میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله مردم و نقش آنان در دوران ظهور حضرت مهدی ( ع )


کد محصول : 10001297 نوع فایل : word تعداد صفحات : 33 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 392

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1297

فهرست مطالب و صفحات نخست


مردم و نقش آنان در دوران ظهور حضرت مهدی ( ع )

از جمله ی مردم آن زمان می توان به ایرانیان اشاره کرد .
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، کشور ایران در تصور غربیها پایگاهی حیاتی ، آنهم در مرز شوروی و در قلب جهان اسلام بحساب می آمد و از دیدگاه مسلمانها کشوری اسلامی و اصیل بشمار می رفت که « شاه » سرسپرده غرب و هم پیمان اسرائیل بر آن حکومت می کرد و برای خوش خدمتی به اربابانش ، کشورش را در بست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود .
علاوه بر آنچه که در تصور دیگران بود ، در ذهن یک فرد شیعه کشوری بود که در آن مرقد مطهر امام رضا ( ع ) و حوزه علمیه قم وجود داشت و کشوری دارای تاریخی اصیل  وریشه دار در تشیع و با علما و اندیشمندان شیعه و تالیفات گرانبها ، زمانیکه به روایات وارده در خصوص مدح و ستایش ایرانیان برمی خوریم و آنها را بررسی می کنیم . بیکدیگر می گوئیم : این روایات مانند روایتهایی است که مدح و ستایش و یا مذمت اهل یمن ، و یا بنی خزاعه را می نماید . از این رو هر روایتی که مدح و ستایش و یا مذمت گروهها و قبیله ها و بعضی کشورها را در بر دارد ، نمی تواند بدون اشکال باشد . گرچه این روایات صحیح و درست می باشند ، اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملتهای صدر اسلام و قرنهای اولیه آن است .
این طرز فکر رائج بین ما بود که ، امت اسلامی در حالتی جاهلانه و فرمانبردار سلطه کفر جهانی و نوکران اوست ، در بین ملتها هیچیک بردیگری برتری ندارد و چه بسا همین ایرانیان مورد بحث ، بدتر از سایر ملتها بوده اند ، بدلیل اینکه آنان طرفداران تمدنی کفرآمیز برتری جوئی های ملی و نژادی بوده اند که سرسپردگانی چون شاه و اربابان غربی اش برای ایجاد چنین تز و طرز فکری و تربیت مردم ایران ، بر همین روش پافشاری می کردند .
... تا اینکه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، مسلمانان را در سطح جهان غافلگیر کرد و قلبهای غمگین آنان را چنان از خوشحالی و شادی سرشار نمود که در قرن های گذشته بی سابقه بود ، بلکه بالاتر ، آنان تصور چنین پیروزی را نداشتند . این سرور و خوشحالی همه کشورها و ملتهای مسلمان را در بر گرفت ، از جمله مظاهر خوشحالی مردم ، این بود که همه جا صحبت از فضل و برتری ایرانیان و طرفداران سلمان فارسی بود ، بطور مثال ، یکی از صدها عنوانی که در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد ، عنوان و تیتر مجله تونسی ( شناخت ) بود که در آن آمده بود : « پیامبر ( ص ) ایرانیان را جهت رهبری امت اسلامی برمی گزیند » این نوشته ها ، خاطرات ما را درباره ایرانیان تجدید کرد و دریافتیم روایاتی که از پیامبر ( ص ) درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاریخ گذشته آنها نبوده ، بلکه ارتباط به آینده نیز دارد ...
ما با مراجعه به منابع حدیث و تفسیر و بررسی روایات مربوط به ایرانیان ، به این نتیجه رسیدیم که این روایات و اخبار بیش از آنکه مربوط به گذشته باشد ، مربوط به آینده است و جالب اینکه روایات در منابع حدیث اهل سنت بیشتر از شیعه وجود دارد .
چه می توان کرد ، زمانیکه در روایات مربوط به حضرت مهدی ( ع ) و زمینه سازی حکومت آن بزرگوار ، ایرانیان ویمنی ها دارای سهم بسزائی بوده و کسانی هستند که به مقام ایجاد زمینه مناسب برای ظهور آن حضرت و شرکت در نهضت وی نائل می شوند ... و همچنین افراد شایسته ای از مصر و مومنانی حقیقی از شام و گروههایی از عراق .. نیز از این فیض بهره مند می شوند  همینطور سایر دوستداران آن حضرت که در گوشه و کنار جهان اسلام پراکنده هستند ، از این موهبت برخوردار می شوند ، بلکه آنان از یاران ویژه و وزراء و مشاورین آن حضرت ارواح نافداه می باشند .
ما اینک ، روایاتی را که پیرامون ایرانیان بطور عمده وارد شده است مورد بررسی قرار داده و سپس به نقش آنان در زمان ظهور می پردازیم .
آیات و اخبار در ستایش ایرانیان
روایاتی که درباره ایرانیان و پیرامون آیاتی که تفسیر به ایرانیان شده وارد شده است ، تحت این نه عنوان آمده است : « الف – طرفداران سلمان فارسی . ب – اهل مشرق زمین . ج – اهل خراسان .د- یاران درفش های سیاه . ه – فارسیان . و- سرخ رویان . ز – فرزندان سرخ رویان . ح- اهل قلم .ط- اهل طالقان » البته خواهید دید که غالبا مراد از این عناوین یکی است ، اخبار دیگری نیز وجود دارد که با عبارت های دیگری از آنان یاد کرده است .
در تفسیر قول خدای سبحان : و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم
خدای عزوجل فرمود :
« اینک شما کسانی هستید که فراخوانده می شوید تا در راه خدا انفاق کنید ، برخی از شما در انفاق بخل می ورزد و کسی که بخل کند به خویش بخل می کند و خداوند بی نیاز است و شما نیازمندید و اگر روگردان شوید خداوند گروهی را غیر از شما جایگزینتان می نماید و آنان مثل شما نیستند . »
صاحب کشاف نقل کرده که از پیامبر ( ص ) درباره کلمه ( قوم ) که در آیه شریفه آمده است سئوال شد . سلمان فارسی نزدیک پیامبر ( ص ) نشسته بود آن حضرت با دست مبارک خود به ران پای سلمان زد و فرمود :
« بخدایی که جان من در دست قدرت اوست ، اگر ایمان به کهکشانها بستگی داشته باشد مردانی از فارس به آن دست می یابند »
به نقل صاحب مجمع البیان از امام باقر ( ع ) روایت شده که فرمود :
« ای اعراب ، اگر روی برگردانید ، خداوند گروه دیگری را جایگزین شما می گرداند ، یعنی ایرانیان »
و صاحب المیزان آورده که درالمنثور ، روایتی را عبدالرزاق و عبدبن حمید و ترمذی و ابن جریر و ابن ابی حاتم و طبرانی در کتاب اوسط و بیهقی در کتاب دلائل .. از ابوهریره نقل کرده است که وی گفت : پیامبر ( ص ) این آیه را « و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم ، ثم لایکونوا مثالکم » قرائت فرمود ، عرض کردند : یا رسول الله ! اینها چه کسانی هستند که اگر ما روی گردان شویم جایگزین ما می شوند ؟ پیامبر اسلام ( ص ) با دست مبارک به شانه سلمان فارسی زد و سپس فرمود :
« او و طرفداران او ، بخدایی که جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگی به کهکشانها داشته باشد مردانی از فارس ( ایرانیان ) به آن دست می یابند »
مانند این روایت بطرق دیگری از ابوهریره و همچنین از ابن مردویه از جابربن عبدالله نقل شده است .
در این روایت دو معنا که همه بر آن اتفاق دارند ، وجود دارد که عبارتند از : اینکه ایرانیان ( فرنس ) خط و جناح دومی بعد از اعراب ، برای بدوش کشیدن پرچم اسلام می باشند . بدلیل اینکه ، آنان به ایمان دست یابند هر چند از آنان دور دسترسی به آنان دشوار باشد .
 چنانکه در همین روایت سه مطلب قابل بحث است :
اولا : اینکه خداوند متعال اعراب را تهدید به جایگزینی  ( فرس ) ایرانیان نموده است ، آیا مخصوص زمان نزول آیه در زمان پیامبر ( ع ) است و یا اینکه مربوط به همه نسلهاست ، بگونه ای که دارای این معنی باشد ، اگر شما ( اعراب ) روی گردان از اسلام شوید در هر نسلی که باشد ( فرس ) را جایگزین شما می گرداند ؟
ظاهر معنی این است که بحکم قاعده ( مورد ، مخصص نمی باشد ) این نکته در همه نسلهای بعدی نیز استمرار دارد و آیات مبارکه قرآن در هر طبقه و نسلی ، نقش خورشید و ماه را دارند ( یعنی در نورافشانی یکسان اند ) چه اینکه این مطلب در روایات آمده و مفسران نیز بر آن اتفاق نظر دارند .
ثانیا : خدیث شریف می گوید مردانی از فارس به ایمان دست خواهند یافت نه همه آنان ، بدیهی است که این خود ، ستایشی است نسبت به افراد نابغه ای از بین آنها نه جمیع آنها ..
اما ظاهر آیه شریف و روایت این است که هر دو ، بطور عام ستایش از فرس می نمایند ، چون در میان آنان کسانی هستند که به درجه دست یابی به ایمان و یا علم می رسند . بویژه با ملاحظه اینکه صحبت از گروهی است که بعد از اعراب حامل آئین اسلام هستند ، بنابراین مدح و ستایشی که برای آنان بشمار آمده بدین جهت است که آنها زمینه مناسبی برای بوجود آمدن نوابغ خود می باشند و از آنان اطاعت و پیروی می کنند .
ثالثا : آیا تا کنون روی گردانی اعراب از اسلام و جایگزین شدن ( فرس ) بجای آنان صورت گرفته است یا خیر ؟
جواب : بر اهل دانش و علم ، پوشیده نیست که مسلمانان امروز ، اعم از عرب و غیرعرب از اسلام واقعی اعراض نموده و روی گردان شده اند . بدین ترتیب متاسفانه فعل شرط ، در آیه شریفه ( ان تتولوا ) ( اگر روی گردان شوید ) تحقق یافته و تنها جواب شرط ، یعنی جایگزین شدن فرس بجای آنان باقی مانده است ، در این زمینه هم با دقتی منصفانه می توان گفت که وعده الهی ، در آستانه تحقق است .
بلکه ، روایت بعدی که در تفسیر نورالثقلین آمده است دلالت دارد که این جایگزینی ، در زمان بنی امیه حاصل شده است ، چون زمانی که عربها متوجه مرکز و مناصب و مال اندوزی شدند ، فرس ( ایرانیان ) به کسب علوم اسلامی روی آورده و از آنان سبقت گرفتند از امام صادق ( ع ) منقول است که فرمود : « قد و الله ابدل خیرا منهم ، الموالی » « سوگند بخدا که بهتر از آنها را جایگزین فرمود ، یعنی عجم را » گرچه تعبیر به موالی در آن روز شامل غیر فرس ( ایرانیان ) یعنی ترکان و رومی ها که اسلام آورده بودند نیز می شده است اما آنچه مسلم است ( فرس ) بعنوان مرکز ثقل ، اکثریت آنان را تشکیل می داده اند . بویژه با توجه به شناخت امام صادق ( ع ) نسبت به تفسیری که پیامبر ( ص ) از آیه شریفه درباره ( فرس ) فرموده است .
در تفسیر گفته خدای سبحان : و آخرین منهم لما یلحقوابهم
خدای عزوجل فرمود :
« اوست آنکه برانگیخت در بین درس نخوانده ها رسولی را از خودشان که آیات خدا را بر آنان می خواند و آنان را پاک می سازد و کتاب و حکمت شان می آموزد اگر چه قبلا در گمراهی آشکاری بودند و افراد دیگری از ایشان که به آنان نپیوسته اند و اوست خدای عزیز و حکیم »
مسلم ، در صحیح خود از ابوهریره روایت کرده که گفت : « ما حضور پیامبر ( ص ) بودیم که سوره مبارکه جمعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسید به آیه « و آخرین منهم لما یلحقوا بهم » مردی از او سوال کرد ، یا رسول الله : اینان چه کسانی هستند که هنوز بما نپیوسته اند ؟ حضرت پاسخ نفرمود : ابوهریره گفت : سلمان فارسی نیز در بین ما بود پیامبر ( ص ) دست مبارکشان را بر سلمان نهاد و فرمود : بخدایی که جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگی به کهکشانها داشته باشد مردانی از این ها ( طرفداران سلمان ) به آن دست خواهند یافت »
در تفسیر علی بن ابراهیم ، ذیل آیه «  و آخرین منهم لما یلحقوا بهم » آمده است که : « و افراد دیگری که به آنها نپیوسته اند » یعنی کسانی که بعد از آنان اسلام آورده اند و صاحب مجمع البیان آورده « آنان همه افراد بعد از اصحاب هستند تا روز قیامت ، سپس گفته است که آنان عجم ها و کسانی که به لغت عربی حرف نمی زنند می باشند چون پیامبر ( ص ) به سوی هر کسی که وی را مشاهده کرده و کسانی که بعدا می آیند ، اعم از عرب و عجم برانگیخته و مبعوث شده است بنقل از سعیدبن جبیر و نیز از امام باقر ( ع ) .
مطلق بودن کلمه « و آخرین منهم » اقتضا دارد که شامل همه طبقات و نسلهای بعدی از زمان پیامبر ( ص ) از عرب و غیرعرب می شود ، اما با مقایسه کلمه ( امیین ) و ( آخرین ) بهتر است که بگوییم مراد از ( امیین ) اعراب و از ( آخرین ) افرادی از غیر عرب که اسلام می آورند باشد ، چنانکه بعضی روایات اهل بیت ( ع ) گویای این مطلب است و صاحب کشاف نیز همین مبنا را پذیرفته است .
بنابراین ، پیامبر ( ص ) که آیه شریفه را به ( فرس ) تفسیر نموده است ، در حقیقت منطبق بر مصداق مهمی برای کلمه ( آخرین ) و یا مهم ترین مصداق ، از بین مصادیق آن می باشد ، گرچه صرف تطبیق ، باعث فضل و برتری بیشتر نمی گردد ، اما چون پیامبر ( ص ) آنان را ستوده به اینکه آنان به ایمان و علم و یا اسلام هر چند دور و مشکل باشند نائل خواهند شد و از طرفی رسول خدا ( ص ) در تفسیر هر دو آیه عمدا ، عین گفته خود را تکرار می کنند و زدن آن حضرت بر شانه سلمان فارسی ، دلیل روشنی بر این مدعی است .
در تفسیر کلام خدای بزرگ : بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید
« به بنی اسرائیل اعلام نمودیم در کتاب ، « تورات » که دو بار در زمین فساد و سرکشی بزرگی خواهید کرد ، پس چون وعده یکی از آنها ( فساد ) برسد . بندگانی از خود را که دارای قوت و نیرومندی شگرفی هستند بطرف شما می فرستیم تا در همه جا جستجو کنند و این وعده ای انجام شده است ، سپس پیروزی را مجددا برای شما برگردانیدیم و شما را با امول و فرزندان یاری کردیم و شما را از آنان ( دشمنانتان ) بیشتر و قوی تر گردانیدیم . اگر نیکی نمودید ، برای خودتان و اگر بدی نمودید گریبانگیر خودتان می شود و زمانیکه دیگر وعده آن ( فساد ) آید رویهای شما را بد جلوه دهند تا اینکه داخل مسجد شوند همانگونه که نخستین مرتبه وارد شدند و تا اینکه نابود و تباه کنند آنچه را که بر آن غلبه یافتند تباه کردنی »
در تفسیر نورالثقلین از زوضه کافی پیرامون تفسیر آیه شریفه « بعثنا علیکم عبادالنا اولی یاس شدید » از امام صادق ( ع ) نقل شده است که فرمود :
« آنان کسانی هستند که خداوند تبارک وتعالی قبل از ظهور قائم ( ع ) آنها را بر می انگیزد و آنان دشمنی از آل پیامبر ( ص ) را فرا نمی خوانند مگر اینکه او را بقتل می رسانند »
و عیاشی در تفسیر خود از امام باقر ( ع ) روایت کرده که حضرت آیه شریفه « بعثنا علیکم عبادا اولی باس شدید » را قرائت می کردند ، سپس فرمودند :
« او قائم ( ع ) و یاران اویند که دارای قوت و نیروی زیاد می باشند .»
و در بحارالنوار از امام صادق ( ع ) منقول است که : « حضرت آیه شریفه فوق را قرائت کردند ... عرض کردیم فدایت شویم اینها چه کسانی هستند ؟ سپس حضرت 3 مرتبه فرمودند : بخدا سوگند آنان اهل قم هستند ، بخدا سوگند آنان اهل قم هستند ، بخدا قسم آنان اهل قم هستند .»
اما روایاتی که از طریق شیعه و سنی در ستایش ایرانیان و نقش آنان در بدوش کشیدن درفش هدایت اسلام وارد شده ، بسیار است ، از آن جمله :
روایت مربوط به مبارزه با اعراب ، برای بازگشت به اسلام
ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه نقل کرده است که :
« روزی اشعث بن قیس نزد امیرالمومنان ( ع ) آمد و از میان صفوف جماعت گذشت تا خود را به نزدیکی حضرت رساند ، بعد رو به آن بزرگوار کرده و گفت : ای امیر المومنان این سرخ رویان ( ایرانیان ) که اطراف شما را گرفته و نزدیک شما نشسته اند برما چیره شده اند . در این لحظه که حضرت کاملا سکوت فرموده و سرش را بزیر افکنده و با پای خود آرام به منبر می کوبید ( یعنی اشعث چه گفتی ) ناگهان صعصعه بن صوحان که یکی از یاران باوفای حضرت بود گفت : ما را با اشعث چکار ! امروز امیرمومنان ( ع ) درباره اعراب مطلبی را می فرماید که همیشه بر سر زبانها خواهند ماند و فراموش نمی گردد ، سپس حضرت پس از درنگی اندک ، سر را بالا گرفته و فرمود : کدامیک از این شکم پرستان بی شخصیت مرا معذور می دارد و حکم به انصاف می کند ، که برخی از آنها مانند الاغ در رختخواب خود می غلطد و دیگران را از پند آموختن محروم می سازد ! آیا مرا امر می کنی آنان ( ایرانیان ) را طرد کنم ، هرگز طرد نخواهم کرد . چون دراین صورت از زمره جاهلان خواهم بود اما سوگند به خدایی که دانه را شکافت و بندگانش را آفرید حتما شما را برای برگشت مجدد به آئین تان سرکوب می کنند همانگونه که شما آنان ( ایرانیان ) را در آغاز ، برای پذیرش این آئین سرکوب نمودید »
روایت : شیران بی فرار
این روایت را احمد بن حنبل از پیامبر ( ص ) نقل کرده که آن حضرت فرمود : « نزدیک است که خداوند متعال ، اطراف شما را از عجم پرنماید ، آنان چون شیرانی هستند که اهل فرار نیستند طرفهای درگیر و دشمنان شما را می کشند و از غنیمت های شما استفاده نمی کنند »
این روایت را ابونعیم در کتاب خودش به چند طریق از حذیفه و سمره بن جندب و عبدالله بن عمر نقل کرده است ، الا اینکه او بجای عبارت ( از غنائم شما استفاده نمی کنند ) ( استفاده می کنند ) آورده است .
روایت : گوسفندان سیاه و سفید
این روایت را نیز حافظ ابونعیم در کتاب خود به چند طریق از ابوهریره و از مردی از صحابه و از نعمان بن بشیرو معطم بن جبیرو ابوبکر و ابویعلی و حذیفه یمانی از پیامبر ( ص ) نقل کرده است که عبارت حدیث ، از حذیفه می باشد :
« پیامبر ( ص ) فرمود : امشب خواب دیدم گوسفندانی سیاه پشت سرم در حرکتند ، سپس گوسفندان سفیدی به آنها پیوستند ، بطوری که دیگر گوسفندان سیاه را ندیدم ، ابوبکر گفت : این گوسفندان سیاه اعراب هستند که از شما پیروی می کنند و گوسفندان سفید عجم هستند که از شما پیروی می کنند و آنقدر تعداد آنان زیاد می شود که عربها در بین آنها دیده نشده و بشمار نمی آیند ، پیامبر ( ص ) فرمود : درست است که فرشته وحی هم چنین تعبیر کرده است »
در روایات ابونعیم عبارات گوناگونی است که تعبیر ابوبکر در آن ها نیست و در برخی از آن روایات آمده است که پیامبر ( ص ) در خواب دید که گوسفندان سیاهی را آب می دهد که گوسفندان سفید بسیاری نیز بطرف ایشان روی آوردند ... تا آخر .
روایت : ایرانیان ، طرفداران اهلبیت
حافظ ابونعیم این روایت را در کتاب یاد شده از ابن عباس نقل کرده و گفته است : « نزد پیامبر ( ص ) صحبت از فارس به میان آمد ، حضرت فرمود : فارس ( ایرانیان ) طرفداران و دوستداران ما اهل بیت هستند »
روایت : عجم ، مورد اعتماد پیامبر
این روایت را نیز ابونعیم در کتاب خویش از ابوهریره روایت کرده که گفت : « نزد پیامبر ( ص ) سخن از موالی و عجم ها بمیان آمد ، حضرت فرمود : سوگند بخدا من بیش از شما ( و یا بیشتر از بعضی از شما ) به آنها اعتماد دارم »
قریب به همین مضمون را ترمذی در کتاب خود آورده ، البته لفظ عجم ها در اینجا اعم از عجم ( ایرانی ) است و شامل غیر عرب از عجم مانند ترکان و غیر آنها نیز می شود .
روایت : آیا مردم ، کسانی جز فارسیان و رومیان اند ؟
ابونعیم در کتاب خود ، این روایت را از ابوهریره نقل کرده که پیامبر ( ص ) فرمود : « امت من آنچه را که امتهای گذشته و نسل های قبل از آنان گرفته اند وجب به وجب و متر به متر خواهند گرفت . گفته شد : یا رسول الله همانگونه که فارس و روم انجام دادند ؟
حضرت فرمود : مردم کدامند غیر از فارس ها و رومیان »
این روایت ، به حقیقتی از تاریخ تمدن اشاره دارد و آن اینکه فرس ( عجم ) و رومیان یعنی غربی ها مرکز ثقل تمدن بشریت را در تاریخ تشکیل می دهند و ما در زمان خود ، شاهدیم که هیچ ملتی مانند فرس ( ایرانیان ) برسر تمدن ، طرف درگیر ، با غربیها نیست .
ایرانیان و آغاز زمینه سازی برای ظهور حضرت مهدی ( ع )
کلیه منابع روایی شیعه و سنی ، پیرامون حضرت مهدی ( ع ) اتفاق نظر دارند که آن بزرگوار بعد از نهضتی مقدماتی که برایش بوجود می آید ، ظهور می کند ... و یاران درفش های سیاه ، ایرانی اند که زمینه ساز حکومت آن حضرت و آماده کننده مقدمات فرمانروایی وی می باشند . در این روایات ، اتفاق است که دو شخصیت وعده داده شده ، سید خراسانی و یا هاشمی خراسانی و یاور او شعیب بن صالح هر دو ایرانی هستند ... تا پایان روایاتی که مربوط به آنان در منابع شیعه و سنی آمده است .
اما منابع حدیث شیعه علاوه بر ایرانیان ، افراد دیگری را بعنوان زمنه سازان ظهور حضرت مهدی ( ع ) بنام یمنی ها ذکر نموده است چنانکه روایات بیشماری در منابع شیعه وجود دارد که بطور عموم دلالت دارد که قبل از ظهور آن حضرت ، حکومت و یا نیرو و یا نهضتی مبارز و انتقام گیرنده برپا خواهد شد .. مانند این روایتی که می گوید : « او می آید و برای خداوند ، شمشیری است از نیام کشیده شده » البته اگر چنین روایتی وجود داشته باشد .چه اینکه صاحب کتاب « یوم الخلاص » آن را با ذکر پنج منبع نقل کرده است که من این روایت را در منابع نیافتم ، همچنین موارد متعدد دیگری که برای آنها هم منابعی را ذکر نموده است ! خداوند به ما دقت و امانت در نقل روایات را عنایت فرماید ... و مانند روایت ابان بن تغلب از امام صادق ( ع ) که گفت شنیدم ، حضرت می فرمود :
« هنگامیکه درفش حق برافراشته می گردد شرقی ها و غربی ها آن را لعن و نفرین می کنند ! آیا می دانی برای چه ؟ عرض کردم خیر . حضرت فرمود : برای آنچه را که مردم با آن روبرو می شوند از اهل بیت و فرزندان آن حضرت پیش از ظهور وی »
این روایات دلالت دارد که اهل بیت آن حضرت ، از بنی هاشم اند و پیروان وی ، غرب و شرق را خشمگین و ناراحت کرده اند ، آنها ( دشمنان ) زمانیکه با نهضت ظهور حضرت مهدی ( ع ) روبرو می شوند برای آنان مصیبتی بس بزرگ است که در اثر آن اعصابشان را از دست می دهند و روایتی که قبلا از روضه کافی در تفسیر آیه شریفه « بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید » از امام صادق ( ع ) نقل شد حضرت فرمود :
« گروهی را که خداوند پیش از ظهور قائم برمی انگیزد ، هیچ دشمنی را از آل پیامبر ( ص ) فرا نمی خوانند مگر اینکه او را بقتل می رسانند »
و سایر روایاتی که دلالت دارد ، مهیا شدن مقدمه و زمینه برای ظهور آن حضرت ، با نیروی نظامی و تبلیغاتی جهانی است و چنانکه در برخی روایات آمده است بگونه ای است که « نام او برسر زبانهاست »
بنابراین ، مربوط به مقدمات ظهور ، به سه دسته تقسیم می شود :
الف – روایات مربوط به روی کارآمدن یاران درفش های سیاه که شیعه و سنی برآن اتفاق دارند .
ب – روایات مربوط به حکومت یمنی که فقط در منابع شیعه وارد شده است ، البته شبیه این روایات ، احادیثی در برخی از منابع سنت است مبنی بر ظاهر شدن یمنی پس از ظهور حضرت مهدی ( ع ) .
ج – روایاتی که حاکی از ظاهر شدن و روی کارآمدن زمینه سازان ظهور آن بزرگوار است ، بی آنکه آنها را مشخص نماید ... اما بزودی متوجه خواهید شد که این روایات بطور عموم دلالت بر یاران ایرانی و یمنی آن حضرت دارد که زمینه ساز حکومت وی هستند .
اما روایات ، زمان روی کارآمدن حکومت یمنی ها را مشخص نموده است که در همان سال ظهور حضرت و همزمان با خروج سفیانی از سرزمین شام و یا نزدیک خروج سفیانی که دشمن و مخالف حضرت است ، چنانکه خواهید دانست .
اما حکومت زمینه سازان ایرانی ، به دو مرحله مشخص تقسیم میشود :
مرحله اول ، آغاز نهضت آنان بوسیله مردی از قم ، کسی که حرکتش سرآغاز امر ظهور حضرت مهدی ( ع ) است ، چه اینکه روایات گویای این است که « آغاز نهضت آن حضرت از ناحیه مشرق زمین است »
مرحله دوم ، ظاهر شدن دو شخصیت مورد نظر ، در بین آنان به نام سید خراسانی و فرمانده نیروهای آن حضرت و جوان گندمگونی که نام وی در روایات ، شعیب بن صالح ضبط شده است .
چنانکه می توان ، نقش ایرانیان زمینه ساز را با توجه به پیشامدها و حوادثی که ذکر آنها در اخبار آمده است نیز ، به چهار مرحله تقسیم نمود :
مرحله اول : از آغاز نهضت آن توسط مردی از قم تا ورودشان در جنگ .
مرحله دوم : داخل شدن در جنگی طولانی ، تا اینکه خواسته های خویش را بر دشمن تحمیل می کنند .
مرحله سوم : رد کردن خواسته های نخستین خود که اعلام کرده بودند و بپاشدن قیام همه جانبه آنان .
مرحله چهارم : سپردن پرچم اسلام بدست توانای حضرت مهدی ( ع ) و شرکت جستن آنها در نهضت مقدس آن حضرت .
در برخی از روایات ، آمده است که ظاهر شدن خراسانی و شعیب در اثنای جنگ ایرانیان بوقوع می پیوندد ، بگونه ای که آنها با توجه به طولانی شدن نبرشان با دشمن ، خودشان سید خراسانی را بعنوان سرپرستی امور اجتماعی و سیاسی خود برمی گزینند گرچه وی از پذیرفتن این منصب خرسند نیست ، اما آنها او را سرپرست خود قرار می دهند ، سپس سید خراسانی ، شعیب بن صالح را بفرماندهی نیروهای مسلح خویش برمی گزیند .
در تعدادی از روایات ، زمان آخرین مرحله زمینه سازی آنان که متصل به ظهور حضرت مهدی ( ع ) است مشخص گردیده که شش سال خواهد بود . این برهه ، مرحله شعیب خراسانی است ، از محمدبن حنیفه نقل شده است که فرمود :
« درفش های سیاهی از بنی عباس و پس از آن درفش های سیاه دیگری از خراسان خراسان خروج می کنند که حاملان آنها کلاه سیاه و لباس سفید برتن دارند ، پیشاپیش آنان مردی است که وی را صالح بن شعیب بن صالح می نامند او از قبیله بنی یمنم است آنان نیروهای سفیانی را شکست داده و در بیت المقدس فرود می آیند تا مقدمه حکومت حضرت مهدی ( ع ) را فراهم آورند ، تعداد سیصد تن دیگر از شام به او می پیوندند ، فاصله خروج او تا تقدیم زمام امور را به حضرت مهدی ( ع ) هفتادو دو ماه می باشد »
در مقابل این احادیث ، روایات دیگری است که می گوید ، ظاهر شدن خراسانی و شعیب ، مقارن و همزمان ، ظاهر شدن یمنی و سفیانی است از امام صادق ( ع ) روایت شده است که فرمود :
« خروج خراسانی و سفیانی و یمنی در یک سال و یک ماه و یک روز واقع می شود ، درفش یمنی در بین این پرچمها از همه هدایت گر است ، زیرا وی مردم را به حق دعوت می کند »
و از امام باقر ( ع ) منقول است که فرمود :
« خروج سفیانی و یمنی و خراسانی در یک سال ویک ماه و یک روز است مانند نظم و ترتیب دانه های تسبیح که یکی بعد از دیگری است جنگ از هر طرف روی می آورد . وای بر کسانی که در مقابل آنان بایستند در میان آن درفش ها ، پرچم یمنی هدایت گرتر است ، آن درفش حق است و شما را بسوی صاحبتان ( مهدی ( ع ) ) دعوت می کند . »
ظاهرا ، مراد از خروج این سه نفر به ترتیب ، مانند دانه های تسبیح ، با اینکه در یک روز واقع می شود این است که انگیزه های خروج آنها با یکدیگر ارتباط سیاسی دارد . البته آغاز خروج آنان در یک روز است ، اما ترتیب جنبش آنان و استحکام امورشان مانند بهره های تسبیح ، یکی پس از دیگری واقع می شود .
بعلاوه روایت هفتاد و دوماه اگرچه قابل قبول است . چون به طرق زیادی از محمد بن حنیفه نقل شده است و روایات ، گویای این است که وی دارای نوشته ای از پدر بزرگوارش حضرت علی ( ع ) بوده که حضرت آن را از گفتار پیامبر ( ص ) نوشته بوده و در آن حوادث و پیش آمدهای آینده بوده ، بلکه بنا به گفته برخی از روایات ، در آن نوشته ، نام تمام فرمانروایان حاکم بر مسلمانانها ، تا روز قیامت ذکر شده بوده و آن را فرزندش ابوهاشم از وی به ارث برده و نام کسانی را که از عباسیان حکومت خواهند کرد به اطلاع آنان رسانده است ..
اما با این همه ، آنچه که در مساله خرسانی و شعیب بهتر بنظر می رسد ، رویاتی است که می گوید خروج خرسانی و شعیب همزمان خروج سفیانی و یمنی است ، چون این روایات ، منتسب به امامان ( ع ) می باشد و سندش محکم تر است ، بلکه در این روایات احادیث صحیح السندی نیز مانند روایت ابوبصیر از امام باقر ( ع ) وجود دارد .
در هر صورت ، این مرحله از حکومت زمینه سازان دولت حضرت ، چنانچه ما هم ترجیح دادیم ، سال قبل از ظهور وی و یا احتمال اینکه شش سال باشد و در هر حال آخرین مرحله حکومت آنهاست ، اما آنچه مشکل بنظر می رسد ، شناخت مرحل دیگر دولت آنها قبل از آخرین مرحله آن است و اینکه فاصله بین آغاز حکومت آنان بواسطه مردی از قم و بین خروج سید خراسانی و شعیب چقدر است ؟ ... این در حقیقت بخشی مفقود از سلسله روایات مربوط به ایرانیان است که من در روایات ندیدم چه اندازه بوده است . آری در برخی از روایات ، اشاره هایی در این زمینه وجود دارد که بعد از بیان مهم ترین روایات مربوط به حکومت آنان ، خواهد آمد .
روایت : آغاز حکومت مهدی ( ع ) از ایران
از جمله آن روایات ، حدیثی است که صراحت دارد ، آغاز نهضت حضرت مهدی ( ع ) از ناحیه مشرق خواهد بود از امیر مومنان ( ع ) نقل شده است که فرمود :
« آغاز ظهور او از مشرق است ، زمانیکه این امر پیش آمد ، سفیانی خروج می کند »
و از طرفی آنچه که علماء بر آن اتفاق دارند و در روایات به نحو تواتر وارد شده این است که ظهور آن حضرت از مکه است ، بنابراین باید مراد از گفته امیرمومنان ( ع ) که فرمود : « آغاز نهضت او از ناحیه مشرق است » یعنی آغاز و شروع نهضت وی از مشرق ، یعنی ایران است . و همچنین دلالت دارد که آغاز نهضت آن حضرت ، قبل از خروج سفیانی بوده و فاصله بین آغاز امر او و خروج سفیانی ، مدتی نه کوتاه و نه طولانی است . زیرا در روایت ، نهضت حضرت بر خروج سفیانی ، با «واو » عطف شده است نه « فاء » و « ثم » که دلالت بر فاصله داشته باشد ، بلکه می توان گفت این روایت ، اشاره به نوعی ارتباط سببی بین آغاز امر زمینه سازی برای دولت حضرت مهدی ( ع ) از سرزمین ایران و بین خروج سفیانی دارد ، توجه داشتید که جنبش سفیانی صرفا واکنشی است جهت رویارویی با موج فزاینده نهضت اسلامی که زمینه ساز مقدمه قیام آن حضرت می باشد .
روایت : امت محمد ( ص ) ، و حکومت مردی از اهلبیت
روایتی را که ابوبصیر از امام صادق ( ع ) نقل کرده نیز از جمله روایات در این زمینه است ، حضرت فرمود :
« ای ابوبصیر امت پیامبر ( ص ) تا زمانیکه خاندان فلان برمسند حکم هستند هیچگاه به گشایشی نخواهند رسید تا آنکه فرمانروایی آنان منقرض شود ، با تمام شدن آن ، خداوند آن را به مردی از اهل بیت ارزانی می دارد که روش او براساس تقوی و عمل وی هدایت گر مردم است . در مقام قضاوت و حکم بر مردم ، اهل رشوه نیست . بخدا سوگند من او و نام او و پدرش را می دانم آنگاه ، آن مرد تنومند و کوتاه اندام که دارای علامت خال بر صورت و دو نشانه دیگر بر پوست بدن دارد می آید ، او پیشوایی عادل است که حافظ و نگاهبان آنچه که نزد او ودیعه گذاشته شده است می باشد ، دنیا را پر از عدل و داد می نمایند آنگونه که بدکاران آن را پر از ظلم و جور کرده اند »
این روایت قابل توجهی است ولی متاسفانه بخش پایانی آن ناقص است ، این روایت را صاحب بحار از کتاب « اقبال » سیدبن طاووس نقل کرده است که صاحب اقبال در کتابش ص 599 بیان داشته است که این روایت را در سال 362 در کتاب « ملاحم » بطائنی دیده است و از آن کتاب این روایت را نقل کرده اما ناتمام ، و در پایان گفتارش گفته است « سپس تمام روایت را نقل کرده است » حال آنکه کامل نقل نکرده است ، بطائنی از یاران امام صادق ( ع ) بوده و نسخه کتاب وی نایاب است البته ممکن است در کتابهای خطی ناشناخته در اطراف و اکناف کشورهای اسلامی ما در کتابخانه ها وجود داشته باشد .
 


منابع :


دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان