میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله گناه ، معصيت و شيطان


کد محصول : 10001368 نوع فایل : word تعداد صفحات : 26 صفحه قیمت محصول : 3000 تومان تعداد بازدید 929

فهرست مطالب و صفحات نخست


گناه ، معصيت و شيطان

ابراهيم گفت: آنگاه كه فرشته مرگ براي گرفتن جان تو مي آيد به او بگو به من مهلت بده تا توبه پسنديده و عمل نيكو براي خداوند انجام دهم.
گفت از من نخواهد پذيرفت.
گفت اي فلان در صورتي كه نمي تواني مرگ را از خود دور كني تا موفق به توبه شوي و مي داني كه چون مرگ فرا رسد آن را تأخيري نخواهد بود چگونه اميد به راه رهايي داري.
گفت پنجمي را بگو:
ابراهيم گفت به روز رستاخيز. چون فرشتگان براي بردن تو به دوزخ آمدند همراه ايشان مرو.
جوان گفت: مرا رها نمي كنند و عذري از من نمي پذيرند.
ابراهيم گفت: پس در اين حال چگونه اميد به رستگاري داري؟
جوان گفت: اي ابراهيم ديگر مرا بس است. پس من از خداوند آمرزش خواهم و به پيشگاه او توبه مي كنم. آن جوان در عبادت پيوسته و همراه ابراهيم ادهم شد تا آنكه مرگ ميان آن دو جدايي افكند. 1
شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي در بيان حقيقت آدميت و اينكه چيست و چگونه بايد باشد مي سرايد:
        تن آدمي شــريف است به جــان آدميـت
                        نه همين لباس زيبـاست نشـان آدميت
        اگر آدمي بچشم است و زبان و گوش و بيني
                        چه ميان نقـش ديوار و ميان آدميــت
        به حـــقيقت آدمي باش وگرنه مــرغ باشد
                        كه همان سخن بگويد به زبان آدميـت
        طيران مــرغ ديدي تو زپــاي بند شهــوت
                        بـدر آي تا ببــيني طـــيران آدمــيت
        مگر آدمـي نبودي كه اسـيــر ديو ماندي
                        كه فرشــته ره ندارد به مكان آدميت
        اگر اين درنـده خــوئي زطبيـعتت بمـيرد
                        همه عمر زنده باشـي به روان آدميـت
        رسد آدمي به جائي كه به جز خــدا نبيند
                        بنگـر تا چه حــد اـست مكان آدميت           
بيان شيخ بهائي (ره) در مكان و مقام انسانيت   
عالم رباني شيخ بهائي در راهنمايي و توبيخ انسان در گنه كاري و دنيا خواهي مي فرمايد: 1
اي مــركـز دايــره امــــكـان            وي زبــده عــالم كـون و مـكان
تو شــاه جــواهر ناســـوتــي            خــورشــيــد مــظاهر لاهــوتي
تا كــي زعلــائق جــــسمـاني            در چــاه طـــبيعت تــن مـاني؟
تا چنـــد به تربيـــت بـدنـــي        قــانـع بـخــزف ز در عـــدني؟
صـد ملـك زبهر تو چـشم به راه        اي يوســف مصري بدر آي از چاه
تا والــي مصـــر و جــود شـوي        سلطــان سـرير شـــهود شـــوي
تا كــي زمعــارف عقـــلي دور        بزخــارف عـالم حــس مـــغرور
از موطــن اصــلي نـياري يـــاد        پيوسـته به لــهو و لعب دلــشــاد
يك دم به خود آي و ببين چه كسي            به چه بسته دل و به كه هم نفسي؟



شيطان دشمن ديرينه انسان
وَ لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَيّطانَ اِنَّهُ لَكُم عَدّو مُبين. 1. و از بس اغواي شيطان مرويد كه او دشمن آشكار شماست.
اِنَّ الشَيطانَ لَكُم عَدُّوٌ فَاتَّخِذُوهُ عَدُّواً. 2 شيطان سخت شما را دشمن است شما هم او را دشمن داريد (فريبش نخوريد).
گفتگو از شيطان و جنس او و علت خلقت و حكمت بقاء حيات او بعد از استكبارش، و نيز بيان چهره و شكل و قيافه او، و در اوصاف و خصوصياتش و نيز نقش شيطان در ادبيات و اديان، او و عبادت شش هزار ساله اش و ساير موضوعاتي كه به نحوي باشيطان مرتبط است در اين مختصر نمي گنجد. آيات قرآن صراحت دارد در اينكه شيطان دشمن سرسخت و هميشگي انسان است از هنگاه انعقاد نطفه تا حال احتضار و پيوستن بشر به ابديت از او دست بردار نيست. غرور و بدخواهي و تكبر از مشخصه هاي اوست، امر به فحشاء، دعوت به فقر و وسوسه و القائات ديگر از هنرها و كارهاي رسمي اوست.
شيطان در بين هم جنسان و لشكريان خود و نيز در ميان انسانها برادران و دستياراني دارد كه از دستورات او در به انحراف كشاندن مردم اطاعت مي كنند. هر جا خدا نباشد او هست و هر جا او است مسلماً حضور و ياد خداوند فراموش است. ابليس و هم جنسان او به هر شكلي از جمله به صورت انسان ظاهر مي شوند ممكن است با چشـم مادي مشـاهده نشوند ليكـن با لطـافت جنـسي كه دارند انـسانها را مي بينند. به قول شاعر عرب:
    وَ لا اَراهُ وَ حَيثُ ما يَراني            وَ عِندَ ما انْساهُ لا يَنساني
    فَسَيّدي اِن لَم يَغُث سَباني            كـما سُبِيَ آدم مـن جَنـانٍ
او را نمي بينم آنجا كه مرا مي بيند و چون او را فراموش كنم او مرا فراموش نمي كند و اگر مولاي من به فرياد من نرسد او مرا اسير خواهد كرد چنانكه آدم را از بهشت چنين كرد.
شيطان سعي و تلاش مي كند در اموال، اولاد، و عرض و در تمام برنامه هاي روزمره انساني شركت فعال داشته باشد او به جاهل عالم، دارا و فقير، مريض و سالم، زن و مرد، پير و جوان، كوچك و بزرگ و به هيچ كس رحم ندارد. حتي از انبياء، اوصياء و علماء دست بردار نبوده و نيست بايد گفت زنجيرهاي پولادينش در خانه هاي علماء و صلحاء گسترده تر است به اميد اينكه آنها را گرفتار دامهاي خطرناك خود گرداند.
او به لحاظ لطافت جنسي كه دارد هر لحظه در جائي و مكاني است مسافتي كه انسانها بايد روزها طي طريق نمايند در اندك زماني تمام مي كند چنان نيست كه در محل مخصوصي به نيرنگ و حيله گري اشتغال داشته باشد او در حرم امامان، در مجالس و محافل ديني و مساجد، در كنار كرسي تدريس فقيه، در مكان خلوت انسان با خدا، در جبهه چنگ انسان عليه كفر، در بازارها و معابر عمومي و در همه جا و عليه هر كس در طرح و نقشه غافلگيرانه است.
او پدر و مادر انسان ها را اغوا كرد و باعث تنزل مقام آنان به اين عالم دني شد و اكنون بشر هر بدبختي مي كشد به خاطر فرمانبرداري از اوست. او به انبياء، به نوح، موسي، عيسي، ابراهيم و ... چشم طمع داشت.
النهايه آنها چون بندگان صالح و شايسته پروردگار بودند حيله گري هاي او در آنان كارساز نمي گرديد. كتاب شريفه صحيفه سجاديه را بخوانيد امام سجاد (ع) بارها از شر وساوس شيطان به خدا پناهنده شد در دعاي بيستم كه در مكارم اخلاق است حضرت مي فرمايد: وَ عَمِّرني ما كانَ عُمري بِذلَة في طاعَتِكَ، فَاِذا كانَ عُمري مَرتعاً لِلْشيطانِ بَاقبِضني اِلَيكَ.
(خداوندا) تا آن روز كه عمرم در عبادت و اطاعت تو مصرف شود زنده ام دار و هرگاه زندگي ام چراگاه شيطان شد جانم را بگير.
دستورت امام صادق (ع) در محافظت نفس از وسوسه شيطان
امام صادق (ع) در كتاب مصباح الشريعه مي فرمايد: براي شيطان راه وسوسه گري برقرار نمي شود مگر اينكه انسان در بستر غفلت افتد و از ياد حق اعراض نمايد و دستورات و فرمان هاي پروردگار را سبك شمارد و بر نواهي و محرمات الهي روي آورد: فَكُن مَعَهُ كَالغَريب مَعَ كَلبِ الرّاعي يَفزَعُ اِلي صاحِبِهِ في صَرفِهِ عَنهُ.
معامله كن با شيطان چون معامله شخص غريب با سگ چوپان، نديدي چون سگ گله به شخص غريب حمله كند آن شخص براي دفع حمله خطرناك آن سگ به چوپان پناه مي برد و اين پناهندگي به چوپان او را در حصار امنيت قرار مي دهد كه هر كس از شر ابليس به خدا پناه مي برد بي ترديد خداوند مهربان او را پناه خواهد داد كه او پناه بي پناهان و شفاي درد دردمندان و يار بي ياوران و اميد گدايان و تكيه گاه مستمندان است.
و نيز امام صادق (ع) در مصباح الشريعه مي فرمايد:
وَ لَن تَقدِرْ عَلي هذا و مَعرِفَة اِتيانِهِ وَ مَذاهِبَ وَسوَسَتِهِ اِلّا بِدَوامِ المُراقِبةِ وَالاِستقامَةِ عَلي بَساطِ الخدمَةِ وَ هَيبَةِ المُطَّلِعِ وَ اَمّا المُهملُ لِاَوقاتِهِ فَهُوَ صَيدُ الشَيطانِ
هرگز قدرت خلاص از فريب شيطان و نجات از راه هاي فريب و وسوسه او براي تو نيست مگر به چند چيز: 1- دوام مراقبت    2- استقامت بر عبادت        3- هراس از عظمت و قدرت خدائي كه بر درون و برون تو آگاه است    4- كثرت ياد خداوند در همه اوقات، و كسي كه در اين امر اهمال كار است و اوقاتش را بيهوده تلف مي كند به يقين صيد مناسبي براي اين دشمن خطرناك است.

حكايت شيطان با برصيصا
شيطان برصيصاي عابد را كه مي گويند مستجاب الدعوه بود فريب داد و از اوج ترقي به پست ترين مكان حيوانيت تنزل داد داستان او و دخت سلطان زمانش در حالي كه مريضه بود و براي استجابت دعا و طلب شفا به نزدش آوردند مشهور است او در اثر اغواي شيطان فريفته دختر گرديد و با او عمل شنيع زنا انجام داد و سپس به خاطر اينكه بستگان دختر نفهمند با هدايت شيطان برصيصا او را خفه كرد و كشت و بدون كفن و دفن و غسل آن دختر ملك را در گودالي مخفي ساخت هم مرتكب عمل منافي عفت و هم قتل عمد گرديد بالاخره برصيصا عاقبتش آن شد كه به دار مجازات اعدام كشانده شد جالب توجه اين كه همان شيطاني كه نقشه قتل دختر پادشاه را به عابد روزگار ياد داد جريان قتل او را و محل مدفون ساختن وي را به يكي از نزديكان سلطان نشان داد.
آيا شيطان به همين مقدار در اغواي برصيصا اكتفا كرد و از توطئه جديد درباره او دست برداشت؟ نه زيرا آن هنگامي كه طناب اعدام گردن عابد را فشار مي داد و عنقريب داشت مي مرد به برصيصا گفت اگر بر من سجده كني تو را نجات مي دهم گفت در بالاي دار امكان سجده نيست شيطان گفت با اشاره سجده كن قبول دارم.
بيچاره او هم سجده بر شيطان كردو دينش را هم فروخت. اين نتيجه كارهاي دشمن ديرينه و آشكار انسان ها است.

مذاكره شيطان با يحيي
از وهب نقل شده كه روزي شيطان لعين براي حضرت يحيي (ع) آشكار شد اظهار داشت مي خواهم تو را نصيحت كنم يحيي گفت من به نصيحت تو تمايل ندارم ولي از وضع فرزندان آدم اطلاعي بده شيطان گفت بني آدم از نظر ما به سه دسته تقسيم مي شوند.
1- عده اي مانند شما معصومند چون از آنها مأيوس هستيم از دستشان راحتيم مي دانيم نيرنگ و حيله هاي ما در آنها تأثيري ندارد.
2- دسته اي هم برعكس در پيش ما شبيه توپي هستند كه در دست بچه هاي شما است به هر طرف بخواهيم آنها را مي بريم كاملاً در اختيار ما هستند ما از آنها راحتيم.
اما طايفه سوم:
رنـج و ناراحتـي ما از اين دستـه از هر دو گـروه قبل بيـشتر است زيرا يكي از ايشـان را در نظر مي گيريم جديت و تلاش مي كنيم تا او را فريب دهيم همين كه فريب خورد و قدمي به ميل ما برداشت يك مـرتبه متذكر مي شود و از كرده خويش پشيمان مي گردد بنابراين به توبه و استغفار روي آورده باز مي گـردد. هـر چه رنج براي او كشيديم از بين مي رود. باز براي مرتبه دوم درصدد اغواء و گمراهيش برمي آئيم اين بار نيز پس از موفقيت كه به گناه او را مي كشيم فوراً متوجه شده مجدداً توبه مي كند نه از او نااميد و مأيوسيم و نه هم مي توانيم مراد خود را از چنين شخصي بگيريم پيوسته براي اغوا و فريب دادن اين دسته در رنج و زحمت هستيم. 1
اشكال بر آفرينش شيطان و بقاء حيات او و پاسخ آن
بعضي اشكال كرده و مي گويند شيطان كه دشمن آشكار انسان هاست و كاري جز فريب دادن بشر ندارد پس چرا خداوند قادر و حكيم او را خلق كرد و يا چرا بعد از استكبارش او را در دنيا نگه داشت بنابراين رمز آفرينش و بقاء زندگي او چيست؟
در اينجا تذكر چند نكته مفيد و ضروري است.
مطلب اول: اين است كه انسان مختار است و خداوند نيروي تشخيص به او عنايت فرموده است گرچه شيطان توطئه و وسوسه مي كند ليكن اختيار و انتخاب راه با خود انسان است و اين استعداد و قوه مبارز و مخالفت با شيطان و پيروي نكردن از او در انسان ها مي باشد به همين جهت خداوند در قرآن فرمود: اِنَّ كَيدَ الشَّيطانِ كانَ ضَعيفاً. 2
«به تحقيق مكر و كيد شيطان بسيار سست و ضعيف است».
بنابراين در قيامت (به حكايت آيه 22 سوره ابراهيم) شيطان در مقام نكوهش اهل جهنم مي گويد خـداوند به شـما به حق و راستي وعده داد و من بدون دليل و مدرك صحيح به امور خلاف شما را وعده مي دادم وعده هاي من به شما دروغ و بي اساس بود و شما فريفته شديد و سخن بي دليل مرا پذيرفتيد پس امروز مرا ملامت و سرزنش نكنيد بلكه نفس خويش را توبيخ نمائيد.
«فَلا تَلُوموني وَ لُومُوا اَنفُسَكُمْ»
حتي به اهل دوزخ مي گويد من مثل شما به خدا مشرك نيستم بلكه او را به وحدانيت و خدائي قبول دارم و از شرك شما به خداوند بي زارم.
«اِنّي كَفَرتُ بِما اَشرَكْتُمونِ مِن قَبْلُ»
مطلب دوم: اين است كه خداوند حكيم است آنچه از شخص حكيم صادر شود عين صواب و درستي و حقيقت است و اينكه شيطان بعد از غرور و تكبر در زمين زندگي مي كند و خداوند حكيم به او حيات داد وجود و بقايش بي ثمر نيست چه اينكه با حضور شيطان و كارهاي او در نفوس مردم. آدميان آزمايش و امتحان مي شوند وجود و بقاء حيات او براي سالكين و پويندگان راه حق نه تنها زيان بخش نيست بلكه رمز تكامل و ترقي محسوب مي شود و باقي گذاشتن شيطان در دنيا به عنوان يك نقطه ي منفي براي تقويت نقاط مثبت مؤثر و بي ضرر است.
به اضافه خداوند عادل است خالق يكتا او را براي اغواء نيافريد او قبل از استكبار شش هزار سال آفريدگار را به شايستگي بندگي كرد وقتي در هنگام تنزل مقام و اخراج او از جنت عرضه داشت پروردگارا من سالها نو را پرستش نمودم پاداش آنها چه مي شود خداوند فرمود چه مي خواهي او هم بقاء حيات در زمين را طلب كرد خداوند عادل به پاس عبادتش به او حيات در دنيا عنايت فرمود.

آياتي كه دلالت بر حرمت گناه و بيان حال عاصي و آثار آن دارد
اينك آيات و رواياتي كه بر حرمت گناه و بيانگر مسئوليت انسان در پيشگاه پروردگار و نيز آثار وضعي گناهان بر انديشه و دل و علم و آگاهي خداوند به اعمال و كردار آدميان و نيز محاسبه دقيق از گنهكاران دلالت دارند ذكر مي شود.
وَ ذَروا ظاهِرَ الاثْمِ وَ باطِنَهُ اِنَّ الَّذينَ يَكسِبونَ الاِثْمَ سَيَجْزَونَ بِما كانُوا يَقتَرِفُونَ. 1
«هر گناه و عمل زشت را در ظاهر و باطن ترك كنيد كه محققاً هر كس كسب گناه كند به زودي به كيفر آن خواهد رسيد».
وَ لا تَقرِبُوا الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنها وَ ما بَطَنَ. 2
«بر كارهاي زشت آشكار و نهان آن نزديك نشويد».
بَلي مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَ اَحاطَت بِهِ خَطي ئَةُ فَاولئِكَ اَصحابُ النّارِ هُم فيها خالِدونَ. 3
«آري هر كس اعمال زشت اندوخت و كردار بد به او احاطه نمود چنين كس هر كه باشد اهل دوزخ است و در آتش پيوسته معذب خواهد بود».
اِنَّ السَّمعَ وَ البَصَرَ وَ الفُؤادَ كُلَّ اُولئِكَ كانَ عَنهُ مَسئولاً. 4
«به تحقيق چشم و گوش و دلها در پيشگاه خدا مسئول هستند».
وَ تَعاوَنوا عَلي البِرِّ وَ التَّقوي وَ لاتَعاوَنوا عَلَي الاِثمِ وَ العُدوان. 5
«شما به يكديگر در نيكوكاري و تقوي كمك كنيد بر گناه و ستم كاري يار هم نباشيد».

وَ كَفي بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبيراً بَصيراً. 1
«و تنها خداي تو كه بر گناهان بندگانش آگاه و باخبر است كفايت مي كند».
وَ نَحنُ اَقرَبُ اِلَيهِ مِن حَبلِ الْوَريدِ. 2
«ما از رگ گردن به انسان نزديك تريم».
وَ اِن تُبْدوا ما في اَنفُسِكُم اَو تُحْفوهُ يَحاسِبكُم بِهِ اللهُ. 3
«واگر آنچه در دل داريد آشكارا و يا مخفي كنيد همه را خدا در محاسبه شما خواهد آورد».
قُلْ اِنْ تُحفُوا ما في صُدُرِكُمْ اَوْ تُبدُوهُ يَعْلَمْهُ اللهُ ... 4
«بگو اي پيغمبر هر چه را دل پنهان داشته و يا آشكار كنيد خدا بر همه آگاه است».
وَ نَضَعُ المَوازينَ القِسطَ لَيَومِ القِيامةِ فَلا تُظْلَمُ نَفسٌ شَيئاً وَ اِنْ كانَ مِثقالَ حُبَّةٍ مِنْ خَردَلٍ اَتَينا بِها وَ كَفي بِنا حاسِبينَ. 5
«و ما ترازوهاي عدل را براي روز قيامت خواهيم نهاد و ستم بر هيچ نفسي نخواهد شد و اگر عملي به قدر دانه خردلي باشد در حساب آريم و تنها علم ما از همه حسابگران كفايت خواهد كرد».
يَومَئِذٍ يَصدُرُ النّاسُ اَشتاتاً لَيُروا اَعمالَهُم فَمَن يَعْمَل مِثقالً ذَرَةٍ خَيراً يَرَهُ، وَ مَنْ يَعمَلْ مِثقالَ ذَرَّةٍ شَراً يَرَهُ. 6
«در آن روز قيامت مردم از قبرها پراكنده بيرون آيند تا اعمال خود را ببينند پس هر كس به قدر ذره اي كار نيك كرده پاداش آن را خواهد ديد و هر كس به قدر ذره اي كار زشتي مرتكب شده آن هم به كيفرش خواهد رسيد».
رواياتي كه دلالت بر حرمت گناه و بيان حال عاصي و آثار معصيت دارد
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان