میهن داک - میهن داکیومنت

تاريخچه پيدايش گل خشخاش و مصرف ترياك


کد محصول : 10001194 نوع فایل : word تعداد صفحات : 29 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 877

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1194

فهرست مطالب و صفحات نخست


تاريخچه پيدايش گل خشخاش و مصرف ترياك

در تمدنهاي گذشته
 درمطالعه تاريخچه استعمال افيون ديده مي شود كه بشر افيون را از سالهاي نخستين تاريخ مي شناخته و به نوعي استعمال مي كرده است . به طور كلي كشت ترياك ديرينه اي دارد . حمر Homer  نخستين كسي است كه در نوشته هاي خود به گل خشخاش اشاره كرده و آن را جزء گلهاي زينتي باغهاي روم در هشتصد سال قبل از ميلاد مسيح به شمار آورده است . سومريان و گشوديان از كهن ترين اقدامي بودند كه با سواد افيوني آشنائي داشتند . از اين رو مي بينيم كه در خط و زبان سومريان كلمه ترياك به كار رفته است و نوشته هائي كه از تمدن نخستين سومريان باقي است تائيد مي كند كه در تمدن آنان ، نه تنها افيون شناخته شده بود و استعمال مي گرديد ، بلكه براي آن نامي نهادند ( گياه لذت ، گياه شادي آور ) كه امروز هم آن را داراست .
همچنين پزشكان آشوري صد سال پيش از ميلاد مسيح به خواص دارويي ترياك پي برده بودند .
نوشته هاي قديمي ثابت مي كند كه استعمال افيون در سراسر ادوار ظهور و سقوط امپراتوري هاي بابل ، مصر ، يونان و روم متداول است . يافته هاي تاريخي بازگو
مي كند كه مصريان حدوداً از پانصد سال قبل از ميلاد مسيح و اروپائيان دست كم چهار هزار سال قبل كوكنار و خشخاش را مي شناختند .
تاريخچه كشت و استعمال ترياك در ايران :
مطالعات و شواهد موجود ، نشان مي دهد كه مصرف ترياك به منزله دارويي مسكن و اثر بخش در ايران نتيجه تحقيقات دو پزشك ايراني ابوعلي سينا و كليمه فخررازي بوده است . آنان در شمار نخستين پزشكاني بوده اند كه در قرن دهم ميلادي به گونه اي همه جاذبه خواص ترياك را شناختند و براي پيشبرد هدفهاي پزشكي در طب ، مواد افيوني و  استعمال آنان را به عنوان پادزهر مورد استفاده قرار دادند و اين ماده را به جهانيان شناساندند . ولي به اثر سوء آن بر بدن نيز آگاه بودند .
به طور كلي استعمال ترياك در ايران را برخي ره آورد حمله اعراب يا چنگيز به ايران
 مي دانند و دسته اي معتقدند كه سپاه نادر شاه به هنگام اقامت خود در هندوستان ترياك كشي را از هنديها فرا گرفته ، با خود به ارمغان آوردند .
ولي آنچه مسلم است در زمان صفويه استعمال ترياك بيشتر به منظور تعديل اضطراب خاطر بزرگان و درباريان و رجال علي مقام و خوشگذراني و تفريح معمول شد . در قرن 15 هجري ، شاه طهماسب صفوي خط مصرف مواد افيوني را جدي تلقي مي كند و دستور مي دهد تا ترياك موجود در دربار را معدوم نمايند .
در زمان شاه عباس ظاهراً بايد مصرف اين ماده توسعه بيشتري پيدا كرده باشد ، زيرا مي گويند شربت كوكنار كه همان جوشانده خشخاش است ، بسيار رايج بوده است به طوري كه شاه عباس دوم ضرورت مبارزه با آن را دريافته ، براي جلوگيري از مصرف آن و جمع كردن بساط افيون ، ناگزير از صدور فرمانها و حكمهاي مؤكدي مي شود .

 در اين مورد سياح فرانسوي ، شارون در سياحت نامه خود چنين توضيح مي دهد كه
( مصرف اين دارو ، ترياك ، در حقيقت نتيجه يك تكامل عمومي است كه به زحمت از 10 نفر يكي را مي توان يافت كه به اين عادت شوم آلوده نشده باشد ) و تاورنيه سياح ديگر فرانسوي درسفرنامه خود از شروع خوردن شربت كوكنار و بنگ در دوران صفويه خبر داده است .
هر چند در يادداشتهاي اين دو سياح اغراقهايي وجود دارد ولي آنچه مسلم است در زمان صفويان خوردن حب ترياك و نوشيدن شربت كوكنار ( كه همان جوشانده خشخشاش است ) به ويژه در اصفهان بسيار متداول بوده است ولي از دود كردن ترياك در اين دوره اطلاعي در دست نيست و با  باز شدن پاي  اروپائيان به ايران ترياك دراين سرزمين رواج يافت و بسياري از شاهزادگان دربار و صاحب منصبان لشكري و كشوري را به دام انداخت .
چنانكه ملاحظه مي شود همراه با رشد استعمار در جامعه هاي در حال رشد ، كشت خشخاش و اعتياد به ترياك در روستاهاي ايران متداول گشت و خريد و فروش آن معمول شد . چون انگليسيها ترياك ايران را خوب مي خريدند ، كشاورزان دست از زراعت گندم كشيدند و قسمت زيادي از اراضي گندم خيز را به كشت خشخاش و اعتياد تخصيص دادند ، به طوري كه ترياك به صورت يكي از مهمترين اجناس صادراتي ايران درآمد . قانونهاي تحرير ترياك ( 1329 ) و انحصار ترياك و مجازات ارتكاب قاچاق مواد افيوني و توليد و توزيع غيرقانوني ( 1307 ) هر چند ظاهراً در جهت كاهش مصرف اين ماده و مبارزه با آن دفع گرديده بود ولي عملاً مردم را به ترياك كشي  دعوت و تشويق مي نمود .
 در اين دوره دستگاه حكومتي ترياك را فقط به عنوان يك منبع درآمد براي دولت در نظر مي گرفت و با دريافت سوخته حق الزحمه هم مي داد ! در سال 1320 اين انحصار و كنترل محدود هم از بين رفت و در سالهاي جنگ جهاني دوم و بعد از قاچاق مواد افيوني و اعتياد آن رواج بيشتري پيدا كرد . در سال 1334  قانون منبع كشت خشخاش و جلوگيري از مصرف غير طبي ترياك از تصويب مجلس گذشت و وزارت بهداري را مسئول مسئله معتادان قرار داد . در سال 1348 دولت قانون منبع كشت خشخاش را لغو كرده و به جاي آن قانون كشت محدود خشخاش و سهميه كوپن ترياك را مطرح كرد .
بررسي علل و عوارض فردي خانوادگي و اجتماعي اعتياد :
قرنهاست كه انسان به دليل مختلف مواد مخدر مصرف كرده است چون اولين بار در سال 1804 مورفين در طب براي رهايي از درد عمليات جراحي و دردهاي بعد از عمل مورد استفاده قرار گرفته و به دليل لذتي كه بعد از تزريق و مصرف مرفين به بيمار دست مي دهد به خارج از بيمارستان راه پيدا نموده و مورد استفاده قرار گرفته است و در اين انتقال ، بيمارستان براي استفاده مادي نقش داشته است .
هروئين نيز در سال 1898 براي اولين بار به صورت كود سفيد رنگ مورد استفاده قرار گرفت و متاسفانه به علت اثرات روحي آن در آغاز به مصرف كنندگان دست مي دهد ، ممكن است احساس لذت ببرند ، و كم كم به وابستگي جسمي و رواني معتاد منتهي       مي گردد . چون كاربرد و مصرف داروهاي مخدر براي لذات روحي و شادماني زايد الوصف و همچنين شديد و طولاني كردن لذت جسمي و تاخير در ارضاي جنسي و شهوت در موقع مقاربت استفاده مي شود .
افراد زيادي به آن گرايش پيدا نموده ، معتاد مي شوند ولي متاسفانه پس از مدتي مصرف ،  لذت فوق به صورت احتياج جنسي و رواني در مي آيد .

واكنشهاي اجتماعي در برابر اعتياد :
معمولاً واكنش اجتماعي مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت است . متاسفانه بايد به اين حقيقت تلخ اعتراف كرد كه اعتياد را بيشتر يك مسئله شخصي و فردي مي دانند نه اجتماعي ، در حالي كه برعكس است و بيشتر مسئله و مشكل اجتماعي است نه شخصي و فردي .
متاسفانه در ايران در گوشه و كنار شهر و روستا هر كس دردي داشته باشد حتي هرقدر مزمن باشد به وسيله مردم پزشك نما فوراً ترياك تجويز مي شود . بدون اين كه بفهمند چه تاثير نامطلوبي دارد و عوارض جسمي آن چيست و حتي بي توجه به اين كه رهايي از درد موقتي است و براي رهايي هميشگي از آن به صورت مصرف روزانه درمي آيد و شخص را معتاد مي كند .
در ايران مصرف ترياك مدتها عادي و رايج بود . حتي اغلب خانواده ها مقداري ترياك را با آب حل مي كردند و به كودكان خود مي خوراندند تا شب راحت بخوابند به حدي كه كودكان نيز به آن مواد نياز پيدا كرده و معتاد مي شدند و حتي مدتي هم خريد و فروش آن كاملا آزاد بود و مجازاتي نداشت و اين خود يكي از عوامل رواج مصرف دارو مي شد تا اين كه در ايران و حتي آمريكا قوانيني وضع و تصويب شد تا جلوي مصرف اين مواد را بگيرند . در امريكا و اخيراً در ايران فقط با تجويز پزشك قابل خريد و مصرف است .
واكنش اخير مردم در برابر معتاد آن است كه آنان معتقدند ، افراد معتاد با استفاده از اين مواد روح و فكر افراد ديگر اجتماع را خراب مي كنند و علاوه بر ازبين بردن تدريجي خود ، باعث بيماري افراد ديگر اجتماع مي گردند .
در ايران هم چنين براي توليد كنندگان شديدترين مجازات ، حتي مجازات مرگ و براي مصرف كنندگان زندانهاي طولاني به مورد اجرا در مي آيد . ولي مسئله مهم اين است كه با توجه به شديدترين مجازات براي توليد و مصرف مواد مخدر هر ساله بر تعداد معتادان افزوده مي شود و جامعه هر روز با فقر نيروي انساني كارآمد و سازنده بيشتر مواجه مي شود .

شناخت شخصيت و طرز رفتار معتادان :
معتادان از گروههاي مختلف اجتماعي و اقتصادي هستند . چون هم افراد مرفه و هم افراد فقير معتاد مي شوند وهم افراد بيكار ، هم آناني كه پايگاه اجتماعي خوبي ندارند معتاد مي شوند و هم آناني كه موقعيت اجتماعي جالبي دارند  . بنابر اين در اين گونه مواقع افراد از هر طبقه اجتماعي و اقتصادي ممكن است معتاد شوند ، حتي ميمون در آزمايشگاه معتاد مي شوند . افراد معتاد يعني كساني كه به اين بيماري اجتماعي مبتلا شده اند اغلب به ارتكاب جرم مي پردازند ، چون براي تمين مواد مورد نياز خود ، به پول احتياج دارند و اين پول را بايد اغلب از راه نامشروع تامين كنند و به همين علت به ارتكاب جرم مي پردازند .
به هيچ كس و هيچ چيز وفادار نيستند و تنها سعي آنان به دست آوردن مواد مورد نيازشان است . از هر طريقي و به هر شكلي كه امكان پذير باشد . بيشتر لذت طلب وخشن  هستند و از اطرافيان توقع زيادي دارند . از لحاظ عاطفي در برابر هيچ كس و هيچ چيز مسئوليت احساس نمي كنند و هميشه همه مردم به ويژه اطرافيان خود را مسئول رفتار خويش مي دانند ، همواره يك نوع مكانيسم دفاعي در برابر ديگران دارند و هميشه در حال اعتراض هستند .

انواع مواد مخدر و اثرات جسمي و رواني آنها :
معتاد كسي است كه عادت به مصرف دارو دارد و در نتيجه مصرف كه نياز جسمي و رواني است اخلاق عمومي ، سلامت و رفاه خود ، خانواده و اجتماعش را به خطر مي اندازد . يا به عبارت ديگر ، اعتياد را مي توان يك مسموميت مزمن دانست كه براي مشخص و هم براي خانواده و جامعه اش مضر است و انواع آن به شرح زير است :
1 ـ ترياك : يكي از قديمي ترين مواد مخدري است كه در اغلب جامعه ها ، بويژه كشورهاي آسيايي و آفريقايي بوسيله افراد مسن مصرف مي شود .
2 ـ مرفين : كه از ترياك گرفته مي شود و به دو صورت مايع و پودر مصرف مي گردد در جامعه هاي صنعتي مصرفش توسط جوانان زياد است .
3 ـ هروئين : معمولاً از طريق تركيبات شيميايي ساخته مي شود و اثرش سه برابر موفين است .
4 ـ كوكائين : كه از گياه مصنوعي گرفته مي شود و اغلب در بيهوشي موضعي مصرف پزشكي دارد . اثرات جسمي آن كم است در حاليكه از نظر رواني اثراتش از هوئين بيشتر است . پس از مصرف به معتاد احساس ضعف زايد الوصف دست داده و شادي آفرين مي شود .   لذت جنسي را تشديد مي كند و به همين دليل معتادان سعي مي كنند مصرف آن را بيشتر كنند ،ولي ممكن  است حالت توهم زا و اغفال كننده به معتاد دست دهد . كساني كه با اين دارو معتاد مي شوند معمولاً سارسيم جنسي پيدا مي كنند و به همين دليل خطرناكند .
5 ـ ال ـ اس ـ دي :
اعتياد جسماني ندارد ولي اثرات مغزي و رواني دارد به همين دليل زيانبخش است و اعتياد رواني مي آورد . در آمريكا بيشتر از ساير كشورها رايج است .
6ـ آنتامين ها :
كه محركند و اعتياد آور و اغلب به وسيله پزشكان به بيماران تجويز مي گرددو چون سيستم مركز عصبي را تحريك مي كند بيشتر به وسيله رانندگان بياباني و كارگران شب كار و دانشجويان مصرف مي شود . بدن در برابر مصرف آنها مقاوم مي شود و به همين دليل معتاد ناگزير خواهد شد از آنها بيشتر مصرف كند . 


7 ـ ماري جونا و حشيش :
هر دو از گياه خود روشاهدانه گرفته مي شوند و اعتياد جهاني ندارد ولي اعتياد رواني مي آورند و به همين جهت مضرند و اثرات مغزي ناگواري دارند ، اغلب به صورت سيگار مصرف مي شوند . حالات ناشي ازمصرف آنها عبارتند از : خواب آرامش بخش ، تشديد احساس ، خنده هاي بي مورد ، طولاني و لذت بخش بودن زمان و مكان معمولاً وقتي تاثيردارو تمام مي شود به معتاد حالت بدي دست مي دهد و امكان ارتكاب به جرم زياد مي شود و يا حداقل او را به مصرف مخدر قوي تر مانند مورفين وادار مي كند به همين دليل بايد گفت اينها هم اعتياد آورند .
8 ـ واليوم و ليبريوم :
اگر به مقدار زياد و به مدت طولاني مصرف شوند اعتياد آورند و متاسفانه امروزه در جوامع صنعتي به صورت خلال مشكلات درآمده اند .
9 ـ متادون :
داروي مخدر ديگري است كه در جنگ جهاني دوم در آلمان رواج يافت . مدتها معتادان به هروئين نيز متادون ‌مصرف مي كردند . افراد حرفه اي ، روزي سه بار مصرف مي كنند . مهم ترين ضرر متادون اين است كه معتادان با گذشت زمان مصرف آنرا زياد كنند تا بتوانند تعادل خود را حفظ كنند و به همين دليل وابستگي جسمي و رواني دارد و به علت نياز به مصرف هر چه بيشتر آن مسائل و مشكلات زيادي ايجاد مي كند .ولي گاهي اوقات مصرف درماني دارد و پزشكان از آن ، مقدار معيني براي ترك اعتياد استفاده مي كنند . به طور كلي مواد مخدر تو هم زا و اغفال كننده مانند ماري چوانا ، حشيش ، كوكائين ، وال ـ اس ـ دي اثرات جسمي آنها مشخص است . ولي اثرات شيميايي آنها بر روي مغز انكار ناپذير است و چون پس از مصرف حالتي لذت بخش به آنان دست مي دهد سعي مي كنند از اين گونه مواد بيشتر مصرف كنند . معتاد به هر جا مي رود تا دارو به دست آورد و خود را از پريشاني و اضطراب و ناراحتي برهاند ، پس از مصرف به فاصله نيم ساعت به حالت عادي بر مي گردد  و وابستگي به داروهاي مخدر فقط براي رهايي از ناراحتي ها است و به همين دليل  اين وابستگي براي معتاد و جامعه عوارض و مشكلاتي ايجاد مي كند ، زيرا تعادل بدن فقط به مصرف آن بستگي دارد و اعتياد دائمي ايجاد مي كند و ترك آن كار دشواري مي گردد .

1ـ عوامل اجتماعي موثر درايجاد اعتياد
مي توان گفت اعتياد عبارت از مسموميت مزمن كه براي افراد و جامعه مضر است . بنابر اين بايد به علت و چگونگي گرايش به اعتياد توجه كرد و آن رابه عنوان يك مشكل اجتماعي كه از شرايط نامساعد و اقتصادي و اجتماعي ناشي مي شود مورد توجه قرار داد . علتهاي زير در گرايش و ايجاد اعتياد موثر است :
1 ـ عوامل فردي :
معمولاً مصرف دارو و تاثير آن بر روي سلسله اعصاب معتادان به دو صورت متفاوت تاثير مي گذارد :
الف ـ اگر مصرف دارو براي انسان مثبت باشد ، يعني شخصي از مصرف دارو احساس لذت جسمي و روحي ببرد براي كسب لذت مجدد سعي مي كند روزهاي ديگر به هر طريق و از هر راه مقداري مواد مخدر به دست آورد تا مصرف كند .
ب ـ اگر واكنش منفي باشد ممكن است با مصرف اولين بار حالش به هم خورده و ديگر به قصد تجربه مصرف مجدد نيفتد و هيچوقت به دنبالش نرود .متاسفانه درصد اين گونه افراد با اين ويژگيهاي جسمي خيلي كم است .
2 ـ كنجكاوي : عده اي كه در مجالس دوستانه و يا مجالس ميهماني كه از اين گونه مواد مخدر مصرف مي كنند حضور دارند و مصرف ديگران حس كنجكاوي آنان را تحريك نموده و تصميم به تجربه مي گيرند و متاسفانه پاداش اولين مصرف در اغلب مردم مثبت است وهمين كنجكاوي كم كم آنان را به مصرف دارو معتاد مي كند .
3 ـ تمتع : چون پس از مصرف دارو احساس لذت و شعف و حالتهاي شادي بخش به فرد دست مي دهد كه در مواقع عادي چنين حالتهايي برايش پيش نمي آيد ، بنابر اين سعي مي كند هر طور شده روز ديگر نيز براي كسب چنين حالتي خود را به دارو برساند و پس از چند بار مصرف مكرر ، شخص معتاد مي گردد .
4 ـ مسائل و مشكلات رواني و فردي : علت ديگري براي كشش به طرف دارو هست كه افراد فكر مي كنند با مصرف دارو گرفتاريهاي فردي آنان به دست فراموشي سپرده مي شود و چون دارو اثر تخريري دارد اغلب تا مدتي آنان را نسبت به مسائل و مشكلات بي تفاوت مي كنند و همين فرار از زير بار مشكلات فردي ، عامل عمده اي براي كشش به طرف مواد مخدر است .
2 ـ عوامل خانوادگي
1 ـ زمينه هاي خانوادگي :
متاسفانه اغلب افرادي كه در خانواده هاي معتاد متولد مي شوند و پرورش مي يابند تكرار مصرف اعضاي خانواده برايشان عادي شده و ترس از تجربه مصرف از آنان دور مي شود . چون بين اعتياد پدر و فرزند از نظر ژنتيك رابطه اي مستقيم وجود ندارد بلكه عمل مصرف پدر براي فرزندان عادي مي شود ، ولي اگر مادري  در دوران بارداري معتاد باشد فرزندش معتاد متولد مي وشد كه البته قابل علاج است ولي آنچه از نظر ما قابل اهميت است اين كه واكنشهاي اجتماعي افراد خانواده معتاد بر اثر تكرار تثبيت شده وبراي ديگر اعضاي خانواده عادي مي گردد و عادي شدن مصرف دارو به سهولت گرايش به مصرف ديگر اعضاي خانواده كمك مي كند . البته نبايد فراموش كرد كه گاه مصرف والدين در فرزندان تاثير منفي مي گذارد و ممكن است آنان را براي هميشه از مصرف داروي مخدر بيزار و گريزان كند .
2 ـ فقر مادي خانواده :
با كمال تاسف ديده مي شود كه بيشترين معتادان هر جامعه را افراد فقير تشكيل مي دهند . البته نمي توان گفت : بين فقر و اعتياد رابطه مستقيم وجود دارد ، چون در هر جامعه عده زيادي از مردم فقيرند ولي معتاد نيستند . علتهايي كه اين افراد را به  اين راه مي كشاند يكي محروميتهاي ناشي از فقر است كه تنها راه فرار از اين ناراحتيها را مصرف مواد مخدر مي دانند . عامل ديگر اين كه توليد كنندگان سعي مي كنند عوامل توزيع را از اين گونه افراد انتخاب كنند ، چون  اولاً به علت فقر ، تخصص و حرفه اي ندارند و در نتيجه بازار كارشان بي رونق است . عوامل توليد سعي مي كنند اول آنان را معتاد كنند و بعد از آنان براي فروش مواد مخدر استفاده نمايند . چون كاري است بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عين حال به تخصص هم نيازي ندارد و بعد از مدتي فروش و توزيع براي شناخت ناشي از فقر آموزشي كه خود از فقر خانوادگي ناشي مي شود علت ديگري براي كشش در اين راه است .
3 ـ روابط نامطلوب خانواده :
بيماري از معتادان جوان از روابط نامطلوب والدينشان با يكديگر و با آنان اين راه را انتخاب كرده اند . چون وقتي محيط خانواده  و كانون و محيط مناسبي براي زندگي نباشد انسان سعي مي كند بيشترين اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و اين كار ارتباط او را با ديگراني كه چون شكارچيان ماهري به دنبال شكار مي گردند زياد مي كند و آنان پس از شناخت شكل شخص درنقش انساني دلسوز و با توجه به مشكلات ديگران ظاهر شده و براي فرار از اين واقعيت تلخ او را به مصرف داروي مخدر دعوت مي كنند و پس از چند بار مصرف معتادش مي نمايند ، ولي پس از معتاد كردن شخص ديگر از آنان به عنوان دوستي دلسوز خبري نمي شود . هر قدر ستيزه هاي خانوادگي بيشتر باشد ، احتمال كشش به طرف اعتياد و ديگر انحرافات اجتماعي بيشتر است .
4 ـ رفاه اقتصادي و خانواده :
تعداد چشمگيري از مشتريان مواد مخدر را افراد ثروتمند و پردرآمد جامعه تشكيل مي دهند . چون در خانواده هايي كه رفاه و در آمد اقتصادي زياد است روابط انساني بر اثر كثرت كار و يا سرگرمي ضعيف تر مي گردد . ضعف روابط انساني به نوبه خود عامل مساعدي براي كشش به مواد مخدر است .
 3 ـ عوامل اجتماعي
1 ـ در دسترس بودن مواد مخدر :
يكي از مهمترين عوامل اعتياد در دسترس بودن مواد مخدر است . چون چيزي كه به آساني در اختيار مردم قرار گيرد گرايش به آنان آسانتر صورت مي پذيرد . در ايران به تحره ثابت شده است كه اجازه مصرف ترياك حتماً طي شرايطي خاص براي عده مخصوصي به اعتياد جوانان كمك كرده است و چه بهتر كه وزارت بهداشت و درمان و سازمان بهزيستي نيز به اين مشكل اجتماعي بيشتر توجه كند ، چون حتماً گرفتن اجازه مصرف براي عده اي وسيله درآمد شده است كه هم به نابودي افراد جامعه كمك مي كند و هم رشد اجتماعي و اقتصادي جامعه را كه به وجود نيروي انساني كار ساز نياز دارد ، متوقف مي نمايد .


2 ـ نابرابريهاي اقتصادي و اجتماعي :
اختلافات طبقاتي در هر جامعه به بي ايماني بيشترين افراد آن جامعه نسبت به شرايط اقتصادي موجود منتهي مي شود و همين بي ايماني نسبت به اجتماعي و گرايش به اعتياد تاثير به سزايي دارد .
3 ـ بيكاري :
به عنوان يك پديده اجتماعي زمينه مساعدي براي انحراف به ويژه اعتياد است . افراد بيكار چون بيشترين اوقات خود را در قهوه خانه ها يا ترياها مي گذرانند و اين گونه امكان بهترين و مناسبترين جا براي فروش و مصرف مواد مخدر است . در نتيجه براي گرايش و كشش به طرف اعتياد و عامل مساعدي به شمار مي آيند كه در اصل از بيكاري مردم ناشي مي شود .
4 ـ رشد بيقواره صنعت :
اگر در جامعه اي رشد صنعت به سرعت افزايش يابد و درآمد ناشي از اين صنعت به طور عادلانه توزيع نگردد و كاركنان براي اداره زندگي خود مجبور باشند ساعات بيشتري را به كارمشغول شوند خود به خود به خستگي جسمي و روحي آنان منجر شده ، ناگزير مي شوند كه اين خستگي را از طريق مصرف مواد مخدر بر طرف نمايند . به ويژه اگر در آن جامعه براي تفريح و گذراندن اوقات بيكاري مردم از طرف دولت برنامه ريزيهاي اجتماعي نشده باشد .

عوارض اعتياد
عوارض جسمي :
مواد مخدر در معتادان عوارض جسمي ، رواني و اجتماعي ايجاد خواهد كرد . كسي كه به يكي از مواد مخدر معتاد است اگر مصرف روزانه اش متوقف شود و از ده تا دوازده ساعت تجاوز كند به عوارض جسمي چون ناراحتيهاي عصبي ، اضطراب و بي قراري ، عطسه كردن و ريزش مكرر آب از بيني و چشمها ناراحتيهاي  شديد عضلاني و فشارهاي شديد در ستون فقرات و دل درد و دل پيچه و بي اشتهايي به غذا ، استفراغ مكرر ، لاغر شدن بدن و سبك شدن وزن  و بالاخره در دوره اي كه با اين عوارض دست به گريبان است ارزش و تكانهاي شديد شروع مي شود و اگر به معتاد مواد مورد نيازش نرسد ، اين تشنجات و ارزشها ادامه خواهند يافت و به حدي شديد است كه اغلب با عوارض ناشي از بيماري صرع در برخي موارد اشتباه مي شود . اگر به بيمار مبتلا به ترياك و مشتقات آن و همچنين معتادان هروئين كه مدت كوتاهي از ابتلاي آنان مي گذرد و مواد نرسيد بين دو تا سه روز به عوارض فوق مبتلا مي شوند و اگر شخص بتواند عوارض فوق را تحمل كند اعتيادش از بين مي رود چون نرسيدن به داروي مخدر عارضه دارد ولي مرگ ندارد . بهترين نمونه اش معتاداني هستند كه زنداني مي شوند و درزندان ناچار ترك اعتياد كنند ولي نمي ميرند .

عوراض رواني :
يكي از عوامل عمده اعتياد ، اتكاي رواني معتاد به مواد مخدر است . چون ناراحتيهاي رواني موجب كشش به طرف مواد مخدر مي شوند و اصل اتكاي رواني مقدم بر اعتياد جسمي است واگر افراد را صحيح پرورش دهند سعي نخواهند كرد محروميتهاي خود را از طريق مصرف دارو درمان كنند ، زيرا شخص معتاد تعادل رواني خود را تا رسيدن به دارو از دست خواهد داد . بيشترين افراد مجرم درهر جامعه اي به يكي از مواد مخدر معتادند . از همه مهمتر اين كه اغلب افراد معتاد بعد از چند سال مصرف به بيماري هاي رواني دچار مي شوند .
عوارض اجتماعي اعتياد :
هر كس در هر جامعه تا مدتي كه به سن رشد مي رسد مصرف كننده است و جامعه براي آموزش و پرورش او سرمايه گذاري مي كند به اين اميد كه او نيز به نوبه خود در  جامعه خويش مولد و سازنده باشد . ولي معتادان نه تنها مولد نيستند بلكه مصرف كنندگاني هستند كه ضرر اجتماعي دارند . اغلب آنان عوامل توزيع و فروش مي شوند و روز به روز جامعه را از نيروي انساني غير قابل كاربرد پر مي كنند . كسي كه معتاد است نسبت به اعضاي خانواده اش احساس مسئوليت نمي كند و معلوم نيست سرنوشت اعضاي خانواده او به كجا خواهد كشيد . به آموزش روي نمي آورد و به همين دليل رشد اقتصادي و اجتماعي جامعه توقف مي شود . ضعف روابط انساني كه يكي از عوامل اعتياد است به نوبه خود به صورت يك پديده نادرست اجتماعي هر روز بيشتر و بيشتر مي شود .

رابطه شغل با اعتياد :
نوع كار و فعاليتي كه انسان انجام مي دهد در گرايش يا عدم گرايش آنان به مواد مخدر مي تواند موثر باشد . ولي در عين حال به صورت يك قانون حكمي عام نيست . در ايران بيشتر مصرف كنندگان ماري جوانا را افراد ثروتمند و حرفه و گاه مردم متوسط و نيمه آگاه تشكيل مي دهند حال آن كه در آمريكا بيشتر مصرف كنندگان ماري جوانا را دانشجويان دانشكده ها تشكيل مي دهند . حتي متاسفانه در امريكا كشش به مصرف اين ماده در مدارس متوسطه و حتي جوانان شهرهاي كوچك و حومه نشينان شهر نيز سرايت كرده است . البته در صد مبتلايان به مواد مخدر در جامعه ما هنوز به علت مغايرت با فرهنگ به هنجار و عادي نيست در حاليكه در آمريكا مصرف برخي از مواد مخدر مثلا ماري جوانا تا  حدودي براي نسل جوان عادي و به هنجار گرديده است .
ترياك نيز در جامعه ما بيشتر به افراد مسن و از كار افتاده و حتي بيكار اختصاص داشته ولي متاسفانه در اين روزها در اغلب مجالس ميهماني ناخود آگاه به صورت يك وسيله پذيرايي از ميهمانان درآمده است . هروئين بيشتر به وسيله بعضي از هنرمندان و هنر پيشگان فيلمهاي مبتذل مصرف مي گردد .
وحتي به وسيله اي براي نگهداري‌ آنان در كارهاي هنري مبتذل گرديده است و اين مسئله اي است كه اغلب جامعه ها با آن مواجه هستند . مثلاً در آمريكا بيشترين افراد معتاد به هروئين را علاوه بر هنرمندان و هنر پيشگان ، كارمندان اداري و كاركنان فروشگاه ها و كارگران متخصص تشكيل مي دهند . كاركنان گروه پزشكي هم در آن جامعه در اعتياد به برخي از مواد مخدر سهم عمده اي دارند ، چون خيلي راحت تر و ارزان تر از ديگران مي توانند به اين مواد دسترسي پيدا كنند .
طبق گزارش كميسيون مواد مخدر ، از هر يك صد پزشك يك نفر به طور آرامبخش معتاد است در حالي كه بين مردم عادي اين نسبت هر سه هزار نفر يك نفر است . در انگلستان هفده درصد پزشكان به طور آرام بخش اعتياد دارند . علتش اين است كه علاوه بر دسترس بودن و ارزان بودن اين گروه ، آنان خوب مي دانند اين مواد براي  افراد خسته چه تاثيري دارد . در حالي كه در ايران پزشكان به اين گونه مواد تا به اين حد معتاد نيستند ، چون در جامعه ما عملي عادي و بهنجار نيست . در اغلب جامعه ها بيشترين معتادان در اين زمينه را افراد مرفه و ثروتمند و در عين حال پر مشغله تشكيل مي دهند . زيرا هم پول كافي براي رفتن به دكتر و خريد دارو دارند و هم بيش از ظرفيت بدنشان ، به عياشيهاي خسته كننده مثلاً ارتباط جنسي و يا قماربازي و امثال آن مي پردازند و براي رفع اين گونه خستگيها ناگزير از مصرف مواد آرام بخش هستند  و همانطور كه گفته شد اين گونه مواد نيز اعتياد آور مضرند .

اعتياد و جوانان :
مشكل اعتياد به عنوان يك پديده مهلك و مخرب كه نتايجش مي تواند اثرات بسيار سويي  در زمينه هاي سياسي ، اقتصادي و فرهنگي جامعه داشته باشد و در هر جامعه اي مطرح است و معمولاً گروهي كه در برابر اين پديده خطرناك بيش از ساير گروه ها آسيب پذير است همانا ( گروه جوانان ) يك جامعه مي باشند .
آنچه مسلم است دلايل اعتياد بسيار پيچيده است و از فرهنگي به فرهنگ ديگر و كشوري به كشور ديگر تفاوت مي كند . آنچه كه تقريباً همگاني است در بين جوانان بيشتر جامعه ها ديده مي شود ، مصرف مواد مخدر به منظور برطرف كردن اضطراب و افسردگي است .
به اين نكته بايد توجه داشت كه احتمال دارد خود والدين نيز كم و بيش دچار يك افسردگي يا اضطراب نهفته باشند كه با مكانيسمهاي دفاعي محيطي با آن روبرو مي گردند ولي معمولاً به شنانه هاي اضطراب و افسردگي در فرزندان جوان خود كمتر توجه مي كنند . در صورتي كه جوانان به علت نا آگاهي به جاي استفاده از مكانيسم هاي دفاعي موجود در از بين بردن ناراحتيشان به دنبال يك ( راه حل فوري و معجزه آسا ) مي گردند كه اضطراب و يا افسردگي خود بر طرف كنند كه معمولاً در اين گونه موارد به وسيله دوستان هم سن و سالشان ( مواد مخدر ) به آنان معرفي مي گردد. به عقيده يكي از متخصصان ، عادت به مصرف مواد مخدر مانند ساير عادات ديگر ( عادت ) نمي شود مگر بانجام و تامين نيازهاي فرد . البته بايد متذكر شد كه فقط يك شخصيت فكري مضطرب و يا افسرده نيست كه دچار اعتياد مي گردد ، بلكه ساير جوانان نيز ممكن است بدين مشكل گرفتار آيند .
تحقيقات اجتماعي يونسكو نشان مي دهد كه رفتارهاي ناشي از مصرف نابه جاي داروهاي اعتياد آور مواد مخدر و الكل بزهكاري جوانان ، خودكشي و افسردگي شايع ترين اختلالات رفتاري جوانان نقاط مختلف جهان بوده است . همچنين مشخص شد كه بيشتر رفتارهاي نابه هنجار اجتماعي در ميان جوانان به علت مصرف مواد مخدر و الكل بوده است .
حقيقت اين است كه جوانان به علت اين كه مانند بزرگسالان آمادگي پذيرفتن و يا مقابله با مشكلات زندگي را ندارند و برخي از مشكلات عادي براي آنان به صورت شديد و جوي جلوه و تظاهر مي كند بنابر اين در برابر مشكلات و خطرات اجتماعي آسيب پذيرترند .
به ويژه در دوران بلوغ كه جوانان دچار مشكلات و بحرانهايي مي گردند ، وظيفه بزرگتران ايجاب مي كند كه به طور منطقي و صحيح با جوانان و مشكلاتشان رو به رو گردند . ولي متاسفانه عموماً بزرگتران از جمله والدين و مربيان يا اطلاع و آگاهي كمي از تغييرات و تحولات روحي دوران بلوغ جوان دارند و يادوران جواني خود را با تمام بحرانها و مشكلات خاصش فراموش كرده اند . لذا به جاي برخورد منطقي و اصولي با مشكل جوان ، او را هدف انتقادها و ملامتهاي خود قرار مي دهند لذا نمي توانند آنچنان كه بايد و شايد جوان را براي گذراندن بي خطر اين دوره كمك و ياري نمايند . در چنين مواردي است كه جوان در برابر مشكلات زندگي و يا ناراحتيهاي ناشي از دوران بحران بلوغ و احياناً كمبود محبت و عدم درك از طرف بزرگتران ، از خانواده و اجتماع فراري شد و به دنبال يك ( ماده معجزه گر ) مي باشند كه ماده مخدر را مي يابد ، زيرا جوان مي بيند كه دوستانش نه تنها او را ملامت نمي كنند بلكه وي را بيشتر و بهتر نيز درك مي كنند ، لذا هر گونه ( راه حلي ) را كه آنان براي رفع مشكلش پيشنهاد كنند بدون هيچ گونه تامل و تحلقي مي پذيرد . و همه  چيز از همين جا شروع مي شود . البته يك سيگار ... سپس سيگار همراه حشيش ... و بالاخره هروئين و ...

ويژگيهاي اعتياد و معتادان جوان در ايران :
بر اساس تحقيقي كه بر روي تعدادي از معتادان ( حدود سه هزار نفر ) در مورد علل اعتياد در ايران انجام شده مشخص گرديد كه :
ـ گروه سني 21 تا 27 سال بالاترين رقم سني معتادان ، و به طور كلي طبقه جوان بيش از طبقه ميانسال و سالخورده به اعتياد گرايش دارند .
ـ هروئين رايج ترين ماده مورد مصرف جوانان است .
ـ از نظر تحصيلي ، معتادان جوان اكثراً داراي تحصيلات متوسط و ضعيف بوده اند كه نتوانسته اند حداكثر استفاده از امكانات آموزشي مدرسه را بنمايد . به طور كلي درصد تحصيل كرده هاي عالي نسبت به ساير تحصيل كرده هاي مدرسه اي كمتر است .
ـ بيشتر معتادان جوان اطلاعات مربوط به مواد مخدر را از طريق دوستان خود كسب مي كنند و به وسيله آنان معتاد شده اند .
ـ به نظر معتادان جوان  ، آموزش و آگاهي به وسيله والدين و خويشاوندان راديو و تلويزيون و ساير رسانه هاي گروهي و پيشگيري از اعتياد جوانان از اولويت و اهميت بيشتري برخوردارند .
ـ بيشتر معتادان به ويژه جوانان معتاد متعلق به خانواده هايي هستند كه داراي مشكلات خانوادگي بسيارند . پاره اي از اين مشكلات عبارتند از : عدم روابط صحيح و سالم بين افراد خانواده ، پايين بودن سطح دانش و آگاهي والدين ، كمي درآمد و مشكلات فرهنگي و اجتماعي و بالاخره خانواده هايي از هم گسيخته . مشكلات فرزندان اين گونه خانواده ها در زمينه هاي رشد فردي ، اميد به آينده ، اعتماد به نفس و مسائل جسمي مي باشد .
ـ حدود سي درصد از معتادان تا دوران بلوغ تحت سرپرستي پدران خود  تربيت نشده اند  و اكثر پدرانشان نيز معتاد بوده اند . بنابر اين عدم سرپرستي و اعتياد پدر مي تواند به عنوان يكي از عوامل عمده گرايش اعتياد جوانان محسوب گردد .
علل گرايش جوانان به مصرف نابه جاي مواد مخدر و داروهاي اعتياد آور ممكن است انگيزه هاي گوناگوني داشته باشد كه در ذيل به برخي از آنها به طور خلاصه اشاره                                               مي گردد :

عوامل محيطي :
دوستان و معاشران ناباب ، در دسترس بودن و فراواني مواد مخدر در جامعه ، عامل اغفال از طرف فروشندگان مواد مخدر ، شكستهاي اجتماعي ، نابه سامانيها و مشكلات خانوادگي از قبيل از هم پاشيدگي خانواده ، نداشتن سرپرست صلاحيت دارد ، آگاه نبودن والدين از اصول تعليم و تربيت ، عدم وجود رابطه صحيح و منطقي و دوستانه والدين با فرزندان عدم كنترل صحيح فرزندان از طرف والدين در دوران كودكي و نوجواني ، فراهم نبودن امكانات سرگرمي و تفريحات سالم در اوقات فراغت ، بيكاري ، فقر ، در برخي اوقات رفاه بيش از حد ، ناراحتيهاي ناشي از نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي ، عدم آگاهي از اعتياد و مضرات آن ، عدم توجه به تعاليم مذهبي و اشاعه معنويات ، وجود محيط هاي تنش زا و پر كشش ، رهايي ازقيود اجتماعي و ...
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان