میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

کارآموزی آموزشگاه موسیقی


کد محصول : 1000903 نوع فایل : word تعداد صفحات : 55 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 236

فهرست مطالب و صفحات نخست


آموزشگاه موسیقی

پيشگفتار
«كارآفريني فرايندي است كه فرد كارآفرين با ايده‌هاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد و با بسيح منابع ،‌مبادرت به ايجاد كسب و كار و شركت‌هاي نو، سازمانهاي جديد و نوآور و رشد يابنده نموده كه توأم با پذيرش مخاطره و ريسك است و منجر به معرفي محصول و يا خدمت جديدي به جامعه مي‌گردد.» کار آفرینی زمینه های لازم را برای یافتن فرصتها  در  بازار کار وتولید  برای توانایی فردی مورد  بررسی قرار می دهد  و مجموعه دانش و مهارتهایی را که برای ورود به بازار کار ورد نیاز است و همچنین راهبردهای لازم را برای موفقیت در کسب و کار ارائه می نماید تا پس ازفراغت ازتحصیل چنانچه  تمایل داشته  باشی به  جای استخدام و کار برای یگران در حد توان مالی و تخصصی به تنهایی یا به کمک دوستان و نزدیکان نسبت به راه اندازی و اداره یک واحد کوچک صنعتی،کشاورزی،خدماتی ویا هنری برای کسب وکارتولیدی اقدام نمایی.سرعت روند تحولات فن اوری واقتصادی درجهان به گونه ای است که حتی راه اندازی و اداره واحدهای تولیدی وخدماتی کوچک نیز نیازمند اطلاعات و دانش است که در این  مجموعه  سعی شده است این گونه اطلاعات در حد امکان و ضرورت ارائه شود.روحیه و تفکر کار افرینی هم در واحد های بزرگ تولیدی و خدماتی و هم درواحد های کوچک کاربرد فراوان دارد و می تواند خلا قیتها ، نواوریها و موفقیتهای زیادی را به دنبال داشته باشد اما جایگاه اصلی توسعه تفکر کار آفرینی در واحد های کوچک تولیدی و یا خدماتی است.
ضرورت كار آفريني در دانشگاهها:
 بعضي از صاحبنظران* معتقدند كه فناوري پيشرفته محصول كار آفريني است . هر مدير كار آفرين مي كوشد از پيشرفته ترين فناوريهاي قبلاً خلق شده در كار خود بهره جويد . اما حاصل فعاليت او نيز خود به ابداع فناوري جديد تري مي انجامد . فناوري داراي سه بعد (دانش ،  ابزار و روش ) است. تحول در هر يك از اين ابعاد منجر به تحول در فناوري مي شود . به عبارت ديگر تغيير هر بعد به طور طبيعي ابعاد ديگر را نيز متناسب با خود تغيير مي دهد . فناوري همانند مثلثي است كه داراي سه وجه دانش ـ روش ـ ابزار است . تحول در هريك از ساق هاي مثلث ، دو ساق ديگر را نيز متحول مي كند . هر اقدامي كه يكي از ابعاد اين مثلث را تحول بخشد كار آفريني تلقي مي شود . بنابراين كار آفريني عبارت است از (مهندسي مثلث دانش ـ روش ـ ابزار ـ ) . مديران متعارف مي كوشند در درون يك مثلث قبلاً تشكيل شده فعاليت كنند  ، اما كار آفرينان مي كوشند ابعاد  مثلث فناوري را تغيير دهند و مثلث فن آوري به ندرت قابل انقباض است ، جز در مواردي كه روش¬ها ممكن است سير انحطاطي پيدا كنند كه ضلع روش كوچك مي شود - مثلث فناوري - و بنابراين توانمندي فناوري كاهش مي يابد  . در عموم موارد بعد دانش يا ابزار رو به گسترش است بنابراين مساحت مثلث را افزايش مي دهد و مساحت مثلث شاخص گسترش فنّاوري است  . كار آفرين مديري است که  علاوه بر داشتن دانش  (يا بينش ) و تجربه ، نوآور نيز هست و اين نوآوري خطر پذيري دارد . جهاني شدن بازارها ، تشويق و پشتيباني از كار آفريني در كشورها را به عنوان امري ضروري ساخته است . ايجاد مركز و جايگاهي براي كارآفرينان كه منابع توليد ثروت اند به سود جامعه است . ايجاد اين مراكز ، انتقال فنّاوري از دانشگاها به بازار و استخدام دانشجويان خالق ايده است كه به اين سبب ايجاد اين مراكز براي دانشگاهيان نيز سودمند است  . يكي از ضرورت هاي ايجاد دانشگاه كار آفرين ايجاد سرمايه است . كار آفرينان براي عملي ساختن ايده هاي خود با مشكل مواجهند . از يك سو ، سرمايه داران بزرگ فرصت شنيدن ايده هاي كار آفرينان و پرداختن به كار هاي كوچك را ندارند و از سوي ديگر سرمايه هاي خود را صرف پروژه هاي كلان مي نمايند در نتيجه وجود دانشگاه كه نقش مركز پشتيباني از كار آفريني را به عنوان پل ارتباطي بين كارآفرينان و سرمايه داران ايجاد مي كند ، ضروري است . (اكبري ، 1380 ) معتقد است كه به رغم آنكه برخي از صاحب¬نظرآن معتقدند كار آفريني با آموزش مستقيم حاصل نمي شود و بايد به روش پرورشي كار آفرينان را تربيت كرد . اما هيچ كس منكر اين مطالب نيست كه استفاده از فنّآوري¬هاي نو وايجاد كسب و كار جديد بدون آموزش و پژوهش در عمل دست ¬نيافتني است .  با مراجعه به اطلاعات موجود دربارة افزايش رشته هاي دانشگاهي ، كار آفريني در كشور هاي توسعه يافته و در حال توسعه ، اهميت نظام آموزشي و پژوهشي در توسعة كار آفريني و تربيت كارآفرينان بيشتر مشخص مي شود . به عبارت ديگر ارتباط مستقيمي بين پيشرفت فنّاوري و ضرورت آموزش كارآفرينان وجود دارد .
 اولين مركزي كه در دنيا ، دورة آموزش ويژه كار آفريني درون سازماني را برگزار كرد مؤسسة كار آفريني در هند)   EDI-I ) است از جمله هدفهاي اصلي اين دوره مي توان به نمونه هاي زير اشاره كرد :
- آگاهي شركت كنندگان از استعدادهاي نهفته كار آفريني و هدايت آنها به سوي نوآوري
- توسعه و ايجاد جو كار آفريني درون سازماني.
- كسب اطمينان از بينش و بصيرت به وجود آمده براي توسعة بيشتر .
- كمك به توسعه شيوة رهبري كارآفرينان در سازمان
- انگيزه افراد براي تبديل شدن به مديران موفق در سازمان .

مقدمه:
يكي از مسايل فرهنگي مهم در هر جامعه اي هنر و آموزش هنر مي باشد . چرا كه نيروي حيات و شادماني در جامعه تزريق كرده باعث نشاط و آ ر امش اعضاي جامعه مي گردد در اين ميان هنر اول يعني موسيقي جايگاه ويژه اي را دارد چرا كه بيشترين اثرات در باز شدن ذهن و بالا بردن قدرت فراگيري براي محصلان و ايجاد ثبات شخصيت و بالا بردن اراده و اعتماد به نفس و جلوگيري از افسردگي در بين جوانان وآحاد جامعه مي گردد.
همچنين اينكه يكي از ابزارهاي تجارت و تبليغات عنصر موسيقي است كه نبايد ناديده گرفته شود و نيز اكنون كه دنياي تبليغات غرب با انواع روشها با يك هجوم فرهنگي غربي مابي فرهنگ و تمدن ايران اسلامي و جوانان ما را تهديد مي كند استفاده وآموزش به جاي هنر موسيقي در اين راستا مي تواند نقش مهمي را بر عهده داشته باشد. لذا مي با يست با برنامه ريزي صحيحي ، منطقي،ارزشي و بلند مدت و ايجاد و حمايت از تشكلهاي فرهنگي و هنري و سرمايه گذاري درست و عاقبت انديشانه در اين حوزه بستري مناسب براي جهش هنري و ارزشي و مبارزه اي فرجام انگيز براي جلوگيري از هجوم فرهنگ منحط بيگانه بوجود آ وريم . اكنون زمان مبارزه انديشه است و اين زمان بيش از هر چيز به نوع آوري و آموزش و پرورش در حوزه فرهنگ
و هنر نيازمنديم تا بتوانيم سرزميني آ باد با فرهنگي ديرينه را براي مردمي شاد و آگاه و وطن شناس و وطن دوست با اراده و قوي براي هميشه به ارمغان آوريم.

تاریخچه آموزشگاه
آموزشگاه موسیقی آوا واقع در شیراز پل معالی آباد طبقه فوقانی نان بهنان که در تاریخ 1380 تاسیس و شروع به کار کرده است . 

بیان مسئله
هنر موسيقي و تاسیس آموزشگاه موسیقی برای پایداری هنر موسیقی در کشور

روش تحقيق
اين تحقيق طوري تنظيم مي شود كه با بررسي به مساله تحقيق ، فرضيه تحقيق ، مشکلات و راهکارهای موجود طرح و توجیه اقتصادی طرح  و در آخر به نتيجه گيري مي پردازد.

فرضیات تحقیق
1- اهمیت  آموزش موسیقی به کودکان استثنایی
2- نوع برنامه‌ها در موسیقی درمانی
3- اهمیت آموزشگاه موسیقی

مشکلات و راهکارهای موجود طرح
اگرچه رقم بالاي آموزشگاه‌هاي آزاد موسيقي مي‌تواند، نشان‌دهنده توجه زياد جامعه‌ايراني به هنر موسيقي باشد، اما بايد توجه داشت اين آموزشگاه‌ها تنهاجاي خالي موسيقي را در سيستم آموزشي ما پر مي‌کنند. اگرچه وضعيت آموزشگاه هاي آزاد در کشور ما همچنان آشفته و غير منظم است و از نظام مشخص و منسجمي تبعيت نمي کند، اما حکايت آموزشگاه هاي آزاد موسيقي، حکايت ديگري است. چرا که بازار آشفته موسيقي و حتي نيمه رسمي آن بر مشکلات اين صنف دامن هم زده و اعتراض هنرمندان و متخصصان با سابقه اين رشته نيز براي ساماندهي وضعيت اين مراکز آموزشي تا کنون راه به جايي نبرده است. هرچند تا کنون از سوي برخي نهادهاي مسئول اقداماتي همچون: تهيه بانک اطلاعاتي، برگزاري جشنواره آموزشگاه هاي موسيقي ، براي ساماندهي اين مراکز صورت گرفته ، اما هنوز اقدام جامعي در اين زمينه توسط هيچ مرکزي و نهاد مسئولي انجام نشده است. هر ساله با آغاز فصل گرم و تعطيلي مدارس، بازار آموزشگاه هاي موسيقي نيز گرم و بر تعداد هنرجويان و به دنبال آن مدرسان حاضر در اين آموزشگاه ها نيز اضافه مي شود ، اما غافل از آنکه اين مراکز بدون وجود هدايت و نظارت تخصصي در حال گسترش و رشد شده اند. بر اساس يک آمارگيري که در سال 84 از تعداد آموزشگاه هاي رسمي موسيقي در ايران انجام شده است، 364 آموزشگاه موسيقي در سراسر کشور مشغول فعاليت هستند که تهران با 182آموزشگاه مقام نخست را داراست. اگرچه ممکن است چنين به نظر برسد که رقم بالاي آموزشگاه هاي آزاد موسيقي نشاندهنده توجه زياد جامعه ايراني به هنر موسيقي است، اما بايد توجه داشت اين آموزشگاه ها هم اکنون تنهاجاي خالي موسيقي را در سيستم آموزشي ما پر مي کنند و به اين ترتيب نمي توانند به عنوان يک شاخص مناسب در اين زمينه عمل کنند. در حالي که يکي از نکات قابل اهميت اين است که آيا اين آموزشگاه هايي که تعداد آنها رو به افزايش است و قرار است کمبودهاي سيستم آموزشي را جبران کنند از کيفيت لازم برخوردارند يا نه؟ عاصمه فندرسکي، مدير آموزشگاه موسيقي آواي مهرباني معتقد است که تعداد بالاي آموزشگاه ها کيفيت تدريس را تحت تاثير قرار داده است. وي وضعيت صدور مجوز آموزشگاه هاي موسيقي کشور را رضايت بخش نمي‌داند و معتقد است که اين اوضاع به شيوه‌اي است که به هر فردي مجوز تاسيس آموزشگاه موسيقي داده مي‌شود. فندرسکي مي گويد: نحوه صدور مجوز براي مراکز علمي و کاربردي در تهران به اين ترتيب است که تا تا ظرفيت مراکز موجود تکميل نشود، نمي توان مرکز يا موسسه جديدي داير کرد، در حالي که در مورد آموزشگاه هاي آزاد و از جمله موسيقي به چنين شيوه اي عمل نمي شود و افراد مختلف مي توانند به راحتي مجوز تاسيس آموزشگاه موسيقي دريافت کنند. در اينجا بحث ، انحصار در آموزش موسيقي مطرح نيست، بلکه موضوع کيفيت آموزشي است که تنزل پيدا مي کند. زيرا به اين ترتيب توازن ميان عرضه و تقاضا که از مهم ترين اصول اقتصادي هر فعاليتي است، از بين مي رود و عرضه از تقاضا بيشتر مي شود و اين موضوع علاوه بر تاثير منفي که بر کيفيت آموزش دارد، تبعات نامناسب ديگري نيز به همراه دارد. سودابه سالم مدير آموزشگاه موسيقي ودا نيز تعداد آموزشگاه هاي موسيقي در ايران را در مقايسه با جهان پرشمار توصيف مي کند: علاقه به موسيقي، به خصوص در جوانان باعث مي شود تا در نبود فضاي آکادميک مناسب، تا اين اندازه آموزشگاه موسيقي در ايران تشکيل شود تا جوابگوي اين همه علاقمند باشند. خوشبختانه با تمام ضعف هايي که آموزشگاه هاي آزاد موسيقي در ايران دارند بايد بگويم که همينها موسيقي را در ايران زنده نگه داشته اند. تمام دانشجويان و فارغ التحصيلان رشته موسيقي بعد از 5 سال مي توانند مجوز تاسيس آموزشگاه بگيرند و ديگر از آنها امتحاني هم گرفته نمي شود ، اما افرادي که سابقه فعاليت در حوزه موسيقي را دارند، براي دريافت اين مجوز بايد آزموني را که به همين منظور تعيين شده را پشت سر بگذارند. اگرچه ممکن است چنين قوانيني در نگاه اول منطقي و حساب شده به نظر برسد، اما ارزيابي عنصر کيفيت در هيچ کجاي اين شيوه به درستي پيش بيني نشده است، ضمن آنکه پس از تاسيس آموزشگاه نظارت حرفه اي بر نحوه کار اين مراکز وجود ندارد. سوشيانت عازمي خواه ، مدير آموزشگاه فاخته کرج نيز رشد بي رويه آموزشگاه هاي موسيقي را يکي از عواملي مي داند که بر کيفيت آموزش موسيقي در کشور تاثيرات نامناسبي بر جاي مي گذارد: تعداد آموزشگاه هاي موسيقي به خصوص در چند سال اخير و به دنبال افزايش عمومي به هنر موسيقي بالا رفته است و متاسفانه تا شکايتي از آموزشگاه ها نشود، آنها به فعاليت خود ادامه مي دهند که البته به اين مراکز تدريس هاي خصوصي غير حرفه اي را هم بايد اضافه کرد، مجموع اين عوامل باعث مي شود که ارزش يک آموزش حرفه اي و بلندمدت زير سوال برود و هر هنرجويي با گذراندن چند دوره در اين آموزشگاه ها فکر کند که يک نوازنده کامل شده است اين نوازنده پيانو يکي از دلايل بروز چنين مشکلي را شناخت عمومي پايين از هنر موسيقي وسازها مي داند: متاسفانه در کشور ما شناخت از موسيقي به دلايل مختلف بالا نيست و بسياري از والدين و هنرجويان فکر مي کنند که موسيقي هم مثل ترم هاي آموزش زبان رده بندي دارد و انتظار دارند با گذشت يک يا دوره تبديل به يک نوازنده شوند. در حالي که آموزش موسيقي يک فرايند نسبتا بلندمدت است و در معلمي هم شيوه خود را دارد. دکتر فريد عمران مسئول مرکز آموزشي آکادميا نيز در اين زمينه مي گويد:« 42 سال است که کار تدريس موسيقي مي کنم و تاکنون هيچ سرفصلي را در آموزش هاي خود به کار نبرده ام. سرفصل ها را کساني مي نويسند که متخصص تدريس نيستند. بايد استاد را آزاد گذاشت تا بتواند با توجه به امکانات موجود به آموزش بپردازد. سالم با تاکيد بر اينکه کيفيت آموزش در بسياري از آموزشگاه ها پايين است، عنوان مي کند: ما بارها و بارها گفته ايم که بايد رشته مربيگيري موسيقي در ايران داشته باشيم، اما متاسفانه مسئولان پاسخ مي دهند که به دليل محدوديت ها ما نمي توانيم اين رشته را داشته باشيم. خوب طبيعي است دانشجويي که در رشته آهنگسازي و نوازندگي مشغول است و وقتي فارغ التحصيل مي شود نه آهنگساز است و نه نوازنده چطور مي خواهد يک معلم خوب موسيقي باشد؟ به همين خاطر به تنها چيزي که در آموزش موسيقي مي توان اميدوار بود،غريزه هنري يک فرد است. اصولا منطق حکم مي کند که ورود به هر فعاليتي ( واز جمله فعاليت هنري) مزاياي مادي ومعنوي به مراه داشته باشد که فعاليت هاي موسيقايي نيز از اين قاعده مستثني نيست. اگرچه ممکن است علاقه به هنر و يا هر دليل غير مادي ديگري يک عامل محرک، براي گام نهادن به حوزه موسيقي باشد، اما بدون داشتن يک توجيه اقتصادي ادامه حضور در اين حوزه معنا پيدا نمي کند. همين عامل موجب شده است، بسياري از خير تدريس و حضور در آموزشگاه هاي موسيقي گذشته و سراغ هر فعاليت ديگري غير از هنر بروند. فندرسکي در اين زمينه مي گويد: آموزشگاه هاي موسيقي، حتما بايد فعاليت خود را يک ملک تجاري يا دربست انجام دهند و هزينه هاي چنين محل هايي نيز بسيار بالاست. بنابراين گاهي گردانندگان آموزشگاه ها هزينه هاي آموزش نيز خود به خود بالا مي رود. البته همان نبود تعادل ميان عرضه و تقاضاي موسيقي ميان آموزشگاه ها و هنرجويان نيز موجب مي شود که شهريه هاي آموزش بالا برود. زيرا زماني که تعداد تمام آموزشگاه ها زياد شود، تعداد هنرجويان هريک از آنها کاهش پيدا مي کند. بنابراين آنها براي تامين هزينه هاي خود ناگزير به بالا بردن شهريه ها مي شود. عازمي خواه نيز يکي ديگر از مشکلات اساسي آموزشگاه هاي موسيقي را هزينه بالاي اجازه بهاي واحدهايي مي داند که آموزشگاه ها در آنها داير شود:« بناهايي که براي آموزشگاه موسيقي اختصاص پيدا مي کند، بايد آکوستيک باشد و از امکاناتي بهره مند باشد که شايد ديگر آموزشگاه ها به آن نيازي ندارند. بنابراين اين هزينه هاي جنبي را نيز بايد به هزينه بالاي اجاره بهاي واحد تجاري هم اضافه کرد.» کيوان ساکت، مدير آموزشگاه وزيري نيز در اين زمينه مي گويد:« برخي از آموزشگاه ها براي تامين هزينه هاي خود اقدام به راه اندازي ساز فروشي يا بخش تعمير ساز در داخل آموزشگاه مي کنند، اما آموزشگاه موسيقي يک محيط فرهنگي هنري است و بسياري حاضر نيستد، به اين ترتيب شان اين محل را پايين بياورند، بنابراين بيشتر از سايرين مشکلات مالي خواهند داشت. ساکت پيشنهاد مي کند: دولت و نهادهايي که مرتبط با موسيقي عمل مي کنند، بايد کمک هايي را نيز به فعالان اين حوزه اختصاص دهند، همان طور که چنين بودجه هايي در قانون هم براي کمک به فعاليت هاي فرهنگي پيش بيني شده است. در حالي که همين آموزشگاه ها يکي از مراکزي هستند که موجب گسترش و معرفي هنر والاي ايراني خواهند بود. مرتضي مبکي جانشين مديريت آموزشگاه موسيقي پويش نيز از کمبود امکانات براي فعاليت هاي موسيقايي گله مي کند: ما در بخش زيرساخت هاي مربوط به فعاليت هاي فرهنگي وهنري کمبود داريم. يکي از همين بسترها امکانات مناسب آموزشي است. شما فکر کنيد علاوه بر اينکه بسياري از آموزشگاه هاي موسيقي براي تدريس هنر مناسب نيستند، هنرجوياني که به تازگي نواختن يک ساز را آغاز کرده اند نيز، محل مناسبي براي ارائه آن ندارند. بسياري از نهادها يا موسسات دولتي يا نيمه دولتي، از امکاناتي همچون سالن مناسب بهره مي برند که سالهاست خاک مي خورد که مي توانند آنها را با اجاره بهاي کمتر در اختيار آموزشگاه ها وحتي گروه هاي موسيقي قرار دهند، تا در آنجا تمرين کرده و کارهاي خودشان را ارائه دهند. اين فعال حوزه موسيقي همچنين يکي ديگر از کمبودهاي اين حوزه را نبود امکان رقابت ميان آموزشگاه هاي موسيقي مي داند: فضاي سالم رقابتي ميان آموزشگاه هاي موسيقي يکي از عواملي است که منجر به افزايش کيفيت آموزش موسيقي در کشور مي شود، اما منتاسفانه شرايط و امکانات مناسب براي چنين رقابتي وجود ندارد و اصولا معيارهاي مشخص و مناسبي هم براي آن تعريف نشده است.

نحوه بازار یابی و تبلیغات طرح
بازار يابي در كسب و كار امروز يك امر ضروري است ودر مو قعيت ساز مانها نقش اساسي ايفا مي كند.بازاريابي به فروش از طريق ويزيتوري يا تهيه آگهي هاي تبليغاتي محدود نمي شود و مفهوم بسيار جامع تري دارد و به همين دليل گفته مي شود تفكر بازار يابي بايد در كليه ي بخش ها و فرايند هاي سازماني نفوذ كند و مورد توجه قرار گيرد.خلق نام تجاري مناسب ، تبليغات مناسب ، توجه به تغير دائم در نيازها ودر نهايت بهره گيري ازفناوري روز از الزامات اساسي است.بازاريابي نتيجه ناگزيرو دوري ناپذير وضروري سرمايه داري است.البته اين بدان معنا نيست كه بازاريابي تنها به كشورهاي داراي نظام سرمايه داري محدود مي شود ، تكنيك هاي بازاريابي در تمام نظامهاي سياسي و بسياري از جنبه هاي زندگي كاربرد دارد.
بازار يابي :
بازاريابي اثر بخش به عـنوان ساختن چيـزي كه بتواند بفروشد و نه فروش آنچه كه مي توانيد بسازيد تعبيـر مي شود.
سازمانهايي كه آنجه را كه توليد مي كنند مي فروشند محصول مدار هستند يعني ابتدا محصول را توليد مي كنند و سپس بـراي محصولات خود به دنـبـال مـشـتـري هـسـتـنـد و به بازار يابي بعـنوان وسـيله اي براي ترغيب مشتـريان به خـريــد مي نگرند. موفق ترين سازمانها آنهايي هستند كه آنجه را كه مي توانند بفروشند توليد مي كنند ، آنها مشتري مدار هستند يعني در پاسخ به نيازهاي مشتري محصولات و خدمات خود را عـرضه مي كنند.در نتيجه بازاريابي را مي توان ، به عنوان فعاليتي لازم براي تطبيق كالاها با نيازها و خواسته هاي بازار تعريف كرد و بازاريابي فعاليت هايي چون برنامه ريزي و قيمت گذاري و توزيع تبليغات و معرفي محصولات را شامل مي شود.
شر كتها در زمينه بازار يابي سه دسته اند :
1) شركت هاي پيشرو
2) شركت هاي پيرو
3) شركت هاي ايستا
تبلیغات موسیقی
هر بار که رادیو و تلویزیون را روشن می کنیم، با انبوهی از پیام های بازرگانی روبه رو می شویم که گاه چنان استادانه طراحی شده اند که به سرعت ما را تحت تأثیر قرار می دهند.
هر بار که رادیو و تلویزیون را روشن می کنیم، با انبوهی از پیام های بازرگانی روبه رو می شویم که گاه چنان استادانه طراحی شده اند که به سرعت ما را تحت تأثیر قرار می دهند.
این پیامها حتی اگر یک تبلیغ ساده باشند هم، با جادوی رسانه قدرتمندی چون تلویزیون، تولید کنندگان رابه هدفشان می رسانند و مخاطب را به همان سمتی سوق می دهند که برایشان تعریف شده است.
روزنامه ها را ورق می زنیم که بازهم پر از تبلیغات محصولات مختلف مصرفی، تجاری و به ندرت فرهنگی است. در بزرگراه ها و خیابان ها بیلبوردهای تبلیغاتی را می بینیم که یک کالا، فیلم سینمایی، آموزشگاه، مدرسه و ...را معرفی می کنند، اما در بین این تبلیغات صدا و سیما، روزنامه ها و بیلبوردها به ندرت می توان تبلیغ یک کتاب، آلبوم موسیقی یا کنسرت را پیدا کرد. حتی در روزنامه ها هم بارها درباره فیلم های سینمایی روی پرده، تئاترهای روی صحنه و کتاب های روی پیشخوان، مطلب نوشته می شود تا مخاطبان را بیشتر با اتفاقات فرهنگی جاری آشنا کرده و آنها را به دیدن این آثار ترغیب کنند.
این درحالی است که معمولا هر نقد و تفسیر در جریان پخش این آثار نوشته و منتشر می شوند و تا حدودی فرصت استفاده از آن را در روزهای بعد به مخاطب می دهند. اما گروه های موسیقی فقط دو یا سه روز اجرا دارند و فرصتی برای ترغیب مخاطب به وسیله نقد و گفتوگو با عوامل آنها نیست.
از طرفی معمولا رسانه های گروهی از معرفی یک آلبوم موسیقی یا نقد آن خودداری می کنند و تنها راه ورود این آثار به جعبه جادویی یا رسانه های چاپی پرتیراژ، تبلیغات و صرف هزینههای زیاد است.
شاید مهمترین عامل بازدارنده تبلیغات، مسئله سرمایه گذار و پیدا کردن یک به اصطلاح از خود گذشته(!) است که حاضر باشد برای کنسرت گروه های موسیقی و خواننده های نه چندان معروف تبلیغ کند. این درحالی است که محصولات فرهنگی و به ویژه آلبوم ها و کتاب های موسیقی، بیش از سایر کالاها نیاز به معرفی دارند. چون مانند خوراک و پوشاک، کالای ضروری و مورد نیاز روزانه مردم محسوب نمیشوند. در حقیقت تبلیغ این محصولات همچون فلشی است که مخاطب رابه سوی یکی دیگر از نیازهایش که شنیدن موسیقی است، هدایت می کند. این فلش تنها از سوی یک اسپانسر خوب، جهت دار می شود. سرمایه گذاران نیز حق دارند از بازگشت سرمایه شان مطمئن باشند و اسپانسر برنامه هایی شوند که به درآمدزا بودن آن مطمئن باشند. خب این اعتماد و اطمینان خاطرمعمولا در کنسرتها وجود ندارد. به غیر از کنسرت کسانی مثل شجریان و لطفی یا گروه های پاپ که همیشه مورد استقبال مردم قرار گرفته است. نمونه یکی از بهترین تبلیغات موسیقی امسال در مورد کنسرت محمدرضا لطفی اتفاق افتاد. اگرچه حضورش در تلویزیون درست یک یا دو شب مانده به کنسرت چندان تبلیغ محسوب نمی شد اما همین هم فرصتی است برای ارتباط با مخاطب که برای سایر موسیقیدانان و آهنگسازان درجریان کنسرت هایشان اتفاق نیفتاده است. به غیر از این گفت و گوی تلویزیونی با مباحث کلیکه به کنسرت هم ربط نداشت؛ تبلیغات خیابانی هم، به کنسرت لطفی رونق دادند. حال آیا اسپانسری هست که از گروه های جوان و خوانندگان و آهنگسازانی که کارشان هم خوب است اما شهرت چندانی ندارند و می خواهند بدون تن دادن به خواسته های ارزان عده ای، کار خوب ارائه دهند، حمایت کند؟
 همانطور که تنها راه آشتی دادن مردم با موسیقی و کنسرت تبلیغ و معرفی است، به نظر می رسد تنها راه این معرفی و تبلیغ هم حمایت دستگاه های دولتی مانند معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، مرکز موسیقی حوزه هنری، نشریات و مهمتر از همه صدا و سیماست که در غیاب سرمایه گذار، مسئولیت تبلیغات برای چنین برنامه هایی را به عهده بگیرند.

فعالیت های این آموزشگاه عبارتند از:
1- روش نوین آموزش موسیقی به کودکان6 الی 12 ساله در کوتاهترین مدت توسط مجرب ترین اساتید در سطخ کرج.
2- مجهزترین و کاملترین مجموعه سازها و وسایل کمک آموزشی برای کودکان.
3- تشکیل گروههای کر و ارکستر کودکان و نوجوانان برای اولین بار در کرج.
4- استفاده از اساتید مجرب و با سابقه کشور و مدرسین دانشگاه هنر.
5- تنها مرکز غیر دولتی فعالیت گروه کر فارابی(کر دانشگاه هنر) در استان تهران.
6- برگزاری دوره های تخصصی جهت متقاضیان کنکور موسیقی.
7- آموزش کلیه سازهای کلاسیک و سنتی و آواز
موسيقي در خدمت آموزش
   در چند دهه گذشته در زمينه رشد كودك، مراحل آن و اين كه كودك در هر مرحله چگونه مي انديشد، چگونه ياد مي گيرد و...، پژوهش هاي وسيعي انجام شده است.    سودابه سالم يكي از مدرسان و محققان موسيقي كودك است كه بتازگي جلد دوم كتاب <بخوان با من، بساز با من» را منتشر كرده است. وي اركستر موسيقي ايران زمين را در تاريخ هاي 8 و 15 آذر امسال به صحنه برد و در آخرين روز جشنواره موسيقي فجر هم اجرا داشت.سالم كه در كنسرت قبلي خود آثاري از ابوالحسن صبا را با همين اركستر اجرا كرد، اين بار بازي هاي ايران را به صحنه برد تا فرهنگ مادرمحوري را در ايران زمين بازگو كند. پاي صحبتش نشسته ايم.  با توجه به اين كه براي آموزش و پرورش كودكان ابزارها و شيوه هاي بسياري وجود دارد، چرا شما روي آموزش موسيقي به كودكان تاكيد بيشتري داريد؟
     به اين دليل كه دوران كودكي پيوندي ناگسستني با موسيقي دارد و در تمام فرهنگ ها كودكان را با موسيقي پرورش مي دهند. از هفته بيستم بارداري حس شنوايي در جنين به وجود مي آيد و شيوه هاي مدرن آموزشي، آموزش موسيقي را از همين زمان آغاز مي كنند. از سوي ديگر، در فرهنگ ما، مثلادر لرستان براي زنان باردار شاهنامه مي خوانند يا در سيستان و بلوچستان ترانه هاي خاصي براي دوران بارداري وجود دارد. ما ترانه هاي بسياري در ادبيات غني خود ويژه كودكان داشته ايم كه نسل ها، مادران براي فرزندانشان خوانده اند، اما آيا در دنياي امروز كه مادران كودكان خود را به مهدهاي كودك مي سپارند،اين ترانه ها را مربيان براي بچه ها مي خوانند؟! من به عنوان كسي كه سال ها در اين زمينه فعاليت و بررسي كرده ام، برعناصر موسيقايي كه ميان مادر و فرزند وجود دارد، تاكيد دارم و از اين تكنيك بسيار الهام گرفتهام. عناصري كه ما امروزه به دليل اين كه مي كوشيم مدرنيته را از غرب تقليد كنيم، آنها را كهنه و عقب افتاده مي پنداريم و در نتيجه از آن غفلت كرده ايم. نتيجه اين غفلت، آشفتگي و گسستي است كه ما در تربيت نسل هاي بعد با آن مواجه مي شويم.
    با توجه به اين صحبت شما،موسيقي چه نقشي بر تعليم و تربيت كودك، منظم و اجتماعي شدنش مي تواند داشته باشد؟
    هنگامي كه به تاريخ بشر نگاه مي كنيم، همراهي موسيقي را با بشر در اين مسير به وضوح مي بينيم؛بشر هرگاه خواست مانند ارتش انضباط داشته باشد، موسيقي در كنارش بوده يا در ديگر موقعيت هاي زندگي اعم از غم، شادي و... از موسيقي بهره برده است. بنابراين موسيقي قطعا اين قدرت را دارد كه در آموزش كودك نظم، اجتماعي شدن و ساير موارد را بگنجاند و چه ابزاري بهتر از موسيقي؟! همه كساني كه با كودك سر و كار دارند، مي دانند كه يك موسيقي پرتحرك چگونه به كودك تحرك و نشاط مي دهد. تاثير آموزش موسيقي به كودك ابعاد بسيار وسيعي در رشد كودك از جنبه هاي اجتماعي، كلامي، عاطفي، حركتي و رشد شناختي دارد. متاسفانه در كشور ما موسيقي يك چيز لوكس و فانتزي به شمار مي آيد؛ در حالي كه موسيقي بخشي از تعليم و تربيت است و علاوه بر آن، در كشور ما متوليان امور فرهنگ و هنر اهميت چنداني به آموزش موسيقي نمي دهند.
    با توجه به اين كه كودكان در رفتار و گفتار با بزرگ ترها بسيار متفاوتند،شما براي آموزش كودكان چگونه با آنها ارتباط برقرار مي كنيد؟
    در حقيقت من نمي توانم در اينجا و در اين فرصت مختصر تمام تكنيك خودم را توضيح دهم، فقط مي توانم كليتي از آن را بيان كنم. در واقع بيشترين تلاش من در ابتداي كار اين است كه كودك با موسيقي ارتباط برقرار كند و آن را در زندگي روزمره خود كشف كند. توجه كودك در ابتدا به صداهاي گوناگون جلب مي شود و در اينجاست كه بايد به او فرصت دهيم تا بتواند ويژگي هاي آنها مانند تندي و كندي، بلندي و آهستگي، زيري و بمي را كشف كند. سپس براي او قطعات موسيقي گوناگون مي گذاريم تا بتواند اين ويژگي ها را به قطعات موسيقي كه مي شنود تعميم دهد. ضمن اين كه اين گوش كردن بايد با حركت همراه باشد. كودك بايد همراه با اين موسيقي ها راه برود، بدود، بپرد و از اين طريق هيجاناتش را تخليه كند و به آرامش برسد.ما اين آرامش را به كمك شنيدن موسيقي و انجام حركات به وجود مي آوريم و در نهايت وي آمادگي پيدا مي كند تا با مربي اش آهنگي را بخواند.
     در آموزش موسيقي به كودكان ،چه نكاتي را در نظر مي گيريد؟
    ما به عنوان مربي به كودك كمك مي كنيم تا روابط ميان پديده ها را بفهمد و دريابد كاركرد دنياي پيرامونش چگونه است. او مهارت هاي زندگي را پيدا مي كند و دست هايش تواناتر و ديد چشم هايش قوي تر مي شود و در نهايت تمام حواس او حساس تر مي شود وكمك به رشد همه جانبه هوش مي شود. هر مربي كه پيش من كار مي كند، هم بايد به ويژگي هاي جسمي و ذهني كودك آگاه باشد و همچنين بتواند كلاس را با مطرح كردن شعرها، ترانه ها، داستان ها، موسيقي هاي محلي و حتي موسيقي ملل اداره كند. مربي بايد خلاق باشد و بتواند كلاس را بدون تدريس مستقيم طراحي كرده و كودك را با الفباي موسيقي آشنا كند. به اين ترتيب، هر كلاس با توجه به اين كه چه گروه از كودكان و با چه ويژگي هايي در آن شركت دارند، تكرار شدني نيست و بنابر اين هر كلاس خود تبديل به يك اثر هنري مي شود. خود مربي بايد از كلاسش لذت ببرد و به بچه ها نيز اين لذت يادگيري را منتقل كند. براي اين كار بايد مربي كودك درون قوي داشته باشد و فرصت كودكي كردن را به كودكان بدهد. در همين كلاس، مربي مي تواند حس آرامش را ايجاد كرده و يك كلاس خلاق و خوب را براساس عناصر فرهنگ ملي و جهاني طراحي كند. مربي بايد بتواند حتما كودكي و ويژگي هاي اين دوران را به خوبي درك كند.
    شما موسيقي را جزئي از ادبيات مي دانيد و ادبيات را نيز جزئي از موسيقي. مايلم بدانم كه اين پيوند چگونه صورت مي گيرد؟
    ما داراي ابزاري بسيار غني هستيم كه آنها را با عنوان فرهنگ شفاهي مي شناسيم. بخش مهم اين فرهنگ شفاهي ويژه كودكان است كه ما آنها را تنها از ديدگاه ادبي بررسي كرديم. در حالي كه به نظر من همه تكنيك هايي كه براي كودكان به كار مي رود تركيبي از موسيقي، ادبيات، نمايش و... است و نمي توان آن را تنها از يك بعد نگاه كرد. وقتي كه ما در بحث ادبيات كودك براي كودكان قصه مي گوييم و شعر مي خوانيم، از موسيقي كمك مي گيريم. در دوران كودكي نمايش، موسيقي و ساير هنرهايي از اين دست درهم تنيده بوده و خلاقيت مادر هم در اين بوده كه به اين زيبايي توانسته است با طراحي متل ها، درك كودك را از موسيقي و زبان بالاتر ببرد و با حركاتي كه انجام مي دهد،بر توانايي حسي و حركتي اش بيفزايد. 

در مسير آموزش آيا از ترانه ها هم كمك گرفته مي شود، اينها چه نقشي در اين آموزش دارند؟
    براي همه كساني كه در زمينه آموزش موسيقي فعاليت مي كنند، اين نكته بسيار مهم است كه كودكان، خودشان بدن خود را به عنوان يك ابزار موسيقي بشناسند. از سويي هم خواندن، نخستين گام در آموزش موسيقي است و كودك آن را با تقليد مي آموزد. بنابراين بايد متوجه باشيم براي چه دوره اي از كودكي، كدام ترانه ها را انتخاب مي كنيم. ما ترانه هايي داريم كه كودكان با خواندن آنها، شمارش اعداد را مي آموزند يا با مفاهيم گوناگون آشنا مي شوند و به باور بسياري، اين مساله شايد جزئي از ادبيات باشد؛ اما به باور من، در ترانه هم موسيقي جريان دارد و هم ادبيات. چرا كه اگر موسيقي را از آنها بگيريم، كودك برانگيخته نمي شود و با موسيقي است كه كودك با اين ترانه ها به تحرك واداشته مي شود. در كل ترانه ها كاركردهاي متنوعي دارند و آموزش هم با خواندن همين ترانه ها آغاز مي شود. ما مي توانيم آهنگ و ترانه را با توجه به توانايي هاي صدا و حنجره كودك با فواصل موسيقايي بسازيم و همزمان با آن، تندي و كندي را به وي بياموزيم. كودك اگر نتواند اين مفاهيم را درك كند،در آينده هم قادر نخواهد بود سرعت در موسيقي را درك و اجرا كند. سپس به بچه ها ترانه هاي محلي و ترانه هاي ملل را مي توان آموخت كه به اين ترتيب، كودك با اين ترانه ها هم جغرافياي كشور خود را بخوبي مي آموزد و هم جغرافياي جهان را.
    آموختن داستان هاي شاهنامه به كودكان و چگونگي اجراي درست آنها به كودكان و بويژه كودكان كم سن و سال بايد كار دشواري باشد؛ شما چطور اين كار را انجام مي دهيد؟
    اين را هميشه به ياد داشته باشيد كه تا ايران و ايراني هست، رستم همواره زنده و جاويد خواهد بود و در نتيجه كودكان ايران نيز او را مي شناسند و ريشه در وجود آنها دارد. اگر همين الان ريتم زورخانه را بنوازيم، به هر دختر و پسر كوچك ايراني بگوييم كه مانند پهلوان ها راه برود، بلافاصله بدون اين كه حتي يك بار در عمرش زورخانه ديده باشد، اين كار را بخوبي انجام مي دهد. شما براي هر كودك ايراني، داستان اسفنديار را روايت كنيد، مشتاقانه گوش خواهد داد. حتي كودكان ايراني كه در خارج به دنيا آمده اند و هرگز ايران را نديده اند، از شنيدن داستان ها و انجام بازي هاي ايراني لذت مي برند. چرا كه همه اينها در خاطر جمعي كودكان، زنده است و اين مي تواند براي ما، بهترين كمك باشد كه تا چه اندازه از اين ناخودآگاه جمعي استفاده كنيم. نكته ديگر اين كه نقالي زيباترين تكنيك در آموزش هنر مي تواند باشد؛ چرا كه در آن حركت، نمايش، ادبيات و موسيقي همگي باهم وجود دارد. به باور من، نقالي خود مدرسه اي مدرن است كه مي تواند حتي بخشي از فعاليت فوق برنامه دانش آموزان باشد.
    چرا و با چه هدفي بازي هاي ايراني را روي صحنه مي بريد؟
    نخستين كار من، بازي هاي آوازي است و در اين آثار هدف من نشان دادن بخشي از تكنيك مادرمحوري است كه در واقع طراح اين بازي ها بوده و اين كه اين بازي ها چقدر ويژگي آموزشي گسترده اي دارند و به آموزش كودكان كمك مي كنند. بازي هايي همچون عمو زنجيرباف و گرگم و گله مي برم همگي بيانگر فرهنگ و تاريخ گذشته ما هستند. در بازي هاي آوازي مي بينيم كه در طراحي آنها، چقدر خوب به كودك اجتماعي شدن، پيروي از قوانين، ايفاي نقش هاي گوناگون و نظم را مي آموزد و در آن ريتم، ادبيات و موسيقي وجود دارد.

گويش ها و موسيقي ؛ ثروت نهفته ايران زمين و اقتصادي بودن طرح
    ايران كشوري با تنوع فرهنگي غني بوده و براي من بسيار مهم است كه بچه ها از تنوع فرهنگي لذت ببرند؛ در بسياري از كشورها هم كه اين تنوع را ندارند، فرهنگ هاي ديگر را به كودكانشان مي آموزند. خوشبختانه ما در كشورمان اين تنوع فرهنگ را داريم و بسيار لازم است كه كودكان ايراني با آن آشنا شده و با نگاه حقارت آميز به آن نگاه نكنند. متاسفانه در تعليم و تربيت ظاهري كه از غرب گرفته ايم، برخي از اقوام را به خاطر داشتن گويش خاص تحقير مي كنيم. اين كار بسيار نادرست و خلاف آن، وحدتي است كه همه اين اقوام در طول تاريخ با هم داشته اند و بسيار صلح آميز در كنار هم زيسته اند. به باور من، داشتن گويش هاي گوناگون در يك كشور، ثروتي نهفته است و بسيار اهميت دارد كه اين ثروت و غناي فرهنگي را به كودكانمان انتقال دهيم. بچه ها بايد از همان كودكي بياموزند كه در هر فرهنگ و زباني ويژگي هايي وجود دارد كه همگي به يك اندازه داراي ارزش هستند.

خلاصه تأمین مالی فعالیت‌های کارآفرینی
اغلب کارآفرینان از طرق تأمین مالی فعالیت جدید خود آگاهی کامل ندارند چه بسا ممکن است این عدم آگاهی در مواردي منجر به شکست فعالیت کارآفرینانه گردد. هدف از ارائه این مقاله آشنا نمودن کارآفرینان با انواع شیوه‌های تأمین مالی است.
یکی از دشوارترین مشکلات در ایجاد فعالیت کارآفرینی جدید نحوه تأمین مالی مورد نیاز آن است که در یک تقسیم‌بندی وجوه لازم ممکن است از طریق:
1-    ایجاد سرمایه، 2- ایجاد بدهی، 3- داخلی بودن، 4- بیرونی بودن تأمین گردد.
الف) تأمین مالی از راه سرمایه:
این نوع تأمین مالی به گرو گذاشتن دارایی‌های موجود و یا وثیقه نیاز ندارد و برای سرمایه‌گذار نوعی مالکیت بر فعالیت کارآفرینی جدید محسوب می‌گردد در مواردی سرمایه‌گذار در سود فعالیت کارآفرینی مشارکت می‌نماید. به علاوه سرمایه‌گذار در حق استفاده از دارایی‌های فعالیت جدید حق مشارکت به تناسب آورده خویش را خواهد داشت.
ب) تأمین مالی به روش استقراض:
در تأمین مالی از طریق استقراض لازم است که وجوه استقراض شده به همراه بهره‌های متعلق به آن در سر رسیدهای مشخص پرداخت گردد.
تأمین مالی از طریق استقراض به نوبه خود به دو دسته: الف) استقراض کوتاه‌مدت و ب) استقراض بلندمدت تقسیم‌بندی می‌گردد.
استقراض کوتاه‌مدت جهت تأمین سرمایه در گردش جهت عملیات اجرایی و یا خرید مواد اولیه و یا ملزومات مورد نياز فعالیت جدید است استقراض بلندمدت یعنی قرضی که مدت بازپرداخت آن بیش از یک سال به طول می‌انجامد عمدتاً جهت تأمین اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات فعالیت کارآفرینی مورد استفاده قرار می‌گیرد که در آنها عمدتاً بخشی از اموال تحصیل شده در گروه یا وثیقه بابت بازپرداخت وام واقع می‌شود.
ج) تأمین مالی داخلی:
تأمین مالی درونی از طریق شیوه‌های مختلفي از جمله کاهش سرمایه در گردش فعالیت‌های قبلی و در نتیجه اختصاص قسمتي از سرمایه در گردش آزاد شده به فعالیت جدید امکان‌پذیر است. همچنین فروش دارایی‌های بلااستفاده یا کم‌استفاده و همچنین وصول سریع حساب‌های دريافتني (مطالبات) نيز مي‌تواند در تأمین مالی فعالیت جدید مؤثر واقع شود.
د) تأمین مالی خارجی:
تأمین مالی بیرونی ممکن است از طریق کسب اعتبار تجاری، بانک‌ها، کمک‌های دولتی، مؤسسات اعتباری، خانواده، دوستان و مشارکت مردمی به دست آید که اهم آنها عبارتند از:
1-    اعتبار تجاری (معاملات اعتباری)
اعتبار تجاری نوعی تأمین مالی خودکار تلقی می‌گردد. اعتبار تجاری در واقع کم‌خرج‌ترین نوع تأمین مالی از بابت خرید مواد و کالای مورد نیاز است به عبارت دیگر خرید نسیه مواد و کالای مورد نیاز فعالیت جدید اعتبار تجاری نام دارد. مزاياي اين طریق تأمین مالی عبارت است از:
•   عدم گرو گذاشتن اموال و تجهیزات و ماشین‌آلات
•   سهولت دسترسی، زیرا فروشندگان جهت افزایش فروش محصولات خود اغلب راغب به فروش نسیه نیز می‌باشند. هنگامی که کارآفرین نوپا کالاهایی که از یک واحد انتفاعی (فروشنده) خریداری می‌کند معمولاً ناگزیر از پرداخت فوری کالاها نیست. در دوره‌ای که بهای کالاهاي خریداری شده به فروشنده پرداخت نشده است در صورت‌های مالی کارآفرین تحت عنوان حساب‌های پرداختنی (به عنوان یک قلم بدهی) گزارش می‌گردد بنابراین این قبیل معاملات واحدهای انتفاعی منبعی برای تأمین مالی کوتاه‌ مدت برای واحد انتفاعی خریدار ایجاد می‌کند زیرا مدت زمانی بین تحویل کالا و پرداخت وجه فاصله وجود دارد به عنوان مثال چنانچه کارآفرین نوپا روزانه معادل یکصد هزار ریال کالا خریداری نماید و وجه آن را همواره 30 روز پس از تاریخ صورتحساب بپردازد. از مبلغ 3 میلیون ریال اعتبار تجاری (3000000=30×100000) استفاده نموده است.
2-    وام‌های بانکی (بهره‌گیری از تسهیلات بانکی)
کارآفرین نوپا که نیازمند اخذ وام بانکی است در زمان دریافت وام بانکی قراردادی را امضا نموده و به موجب آن متعهد می‌گردد که سررسیدهای معین اقساط آن یا کل آن را یکجا بپردازد.
وام بانکی در مقایسه با اعتبار تجاری یک منبع تأمین مالی خودکار محسوب نمی‌شود زیرا مستلزم کسب موافقت وام‌دهندگان می‌باشد. وام‌های بانکی وام‌های بهره‌دار هستند. تأمین مالی از طریق بانک ممکن است از یکی از طرق زیر به عمل آید:
-    وام‌های بدون وثیقه
-    وام‌ها با وثيقه
-    اخذ اعتبار بانکی
-    وام‌های اقساطی
1-2- وام بدون وثیقه
این نوع وام‌ها به اشخاص دارای درجه اعتبار عالی و به منظور تأمین مالی پروژه‌های دارای جریان نقدی سریع توصیه می‌گردد. پروژه‌هایی که دوره برگشت سرمایه آن با سرعت بیشتری همراه باشد.
این قبیل وام‌ها برای کارآفرینانی توصیه می‌گردد که نیاز نقدی فوری داشته و می‌توانند در آینده‌ای نزدیک بدهی خود را بپردازند البته بهره این وام‌ها که نیاز به وثیقه ندارند قدری بالاتر از وام‌های باوثیقه می‌باشد.
2-2- وام‌های باوثیقه
در صورتی که کارآفرین دارای اعتبار کمتری باشد اخذ وام از سیستم بانکی با سپردن وثیقه امکان‌پذیر می‌گردد. این وثیقه می‌تواند به اشکال مختلف مانند در گرو قرار دادن زمین، ساختمان، ماشین‌آلات و یا موجودی کالا به عمل آید وام باوثیقه معمولاً دارای نرخ بهره پایین تری می‌باشد.
3-2- اخذ اعتبار بانکی (ایجاد حساب اعتباری(
در این قبیل توافق‌ها بانک موافقت می‌نماید که حداکثر تا مبلغ معین به واحد انتفاعی اعتبار بدهد هزینه تأمین مالی این قبیل اعتبارات از پیش تعیین می‌گردد، اعتبار بانکی معمولاً برای یک دوره یک‌ساله بوده و سالانه تجدید می‌گردد رشته‌هایی از کارآفرینی که قرار است به صورت فعالیت پیمانکاری انجام شود غالباً از اینگونه اعتبارات استفاده می‌نماید زیرا کارآفرین معمولاً وجوه دریافت شده از کارفرما را در نزدیکی از بانک‌های تجاری سپرده‌گذاری کرده که این موضوع موجبات کسب اعتبار را فراهم می‌آورد. بنابراین کارآفرینانی که مایلند از طریق اعتبار بانکی وام دریافت نمایند لازم است حساب بانکی جاری که سود به آن تعلق نمی‌گیرد را نزد بانک افتتاح نمایند.
2-4- وام اقساطی
وام اقساطی وامی است که در پایان هر ماه، هر سه ماه و یا در سررسیدهای معین دیگری بازپرداخت می‌گردد مزیت این وام این است که کارآفرین می‌تواند آن را براساس نیازهای فصلی خود تنظیم نماید. در خصوص نحوه محاسبه بهره فرض کنید کارآفرین به قصد دريافت وام یک‌ساله پیشنهادی را از دو بانک مختلف به شرح زیر دریافت داشته است:
پیشنهاد اول- بانک الف وام یک‌ساله‌ای را با نرخ بهره 20 درصد که بهر آن در سررسید دریافت می‌شود را پیشنهاد کرده است.
پیشنهاد دوم- بانک ب وام تنزیلی با نرخ 19 درصد را به کارآفرین پیشنهاد کرده است.
کدامیک از این دو پیشنهاد برای کارآفرین مقرون به صرفه می‌باشد؟
20%= نرخ مؤثر بهره بانک الف
  = نرخ مؤثر بهره بانک ب
توجه شود که در وام‌های تنزیلی مبلغ بهره وام در همان ابتدا محاسبه و از مبلغ وام کسر می‌گردد و به همين دلیل به آن وام تنزیلی گفته می‌شود. به عنوان مثال چنانچه کارآفرین قصد دریافت مبلغ 000/4000 ریال وام یک‌ساله تنزیلی از بانک ب را داشته باشد بهره آن همان ابتدا محاسبه و از مبلغ وام به شرح زیر کسر می‌گردد:
وثیقه قرار دادن موجودی کالا در قبال دریافت وام
بسیاری از اقدام موجودی کالای متعلق به کارآفرین ممکن است به سهولت قابل فروش بوده و در نتیجه وثیقه‌ای مناسب جهت دریافت وام‌های کوتاه‌مدت خواهد بود. نکته قابل توجه از لحاظ مناسب بودن موجودی‌ها برای وثیقه قرار دادن و اخذ وام، قابلیت فروش آنها در بازار است. به عنوان مثال موجودی کالای نیمه ساخته (در جریان ساخت) نمی‌تواند به عنوان یک وثیقه مناسب به کار برده شود.وثیقه قرار دادن موجودی‌ها ممکن است به یکی از سه طریق زیر به کار برده شود:
1. رهن کلی      2. رهن اقلام مشخص موجودی‌ها      3. کنترل موجودی‌ها
در رهن کلی معمولاً تمامی موجودی کالای متعلق به کارآفرین در رهن وام‌گیرنده قرار مي‌گیرد. در رهن اقلام مشخص کالاهای مورد وثیقه به طور مشخص و با ذکر شماره‌هاي فنی معین می‌شوند و در وثیقه قرار دادن از طریق کنترل، شخص ثالثی در قبال دریافت حق‌الزحمه ورود و خروج جنس به انبار کالاهای مورد وثيقه را تحت کنترل قرار می‌دهد که این روش موجب افزایش هزینه جهت پرداخت حق‌الزحمه فرد کنترل‌کننده خواهد بود. به عنوان مثال فرض کنید شخص در نظر دارد از طریق در وثیقه قرار دادن کل موجودی کالای متعلق به خود که دارای ارزشی معادل 62500000 ریال است از سیستم بانکی وام اخذ نماید بانک در قبال این مبلغ وثیقه فقط معادل 80 درصد آن را یعنی مبلغ 50000000 ریال با نرخ بهره 20 درصد وام 6 ماهه پرداخت می‌نماید. چنانچه هزینه انبارداری برای 6 ماه جمعاً 400000 ریال باشد هزینه این تامين مالی به شرح زیر محاسبه خواهد شد:
هزینه 6 ماه بهره وام:    5000000 = 6/12×20%×50000000
هزینه انبارداری اضافه می‌شود          400000جمع    5400000
وثیقه قرار دادن حساب‌های دریافتنی
حساب‌های دريافتني به مفهوم مطالبات کارآفرین از سایر اشخاص حقیقی یا حقوقی می‌باشد. حساب‌های دریافتنی معمولاً وثیقه مناسبی جهت دریافت وام‌های کوتاه‌مدت به شمار می‌رود.
در وثیقه قرار دادن حساب‌های دریافتنی جهت دریافت وام کوتاه‌مدت دو روش وجود دارد. یک روش این است که حساب‌های دریافتنی تحت وثیقه قرار می‌گیرد اما فقط بخشی از آن مثلاً 60 درصد مبنای محاسبه جهت پرداخت وام به کار می‌رود. روش دیگر این است که اقلام مشخصی از حساب‌های دریافتنی مورد وثیقه قرار خواهد گرفت اقلامی که اشخاص مربوط به آنها دارای اعتبار بیشتری خواهند بود.
واگذاری حساب‌های دریافتی
تعدادی از کارآفرینان ممکن است در قبال دریافت مبلغی مشخص مطالبات خود از سایر اشخاص حقیقی یا حقوقی را به دیگران واگذار نمایند که به آنها عامل یا عاملین اطلاق می‌گردد. عاملین اشخاصی هستند که در این قبیل معاملات تخصصی کافی دارند.
وثیقه قرار دادن سایر دارایی‌ها (اموال ،  ماشین‌آلات و تجهیزات(
سایر دارایی‌ها مانند زمین، ساختمان، ماشین‌آلات و تجهیزات را می‌توان مورد وثیقه تأمین مالی قرار داد.
تأمین مالی بلندمدت
هنگامی که کارآفرین تصمیم می‌گیرد که استقراض با مدت بیش از یک‌سال مناسب است لازم است که درباره تاریخ سررسید نیز تصمیم‌گیری به عمل آید مثلاً سررسید 2 سال از این تاریخ باشد یا 15 سال از این تاریخ به عبارت دیگر سررسید بدهی باید با دوره زمانی که پول مورد نیاز است مطابقت داده شود.در بحث‌های مربوط به مدیریت مالی چنانچه سررسید بدهی یک‌سال یا کمتر از یک‌سال باشد به آن بدهی کوتاه‌مدت گفته می‌شود اما در خصوص بدهی بلندمدت تعریف چندان دقیق و روشنی وجود ندارد. عده‌ای معتقدند که چنانکه سررسید بدهی بیش از یک سال و کمتر از ده سال باشد به عنوان یک بدهی میان‌مدت تعریف شده و سررسیدهای بیش از ده سال به عنوان یک بدهی بلندمدت عنوان می‌شود.
در ایران استقراض بلندمدت معمولاً از طریق مورد وثیقه قرار دادن زمین و ساختمان و ماشین‌آلاتی که ارزش نسبتاً بیش از وام مورد درخواست را دارند، به عمل می‌آید. اگرچه شرکت‌های سهامی عام طبق قانون تجارت می‌تواند به انتشار اوراق قرضه بلندمدت نیز اقدام نماید.
وام‌های بلندمدت بانکی
وام‌هایی هستند که برای رفع نیازهای بلندمدت مانند خرید برخی از انواع دارایی ثابت مانند زمین، ساختمان و ماشین‌آلات مورد استفاده قرار می‌گیرند. نرخ بهره این قبیل معمولاً به دلیل سررسید طولانی‌تر آنها بیشتر از نرخ وام‌های کوتاه‌مدت است. وام‌ها معمولاً در اقساط مساوی دوره‌ای بازپرداخت می‌شوند. جدول زمانبندی پرداخت اقساط وام می‌تواند براساس وضعیت جریان‌های نقدی ورودی کارآفرین و توانایی پرداخت او تنظیم گردد. مبلغ هر قسط از اينگونه وام‌ها به شرح زیر به دست می‌آید:به عنوان مثال چنانچه کارآفرین قصد دریافت وام بلندمدت به مبلغ 20 میلیون ریال را داشته باشد به گونه‌ای که مبلغ هر قسط پایان هر سال و موعد پرداخت تاریخ اولین قسط یک‌سال بعد از دریافت وام باشد و در صورتی که مدت وام 5 سال و نرخ بهره سالانه 20 درصد بوده باشد مبلغ هر قسط به شرح زیر به دست می‌آید:
مخرج کسر مزبور یعنی فاکتور ارزش فعلی از طریق فرمول زیر به دست می‌آید:
  = فاکتور ارزش فعلی
که در آن:
-    نرخ بهره هر دوره I
-    تعداد اقساط n
بنابراین برای مثال فوق خواهیم داشت:  = فاکتور ارزش فعلی
تأمین مالی بلندمدت از طريق در گرو قرار دادن تجهیزات:
تجهیزات کارآفرین نیز می‌تواند به عنوان وثیقه‌ای برای تأمین مالی به کار برده شود. جدول زمانی پرداخت این نوع وام‌ها به صورتي تنظیم می‌گردد که همواره ارزش روز تجهیزات مورد وثیقه از مانده بدهی پرداخت نشده بیشتر باشد.
 


منابع :


 

منابع

 1-  خبرگزاری میراث فرهنگی

2- دانشنامه رشد

3- واحد های آموزش موسیقی

4- سایت اداره تعاون

 

 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان