میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله اخلاق


کد محصول : 10001247 نوع فایل : word تعداد صفحات : 23 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 253

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1247

فهرست مطالب و صفحات نخست


 اخلاق

مقدمه ……………………………………………………………………………….1

تعريف اخلاق …………………………………………………………………….3
موضوع ، فايده و اهميت علم اخلاق ………………………………………4
لزوم دين اخلاق ………………...……………………………………………….5
شناخت فضائل و رذائل اخلاق از ديدگاه قرآن ……………...………12
مقايسه مكتب اخلاق با ديگر مكاتب از نظر اسلام ………………….16

مقدمه
        انسان در همه دورانهاي زندگي بشري اسير و گرفتار زندگي سرشار از نكبت غفلتي بوده است و منتهي در هر دوره از دورانهاي زنگي بشر ، در اين دنياي پر از نكبت و غفلت اين مسئله ابعاد مخصوصي داشته و چهره مشخص خود را نشان داده ، كه شايد با دورانهاي ديگر متفاوت بوده است . ولي به هر حال آنچه بصورت تغيير ناپذير تا امروز دوام يافته همان اساس غظت و نكبت در اين دنياي فاني است كه در هيچ دوره اي ، جهان بشري از آن پاك و مبري نبوده است . درباره چنين دنيايي كه در ادوار گوناگون بر دنيا حاكم است رسوا… در كلامي مقدس و پيامبرانه چنين مي فرمايند:
        «هيچ روزي طلوع نمي كند و هيچ شبي پديد نمي آيد ، كه دو فرشته آسماني از فراز آسمان به افق زندگي انسانها نگاه ندوزند و با چهار تعبير متوالي و به هم پيوسته درباره انسان و زندگي تاسف بارش با يكديگر سخن نگويند . آري اين دو فرشته هر روز و شب از آسمان به زمين مي نگرند و با چهار تعبير تاسف آلود و آميخته به حسرت و اندوه درباره انسان ، با يكديگر مكالمه مي كنند .
       يكي از آن دو فرشته مي گويد : كاش خداوند متعال اين انسانها را نمي آفريد .
        فرشته دوم نگاهي به فرشته اول كرده مي گويد : حال كه پروردگار اينان را آفريده است كاش مي فهميدند كمال آنان در چيست و چه زندگي جاويدي در انتظارشان است .
        فرشته اول بار ديگر به سخن مي آيد و مي گويد : يعني حال كه خداي تعالي اين انسانها را آفريده ولي هدف و غايت آفرينش و راز كمال انسان براي آنان روشن نشده است ، كاش به همان مقدار از اعمال نيكي كه بدان معرفت و آشنايي دارند عمل مي كردند .
       فرشته دوم چهارمين تعبير را درباره موجود انسان بدين گونه بيان مي كند : حال كه اين انسانها و اين همه سرمايه هاي بي مانندي كه خداوند متعال به آنان عنايت كرده طرفي نبسته و سودي نبرده اند و در مسير استفاده از آن به ورطه گمراهي افتاده اند ، كاش حد اقل از اين اعمال غير انساني و فضاحت بار ، توبه مي كردند و از اين اعمال زشت و ننگين به راه راست باز مي گشتند و اين دو فرشته در حقيقت بياني از همان رمز روح تابناك رسول است و پيامبر اكرم مي خواهد با اين بيان به انسانها هشدار دهد و آگاهشان سازد كه داراي چه سرمايه غيبي عظيمي هستند . اين سرمايه عظيم كه همان اخلاق حسنه است مي تواند آدمي را خليفه خدا در جهان آفرينش قرار دهد .


تعريف اخلاق :
       كارهاي نيك و بدي كه انسان سر مي زند ممكن است با اراده و اختيار انجام شود يا از روي تقليد ديگران   صادر شود . مثلا ممكن است انسان راستگو يا مهمان نواز باشد ولي اين عمل نيك ، داراي ريشه ثابت در نفس و جان او نباشد بلكه بصورت تقليدي از ديگران صادر مي شود . بدين معني كه شخصي راستگو بوده ، اين انسان هم تحت تاثير او واقع شده و به تقليد از او ، سخني را به صدق و راستي بر زبان آورده است . يا مثلا رفيق و برادرش مهمان نوازي و گشاده دستي نشان داده اند و به ديگري احسان كرده اند و اين انسان هم بر اساس تاثير پذيري و تقليد از آنها دست به احسان و انفاق گشوده است .
       پس اگر چه اين شخص اعمال نيك انجام داده ، و اگر چه مي توان و بايد به اعمال نيك او اذعان داشت ولي صدور اين اعمال نيك ، ريشه از نفس او نداشته بلكه از روي تاثير و تقليد و پيروي از ديگران بوده است . معلم و فيلسوف اخلاق ، پيرامون اينگونه اعمال و افعالي كه از انسان بصورت تقليد از ديگران صادر مي شود بحث نمي كند بلكه فيلسوف اخلاق از آن دسته اعمال و افعالي سخن مي گويد و بحث مي كند كه ريشه و سر منشا آن ، در نفس انسان باشد با توجه به آنچه بيان شده ، اكنون مي توانيم به يك تعريف كلي و عمومي از اخلاق دست يابيم . آن سلسله صفاتي كه در نفس و روح انسان ثابت و ريشه دار است و منشا صدور اعمال نيك همچون راستگويي و انفاق ، يا اعمال همچون دروغگويي و خست مي شود ، اخلاق ناميده مي شود .
موضوع فايده و اهميت علم اخلاق :
       موضوع علم اخلاق انسان است از اين نظر كه مي تواند واجد صفات نيك باشد . علم اخلاق از صفاتي بحث مي كند كه سازنده شخصيت انسان است و نيز صفاتي كه او را از انسانيت دور مي كند . تغيير اين صفات و خوب يا بد بودن آنها بر اساس بينش و نگرش ما به انسان و جهان هستي خواهد بود . بر پايه جهان بيني اسلامي دو دسته صفات اخلاقي براي انسان وجود دارد :
الف ) صفات پسنديده ( حسنه )             ب ) صفات نكوهيده ( رذليه )
       فايده علم اخلاق همين است كه رذايل اخلاقي را بشناسيم و خود را به آنها بياراييم . قرآن هدف از رسالت پيامبر را چنين بيان مي كند :   خداوند بر مؤمنان منت نهاد آنگاه كه پيامبري از ميان خودشان بر انگيخت كه آيات او را بر آنان مي خواند و آنها را تزكيه مي كند و به آنان كتاب و حكمت مي آموزد گرچه پيش از آن در گمراهي آشكار بودند .
        در باب اهميت علم اخلاق در اينجا به ذكر رواياتي از امام صادق ( ع) و امام باقر(ع) و پيامبر اكرم ( ص ) بسنده مي كنيم .
       امام صادق (ع) مي فرمايند : « ضروري ترين علم براي تو علمي است كه تو را بر صلاح قلبت راهنمايي كند و راه فساد قلب را به تو بشناساند . »
       امام باقر ( ع) مي فرمايند : « كاملترين مردم از لحاظ ايمان ، خوش خلق ترين آنهاست . » همچنين پيامبر اكرم ( ص) فرمودند : « در ترازويي كه در روز قيامت براي هر كس نصب مي كنند بهتر از حسن خلق گذاشته نمي شود » و نيز آن حضرت فرمودند همانا پاداش انسان خوش خلق مانند اجر شخص روزه گير و شب زنده دار است .  
        به هر حال از اهميتي كه در روايات به حسن خلق داده شده است مي توان اهميت اخلاق را فهميد . چرا كه علم اخلاق ، بيان رذايل اخلاقي ، راههاي معالجه آنها و نيز شناساندن محاسن اخلاقي و طرق تحصيل آنها را بر عهده دارد .

لزوم دين و اخلاق :
        در روزگار گذشته بي ايماني و فساد اخلاقي كم و بيش وجود داشته و مردم هر عصر از عوارض شوم و زيانبار آن در رنج و عذاب بوده اند . قرآن شريف چهارده قرن قبل در اين باره فر موده است : « بر اثر كارهاي نارواي مردم ، در خشكي و دريا ، فساد و اختلال بروز كرده است ، تا خداوند بدينوسيله نتيجه تلخ پاره اي از اعمالشان را به آنان بچشاند . باشد كه متنبه شوند و از راه غلطي كه رفته اند باز گردند .
        در عصر كنوني و با پيشرفت علوم طبيعي و استقرار تمدن صنعتي زمينه براي جرايم و جنايات مهيا تر شده گناه و ناپاكي در سطحي وسيعتر و با شدتي بيشتر گسترش يافته و تخريب و فساد از خشكي و دريا   گذشته و به فضا نيز سرايت نموده است . بشر امروز با هواپيماربائي ، اسير كردن مسافران و ايجاد وحشت و اضطراب به گناهان نوظهوري دست زده ، در نتيجه به بالايا و مصائب نويني دچار شده است . حضرت رضا عليه السلام فرموده است : هرگاه  مردم گناهان جديدي آغاز كنند كه از آن پيش تر مرتكب نمي شدند خداوند نيز آنان را به بلاي تازه اي كه نميشناختند مبتلا مي سازد .
        در قرن گذشته كساني تصور مي كردند كه با گسترش تمدن صنعتي و رشد فرهنگ عمومي ، بشر از تعاليم الهي و دستورات پيامبران بي نياز مي شود ، دانش جايگزين دين مي شود . علم خلاء مذهبي را پر مي كند ، مردم وظيفه شناس مي شوند و خود به خود به راه اصلاح و رستگاري گرايش مي يابند مي گفتند هم اكنون دوران اخلاق منهاي مذهب فرا رسيده است . از اين پس بايد نيروي علم و خرد مشكلات اخلاقي را حل كند ، غرائز و شهوات را تعديل نمايد ، مردم را به مكارم اخلاق و سجاياي انساني متخلق سازد و دنيا را از فساد و تباهي مصون دارد .
       اشتفن ستويك مي گويد : مردم در قرن 19 بعلت ترقي فوق العاده علوم و صنايع ، سر مست و گيج شدند همه تصور مي كردند همه چيز تحت فرمان هوش در آمده و عقل حاكم بر حيات شده است . هر روز بلكه هر ساعت خبر پيروزي جديد هوش انساني بر عوامل طبيعي شيوع مي يافت و دانشمندان با سرعت بر عوامل مكان و زمان كه تا آن زمان مطلقا خود سر بودند غالب مي شدند . مي گفتند همه جا هرج و مرج موقوف شده و بجاي آن تشكيلات صحيح و دقيق استوار گرديده است . اين قبيل تفكرات بر اذهان عامه رسوخ يافت و طبعا اين سؤال پيش مي آمد كه آيا اداره علم كه به تمام مشكلات فائق آمده و همه موانع راذايل نموده است قادر نخواهد بود كه نفس اماره و هرج و مرج بشر را نيز منكوب نمايد و تحت اراده خود در آورد ؟
       اين فكر رفته رفته قوت گرفت و عقيده اكثر مردم شد . مي گفتند قسمت اعظم اين وظيفه تا كنون انجام گرديده و اگر احيانا هنوز در بعضي موارد تظاهرات نا مناسب شهواني و خلاف اخلاق در انسان متجدد در انسان مترقي و افراد تربيت شده ابراز مي شود مهم نيست ، زيرا اينها آخرين تظاهرات و باز پسين يادگارهاي خوي حيواني است كه با قدري تامل و كمي ممارست زايل مي شود .
        انساني كه به راهنماييهاي عقل و هوش از حفيض يبعيت و پستي به اوج تعالي و ترقي رسيده است اين چند يادگار منحوس را هم از بين خواهد برد .
       اكنون كه قرن 20 به پايان رسيده و در قرن 19 بسر مي بريم و بشر نيز به پيروزيهاي علمي بزرگي فائق گرديده و اسرار مجهول الهويه جهان را شناخته و پيش از پيش طبيعت سر كش را مقهور خود نموده است ولي بر خلاف آنچه در قرن 19 تصور مي شود نه فقط تظاهرات باز پسين خوي حيواني زايل نگرديده . نفس هرج و مرج طلب منكوب نگرديده و بشر متمدن و مترقي از سيئات اخلاقي رهايي نيافته است بلكه برعكس فساد اخلاق و زشتكاري قوس صعودي را پيموده و همچنان در حال پيشوري است و اگر وضع به همين منوال ادامه يابد طولي نمي كشد كه بزهكاري سراسر جهان را فرا ميگيرد فساد اخلاقي به صورت يك بيماري همه گير در مي آيد و تمدن بشري در معرض خطر قطعي واقع مي شود .
       نه تنها در قرن 19 كساني تصور مي كردند كه با پيشرفت علم و گسترش فرهنگ ، نفس سر كش بشر رام مي شود ، فساد اخلاقي از ميان ميرود و مردم به سجاياي اخلاقي متخلق مي گردند بلكه امروز نيز مردم بسياري همانند آنان فكر مي كنند و روي تمايا با مادي گري و انديشه اخلاقي منهاي مذهب در سر مي پرورند و عقيده دارند كه با رشد دانش و بالا رفتن سطح فرهنگ عمومي ، بشر وظيفه شناس و رستگار مي شود ، سيئات اخلاقي را ترك مي گويد . آيا اين نظريه درست است ؟ نگاهي به آثار جرم و بزهكاري و درصد پيشرفت اين امر بيانگر اين نكته است كه اين نظريه نمي تواند درست باشد و بين پيشرفت علوم طبيعي و اصلاح اخلاق رابطه اي وجود ندارد .
        از سال 1966 تا 1971 جمعيت آمريكا 5 درصد افزايش پيدا كرده و انتظار مي رفت جرايم نيز به همين نسبت افزايش يابد ولي در طول اين 5 سال ميزان جرم و جنايت به حد 74 درصد بالا رفت . در سال 1960 در هر 58 دقيقه يك جنايت روي داد و در سال  1970 اين مدت به 33 دقيقه رسيد .
       علوم طبيعي و صنايع ماشيني در صورتي كه درست به كار افتد باعث عمران و آباداني مي شود ولي در تزكيه نفس ، سلامت فكر و پاكسازي اخلاق مؤثر نيستند.
       غرائز و شهواتي كه در ساختمان آدمي بكار رفته و با سرشت بشر آميخته شده همانند غرائز حيوانات كور و بي شعورند و همواره ارضاء بي قيد و شرط خود را طلب مي كنند و در راه رسيدن به هدفي كه دارند خوب و بد نمي فهمند ، فضيلت و رذليت را درك نمي كنند ، متوجه صلاح و فساد نيستند و خير را از شر تميز نمي دهند .
گرگ گرسنه چو گوشت يافت نيرسد               اين شتر صالح است يا خر دجال
        در تمدن صنعتي نه تنها موجبات تمرين غرائزي گسترش يافت . قدرت طلبي برتري طلبي مال دوستي و … اوج گرفت . از طرفي بشر اين پيشرفتهاي علمي را در خلاف جهت بعضي اصول اخلاقي بكار گرفته است . به طور مثال به توليد سلاحهاي مخرب شيميايي پرداخت . دكتر آدولف هوده نويسنده كتاب بشريت مضطرب در يكي از روزنامه هاي آلماني چنين نوشته :   چهار هزار ميليارد هزينه مسابقات تسليحاتي جهان در ده سال آينده  يعني دهه 70 ميلادي مي باشد در جنگ جهاني دوم چندين ميليون نفر كشته شدند و چند هزار نفر دچار نقص عضو شدند . بعضي از صاحبنظران برجسته خاطر نشان ساخته اند كه خطر محو اين سياره خاكي را تهديد مي كند .
        از مجموع مطالب گفته شده اين نتيجه گيري مي شود كه بشر براي احراز انسانيت و نيل به سعادت واقعي بايد خود را آنطور كه هست بشناسد ، از جنبه هاي مادي و معنوي خويش آگاه گردد ، بر وقف آئين خلقت زندگي كند و تمايلات حيواني و انساني را به موازات هم با رعايت اندازه گيري و تعادل اعمال نمايد . پيامبران خدا در راه احياء انسانيت ، پرورش اخلاق انساني ، تعديل غرائز و مهار كردن هواي نفساني ، اين برنامه را به موقع به اجراء مي گذارند ، مردم را به شناخت خودشان دعوت مي كردند ذخائري كه در اعماق وجودشان نهفته بود آشكار مي نمودند و بدين وسيله آنها را به مسير انسانيت سوق مي دادند .
         در آغاز از معرفت فطري كه با سرشت بشر آميخته است سخن مي گفتند و با استفاده از نيروي عقل و مطالعه در آيات الهي ، خداشناسي مي آموختند ، افراد را به آفرينش جهان مؤمن و متعهد مي ساختند و خاطر نشان مي نمودند كه ايمان به خداوند ركن اصلي و پايه اساسي سعادت بشر است و آدمي در پرتو آن مي تواند مدارج تعالي را بپيمايد و به كمال نهايي دست يابد .
        حضرت علي عليه السلام مي فرمايند : « بالايمان يرتقي الي ذوره السعاده و نهايه الحبور » بر اثر ايمان بشر ، برفيعترين مدارج سعادت نائل مي شود و از بهجت و سرور كامل بر خوردار مي گردد .
        از جمله ذخائر پر ارج انسانيت وجدان اخلاق است كه در ضمير آدميان ريشه طبيعي دارد و قرآن شريف آنرا الهام الهي خوانده است . پيامبران خدا ، مردم را به اين سرمايه بزرگ معنوي كه راهنماي اصول فضائل و رذائل اخلاق است متوجه مي نمودند و از آنان مي خواستند كه اين نيروي انسان ساز را بشناسند ، خوب و بد اخلاق خويش را با آن تميز دهند  و در گفتار و رفتار خود همواره از نداي وجدان كه الهام سعادت بخش الهي است پيروي نمايند .
شناخت فضائل و رذائل اخلاق از ديدگاه قرآن
       قرآن كريم انسان را داراي چهار نفس معرفي نموده : 1- نفس ملهمه يا الهام كننده 2- نفس اماره 3- نفس لوامه 4- نفس مطمئنه .
1-    نفس ملهمه يا الهام كننده همانست كه خداوند متعال در قرآن كريم در سوره شمس پس از دو قسم مي فرمايد : « سوگند به جان و تن آدمي كه او را بي كژي و كاستي خلق كردم . خداوند به انسان ، فضائل و خوبيها و رذائل و بدي ها را الهام مي كند و وجدان فطرت انسان ، تشخيص خوب و نيكوي و بد و زشتي را مي دهد . هر كس جانب خوبي را گرفت و عمل به آن كرد رستگار و سعادتمند شد و هر كس جانب بدي را گرفت و بدان عمل كرد زيانكار و بد بخت گرديد . »
       آري آدمي به هدايت فطري پايه هاي فضائل و رذائل اخلاقي را تشخيص مي دهد و اصول اخلاق نيك و بد را درك مي كند و به راهنمايي تكويني و فطري خداوند مي داند كه وفا به عهد و اداء امانت و راستي و درستي و شجاعت ، و عدالت خوب و از خلق و خوي پسنديده بود ه ، بر عكس عهد شكني ، خيانت در امانت ، دروغگويي نادرستي ، زبوني ، پستي ظلم و بيعدالتي از صفات ناپسند مي باشد . قرآن شريف اين هدايت را تكويني و نفس الهام كننده معرفي كرده است.
2-    نفس اماره : نفس اماره بنا به تعريفي كه قرآن كريم دست مي دهد ، عبارت است از نفسي كه انسان را به ناپاكي ها و گناهان دعوت مي كند ، زيرا خداوند از زبان حضرت يوسف بيان مي كند : بار الها من نمي توانم نفس خود را از گرداب گناه حفظ كنم زيرا نفس اماره مرا به گناه دعوت مي كند مگر آنكه تو مرا رحم كني و از شر اماره نگهم داري .
         ولي بنا به نص قرآن كريم ، هر كه با تقوا و پرهيز كار باشد در آن هنگام كه نفس اماره و شيطان به سراغش بيايند و به ياد خدا بيفتد و واقعا پناهنده به خدا شود قطعي است كه خداوند او را از مهلكه نجات داده و از شر نفس اماره و شيطان محفوظش خواهد داشت.
      از اينجهت پيامبر اكرم مي فرمايد : بزرگترين دشمنان شما همان نفس اماره و شيطان نفساني است كه در سينه شما وسوسه مي كند و كسي كه بي قيد و شرط پيروي نفس اماره و اميال و هواهاي نفساني خود را بكند در واقع نفس اماره و هواي نفساني خود را معبود خود بداند ، خداوند هم او را هيچگونه مددي نمي كند و به خودش وا مي گذارد تا در چنگال نفس اماره نابود شده و در گرداب گناه ، چشم و گوش بسته به هلاكت برسد .
3-    نفس لوامه : خداوند در قرآن كريم به آن سوگند ياد نموده و فرموده است : قسم به روز قيامت و قسم به نفس لوامه ، لطف خداوند چنين اقتضا دارد كه هميشه سايه لطف بر سر بندگانش سايه افكنده ، پس از آنكه انسان فريب نفس لوامه را خورد و در معرض گناه قرار گرفت ، فوري وجدانش بيدار شده ، نفس اماره را به محاكمه مي كشاند و اين نفس لوامه است كه انسان را بر گناه و معصيتي كه مرتكب شده است ، ملامت مي نمايد و هشدار مي- دهد .
      پس نفس لوامه محكمه  و وجداني است كه انسان را متوجه خطا و لغزش خود نموده و او را به استغفار و توبه حقيقي و دوري از گناه دعوت مي كند .
4-    نفس مطمئنه : بالاترين مقام ارجمندي كه خداوند به بندگان خالصش رحمت مي فرمايد همان مقام نفس مطمئنه است چنانكه در قرآن كريم مي فرمايد : اي كساني كه به مقام شامخ نفس مطمئنه رسيديد به قرب پروردگارتان ( كه نهايت اوج كمال انسانيت است ) برگرديد در حالي كه هم شما از پروردگارتان راضي و خشنود و هم پروردگارتان از شما راضي و خشنود است سپس در زمره بندگان خالص من در آمده و در بهشت جاويدان من در آئيد .
      البته انسان به اين مقام رفيع نمي رسد جز آنكه كاملا از بوته امتحان و آزمايش الهي با مجاهدتهاي پيگير خود پيروز در آمده و هيچگاه پيروي هوي و هوس و نفس اماره خود را ننموده بلكه هميشه به نص قرآن ، خدا را حاضر و ناظر خود را در محضرش حاضر بداند و اگر شيطان خواست او را فريب دهد چون هميشه به ياد خدا بوده خوف و خشيت از حق را در نظر داشته و جلوي هواي نفس را گرفته، در اين هنگام در بهشت برين جايگاهش خواهد بود . و اين حالت براي انسان ايجاد نمي گردد مگر آنكه هميشه دل و جانش به ياد خدا و زبانش ذاكر به خدا باشد . و براي چنين افراد با ايماني ، خداوند آرامش روح و سكينه و وقار و شادماني خاطر مرحمت مي فرمايد . و اين افراد با ايمان و نوراني در همه حال و در تمام اوقات چه ايستاده و چه نشسته و چه در هنگام استراحت ، به ياد محبوبشان بوده و لحظه اي از ياد خدا غفلت نمي كنند و در هاله اي از تفكر و انديشه به عظمت و نظام خلقت زمين و آسمان مي نگرند . حتي اين دسته مؤمنين چنان مستغرق در ياد خدا هستند كه به هنگام كارهاي مادي و داد و ستد و معامله ، قطب دلشان متوجه خدا بوده و هيچ چيزي نمي تواند آنها را از معبودشان غافل سازد . و محبت آنان نسبت به پروردگار به حدي است كه سراسر وجودشان را محبت پروردگار فرا گرفته است . در اينصورت است كه ديگر جزء بندگان خالص و اولياء خدا در آمده و در يك محيط پر از نورانيت و ملكوت بسر مي برند و با آرامش و شادماني خاطر ديگر هيچگونه خوف و هراس و غم و اندوهي ندارند .
بدينوسيله نفس مطمئنه به سير الهي خويش ادامه داده ، به سعادت و كمال واقعي خود مي رسد و در اين هنگام است كه متخلق به اخلاق الهي و فضائل انساني و اسماء حسنه شده ، نسبت به تمام مخلوقات محبت و عشق مي ورزد زيرا همه موجودات را مخلوق و مصنوع خدا مي داند ، و جز فضائل اخلاقي چيز ديگري از او سر نمي زند ، در اين موقع است كه عبد خالص پروردگارش شده و مصداق حديث قدسي مي گردد كه فرمود : اي بنده خالص من اطاعت و فرمانبرداري مرا بنما تا تو را مثل خود قرار داده و همه عوامل وجود ملك و ملكوت را در اختيار تو بگذارم تا كارهاي خدائي كني .

مقايسه مكتب اخلاق با ديگر مكاتب از نظر اسلام
       مكتب اخلاقي اسلامي امتيازات و برتري هاي زيادي بر مكاتب اخلاقي ديگر داشته و به دلائل زير بهترين و كاملترين و عملي ترين مكاتب اخلاقي مي باشد .
1-    اسلام اولا به حسن و قبح ذاتي فضائل و رذائل اخلاقي معتقد است ، بر خلاف مكتبهاي غربي و كمونيستي كه براي اخلاق ، حسن و قبح ذاتي و قداست قائل نيستند . بلكه حسن و قبح اخلاقي را عارضي و در زمان و مكان و موقعيت خاص معتقدند كه تغيير مي كند ولي اسلام مي گويد تمام اخلاق و رفتار و پندار انسان از دو حالت خارج نيست يا ذاتا نيكو و پسنديده است و يا ذاتا زشت و ناپسند است و با گذر زمان ، تغييري در حسن و قبح آن ايجاد نمي شود . راستي و صداقت و امانت همواره صفات نيك بشري بشمار مي آمده اند . و در مقابل رذالت اخلاقي ذاتا پليد و مذموم است مانند دروغ ، خيانت ، ظلم ، بي عدالتي ، بي عاطفگي و امثال آنها و مفهوم و معني هيچكدام از آنها تغيير پذير نيست و ثابت و لا يتغير است و بر خلاف آنچه مكاتب غربي مادي و كمونيستي معتقدند ، هيچگاه دروغ و خيانت و ظلم پسنديده نبوده و هيچگاه راستگوئي ، امانت و عدالت نا پسند نمي گردد .
2-    اخلاق در اسلام متكي به مذهب است زيرا اسلام ، معتقد به آنست كه خداوند متعال در همه احوال حاضر و ناظر اعمال او بوده و هميشه در خلوت ، جلوت ، ظاهر و باطن ، مراقب رفتار و كردار و حتي پندار اوست . چنانكه در قرآن كريم است : « ان ربك لبا لمرصاد » خداوند در كمينگاه حاضر و ناظر اعمال بندگان است و « يعلم خائنه الاعين و ما تخفي الصدور» از آنچه با گوشه چشم خيانت كنيد و يا در ضمير نهان دلتان بگذاريد خداوند آگاه است. علاوه بر نظارت خداوند ، به نقل قرآن كريم دو ملك « رقيب و عتيد »  تمام اعمال و گفتار و كردار و پندار ما را مي نويسند « ما يلفظ من قول الالديه رقيب عتيد » هيچ گفتار و كردار و پنداري از انسان سر نمي زند جز آنكه فرشته تند نويس « رقيب » كارهاي خوب و « عتيد » كارهاي زشت ما را مي نويسد ، در حاليكه اخلاق در جهان شرق و غرب هيچ پشتوانه اي الا عرف و قانون ندارد .
3-    اسلام معتقد به پاداش و كيفر اعمال بوده ، اثر وضعي اعمال را ، هم دراين دنيا هم در عالم آخرت قائل است . « ان خيرا فخيرا و ان شرا فشرا » اگر خير باشد اثر وضعي خوب و شايسته خواهد شد و اگر شر باشد اثر وضعي آن زشت و ناشايسته خواهد بود ، مانند اثر وضعي آب كه برودت است و اثر وضعي آتش كه سوزندگي است زيرا نظام اين عالم بر اساس حق و عدالت خلق شده و داراي يك مزاج حق و حقيقي است . هر كس بر خلاف حق و حقيقت قدم بردارد ، اثر وضعي آن دودي است كه اول به چشم خودش مي رود ، « للحق دوله و للباطل جوله » براي حق دوام و دولتي است و براي باطل جولان موقتي است . پس در همين دنيا ، شخص مسلمان معتقد است كه اثر وضعي عملش را في الجمله مي بيند ، گذشته از آنكه معتقد است چندين برابر پاداش عمل خير و كيفر عمل بد را در نشانه آخرت خواهد ديد آنهم نه در يك مدت محدود بلكه الي الابد و هميشگي تا خدا است پاداش و كيفر اعمالش را خواهد ديد . بر خلاف ماديين كه اصلا معتقد به مبدا و معاد نيستند ، خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :
       « من عمل صالحا من ذكر او انثي و هو مؤمن فلنحيينه حيوه طيبه و لنجزينهم اجرهم باحسن ما كانوا يعملون »
       هر كس ايمان به خداوند و عمل صالح و فضيلت اخلاقي داشته باشد خواه مرد يا زن ، در همين دنيا يك زندگي لذت بخش و خرم و خوش به او عنايت مي كنيم و در آخرت هم به چندين برابر دنيا ، پاداش و جزاي خير به او خواهيم داد.
علاوه بر آنكه در آخرت به كوچكترين عمل خير و شر انسان پاداش و كيفر دائمي و هميشگي خواهد داد به مصداق آيه :
« فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره »
      هر كس به اندازه يك ذره كوچك كار خوبي كند در آن سراي پاداشش را خواهد ديد و هر كس ذره اي كار شر كند كيفرش را خواهد ديد .
4-    اسلام معتقد است كه انسان فطرتا فضيلت دوست و از رذائل متنفر و كسي كه به خدا ايمان داشته و به عمل صالح و فضائل اخلاقي عمل كند خداوند محبت او را به دل ديگران انداخته و او را محبوب و عزيز مي نمايد و اين محبوبيت و عزت ، د راجتماع و بين مردم بزرگترين آرزو و آمال هر فرد است ، چنانچه در قرآن كريم آمده است :
« ان الذين امنوا و عملوا صالحات سيجعل لهم الرحمن ودا »
      هر كس ايمان به خدا آورده و داري عمل صالح و فضائل اخلاقي باشد به زودي ما محبت ديگران را به دل او مي اندازيم تا در جامعه محبوبيت و مجد و عزت پيدا كند . همچنين به مصداق قرآن كريم ، عزت و آبرو و شرافت نيز مي يابد .
« لله العزه و لرسوله و للمؤمنين » .
عزت و شرافت و آبروي حقيقي فقط براي خدا و مؤمنين است .
       در چهارده قرن گذشته مكتب اخلاقي اسلام خود را به عنوان برترين و درخشنده ترين و جامعترين مكاتب اخلاقي جهان نشان داده است . اگر بخواهيم سر برتري مكتب اخلاقي اسلام را بر ديگر مكاتب شرق و غرب جستجو كنيم و رمز عملي بودن آن را بررسي نماييم ، شايد مهمترين برتري اخلاق اسلامي بر ديگر مكاتب اخلاقي ، داشتن پشتوانه اعتقادي و ضمانت اجرايي باشد . اين قدرت ايمان به خدا و اعتقاد به پاداش و كيفر روز باز پسين است كه انسان را در برابر گناه بيمه مي كند و يك مصونيت هميشگي و تقواي الهي عطا مي فرمايد كه در انسان يك حالت خويشتن داري و تملك نفس كه همان ملكه عدالت است ايجاد مي شود چنانچه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد : « ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا و اذاهم مبصرون »
         كساني كه ايمان و تقوا دارند اگر شيطان بسوي آنها رو آ‎ورد و بخواهد آنها را به سوي گناه آورد خدا را حاضر و ناظر دانسته بياد خدا مي افتد و جلوي خودشان را از گناه مي گيرند .
        علاوه بر آن اساس اين مكتب بر محبت و عشق به خدا و مقدم داشتن خواست و اراده او بر خواست و اراده بنده مي باشد و اين چنين مكتبي عاليترين مكتب اخلاقي است كه مي تواند ريشه رذائل اخلاقي را از بين برده و انسان را به فضائل اخلاقي كامل تربيت كند .
        و اما كتاب حاضر ، كه « الاخلاق » نام داشته و در اصل عربي و تاليف مرحوم علامه شبر از دانشمندان بزرگ و مفاخر علماي شيعه عراق مي باشد ، و به همراه تفسير ايشان از مشهور ترين آثار آن مرحوم ، بين علماي اعلاماست ، اين كتاب در دو جلد به فارسي برگردانده شده است كه جلد اول آن توسط جناب آقاي حسين بهجو و جلد دوم آن توسط جناب آقاي مشتاق عسگري ترجمه گرديده است . روايات و آيات متن مدرك يابي شده و مدارك مربوطه در پاورقي نگاه داشته شد.
       جلد اول اين كتاب ، در بيان عبادات و فروغ دين و اسرار و حكمت طهارت و صلوه و صوم و حج و زكوه و خمس بوده ، همچنين دستورات واجب و مستحب و امور مربوط به وظائف اجتماعي را مطرح مي سازد .
       جلد دوم در بيان فضائل و رذائل انساني و بيان عواملي كه موجب ايجاد هر يك در نفس انساني مي گردد مي باشد و اينكه چگونه مي تواند انسان خود را از اين رذائل و امراض برهاند و به صفات و زيور فضائل نيكو مزين سازد ، تا به هدف مقدس انبياء كه تكميل اخلاق است برسد .
      اميد آنكه با مطالعه اين كتاب گرانقدر و ديگر كتب اخلاقي كه مؤسسه دين و دانش ( كتابخانه سيار حائر تهراني ) به چاپ رسانيده و يا به چاپ خواهد رسانيد ، عموم برادران ديني استفاده لازم را برده ، با عمل بدانها به هدف پيامبران كه تكميل اخلاق مي باشد و سعادت و خوشبختي نهايي نائل آيند .
 

 


منابع :


1- علم اخلاق اسلامي   عالم رباني علامه مولا مهدي نراقي
2- تكامل اخلاق   محمد دبيري
3- اخلاق اسلامي   آيت الله حاج شيخ محمد محمدي گيلاني
4- كليات اخلاق    رضا اسلامي
5- دين و اخلاق    حسين فرزاد
6- بنياد هاي اخلاق اسلامي    سيد اسدالله شبستري ، ترجمه علي مشتاق
 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان