میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله سلوک و عبادت


کد محصول : 10001365 نوع فایل : word تعداد صفحات : 29 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 255

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1365

فهرست مطالب و صفحات نخست


سلوک و عبادت

ثبات و دوام
         سالک بايد بداند که چنانچه ثبات در اين راه نداشته باشد به جايي نمي رسد . زيرا که انسان همواره تحت فشار دو قوه شَهَويه و غَضَبيه است که هر کدام به نوعي به شخص فشار مي آورد و سبب بيرون افتادن از مسير اصلي مي شود         
         لذا در سوره فصّلت آيه 30 فرموده است : « انّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقمُوا ... » يا آن کلام زيباي قرآن در سوره انعام آيه 91 که فرموده : « ... قُلِ الله ثُمَّ ذَرهُم في خَوضِهِم يلعَبُون » که خواستگاه اين دو آيه توجه به ذات حق و ثبات در برابر هجوم شهوات و نفسانيات است . که اگر سالک خود را مهيا نکرده باشد با اندک وسوسه شيطاني متحوّل گرديده و حيثيت معنوي خود را از دست خواهد داد .
     اگر مردي برون آي و سفر کن            ز هر چه پيشت آيد زآن گذر کن
           و در اين راه به فرمايش قرآن (سوره بقره ، آيه 45) :  « وَ استَعِينُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلَوةِ ... » ؛ از صبر و نماز استعانت جسته و خود را ثابت قدم نگه دارد .
           لذا در ترک حرام ثابت قدم بوده و اگر واجباتي را انجام مي دهد به آن مداومت داشته باشد . و سعي کند بعد از آني که خود را متمرکز نموده و ثبات قدم يافت ، رو به جلو حرکت کرده و هر روز نسبت به روز گذشته پيشرفت بهتري داشته باشد .
           در حديث در امالي شيخ صدوق (ره) است : کسي که دو روزش شبيه هم باشد مغبون است يعني ضرر کرده ، و هر کس روز بعدش از قبلش بدتر باشد ملعون است . در ادامه دارد کسي که اينگونه است هر چه زودتر بميرد بهتر است ؛ چرا که هر چه جلوتر برود اوضاعش وخيم تر خواهد شد .
           خلاصه اينکه سالک بايد ابتدا بر اعمال الهي خود ثابت قدم بوده و به مرور بر کيفيت روحي و اخلاقي خود بيافزايد .
گام برداشتن در راه حق و حقيقت و صراط مستقيم الهي خواسته ي قلبي مومنان و گمشده ي بسياري از ماست ؛ مومن تا هنگامي كه سلوكي عارفانه را براي پيدا كردن خود و خداي خود آغاز نكند در خود مانده يي دور از خداست و رفته رفته بركه ي باصفاي وجودش به مردابي متعفن مبدل خواهد شد و بر اين اساس رهبران الهي و پيام آوران رستگاري و سعادت هماره گوش جان انسانهاي طالب برتري را به سروشي جاويدان جلا ميدهند و عقل اين چراغ روشنگر ما را بسوي حق و راستي مي خواند  و همواره ايام و اماكني مقدس دست ياري بسوي گمشدگان حيرت سراي دنيا دراز مي كنند ؛ روزي نيست كه از م‍أذنه يي نداي بشتابيد بسوي رستگاري به گوش نرسد و ايامي نيست كه در لحظه لحظه ي آن نويد وصال معبود نباشد .
اگر چه هريك از ما به اسلام و ايمان مفتخريم اما لازمه ي عمق بخشي به اين عقيده دروني و ماندن در اين مسير پر فراز و نشيب و رسيدن به كمال انساني و لقاي محبوب جز با تكاپويي خردمندانه و رفتني پي در پي بسوي نيكي هاي فكر و عمل ميسر نخواهد شد و سلوك بهانه و شايد رهنمايي بسوي كمالات و كرامات انساني و الهي است . سلوك برگرفته از تحصيل و تجربه ي چند ساله ي دوستاني است كه سير الي الله را راه كمال خويش و تنها راه نجات ميدانند و زكات اين دارايي ارزشمند خويش را خالصانه به پيشگاه همه ي عزيزان هديه ميكنند باشد توفيق الهي و دعاي وليعصر ارواحنا فداه ياريگرمان در اين سلوك عارفانه باشد .
بسم الله الرحمن الرحيم
« وَ أَلّوِاستَقمُوا عَلَي الطّريقَةِ لَأَسقَينَهُم مَّاءً غَدَقاً »     سوره مبارکه جن آيه 16
منظور از طريقت در اين آيه همان راهي است که ما را به خداوند متعال
 مي رساند ابتدا بايد توجه نمود که اين آيه شريفه چند نکته در خود دارد :
استقامت : بايد در راه خدا استقامت نموده و مشکلات فراسوي انسان را که
نفس و شيطان القاء مي نمايد يکي پس از ديگري گذراند . هر کس بخواهد
 به سوي خداوند رهسپار شود بايد فقط او را ميزان قرار داده و سير الي الله
نموده و بگويد خدا ،« الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا » در واقع بايد در اين
 راه ظرفيت داشت و اين راه را بايد با اعتدال و ميانه روي گذراند ، لذا
 بايد دانست که چنانچه استقامت نکنيم و صبور نباشيم هواهاي نفساني
 از هر طرف به ما هجوم آورده و به مرور ما را از پاي در مي آورند .
 تاريخ ثابت کرده است که اگر کسي به فرموده روايات دو عفت نداشته باشد
 شکست خواهد خورد (منظور شکست معنوي است ) که عفة البطن و عفه الفرج
 نام گرفته اند ، منظور مقامومت در برابر شکم و مقاومت در برابر هوس است .
 استاد ما فرمودند : که جواني برايشان تعريف کرده است که شيطان چندين بار
 او را بر زمين زده است ، ولي باز هم از جا برخواسته است . پس بايد صبور
 بود تا آب گوارا و شراب طهور نصيب شود .
 نکته اول در سير و سلوک الي الله اين مسئله سه مرحله اي است
 که بزرگان فرموده اند :
 اول : فعل واجبات و ترک محرمات
دوم : فعل مستحبات و ترک مکروهات
سوم : ترک ماسوي الله (آنچه غير خداست )
 اگر مردي برون آي و سفر کن              ز هر چه پيشت آيد زان گذر کن
حال فرمايش علامه طباطبايي را در کتاب شريف لب اللباب را پي مي گيريم
تا از فرمايشات ايشان بهره وافر ببريم .
 ايشان فرموده اند : اول : ترک عادات و رسوم و تعارفات است .
 اگر سالک خود را در بند رسوم نمايد از انجام اعمال عبادي باز مي ماند .
 سالک بايد حداقل روزي يک جزء قرآن بخواند که خود حداکثر نيم ساعت
 وقت مي گيرد ؛ البته اين به اين معني نيست که شخص از کارهاي عادي مثل شغل
 يا رفت و آمدهاي ضروري و لازم و صله رحم بگريزد غربت نشين گردد .
بلکه بايد کاري کند که مردم او را شخص معتدل فرض نموده و نسبت به
رفتار او حسّاس نشوند که خود دو مشکل به بار مي آورد .
يا با ايجاد مشکل و ملامت ديگران مواجه شده يا گرفتار ريا خواهد گرديد .
در روايت است که فرموده : کُن في النّاسِ و لا تَکُن مَعَهُم
 يعني در مردم باش و با آنها معاشرت کن ولي با آنها در گناه و معصيت
  و ساير رفتارهاي ناهنجار معنوي همراهي مکن ......
دومين مرحله سير و سلوک الي الله عزم است . کسيکه در اين راه قدم مي گذارد چند کار  را بايد انجام دهد .
 اول : توکل کردن به خداوند متعال .
امام صادق عليه السلام فرموده اند :توکل يعني جز از خدا نترسيدن و دل نبستن به ديگران
بايد دانست که هيچ کس تآثير گذار تر از خداوند نيست البته اهل بيت (ع) جايگاه خودشان را دارند .
اگر مردي برون آي و سفر کن                                      ز هر چه پيشت آيد زان گذر کن
يعني بايستي انسان سفر الي الله را از درون خود آغاز کند ، چون خود ما ممکن است باعث شويم که از خدا دور شويم .
در حديث قدسي هست که به حضرت موسي عليه السلام فرمود: « يا موسي دع نَفسَکَ فَتَعال »
يعني خودت را بگذار و به طرف ما بيا ،  در روايت است که خداوند ، بهشتي دارد که که در آن نه لبن است و نه عسل بلکه خدا در آن بهشت براي خوبانش تجلّي مي کند .  و اين همان درک رفاقت پروردگار است  در دنيا که در دعاي مشلول به آن اشاره گرديده که :  « يا شفيقُ يا رفيق ، فکّني من حلق المضيق » اي خداي مهربان اي رفيق بندگان مرا از  بندهاي آزار دهنده رها کن . لذا بايد دانست که چون از هر طرف به انسان فشار مي آيد انسان بايد عزم خود را جزم کند تا دچار تزلزل نگردد . پس يکي از زير مجموعه هاي عزم توکل است و ديگري صبر . يعني سالک بايد صبور باشد .
چنانچه پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :
« الصبر مفتاح الفرج » ، يعني صبر کليد گشايش است .
اساتيد فن فرموده اند که وقتي خداوند بنده اي را دوست داشته باشد او را امتحان مي کند
« اذا احبّ الله عبداً ابتلاه » وقتي که مورد امتحان قرار گرفت و صبر کرد ، او را برمي گزيند، « فاذا صَبَرَ اجتباه »
حضرت اميرالمؤ منين در نهج البلاغه فرمودند :
« ولتغربلنّ غربلةً » ، يعني شما غربال مي شو يد و ناخالصي هاي شما از هم جدا مي شوند .
بالاتر از صبر رضاء الهي است . فرموده « الرضا باب الله الاعظم »
بعضي ها صبور هستند ولي راضي نيستند
گر به اسيري برند عترت او دشمنان                      هر چه ز دشمن بر او دوست پسندد نکوست
                                                                         ( در شأ ن آقا امام حسين عليه السلام )  
 براي محکم کردن عزم بايد علقه هاي دنيوي را کاست . و اين بدان معنا است که بايد در دنيا فعاليت کند اما نبايد به دنيا وابسته باشد .
غلام همّت انم که زير چرخ کبود                            ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
البته تمام اين موارد که گفته شد يعني توکل ، عزم ، صبر و رضا نياز به تمرين کردن دارد . و نيز بايد از خداوند متعال و اهل بيت عليهم السلام خواست که ما را در اين راه ياري دهند

سومين مورد از مراحل سير و سلوک الي الله وفق و مدارا است .
سالک الي الله بايد بداند که در چه موقعيتي از درک و کسب معنويات قرار دارد٬ چرا که در اول کار آنقدر شوق و ذوق دارد که باعث افراط خواهد شد ؛ به هر عمل دست مي زند و هر کاري را انجام مي دهد آنگاه چون هنوز ظرفيت لازم را به دست نياورده است متاسفانه از ادامه راه بازمانده و سرخورده مي شود و نهايتا متوقف شده و يا به طور کلي سير را رها مي کند و اين به دليل مراعات نکردن اين قضيه است .
به فرمايش مرحوم علامه طباطبايي : « به هر عمل دست مي زند و از هر کس کلمه اي مي آموزد و از هر غذاي روحاني لقمه اي برمي دارد » لذا بر اثر اين افراط دچار تفريط گرديده و در انجام کوچکترين مستحبات هم ميل و رغبت نشان نمي دهد .
پس بايد گفت در اين مرحله بهترين کار کسب ظرفيت است . و اين مهم تدريجا حاصل خواهد گرديد. در روايت است که :
« اِنّ لِلقُلوبِ اِقبالاً وَ ادباراً فَاِذا اَقبَلت فَاحمِلُوها عَلَي النَّوافِل وَ اِذا اَدبَرَت فَاقتَصِرُوا بِها عَلَي الفَرائض .»
                                                                    امير المونين (ع) مشکوة الانوار ص ۲۵۶
يعني: همانا بر قلبها اقبال(روکرد) و ادبار( عدم تمايل) است٬ هرگاه اقبال داشتند  نوافل را هم انجام دهند ولي هرگاه ادبار داشتند به واجبات بسنده نمايند.
يکي از استاديد فرموده اند :بدن مثال اسبي است که تا آخر عمر بايد بتازد ٬ پس بايد سعي کنيم که از آن خوب استفاده نماييم تا زود از کار نيافتد.پس سالک بايد با روحيات و بدنش مدارا نموده و تعادل داشته باشد.
در همين راستا بايد سعي کنيم که عبادت برايش عادت نشود بلکه به فرمايش علامه طباطبايي هرگاه عبادت مي کند در حال شوق و اشتياق آن را به پايان رساند نه با حال ملال و خستگي؛ و نيز رياضت بيش از اندازه و يا بدون اشراف و نظر استاد خبير به کار نگيرد.
لذا بايد توجه داشت که تمام اين مراحل که بعضا به افراط و تفريط مي انجامد چنانچه همراه استاد آگاه باشد لغزشها کم خواهد شد که فرمودند:
« هَلَک مَن ليس لَهُ حکيمٌ يُرشِدُ »
هلاک شد کسي که حکيمي ( استادي) نداشته باشد تا او را راهنمايي کند لذا سفارش شده که:
« الرّفيق ثم الطريق »
اول رفيق راه سپس پاي در راه گذاردن
چه خوش فرمده خواجه شيرازي که:
شبان وادي ايمن گهي رسد به مراد             که چند سال به جان شباني شعيب کند
پس سالک بايد با اشراف استادي مدبّر و راهنمايي هاي او پاي در طريق گذارده و همواره خود را بر اوعرضه نمايد تا ضريب اشتباهات خود را پائين آورده و هر چه بهتر اعمال خود را انجام دهد . بدين ترتيب به او گوشزد خواهد کرد در چه زماني به عبادت روي آورده و چه وقت استنکاف نمايد . اصلاً چه مقدار عبادت براي او کافي است .
حضرت علامه طباطبايي فرموده اند :
 « عبادت مؤثر در سير و سلوک فقط و فقط ، عبادتِ ناشي از ميل و رغبت است». 
و فرمايش آقا امام جعفر صادق عليه السلام نيز  به اين معنا دلالت دارد که :
« لاتکرهوا الي انفسکم العبادة »
( کافي ج 2 ، ص 86 البته در متن اين کتاب بجاي الي (علي ) آمده است) يعني بر خودتان عبادت را اکراه ( تحميل ) نکنيد .
در جاي ديگر حضرت به عبدالعزيز قراطيسي فرمودند :
« همانا ايمان دَه درجه است ،  مثل نردبان که از آن بايد پله ، پله بالا رفت تا آنجا که فرمود هرگاه کسي که از خودت درجه اي پائين تر است او را با مدارا به خود نزديک کن و بر او آنچه که طاقت ندارد تحميل نکن که  او را خواهي شکست .
چهارمين مرحله سير و سلوک الي الله : وفـــا
منظور از اين مورد آن است که سالک بايد به قولهايي که داده وفادار باشد و تحت نظر مربي و معلّم خويش
به آنچه که معاهده نموده است پايبند باشد .پس اگر توبه کرد ، دوباره گناه نکند و به اصطلاح به پاي
صحبت خود براي خداوند متعال بماند . اگر به فعلي از واجبات و اعمال متعاليه عمل مي کند تا آخر آنرا
بجا آورد ؛ و از انجام آن دريغ نکند .
در واقع در اينجا بايد گفت که محب بايد نسبت به محبوب خود وفادار باشد و به اندک اتفاقي و امتحاني
محبوب را کنار نگذارد ؛ و بداند که بالاتر از حضرت دوست ، پروردگار متعال موجودي برتر و بالاتر و محبوبتر
و زيباتر نيست .
خواجه شيراز فرمود :
تـو با خـداي خود انداز کار و دل خــوش دار
که رحــم اگـر نکـند مــدّعي خــــدا بکـند
و چه خوش فرمودند آن شاعر و استاد ما بسيار آنرا زمزمه مي فرمودند که :
گر قصــه عشـــق مـن و يــارم بنگــارند
صد ليلــــي و مجــنون همه بيــــــرون رود از دل
http://soluok.mihanblog.com/

تاثير عبادت و نيايش در پرورش روح
آيت الله مكارم شيرازى

براى پى بردن به تاثير عبادت و نيايش در تهذيب نفوس و پرورش فضائل اخلاقى، قبل از هر چيز بايد با مفهوم و حقيقت عبادت آشنا شد. گرچه بحث درباره حقيقت عبادت سخنى مبسوط و گسترده را مى‏طلبد و بزرگان در تفسير و اخلاق و فقه و حديث درباره آن سخن بسيار گفته‏اند، اما در يك اشاره كوتاه چنين مى‏توان گفت: براى يافتن حقيقت عبادت بايد به واژه «عبد» و مفهوم آن كه ريشه اصلى عبادت است توجه نمود. «عبد» از نظر لغت ‏به انسانى گفته مى‏شود كه سرتاپا تعلق به مولا و صاحب خود دارد؛ اراده‏اش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست اوست؛ در برابر او خود را مالك چيزى نمى‏داند و در اطاعت او سستى بخود راه نمى‏دهد. بنابراين، عبوديت اظهار آخرين درجه خضوع در برابر كسى است كه همه چيز از ناحيه اوست، و بخوبى مى‏توان نتيجه گرفت كه تنها كسى مى‏تواند «معبود» باشد كه نهايت انعام و اكرام را كرده است و او كسى جز خدا نيست! به تعبير ديگر، و از بعد ديگر - «عبوديت» نهايت اوج تكامل روح يك انسان و قرب او به خداست، و عبوديت تسليم مطلق در برابر ذات پاك اوست؛ عبادت تنها ركوع و سجود و قيام و قعود نيست، بلكه روح عبادت تسليم بى‏قيد و شرط در برابر كمال مطلق و ذات بى‏مثالى است كه از هر عيب و نقص مبراست. بديهى است چنين عملى بهترين انگيزه توجه به كمال مطلق و پرهيز از هرگونه آلودگى و ناپاكى است؛ چرا كه انسان سعى مى‏كند خود را به معبود خويش نزديك و نزديكتر سازد تا پرتوى از جلال و جمال او در وجودش ظاهر شود كه گاه از آن تعبير به «مظهر صفات خدا شدن» مى‏كنند. در حديثى از امام صادق ـ ع ـ مى‏خوانيم: «العبودية جوهرة كنهها الربوبية؛ عبوديت گوهرى است كه ربوبيت در درون آن نهفته شده است.» [2] اشاره به اين كه عبد تلاش و كوشش مى‏كند كه خود را در صفات شبيه معبود سازد و پرتوى از صفات جلال و جمال او را در خود منعكس كند، و نيز انسان در سايه عبوديت‏به جاى مى‏رسد كه به اذن پروردگار مى‏تواند در جهان تكوين، تدبير و تصرف كند، و صاحب ولايت تكوينيه شود، همان‏گونه كه آهن سرد و سياه بر اثر مجاورت با آتش، گرم و سرخ و فروزان مى‏شود؛ اين حرارت و نورانيت از درون ذات او نيست‏ بلكه پرتو ناچيزى از آتش به او افتاده و به اين رنگ در آمده است. با اين اشاره به قرآن باز مى‏گرديم و چگونگى تاثير عبادت را در پرورش فضائل اخلاقى در آيات قرآن بررسى مى‏كنيم.
1. يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذى خلقكم و الذين من قبلكم لعلكم تتقون. (سوره بقره، آيه 21)؛
2. يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصييام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون. (سوره بقره، آيه 183)؛
3. و اقم الصلوة ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر (سوره عنكبوت، آيه 45)؛
4. ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخير منوعا الا المصلين الذين هم على صلاتهم دائمون(سوره معارج، آيات 19 تا 24)؛
5. خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزكيهم بها. (سوره توبه، آيه 103)؛
6. الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكرالله الا بذكرالله تطمئن القلوب. (سوره رعد،آيه 28)؛
7. يا ايها الذين آمنوااستعينوابالصبر و الصلوة ان الله مع الصابرين. (سوره بقره،آيه 153).
ترجمه: 1. اى مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد، آن كس كه شما و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزگار شويد.
2. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شد، تا پرهيزگار شويد.
3. و نماز را بر پا دار كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مى‏دارد.
4. به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است - هنگامى كه بدى به او رسد بى‏تابى مى‏كند - و هنگامى كه خوبى به او رسد مانع ديگران مى‏شود (و بخل مى‏ورزد) - مگر نماز گزاران - آنها كه نماز را پيوسته به جا مى‏آورند.
5. از اموال آنها صدقه‏اى (به عنوان زكات) بگير تا به وسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى.
6. آنان كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است، آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد!
7. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از صبر (روزه) و نماز كمك بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است!
 


منابع :


شبستان

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان