میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله پيدايش جنگل


کد محصول : 10001422 نوع فایل : word تعداد صفحات : 41 صفحه قیمت محصول : 5000 تومان تعداد بازدید 400

فهرست مطالب و صفحات نخست


    پيدايش جنگل 

تعريف جنگل و انواع آن
مقدمه

جنگل منطقه وسيعي پوشيده از درختان ، درختچه ها و گونه هاي علفي است كه همراه با جانوران وحشي نوعي اشتراك حياتي گياهي و جانوري را تشكيل داده و تحت تاثير عوامل اقليمي و خاكي قادر است تعادل طبيعي خود را حفظ كند.
حداقل سطحي كه براي تشكيل جنگل از نظر علمي لازم است بسته به نوع گونه درختي ، شرايط محيطي و غيره تغيير مي كند. اين مساحت در شرايط معمولي حداقل 3/0 هكتار  ( 3 هزار متر مربع ) است. واژه « جنگل » از زبان سنسكريت است و به اكثر زبانهاي اروپايي نيز وارده شده است و معناي جنگل طبيعي و بكر را مي دهد. جنگل بسته به نوع پيدايش آن و خصوصيات ساختاري به جنگل بكر ، جنگل طبيعي ، جنگل مصنوعي يا جنگل دست كاشت طبقه بندي مي شود.
جنگل بكر يا جنگل دست نخورده ، جنگلي است كه بدون دخالت انسان بوجود آمده است و تركيب گونه هاي درختي و درختچه اي و علفي آن طوري است كه وضعيت كاملاً طبيعي را نشان مي دهد .چوب و ساير فرآورده هاي توليد شده در جنگل بكر در همان سيستم طبيعي تجزيه شده و به خود جنگل بر مي گردد. بعبارت ديگر از جنگل بكر هيچ گونه موادي ( زنده يا غير زنده ) به خارج از آن حمل نمي شود.
رويش چوبي جنگلهاي بكر كه به حالت تعادل رسيده باشند عملاً صفر است ، يعني همان قدر كه چوب و ساير مواد آلي توليد مي شود همان قدر هم تجزيه مي شود و يا مي پوسد. بعبارت ديگر چرخه رفت و بازگشت مواد در يك جنگل بكر چرخه اي بسته است.
در جنگل بكر بين توليد كنندگان ( گياهان ) ، مصرف كنندگان ( جانوران ) و تجزيه كنندگان ( جانوران ريز ) يك اشتراك حياتي متقابل و پايدار برقرار است . جنگل هاي بكر از تنوع زيستي بالايي برخوردارند و داراي اطلاعات ژنتيكي ارزشمندي هستند كه تا به امروز بسياري از اين اطلاعات كشف نشده است . امروزه ارزش جنگلهاي بكر بسيار زياد است هر چند كه متاسفانه روند تخريب كمي و كيفي آنها در دنيا روبه افزايش است.
امروزه سعي بر اين است كه جنگلهاي بكر باقي مانده بر روي كره زمين را حفظ و از آنها بعنوان ذخيره گاههاي اطلاعات ژنتيكي و تنوع زيستي استفاده شود. امروزه تبديل جنگلهاي بكر به جنگلهاي صنعتي قابل توجيه نيست و نگهداري آنها حتي از نظر اقتصادي نيز قابل توجيه است.
جنگل طبيعي ، جنگلي است كه بدون دخالت انسان به وجود آمده است ولي انسان به طور مستقيم يا غير مستقيم در آن دخالت ( بهره برداري ) كرده است .
جنگلهاي بكر دست خورده و بهره برداري شده تبديل به جنگلهاي طبيعي مي شوند. بعبارت ديگر جنگلهاي طبيعي جنگلهاي بكر دست خورده هستند. تركيب درختان و سن آنها و تنوع گونه هاي گياهي و جانوري در يك جنگل طبيعي با جنگل بكر متفاوت است و عموماً جنگل طبيعي از نظر زيست محيطي فقيرتر از جنگل بكر است.با وجود اين جنگلهاي طبيعي قادرند چشم اندازهاي طبيعي هر منطقه را حفظ كرده و در اكثر موارد از جنگلهاي مصنوعي يا دست كاشت غني تر و پايدارتر باشند.
جنگلهاي مصنوعي يا دست كاشت يا جنگل انسان ساخت جنگلي است كه به دست انسان و با هدف مشخصي ايجاد شده است و هدف از ايجاد آن توليد چوب، ايجاد مناظر طبيعي ، ‌حفظ آب و خاك ، ايجاد مناطق تفريحي و تفرجي و غيره است.
جنگل مصنوعي معمولاً به صورت نهالكاري (درختكاري) به وجود مي آيد، هر چند اين جنگلها را مي توان با كاشت بذر نيز به وجود آورد. تجربه نشان داده است جنگلهاي مصنوعي كه با اين روش به وجود آمده اند پايدار و نزديك تر به جنگلهاي طبيعي هستند. جنگل مصنوعي كه با قلمه ايجاد شده ، قلمستان ناميده مي شود ( مثل قلمستان هاي صنوبر در بسياري از نقاط كشور ) البته بايد متذكر شد كه قلمستان ها در اكثر نقاط دنيا از نظر حقوقي جزو جنگلها محسوب نمي شوند. امروزه ايجاد جنگلهاي مصنوعي در دنيا از اهميت بالايي برخودار است چرا كه به افزايش نياز چوبي در جهان پاسخ مي دهد.
چنانچه جنگلهايي در زمين هاي زراعي و باير با هدف توليد چوب با استفاده از روشهاي پيشرفته زراعي از قبيل شخم زدن ، كود دادن و غيره ايجاد شده باشد به آن زراعت چوب اطلاق مي شود. حجم زراعت چوب در زمينهاي غير جنگلي در تمام دنيا در حال افزايش است.
علاوه بر سه نوع جنگلي كه تعاريف آن ذكر شد در كشور ما از اصطلاح « بيشه » هم استفاده مي شود. ما بيشه را معمولاً براي پوشش هاي گياهي به كار مي بريم كه اطراف رودخانه و شيار دره ها در مناطق خشك ظاهر مي شوند. اين واژه به تجمع درختچه ها در نيزارها نيز اطلاق مي شود.
پيدايش جنگل و طبقه بندي آن
جنگلهاي دنيا از حدود 140-60 ميليون سال پيش به وجود آمده اند. بسته به نوع درختان تشكيل دهنده ، جنگلهاي دنيا را به دو نوع سوزني برگ و پهن برگ تقسيم مي كنند.
جنگلهاي سوزني برگ دنيا قديمي تر از جنگلهاي پهن برگ هستند و پيدايش اوليه اين جنگلها در دوران دوم زمين شناسي در دوره كرتاسه يعني حدود 140 ميليون سال قبل رخ داده است. جنگلهاي پهن برگ در مقابل جنگلهاي سوزني برگ تكامل يافته تر در عين حال جديدتر هستند. اين جنگلها در دوران سوم زمين شناسي در حدود 60 ميليون سال پيش به وجود آمده اند. از آن زمان تاكنون جنگلهاي دنيا دائماً در حال تحول و تكامل بوده و اگر انسان در روند آن دخالتي نداشته باشد سير تحول وتكامل آنها همچنان ادامه خواهد يافت.
در اواخر دوران سوم زمين شناسي اقليم كره زمين روبه سردي گذاشت به طوري كه در اوايل دوران چهارم ( حدود يك ميليون سال پيش ) بارشهاي آسماني اكثراً به صورت برف درآمد و به خصوص در عرضهاي جغرافيايي بالاتر از 40درجه شمالي و يا ارتفاعات بالاي 3 تا 4 هزار متري عرضهاي پايين تر يخچال هاي طبيعي تشكيل شدند و به تدريج رشد كردند، به عبارت ديگردوران هاي يخبندان به وجود آمد.
يخچال هاي طبيعي اكثر جنگلهاي مناطق مذكور ( بالاتر از 40 درجه عرض شمالي ) را در زير خود مدفون ساختند . با گرم شدن آب و هواي كره زمين يخچالها ذوب شدند يا به اصطلاح عقب نشيني كردند و پس از مدتي دوباره بر اثر سرد شدن اقليم يخچال ها شروع به پيشروي كردند.
در طول يك ميليون سال كه از اوايل دوران چهارم مي گذرد چهار دوره يخبندان به وجود آمد و در اين زمان كليه جنگلهايي كه بالاتر از عرضهاي 40 درجه بود از بين رفتند. آخرين دوره يخبندان در حدود 18 هزار سال پيش به اتمام رسيد و آب و هواي كره زمين روبه گرم شدن نهاد. لازم به توضيح است كه جنگلهاي ايران مخصوصاً جنگلهاي شمال كشور در اين مدت از هجوم يخچال ها مصون ماندند و به توسعه و تكامل خود ادامه دادند. اكثر جنگلهاي كنوني اروپايي پس از پسروي آخرين يخچالها به وجود آمدند. به عبارت ديگر جنگلهاي كنوني كشورهاي اروپايي شمال آمريكا و آسياي شمالي جنگلهاي « جوان » هستند و قدمت تكاملي آنها به 10 هزار سال نمي رسد.
در صورتي كه جنگلهاي شمالي ايران جنگلهاي كهن هستند و قدمت آ‎نها بيش از يك ميليون سال است. اين اطلاعات ارزشمند ، اهميت ژنتيكي جنگلهاي خزري را به خوبي نشان مي دهد.
امروزه با مطالعات گرده شناسي ثابت شده است كه قدمت جنگلهاي راش اروپا به 6 هزار سال هم نمي رسد . از اين رو است كه در مقايسه جنگلهاي راش شمال ايران ،‌جنگلهاي منطقه قفقاز و شمال تركيه نيز جزو جنگلهاي كهن پهن برگ مناطق معتدله محسوب مي شوند. با توجه به طول تحول و تكامل جنگلهاي دنيا، جنبشهاي قاره اي ، نوسانات اقليمي در سطح كلان و عوامل ديگر ، امروزه 5 نوع جنگل در دنيا قابل تفكيك است. اين جنگلها از قطب شمال به طرف خط استوا به ترتيب عبارتند از :
1-    جنگلهاي سوزني برگ مناطق سرد نيمكره شمالي ( جنگلهاي بوره آل )
2-    جنگلهاي پهن برگ خزان كننده ( سبز تابستانه ) مناطق معتدله ( جنگلهاي راش و بلوط )
3-    جنگلهاي هميشه سبز مناطق مديترانه اي ( جنگلهاي زوبين و زيتون )
4-    جنگلهاي پهن برگ مناطق نيمه استوايي ( هميشه سبز و سبز باراني )
5-    جنگلهاي پهن برگ مناطق استوايي ( هميشه سبز و سبز باراني )
در كشور پهناور ما به دليل پستي و بلندي فراوان و اقليم متنوع سه نوع از جنگلهاي پنج گانه دنيا وجود دارد. جنگلهاي سبز تابستانه راش و بلوط در شمال ايران ، جنگلهاي هميشه سبز مديترانه اي ( جنگلهاي زوبين و زيتون ) در شمال و جنوب غرب و همچنين جنگلهاي پهن برگ گرمسيري مختص مناطق نيمه استوايي مثل جنگلهاي كهور و كنار و جنگلهاي ماندابي ( مانگرو ) در جنوب ايران .
به اين ترتيب كشور ما حالتي استثنايي دارد. جنگل هاي راش در شمال و جنگلهاي مانگرو در جنوب ايران كه به كشور ما جايگاهي ويژه و نادر مي بخشد.
علل پديد آمدن جنگلهاي پنجگانه دنيا عبارت است از شرايط كلي تحول و تكامل تاريخ از دوران سوم ، پديده قاره زدايي در اين دوران و همچنين شرايط كلي اقليمي و خاكي حاكم بر نقاط مختلف كره زمين كه در اين مورد نقش اساسي دارند. طبقه بندي ساده تر و گزيده تر ، طبقه بندي جنگلهاي دنيا به سه نوع : جنگلهاي سوزني برگ ، جنگلهاي پهن برگ و جنگلهاي آميخته سوزني برگ و پهن برگ است.
البته تقسيم بندي هاي دقيق تر و تفصيلي تر هم براي جنگلهاي دنيا وجود دارد كه براساس هر يك از آنها جنگلهاي دنيا به 10 و يا حتي 60 نوع تقسيم مي شوند.
پراكنش جنگلها
پراكنش جنگلها در تمام نقاط كره زمين يكسان نيست . اصولاً براي ايجاد جنگل در يك منطقه ، شرايط زيست محيطي خاصي مورد نياز است. اين شرايط عبارتند از حرارت و رطوبت كافي منظور از حرارت و رطوبت كافي براي پيدايش جنگل در يك منطقه وجود حداقل 2 ماه گرم در سال است. كه به مدت 60 روز درجه حرارت روزانه به طور متوسط از 10 درجه بالاتر باشد.
وجود رطوبت كافي يعني بارندگي كه مقدار كافي نيز ضرورت دارد كه براي رشد جنگل خوب حداقل به 600 ميلي ليتر بارندگي در سال نياز وجود دارد و از اين مقدار حداقل نيمي از آن بايد در دوره رشد گياهي يعني دوره گرم سال ( بهار و تابستان ) ريزش كند. به طور مثال مناطق شمالي كشور ما اين شرايط را دارد و به همين دليل ما از آستارا در غرب گيلان تا جنگل گلستان در شرق استان گلستان جنگلهاي انبوه پهن برگ راش و بلوط داريم. حال چنانچه ميزان بارندگي سالانه بين 300 تا 600 ميلي ليتر باشد جنگلهاي به اصطلاح كم پشت يا تنك ظاهر مي شوند. ( مثل اكثر جنگلهاي منطقه زاگرس در غرب وجنوب غرب كشور ) جنگلهاي كويري با گونه هايي مثل تاغ و گز قادرند حتي با بارندگي 100 تا 200 ميلي ليتر در سال ظاهر شوند. اين جنگلها ، ديگر قدرت توليد زياد چوب را نداشته و بيشتر از نظر حفاظت خاك وجلوگيري از فرسايش اهميت دارند.
در مناطق استوايي حرارت كافي در تمام طول سال وجود دارد وميزان بارندگي سالانه اكثراً بيش از 2 هزار ميلي ليتر است و اين امتياز سبب پيدايش جنگلهاي انبوه و غني از گونه هاي مختلف درختي مي شود.
به طور كلي در كره زمين دو نوار جنگلي مهم وجودا دارد : نوار جنگلي استوايي كه بيشترين تمركز اين جنگلها در آمريكاي جنوبي (برزيل) ، آفريقاي غربي و مركزي (كنگو) و آسياي جنوب شرقي ( اندونزي) است و نوار جنگلي ديگر كه جنگلهاي سوزني برگ مناطق سرد را در نيمكره شمالي در برمي گيرد و شامل كشورهاي كانادا، اسكانديناوي و روسيه (سيبري) است. اين جنگلها از نظر توليد چوب هاي صنعتي و خمير كاغذ و مقوا اهميت دارند. در مقابل ، جنگلهاي استوايي از نظر تنوع زيستي و ژنتيكي وگياهان دارويي اهميت دارند و نقش اين جنگلها در اقليم كره زمين  (بادهاي پاسات ) در حال افزايش است. امروزه حفاظت از تنوع زيستي در جنگلها ، استفاده از اطلاعات ژنتيكي وخواص دارويي گياهان جنگلي و حفظ تعادل زيستي بين گياهان وجانوران وحشي جزو اهداف كلي كشورهاي جهان است كه بعد از كنفرانس « ريودوژانيرو »‌ در سال 1992          كنوانسيون هاي مختلف را امضاء كرده اند و مي كوشند با مديريت صحيح از جنگلهاي دنيا چه از طريق حفاظت و چه از طريق بهره برداري به روشهاي همگام با طبيعت شرايط لازم و كافي را براي توسعه پايدار در اكوسيستم هاي طبيعي به وجود آورند.
 
        آرامش در پناه جنگلها
 ارزش هاي زيست محيطي جنگل
جنگلها به عنوان يكي از مهمترين سامانه هاي حيات بخش بشر جايگاه انكارناپذيري در تامين رفاه ، آسايش و سعادتمندي جوامع بشري دارند.
وجود ارزش هاي متعدد و متنوع اقتصادي و زيست محيطي در پيكره اين منابع ارزشمند الهي ، تكيه گاه مطمئن و استواري براي تداوم و ارتقاي زيست جانوران به ويژه انسان و متضمن شكوفايي حيات جوامع بشري و توسعه پايدار است.
متاسفانه همه ساله سطوح بسيار زيادي از جنگلهاي دنيا بر اثر عوامل متعدد از جمله بهره برداري غير اصولي و مفرط منهدم مي شود. در ميان علل وعوامل امحاء و نابودي جنگلها ، ناآگاهي از خواص و ارزش هاي زيست محيطي اين منابع نيز به سهم خود تاثيرات زيانباري داشته و دارد.
بنابراين به منظور شفاف سازي و جلب توجه اذهان و افكار عمومي ، به مشاركت فعال در ايفاي رسالت خطير ملي و مذهبي براي حفظ ، احياء و توسعه اين منابع ارزشمند ، برخي اثرات زيست محيطي جنگلها را بر مي شماريم تا روند فزايند تجاوز وتخريب جنگلها كاهش يابد و در نهايت متوقف شود ، چرا كه متعقديم حفاظت و توسعه جنگلها با عزم و اراده ملي و همكاري و همدلي هموطنان عزيز و همچنين تلاش مجدانه مسئولين و متخصصين كه زمام امور را در دست دارند امكان پذير است.
جنگلهاي واقع در اراضي جلگه اي ، ميان بند و ارتفاعات فوقاني حوضه هاي آبخيز با تنظيم جريانهاي آبي ، جلوگيري از فرسايش آب، ، باد ،خاك و طغيان رودخانه ها ، افزايش عمر مفيد مخازن آبي و سدها تعديل آب و هواي محيط وتامين آب مورد نياز اراضي كشاورزي ، پشتوانه اي مطمئن براي زمين هاي كشاورزي واقع در دشت هاي مشرف به حوضه هاي آبخيز به شمار مي آيند و در افزايش توليد و ارتقاي كيفي محصولات كشاورزي در واحد سطح تاثير به سزايي دارند.
اراضي جنگلي به دليل ريشه دواندن گياهان و درختان و فعاليت ميكروارگانسيم هاي موجود در جنگلها ، موجب نفوذ نزولات آسماني درخاك و ذخيره اين نزولات مي شوند به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به ذخيره سازي 500 تا 2 هزار متر مكعب آب است. ضمن اين كه زمان نفوذ يك ليتر آب در جنگل حدود 7 دقيقه و در اراضي كشاورزي 46 دقيقه است در حالي كه در مناطق غير جنگلي اين زمان به حدود 4 ساعت افزايش مي يابد.
به عبارتي توان نفوذ پذيري نزولات در خاك هاي جنگلي 40 برابر بيشتر از اراضي غير جنگلي است. پوشش هاي گياهي به ويژه درختان در كاهش آلودگي هواي ناشي از سوخت واحدهاي صنعتي ، خودروها ومنازل تاثير به سزايي دارند. جنگلها از مصرف كنندگان عمده دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي ياد شده هستند.
جنگلها با انجام عمل فتوسنتزيكي از منابع مهم توليد اكسيژن مورد نياز جانوران و انسان به شمار مي آيند.
به طوري كه هر هكتار جنگل قادر به توليد اكسيژن مورد نياز دست كم ده نفر در طول سال خواهد بود.به دليل تنوع ساختار افقي و عمودي درختان جنگلي ، به ويژه وجود درختاني با سرشت متفاوت و طبقات ارتفاعي مختلف ، جنگلها در مطلوبيت بهره مندي از اثرات فيزيكي، شيميايي و حرارتي پرتو خورشيد براي انسان ها تاثير به سزايي دارند، ضمن اين كه وضعيت تابش نور خورشيد در فضاي جنگلي نقش موثري در آرامش روحي انسانها دارد. جنگلها موجب تعديل آب و  هواي محيط مي شوند ، در ساعات روز به اين دليل كه شاخ و برگ درختان مانند حفاظي در برابر پرتو نوراني خورشيد قرار مي گيرند ، دماي هواي جنگل كمتر از دماي فضاي غير جنگلي است و در طول شب نيز به اين دليل كه تغيير و انعكاس حرارتي دما در محيط وخاك جنگلي كمتر است ، هواي محيط جنگلي خنك تر از فضاي باز است .در جنگل ، تركيبي از آواي دلنواز پرندگان ، جريان آب دره ها و  رودخانه ها و به هم خوردن برگها و شاخه ها به روح و روان آدمي آرامش مي بخشد.
از آنجا كه محيط جنگلي فاقد انواع صداهاي گوشخراش و مخرب است ، محيطي امن و آرامش بخش براي استراحت انسانهاي خسته از فعاليت در مراكز صنعتي و شهري درايام فراغت است. شاخ و برگ درختان جنگلي گرد و غبار هوا را كه توسط باد جابه جا مي شوند ، جذب ميكنند و آلودگي هوا را كاهش مي دهند. سرب معلق در هوا حاصل فعاليت واحدهاي صنعتي و وسايل نقليه موتوري و يكي از مواد سمي وخطرناك براي انسان است كه از طريق تنفس جذب مي شود و عوارض و پيامدهاي ناگواري بر سلامت انسان دارد. يكي از اثرات مفيد جنگلها جذب مقدار زيادي از دوده سرب معلق درهوا است كه از عوامل حفظ تندرستي انسان به شمار مي آيد .سيماي ظاهري درختان چشم انداز آرامش بخش ومطلوبي براي انسان به شمار مي آيد. درختان ودرختچه ها به دليل دارا بودن رنگهاي مختلف چشم اندازي طبيعي و ديدني در برابر ديدگان آدمي قرار مي دهند . به ويژه رنگ سبز برگ درختان كه از نظر رواشناسي از جمله رنگهاي آرامش بخش است. جنگل همچنين در زيبا سازي محيط زندگي جوامع بشري جايگاه ويژه اي دارد. مقاومت جنگل در مقابل ويرانگري هاي باد و طوفان ، نشانه و نمادي از دوستي طبيعت و بشر است . درختان جنگلي در كاهش سرعت باد و طوفان نقش بسزايي دارند وموجب كاهش اثرات تخريبي اين عوامل مي شوند . پوشش گياهي درختان به دليل حفاظت از خاك ، قدرت نگهداري وجذب نزولات وكاهش سرعت سقوط برف و باران بر زمين نقش انكار ناپذيري در جلوگيري از جاري شدن سيلاب و كاهش اثرات مخرب آن دارد. با توجه به اين كه كاهش درجه حرارت هوا سهمي در افزايش رطوبت نسبي هوا دارد، درختان جنگلي با جذب نزولات و ذخيره كردن آن در سفره هاي آب هاي زير زميني و تبخير آن در ايام خشك ، موجب افزايش رطوبت نسبي هوا در فضاي جنگل مي شوند. افزون بر اين كه شاخ و برگ درختان با جلوگيري از تابش مستقيم نور خورشيد و كاهش اثرات تخريبي پرتوهاي خورشيدي ، مانع تبخير سطحي رطوبت خاك مي شوند.
درختان با جذب ،نگهداري و افزايش زمان ذوب برفها بر روي شاخ و برگ خود از تجمع آنها جلوگيري كرده و مانع حركت توده هاي عظيم برف به شكل بهمن مي شوند.از آنجا كه توليد دي اكسيد كربن ناشي از سوختهاي فسيلي انعكاس پرتوهاي خورشيدي را از زمين ناممكن مي سازد،  در نتيجه ميانگين گرماي زمين افزايش يافته و پديده موسوم به گلخانه اي ايجاد مي شود كه اختلال در محيط زيست انساني را به دنبال دارد. بنابراين حفاظت وتوسعه جنگلها موجب جذب و رسوب دي اكسيد كربن ومانع افزايش گرماي زمين و بروز پديده گلخانه اي خواهد شد. جنگلها بعنوان  محيط زيست طبيعي ، مامن بسياري از حيوانات وحشي و پرندگان هستند و نقش موثر آنان در بهسازي محيط زيست انكار ناپذير است.
با توجه به رشد فزاينده جمعيت انساني و توسعه بي حد و حصر تكنولوژي و قرارگرفتن در عصر فرا صنعتي كه جوامع بشري از يك طرف با محدوديت منابع جنگلي و از سوي ديگر با آلودگي محيط زيست دست به گريبان هستند، نقش و جايگاه جنگلها به دليل برخورداري از ارزش هاي فراوان و متنوع در جلوگيري از آلودگي ها اجتناب ناپذير است. همان طور كه مي دانيم لايه ازن به مثابه سپري دفاعي در تقابل با اثرات تخريبي پرتو فرابنفش داراي اهميت ويژه است . جنگلها با تثبيت لايه ازن موجب كاهش آثار زيانبار پرتوهاي فرابنفش و بيماريهاي ناشي از آن خواهند شد. كنترل آفات و امراض گياهي و جلوگيري از هجوم گونه هاي مهاجم به محصولات كشاورزي، پديد آمدن ارزشهاي زيبايي شناختي و هنري ، توليد انواع فراوردهاي غير چوبي ، امكان فعاليتهاي جنبي مانند پرورش انواع آبزيان ، زنبورداري ، توليد قارچ ، فراهم ساختن زمينه هاي گردشگري و بسياري از فوايد ارزشمند ديگر دست آوردهاي گرانبهايي هستند كه به يمن حضور و حفاظت جنگلها در اختيار بشر قرار گرفته اند. اهميت روز افزون نقش زيست محيطي جنگلها و تاثير همه جانبه آن در توسعه پايدار ايجاب مي كند براي ترويج فرهنگ حفاظت و حراست از جنگلها و به منظور برخورداري كامل از كليه ارزشهاي زيست محيطي دست در دست يكديگر ،تلاشي مشترك را عينيت بخشيم تا جنگلها همچنان به عنوان ابزار آرامش و سعاتمندي نسلهاي امروز و فردا پايدار بمانند.
ارزش هاي اقتصادي جنگل
امروزه فوايد جنگل بدليل گستردگي دامنه آن بعنوان بستر حيات و زيربناي حيات انساني نام برده مي شود . داشتن نقش اساسي در امور تفريجي و تفرجگاهي و ايفاي نقش بعنوان پشتوانه اساسي و اصلي كشاورزي ، ايجاد درآمد براي دولت وملت و همچنين توليد محصول پر ارزشي به نام چوب كه زمينه اشتغال تعداد كثيري از افراد جامعه را فراهم ساخته و موجب رونق و شكوفايي اقتصادي كشورهايي مي شود كه از اين نعمت الهي برخوردارند و به نحوشايسته ومطلوبي هم از آن استفاده مي كنند. برخي از ويژگي هاي منحصر به فرد، و برتري هاي اين ماده پرارزش مورد بررسي اجمالي قرار مي گيرد تا شايد با شناخت بيشتري كه از آن صورت مي گيرد قدر جنگلهاي با ارزش كشورمان را كه توليد چوب تنها يكي از صدها فوايد آن را تشكيل مي دهد خوب دانسته و در راه حفظ ، حراست و توسعه آن مجدانه و صادقانه بكوشيم . در اين ميان هر چند شناخت اصولي جامعه مان از اين ماده پرارزش ، اندك است ولي در مقابل بسياري از محافل علمي و مجامع معتبر دانشگاهي جهان در راه آشنايي آحاد ملت با اثرات ارزنده اين ماده و نقش بنيادين آن در روند تداوم و تكامل زندگي انسانها گامهاي موثر و بلندي برداشته ونقش اساسي آن را به خوبي مبرهن و آشكار ساخته اند.
موزه آلتونا در هامبورگ آلمان و موزه علوم طبيعي لندن از جمله اين محافل و مراكز علمي به شمار مي آيند و توانسته اند با جمع آوري بسياري از وسايل و لوازم چوبي مورد استفاده بشر در طول تاريخ كه در عمده موارد در خور تحسين و اعجاب برانگيز است نقش حياتي چوب و وجود جنگل ها را در روند تكامل زندگي انسان هابه خوبي تبيين كنند. البته ناگفته پيداست مصرف چوب در انجام كارهاي بزرگ و با ارزش در كشور كه مهد دانش معماري جهان به حساب مي آيد نيز مسبوق به سابقه طولاني است زيرا از دوران گذشته هنر ساختمان سازي با آثار جاودانه اي همراه بود و از ديرباز اين سرزمين كانون اصلي استفاده بهينه و اصولي از چوب بوده است. بهترين شاهد اين مدعا وجود ساختمان هاي بزرگ تخت جمشيد ، چهل ستون ، عالي قاپو در اصفهان ، مسجد بايزيد بسطامي و صدها آثار معماري ديگري است كه هر يك در جاي خود از جمله مفاخر ارزنده ملي ما به حساب مي آيند.
اين در حالي است كه بر اثر حمله مهاجمان بيگانه بسياري از صنايع مستظرفه چوبي به همراه انبوهي ديگر از آثار كشورمان از بين رفته است. تخت جمشيد توسط اسكندر مقدوني به آتش كشيده شد و فقط خرابه هايي از آن باقي ماند و ديگر مهاجمان نيز به نوعي نسبت به نابودي اين صنايع اقدام كردند ولي با اين همه در اين بخش هنوز آثار هنري چوبي ارزنده و نفيسي وجود دارد كه عمده آنها را در ساختمان مساجد، مزارها ، اماكن مقدسه ( نظير در، منابر ، كنده كاري ها و شبكه بندي ها ) مي توان يافت كه تماماً با دست و ابزار دستي ساخته شده اند وتعدادي نيز جزء شاهكارهاي هنري چوبي در سطح جهان به شمار مي آيند.
در نظر آوريم اصولاً اين ماده گرانبها پيوسته به زيبايي ساختمانها و ويلاها جلوه اي خاص مي بخشد و اگر بهره برداري از منبع توليد آن ( يعني جنگل ) به طريق علمي و اصولي انجام پذيرد مي توان به طور مستمر آن را دراختيار مردم قرار داد.
ماده اي كه به راحتي قابل استحصال است و استحصال آن برخلاف بسياري از فراورده هاي طبيعي سوخت مستلزم صرف هزينه هاي هنگفت و استقرار سازمانهاي وسيع وگسترده نيست و به راحتي و آساني انجام مي پذيرد. نعمتي كه با اعمال روشهاي علمي مي توان در ميزان رويش آن قبل از مصرف در كيفيت آن هنگام مصرف دخالت كرد. فراورده هاي كه مواد استخراجي آن متعدد است و برخي از آنها نظير تائن ، رزين و مواد رنگي به سهم خود از اهميت اقتصادي در خور توجهي برخوردار است. از سوي ديگر فراواني اين مواد و مواد تخمير شونده آن نيز موجب گسترش صنايع تقطيري و تخميري زيادي شده است . ماده پرارزشي كه در مصارف عادي نسبت به عوامل شيميايي و فيزيكي و جو مقاوم است و مانند اكثريت فلزات بر اثر اكسيژن هوا اكسيد نمي شود و مثل بعضي از سنگها ومصالح ساختماني در مقابل گاز كربينك هوا تجزيه نمي شود ومانند بتن بر اثر يخبندان خرد و مانند پلاستيك به مرور پليمريزه و شكننده نمي شود و بر همين اساس در ساختمان اسكله بنادر و احداث ديگر اماكني كه با تغييرات شديد جوي مواجه هستند و يا محل هايي كه انواع گاز در آن پخش  مي شود، مي تواند به طور گسترده اي به كار برده شود.
اين ماده ميخ و پيچ را به خوبي در خود نگه مي دارد و امكان اتصال قطعات آن نيز به وسيله چسب به خوبي ميسر است .كار با انواع وسايل دستي و لوازم ماشيني با آن به سهولت انجام مي پذيرد و به دليل داشتن خاصيت عايق نسبي در مقابل حرارت در ، ايزولاسيون هاي حرارتي و ساخت دسته ي افزارها كاربرد گسترده دارد و به دليل داشتن ضريب هدايتي حرارتي بسيار زياد داغ نمي شود ضمن اين كه در دماي اندك نيز يخ نمي بندد و به خاطر همين خاصيت ، كبريت از چوب ساخته مي شود. از قابليت رنگ پذيري و پرداخت بسيار خوبي برخوردار است. ماده اي است الاستيك و مقاوم به ضربه كه مي تواند براحتي در برابر نيروهاي مقاوم مكانيكي انعطاف نشان دهد و در شرايط عادي با مواد شيميايي مانند اسيدها و قليايي هاي رقيق تركيب نمي شود . هنگام شكستن يكباره مقاومت خود را از دست نمي دهد بلكه الياف آن به تدريج با ايجاد صدا از هم جدا مي شوند ، اين خاصيت ، از دلايل استفاده از چوب در معادن و داربست ها است. در ضمن در بيشتر موارد فاقد بو و طعم خاص است و بو و طعم اشياي مجاور را تغيير نمي دهد . داراي حداقل انبساط وكمترين ميزان انقباض در مقابل تغييرات درجه حرارت و داراي ده ها امتياز و ويژگي هاي منحصر بفرد ديگر است .
چنين وضعيتي ايجاب مي كند آحاد ملت در سايه عزم و اراده ملي وهمراهي وهمكاري بي دريغ با مسئولين واحدهاي مربوط بعنوان متوليان امور منابع طبيعي كشور، موجبات حفظ ، حراست وتوسعه وگسترش بيش از پيش جنگلها را كه پيوسته اشتغال زايي هم وطنان و رونق اقتصادي كشور عزيزمان را به دنبال دارد فراهم سازند و سبب ساز خرمي و سرسبزي و آباداني خاك پاك ايران زمين باشند.
اي كه مي بيني جهان را برقرار                  شد جهان از سبزه زاران برقرار
 
مساحت جنگلهاي شمال كشور طي 3 دهه اخير 590 هزار هكتار (بيش از 22 درصد) كاهش يافت

به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ، بر اساس عكسهاي ماهواره‌اي مساحت جنگلهاي شمال كشور در سالهاي 1974- 1975، 2 ميليون و 640 هزار هكتار بوده است كه اين رقم بين سالهاي 1988-1989 به حدود 2 ميليون و 480 هزار هكتار و در سالهاي 2001-2002 به حدود 2 ميليون و 50 هزار هكتار رسيده است كه به اين ترتيب از 22 درصد كاهش مساحت اين جنگلها طي 3 دهه اخير بيش از 17 درصد متعلق به 20 سال قبل بوده است.
بر اساس آخرين مستندات سازمان حفاظت محيط زيست، در اين مدت استانهاي گلستان با 27 درصد، گيلان، 22 درصد و مازندران 21 درصد كاهش مساحت جنگل روبه‌رو بوده‌اند. همچنين بر اساس عكسهاي ماهواره‌اي مساحت جنگلهاي استان گلستان در سالهاي 1974-1975 حدود 490 هزار هكتار بوده كه اين رقم در سالهاي 1988-1989 به 454 هزار هكتار و در بين سالهاي 2001-2002 به 359 هزار هكتار رسيده است.
بنا بر اعلام اين سازمان، مساحت جنگلهاي گيلان در سالهاي 1974-1975 حدود 818 هزار هكتار بوده و در سالهاي 1988-1989 به حدود 770 هزار هكتار و در سالهاي 2001-2002 به حدود 636 هزار هكتار رسيده است.
بر پايه اين گزارش، مساحت جنگلهاي استان مازندران نيز در سالهاي 1974-1975 حدود يك ميليون و 330 هزار هكتار بوده كه اين رقم در سالهاي 1988-1989 به حدود يك ميليون و 256 هزار هكتار و در سالهاي 2001-2002 به يك ميليون و 55 هزار هكتار رسيده است.
آمارهاي موجود نشان مي‌دهد استانهاي گلستان با 21 درصد، مازندران 16 درصد و گيلان 5/4 درصد كاهش مساحت جنگلهاي خود طي 2 دهه اخير مواجه بوده‌اند كه در اين مدت بيشترين كاهش مساحت جنگلهاي شمال كشور به ترتيب در استانهاي مازندران با 201 هزار هكتار، گيلان 134 هزار هكتار و گلستان 95 هزار هكتار صورت گرفته است.
به گزارش ايسنا، طي 3 دهه اخير نيز به ترتيب استانهاي مازندران با 275 هزار هكتار، گيلان، 182 هزار هكتار و گلستان 131 هزار هكتار كاهش مساحت جنگلهاي خود رو به رو بوده‌اند.
عدم توجه به ارزشهاي زيست‌محيطي و تنوع‌زيستي، عدم ساماندهي صحيح مراكز جمعيتي و مشاغل داخل و حاشيه جنگل، بهره‌برداري‌هاي مجاز ولي بي‌رويه، غيراصولي و كم‌بازده، بهره‌برداري‌هاي غيرمجاز و قاچاق، نبود هماهنگي و نظارت كافي در مديريت، بهره‌برداري خارج از ضوابط زيست‌محيطي از معادن داخل جنگل، جاده‌سازي بدون رعايت ملاحظات زيست محيطي (بيش از 6 هزار كيلومتر)، واگذاري‌هاي بدون برنامه در داخل جنگل و تغيير كاربري اراضي جنگلي به دليل بورس‌بازي و ...، بنا بر اعلام سازمان حفاظت محيط زيست از عوامل اصلي كاهش مساحت جنگلهاي كشور طي سالهاي اخير بوده است.

ثروتي به نام جنگل
«اهميت دامداري در ايران آنقدر زياد بود كه تا قبل از ملي شدن جنگلها فقط 3 درصد از جنگلهاي كشور به نام جنگل و 75% به عنوان مراتع مشجر بنام افراد ثبت شده بود.(دکتر یخشکی )»و جنگل به عنوان يك منبع توليد اهميتي نداشت و از دوران قاجاريه كه جنگلهاي شمال براي بهره داري به مقاطعه كاران خارجي اجاره داده شد ، جنگل اهميت اقصادي پيدا كرد.
نظر به اينكه چوب جنگلي به علت عدم دسترسي نواحي جنوبي به جنگلهاي شمال مورد مصرف قرار نميگرفت از اين رو در قديم شركتهاي خارجي كه قصد بهره برداري از جنگلهاي ذيقيمت شمال كشور را داشته بيشتر منظورشان صدور چوب از طريق درياي خزر بوده است .
 اولين قرار دادي كه براي بهره برداري از جنگلهاي ايران منعقد شد امتيازي است كه در سال 1251 (ه.ش ) به بارون ژوليوس رويترداده شد .طبق قرارداد دولت ايران فقط 15 %‌به عنوان بهره مالكانه ميتوانست دريافت كند و در جائيكه كمپاني درختها را قطع نموده .و دولت قصد فروش اراضي را داشته باشد كمپاني مذكوربراي خريد حق اولويت داشت . اين قرار داد دراثريک بحران سياسي ملغي شد.
در سال 1265 جنگلهاي دولتي استان گيلان جهت بهره برداري به مدت دو سال به مبلغ 500 هزارريال به يك مقاطعه كار روسي اجاره داده شد.
از سال 1302 جنگلهاي دولتي آستارا به مدت 5 سال به يك مقاطعه كار روسي اجاره داده شد . از سال 1307 پيمانكار مذكور جنگلهاي شمشاد بندر گز را قطع و مورد بهره برداري قرار داد.
در سال 1302 پيمانكاران فرانسوي و سوئدي جنگلهاي دولتي طوالش و آستارا را اجاره نمودند .
 


منابع :


منابع و مواخذ :


دكتر محمدرضا مروي مهاجر،استاد دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران

انتشارات جنگل سبز

اداره جنگلباني آستارا

اداره جنگلباني گيلان ومازندران

 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان