میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله عبادت


کد محصول : 10001362 نوع فایل : word تعداد صفحات : 35 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 880

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1362

فهرست مطالب و صفحات نخست


عبادت

عبادت فطري  بشريت است

فطرتاً هرموجودي كه لباس هستي پوشيده به ازكتم عدم پاي به عرصه حيات و زندگي نهاده به طور مرموز و ناخوداگاه خواستار و پوياي آفريدگار وصانع خويش است واز هر سوي به سوي ديگر و خالق و  پرودگار  خود را مي جويد ، تا پاس حرمت و احترام لازم او را بنمايد  و از فضل و رحمت و اكرام او تشكر و سپاسگذاري نموده و به مصداق اين كه انسان بنده احسان است به پيشگاه با عظمت او سرتعظيم و بندگي فرود آورد .
خداوند مي فرمايد:
فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التي فطرالناس عليها لاتبديل لخلق الله ذالك الدين القيم و لكن اكثرالناس لا يعلمون
به ايين راست خداوند روي آور آييني كه خدا آفرينش انسان را بر روي ان نهاد و خلق خداوند تغيير پذير نيست اين است دين استوار و محكم ولي بيشتر مردم جاهل هستند و به آن علم ندارند .فطرت چيست ؟
فطرت يك شعور باطني است و انسان رابه طور ناخودآگاه به سوي خالق و آفريدگار رهبري وهدايت مي كند و در هدايت خود به  سوي خدا به هيچ گونه استدلال و برهاني نياز ندارد و ناخودآگاه آدمي را خداخواه و خداجونموده  و اين امر غريزي رادر نهاد انسان شكوفا مي سازد .
اذغان دانشمندان غرب برخداجويي  بشريت
جان ايورث استاد دانشگاه  كلمبيا درباره مذهب چنين مي گويد :« هيچ فرهنگ  و تمدني در نزد هيچ قومي نمي توان يافت مگر انكه در  آن فرهنگ و تمدن شكل و نقشي از مذهب وجود داشته است و ريشه هاي مذهب تا اعماقه تاريخ از تاريخ كه ثبت نشده و به دسترس بشريت نرسيده كشيده شده است .
ژان ژاك روسو مي گويد :
راه خداشناسي  منحصر به عقل نيست بلكه شعور فطري بهترين راهي است براي اثبات اين موضوع كه همه موجودات غير انسان ، با شعور خدا را مي پرستند .
الكس كارل  مي گويد :
احساس عرفاني جنبشي است كه از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است و يك غريزه اصلي است .انسان همان  طور كه به آب نياز دارد ،به خدا نيز محتاج است . هرگونه شناخت و عرفاني كه از خدا در وجود ما نهفته است از فطرت سرچشمه مي گيرد و خداشناسي با خلقت انسان عجين  است .تمامي موحدين و متععبدين در محور فطرت و به استمداد به عبادت و اطاعت معبود واقعي خويش مي پردازد .
فطرت كه باسرشت انسان آميخته است رشته خدمات عبادي اش  در درون انسان هرگز گسيخته نمي گردد.
با عبادت خالص خود را بازياب
حضرت صادق ع در فرازي ديگر از سخنان  دربار خويش مي فرمايد :
فان سلم لك فرضك و سنك فانت عابد
چون اعمال وعبادات تو سالم و بي عيب شد عنوان بندگي شايسته توباشد شو تو سزاوار اين عنوان هستي يعني بنده وبندگي در حق كسي مصداق دارد . كه مولي و اقاي خود را به خوبي اطاعت كند و با معرفتي كامل تمام خواسته هاي معبود خويش را پذيرا باشد تا سالك الي الله شود .
با تواضع در بساط  پروردگارت قيام  به عبادت كن .
دركلمات حضرت صادق ع  چند  مطلب مهم   و قابل اهميت ذكر شده است اول : عمل به واجبات وسنت هاي  اسلامي براي سالك الي الله ، از همه چيز مهمتر و لازمتر است زيرا
موجبات تقويت روح علوي سالكان و عابدان را همين فرائض و مستحبات فراهم مي سازد .  دوم حديث شريف از ما مي خواهد كه  اعمالمان رابي عيب و خالص از ريا و تظاهرانجام دهيم چون كه خداوند در كيفيت عبادت ما عنايت دارد نه در كميت آن .
سوم : عبادت و طاعت براي خداوند هميشگي بايدباشد و شايسته است كه انسان هيچگاه از عبادت براي خداوند غفلت نورزد ناگفته نماند كه عبادت فقط در نماز وروزه خلاصه نمي گردد .
فلسفه و جوب نماز
اولين فريضه اي كه پيامبر اكرم براي امت آورد نماز است و آخرين فريضه اي هم كه تا  هنگام مرگ از مكلف ساقط نمي گردد وموظف است كه آن را به هر نحو ميسور به جا آورد نماز است . اولين چيزي كه طبق روايات  واصله پس از مرگ از مسلمانان مي پرسند نماز است كه هرگاه مقبول افتد  به ساير اعمال توجه مي نمايند و اگر نماز  قبول
نشود به ساير اعمال توجهي نمي گردد‌‌نماز ستون دين معراج مومن  قرباني كل تقي
 ، ميزان اعمال ،خير موضوع و نور چشم پيامبر اكرم است .بعداز نماز دعا مستجاب مي گردد .نماز عامل تزكيه تربيت است . نماز بهترين شعارانبيا و اولياي گرام است ونماز عالي ترين وسيله راز و  نياز با خدا است و نما ز بهترين وسيله ارتباط مستقيم بنده مخلص با مولا و پروردگار مهربان  است .
هر مكتب و ديني كه درجهان  كه به وسيله انبيا آورده شده فرايض وعباداتي در آن دين است كه مليت آن مكتب و دين است و بدون عمل به فرايض آن مكتب مليت در حق آن مردم مصداق پيدا نمي كند. در مكت ارزشمند اسلام ، نماز كه سنبل عبادت است به عنوان ديانت و مليت معرفي شده است .اميرمومنان ع فرموده :
عبادالله ان افضل ما توسل به المتوسلون الي الله جل ذكره الايمان بالله و برسله و ما جائت به من عنده الله … و اقام  الصلاه فانها المله
اي بندگان خدا به راستي گرامي ترين چيزي كه بندگان صالح به وسيله او به خداوند تقرب مي جويند ايمان به خداو پيامبران و آنچه كه از جانب خداوند آورده اند اقامه نماز مي باشد زيرا كه نماز ملت است .
چرا در پنج وقت ، پنج نماز واجب شد ؟
از آنجا كه هيچ  اموري بدون علت وهيچ فريضه اي بدون فلسفه نيست نماز هاي يوميه نيز داراي حكمتي مي باشند كه به همين جهت خداوند بزرگ فريضه يوميه را در پنج وقت
تحت شرايطي بر بندگانش فرض و واجب نموده است .
از حضرت امام حسن مجتبي ع روايت است كه حضرت فرمود :
عده اي از يهوديان به محضرپيامبر ص شرفياب شدند ،داناترينشان مسائلي را از پيامبر
ع پرسيد،از جمله پرسشهاي او اين بود اي رسول  خدا خبر بده مرا كه خداوند جلت عظمته براي چه و به چه علت اين نماز پنج گانه را در پنج وقت از شبانه روز برامت تو فرض و واجب كرد ؟
پيامبر ع فرمود  : همانا در هنگام زوال افتاب غير از عرش خدا همه چيز تسبيح حضرت حق مي گويند و به حمد پروردگارم مشغول مي گردند و در آن هنگام پروردگارم بر من درود مي فرستد . در اين ساعت خداوند نماز را بر من و وامتم واجب ساخت كه خداوند در قرآن مي فرمايد : به پابدار نماز رااز بازگشت ها ، خورشيد ( نصفه روز ) تا تاريكي شب و اين ساعتي است كه جهنميان را در قيامت به جهنم واردمي كنند ،‌‌پس هيچ مومني نيست كه در اين ساعت به ركوع يا سجود و يا قيام مشغول باشد  مگر اين كه خداوند جسدش را بر آتش جهنم حرام مي گرداند .
و اما نماز عصر و آن درساعتي است كه آدم ابوالبشر از  ميوه شجره منهيه خورد و از بهشت خارج شد .پس خداوند ذريه حضرت آدم را  امر به نماز عصر نمود و خداوند اين نماز را براي امت من نيز اختيار نمود و اين نماز از محبوبترين  نمازها به پيشگاه حضرت حق است و مرا توصيه نمود به حفظ بيشتر اين نماز در بين نمازهاي يوميه .
و اما نماز مغرب و آن در ساعتي است كه خداوند توبه حضرت آدم را در آن ساعت پذيرفت كه سيصد سال پس از هنگام خوردن حضرت ‌آدم از ميوه درخت منهيه تا قبول توبه اش به طول انجاميد . حضرت آدم سه ركعت نما ز مغرب به جا آورد .ركعتي براي خطاي خويش و ركعتي براي خطاي حضرت حوا وركعتي براي شكرانه قبول توبه اش پس خداوند اين سه ركعت را بر امتم فرض و واجب ساخت . مغرب وقتي است كه دعا در ان مستجاب است و  پروردگارم به من وعده داده كه دعاي مومنين  را در اين وقت مستجاب نمايد و اين همان نمازي است كه خداوند در قران به آن امر نموده و فرمود منزه شماريد خداوند را هنگامي كه شب كنيد و هنگامي كه بامداد كنيد .
و اما نماز عشاء پس به راستي در قبر و در روز قيامت ظلماتي است لذا پروردگارم به من و امتم به نماز عشا امر فرمود براي نورانيت قبر و  روشن ساختن آن  و  اين كه به من و امتم نوري روي صراط عطا فرمايد وهيچ قدمي نيز كه به سوي نماز عتمه و عشا برود مگر آنكه خداوند بدنش را از آتش جهنم حرام مي گرداند  اين نمازي است كه پروردگار متعال ان را براي مرسلين و انبياي قبل از من اختيار  فرموده .
و اما  نماز صبح ، پس همانا آفتاب وقتي  طلوع مي كرد ، گويا برشاخهاي شيطان طلوع مي كرد . پس خدايم مرا امر فرمود كه :‌قبل از طلوع خورشيد و قبل از آنكه كافر براي افتاب سجده كند نماز صبح بخوانم تا آن كه امتم براي خداوند سجده نمايند .
و زود به جا آوردن آن در  پيشگاه خداوند محبوبتر است .اين  نمازي است كه هم ملائكه شب و هم ملائكه روز شاهد و ناظر آن مي باشند زيرا نماز صبح طبق روايات گذشته دوو نماز ثبت مي گردد كه ملائكه شب و روز هر دو دسته آن را ثبت مي نمايند .


تحليل دكتر كارل از فلسفه نماز
دكتر كارل در اسرار و  فوائد نماز مي گويد : نماز به آدمي نيرويي براي تحمل قلبها و مصائب مي بخشد . انسان را اميدوار مي سازد و قدرت ايستادگي و مقاومت در برابر حوادث بزرگ راه به او مي دهد .
نماز شفي نمازگزار درنزد ملك  الموت ، مونس درقبر ، فراش نيك   درزيرش وپاسخ نمازگزار براي نكيرو  منكر مي باشد . نماز بنده درمحشر تاجي است بر سر ااو  وموجب نورانيت صورتش   لباس براي بدنش وساتر و وحائل بين او  و آتش جهنم است . نماز حجت و برهان  خوبي  بين او  و پروردگارش بوده وموجب نجات بدنش  از آتش جهنم وجواز عبور از صراط است . نماز موجب فتح و گشايش ابواب جنت به سوي او مي باشد ومهريه حوراالعين و ثمن وبهاي بهشت است . به وسيله نماز بنده به درجه عالي و مقام والا مي رسد ، زيرانماز تسبيح و تهليل ، تمحي وتكبير وتمجيد وتقديس الهي است . نماز قول حق ودعوت به سوي حق مي باشد .
عبادت خدا  تعبد محض است
هنگامي كه آدمي به حدبلوغ رسيد  وبا تعقل وتفقه  دين مبين اسلام را پذيرا گرديد، ناگزير بايد به تمامي مسائل حلال و وحرام شريعت مقدس اسلام گردن نهد  ومتدين گردد و فرائض و عبادات الهي را بدون چون وچرا انجام دهد . زيرا كسي كه خدا را به وحدانيت و رسالت انبياء را به حق تشخيص داد و به معاد روز قيامت معتقد شد مععقول نيست بگويد :‌‌ چرا نماز بخوانم ؟  چرا روزه بگيرم ، بايد به تمامي فرائض و  عبادات براي روشن شدن به دنبال فلسفه احكام بگردد و اسرار فرائض را به دست آورد مطلوب ومعقول است . در غير اين  صورت سر از شرك و كفر در مي  آورد پستا ندانستيدكه  چرا مي كنيد هيچ وقت عمل نكنيد ؟
تعريف اسلام از نظر علي (ع)
حضرت علي ع مي فرمايند : اسلام را طوري تعريف و معرفي كنم كه كسي قبل از من و بعد از من آن را چنان تعريف نكرده باشد . سپس مي فرمايند :
ان الاسلام هو التسليم ، والتسليم هواليقين و اليقين هو التصديق ، والتصديق هوللاقرار و الاقرار هو المل و العمل هو الاداء ان   المومن لم ياخذدينه عن رايه ولكن اناه من ربه فاخذه ان المومن ييري يقينه في عمله والكافريري انكاره في عمله .فوالدي نفسي بيده ما عرفوا امرهم فاعتبروا انكارالكافرين والمنافقين باعمالهم الخبيثه
همانا اسلام تسليم است وتسليم يقين ويقين تصديق ، وتصديق اقرار و اقرار عمل وعمل اداء باشد .همانا مومن دينش  را از راي وفهم خود نگرفته بلكه از جانب پروردگارش آموخته و ازاوياد گرفته است . همانا يقين مومن در عملش ديده مي شودوانكار كافر نيز
در اعمالش مشاهده مي گردد . قسم به آنكه جانم در  دست اوست كه آنها ( كفار و مشركين يا مخالفان اهل بيت )‌‌ امر دين خود را  نشناختند  . پس شما انكار كافران  ومنافقان  را از كردارهاي پليدشان تشخص دهيد .
اسلام در هيچ زماني از بدو آن تا روز قيامت دستخوش تغيير وتبديل قرار نگرفته است يعني اسلام واقعي سر جاي خويش است . گر چه ممكن است گروهي آن  را به نفع اقتصادي و اجتماعي و سياسي خويش توجيه كنند اما كساني هستند كه در روي  زمين ه اسلام حقيقي  و شريعت واقعي حكم مي كنند و عمل مي نمايند و از زمان پيامبر تا حال و از حال تا انقراض عالم اسلام همچنان مقاوم و پا برجا و  جديد و تازه بوده وخواهد بود و با مردم هر زماني قابل تطبق ومقايسه است و كهنگي و عقب افتادگي در اوراه ندارد وبا   گردش عصر و زمان و پيشرفت و ترقي علم وعقلها همچنان نوتر وتازه تر مي گردد و  دهن همه معترضين و مننتقدين را مبني  بر اين كه قوانين اسلام مخصوص زمان صدر اسلام و زمان پيامبر اكرم است ، و شكوفايي خويش رابراي همه ازمنه و اعصار حفظ  نموده است پس بياييد اسلام واقعي را بشناسيم .
                                                                                                                
با اين كه عبادت پروردگار متعال به طور تعبدي بر هر مكلفي فرض وواجب است و چون وچراي ندارد وبايد بنده از مولي و خالق خويش اطاعت نمايد و از فرمان او سر پيچي نكند  با اين وصف  حق عبادت خداوند قادر متعال را هيچ كس نتوانسته اداكند و آنچنان كه او سزاوار اطاعت است حق پرستش او به جا آورده نمي گردد . نه تنها بندگان عادي و معمولي بلكه انبيا و  اوليا نيز حقيقت عبادت او را نتوانسته اند به جا آورند .
حضرت ابوالحسنين علي بن ابيطالب مي فرمايد :
لوعاينوا كنه ما خفي عليهم مهك لحقروا اعمالهم و  لزروا علي انفسهم و لعرفوا انهم لم يعبدوك حق عبادتك ولم يطيعوك حق طاعتك
اگر ملائكه حقيقت تو را كه از آنان پنهان كرده است درك كنند ،‌  اعمال خود را ناچيز مي شمارند، وخويشتن را سرزنش مي نمايند ودرك  مي كنند كه آن طوري كه حق عبادت تواست عبادت نكرده اند و حق اطاعت تو را انجام نداده اند .
اين بيانيه مي رساند كه بشر حقيقت خداوند را  آن چنان  كه اوهست درك نكرده كه اگر حقيقت حق تعالي درك شود آن گاه است كه آدمي اعمال عبادي و طاعت ناقابل خويش را در پيشگاه با عظمت او  كوچك مي بيند وخود را  سرزنش مي كند و اعمال ناچيزش موجب غرور او نگردد .اين به معناي آن  نيست الحال كه حق عبادت خدا را نمي توانيم به جا آوريم ، ديگر چرا اورا پرستش نماييم ، بلكه وظيفه و تكليف هر بنده است كه پروردگار خويش را اطاعت نمايد و حمد  و ستايش كند اگر چه قدرت شناخت خداي متعال و درك حقيقيت او را نداشته باشد .
چرا پيامبر هفت ركعت به نماز يوميه مي افزود ؟
نماز هاي يوميه كه خداوند بر امت پيامبر فرض نمود و آن را فرض الله مي نامندده ركعت است و پيامبر اسلام هفت  ركعت به آن افزود كه آن را فرض النبي مي گويند : دو ركعت به ظهر ، دوركعت به عصر و يك ركعت به مغرب و دو ركعت به عشا اضافه كرد كه جمعاً هفده ركعت شد.
اما ببينيم كه چرا رسول خدا هفت ركعت به نماز يوميه افزود ؟
سعيد بن مسيب مي گويد : از حضرت سجاد علي ابن الحسين پرسيدم  : چه وقت نماز به هيات فعلي كه الان مسلمين انجام مي دهند واجب شد ؟
امام  فرمود :
بالمدينه حين ظهرت الدعوه و قوي الاسلام وكتب الله عزوجل علي المسلمين الجهاد زاد رسول الله في الصلاه سبع ركعات في اظهر ركعتين و في العصر ركعتين و في المغرب ركعه و في العشاء  الاخره ركعتين و اقرالفجر علي مافرضت بمكه لتعجيل عروج الملائكه الليل الي السماء و  لتعجيل نزول ملائكه النهار الي الارض و كان ملائكه الليل وملائكه النهار يشهقدون مع رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم صلاه الفجر فلذلك قال الله عزوجل و قرآن الفجر ان قرآن الفج كان مشهودا ليشهده المسلمون  و ليشهده ملائكه النهار و ملائكه الليل
وقتي در مدينه منوره اسلام قدرت گرفت ، و  دعوت به اسلام آشكار شد وخداوند جهاد را بر مسلمين واجب ساخت رسول خدا  به كل نماز هفت ركعت افزود .در ظهر دوركعت و در عصر دو  ركعت و در مغرب يك ركعت و در عشا و ركعت اضافه نمود ؛ ولي در نماز صبح به همان حالت كه در مكه فرض شده بود باقي گذاشت و جهتش را تعجيل عروج ملائكه شب به آسمان و تعجيل نزول ملائكه روز به سوي زمين  ذكر فرمود .وچون ملائكه شب و روز با پيامبر در اقامه  نماز فجر حضور پيدا مي كردند خداوند عزوجل
فرموده : و نما فجر و بامداد است كه مشهود مي باشد . براي اين كه مسلمانان با ملائكه مامور روز و شب با پيامبر در آن نماز حضور پيدا مي كنند .
حقيقت نماز چيست ؟
حقيقت نماز از نظر امام رضا ع
امام رضا ع مي فرمايد  : شخصي به يكي از علماي آل محمد عرض كرد فدايت شوم معناي حقيقي نماز چيست ؟
قال صله الله لعبد بالرحمه و طلب الوصل الي الله من العبد اذكان يدخل بالنيه و يكبر بالتعظيم  والاجلال  و بقرء بالترتيل و يركع بالخشوع و يرفع بالتواضع و يسجد  بالدل والخضوع و  يتشهد بالاخلاص مع الامل و يسلم بالرحمه و ارغبه و ينصرف بالخوف و الرجاء فاذا فعل اداها بالحقيقه
امام  عليه السلام فرمود :  نماز صله و موهبتي  است كه از طرف خدا براي بنده از راه  رحمت وعنايت  و نماز مطالبه  وصال وتقرب بنده به سوي خدا وند است . وقتي با نيت داخل نماز گرديد وبا تعظيم  و اجلال هر چه بيشتر براي خداوند  تكبيرگفت ، و با ترتيل قراعت كرد و با خشوع ركوع كرد و با تواضع از ركوع بلند شد وبا ذلت و خضوع سر به سجده گذاشت وبا اخلاص و آرزو تشهدخواند سپس نمازش را با رغبتي تمام و با اميد به رحمت واسعه الهي سلام داد وبه پايان رساند ، در حالي كه بين خوف ورجا  مي باشد ؛ ( چون نمي داند كه آيانمازش مقبول درگاه حضرت حق قرار گرفته است يا خير ؟ ) پس هرگاه  چنين نمازي به جا آورد ، رعايت مسائل ياد شده را نمود با حقيقت به جا آورده است .
قيس ، حقيقت نماز را درك كرده است!
در روايت معمر بن خلاد است كه امام رضا عليه السلام فرمود :
ان رجلاً من اصحاب علي عليه السلام يقال له قيس كان يصلي فلما صلي ركعه اقبل  اسود فصار في موضع السجود فلما نحي جبينه عن موضعه تطوق الاسود في عنقه ثم انساب في قميصه
مردي از اصحاب علي عليه السلام كه به ا و قيس مي گفتند به  نماز ايستاد . وقتي ركعتي  خواند ناگهان مار سياهي آمد .ودر موضع سجده قيس قرار گرفت .قيس با بي توجهي كامل به ركوع و سجود  رفت .وقتي پيشاني از موضع  سجده برداشت ، مار به  گردن قيس پيچيد. سپس از يقه وارد پيراهن اوشد . ولي اين بنده صالح خدا كه حقيقت نماز را دريافته بود به نمازش ادامه داد و آسيبي هم از مار نديد .
فضيلت اول وقت
براي نماز  سه وقت در  كتب فقهي مشخص ومعين شده :
1 ـ  وقت مخصوص
2 ـ مشترك 3 ـ وقت فضيلت نماز ظهر تا رسيدن سايه شاخص به اندازه خود شاخص ادامه دارد. وقت فضيلت نماز عصر تا رسيدن سايه شاخص  به دو برابر خود مي باشد .وقت فضيلت نماز مغرب از اول مغرب تا رفتن شفق (سرخي مغربي ) مي باشد  وقت فضيلت نماز عشا از اول رفتن شفق تا يك سوم از شب مي باشد . وقت فضيلت نماز صبح از اول سپيده صبح تا پديدار شدن سرخي مشرقي مي باشد .
اشتباه نگردد كه  اين اقات فضيلت نماز است وبا گذشت اين اوقات نمازفوت نمي گردد . و براي اطلاع از وقت مختص ومشترك به رساله هاي عمليه مراجعه شود.
در روايات اسلامي و آيات قرآني فوق العاده به اقامه نماز در اول وقت اهميت داده شده و سفارش شده است .
پاداش نماز اول وقت
حضرت عبدالعظيم حسني ، از امام يازدهم حضرت حسن عسكري روايت مي كند كه            حضرت فرمود :
كلم الله  عزوجل موسي بن عمران عليه السلام قال موسي : الهي ماجزاء من صلي الصلوات لوقتها ؟ قال : اعطيته سوله و ابيحه جنتي
موسي بن عمران با خداوند سخن گفت و عرض كرد : بار خدايا جزاي كسي كه نمازش را در اول وقت مي خواند چيست ؟فرمود  : خواسته هايش را برآورده و بهشتم را به او مباح مي گردانم .
چون نماز گزار محبوبترين ومفيد ترين كارهاي خود را ناديده گرفته و فريضه الهي را بر همه منافع خود مقدم مي دارد ، خداوند نيز محبوبترين و بهترين جايگاه را كه  بهشت است برايش مباح و حلال مي گرداند .واورا به بهترين نعمتهاي بهشت خويش متنعم مي نمايد .
به گونه اي نماز بخوان كه گويا با آن وداع مي كني
ابن ابي يعفور از ششمين اختر تابناك  آسمان  ولايت در فضيلت اول وقت نماز روايت كرده كه حضرت فرمود:
اذا صليت صلاه فريضه فصلها لوقتها صلاله مودع يخاف ان يعود اليها ابدا  ثم اصرف ببصرك الي موضع  سجودك فلو تعلم من عن  يمينك و شمالك لاحسنت صلاتك .و اعلم انك بين يدي من يراك  ولاا تراه
امام ع به عبدالله بن ابي يعفور فرمود : هرگاه خواستي نماز فريضه اقامه كني ، آن را در وقتش به جا آور ، به گونه كسي كه با آن وداع مي كند و مي ترسد كه ديگر هيچ گاه به آن بر نگردد . ديگر آنكه ديدگانت را به جايگاه سجودت  متوجه ساز . اگر مي دانستي چه كسي از راست و چپت مي باشد  نمازت را  خوب انجام  مي دادي و بدان تو در برابر كسي هستي كه تو را مي بيند و تو او  را نمي بيني .
در حديث مزبور مطالب بسيار مهم توجهي را حضرت گوشزد مي فرمايد : ابتدا اهميت اقامه نماز در اول وقت را متذكر مي شود و  تاكيد مي نمايد كه نماز را در اول وقت به جا آوريد . سپس نماز گزار را توجه مي دهد به  اين  كه اين موهبت عظماي الهي ديگر به دستش نمي آيد و توفيق تكرار آن را پيد ا نخواهد كرد . و ديگر اين كه در اقامه نماز ، حضور قلبش چنان باشد كه هيچ توجه به كائنات نداشته  باشد و خدا را كاملاً ناظر و شاهد اعمالش بداند .


بهترين اعمال
محدث قومي مي گويد :
سئل النبي ـ صلي الله عليه و آله وسلم ـ عن افضل الاعمال قال : الصلاه لاول وقتها
وقتي از پيامبر صلي الله عليه و اله وسلم مي پرسند  بهترين اعمال چيست ؟
مي فرمايد : نماز اول وقت افضل اعمال است .
خداوند مي فرمايد :
حافضوا علي الصلوه والصلوه الوسطي و قوموا الله قانتين حفظ كنيد نمازها را و همچنين نماز وسطي را با فروتني و  خشوع به نماز بايستيد.
محدث قومي درتفسير آيه مزبور مي نويسد مراد از محافظت بر نمازها اين است كه : نماز با تمام شرائط وحدود واركان در  وقتش به جا آورده شود .آنگاه مي فرمايد : در نماز وسطي اختلاف كرده اند .و ظاهر مراد از  نماز وسطي نماز جمعه و نماز ظهر  است سيد گفته : نماز وسطي نماز عصر است . والله العالم
اگر نمازت را ضايع كني شيطان   تو را به گناهان كبيره وا مي دارد .
شيطان  اين دشمن بزرگ  انسان هرآن مترصد است و در كمين نشسته تا آدمي را گرفتار نموده و به جنايت و معصيت وا مي دارد.لذا  نبايد در انجام نماز سستي كرد كه باعث ضعف در مقابل شيطان است .
رسول گرامي  اسلام مي فرمايد :
لايزال الشيطان هائباً لابن آدم زهدا منه صلي الصلوات الخمس لوقتهن  فاذا ضيعهن اجترء عليه فادخله في العظائم .
شيطان تا وقتي كه انسان  نمازهاي پنجگانه را در وقتش مي خواند خائف و ترسناك است واز انسانها بركنار است . وقتي كه نماز هايش را ضايع كرد و در وقت مقرر انجام نداد بر او جرات مي كند و او را به گناهان بزرگ مي اندازد .
بنابر اين بايد  در تمام حالات متوجه اين دشمن بزرگ باشيم ، وبا توجه بيشتر به نماز تسلط اين دشمن بزرگ را قطع  نموده و براي هميشه  او را از انحراف  واغوايمان مايوس سازيم و از شر او  در امان  باشيم .
آيا در تاخير نماز صبح تا طلوع آفتاب مجازيم ؟
نماز صبح همانند نمازهاي ديگر داراي وقت فضيلتي است كه تاخير از  آن  سزاوار نيست مگر عذري و مشكلي باشد .
حضرت صادق عليه السلام مي  فرمايد :
وقت الفجر حين ينشق الفجر اليان يتجلل  الصبح  السماء و لا ينبغي تاخير ذلك عمدا ولكنه وقت لمن  شغل اونسي اونام
وقت نماز صبح هنگامي است كه فجر و سپيده منشق و باز گردد و گسترش پيدا كند تا آن كه روشنايي صبح در   آسمان پخش گردد و سزاوار نيست تاخير  نماز صبح از اين  وقت مگر براي كسي كه مشغول به كاري بوده كه نمي توانسته از آن كار جدا گردد . و يا نماز را فراموش كرده باشد و يا كسي كه خواب مانده و دير  از خوابيدار شده باشد كه تاخير نماز با اين عذرها مانعي ندارد و نمازش  صحيح است .
آداب كامل مصلي
در راستاي اقامه نماز و شرائط آن حضرت ثامن الحجج مي فرمايد :
اذا اردت ان تقوم الي الصلاه فلا تقم اليها متكاسلاً ولا  متناعسا و لا مستعجلا و لا متلاهيا و لكن تاتيها علي السكون والوقار والتئوده
وقتي اراده نماز كردا پس بابي رغبتي و كسلي خواب آلودگي ، عجله و شتاب و بازي و اشتغال به چيزي به نماز  نايست و مشغول به نماز نشو ، ( يعني قبلا حال پيدا كن و حالت نماز گزاران واقعي را به خود بگير ، سپس آماده نماز شو  ) ونمازي به  جا آوركه سكون  و حضور قلب و آرامش و تاني در او باشد .
و  عليك با الخشوع و الخضوع متواضعا  لله عزوجل متخاشعا عليك خشيه و سيماء الخوف راجيا خائفاً‌ علي الوجل و الحذر فقف بين يديه كالعبد الابق المذنب بين يدي مولاه فصيف قدميك و   انصب نفسك ولا تلتفت يمينا و شمالاً و تحسب كانك تراه فان  لم تكن تراه فانه يراك
بر تو باد در نماز به خشوع و خضوع و اين  كه در پيشگاه خداوند چنان خاشع و خاضع باشي كه خشيت و خوف از سيماي توظاهر گردد ، و به وسيله طمانينه خوف و  رجا در تو ظهور پيدا كند از كثرت ترس و ورعي كه بر قلبت عارض شده است . پس در اين حالت مقابل پروردگارت چون بنده فراري گنهكار كه در مقابل مولايش قرار گرفته بايست و  قدمهايت را منظم كن و خودرا براي اطاعت از مولايت مستعد و مهيا ساز و به چپ و راست توجه مكن . و خدا را مثل اين كه تو را مي بيند به حساب آور ( كه آدمي در مقابل مولاي خويش حيا مي كند به غير او توجه نمايد و عمل خلاف ميل اوانجام دهد ) ؛ زيرا اگر تو خدا را نمي بيني همانا اوتو را مي بيند .
ولا تعبث بلحيتك  ولا بشي من جوارحك ولا تفرقع اصابعك و  لا تحك بدنك ولا تولع بانفك ولا بثوبك و لا تصلي و انت متلثم و لا يجوز للنساء الصلاه و هن متنقبات و يكون  بصرك في موضع سجودك ما دمت قائماً‌ واظهر عليك الجزع و الهلع والخوف و ارغبت مع ذلك الي الله عزوجل ولا  تتك مره علي رجلك و مره علي الاخري و تصلي صلاًه مودع تري انك لا تصلي ابدا
باريش و ساير اعضا و جوارحت بازي نكن و انگشتانت را نخمان و به صدا در نياورو  بدنت را خارش مده و با بيني ات بازي مكن و با جامه ات بازي مكن و لثام زده نماز نخوان و براي زنان نيز روايت است كه با نقاب وروبند نماز بخوانند و چشمت را در نماز هنگامي كه ايستاده اي به موضع  سجده بيفكن و در هنگام نماز از خودت جزع و هلع و ترس ظاهر كن و با اين حالات مخصوص نشان بده كه تو راغب الي الله هستي ، وبه خدا عشق مي ورزي در حال  قيام  گاهي به اين پا  و گاهي به آن  پا تكيه نكن و چون كسي كه مي خواهد با نماز وداع كند نماز بگذار طوريكه ديگر موفق به اداي آن نمي گردي
و اعلم انك بين يدي الجبار ، ولا تعبث بشي ء من الاشياء ولا تحدث لنفسك و افرغ قلبك  واليكن شغلك في صلاتك و ارسل يديك والصقهما بفخذيك فاذا افتتحت الصلاه فكبروارفع يديك بحذاء ادنيك ولا ترفع يديك بالدعاء في المكتوبه حتي تجاوز بهما راسك و لاباس بذالك في النافله و الوتر
بدان  به راستي كه تو در برابر خداوند جبار هستي ؛ بنابر اين به چيزي از اشياء به بازي مشغول مشو ! وحديث نفس مكن وقلبت را از همه چيز غير از ياد خاوند  و عبادت او فارغ كن . وبايدكه  فقط به كار نماز بپردازي . هنگام نماز درحال قيام دستهايت را روي رانهاي پايت قرار ده و در افتتاح نمازت تكبير بگو و دستهايت را تا نرمه گوش بلند كن ، به طوري كه انگشتهاي ابهامت از گوش و مقابل آن تجاوز نكند . ودر قنوت نماز واجب دستهايت از سر تجاوز نكند واما در نماز نافله و وتر مانعي نيست كه دستها از سر هم تجاوز كند .
فاذا ركعت فالفم بكبتيك براحتيك و تفرج بين اصابعك و  اقبض عليهما واذا رفعت راسك من الركوع فانصب قائماً حتي ترجع مفاصلك كلها الي المكان ثم اسجد وضع جبينك علي الارض و ارغم علي راحتيك و اضمم اصابعك و ضعهما مستقبل القبله و اذا جلست فلا تجلس علي يمينك ولكن انصب يمينك  واقعد علي اليتيك ولا تضع يدك بعضه علي بعض لكن ارسلهما ارسالاً  فان  ذالك تكفير اهل  كتاب
هرگاه به ركوع رفتي پس دستهايت را بر زانوهايت بگذار وانگشتانت را بگشا و  دستهايت را جمع نموده واز محاذي زانوها و پاها خارج مكن .وهنگام برخاستنت از ركوع به  تمام قامت بايست تا آن كه  مفاصلت تماما به مكان اصلي خود  برگردد و سپس در سجده جبين و پيشانيت و كف دستهايت را بر زمين بگذار و انگشتان دستهايت را هنگام سجده ببيند و به طرف قبله قرارش بده وهرگاه نشستي پس به  قسمت راست بدن ننشين بلكه طرف راست را بلند نموده و به طرف چپ بگذار و براليتين خود بنشين . ودست روي دست مگذار بلكه دستهايت را آزد كن و مستقيم بر رانها قرارش بده زيرا اين عمل  دست روي  دست گذاشتن عمل اهل كتاب است .
ولا تتمطي في صلاتك ولا تتجشا وامنعهما بجهدك و طاقتك  فاذا عطست فقل الحمدالله و لاتطاموضع سجودك ولا  تتقدم مره ولا تتاخر اخري و لا تصل و بك شي ء من الاخبثين وان كنت  في الصلاه فوجدت غمرا فانصرف الا ان يكون شياًًًتصبر عليه من غير اضرار بالصلاه
درهنگام نماز خميازه مكش ، و دست و پا دراز مكن وآروغ نزن ! و هرگاه اين دو فشار آوردند باجد و جهد از خوغ دفع كن وتحمل نما . وهرگاه عطسه كردي پس بگوالحمدالله    ودر موضع سجده ات حركت نكن و راه مرو ، به جلو و عقب نرو و ثابت  و  بي حركت باش و در حالي كه محصور ادرار و مدفوع هستي به نماز نايست .
واقبل علي يالله بجميع  القلب و بوجهك حتي يقبل الله عليك  واسبغ الوضوء وعفر جبينك في الترب واذا اقبلت  علي صلاتك اقبل الله عليك بوجهه و اذا  اعرضت اعرض الله عنك
وقتي كه به نماز ايستادي با تمام توجه  قلبي و با همه وجودت به خداوند روي آور تا كه خدا نيز به توي روي آورد . و هرگام خواستي براي نماز وضو بگيري وضويي كامل بساز و هرگاه خواستي سجده كني پييشاني ات را بر ًخاك بگذار و هرگاه به نمازت روي آوردي و با توجه و  حضور كامل قلبي به نماز ايستادي و آداب و شرائط نماز را حفظ كردي وبا همه وجودت به سوي خدا رفتي اونيزبا همه رحمت ومغفرت و عنايتش به تو روي خواهدآورد . از خداوند بزرگ توفيق  طلب مي كنيم كه مواظب و مراقب اقامه نمازهاي خويش باشيم تا نماز ما با دستور العمل امام رضا مطابقت نمايد .
فقط علي برنده مسابقه شد
نماز عبادتي است كه خداوند آنرار بر پيامبر وامتش فرض نموده است . نماز گزار مسلمان كه امر مولايش را اطاعت مي نمايد در بجا آوردن اين فرضيه بايد بكوشد تا با حضور قلب وتوجه كامل باشد و  در حين عبادت به غير خدا التفاتي نداشته باشد و به دنيا  و آنچه درآن است نينديشد با اين كه اين  مسائل به شدت شاق و  مشكل است ليكن  بندگان برجسته اي هستند كه به هيچ وجه به  دنيا فكر نمي كنند . در روايت آمده است :
اهدي الي رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم ناقتان عظيمتان فجعل احديهما لمن يصلي ركعتين لايهم فيهما بشي ء من امر الدنيا و لم يجبه احد سوي علي عليه السلام فاعطاه كلتيهما
به پيامبر دو شتر هديه دادند .پيامبر يكي از دو شتر را هديه قرار داد براي كسي كه دوركعت نماز به جاي آورد و چيزي از امور دنيا را به خاطر نياورد و به فكر چيزي از دنيا  نيفتد  .كسي به پيامبر پاسخ مثبت نداد بجز علي كه پاسخ مثبت داد. پيامبر هر دوشتر را علي عليه السلام  مرحمت فرمودند .

حقوق نماز
حضرت امام زين العابدين در رساله حقوق درباره  حق نماز بر نمازگزار مي فرمايد :
فاما حق الصلاه فان تعلم انها وفاده الي الله عزوجل وانك قائم بها بين يدي الله عزوجل فاذا علمت ذالك كنت خليقا ان تقوم فيها مقام الذليل الحقير الراغب الراهب الراجي الخائف ، المستكين المتفرع المعظم لمن كان بين يديه باسكون والوقار و تقبل عليها بقلبك و تقيمها بحدودها و حقوقها .
حق نماز بر تو اين است كه بداني نماز خواندن ورود بر خداونداست و تو به وسيله نماز در مقابلبخداوندمي ايستي . پس وقتي اين را دانستي سزوار است كه همانند كسي بايستي كه ذليل وحقير و راغب و ترسناك است و درعين حال بين خوف ورجاء‌ و ترس و اميد به سر مي برد و خداوند را كه در مقابل اوقرار گرفته است با سكون  و وقار تعظيم مي كند .با قلبت به نماز روي آور و نمازت را با تمام حدود وحقوقش به جا آور .
تولي وتبري شرط قبولي نماز
در زيارت جامعه مي خوانيم كه امام ع مي فرمايد :
بنا عبدالله و بنا عرف الله
به وسيله ما و با راهنمايي ما خداوند عبادت و پرستش و شناسايي مي گردد .
بنابر اين حق اين خانواده بر ما كه رهين ارشادات و دلالتهاي آن به حق تعالي و همه امور حقه شريعت اسلام هستيم اين است كه تولي و محبت آنان و تبري از دشمنانشان شعار زندگي و مايه مباهات ما مي باشد .
 ابوحازم مي گويد : شخصي از امام  زين العابدين پرسيد : سبب قبولي نماز چيست؟ حضرت در جواب فرمود :
ولايتنا و البرائه من اعدائنا . قال ما تركت لاحد حجه ثم نهض يقول : الله اعلم حيث يجعل رسالته وتواري ولايت ما و براعت از دشمنان ما سبب قبولي نماز است آن شخص فرمود : حجتي رابراي احدي باقي نگذاشتي .سپس برخاست و فرمود : خداوند  مي داند درچه جايي رسالتش را مستقر فرمايد . آنگاه ناپديد گرديد !
عقل معيار ارزش عبادت است
برتري خواب عاقل از شب زنده داري عابد جاهل
ارزش هر عملي به آن مقدار عقل و درايتي است كه در آن به كار مي رود اگر عبادت عاقل ارزش معنوي بيشتري به خود مي گيرد براي اين است كه عاقل فهميده و انديشيده عبادت مي كند برعكس جاهل كه كوركورانه و با تقليد از اين و آن عبادت مي نمايد و  سنجيد و آگاهانه نيست  .
رسول گرامي اسلام مي فرمايد  :
ما قسم الله للعباد شيئا افضل من العقل .فنوم العاقل افضل من سهر الجاهل واقامه العاقل افضل من شخوص الجاهل . ولا بعث الله نبياً و لا رسولا حتي يستكمل العقل و يكون عقله افضل من جميع  عقول امته .و ما يضمر النبي في نفسه افضل من اجتهاد المجتهدين . وماادي العبد فرائض الله حتي عقل عنه و لا بلغ جميع العابدين في فضل عبادتهم ما بلغ العاقل .والعقلاء هم اولوالالباب الذين قال الله : و مايتذكر الا اولو  الالباب .
خداوند به بندگانش چيزي بهتر از عقل نبخشيده است .پس خواب عاقل از شب زنده داري عابدجاهل بهتر است .و در وطن ماندن عاقل از مسافرت جاهل بهتر است .و خداوند  پيامبري را مبعوث نسازد تا اين كه عقلش كامل و برتر از عقول تمام امتش باشد،و آنچه پيامبر  در خاطر مي گذراند از تلاش و اجتهاد مجتهدين و تلاشگران بهتر وبالاتر است . و تابنده اي واجبات را به عقل خود در نيابد ،آنها را انجام نداده است . همه عابدان فضيلت عبادتشان به پاي فضيلت عبادت عاقل نرسد  .عقلا همان صاحبان خردند، كه خداوند درباره ايشان در قرآن فرموده : تنها صاحبان خرد و عقلند كه اندرز مي گيرند.
وپيامبر خدا مي فرمايد :
رب قائم حظه من قيامه السهر و رب صائم حظه من صيامه الجوع و العطش
چه بسا نماز شب خوني كه نصيبش از شب بيداري همان رنج بيدار ماندن است .
و چه بسا روزه داري كه سودش فقط گرسنگي و تشنگي است .
پيامبر اسلام ما را از عابد جاهل و عالم فاسق هر دو بر حذر مي داردو مي فرمايد :
رب عابد جاهل و رب عالم فاجر ، فاحذروا  الجهال من العباد والفجار من العلماء
بسا عابدجاهل و بسا عالم فاجر است كه بايد از جاهلان از عباد و فساق از علما حذر كنيد ؛          
( چون اين هر دو مضر بردين و دنياي مردمند )
امير المومنين :دوكس پشت مرا شكست
امير المومنان علي ع مي فرمايد :
قطع ظهري رجلان من الدنيا رجل عليم اللسان فاسق و رجل جاهل القلب ناسك هذا يسد  بلسانه عن فسقه و هذا بنسكه عن جهله فاتقوا الفاسق من العلماء و الجاهل من لمتعبدين اولئك فتنه كل مفتون
دو نفر از مردم دنيا پشت مرا شكستند : يكي مرد سخنور بد كردار و ديگري مرد نادان عابد  آن يكي با كمك زبان بر كارهاي زشت خودپرده مي كشد و معايب خود را مي پوشاند و اين ديگري با عبادتش ناداني خويش را پنهان مي دارد . بنابر اين از دانشمندان گنهكار و عبادت كنندگان نادان بپرهيزيد ؛ چون كه ايشان باعث گمراهي گمراهان مي باشند .
توصيه پيامبر به عبادت خالص
در توصيه رسول خدا به علي مرتضي چنين مي خوانيم :
اذاتقرب الناس الي خالقهم بانواع البر فتقرب الي الله بالعقل والسر تسبقهم بالدرجات و الزلفي عند الناس في الدنيا وعندالله في الاخره
هرگاه مردم در تقرب خويش به سوي خالق پروردگار خود به انواع نيكيها دست مي يازند تقرب جوي به پروردگار خويش به عبادتي و طاعتي كه با تفقه و تعقل باشد و از الطاف خفيه برخوردار باشي .تا به درجات عالي و معارج زلفي از خلايق سبقت بگيري ، ودر نزد  پروردگارت درآخرت به مقامات والا دست يابي ،در اين رابطه مولوي            مي گويد :
گفت پيغمبر علي را كه اي علي عليه السلام
شير حقي پهلواني پر دلي
ليك بر شيري مكن هم اعتميد    
اندرا در سايه نخل اميد
هر كسي گر  طاعتي پيش آورند
بهر قرب حضرت بيچون و چند
تو  تقرب جو به عقل و  سر خويش
ني چو ايشان بر كمال و بر خويش
فضائل نماز
پيامبر ص : خداوند  نماز را نور چشم من قرار داده است .
پيامبر خدا در  توصيه به يار باوفاي خويش  حضرت ابوذر مي فرمايد :
يا اباذر : جعل الله قره عيني في الصلاه ، وحبب  الي الصلاه كما حبب الي الجايع اطعمام و الي الظمان الماء و ان الجايع اذا  اكل شبع و ان الظمان اذا شرب روي و انا لا اشبع من الصلاه قلت : فاي الصلوه افضل قال : طول القنوت
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان