میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله تقوي


کد محصول : 10001313 نوع فایل : word تعداد صفحات : 14 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 928

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1313

فهرست مطالب و صفحات نخست


تقوي

واژه تقوي از وقايع است .در مفردات راغب وقايه بمعني حفظ شيئي است از آنچه به آن زيان برساند خداوند مي فرمايد .
فوقاهم الله شرذالك اليوم ولقيهم نصره و وسروراً (واقعه)
خداوند آنها را از فتنه آن روز نگهداشت و به آنان روي خندان و دل شادمان عطا نمود .
مضمون آيه فوق در مورد ابرار است ،كه وفاي به عهد و به نذر مي كنند و از روز جزا خائف اند و بر دوستي خدا به مسكن و يتيم واسير اطعام مي نمايند .
اسم فاعل از  وقايه در آيه اي كه ذيلاً نقل مي شود بكار رفته است.
…مالك من الله من ولي ولا واق (رعد)
(اگر بعد از علمي كه به تو مي رسد از هواهاي اينان پيروي كني …ديگر)نيست از براي تو از جانب خداوند هيچ سرپرست ياري كننده اي و نه نگهدارنده اي .
در آيه زير فعل امر از وقايه بكار رفته است .
قوا انفسكم و اهليكم نارا(تحريم)
خود و خانواده تان را از آتش حفاظت كنيد.
تقوي در عرف دين نگهداري نفس است از آنچه آن را به گناه مي افكند .
در 235مورد از آيات قرآن كريم مشقات واژه تقوي آمده است .
در 69آيه فعل امر اتقوا آمده است بعضي را مستقيماً خداوند مي فرمايد مانند
فاتقوالله يا اولي الا لباب لعلكم تفلحون (مائده)
تقواي خدا پيش گيريد اي خردمندان ،شايد رستگار شويد .
و در بعضي آيات نقل قرآن كريم از زبان انبياء است مانند آيا زير كه از زبان چند نبي نقل شده .
اني لكم رسول امين فانقوالله و اطيعون(شعراء)
همانا من براي شما رسولي امين هستم پس بپرهيزيد از خداوند و اطاعت كنيد مرا .
و تقوا يوما ترجعون فيه الي الله ثم توفي كل نفس ما كسبت و هم لا يظلمون (بقره)
بترسيد از روزي كه بر گردانيده مي شويد ،در آن بسوي خداوند سپس تمام داده مي شود به هر شخصي آنچه را كه اندوخته و به ايشان ستم نمي شود .
در 43 مورد از آيات كلمه متقين بكار رفته است كه از جمله آنها آيات كريمه زير است .
ذالك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين (بقره 2/2 )
اين كتاب كه شكي در آن نيست هدايت كننده متقين است …
يا :
واتقو الله و اعلموا ان الله مع المتقين (بقره 149/2)
تقوي الهي پيش گيريد ،و بدانيد كه خداوند با پرهيزكاران است …
تقوي در اصطلاح
تقوي يك نوع احتراز و پرهيز كردن مي باشد ،و اگر به خداي متعال نسبت داده شود معنايش دوري جستن از عذاب الهي است .چنانچه در آيه زير اشاره دارد .
فاتقوا النار التي و قودها الناس و الحجاره اعدت للكافرين (بقره 14/2)
بپرهيزيد از آتشي كه آتشگير (ماده سوختني )آن انسانها و سنگها هستند ،و براي كافران مهيا شد
در جلد اول تفسير الميزان صفحه 52 آمده است .
متقين و پرهيزگاران همان مومنانند و پرهيزگاري يكي از اوصاف مخصوصه طبقه معيني نيست تا مانند احسان ،و خشوع و خلوص جزء مقامات خاصه محسوب شود ،بلكه صفتي است كه در تمام مراحل ايمان پس از تحقق ايمان پيدا مي شود ،دليل اين هم اينست كه خداوند آن را به عنوان يك صفت خاص براي طبقه مخصوصي از مؤمنان (با آنهمه اختلاف درجاتي كه دارند )بيان نكرده است .
تقوي و فجور
عكس تقوي فجور است .
فجور بنا به گفته راغب اصفهاني در مفردات به معني دريدن پرده حرمت دين است .در آيات كريمه زير تقوي در مقابل فجور قرار داده شده است .
و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقويها (شمس)
سوگند به جان آدميزاد و آن قدرتي كه آن را با چنان نظم و قواي متعادل و مرتب بيافريد،و خير و شر آن را به آن الهام نمود .
عملي كه انسان انجام مي دهد يا تقوي است و يا فجور است و قدرت تميز ميان آندو افاضه اي است الهي كه شامل انسان شده است .در آيه فوق تقواي نفس و فجور نفس هر دو الهام خوانده شده و مويد آنستكه خداوند تعالي صفات عمل انسان را به انسان شنا سانده و به او فهمانده است كه عملي را كه انجام مي دهد تقوي است يا فجور .
پاداش متقين
به تصريح خداوند كريم با متقين مانند فجارعمل نخواهد شد،و متقين مثل فاجران نيستند.
ام نجعل الذين آمنو  و عملوا صالحات كالهفسدين في الارض ام نجعل المتقين كالفجار (ص 27/38)
آيا آنهايي را كه ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند ،مانند فساد كنندگان در زمين قرار مي دهيم ؟ و يا پرهيزكاران را نظير تباهكاران برمي شماريم ؟
بالاترين موقع و مقامي كه براي اهل تقوي متصور است و شامل حال دنيا و آخرت هر دو مي شود در آيه زير منعكس است .
و ان ظالمين بعضهم اولياء بعض و الله ولي المتقين (جاثيه 19/45)
همانا ستمكاران بعضي شان سرپرست و ياور بعضي ديگرند .و خداوند سرپرست و ناصر اهل تقوي است .
پس براي اهل تقوي اگر هم در حلقه سمتكاران تنها بمانند نگراني نيست ،زيرا خداوند براي بنده پرهيزگارش كافي است كه حمايت فرمايد .
كسي كه به خاطر تقوايش در تحت ولايت مستقيم خداي سبحان قرار گرفته است به موقعي بار مي يابد ،كه ديگر عقل و قلب ،تدبير و چشم و گوش او در زير نظارت خداوند كار مي كنند و با اين فيض عظيم الهي از لغزش مصون مي مانند .
پاداش متقين در دنيا
بعضي از پاداشهاي اهل تقوي در همين دنيا هم دريافت مي شود .و چنانچه كسي با نظر صائب و خالص بنگرد نشانه هاي آن را براي افراد و اجتماعات ،در حوضه اي از زمان رويت مي كند .
و لو ان اهل القري امنو و اتقو ا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون (اعراف 96/7)
چنانچه اهل ديار ،ايمان آورند و پرهيزكاري پيشه سازند ،هر آينه مي گشائيم درهاي بركت آسمان و زمين را بروي آنان اما تكذيب كردند .درنتيجه گرفتيم آنان را (در تنگنا ) به جهت آنچه عمل كردند (حاصل عمل خودشان را دريافت نمودند ).
درآيه‌اي كه ذيلاً نقل مي شود ،صفت تقوي عامل رهايي از گرفتاري و افزايش روزي معرفي شده است .
و من يتقل الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب (طلاق 2/65)
هر كس تقوي الهي پيش گيرد براي او وسيله اي رهايي بخش فراهم مي كنيم .و روزي او را از جايي كه گمان نمي برد ،تدارك مي نمائيم .
اين قضيه كه ،خداوند روزي متقين را از جائي كه گمان نمي برند مي دهد،شايد مورد قبول افرادي كه علمي (طبق روابط علت و معلولي در علوم تجربي )فكر مي كنند نيايد .مثلا استدلال كننده كه هر كس كاركرد ،پول بدست مي آورد و هر كس كه كار فني كرد پول بيشتري به دست مي آورد ،و هر جا آب و كود و بذر بود و زراعت انجام گرفت محصول برداشت مي شود ،پس ديگر روزي آسماني چه معني مي دهد ؟آيا اگر كسي نشست و نماز و قرآن خواند برايش غذا از بهشت مي آيد ؟اگر كسي در زمستان لباس نداشت ،هواي گرم بر بدن او تابش مي كند ؟البته سخنان فوق با تجارب محسوس سازگار است ،و نابرده رنج گنج ميسر نمي شود .ضمناً اثبات مدعا براي ناباوران و منكران ،كار ساده اي نيست ،و قضاوت آنان بر اساس حس و احساس و تجارب آزمايشگاهي است .اما براي كساني كه اندك اعتقاد اوليه اي به خالق هستي و حكمت او آورده باشند .اثبات بركات آسماني مشكل نيست و بحث و بيان زير شايد تا حدودي توجيه كننده باشد وقتي قبول كنيم كه يك يك پديده ها هر كدام علتي دارند كه قبل از آنست و با حضور آن علت ،پديده (معلول )هم ظاهر مي شود ،پس خواه ناخواه  بر فوق همه پديده ها يعني عالم هستي به طور كلي و مجموعي نيز علتي هست ،و وقتي هر كدام از پديدارهاي محسوس جزئي ،نهايتاً از آن علت اصلي (علت العلل)نشأت گرفته باشد ،مي توان پذيرفت كه معلولها و پديده هاي غير محسوس نظير بركت ،و صدور روزي از جائي نامرئي هم ممكن است                 
از آن مبدأ نشان بگيريد و صادر شود .ديگر اينكه تقوي در هر كس پيدا شود محرك فعاليت و موجد اميدواري و حامل روح واقع بيني است و خود اين حالات ،‌فزاينده هستند .
ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون (نحل )‌
همانا خداوند با كساني است كه تقوي پيشه ساختند و با كساني است كه نيكوكار هستند .
عكس بيان فوق اينستكه خداوند با بي تقوايان و با كساني كه احساس نمي كنند ،‌يا سوء عمل دارند ، نمي باشد آيه ديگر كه بيانگر حالت اعتدال در اهل تقوي است چنين است .
فمن اتقي و اصلح فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون(اعراب )
پس هر كس تقوي پيش گرفت و بكار شايسته شتافت ، هيچ خوفي برايشان نيست ، و محزون هم نمي‌شوند.
با توجه به اينكه خوف و حزن دو عامل و دو حالت باز دارنده هستند . پس تقوي داروي درمان آنها و محرك فعاليتهاي اصلاح طلبانه است .
پاداش آخرتي توي پيشگان
در يك بيان شامل و كلي خداوند چنين مي فرمايد.
و لذارالاخره خير للذين اتقوا افلا تعقلون . (يوسف)
هر آينه منزلگاه بازپسين بهتر است براي كساني كه تقوي پيشه نمودند ،‌آيا عقل خود را بكار نمي گيريد؟
در آيات متعدد ديگري ،‌امتيازات ، لذات ،‌و نوع حيات جاودانه اي را كه اهل تقوي از آنها بهره مند خواهند شد بر شمرده شده است كه از لحاظ ميمنت بعضي از آنها با ترجمه يا فقط بصورت ترجمه ، نقل مي شوند.
ان المتقين في مقام امين 51. في جنات و عيون 52- يلبسون من سندس و استبرق متقايلين 53- كذالك و زوجناهم بحورعين 54- تدعون فيها بكل فاكهه آمنيين (دخان)
همانا اهل تقوي در مقامي امن و امان هستند . در باغها و كنار چشمه ها . لباسهائي از حرير (ابريشم ) نازك و ضخيم مي پوشند روبروي هم ( بر تختها تكيه زده ) اند . و با حوريان درشت چشم ازدواج نموده اند . از هر نوع ميوه اي كه بخواهند با ايمني ( بدون زحمت ) براي آنها فراهم است .
آيات فوق نعمات خداوند را كه به متقين اعطا مي شود بر شمرده اند . بدنبال همين آيا تصريح شده است كه عوامل مزاحم در اطراف اهل تقوي بكلي نيست ، و هر چيزي كه باعث اضطراب خاطر و رنج آور است بقدرت خداوند تعالي حذف شده است .
لايذوقون فيها الموت الا الموته الاولي و وقيهم عذاب الجحيم 56 فضلاً من ربك ذالك هو الفوز العظيم . (دخان )
در آنجا جز همان مرگ اول طعم هيچ مرگ ديگري را نمي چشند . و خدا ايشان را از عذاب دوزخ مصون نگهداشته است 56 اين به فضل خداي توست ، و اين سعادت و پيروزي بزرگ است .
پس اهل تقوي در ازاء‌اينكه ايامي چند در ديار دنيا ، در برابر مضيقه ها بردباري كرده اند و در برابر امتحانات ، پايداري نشان داده اند و شاكر بوده اند و در قبال متعرضان و سنت شكنان و طاغيان رودررو ايستاده و با آنان هم آوا نشده اند ،‌در قيامت در نعمتي هستند كه زوال ناپذير و مستمر و ابدي است . ضمناً عوامل نگران كننده دنيائي مانند اضطراب در قبال كسري و كمبود امكانات وقوع بيماري ،‌فقر ، فرسودگي و غيره در آنجا وجود ندارد.             
رفتار اهل تقوي
رفتار را در اين گفتار اعم از تفكر ، اعتقادات ،‌قضاوتها ،‌نظام ارزشگذاري ، عواطف ،‌عادات و گفتار وحركات بدني مي دانيم . براي هر كدام از اين نمودهاي حياتي انسان ، مي توانيم معيار و مقياسي بدست آوريم كه ذيلاً به پاره اي از آنها به استناد آيات اشاره مي شود .
رفتار شامل حركات بدني ، طرز لباس پوشيدن ، نحوه راه رفتن ، نگاه كردن ،‌سرگوشي گفتن و اعمال افعالي از اين قبيل نيز هست. و هر كدام از اينها در برابر صفاتي چون قضاوت ،‌عفو ، جهاد با دست و شمشير ، جزئي هستند . اما همين رفتارهاي جزئي نيز در دين اسلام اهميت دارد . و چنانچه كسي كاري بنحوي دلخواه ياغير معقول يا مطابق اعتقادات خرافي انجام بدهد ، عملي خلاف ايمان و تقوي انجام داده است و چنين كار جاهلانه اي را اگر به حساب دين بگذارد ، فعل حرامي است .
از جمله اين باور اين بوده است كه اعراب عصر جاهليت موقعي كه احرام حج مي بستند ديگر از در خانه وارد نمي شدند . بلكه از پشت ديوار سوراخي كنده و مقوع لزوم از آن وارد مي شدند ، دستور خداوند در اين رابطه چنين است .
ليس البر بان تاتوالبيوت من ظهورها و لكن البر من اتقي و اتواالبيوت من ابولبها ، و اتقوالله لعلكم تفلحون . ( بقره )
نيكي آن نيست كه از پشت ديوار بخانه ها وارد شويد ،ولي نيك كسي است كه تقوي پيشگيرد و بخانه‌ها از در در آيند ، و تقوي ورزيد شايد رستگار شويد .
در نحوه سخن گفتن يعني آهنگ گفتار و حالت گوينده در موقع رساندن پيام ميان اهل تقوي و مردم بي توجه به آداب ديني فرق است . و در اين رابطه خطاب به زنان پيامبر آمده است .
ان التقيتن فلاتخضعن بالقول فتطمع الذي في قلبه مرض (احزاب )
(‌اي زنان پيامبر )‌اگر رعايت تقوي مي كنيد ، نرم با مردان سخن نگوئيد ،‌زيرا كسي كه در دلش بيماري است ، طمع مي ورزد .
اصلاح ذات البين درميان مومنين كه در حكم برادران يكديگرند ،‌ يكي از خصائص اخلاقي و رفتاري اهل تقوي است در مواردي ايجاد صلح و آشتي ميان دو قبيله و فاميل مسلمان و يا ميان دو كشور مسلمان هم كيش ، مطرح مي شود ، و مورد پيدا مي كند ، و در اين صورت كاري بزرگ است . در عين حال مواردي پيش مي آيد كه ما بين دو برادر مومن گلايه و قهر پيش مي آيد ،‌در اينگونه پيش آمدها از اهل تقوي خواسته شده است كه گام بجلو نهند ، و اسباب صلح و آشتي را ساز نمايند . و چنين فرموده است .
انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخوبكم و اتقوالله لعلكم ترحمون
بحقيقت مومنان برادر يكديگرند ،پس هميشه ميان برادران (ايماني ) خود صلح بدهيد ، و پرهيزگار باشيد كه مورد لطف و رحمت حق قرار گيريد.
رفتار اهل تقوي در امور نسبتاً عام و كلي
فعاليت و مشغوليت دامنه دار اهل تقوي عبوديت پروردگار است در اين رابطه آمده است .
يا ايها الناس اعبدواربكم الذي خلقكم و الذين من قيلكم لعلكم تتقون
اي مردم بپرستيد پروردگارتان را كه شما را آفريد ،‌و كساني راكه پيش از شما بودند ( آفريد ) شايد شما پرهيزگار گرديد .
در مقابل عبوديت و اطاعتي كه اهل تقوي از آفريدگار عامل مي كنند ، مكلفند كه از كافران و منافقان اطاعت ننمايند . وقتي قرار با شد . انسان عبوديت و اطاعت خداوند كند ، مسلماً با هر گونه خلاف ديني كه به بيند مخالف است ،‌با هر عمل اهريمني نمي تواند همسوئي و همكاري كند . در نتيجه جلو منافع بعضي گرفته مي شود . عوامل ضد دين كه متمايل به لذات ،‌ارضاء اميال بهر طريق ممكن هستند مومنان را مانعي در سر راه خود مي دانند ، لذا با آنها مخالف اند.
حداقل بي خدايان ،‌از افراد مومن انتظار دارند كه در برابر تجاوز كاري آنان ساكت بنشينند از طرفي امر به معروف و نهي از منكر هم براي مومنان واجب است . پس اين درگيري امري اجتناب ناپذير است . ولي مومن مجاز نيست باكافران و منافقان دست آشتي بدهد . اين دوستي بمنزله مجاز گذاشتن كافران و منافقان براي اشاعه فتنه و فساد است . مسلمان بايستي از اشاعه فساد پيشگيري كند ، والا چنانچه دامنه فساد گسترده شود ، خود مسلمانان را هم فرا مي گيرد . در دينداري منحصر بهمان عبادات فردي آنهم در زواياي خانه نيست ، انسان نمي تواند همزمان ،‌هم اطلاعت و عبادت خدا كند و هم اطاعت از ضد خدا يعني كفر و نفاق ،‌ايندو با هم سازگاري ندارند . كفر و ايمان دو طرز فكر جداگانه و دو خط متمايز از هم اند . و بقدري اين وظيفه كفر ستيزي اهميت دارد ،‌كه خداوند مستقيماً به پيامبر اكرم مي فرمايد از كافران و منافقان اطاعت مكن ،‌در يك بررسي ابدائي و در يك قضاوت معمولي كه ما را موضع گيري پيامبر بكنيم ،‌معمولاً مي گويئم پيامبر كافران را مي شناسند و ابدا با آنان سر سازش ندارد و از  دوستي با كافران و منافقان بيزار است مع الوصف مشاهده مي كنيم كه خداوند با خطاب مستقيم به رسول اكرم مي فرمايد .
يا ايها النبي اتق الله و لا تطع الكافرين و المنافقين (احزاب )
اي پيامبر تقوي پيش گير و از كافران و منافقان اطاعت مكن .
اينك وقتي به رسول اكرم با هم هوشياري و واقع بيني و شجاعتي كه ايشان دارند گفته مي شود با كافران و منافقان دوستي مكن ،‌تكليف ما پيران رسول اكرم كه از لحاظ بينش و قدرت تميز و ساير صفات كريمه بپايه او نمي رسيم معلوم است . خلاصه اندك دوستي و ملاحظه كاري ما با كفر و نفاق عامل بزرگي براي سقوط فريد و اجتماعي ما مي تواند باشد . و در طي تاريخ هم هر جا كه سران دولتهاي اسلامي دست دوستي به اهل كفر اهل نفاق دراز كرده اند ،‌آسيب فراوان ديده اند .
رفتار ديگر اهل تقوي آنستكه هر قدر در درجات بالائي از زهد و پرهيزگاري باشند ، خودشان را مبرا از گناه و معصوم و پاك شده معرفي نمي كنند و خودستائي ندارند . دعاها و استغفاري كه پيامبران و امامان با وجودهمه برتري و صدق و صفا و اخلاص كرده اند ، نشانه آنستكه خود را مبراي از گناه معرفي نمي كرده اند ،‌گرچه واقعاً خداوند به طهارت نفس آنان تأكيد فرموده است .
فلانز كواانفسكم ،‌هو اعلم بمن اتقي (نجم)
نفس خود را تزكيه شده نپنداريد ،‌او ( خداوند )‌داناتر است به كسي كه تقوي پيش گرفت .
اينطور عدم اتكاء به پاكي و پاك ماندن نفس ،‌خود بمنزله حصاري است كه انسان را نگاه مي دارد.
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان