير و شر، فرق نمي‌گذارد، بلكه هر چه برايش پيش آمد، همان را مي‌خواهد و در طلب آن برمي خيزد، بدون اين كه خير و شر را از هم جدا نموده و حق را از باطل تشخيص دهد، در نتيجه به همان شيوه‌اي كه مشتاق خير است، شر را نيز به همان وجه طلب مي‌كند.
درست است كه اعمال خير و شر، همه به اذن خدا در عالم وجود تحقق مي‌يابند و همه آن‌ها با قدرتي كه خدا به انسان داده است براي او مقدور است وليكن اين معنا باعث نمي‌شود كه اعمال خير و شر، هر دو براي آدمي جايز شوند، و انسان هر چه را كه هوس كرد با سطحي نگري، و سراسيمه بدون تعقل و تفكر دنبال نمايد، و بدون هيچ احساس مسئوليتي مرتكب هر عملي بشود و همان‌طور كه اطاعت خدا آزاد است معصيت خدا را هم آزادانه مرتكب شود؛ بلكه واجب  است اعمال شر را مانند شب تاري كننده دانسته و نزديكش نشود و عمل خير را مانند روز بينا كننده دانسته، انجامش دهد و با انجام آن فضل پروردگار خود را جست و جو نمايد.
براي تشخيص شر و خير مي‌توان گفت: خداوند عقل و قوه تعقل را به انسان عطا نمود تا او را راهنمايي كرده و راه كمال را از راه‌هاي انحراف تشخيص بدهد. وضع بشر نشان مي دهد كه بشر گاهي به حكم عقل، راه صحيح را طي مي كند و گاهي با جهالت و هواپرستي و دوري از انديشه‌ورزي، راه انحراف را مي‌پيمايد.
پس بايد انسان عقل را پيشواي خود قرار دهد يعني در كارها شتابزدگي و سطحي نگري نكند بلكه تا قضيه براي او به كمك عقل روشن نشده اظهار نظر ننمايد. پس بايد بينديشد و به دور از شتابزدگي و با دقت نظر بدهد.
4. خواهش‌هاي نفساني
انساني كه بخواهد از نيروي انديشه و عقل خود ياري گيرد، بايد خود را از همه عبوديت‌ها و بندگي‌هاي نفساني برهاند. حكومت‌ خواهش‌هاي نفساني، گاه آن چنان پيش مي‌رود كه بر نيروي انديشه ورزي انسان غلبه كرد و او را بي‌اختيار از مسير صحيح خود منحرف مي‌سازد، تا جايي كه ديده‌اش را بر واقعيت‌هاي بسته، و او را برده‌وار در مسير شهوات و خواسته‌هاي دروني گسيل مي‌دارد.
تاريخ نشان داده كه چه بسيار از قدرت‌خواهي‌ها و مقام طلبي‌ها و مال اندوزي‌ها، مردان بزرگ را به زبوني كشانده تا جايي كه ديدگان خود را به حق فروبسته و در برابر آن ايستاده‌اند.
در آياتي كه از قرآن كريم اين مساله مهم تعقيب شده و مي‌فرمايد: «پس آيا ديدي كسي را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيد و بر گوش او و دلش مهر زده و بر ديده‌اش پرده نهاده است؟ آيا پس از خدا چه كسي او را هدايت خواهد كرد آيا پند نمي‌گيريد؟»
اين آيه از كساني سخن مي‌گويد كه هواي نفس را به عنوان معبود خود برگزيده و هر چه دارند در پاي اين معبود قرباني كرده‌اند، چرا كه در اثر هواپرستي چشم دل آن‌ها كور شده است، و چون خدا مي داند چنين كساني شايسته هدايت نيستد، گمراهشان ساخته، بر قلب و گوش آن‌ها مهر نهاده و بر چشمانشان پرده افكنده است و مسلم چنين كساني شايسته هدايت نيستند.
بنابراين، انساني كه دوست دارد در انديشه به خطا نرود بايد به دور از حكومت‌ هوا و هوس به تفكر بنشيند، تا مبادا انديشه‌هاي باطل خود را در لواي حق گرايي مستور ساخته و در باطن، نيروهاي هوا و هوس بر او فرمان براند. حضرت علي (ع) حالت اين بيماردلان كج انديش را چنين به تصوير مي‌كشد: هر كس از هوس خود پيروي كند، هوس او را كور و كر و خوار و گمراه مي‌سازد.» مراد از كور گردانيدن «كوري »‌از ديدن حقي است كه بر خلاف خواهش او باشد و همچنين كر گرديدن از شنيدن چنين حقي است؛ و چنين است كه كشش‌هاي نفساني و شهوت‌ها چنان عقل انسان را به خود مشغول مي‌دارد كه به چيزي جز برآوردن خواسته‌هاي دويني نينديشيده و جز خواسته‌ هوس را حق نمي‌پندارد. لذا از جاده اصلي منحرف شده و به بي‌ضابطگي در انديشه مي‌گرايد.
بنابراين كسي كه مي‌خواهد انديشه‌ورزي نمايد، يكي از كارهايي كه بايد انجام دهد اين است كه موانع و آفت‌هايي را كه سبب ضعف آن مي‌گردد، برطرف نمايد.
استراتژى وحدت در انديشه اسلامی
استراتژى وحدت در انديشه اسلامی، سيد احمد موثقى، مقدمه استاد محمد تقى جعفرى، چاپ اول، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم، 1370 - 1371 ش، دو جلد، 376 + 468 صفحه، وزيرى، 3000 نسخه.
آن گونه كه مؤلف در مقدمه جلد دوم (ص‏11) تصريح كرده اين كتاب جلد اول و دوم از دوره سه جلدى «استراتژى وحدت در انديشه سياسى اسلام‏» است كه البته تا كنون جلد سوم آن انتشار نيافته است.
جلد اول با مقدمه علامه محمد تقى جعفرى آغاز مى‏شود و در پى آن، مقدمه مؤلف آمده است. اين جلد در سه فصل سامان يافته است: فصل اول، وحدت اسلامى در منابع اصيل اسلامى ; فصل دوم، زمينه و سابقه تاريخى وحدت و تفرقه در جهان اسلام; فصل سوم، سيد جمال الدين الحسينى، بزرگ منادى وحدت مسلمين و يكپارچگى جهان اسلام.جلد دوم مشتمل بر دو فصل است: فصل اول، در مصر، سوريه و حجاز; فصل دوم، در عراق و لبنان.
مؤلف - آن طور كه خود بيان كرده - قصد دارد در جلد سوم زمينه و سابقه تاريخى وحدت و تفرقه در هند و پاكستان و ايران را بررسى كند و در خاتمه هم به نتيجه‏گيرى و جمع بندى و ارائه تز اصلى خود (اتحاد جماهير اسلامى) همراه با توصيه‏ها و پيشنهادها بپردازد.
علامه جعفرى در مقدمه‏اش، با ارائه تعريفى جامع از دين و بيان ريشه امت اسلامى و عوامل اساسى گرايش به دين اسلام و نيز اين نكته كه اسلام نخستين بار حقوق اساسى سه‏گانه (حق حيات، حق كرامت و حق آزادى معقول) را به صورت جدى مطرح كرد، بر آن است كه اثبات كند احكام و تكاليفى كه اسلام براى انسان‏ها مطرح كرد مبتنى بر «حيات معقول‏» است و اين احكام و تكاليف به مقتضاى «اصل وحدت‏» و برابرى انسان‏ها در نزد خداى تعالى و بر طبق اصل «مشروط بودن تكليف به قدرت‏» ، فرازمانى و فرامكانى هستند.مبنا و منشا حقيقى وحدت امت اسلامى در نظر استاد جعفرى، همان دين اسلام است كه ريشه در فطرت الهى دارد و خداى متعال آن را در نهاد تمام انسان‏ها قرار داده است و اين، عامل هماهنگى همه اديان توحيدى ابراهيمى نيز است.قرآن كريم زمينه‏هاى مشترك همه پيروان اديان آسمانى را چنين ذكر كرده است:
قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لانشرك به شيئا و لايتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون (آل عمران (3) آيه 64 و بقره (2) آيه 62 و 177).
استاد جعفرى اختلاف را به دو نوع تقسيم مى‏كند: معقول و نامعقول.اختلاف معقول عبارت است از: «اختلافى كه ناشى از چگونگى اطلاعات مربوط به مساله و استعدادها و مخصوصا نبوغ و عموم موضع‏گيرى‏هاى طبيعى و قانونى است كه اشخاص در ارتباط با حقايق دارند، مانند اختلاف نظر در دريافت واقعيات عالم هستى از ديدگاه علوم نظرى و فلسفه‏ها».اختلاف معقول باعث رشد و گسترش و تعميق علوم مى‏گردد و روايت «اختلاف امتى رحمة‏» اشاره به همين نوع از اختلاف دارد.اختلاف نامعقول عبارت است از: «اختلافى كه ناشى از عوامل غيرقانونى و انحرافى مى‏باشد، مانند پيروى از هوا و هوس كه از مهم‏ترين نمودهاى آن خودنمايى و شهرت پرستى است‏».به اين ترتيب بايد آشكارا اذعان كرد كه «اختلاف در مسير رقابت‏هاى سازنده، مطلوب‏ترين عامل پيشرفت معرفت و عمل است و بدون آن، هيچ گونه حركت تكاملى در حوزه دو حقيقت مذكور (معرفت و عمل) امكان‏پذير نخواهد بود، در دين اسلام، هرگز چنين دستورى وجود ندارد كه همه مغزهاى مسلمين، فعاليت‏يكنواخت داشته باشند و همه به نتايج واحد برسند.از طرف ديگر، اصرار شديد اسلام بر اين است كه بحث و كاوش و اجتهاد بايد دايمى و مستمر باشد.بديهى است اين قضيه دوم، بدون بروز اختلاف امكان‏پذير نخواهد بود; بنابراين اختلاف نظرها به عنوان يك پديده طبيعى كه معلول پويايى معارف اسلامى است، پذيرفته شده، اما اين اختلاف بايد در مسير رقابت‏هاى سازنده قرار بگيرد، نه تضادهاى ويران كننده.
متن مشترك اديان توحيدى ابراهيمى در نظر استاد جعفرى بر مبناى «اعتقاد به وجود خداوند يگانه، مبدا و مقصد حركت انسان در وصول به كمال، قرار دهنده عقل و وجدان در ذات انسان‏ها و فرستنده پيامبران الهى براى ارشاد مردم‏» ايجاد شده است و عناصر شخصيت واحد جوامع اسلامى و به بيان ديگر اجزاى هويت واحد امت اسلامى در همين اعتقادات نهفته است.سه نوع وحدت براى امت اسلامى مى‏توان تصور كرد: 1. وحدت مطلق; 2.وحدت مصلحتى عارضى; 3.وحدت معقول.وحدت مطلق عبارت است از «اتفاق نظر در همه عقايد و معارف و احكام اسلامى با همه اصول و فروع آنها».چنين وحدتى ناشدنى است.وحدت مصلحتى عارضى عبارت است از وحدتى كه «از جبر عوامل خارج از حقيقت و متن دين‏» ناشى مى‏شود; «همان گونه كه توقع وحدت مطلق ميان متفكران و مردم جوامع اسلامى - با وجود آن همه عوامل اختلاف معقول - غير منطقى است، توقع اين كه وحدت مصلحتى عارضى بتواند فرقه‏ها و مذاهب اسلامى را از هماهنگى و اتحاد دايمى و معقول برخوردار سازد، انتظارى است نابجا».
 


منابع :


منابع:


http://islamic-iict.org/articles/854.htm

http://www.aftab.ir/news/2005/jul/11/c7c1121098447.php

http://www.korsi.ir/news.asp

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان