میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله فلسفه و اخلاق


کد محصول : 10001262 نوع فایل : word تعداد صفحات : 33 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 879

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1262

فهرست مطالب و صفحات نخست


فلسفه و اخلاق

سه نوع تفكر كه به اخلاق رابطه دارد.
سه دسته از مكتبهاي اخلاقي از نظر اعتقادي
1 – مكتب هايي كه معتقد اند مفاهيم اخلاقي از هيچ واقعيتي حكايت نمي كنند. (تحليل اين نظريه)
2 – مكتب هايي كه سرچشمه اخلاق را در طبيعت و خواسته هاي طبيعي انسان مي دانند يا محكوم قوانين طبيعت مي شمارد.
مكتب لذت گرايي شخصي
مكتب اپيكوريسم (اشكالات موارد نقص اين مكتب)
مكتب منفعت عمومي: (نقد و بررسي و اشكال به اين مكاتب)
نقد مكتب عاطفه گرايي  (اشكال براي اين مكتب)
مكتب تطور گرايي (اشكال بر اين نظريه)
مكتب قدرت گرايي (نقد و بررسي و اشكال براي اين مكتب)
مكتب ماركسيستي (نقد و بررسي و اشكالات بر اين مكتب)
3 – مكاتبي كه ريشه متافيزيكي دارند.
مكتب وجدان (نقد و بررسي و اشكالات بر اين مكتب)
مكتب كانت (انتقادات به نظريه كانت)
مكتب انزوا طلبي كلبميون (انتقاد به اين مكتب)
مكتب زهد گرايي رواقيون (اشكال به اعتقادات مكتب رواقيون)
مكتب هاي اخلاقي سقراط، افلاطون، ارسطو (اشكال به اعتقادات مكتب رواقيون)
نقد و بررسي اشكالات به عقايد و مكاتب فوق
 نظرات مختلف درباره ريشه اخلاق اجتماعي
1 - نظريه  راسل (رد اين نظريه)
2 - القاي مالكيت فردي (رد اين نظريه)
جامعه نيازمند ارزشهايي معنوي است
رابطه ارزشهاي معنوي و ايمان به خدا
مسئوليت به عنوان يك ارزش معنوي در مكتب انسانيت
جهان بيني اخلاق اسلامي
مكتب اسلام و مطلق و نسبي بودن اخلاق
ارزشهاي اخلاقي از نظر حضرت علي (ع)
بحرانهاي معنوي و اخلاقي در عصر حاضر
خلاصه و نتيجه گيري
منابع
 
مقدمه:
در فلسفه اخلاق مكتبهاي مختلف و نظريات مختلف وجود دارد. كه به جهت اعتقادهاي مختلف آنها و ديدگاهها و برداشتهاي شخصيتهاي آن مكاتب نسبت به ارزش اخلاق، مفاهيم اخلاقي امري است، انشائي، طبيعت روح، حسن و قبح، قوام حكم اخلاقي، صفات و كمالات انساني به تقسيمات متنوعي منقسم شده اند.
بطور مجموع مي توان مكتبهاي اخلاقي را از نظر اعتقادي به سه دسته تقسيم نمود:
1 – مكتبهائي كه معتقدند مكتبهاي مفاهيم اخلاقي از واقعيات حكايت نمي كنند.
2 – مكتبهائي كه معتقدند مفاهيم اخلاقي از واقعياتي حكايت مي كننند كه از طبيعت سرچشمه مي گيرند.
3 – مكتبهائي كه معتقدند مفاهيم اخلاقيي از واقعياتي حكايت مي كنند كه از مافوق صعنت سرچشمه مي گيرند.
و هم چنين نظرات مختلف دربارة رشد اخلاق اجتماعي فردي وجود دارد كه اين نظريات به نظريه راسل كه منافع فردي را مورد اهميت قرار مي داد و هيچ ريشه اي براي اخلاق اجتماعي قائل نيست جز منابع فرد.
و الغتاي مالكيت فردي: كه بر اساس هدفهاي مشترك مادي نباشد و مي بايد براي جلوگيري از مفاسد علل تجاوز افراد را به يكديگر بررسي كنيم.
و همچنين رابطه ارزشهاي معنويي و ايمان به خدا هم چنين مسئوليت به عنوان يك ارزش معنوي در مكتب انسانيت.
بحران معنوي بزرگترين بحران معاصر است كه از قبيل اين بحرانها افزايش خودكشيها- خالي ماندن ساعات فراغت ازدياد بيماريهاي عصبي و اختلالات رواني- عصيان جوانان- كمبود عواطف- مسئله گرسنگي- مسئله آلودگي محيط زيست تمثيل توئين بي- سيانتيسم، اصالت علم- و ايدئولوژي روشنفكري
مكتب اسلام و نسبي بودن اخلاق را نمي پذيرد و اعتقاد به مطلق بودن احكام اخلاق در جوامع و زمانها دارد. و الگوهاي اخلاقي شخصيت مهم اسلام بر ارزشهاي اخلاقي آن حضرت.
فلسفه اخلاق:
درباره اصول موضوعه و مبادي تصديقه علم اخلاق سخن مي گويد، و از بحث مي كند كه منشاء كارهاي خوب و بد كجاست و ملاك تقسيم كاربرد خوب و بد چسيت؟ در فلسفه اخلاق موضوعات فراواني مطرحند، از جمله ملاك خوبي و بدي مسئله حسن و قبح، انشائي بودن احكام اخلاق كه در آنها احكام مزبور به شكل بايد و نبايد يا امر و نهي مطرح مي شوند. «مثلاً بايد عدالت را رعايت كرد». يا به صورت اخباري، مثل «رعايت عدالت خوب است» يا مسئله منشاء پيدايش احكام اخلاقي (طبيعت، عقل، جامعه، خدا ...) البته اصطلاح ديگري هم به نام فلسفه علم اخلاق در بين غربيها وجود دارد كه خود علم را به عنوان موضوع مورد بحث قرار مي دهند. به عبارت ديگر به يافتن پاسخ براي پرسشهايي از قبيل علم اخلاق چگونه پيدا شده است، چه تحولاتي داشته عوامل اين تحولات چه بوده و روشهائي كه در اين علم به كار گرفته مي شود چيست؟ و غيره مي پردازد. (مشكلات و سردرگميهائي كه در فلسفه اخلاق غربي وجود دارد و ريشه هاي مختلفي دارد يكدسته از اين ابهامات از اينجا ناشي مي شود كه در تحليل مفاهيم اخلاق، راههاي انحرافي را اتخاذ كرده اند. مفاهيمي كه در علم اخلاق مورد بحث قرار مي گيرد اين مفاهيم چگونه پيدا مي شود. ذهن انسان از كجا با اينها آشنا مي شود، كه اين جنبه بحث، بيشتر علم المعرفه يا شناخت شناسي دارد يعني شناخت اين مفاهيم و كيفيت آشنا شدن ذهن انسان با آنها). فلسفه اخلاق، محمد تقي مصباح/ ص 12.
موضوع قضاياي اخلاقي معمولاً انتزاعي است. و اگر مفاهيم اوليه هم موضوع قرار گيرد باز براي انسان حكمش واسطه اي مي خواهد. مثلاً در اخلاق مي گوئيم عدالت خوب است. عدالت يك ماهيت انتزاعي دارد.
ويليام كي در كتاب فلسفه اخلاق در خصوص پيداش فلسفه اخلاق مي نويسد: فلسفه اخلاق هنگامي پديدار مي شود كه همچون سقوط از مرحله اي كه در ان بوسيله قفواعد سنتي اداره مي شويم. و حتي از مرحله اي كه قواعد در آن به نحوي دورني شده اند كه مي توان گفت هدايت شده دورن هستيم. به سوي مرحله اي گذر كنيم كه در آن مستقلاً و يا مفاهيم دقيق وكلي بينديشيم و به عنوان عاملان اخلاقي به نوع خود مختاري دست يابيم فلسفه اخلاق (ويليام كي: فرانكنا/ ترجمه هادي صادقي/ ص 25)
سه نوع تفكر را كه به گونه اي با اخلاق رابطه دارند باز مي شناسيم
1 – (نوعي) تحقيق تجربي، توصيفي، تاريخي، يا علمي وجود دارد، مانند كاري كه انسان شناس، تاريخ دانان، روانشناسان، جامعه شناسان مي كنند، در اينجا هدف اين است كه پديده اخلاق توصيف يا تبين شود و يا نظريه اي درباره سرشت بيشتري دست آيد كه در بردارنده مسائل اخلاقي مي باشد.
2 – (نحوه اي) تفكر هنجاري وجود دارد، از آن نوعي كه سقراط در كرايتون انجام داد، يا هر كسي كه مي پرسد چه چيزي درست، خوب، يا وظيفه است انجام مي دهد، اين ممكن است شكل اظهار يك حكم هنجاري را به خود بگيرد، مانند ( من نبايد تلاش كنم تا از زندان بگريزم ). «معرفت خوب است».
3 – (نوعي) تفكر «تحليلي» و «انتقادي» يا «فرا اخلاقي» وجود دارد: اين همان تفكري است كه اگر سقراط در مورد توجيه احكام هنجاريش تا به آخر مورد سوال قرار مي گرفت به آن مي رسيد. در واقع او در سايه مباحثاتش به اين نوع تفكر دست يافت بسياري از فيلسوفان اخلاق متاخر يا فلسفه اخلاق را تفكر در نوع سوم محدود كرده تمام مسائل روان شناسي و دانش تجربي همه چنين تمام سوالات هنجاري دربارة آنچه را خوب و يا درست است از آن خارج مي كنند.
ويليام اضافه مي كند كه «اما، ديدگاه سنتي تري درباره اين موضوع اتخاذ مي كنيم، ما فلسفه اخلاق را شامل فرا اخلاق، آن گونه كه اينك توصيف شده مي دانيم، اما آن را در بردارنده اخلاق هنجاري يا تفكر از نوع دوم نيز مي دانيم.
سه دسته از مكتبهاي اخلاقي از نظر اعتقادي
1 – مكتبهاي كه معتقدند مفاهيم اخلاقي از هيچ واقعيتي حكايت نمي كنند.
اين نوع تفكر داراي دو ريشه: الف: اروپايي     ب: اسلامي است.
الف: ريشه اروپايي اين تفكر:
اين نظريه توسط هيوم ابراز شد و در عصر حاضر يك فيلسوف انگليسي به نام «مور» اين نظريه را احيا كرد. طبق نظريه «مور» اخلاق به معناي مفاهيم واقعي و به اصطلاح واقعيت نقس الامري نمي باشد و قضاياي اخلاقي نماينگر احساسات و انفعالاتي است كه درون انسان محقق مي شود، يعني اين مفاهيم معمول احساست ماست، نه اين كه نشان دهنده و منعكس كننده احساسات باشد، محتواي آن در اجسامات ما وجود داشته است. مثل، تشنگي، اين فرد مي گويد «آب بياور» اين امر يك انشاء است كه از يك احساس سرچشمه مي گيرد.
تحليل اين دو نظريه:
اولاً اين نظريات به تمام معني نسبي است. يعني هيچ معيار، ثابتي درباره هيچ فعل اخلاقي در هيچ شرايط قائل نيست كاملاً جنبه شخصي دارد. و اگر مردمي پيدا شوند كه تمايلات مشتركي داشته باشند باز هم چنين مبناي ثابتي وجود ندارد.
اين اعتقاد از يك طرف بطور كلي ارزش اخلاقي را از بين مي برد. علمي و يا فلسفي بودن مسائل اخلاقي را انكار مي كند، از طرف ديگر هم با مبناي خود آنها را كه تحليل زباني مسئله يك علم هست منافات دارد. زيرا ارزش تحليل به انشاء نيست. اين مكتب را بايد گفت تخريب اخلاق.
در مورد اعتقاد اشاعره مي توان گفت حقيقت اين است كه انسان صرف نظر از اعتقاد به خدا، في المثل مي تواند بفهمد كه ظلم كردن و بدون جهت خون مردم را ريختن كار بدي است، انسان با راهنمائي عقل و بدون تعبد به وحي نيز مي تواند بفهمد كه دزدي و دروغ بد است، يعني قبل از اينكه امر و نهي به چيزي تعلق گيرد و بدي و خوبي وجود دارد. خداوند مي فرمايد: «اعدلو هو اقرب للتقوي» قرآن مجيد/ سورة مائده/ آيه 7 عدالت را رعايت كنيد زيرا به تقوي نزديك تر است. يعني البته مواردي هم هست كه عقل انسان مصداق خوب  و بد را نمي فهمد ولي اين مطلب بدان معناست كه اصولاً مفاهيم حسن و قبح انتزاع شده از امر و نهي شارع باشد.
2 – مكتب هايي كه سرچشمه اخلاق را در طبيعت و خواسته هاي طبيعي انسان مي دانند يا محكوم قوانين طبيعت مي شمارند.
كساني كه معقد هستند سرچشمه اخلاق طبيعت است و خواسته هاي طبيعي انسان منشاء احكام و قوانين اخلاقي مباشد به چند مكتب تقسيم مي شوند كه مهمترين آنها عبارتند از:
1 – مكتب لذت گرائي شخصي:
نماينده اين مكتب «آدسيتيپوپس» شاگرد سقراط است كه مي گويد: خيد همان است كه براي ما لذت به بار مي آورد و شر آن است كه رنج و المي به باورد، وي هم چنين معتقد بود كه ما هيچ وقت نبايد درباره آينده بينديشيم كه جز اضطراب و دلهره حاصلي ندارد و بر همين اساس فكر كردن درباره گذشته هم بي فايده است.
 
تحليل ونقض اين عقيده:
حال اگر اخلاق را لذت بخشيدنها بدانيم در واقع انكار مباني اخلاقي است. به تعبير ديگر تنزل دادن انسان به حيوانات است هر حيواني هم شانيش همين است، هر چه خوشش مي آيد انجام مي دهد و هر كاري كه خوشش نمي آيد انجام نمي دهد. اين براي انسان فضيليتي نيست، به علاوه اين لذتهائي كه آني هست، غير از غرائز چيزهاي ديگري هم داريم كه ساده ترين آنها عواطف است مثلاً مادري كه بخواهد بچه اش را پرستاري كند گاهي بايد خواب نرود، راحتي خود را سلب كند. در اين جا ملاك خير و شر چه خواهد بود؟ آيا بايد مادر از لذت شخصي خودش صرف نظر كند و دنبال تامين عاطفه اش باشد. و يا بايد دنبال لذت شخصي خودش باشد و بچه اش از بين برود؟
2 – مكتب اپيكوريسم:
اين مكتب كه منسوب به «اپيكور» از فلاسفه يونان باستان است. اگر چه چيز در لذت انسان است ولي به علت تزاحم لذائذ اينكه هميشه لذتها با آلام توأمند بايد با كمك عقل برخي از لذتها را بر ديگري ترجيح داد و احتمالاً برخي از آلام را نيز تحمل نمود، زيرا لازمه، كسب بعضي از لذتها متحمل آلام و رنجها است. و در واقع منشا حكم اخلاقي همكاري عقل با طبيعت است. و تنها دنبال غريزه طبيعي رفتنن كار صحيح و عقلائي نيست.
اپيكو و لذتها اين جهان را به سه دسته تقسيم مي كند (اخلاق پزشكي/ وزارت بهداشت و درمان/ ص 55)
1 – لذتهاي طبيعي و ضروري كه به مقتضاي طبع است مانند خوردن و آشاميدن اپيكور اين لذتها را واجب و غير اخلاقي مي داند.
2 – لذتهائي كه طبيعي است ولي ضروري تلقي مي كند. مانند لذت نكاح كه خواسته طبيعت ما است. اگر انسان ازدواج نكند نمي ميرد ولي به هر حال چيزي است كه خواسته طبيعت ماست. اپيكو اعتدال در اين لذتها را غير اخلاقي مي داند. 
3 – لذتهاي كه طبيعي است و نه ضروري: مثل لذت جاه و مقام و شهوت... كه اينها نه طبيعي است و نه ضروري به نظر اپكيور بايد به طور كلي اين گونه لذائذ را رها كرد و رندگي ساده و راحتي را انتخاب كرد.
اشكالات و موارد نقص اين مكتب
1 – محور زندگي در اين مكتب دنيا قرار داده شده و براي لذتهاي آخرت از نظر جهان بيني الهي حسابي باز شده است اين مكتب غالباً چندان توجهي به مسائل اخروي ندارد يا اصلاً ايمان ندارند.
2 – طبق نظريه اين مكتب «لذتي كه طبيعي و ضروري نيست بايد از آن چشم پوشي نمود» در حالي كه ممكن است بعضي از لذات غير طبيعي و ضروري لذت ببرند و براي آنها مطلوبتر باشد.
3 – اگر دو لدت مساوي و برابر بودند چه معياري براي ترجيح يكي بر ديگري وجود دارد؟ مثلاً با كسي كه از تحصيل علم و بودن در خانواده لذت مي برد كدام معيار وجود دارد.
4 – آيا لذت فقط بايد شخصي باشد و چيز اخلاقي در لذت شخص است ولو توام با رنج و سختي ديگران باشد به آنچه عقلاي عالم به عنوان ارزش اخلاقي مطرح مي كنند كاملاً منحصر به اموري فردي نيست و بعضي مختص به امور اجتماعي است و بعضي اعم از امور شخصي و اجتماعي مي دانند. 5 – اين مكتب بر مدت لذت تكيه مي كند در صورتي كه برخي از لذتها با وجود كوتاهي مدت، بر لذتهاي طولاني تر ارجح اند يعني لذتها از نظر شدت و ضعف با هم متفاوتند و معيار شدت لذائذ در اين مكتب ارزيابي نشده است.
3 – مكتب منفعت عمومي:
اين نظريه كه تعديل شده نظريه اپيكور است و مولفه اجتماع را نيز در لذت ملحوظ مي داند و مي گويند ما نمي توانيم بدون در نظر گرفتن ديگران زندگي راحتي داشته باشيم طبيعت انسان اقتضا مي كند كه به طور اجتماعي زندگي كند و اين زندگي اجتماعي سرنوشت افراد را به هم مربوط مي كند. بنابراين ما اگر طالب لذت خودمان باشيم مي بايست فكر لذت ديگران را هم باشيم.
طرفداران اين مكتب هم به دو دسته تقسيم مي شوند
1 – كساني كه اصاللت را براي سود شخصي قائلند و مي گويند چون چاره اي نيست بايد اجتماع را به حساب آورد. در واقع سود اجتماعي را وسيله اي مي دانند براي تامين سود شخصي، ظاهراً واقع اين نظريه بتام است.
2 – نماينده آن «جان استورات ميل» است، اصالت نفع را به جامعه مي دهند، و معتقدند كه در سايه نفع اجتماعي منافع ورزي هم تامين مي گردد.
نقد و بررسي و اشكال به اين مكتب:
1 – اشكال اول همان اشكالي است كه به نظريه اپيكو هم وارد بود كه منافع اخروي را به حساب نياورده اند.
2 – اصالت را بر منافع فردي قرار مي دهند اين است كه اگرمنافع فردي از طريق اجتماع حاصل نگردد معيار خوبي و بدي خير و شر چيست؟ بنتام معيار خير و شر را منفعت و ضرر اجتماع مي داند، ولي هدف او وصول به منفت فردي است.
3 – اما اشكالي كه بر نظريه «جان استواريت ميل» وارد مي شود آن است: آنجايي كه كار نفعي براي جامعه نداشته باشد، پس خير و شري هم وجود ندارد، چون معيار منفت اجتماعي قرار داده شده است لذا دائره اخلاقي منحصر در كارهائي است كه به جامعه مربوط مي شود و در وراي اينها خير و شري وجود نخواهد داشت.
4 – به چه دليل بايد فرد منافع شخصيتي خود را فداي منافع اجتماعي كند تا كارش اخلاقي شود؟ اگر پاسخ دهند چون زندگي فرد متوقت به زندگي جامعه است و تا منفعت جامعه تامين نشود منفعت شخص هم تامين نمي شود اين موضوع بر مي گردد به نظريه «بنتام» يعني تامين منافع جامعه وسيله اي است براي تامين منافع فردي و لذا اشكال بر بتنام هم بر اين عقيده وارد است.
5 – اشكال آخر اينكه اگر تزاحمي در منافع فرد و جامعه رخ دهد چه معياري وجود خواهد داشت؟ چرا املاك خير نفع اجتماع است؟ چون منافع فردي متوقف بر آن است كه در اين صورت باز هم با نظريه «مقام» يكي مي شود و ادعايي است بي دليل.
4 – مكتب عاطفه گرايي:
از نمايندگان مشهور اين مكتب «شوپنهاور»آلماني و «آگوست كنت» فرانسوي هستند. اين مكتب هم مبناي اخلاقي را طبيعت مي داند. منتهي نه غرائز مشترك بين انسان و حيوان بلكه مبناي اخلاق را در عاطفه جستجو مي كند. و مي گويد مالك غرايزي داريم و آنها خواسته هائي دارند تامين اينها از نظر اخلاقي خوب و بدي ندارد. ضرورت زندگي است هر چند بي كه عواطف انساني را تامين مي كند چه عواطف خانوادگي و چه اجتماعي اينهنا مرحله اي از خير اخلاق را دارد و هر چيزي كه عواطف را جريحه دار مي كند و مخالف خواسته هاي عواطف باشد از نظر اخلاقيي بد است.
نقد و بررسي و اشكالات به اين مكتب:
 1- اين مكتب ملاك را عاطفه قرار داده است اما دليل منطقي ندارد چرا انسان انواعي از خواسته ها دارد. خواسته هاي غريزي و خواسته هاي عاطفي و اجتماعي و اين اشتباه است كه بگوئيم خواسته هاي عاطفي خير اخلاقي است و خواسته هاي غريزي خير اخلاقي نيست. 2 – در صورت تزاحم خواسته هاي عواطفي كدام ترجيح دارد؟ به چه دليل اين خواسته ترجيح دارد. ملاك چيست؟
5 – مكتب تطورگرايي: «هربرت اسنبسر» اعتقاد به وجود تكامل خود بنحوي در طبيعت دارد و اين تطور تكامل را در مورد انديشه هاي انسان چنين ذكر مي كند: انسان اوليه خود گزين و به فكر لذايذ خود بود و بعداً با قانون تكامل يافته و داراي دو گرايش شد. بدين معنا كه از يك طرف، خواهان منافع خودش است و از طرف ديگر، خواهان منافع ديگران اصيل اخلاق در فداكاري و ايثار و گذشت است و مرحله نهايي تكامل انسان وقتي است كه آدمي خود را فراموش كند و جامعه را مد نظر قرار دهد. و جامعه كنوني در مرحله متوسط آن است. يعني هم خود گزين و هم ديگر ديگر گزين است.
اشكال بر اين مكتب:
1 – قانون تطور در طبيعت مورد تاييد همه دانشمندان علوم طبيعي نمي باشد و اگر بر فرض اين نظريه حقيقت داشته باشد از حد يك قانون جبري طبيعي تجاوز نمي كند، چگونه مي توا منشاء ارزشهاي اخلاقي مي گردد كه قوام آنها به اراده و اختيار نيست است. 2 – اين مكتب در نهايت به ديگر گزيني عاطفي بر مي گردد و اشكالاتي كه بر آن مكتب قامه شد بر اين مكتب نيز صادق است.
6 – مكتب قدرت گرايي: بنيانگذار اين مكتب «نيچه» فيلسوف آلماني است كه در مقابل تعليمات انفعالي مسيحيت و رواكتون قد علم كرد نتيجه بر خلاف دو مكتب اخيرالذكر ريشه اخلاق فاصله را در قدرت مي داند، و دليلي كه بر فلسفه خد اقامه مي كند، غريزه بقاي نفس است كه مستلزم قدرت مي باشد. و اين قدرت هم براي مبارزه با هواهاي نفس لازم است و هم در راه پيكار براي صيانت آن. وي ريشه همه ملكات انسان را قدرت گرايي مي داند، وي معتقد است كه انسان بايد پرخاشگر و مقاوم باشد، صراحت و شجاعت از ريا و دورغ جلوگيري مي كنند، و چون به انسان قدرت مي بخشد خوبند نه اين كه انسان بايد پرخاشگر و مقاوم باشد، صراحت و شجاعت از ريا و دورغ جلوگيري مي كنند، و چون به انسان قدرت مي بخشند خوبند نه اين كه اين دو صفت اصالتاً خوب باشند.
نيچه ريشه اخلاقي انسان را «وجود قدرت» مي داند و اين انديشه ها در بسياري از ملل اروپائي تاثير فراواني از خود به جاي گذاشت.
 نقد و بررسي و اشكال به اين مكتب:
1 – اين مكتب شبيه مكتب لذت گرايي «آرسيتيپوس» است جز آن كه او شهوتراني و لذتهاي فردي را تقويت مي كرد ويچه سبعيت را در انساني مي پروراند. 2 – اين مكتب نيز ارزشهاي اخلاقي را بر اساس قوانين طبيعت بنا نهاده است در حالي كه قوام ارزشهاي اخلاقي همانا شعور و انتخاب و نيت و اراده است. تملبه و قوانين طبيعت، پديده هاي بنا نهاده است در حالي كه قوام ارزشهاي اخلاقي همانا شعور و انتخاب و نيت و اراده است. قلمرو قوانين طبيعت پديده هايي جبري است، قلمداد و اخلاقي پديده هاي انتخابي و اختياري.  3 – نظامهاي اخلاقي بايد مانع ظلم و مروج عدالت باشند در حالي كه اين مكتب حق ضعيفان را پايمال مي كند.
 


منابع :


  منابع

1ـ تكامل اجتماعي انسان / اثر: متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري / چاپ يازدهم: آذر 1376

ناشر : انتشارات صدرا/ شابك : 1ـ 42ـ 5600 ـ 964 تهران ، قم

2ـ فلسفه اخلاق ويليام كي: فرانكنا/ ترجمه هادي صادقي

3ـ فلسفه اخلاق / محمد تقي مصباح/

4ـ اخلاق اسلامي / مصطفي رئيسي / ناشر حافظ نوين/ نوبت چاپ اول 1381 شابك 1_70_6180_964

5ـ نهج البلاغه / مترجم محمد دشتي /ناشر : موسسه انتشاراتي موعود اسلام بوشهر /نوبت چاپ : سوم / 1381/ شابك 8-1-42-93-964

6ـ كوثر كلام 1/ا مولف مسلم قلي پور گيلاني / ناشر: موسسه فرهنگي و هنري و انتشاراتي ضريح آفتاب /نوبت چاپ دوم 1378/ شابك 4-02-6224-964

7ـ فلسفه در قرآن / محمد تقي مصباح /

8ـ فلسفه اخلاق/ اثر متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري. چاپ اول بهار 1366 ناشر انتشارات صدرا

9 - فلسفه در قرآن/ محمد تقي مصباح

 

 

 

طراحی سایت : سایت سازان