میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

کارآفرینی کارآفرینی به چه معناست؟


کد محصول : 10001009 نوع فایل : word تعداد صفحات : 71 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 417

فهرست مطالب و صفحات نخست


کارآفرینی به چه معناست؟

پیشگفتار
در اواسط قرن بیستم بود كه انسان‌ها و جوامع بشری شاهد رنسانس دیگری بودند كه تغییرات اساسی و شگرفی را در نحوه زندگی و رفتار بشر به وجود آورد. انسان هزاره سوم هرچه در توان داشت صرف می‌كرد تا بتواند شیوه زندگی خود را به بهترین نحو ممكن در جهت بهبود كیفیت آن تغییر دهد.
در این میان بود كه اینترنت با تمامی كاركرد‌ها و تأثیراتش با قدرت تمام خلق شد. این سیستم دیر زمانی نگذشت كه جای خود را در بطن زندگی مردم و جوامع به طور افسار گسیخته‌ای باز كرد و نگرش‌های جدیدی را در عرصه‌های مختلف خلق كرد.
اینترنت بعنوان یك پدیده نوین در اجتماعات انسانی در حال گسترش است. هر روز از سوی صاحبنظران و رسانه‌ها نقش مثبت اینترنت درتوسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برجسته‌سازی می‌شود و در جهت بهبود آثار مثبت و كاهش پیامدهای منفی اینترنت نظرات و پیشنهادات فراوانی ارائه می‌گردد.
جامعه امروز به طور روز‌افزون از جنبه‌های آموزشی، ارتباطات، اطلاعات، اقتصاد و بازار به تكنولوژی‌های ارتباطی و شبكه اطلاعاتی وابسته شده است. در سطح كلان اینترنت و در بعد اقتصادی به تجارت الكترونیك، در بعد سیاسی به كاهش اقتدار دولت‌ها، در بعد اجتماعی به كاهش هزینه‌ها و در بعد فرهنگی تسلط زبان انگلیسی را در پی داشته است.
اگر قبول داشته باشیم كه ساختار و بنیان زندگی امروز از اساس تغییر كرده است می‌توانیم مظاهر این تغییرات را بپذیریم، پدیده‌هایی چون دولت الكترونیك، اقتصاد الكترونیك، بانكداری الكترونیك، آموزش الكترونیك و ..... از جمله این موارد هستند.
اما زندگی در یك شهر الكترونیك و جامعه اطلاعاتی نیازمند پیش‌فرض‌هایی از سوی شهروندان آن جامعه است. پیش‌نیازهایی كه نیارمند زندگی در دولت الكترونیك و شهر الكترونیك است. شهروند امروز دیگر یك شهروند معمولی نیست. او یك شهروند الكترونیك است با تمام توانایی‌های لازم برای یك زندگی شبكه‌ای.
 پیدا كردن شغل در دهكده جهانى هزاره سوم، كار آسانى است. البته اگر قبول كنید كه كاریابى در این دوران، نیازمند استفاده از قابلیت هاى ارتباطى و اطلاع رسانى همین عصر است. اگر بخواهید روش هاى سنتى كاریابى و پیدا كردن یك شغل مناسب را دنبال كنید، شاید چند هفته سرگردان باشید و تنها صفحه نیازمندى هاى چند نشریه یا مراجعه به شمارى آژانس كاریابى شهرى، شما را ارضا كند. به هر حال هر كس روش خاصى را پى مى گیرد. اما بهترین روش ها كدام است، مسئله اى كه در این گزارش به آن خواهیم پرداخت این متن غنی را همکار گرامی درج نموده که عینا تقدیم می گردد.

مقدمه:
زمان زیادی نیست كه كلمات كارآفرین و كارآفرینی در رسانه‌های مختلف تكرار می‌شود و هر كس به سلیقه خود از این واژه جدید برای اشاره به مدیران، افراد موفق،‌سرمایه‌داران،‌سرمایه‌گذاران،‌صادركنندگان، دلال‌ها و تاجران استفاده می‌كند. هرچند هر كدام از این افراد ممكن است كارآفرین باشند ولی هیچكدام مصداق كاملی برای این مفهوم نیستند.
به راستی كار‌آفرین كیست؟ آیا كارآفرینان ویژگیهای متمایزی از دیگر بازیگران صحنه اقتصاد دارند؟ نگاهی به مسیر حركت فعالیت‌های كارآفرینان،‌مبدأ و منشأ و حركت و انرژی كه در طول مسیر آنان را تغذیه می‌نماید در تصویری اجمالی از شخصیت كارآفرین ارائه شده است.
چه چیز باعث می‌شود كه نشاط حركت به لختی و سكون غلبه كند؟ آرزوی آن چیزی كه امروز نیست ولی فردا می‌تواند باشد، اولین چیزی است كه جمود كارآفرین را در هم می‌شكند. یعنی كارآفرین آرزومند است.آن چه جهت و مسیر كارآفرین را برای رسیدن به آرزوهایش تعیین می‌كند از درون او برمی‌خیزد. عزم او برای حركت یا توقف و اقدام یا عدم اقدام، چیزی نیست كه مولود شرایط،‌محیط یا اطرافیان باشد. یعنی كارآفرین كنترل درونی دارد.
او برای اینكه بتواند درست آن چه را كه می‌اندیشد عینیت بخشد و عزم خود را عملی كند باید رئیس و كار‌فرمای خود باشد. یعنی‌كار‌آفرین نیاز به استقلال دارد.وقتی كه خلاقیت از ذهن به عمل منتقل می‌شود، نو‌آوری صورت می‌گیرد. نو‌آوری یعنی پیمودن راه نارفته، كسی كه اولین بار راهی را می‌پیماید،‌اولین كسی است كه می‌تواند خبر مخاطرات راه را برای دیگران بیاورد. یعنی كارآفرین خطرپذیر است.
او به جای آن كه منتظر ضمانت یك پایان موفق بماند، به فكر و تلاش خود تكیه می‌زند، به مشكلات حمله می‌كند و پیش می‌رود. یعنی كار‌آفرین منفعل نیست و برای استقبال از آینده روحیه‌ای تهاجمی دارد.
ذهن پویای او مرزهای از پیش تعیین‌شده و قالب‌های رایج را درهم می‌شكند و با وجودی كه همان چیزی را می‌بیند كه دیگران ‌بینند،‌اما چیزی را می‌اندیشد كه دیگران نمی‌اندیشند. یعنی‌كارآفرین خلاق است.
به استقبال فردا رفتن، آخر ماجرا نیست. كسی كه آگاهانه و پیشاپیش خود را در میدان مواجهه با مسائل می‌اندازد، باید توان سخت كار‌كردن در شرایط پرتنش را هم داشته باشد. یعنی كار‌آفرین با وجود فشار زیاد ، ‌كارآیی خود را حفظ می‌كند.
لحظه ‌تصمیم آغاز،‌تنها زمانی نیست كه او با ریسك مخاطره مواجه می‌شود. ابهام یك پایان نامعلوم، برهر قدم این راه سایه می‌اندازد. یعنی كار‌آفرین قدرت تحمل ابهام دارد.
باید گفت که تعریف مجموعه‌ای از صفات كه كارآفرین ایده‌آل را به تصویر كشد ، امكان‌پذیر نیست و از طرفی هر کارآفرینی تمام ویژگیهای ذکر شده در ادبیات را ندارد. برخی دیگر از ویژگیهایی که محققین بسیاری آنها را به عنوان ویژگیهای کارآفرین برشمرده‌اند عبارتند از:
آینده‌نگربودن و داشتن چشم انداز : چشم‌انداز برای شخص كار‌آفرین كاملاً شفاف و خالی از هرگونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به دیگران می‌باشد. داشتن چنین چشم‌اندازی به كارآفرین كمك می‌كند تا حركتی مستمر و بدون سردرگمی و مستقیم به سمت هدف داشته باشد. علاوه بر این چشم‌انداز قابل انتقال دیگران را نیز در طی مسیر همراه و مددیار او می‌نماید.
مصمم بودن : عزم راسخ كارآفرینان یكی دیگر از ویژگیهای بارز آنهاست كه انرژی و تعهد لازم برای كسب موفقیت را ایجاد می‌كند. كار‌آفرینان مصمم از ایده‌های جدید و فرصت‌ها و پیشنهادات شغلی دیگر چشم‌پوشی كرده و در مقابل به كاری كه برای خود برگزیده‌اند پایبند می‌ماند. این قطعیت كارآفرین را در طی فرایند راه‌اندازی از هر گونه شك و تردید و دودلی مصون نگاه می‌دارد تا حدی كه مخالفت نزدیكان و آشنایان نیز نمی‌تواند در اراده آنان خللی وارد نموده بلكه دودلی دیگران نیز تحت تأثیر این قطعیت برطرف می‌شود.
انگیزش: نیاز خود شكوفایی یكی از مهمترین انگیزه‌های كار آفرینان در محقق كردن چشم‌انداز خود است. نتیجه این نیاز قوی این است كه در مسیر حركت به سوی هدف،‌هرچیز دیگری از اولویت پایین برخوردار می‌گردد. در روابط شخصی،‌علایق خارج از این چشم‌انداز و یا پروژه‌های باسود مالی زیاد،‌همه از مواردی هستند كه در مقایسه با هدف، اولویت پایین‌تری خواهند داشت. البته سود مالی بندرت انگیزه كار‌آفرینان قرار می‌گیرد چرا كه پول به تنهایی نمی‌تواند انگیزه‌انجام تمام زحماتی باشد كه در شروع یك فعالیت كار آفرینانه لازم است، هرچند كه معیار خوبی برای اندازه‌گیری موفقیت فعالیت كارآفرینان است.
تمركز: برای اینكه كارآفرین از انجام موفقیت‌آمیز تمام طرح و برنامه‌ها و جزئیات كار مطمئن باشد، لازم است كه همانند یك فوتبالیست خوب كه لحظه‌ای چشم از توپ بر‌نمی‌دارد در تمام لحظات با تمركز برچشم‌انداز، همه انرژی، وقت و سایر منابع را حول این هدف مصروف نماید.
وقف و از خودگذشتگی: كار‌آفرینان همه زندگی خود را وقف كار نموده‌اند. بسیار سخت كوش هستند و پشتكار آنان مثال زدنی است در حقیقت آنان از كار در راستای هدف خود لذت می‌برند. داشتن چشم‌انداز روشن و تركیب آن با خوش بینی و ریسك‌پذیری كارآفرینان، سخت‌كوشی وتعلق خاطر به كار را در آنان پدید می‌آورد.
تعاریف و نظریات مختلفی در مورد کارآفرینان شده که برخی از آنها عبارتند از :
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌فرصتی‌را كشف‌و برای‌پیگیری‌و تحقق‌آن‌، سازمان‌مناسبی‌را ب نا ‌می‌كند.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌عمدتاً به‌منظور كسب‌سود و رشد، كسب‌و كاری‌را تاسیس‌و اداره‌می‌كند كه‌مشخصات‌اصلی‌آن‌نوآوری‌و مدیریت‌استراتژیك‌است‌.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌سیاستگذاری‌كسب‌و كار با اوست‌و به‌حساب‌خود ریسك‌مالی‌آن‌را به‌عهده‌می‌گیرد.  كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌فرصتهای‌بازار را درك‌و جهت‌استفاده‌از آن‌فرصتها، سرمایه‌و دارایی‌لازم‌رافراهم‌می‌سازد.
ـ كارآفرین‌فردی‌است‌كه‌تقاضا را پیش‌بینی‌می‌كند و خطر ناشی‌از نوسانات‌آن‌را به‌عهده‌می‌گیرد، درفراآیند تولید عامل‌سازماندهی‌و مسوول‌تصمیماتی‌است‌از این‌قبیل‌: چه‌تولید شود ـ چقدر تولید شود ـ باچه‌روشی‌تولید شود.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌فرصتها را تشخیص‌می‌دهد، منابع‌مورد نیاز را جمع‌آوری‌می‌كند، طراحی‌واجرای‌نقشه‌ای‌عملی‌را به‌عهده‌می‌گیرد، نتایج‌بدست‌آمده‌را به‌موقع‌و با روش‌منعطف‌جمع‌آوری‌می‌كند.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌توانایی‌آن‌را دارد كه‌فرصتهای‌كسب‌و كار را ببیند و آنها را ارزیابی‌كند، منابع‌لازم‌را جمع‌آوری‌و از آنها بهره‌برداری‌نماید، و سپس‌عملیات‌مناسبی‌را برای‌رسیدن‌به‌موفقیت‌پی‌ریزی‌نماید.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌تولید را سازماندهی‌می‌كند.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌شركتی‌را تاسیس‌یا قسمتی‌از كار را كه‌باید انجام‌شود، مرتب‌می‌كند و به‌امیدكسب‌سود، ریسكهای‌كسب‌و كار را می‌پذیرد.
ـ كارآفرین‌كارفرمایی‌است‌كه‌ریسك‌و مدیریت‌كسب‌و كاری‌را به‌عهده‌می‌گیرد.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌تركیب‌جدیدی‌از وسائل‌تولید و اعتبار بنگاه‌اقتصادی‌را به‌عهده‌می‌گیرد.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌با معرفی‌محصولات‌و خدمات‌جدید، ایجاد شكلهای‌جدیدی‌از سازمان‌، یابهره‌برداری‌از مواد اولیة‌جدید، نظر یا موضع‌اقتصادی‌موجود را به‌هم‌می‌ریزد.
یك‌كارآفرین‌به‌منظور تحقق‌ایده‌اش‌عوامل‌مورد نیاز مانند: زمین‌، نیروی‌كار، مواد مصرفی‌و سرمایه‌را فراهم‌آورده‌و بااستفاده‌از قدرت‌تصمیم‌گیری‌، مهارتها و استعدادهای‌فردی‌اش‌در طراحی‌، سازماندهی‌، راه‌اندازی‌و مدیریت‌واحد جدید، ایده‌اش‌را تحقق‌می‌سازد و از این‌راه‌به کسب‌درآمدمی‌پردازد. همچنین‌در این‌راه‌یك‌عدم‌موفقیت‌را به‌دلیل‌فعالیت‌درمحیط‌غیر قابل‌كنترل‌و مبهم‌و باموانع‌پیش‌بینی‌نشده‌می‌پذیرد. ازنظر علم‌اقتصاد، كارآفرین‌فردی‌است‌كه‌با صرف‌زمان‌و انرژی‌لازم‌،منابع‌، نیروی‌كار، مواد اولیه‌و سایردارائیها را به‌گونه‌ای‌هماهنگ‌می‌سازد كه‌ارزش‌آنها و یا محصولات‌حاصل‌از آنها نسبت‌به‌حالت‌اولیه‌اش‌افزایش‌یابد (ایجاد ارزش‌افزوده‌كند).
‌كارآفرین‌سرمایه‌دارنیست‌ولی‌قادر است‌از سرمایه‌های‌راكد به‌خوبی‌استفاده‌كند. همچنین‌او ممکن است مخترع‌، عالم‌، متخصص‌و هنرمند نباشد، ‌ولی‌توان‌بهره‌برداری‌مناسب‌از علم‌، تخصص‌و هنر دیگران‌را دارد تعاریفی‌كه‌از كارآفرینی‌ارائه‌شد ه ، مبین‌آن‌است‌كه‌، كارآفرین‌منتظر سرمایه‌گذاری‌و ایجاد شغل‌ازطرف‌دولت و دیگران ‌نیست‌. او خود با شناخت‌صحیح‌از فرصتها و استفاده‌ازسرمایه‌های‌راكد، امكاناتی‌را فراهم‌نموده‌و با سازماندهی‌و مدیریت‌مناسب‌منابع‌، ایدة‌خویش‌را عملی‌می‌نماید. او تنها خودش‌شاغل‌نمی‌شود، بلكه‌بدون‌اتكاء به‌دولت‌،در بخش‌غیردولتی‌برای‌تعداددیگری‌نیز شغل‌می‌آفریند و علاوه‌برآن‌نقش‌مهمی‌در تولید و«اشتغال‌مولد» دارد. این‌امر سبب‌كاهش‌نرخ‌بیكاری‌بدون‌نیاز به‌سرمایه‌گذاری‌دولت‌برای‌ایجاد اشتغال‌می‌گردد. البته‌دولت‌می‌تواند با ارائه‌تسهیلات‌و پیگیری‌سیاستهای‌مناسب‌، حركت‌كارآفرینان‌را شدت‌و شتاب‌بخشد. هر كارآفرین‌بالقوه‌یا بالفعل‌، به‌یك‌نسبت‌از این‌ویژگیها و قابلیتها برخوردار نیست‌. لذاكارآفرینان‌طیف‌متنوعی‌را شامل‌می‌شوند كه‌همین ‌باعث‌تنوع‌در تعریف‌كارآفرینی‌و كارآفرین‌شده‌است‌.

آموزش خلاقیت (آفرینندگی)
 همه روان شناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی های آفریننده و شیوه های فکری واگرا را می توان به افراد، به ویژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد. ما اینجا به طور خلاصه به چند اصل کلی برای پرورش خلاقیت اشاره می کنیم.
۱. تجارب کودکان را به موقعیت های خاص محدود نکنید.
سؤالاتی بپرسید که با چرا و چگونه آغاز می شوند، نه کجا و چه کسی و چه وقت. سؤال هایی طرح کنید که دارای جواب های متعدد باشند. سؤال هایی که تنها یک جواب دارند منجر به تفکر همگرا می شوند، سؤال هایی که جواب های متعددی را در یادگیرنده بر می انگیزانند. شوق تفکر واگرا و آفرینندگی است.
۲. برای طرح سؤال ها و اندیشه های غیر معمول و بدیع ارزش قائل شوید.
از سؤال های غیر معمول که از سوی دانش آموزان طرح می شوندو شما از عهده جواب آنها بر نی آیید نهراسید. به آنها کمک کنید و با همکاری یکدیگر به جستجو برای یافتن جواب این سؤالات بپردازید.
۳. فرصت هایی برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یادگیرندگان قرار دهید.
۴. نسبت به تفاوت های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید.
گورتزل (۱۹۶۲- Gortzel) پس از بررسی شرایط پرورشی ۴۰۰ نفر از افراد برجسته قرن بیستم تأثیر شرایط پرورشی آموزشگاه ها و روش آموزشی معلمان را بر رشد توانایی های خلاق در کودکان به گونه زیر بیان داشته است. " معلمانی که بیش از معلمان دیگر مورد احترام و علاقه افراد نخبه مورد مطالعه ما قرار داشتند، معلمانی بودند که به این افراد امکان می دادند تا متناسب با توانایی هایشان پیش بروند. فرصت فعالیت کردن در موضوعات دلخواهشان را به آنها می دادند و آنها را به تفکر وا می داشتند و کتاب های مهیج به آنها معرفی می کردند"
۵. رفتارهای آفریننده را برای کودکان سر مشق قرار دهید.
یلون و نیستاین (۱۹۷۷) در این مورد گفته اند: " دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی پس از مشاهده رفتارهای خلاق نشان داده شده در یک فیلم یا از سوی معلم، رفتارهای خلاق از خود نشان داده اند."
۶. از روش ها و فنون ویژه بالا بردن سطح آفرینندگی استفاده کنید.
معروف ترین این روش ها روش بارش مغزی است. در این روش معلم مسأله ای را به دانش آموزان می دهد و از آنها می خواهد تا هر چه راه حل برای مسأله به ذهنشان می رسد بگویند. معلم دانش آموزان را برای دادن راه حل ها و اظهار نظرهای مختلف تقویت می کند ولی پیش از ارایه تمامی راه حل ها از سوی دانش آموزان، درباره آنها هیچ گونه اظهار نظری نمی نماید.
روش آموزش دیگری که منجر به بالا بردن سطح فعالیت های خلاق یادگیرندگان می شود، آموزش مهارت های پژوهشی (Research Skill) است. آموزش مهارت های پژوهشی به طرح و آزمودن فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می کنند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می کند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه به وسیله کودکان منجر به ایجاد طرز تفکر آفریننده در آنها می شود.
علاوه بر روش های فوق روش مطالعه آفریننده (Creative Study) نیز روش موثری در آموزش خلاقیت است. تورنس و هارمون (۱۹۶۱) نشان داده اند که می توان به کودکان آموزش داد تا مطالب را به طور آفریننده بخوانند. آنها در این باره راهنمایی های زیر را در اختیار دانش آموزان قرار داده اند:
وقتی که به خواندن مطالب یک کتاب می پردازید به مورد استفاده های مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها بر می خورید بیندیشید. خیلی اهمیت دارد به راههایی که می توانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار ببندید فکر کنید.
تنها به این سوال اکتفا نکنید که مولف چه می گوید؛ از خود بپرسید که چگونه می توانم آنچه را که نویسنده نوشته است، مورد استفاده قرار دهم. تنها به یک مورد اکتفا نکنید تا آنجا که می توانید موارد استفاده های بیشتری را بیابید و بعضی از آنها را برای مصارف آینده خود یادداشت کنید. ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید. با این حال مأیوس نشوید بعد از دو سه روز خواهید دید که می توانید این روش مطالعه را به راحتی به کار ببندید.

کارآفرینی به چه معناست؟

۱- کارآفرینی یعنی:
- متعهد شدن و مسئولیت‌پذیری در کارهای جدید.
- راه‌اندازی و سازماندهی کسب‌وکار(شرکتها)ی جدید.
- شناخت فرصتهای موجود در جامعه و استفاده از آنها.
- ارزش‌آفرینی و خلق ثروت در هر جنبه از زندگی اجتماعی.

۲- ویژگیهای مهم کارآفرینان:
♦- نیاز به توفیق‌طلبی(تمایل شدید به موفق شدن در کارها).
♦- مرکز کنترل(افراد کارآفرین دلیل موفقیت یا شکست را عملکرد خودشان می‌دانند).
♦- مخاطره‌پذیری(تمایل به ریسک پذیری بالایی دارند).
♦- خلاق و نوآور(توانایی ارائه اندیشه های نو و عملی‌کردن آنها را دارند).
♦- پذیرای ابهام(شهامت برخورد با واقعیات و عدم اطمینانهای محیطی را دارند).
۳- اهمیت کارآفرینی و کارآفرینان:
♦- یکی از هنرمندان بزرگ: کارآفرین جای کسی را اشغال نمی‌کند بلکه برای خود جای جدیدی بمنظور فعالیت ایجاد می‌کند.
♦- کارآفرینان فرصتهای محیطی را شناسایی کرده و با استفاده از امکانات موجود ایده(کالا، خدمت، سیستم و روش و . . .) جدیدی را به جامعه عرضه می‌کنند.
♦- بیش از ۶۰% ایجاد اشتغال در کشورها بوسیله کارآفرینان انجام می‌شود(در تایوان حدود ۷۰%).

كارآفرینی‌كودكان‌در امریكا
تحقیق‌حاضر در مورد كارآفرینی‌كودكان‌در امریكا اجرا شده‌است‌. وضعیت‌به‌گونه‌یی‌بود كه‌كودكان‌امریكایی‌با دیدن‌پدران‌خویش‌به‌این‌نتیجه‌رسیده‌اند كه‌نظام‌كارگری‌و كارفرمایی‌باعث‌ایجاد فشار عظیمی‌بر روی‌آنها خواهد شد در واقع‌پیروی‌از یك‌شخص‌و یك‌رئیس‌باعث‌از بین‌رفتن‌نیروی‌خلاقیت‌و ابتكار در انسان‌می‌شود. آنها به‌وضوح‌می‌دیدند كه‌پدرانشان‌صرفا مطیع‌و فرمانبردار هستند و نیروی‌ایده‌زایی‌و خلاقیت‌در اثر این‌دستورات‌یكجانبه‌از طرف‌كارفرما از میان‌رفته‌است‌. در واقع‌این‌فرزندان‌علی‌رغم‌سن‌پایین‌نوعی‌دموكراسی‌سازمانی‌و سلسله‌مراتب‌از پیش‌تعیین‌شده‌و معین‌را درك‌می‌كردند و این‌فرآیند به‌خوبی‌برای‌آنها قابل‌لمس‌بود. از طرف‌دیگر آنها به‌خوبی‌دانستند كه‌احساسات‌آنان‌، تفكر آنان‌، رسالت‌وجودی‌و استراتژی‌آنها با پدران‌خویش‌متفاوت‌است‌. آنها دیگر نه‌می‌توانستند و نه‌می‌خواستند كه‌مطیع‌یك‌شخص‌باشند. دیگر برای‌این‌فرزندان‌جوان‌‌اسیر قیود سازمانی‌شدن‌و در بند تصمیمات‌از پیش‌تعیین‌شده‌امری‌نامتجانس‌و ناملموس‌با ویژگی‌های‌شخصیتی‌آنها بود.
شخصیت‌كودكان‌امروز شخصیتی‌بود مبتنی‌بر روحیاتی‌خلاق‌، نوآور و به‌عبارتی‌دیگر كارآفرین‌، اینها ویژگی‌هایی‌بود كه‌حداقل‌به‌صورت‌بالقوه‌در شخصیت‌كودكان‌امروز و بزرگان‌فردا قرار دارد. آنها دیگر نمی‌توانستند و نمی‌توانند و نخواهند توانست‌كه‌سایه‌یك‌رهبر را بالای‌سر خود احساس‌نمایند. آنها خود می‌خواهند رئیس‌خود باشند، كارشان‌را خود ایجاد نمایند، طرحشان‌را خود پیاده‌كنند و به‌عبارت‌بهتر یك‌كارآفرین‌موفق‌باشند. در این‌راستا و در جهت‌اجرای‌چنین‌تفكراتی‌و به‌كارگیری‌چنین‌خصوصیات‌سودمندی‌یك‌تحقیق‌و مطالعه‌میدانی‌در امریكا اجرا شد. در واقع‌این‌تحقیق‌در فضایی‌در امریكا فراهم‌می‌شد كه‌افراد بتوانند به‌طریق‌اجرایی‌و كاربردی‌این‌خصوصیات‌بالقوه‌خویش‌را به‌عرصه‌حضور رسانند. لذا
برنامه یی با عنوان Minisocieaty یا جامعه كوچك در برخی مدارس‌آمریكا اجرا شد. هدف‌این‌برنامه‌آموزش‌كارآفرینی‌به‌لحاظ‌عملی‌و جنبه‌اجرایی‌آن‌برای‌كودكان‌بین ۸تا ۱۶ سال بود . به‌طور عمده‌اهداف‌این‌پروژه‌را می‌توان‌در سه‌قالب‌زیر عنوان‌نمود:
. تدارك‌و آماده‌سازی‌كودكان‌در بهره‌برداری‌از فرصت‌های‌محیطی‌و زمینه‌های‌كارآفرینی‌.۱
. آموزش‌مفاهیم‌كارآفرینی‌از جنبه‌عملی‌.۲
۳تركیب‌و ادغام‌مباحث‌كارآفرینی‌با دیگر موضوعاتی‌نظیر: ریاضیات‌، علوم‌اجتماعی‌، حل‌مساله‌، یادگیری‌گروهی‌و تفكر در شرایط‌بحرانی‌
اما محور جنبه‌های‌عملی‌این‌پروژه‌بدین‌صورت‌بود كه‌دسته‌های‌پنج‌نفره‌یی‌از كودكان‌با انتخاب‌یك‌نام‌و یك‌پرچم‌كشور مورد نظر خود را گزینش‌می‌كردند. در مرحله‌بعد این‌كودكان‌در قالب‌شورای‌رهبری‌آن‌جامعه‌به‌برنامه‌ریزی‌و تصمیم‌گیری‌در جهت‌هدایت‌جامعه‌می‌پرداختند، به‌عنوان‌مثال‌، كودكان‌نیرو‌های‌مورد نظر خود را جهت‌همكاری‌از طریق‌مصاحبه‌ها، آزمون‌های‌استخدامی‌و سایر موارد این‌چنینی‌كه‌خود ایجاد می‌كردند انتخاب‌می‌نمودند. در نمونه‌های‌دیگر، كودكان‌با شناخت‌از فرصت‌های‌موجود به‌ایجاد كسب‌و كارهای‌مطلوب‌جهت‌تولید كالاها و خدمات‌مورد نظر برای‌شهروندان‌مجازی‌خود می‌پرداختند. علت‌لفظ‌مجازی‌به‌این‌سبب‌است‌كه‌تمامی‌این‌موارد از طریق‌نرم‌افزارهای‌خاص‌كامپیوتری‌اجرا می‌شد. در واقع‌به‌صورت‌واقعی‌هیچ‌شهروند و یا هیچ‌كارمندی‌به‌غیر از همان‌پنج‌نفری‌كه‌به‌عنوان‌شورای‌رهبری‌یا انجمن‌تصمیم‌گیری‌ایفای‌نقش‌می‌كردند وجود نداشت‌. در واقع‌این‌برنامه‌یی‌بود كه‌به‌كمك‌آن‌كودكان‌می‌توانستند قوانین‌، الگوهای‌رفتاری‌و كاربردی‌، مهارت‌های‌خاص‌تصمیم‌گیری‌و سایر مواردی‌كه‌در دنیای‌واقعی‌نمادهای‌حقیقی‌آن‌وجود دارد بشناسند. و به‌نوعی‌زمینه‌اصلی‌جهت‌رشد و شكوفایی‌استعدادهای‌بالقوه‌آنان‌و تبدیل‌شان‌به‌فرصت‌های‌ترقی‌و پیشرفت‌فراهم‌آید.
موارد اجرایی‌
این‌دوره‌ها عمدا در طی‌ده‌هفته‌و در ده‌الی‌چهارده‌جلسه‌برگزار می‌شد. زمان‌برگزاری‌این‌كلاس‌ها در روزهای‌جمعه‌از
ساعت۹ تا ۱۲ ظهر بود . نكته‌اصلی‌كه‌در این‌راستا باید توجه‌زیادی‌به‌آن‌مبذول‌داشت‌این‌است‌كه‌طول‌این‌دوره‌های‌آموزشی‌باید در حد ایده‌آل‌و مناسب‌باشد. به‌عبارت‌بهتر كوتاهی‌این‌دوره‌ها سبب‌از دست‌رفتن‌این‌آموخته‌ها در مدت‌كوتاهی‌خواهد شد همان‌طور كه‌افزایش‌بیش‌از حد زمان‌این‌دوره‌ها نوعی‌كسالت‌و بی‌میلی‌را در افراد ایجاد می‌كند چرا كه‌محرك‌و برنامه‌برای‌آنها بیش‌از حد طولانی‌می‌شود.
ـ نظرات‌برخی‌از افراد در مورد این‌دوره‌ها
مدیر اجرایی‌پروژه‌: اثربخشی‌این‌دوره‌به‌گونه‌یی‌بود كه‌هیچ‌گاه‌نمی‌توانستیم‌بدون‌وجود این‌دوره‌ها حتی‌به‌نقطه‌آغازین‌آنها نیز دست‌یابیم‌.
یكی‌از كاركنان‌: عشق‌و علاقه‌بچه‌ها به این‌دوره‌های‌آموزشی‌است‌. آنها دیگر از خرید و فروش‌دست‌بر نمی‌دارند
یكی‌دیگر از كارمندان Minisocieaty :
‌برنامه‌یی‌است‌كه‌علاوه‌بر آنكه‌می‌تواند آموزه‌های‌زیادی‌را در زمینه‌های‌كسب‌و كار، تصمیم‌گیری‌، خرید و فروش‌به‌بچه‌های‌ما انتقال‌دهد نوعی‌برنامه‌تفریحی‌و سرگرمی‌نیز است‌.
مادر یك‌پسر یازده‌ساله‌: من‌هیچ‌گاه‌نمی‌توانستم‌فرزندم‌را جهت‌كارهای‌گروهی‌و به‌طور كلی‌تصمیم‌گیری‌به‌صورت‌مستقل‌حركت‌دهم‌اما در حال‌حاضر و بعد از طی‌این‌دوره‌وضع‌به‌گونه‌یی‌شده‌است‌كه‌من‌دیگر جلوی‌او را نمی‌توانم‌بگیرم‌. پسرم‌همواره‌در مورد چگونگی‌راه‌اندازی‌یك‌كسب‌و كار جدید و فروش‌محصول‌به‌همراه‌سایر دوستانش‌از من‌سوؤالاتی‌می‌كند.
نحوه ارزیابی كارایی دوره های Minisocieaty
جهت‌ارزیابی‌راندمان‌و بازدهی‌این‌دوره‌های‌آموزشی‌دو دوره‌تست‌سنجش‌وضعیت‌از كودكان‌به‌عمل‌آمد به‌طوری‌كه‌تست‌اول‌قبل‌از اجرای‌این‌پروژه‌و تست‌دوم‌بعد از اجرای‌آن‌بود. در تستی‌كه‌قبل‌از اجرای‌این‌پروژه‌انجام‌شد تنها ۲۷ درصد از كسانی‌كه‌تمایل‌به‌شركت‌در این‌دوره‌های‌آموزشی‌را داشتند از اصول‌و مفاهیم‌كسب‌و كار و كارآفرینی‌اطلاعات‌داشتند. اما در تست‌دوم‌كه‌بعد از این‌دوره‌انجام‌شد وضع‌به‌گونه‌یی‌دیگر بود.
اكنون ۹۳ درصد از افرادی‌كه‌در این‌دوره‌های‌آموزشی‌شركت‌كرده‌بودند به‌خوبی‌اصول‌و مفاهیم‌كسب‌و كار و كارآفرینی‌را درك‌می‌كردند. ضمن‌اینكه‌طبق‌گفته‌والدین‌این‌كودكان‌علاوه‌بر پرورش‌سطح‌نبوغ‌و آگاهی‌فرزندان‌آنان‌در زمینه‌كسب‌و كار آنها اكنون‌مفاهیم‌درسی‌خود را نیز بهتر درك‌می‌كردند و این‌بالواقع‌یكی‌از شگفتی‌های‌این‌دوره‌آموزشی‌بود. اما در مورد نحوه‌و استاندارد ارزیابی‌كارآیی‌این‌پروژه‌باید بگوییم‌كه‌تست‌های‌آموزشی‌با مدل‌های‌صددرصد علمی‌و از
طریق‌نرم‌افزارهای‌كامپیوتری‌اجرا می‌شد و این‌امر به‌خوبی‌می‌تواند بازگوی‌كیفیت‌بالایی‌این‌دوره‌ها باشد.
 


منابع :


دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان