میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله تزكيه نفس


کد محصول : 10001341 نوع فایل : word تعداد صفحات : 50 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 880

فهرست مطالب و صفحات نخست


تزكيه نفس

تزكية نفس و تحصيل تقوي. امري است واجب در حالي كه به فراموشي سپرده شده است و تا حتي بسياري از بزرگان از آن غافلند اصل و هسته و ريشة تمام بدبختيهاي ما و جامعة ما توجه نداشتن به مسأله نفسي و تزكية آن است. (1) به مرور زمان روحمان آلوده به اكثر رذائل و كثافات شده است كه در نتيجه اين آلودگي حس خداپرستي. دين خواهي و نوعدوستي و بسياري از ملكات و سجاياي انساني به كنار رفته  وجايش را به اطاعت از شيطان و چپاول و هرزگي و خيانت داده است. تزكيه نفس يعني پاك و پاكيزه كردن نفس و روح همانند پاكيزه كردن و پاك نگه‎داشتن تن مي‎باشد. (2)
بطور كلي خداوند تمام انبياء را در دنيا فرستاده تا سه چيز را به مردم تعليم دهند كه يكي از آنها تزكينه و تصفية آنها كه خود را از صفات رذيله پاك كنند. تزكيه يعني پاك كردن و اين پاك كردن به قسم در انسان متصور است يكي در بدن و ديگري در روح(3) تزكيه و پاك كردن بدن به سه قسمت مي‌باشد. 1-پاك كردن خود از كثافت ظاهري بدن.    2-پاك كردن بدن از نجاست ظاهري.3-پاك كردن بدن از چيزهائي كه عارض بدن مي‌شود.(4)
تزكيه روح يعني پاك كردن نفس از صفات و اخلاق رذيله‌اي كه از اعمال و صفات شيطان است تزكيه نفس، انسان را سعادتمند و رستگار مي‌گرداند و به همين جهت خداون متعال در قرآن مي‌فرمايد: مسألة تزكية نفس و كسب كمالات روحي است و صراحتاً و بدون هيچ كنايه و استعاره‌اي بشر را دعوت به تزكية نفس و تقوي نموده است و حدود 25 مرتبه از تزكية نفس نام برده و انسان‌ها را بسوي آن راهنمايي و ارشاد نموده است.(5)
در آئين مقدس اسلام مسألة تزكية نفس و كسب كمالات روحي به عنوان يك امر حياتي و ضروري مطرح مي‌باشد. چون فرض از خلقت كه خداون مي‌فرمايد همين است. روح انسان همانند زميني مي‌باشد كه اگر آب زلال فضائل و كمالات معنوي به آن نرسد و آن را سيراب نكند روح به نابودي و سياهي كشانده مي‌شود.(4) پرواضح است كه خداوند نيازي به سوگند و قسم ندارد ولي حقيقت تزكيه را با يازده قسم و سوگند ياد فرموده تا اهميت آن را به بشر بفهماند.(5) البته كمالات اخلاقي بعد از تزكية نفس و پاك كردن نفس از رذايل نفساني و شيطاني حاصل خواهد شد.(3) بايد دانست كه تزكية نفس يعني پاك كردن روح از امراض روحي و بازگشتن به صراط مستقيم كه از آن كم بيش فاصله گرفته‌ايم براي همة افراد بشر لازم و ضروري است.(2)
فقط انسان بيدار و آگاه به حقايق درك مي‌كند چقدر تزكية نفس و كسب كمالات اهميت دارد. بطوري كه براي رسيدن به اين هدف، حتي راضي مي‌شود تمام اموال و هستي خويش را بدهد چون مي‌داند آن چيزي كه بدست مي‌آورد ارزشش ميلياردها برابر بيشتر است.(3) تزكية نفس باعث سعادت و خوشبختي در اين دنيا نيز مي‌شود. حضرت اميرالمؤمنين مي‌فرمايد: بر فرض كه نه اميدي به بهشت و نه بيمي و ترسي از جهنم داشته باشيم و بر فرض اينكه در روز قيامت پاداش و كيفري نباشد. باز هم لازم است كه فضائل اخلاقي و كمالات روحي را كسب كنيم. زيرا فرا گرفتن صفات پسنديده و عمل برطبق آنها در زندگي ماية خوشبختي و سعادت و رستگاري مي‌باشد.(5) يكي از مهمترين وظيفة افراد براي ظهور حضرت ولي‌عصر پذيرش وجود مقدسش مي‌باشد كه اين ميسر نيست مگر با تذهيب نفس به همين دليل بر همة افراد بشر لازم است كه در برطرف كردن امراض روحي و رسيدن به عقايد صحيح و كامل الهي و تزكية نفس و كسب كمالات روحي و انساني كوشش كنند.(1) تنها موقعي موفقيت در تزكيه نفس حاصل خواهد شد كه به مداواي امراض روحي و پاك شدن و كسب كمالات روحي مصمم شده باشيم و نهايت كوشش و سعي خود را بكنيم.(2) عواملي كه باعث امراض روحي مي‌شوند محيط فاسد و ناسالم، ارواح انساني، امراضي مثل حسد، تكبر، حرص، طمع، بخل، حب رياست، حب دنيا و دهها مرض ديگر كه در حدود هفتاد و چند عدد آن اصلي و صدها ريشة فرعي را شامل مي‌شود.
(4)
فهرست امراض روحي و صفات حميده
صفت حميده    روح در حالت مرض    صفت حميده    روح در حالت مرض
خير و نيكي    شر و بدي    خردمندي    بي‌خردي
ايمان    كفر    خاموشي    پرگويي
تصديق حق    انكار حق    رام بودن    گردنكشي
اميدواري    نااميدي    تسليم حق شدن    ترديد كردن
دادگري    ستم    شكيبايي    بيتابي
خشنودي    قهر و خشم    چشم‌پوشي    انتقام‌جويي
سپاسگزاري    ناسپاسي    بي‌نيازي    نيازمندي
چشم‌داشت برحمت خدا    يأس از رحمتش    به ياد داشتن    بي‌خبر بودن
توكل و اعتماد به خدا    حرص    در خاطر نگهداشتن    فراموشي
نرم‌دلي    سخت‌دلي    مهرورزي    دوري و كناره‌گيري
مهرباني    كينه‌توزي    قناعت    حرص و آز
دانش و فهم    ناداني    تشريك مساعي    دريغ و خودداري
شعور    حماقت    دوستي    دشمني
پاكدامني    بي‌باكي و رسوايي    پيمان‌داري    پيمان‌شكني
پارسايي    دنياپرستي    فرمانبري    نافرماني
خوشرفتاري    بدرفتاري    تواضع    بلندي جستن و تكبر
پروا داشتن    گستاخي    سلامت    مبتلا بودن
فروتني    خودپسندي    بامحبت بودن    تنفر و انزجار
آرامي    شتابزدگي    راستگويي    دروغگويي
حق    درستي    باطل    نادرستي
امانت    خيانت    پاگيزگي    پليدي
پاكدلي    ناپاكدلي    حيا و آزرم    بي‌حيايي
چالاكي    سستي    ميانه روي    تجاوز از حد
زيركي    كودني    آسودگي    خود را به رنج‌انداختن
شناسايي    ناشناسايي    آسان‌گيري    سختگيري
مدارا و رازداري    خشونت و راز فاش كردن    بركت داشتن    بي‌بركتي
يكرويي    درويي و دغلي    تندرستي    گرفتاري
پرده‌پوشي    فاش كردن    اعتدال    افزون‌طلبي
نماز گزاردن    تباه كردن نماز    موافقت با حق    پيروي از هوس
روزه گرفتن    روزه خوردن    سنگيني و متانت    سبكي و جلفي
جهاد كردن    فرار از جهاد    سعادت    شقاوت
حج گزاردن    پيمان حج شكستن    توبه    اصرار بر گناه
نگه‎داري سخن    سخن چيني    طلب آمرزش    بيهوده طمع بستن
نيكي به پدر ومادر    نافرماني پدر و مادر    دقت و مراقبت    سهل انگاري
با حقيقت بودن    ريا كاري    دعا كردن    سرباز زدن
نيكي و شايستگي    زشتي و ناشايستگي    خرمي و شادابي    افسردگي و كسالت
خودپوشي    خودآرايي    خوشدلي    اندوهگين
تقيه    بي پروار    مأنوس شدن    خشن بودن
انصاف    جانبداري باطل    سخاوت    بخيل بودن
خودآرايي براي شوهر    زنا دادن       
تقوي
كلمة تقوي از ماده «وقي» گرفته شده است يعني به معناي صيانت و حفظ و نگهداري(5) تقوي يعني امتناع كردن از بديها و پرهيز كردن از آنچه كه هواي نفس به سوي آن انسان را دعوت مي‎كند(1) تقوي از «وقايه» است و آن عبارت است از محافظت شي از هرچه كه به او زيان مي‎رساند و تقوي يعني نفس را در وقايه و حصار قرار دادن از آنچه كه بيم مي‎رود(3) تقوي يعني در روح و قلب خود حالت و قوتي بوجود آوريم كه آن را مصونيت روحي و اخلاقي دهد كه اگر فرضاً در محيطي قرار گيرد كه وسائل و موجبات گناه و معصيت و مخالفت از قانون شرع فراهم باشد
(2) تقوي انسان را از آسيب رذائل و آلودگيها نگاه مي‎دارد و اين ملكة خوشبختي در روح انسان ايجاد نمي‎شود مگر بعد از اينكه آن را از آلودگيها تزكيه كند وخداوند در قرآن حدود 210 مرتبه از آن نام برده و بشر را دعوت به تزكيه و تهذيب نفس نموده است. (4) حضرت علي(ع) به مسأله پر اهميت تقوي و تزكيه نفس سفارش و وصيت مي‎نمايند كه: راه سعادت و رسيدن به آرزوهاي دنيوي و معنوي فقط منحصر به تقوي و تزكيه نفس است پس به آن مبادرت كنيد. (5) تقوي كليد دوستي و پس‎انداز روز قيامت است. آزادي است از هر قيد و رقيت و بندگي بوسيلة تزكيه و تقوي انسان به هدف خويش مي رسد و از دشمن نجات پيدا مي كند (2) تزكيه و تقوا داروي بيماري دلهاي شما و شفاي مرض بدنهاي شما و اصلاح خرابي سينه‎هاي شما و ماية پاك شدن نفوس شما است.(4) تزكية روح چگونه موجب شفاء جسم مي‎شود؟ اگر روح تزكيه شود بسياري از مرضهاي جسمي كه نشأت گرفته از مرض روحي است از بين مي‎رود و ديگر به فكر طغيان و چپاول نيست،‌مرض حرص و طمع ندارد تا دست به هر جنايتي بزند.(6)
بعضي‎ها خيال مي‎كنند تزكية نفس يعني از بين بردن غرائز در حالي كه اين طرز فكر غلط است غرائز و انگيزه‎هايي كه در روح قرار دارد هر يك نقشي حياتي براي روح دارند كه روح را به كمال مي‎رسانند چنانكه قرآن مي‎فرمايد : آيا پنداشتيد كه ما شما را به عبث و بيهوده (نه از روي حكمت) آفريديم. وظيفة ما در تزكية نفس اين است كه از اين غرائز به طور صحيح استفاده كنيم. (1)
 
خواب غفلت
مردم در خواب غفلت بسر مي‎برند لذا از حقايق و لذات معنوي چيزي نمي‎دانند و آن را درك نمي‎كنند. قبل از آنكه شما را بيدار كنند خود از خواب غفلت بيدار شويد يقظه و بيدراي اولين مرحلة سير و سلوك مي‎باشد كه سالك الي الله هدف از خلقت را درك مي‎كند. (4)
بيداري
بايد دانست كه خداوند متعال هيچ چيزي را عبث و بيهوده خلق نكرده است بلكه تمام افعال پروردگار از روي حكمت و مصلحت صورت مي‎گيرد. چنانكه مي‎فرمايند: پرورگارا اين همه آسمان و زمين و اين دستگاه با عظمت را بيهوده و باطل خلق نفرمودي(3) اكثر مردم تا دم مرگ متوجه نمي‎شوند و از خواب غفلت بيدار نخواهند شد بلكه اسير شيطان و نفس اماره بالسوء خواهند بود. (5) اكثر مردم در خواب و غفلت بسر مي‎برند و پس از مرگ از خواب غفلت بيدار مي‎شوند كه ديگر ندامت و پشيماني فائده‎اي ندارد و خداوند از آن روز هشدار و بيم مي‎دهد(2) بيداري و اگاهي در دين نعمتي است، بر كسي كه (اين بيداري) به او روزي داده شده است. (1)
بزرگترين درسي كه ما مي‎توانيم از سرگذشت سالكان بگيريم عبرت است يعني با مقايسه كردن وضع روحي خود با سرنوشت آنان خود را از خواب غفلت بيدار سازيم و از حالت تاريكي و گناه و انحراف از صراط مستقيم به پاكي و صفا و صراط مستقيم برگرديم(1) با خواندن شرح حال اولياء خدا، سالك متوجه مي‎شود كه آنان در ابتداء امر انسانهائي عادي بودند ولي تغيير و تحول روحي كه در خود بوجود آوردند از دامهاي شيطان خود را رهانيدند و چنگ به فضل و رحمت خداوند زدند تا اينكه از اولياء او گرديدند. لذا عبرت مي‎گيريد كه او هم با ايجاد تغيير و تحول روحي از كملين و اولياء خدا گردد.(4)
مدت مراحل
مراحل تزكية نفس به اعتبار الودگيهاي روحي براي افراد مختلف است يعني مردم از آلودگيها و رذائل كمي برخوردار هستند. اين افراد با تشخيص استاد مدت معيني براي عمل به دستور و نسخه، مراحل داده مي‎شود و افرادي كه آلودگي بيشتري دارند باز با تشخيص استاد مدت معين ديگري داده مي‎شود(3) بعضي خيال مي‎كنند با يك عبادت پر زحمت و خسته‎كننده به مقصد مي‎رسند و تمام كمالات روحي را كسب خواهند كرد و حال آنكه نتيجه‎اي نمي‎گيرند و برعكس حالت خستگي روحي و انزجار از عبادت را در روح ايجاد مي‎كنند. (1) حقيقت اين است كه سالك الي الله نبايد در خواندن دعا يا عبادت افراط و زياده‎روي كند زيرا يا از عبادت زده مي‎شود يا عبادت را از روي عادت و بدون هيچ اثر مثبتي در روح ندارد و برعكس اثرات منفي خواهد داشت. حضرت امير در وصايائي كه به فرزندش فرموده مي‎گويد: فرزندم؛ در زندگي و عبادتت ميانه رو باش و بر تو باد به انجام كاري كه به مداوم آن را ادامه دهي. (5)
درك الهامات رحماني: در اثر تزكيه نفس سالك روحش از آلودگي و كثافات گناه و معصيت پاك مي‎شود و قلب او جايگاه الهامات رحماني كه منشأ علم و حكمت است مي‎گردد. نه اينكه خداوند بعد از تزكية نفس به انسان الهام كند بلكه از اول خلقت بشر خداوند به او الهام مي‎كند و خير و شر را به او بوسيلة نور عقل مي‎فهماند ولي چون بشر به مرور زمان روح خود را آلوده به مخالفت با خداوند و اطاعت از شيطان كرده و ديگر درك و فهميدن الهامات رحماني براي او ميسر نيست. (2) لذا وقتي كه مشغول تزكية نفس شد و كثافات و رذائل را از قلب خود صيقل داد موجب افاضة علم و حكمت از جانب خداوند متعال به قلب سالك مي‎شود(3) دستورات و الهامات شيطان با فطرت و سرشت انسان منافات دارد لذا وقتي شخص مرتكب دستورات شيطان مي‎شود و وسوسه هاي او را مي پذيرد و به آنها ترتيب اثر مي دهد بعد بسيار ناراحت مي شود و حالت انزجار و ملامت به نفس را در خود مي‎يابد. (4) اهل تقوي هنگامي كه از شيطان وسوسه‎اي به دلشان رسد همان هنگام خدا را به ياد آورند و همان لحظه بصيرت و بينايي پيدا كنند. و با اطاعت و بندگي دلش را جايگاه فرشتگان و جايگاه تابش نور قدسي مي‎سازد و به مقام والاي نفس مطمئنة مي‎رسد و مشمول اين خطاب خداوند متعال مي‎گردد. (5)
استاد براي تزكيه نفس
راه پر مخاطرة سيرالي الله بدون رهنما و استاد امكان‎‏پذير نيست. هنگامي كه آسانترين كارهاي مادي و دنيوي بدون استاد و راهنما ميسر نباشد چگونه مي‎توان بدون استاد و مربي، مشكلترين كارها كه آدم شدن و كمال بندگي است ياد گرفت و انجام داد.(1)
اول قرآن كريم:
خواندن آيات قرآن و فكر و تدبر كردن در معاني آنها بزرگترين فريادي است كه انسان را از خواب غفلت بيدار مي‎كند و اثر عجيبي در روح و روان انساني كه روحش نمرده باشد، مي‎گذارد و آن را متوجه عالم معني مي‎كند. (4) تلاوت قرآن كريم و تدبر در آيات آن سالك را از دامهاي پر مخاطرة شيطان نجات مي‎دهد و انسان را از خواب غفلت بيدار مي‎كند و او را به نعمت يقظه و بيداري مي‎رساند. (2) از حضرت امام صادق(ع) نقل شده: بدان كه خداوند متعال دنيا را همچون دريايي عميق و پر از خطر آفريده و آن را رهگذري خطرناك بر روي جهنم قرار داده است تا بندگان از آن به محل دائمي و هميشگي خود برسند. خداوند بندگانش را در اين دنيا براي بندگي خويش مسكن داده و قرآن را به منزلة ريسمان محكم، براي نجات آن فرستاده.(1)
قرآن براي افرادي كه (به خود يا ديگران) از جهت كثرت آلودگي) ظلم كرده‎اند جز خسارت و زيان چيز ديگري دربرندارد ئ بهره‎هاي معنوي از آن نخواهد برد. (3)
ارزش عالم با عمل:
اگر بخواهيم از خواب غفلت بيدار شويم بايد با افراد آگاه و بيدار مراوده داشته باشيم با عالم با عمل كه مراحل تزكية نفس را در خود ايجاد كرده و موفق بوده است.(5)
افراد تزكيه نفس كرده روي مرز صراط مستقيم راه مي‎روند و بيم و ترسي ندارند و اگر به وظائفشان عمل مي‎كنند از روي عشق و محبت به خداوند است و پروردگارشان را معبود حقيقي خود يافته‎اند. (3)
اگر تزكيه نفس همراه با علم باشد بسيار مفيد بوده و سريعتر به مقصد خواهد رسيد به همين جهت است كه اسلام دستور داده است با علمائي كه تزكية نفس كرده‎اند معاشرت داشته باشيم چون معاشرت و مجالست با عالم عامل، هم انسان را از خواب غفلت بيدار مي‎كند و هم او را بسوي كمالات سوق مي‎دهد.(2) همنشيني با عالم و پيروي از او، ديني است كه خدا بوسيلة آن پرستيده مي‎شود و اطاعت عالم موجب بدست آوردن حسنات و محو گناهان است و براي مؤمنين ذخيره‎اي است و در زمان حيات ماية سربلندي و پس از مرگ موجب ذكر و خير آنها است.(4)
با توجه به روايات سالك درمي‎يابيم كه حتماً‌ بايد با عالمي كه از طريق دستورات شرع مقدس خود را تزكيه كرده است و به كمالات روحي رسانده است مراوده و مجالست داشته باشد نه هر شخصي كه ادعاي علم تنها كرد او عالم باشد و با او مجالست داشته باشد.(3) رسول اكرم فرمود: عابدان دليل راهند كه جماعت امت چشمشان به آنها دوخته شده است و بدنبال آنها حركت مي‎كنند. پس اگر دليل ها ، راه خود را گم كردند، چه كسي راهروان را هدايت خواهد كرد؟(5)
 
خواندن شرح حال اولياء خدا:
يكي ديگر از راههائي كه مي‎شود بوسيلة آن انسان‎هاي خواب را بيدار كرد و متوجه تزكية نفس و كمالات روحي نمود، خواندن شرح حال اوليا خدا، علماء و عالمين است كه با مطالعة سرگذشت آنان درسهاي عبرت‎انگيزي به انسانها داده مي‎شود چنانكه خداوند در سورة يوسف مي‎فرمايد: سرگذشت آنان درسهاي عبرت انگيزي، براي همة صاحبان عقل مي‎باشد.(2)
چون تزكية نفس سالك را به قرب حقيقي و كمال بندگي پروردگارش مي‎رساند لذا شياطين جني و انسي كه مدعيان ارشاد راهنمائي هستند كه در حقيقت گمراه كنندگان بندگان خدا مي‎باشند، دامهايشان را پهن كرده‎اند و مشغول گمراهي خلق گرديده‎اند و انساني كه خود جاهل است و راه سير بسوي كمالات را نمي‎داند اگر بدون استاد و راهنما طي طريق كند و خودرو عمل كند دچار وسوسه‎هاي شياطين انسي و جني مي‎شود و در نتيجه سلطنت او را مي‎پذيرد.(2) براي اينكه سالك الي الله بتواند از راه صحيح كه همان قرآن و كلمات «اهل بيت عصمت و طهارت» «عليه السلام» باشد به قرب حقيقي و كمال بندگي پروردگارش برسد احتياج به يك استاد و راهنمائي دارد كه خود او از طريق قرآن و «اهل بيت عصمت» «عليه السلام» به مقصد رسيده باشد.(4) خداي تعالي قرآن و كلمات هدايت كنندة خود را فقط بر پيامبرش نازل كرده و تنها آن حضرت و اوصيانش در علوم و معارف ديني با خدا مرتبط بوده‎اند سپس آنان نيز اين علوم و معارف را به شاگردان مكتبشان منتقل نمودند كه ما بايد آنان را يعني شاگردان مكتب اهل بيت عصمت و طهارت را استاد و راهنماي خود قرار دهيم.(3) كسي كه طلب راه و سلوك طريق خدا باشد اگر براي پيدا كردن استاد اين راه نصف عمر خود را در جستجو و تفحص بگذارند تا پيدا كند ارزش دارد و كسي كه به استاد رسيد نصف راه را طي كرده است.(5) فقهائي كه نگه دارندة نفسشان باشند و محافظ دينشان مي‎باشند و بر هواهاي نفساني خودشان غالب شده‎اند و مطيع محض امامشان مي‎باشند، چنين شخصي سزاوار پيروي و اطاعت در دين را دارد و مردم مي‎توانند از او استفاده كنند.(2) چند مطلب بسيار مهم را در راه سير الي الله در سورة كهف وجود دارد كه اگر اينها نباشد سالك موفق به سيرالي الله نمي‎شود. اول: اينكه بدون استاد و راهنماي الهي كه خود به كمال رسيده باشد، نمي‎شود اين راه پرخطر را رفت. دوم: سالك بايد صددرصد در مقابل استاد تسليم باشد و در مقام سئوال و پرسش از دستورات استاد نباشد. سوم: سالك بايد شخصيت و مقام ظاهري خود را در مقابل استاد فراموش كند. چهارم: سالك بايد بداند كه اگر سستي در اطاعت از استاد كرد يا زبان اعتراض را گشود. استاد مي‎تواند او را رها كند و از خود دور سازد.(4)
مراحل توبه :
حقيقت توبه :
سالكي كه از خواب غفلت بيدار شده و حالت يقظه به او دست داده است و به فكر سير و حركت بسوي كمالات افتاده بايد قدري راجع به حقيقت توبه اطلاعاتي پيدا كند. چون اولين قدمي كه برمي‎دارد توبه است يعني بازگشت بسوي خداوند، يعني پاك شدن از گناهان گذشته و شستشوي قلب از كثافات و آلودگيهاي روحي(5) توبه و بازگشت به حق به اتفاق جميع فقهاء و به حكم عقل واجب است. روح انسان همانند آينه‎اي مي‎باشد كه بر اثر گناه و معصيت و نافرماني از خداوند تيره و سياه و تاريك مي‎شود. لذا تابش نور حق بر آن فايده‎اي ندارد و آن را منعكس نمي‎كند.(3) رسيدن به سعادت ابدي و نجات از مهلكات دنيا و آخرت متوقف است بر پاك كردن روح از كثافات و رذائل و رسيدن به انس و لقاء پروردگار و هر كس ممنوع از مشاهده و رسيدن به آن مقامات شود به انواع عقاب و آتش جهنم معذب مي‎شود و از جملة اشقياء مي‎باشد. و اين بدبختي و شقاوت سببي ندارد مگر معاصي و گناهان و رذائلي كه بر روح چيره شده است و چاره‎اي ندارد مگر توبه و استغفار و تزكية كامل آن(2) كسي كه ايمان به خداوند و پيامبر و ائمه اطهار(ع) داشته باشد ولي اعمال او موافق دستورات اسلام راستين نباشد مانند كسي است كه دست و پاي او بريده شده و چشمهاي او كور گرديده و كم كم به تمام اعضاي او خلل رسيده در اين صورت شكي نيست كه عاقبت او مرگ و نيستي مي‎باشد.(4) سالك وقتي كه از خواب غفلت بيدار شد بايد سعي كند كامل نفس خود را تزكيه و پاك كند و صفات حميده را كسب نمايد و اول قدمي كه برمي‎دارد توبه و بازگشت بسوي پروردگارش مي‎باشد و بايد اين حقيقت را درك كند كه از هر چه نهي شده است براي او ضرر دارد و به آنچه كه امر شده است نفع مي‎بخشد.(2)  توبه همانند دارويي مي‎باشد كه بايد سالك الي اله با دستورات خاصي كه متناسب با وضعيت روحي و آلودگي آن مي‎باشد، استفاده كند و مطابق دستور. بدون هيچ كم و زيادي عمل كند(5)
توبه نصوح:
 يعني سالك هنگامي كه از خواب غفلت بيدرا شد متوجه مي‎گردد كه چه نعمتهاي معنوي را از دست داده است و چقدر از قافلة سالكين عقب مانده است لذا براي رساندن خود به اين قافله در سعي و تلاش برمي‎آيد و دنبال وسيله‎اي مي‎گردد كه سريع او را به مقصد برساند و عقب ماندگي او را جبران كند اينجا است كه خداوند وعده داده كه هر كس توبه نصوح كند عقب افتادگي او را جبران مي‎كنم.
قبولي توبه:
 اگر انسان از روي حقيقت توبه كند و متوجه شود بر اثر تخلف از دستورات خداوند، چه نعمتهايي را از دست داده است. يعني از خواب غفلت بيدار شود، خداوند وعده داده است كه استغفار و پوزش او را مي‎پذيرد.(2) خداوند وعده داده كه هرگاه مؤمني عمل صالحي انجام دهد كه يكي بهترين اعمال صالح توبه بازگشت بسوي پروردگار است عقب افتادگي او را جبران مي‎كند و تمام بديهاي او را تبديل به خوبي و حسنات مي‎گرداند(3) شخص توبه كننده از گناه مانند كسي است كه هيچ گناهي ندارد و ديگر اينكه بعد از گذراندن مرحلة توبه در خود احساس سبكي عجيبي خواهد كرد مثل اينكه بار سنگيني را بر دوش مي‎كشيده‎اي كه آن را برداشته و راحت شده‎اي و ديگر اينكه شوق به كمال و معنويات در او زياد مي‎شود و دائماً در جستجوي لذات معنوي خواهد بود.(5)
 
برنامه‎اي براي مرحلة‌توبه:
سالك الي الله بعد از اينكه حقيقت توبه و استغفار را درك كرد مي‎تواند به اين نسخه عمل كند تا از گناهان پاك شود. البته اين نسخه حالت بهداشت عمومي را دارد و به علت اينكه افراد به تناسب افعال و كردارشان با هم اختلاف دارند لذا بايد با استاد و فقيه جامع‎الشرايطي رجوع كنند و دستور خاص و لازم را بگيرند.(4) سالك بايد چهل روز در اين مرحله بماند و به اين دستورها خوب عمل كند. 1-هر روز لااقل 50 آيه از قرآن را با توجه بخواند. 2-براي هر يك از اعضاء و جوارح عمدة بدن استفغار كند. 3- غسل توبه نمايد. 4-نماز توبه و استغفار را بخواند. 5-مناجات تائبين حضرت سجاد را بخواند.(2) سالك الي الله با اهميت دادن به نماز اول وقت خود را در زمرة شيعيان حقيقي خاندان عصمت و طهارت(ع) قرار مي‎دهد و با اين عمل علاقه و عشق خود را نسبت به عبادت و بندگي پروردگارش ثابت مي‎كند.(3)
مرحلة استقامت
استقامت: بعد از مرحله توبه و بازگشت، سالك الي الله بايد در نفس و روح خود ايجاد عزمي راسخ و قاطعيتي بي بديل ايجاد كند. لذا وارد در مرحلة استقامت مي‎شود يعني سالك الي الله بايد خود را با استقامت و صبر به روحيه‎اي نيرومند و مقاوم در مقابل مشكلات مجهز كند تا به هر قيمتي كه شده است خود را به مقصد برساند و از سير الي الله بازنماند و به حدي قوي گردد كه مقاومت در مقابل او غير ممكن شود(5) يك سالك بايد بداند كه بعضي از فشارها و سختي‎ها و گرفتاريها امتحاني است براي او كه بازگرداندن با گذراند اين جلسات امتحاني بنحو مطلوب به مرتبه‎اي از مقاصد عالية كمالات مي‎رسد.(2)
بيشتر مردم كه حرف از عدم توفيق و موفقيت خودشان كه در هر كاري تا حتي در مسائل عبادي مي‎زنند. علتش اين است كه تا به يك مانع برخورد مي‎كنند فوراً هدف و مقصود را رها مي‎كنند و از تعقيب آن منصرف مي‎شوند و غافل از اين امر مهم هستند كه كاميابي و پيروزي از آن وقتي است كه با وجود مشاهدة موانع و جريانهاي مخالف دست از تلاش خود نكشيده و آنقدر ايستادگي و استقامت از خود بخرج مي‎دهد تا به مقصد برسد.(3) تنها عدم ثبات رأي و نبودن استقامت و نداشتن پشتكار است كه انسان را از كار و تلاش باز مي‎دارد و موفقيت را از او مي‎گيرد. ولي كميابي با كساني است كه صفت استقامت را در خود ايجاد كرده‎اند و همانند كوهي ثابت قدم و محكمتر هستند(4)  اولياء خدا هر گاه دست به كاري بزنند. خواه آن كار يا مسأله روحي يا عبادي و يا مادي و امور اجتماعي باشد. با نهايت استقامت و بردباري و حوصله خط سير خود را رها نمي‎كنند و به راه ديگري منحرف نمي‎شوند، بلكه با آرامش و اطمينان تمام و اميدواري كامل پيش مي‎روند آنقدر استقامت و پايداري از خودشان نشان مي‎دهند تا از ثمره كار و عمل خود با بهترين وجهي نفع ببرد و از او لذت ببرد.(2) سالك الي الله چون عملي را شروع كرد و دست به كاري زد اول بايد آن را مطابق با رضاي پروردگارش بيابد. سپس آن را با كامل خوبي به انجام رساند و اگر به مانعي يا مشكلي برخورد كرد با روي باز و دلي پر حوصله به استقبال آن رود تا موفق شود نه اينكه هر روز راه تازه‎اي پيش بگيرد.(3) قدم اولي كه شخص درمرحلة استقامت برمي‎دارد تا در مقابل مصائب دنيا صبور و با استقامت شود. تحصيل معرفت و تصحيح اعتقاد نسبت به خداي تعالي مي‎باشد زيرا وقتي پروردگارش را شناخت به او تكيه مي‎كند و از او استمداد مي‎جويد و از اين راه آرامش، قلب و دل او را بدست مي‎گيرد لذا به آساني مصائب را تحمل مي‎كند.(5) در اين مرحله. براي اينكه از مسير صراط مستقيم خارج نشويم و بلكه كاملاً پشت سر امام(ع) در حركت باشيم، موظف هستيم كه مراقبت كامل بر تمام اعمال. گفتار و نيات باطنيم داشته باشيم و لااقل شبي يكبار تمام اعمال و رفتار روزانه‎امان را محاسبه كنيم كه خطايي از ما سر نزده باشد و يا اگر احياناً اشتباهي رخ داده آن را جبران كنيم.(2) پيامبر اكرم مي‎فرمايد: هر كس بر مصيبت شكيبا باشد تا جائي كه آن را به خوبي و بردباري از خود بازگرداند خداوند براي او سيصد درجه مي‎نويسد كه فاصله ميان هر درجه تا درجة ديگر به اندازة فاصلة ميان آسمان تا زمين است ولي صبر و استقامت در مقابل گناه و معصيت از تمام مراتب استقامت نيكوتر و پسنديده‎تر است و خداوند متعال به چنين شخصي كه صبر و استقامت در مقابل گناه و معصيت از خود نشان دهد ارزش فوق‎العاده‎اي عطا فرموده است.(1) مرحلة‌ استقامت بر پايه‎هاي: صبر و بردباري، اعتماد به نفس، نترسيدن از غير خدا، اميد همراه تلاش و كوشش. تلقين به نفس‌،استوار مي‎باشد كه با تفضيل آنها را براي معرفت سالكين الي الله بيان مي‎كنيم.(4)
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان