میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله درویش خان


کد محصول : 10001554 نوع فایل : word تعداد صفحات : 10 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 429

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m1d1554

فهرست مطالب و صفحات نخست


 درویش خان

در ميان موسيقيدانان سنتي صد سال اخير، غلامحسين درويش معروف به درويش خان، از جهاتي خاص، يكتاست و منحصر به فرد. مهمترين ويژگي او، پيش درآمدها و رنگ هاي ساختة اوست به طرزي كه اولاً بر پايه سنت قديم ايران است و ثانياً بدون تحريف، موجبات پيشرفت موسيقي ايران را فراهم مي آورد، سرگذشت درويش خان سابقاً چندين بار توسط روح اله خالقي و حسينعلي ملاح نوشته شده است و هرمز فرهت، موسيقيدان معاصر نيز آهنگهاي وي را از لحاظ وزن و ضرب تجزيه و تحليل كرده است. نظر به حجم محدود صفات از تكرار مكررات بپرهيز و جنبه هاي تازه يي از زندگي و آثار او را در اينجا مي آورم.
غلامحسين فرزند حاج شير بشير طالقاني به سال 1251 در تهران متولد شد. به سبب علاقه به موسيقي از كودكي در دسته موزيكچي هاي مليجك و كامران ميرزا، نوازندة طبل كوچك بود و به قولي در همانجا با مقدمات موسيقي آشنا گرديد. پس از يك دورة كوتاه آموزش سه تار نزد پدر، به مجلس درس بزرگترين نوازندة تار در آن زمان «آقا ميرزا حسنقلي» راه يافت و بهترين شاگرد او شد. در آن زمان هنرمندان براي حفظ موقيعت اجتماعي و تامين معيشت خويش، دربار سلاطين و امرا را پايگاه خود قرارداده بودند. درويش نيز چنين كرد و در همانجا با رجال معروف و موسيقيدانان و هنر دوستان آن زمان آشنا شد. سپس به دربار شعاع السلطنه (پسر مظفر الدينشاه) راه يافت و جزو نوازندگان مخصوص وي شد، عايدات وي در آنجا كفاف مخارج او را نمي داد و مجبور شد دعوت ديگر بزرگان را نيز براي نوازندگي بپذيرد. بعد از يك برخورد كوتاه با دستگاه جبار شعاع السلطنه كه با وساطت كمال السلطنه (پدر صبا) به خير گذشت، درويش خان از ارباب خود خواست كه كناره گيري اش را از ان دستگاه بپذيرد. او در خواست را با عكس العملي تند مواجه شد و درويش خان از ترس جان، در مملكتي كه هر كس به اتكاي زور و قدرت خود هر كاري مي خواست مي گرد. به سفارش انگليس پناه برد. شخصيت متين و هنر قابل توجه درويش، سفير انگليس را كه در آن زمان سلطان بي تاج و تخت ايران بود بر آن داشت كه با نوشتن نامه اي بي شاهزادة مستبد، سند آزادي درويش خان را بگيرد. از اين پس، او با اشتياق و علاقة بيشتري به كار تدريس پرداخت و به لحاظ روحية، خاص خويش، به گروه انجمن اخوت و مريدان صفاعلي ظهير الدوله درآمد. در كنسرت هاي انجمن اخوت، هميشه رياست گروه را داشت و با تكنولوژي خود، مجلس را به شور مي آورد. بزودي به عنوان مشهورترين نوازنده پس از ميرزا حسنقلي و ميرزا عبداله در بين هنر دوستان شهرت يافت اخلاق بسيار پسنديده و روح پاك و پر از عاطفه وي (كه هنوز هم ضرب المثل است) نيز در اين حسن شهرت موثر بود. درويش خان به همراه هنرمنداني چون سيد حسين طاهرزاده (خواننده)، ابوالحسن خان اقبال السطان قزويني معروف به اقبال آذر (خواننده)، عبداله خان دوامي (نوازندة ضرب و تصنيف خوان)، باقر خان (نوازندة كمانچه)، رضا قلي خان تجريشي (نوازندة ضرب و تصنيف خان)، و مشير همايون شهردار (نوازندة نوازندة پيانو)، اكبرخان رشتي (نوازندة فلوت)، ميرزا اسداله خان (نوازندة سنتور) وحسين هنگ آفرين (نوازندة ويولون و سه تار) در دو نوبت براي ضبط صفحه به خارج سفر كرد. صفحات معدودي كه از آن به يادگار مانده است از بهترين نمونه هاي موسيقي سنتي و صحيح ايران است كه عالمي از زيبايي و كمال هنري در آن ها شنيده مي شود. از ميان صفحاتي كه درويش خان در آنها به تنهايي تار نواخته است «بيداد همايون» معروف است. درويش خان در بين نوازندگان عصر خود از خصوصيات اخلاقي بسيار بالاتر برخودار بود. شخصيت خود و همكاران و هنرش را بسيار گرامي مي داشت و با رفتار خود، آبروي از دست رفته موسيقي را در آن دوران احيا مي كرد. درويش خان اولين كلاس موسيقي را براي خانم ها داير كرد و خواهرش در آنجا تار مي زد. عايدات كنسرت هايش بيشتر وقف مردم بلاديه و مصيبت زدة روزگار خود بود. از جمله كنسترت براي جمع آوري اعانه به منفعت قحطي زدگان روسيه، كنسرت به نفع ايتام بي بضاعت مدارس، و كنسرت به نفع بازماندگان حريق بازار تهران، با اين وجود خود نيز زندگي مرتبي نداشت و حتي به خاطر عسرت و تنگدستي كه در اواخر عمر، خانه مسكوني خود را نيز به فروش برساند. در اوخر عمر، كنسرت هاي وي در گراند هتل با كسان ديگري نيز همراه شد: عارف قزويني (تصنيف ساز، شاعر، و خواننده)، حاجي خان ضرب گير معروف به عين الدوله يي (مشهورترين نوازندة ضرب و خوانندة تصنيف در آن دوران) حسين خان اسماعيل زاده (استاد كمانچه) ابراهيم منصوري و رضا محجوبي (نوازندگان ويولون) و مرتضي محجوبي (نوازندة جوان پيانو درآن سالها) و ركن الدين مختاري در اين كنسرت ها اكثرا ساخته هاي درويش عراف و ركن الدين خان اجرا مي شد. از شاگردان خوب او مي توان: مرتضي ني داوود، موسي معروفي، ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهي و عبداله دادور (قوام السلطان) را نام برد. درويش خان در شب چهارشنبه دوم آذر ماه 1305، در سن 54 سالگي در اثر تصادف درشگه با اتومبيل و ضربه سر جان سپرد. در محافل موسيقي و مطبوعات مترقي آن زمان از او تجليل شايسته بعمل آمد و كلنل علينقي وزيري، در مدرسه عالي موسيقي با همكاري اركستر مدرسه خود و با ياري ابوالحسن صبا دكتر حسين گل گلاب مجلس يادبودي به خاطر او تشكيل داد و خدمات وي را تجليل كرد، از درويش خان فرزندي به نام قمر الملوك درويشي باقي ماند (حاصل ازدواج او در شيراز بود) كه در سال 1352 فوت كرد. مقبرة وي در گورستان ظهيرالدوله است.
اين استاد بي نظير آخرين بازمانده از نسل قديم موسيقي سنتي از ايران است. درويش خان از غريزة قوي و درك عميقي برخوردار بود او مي توانست با شناخت ويژه گي هاي موسيقي سنتي از يك طرف و لزوم تحولات زمان از طرف ديگر، موسيقي ايران را حياتي تازه بدهد. مهمترين ويژگي هاي او عبارتند از: مردمي بودن او بود، هنر ايران به لحاظ مقتضيات اجتماعي، درچارچوب دربار و درگاه امرا و سلاطين بود و بهره برداري از موسيقي خوب نيز در انحصار آنها. اساتيد بزرگ قبل از درويش خان مثل: آقا ميرزا حسينقلي، آقا عبداله و سماع حضور نيز اجباراً زاده و پرورده همين دستگاه ها بودند و دربارهاي قاجار با اين استادان و نظايرشان با وجود كمال هنري والايي كه دارا بودند، اجازه نمي دادند كه با مردم ارتباطي در جهت ارائه موسيقي داشته باشند ولي درويش خان با كمك دوستانش موسيقي را ميان توده هاي مردم بود، كنسرت هاي دسته جمعمي ترتيب داد، در كلاس خصوصي خود به احوال شاگردان مستمند و با استعداد خود رسيدگي مي كرد و حتي به آنها پول هم مي داد براي زنان كلاس موسيقي ترتيب داد و چون فساد حاكم بر دستگاههاي حكومتي آن روز را مي شناخت، با آزادي خواهان آن زمان همراه شد و با ساختن آهنگ براي اشعار انقلابي آن زمان با آزادي خواهان همكاري كرد.
در مورد تحول موسيقي سنتي ايران بايد در انيجا توضيحي داد و اين كه هنر تغييري را نمي توان تحول ناميد. منظور از تحول نوعي دگرگوني در شكل مثبت است و بيشتر تغييرات در موسيقي ما در 70 سال اخير نوعي تحريف بوده است، شرط لازم بريا تحول در هنر و موسيقي سه چيز است: همه جانبه و عميق نظري و عملي از پشتوانه هاي گذشته پاي بندي به اصول صحيح و درست هنري و پرهيز از تقليد و تحريف داشتن قوة ابتكار و قريحة طبيعي كه گاه به نبوغ نيز ناميده مي شود درويش خان هر سه اين ها در خود به حد اكمل داشت و حال پس از گذر 80 سال كه آثار او را بررسي مي كنيم، مي بينيم كه چنين بوده است. مهمترين تحولات انجام شده به وسيله درويش خان چنين است:
در اينجا خلاصه كردن رديف به معني دروغين بعضي از آنها و  نگهداري بعضي ديگر (به منظور تجددطلبي) نيست. بلكه مقتضيات زمان چنين ايجاب كرده است. در زمان درويش خان رديف موسيقي ايران و گوشه هاي آن در هنگام اجرا بسيار مطول و وسيع بود. مثلاً هنگام نواختن شور، پانزده مرتبه «نغمه» مي نواختندو اين شيوه در آن زمان بسيار مورد پسند نوازندگان پر قدرت و شنوندگان موسيقي شناس و پرحوصلة آن دوران بود. درويش خان بدون تغيير در چهارچوب رديف و به هم ريختن آن، نوعي فرم و فشردگي را باب كرد كه مطلوب زمان خود شد. درويش خان به تقليد از سه تار كه داراي سيم چهارم (مشتاق) بود، يك سيم ديگر به تار اضافه كرد. در آن زمان تار پنج سيم داشت و اين سيم ششم، به وسعت صدا و ايجاد امكانات ديگر در تار كمك زيادي كرد. كما اين كه هنوز هم رايج است. بسياري از تارهاي بعد از درويش خان كه به تام تارهاي سپرانو و باريتون و باس و ... ساخته شدند و در اركستر هاي به كار رفتند، اكنون عملاً منسوخ شده اند.
 در موسيقي سنتي ايران اساس كار، رديف آوازها است كه هنرجوي مشتاق بايد آنها را به دقت فرا گيرد و طي ساليان دراز هنر آموزي، نكات لطيف و دقيق اجراي هنري آن را از استاد فرا گيرد. در قديم آوازها اهيمت بيشتري به نسبت فرم هاي ديگر موسيقي مثل: چهار مضراب و تصنيف و رنگ داشت. درويش خان هنگام پرور انقلاب مشروطيت و رواج تصانيف عارف، متوجه اهميت بخشيدن به فرم هاي ديگر موسيقي ايران شد. خلاصه كارهاي او در اين زمينه از اين قرار است «پيش درآمد» كه وي را مبتكر پيش درآمد مي دانند و در تاريخ موسيقي ايران نيز نام او را با اين فرم موسيقي همراه است. در هنر اصيل هيچ نابغه ي نمي تواند همينطور خودسرانه و بدون نگاه به ا پاهاي گذشته، بدعتي بگذارد. درويش خان در حقيقت با نبوغ طبيعي خود، پرورش دهندة نهالهاي كوچك كاشته شده قبل از خود است كه به وسيله اساتيد قديم به عرصه آورده شده بود. پيش درآمدهايي قبل از درويش خان به نام هاي «پيش درآمد محمد صادق خاني در همايون» و «پيش درآمد جناب ميرزا (حسينقلي) در ماهور» بوده ولي اين ها قطعات بسيار كوچكي بوده است كه قابليت استقلال و مطرح شدن به عنوان يك قطعه كامل را نداشته است و گاه از درآمد تجاوز نمي كرده است درويش خان پيش درآمد را توسعه داد و آن را در تمام گوشه هاي آواز پرورانيد و آن را قطعه مستقلي ساخت. اين فرم در موسيقي ايران رواج بسيار يافت و هنوز هم رايج است. غير از نمونه هاي بسيار معدودي از آهنگسازان بيشتر قطعات ساخته شده در اين فرم بعد از او به پاي آثار او نمي رسد و ساخته هاي درويش در اين ميان ممتاز است. درويش خان در صفحاتش از پيش درآمدهايش صحفه يي ضبظ نكرد ولي به وسطه ي اجراي آن در كنسرت هايش اشتهار بسيار يافت و بعد به خط موسيقي درآمد و ساليان بعد، توسطط موسيقيدانان ديگر اجرا شد. و اما «تصنيف» همانطور كه گفته شد در زمان قديم، بيشتر توجه به آوازه ها معطوف بود و به فرم هاي ديگر توجهي نداشتند. تصانيف آن زمان نيز معدود بودند و با وجود زيبايي و صالتشان اهميت در خور خود را نداشند و حتي گاه داراي كلماتي عاميانه و پست و ركيك بودند. در حقيقت رشد و اعتلاي تصنيف اصيل ايراني مديون «شيدا» و بيشتر «عارف» است درويش به تصنيف توجه بيشتري مبذول كرد، آن را گسترش داد و با ساختن نغمات زيبا و دلنشين براي آن (چنانچه هنوز هم بي رقيب است) و معاشرت با سخن سرايان بزرگي چون ملك شعراي بهار، اعتباري تازه به آن بخشيد تصانيف او از آن زمان تا به حال با شيوه هاي گوناگون اجرايي وسيلة موسيقي دانان نواخته شده است. و اما رنگهاي درويش نيز از آثار موسيقي سنتي ماست كه با گذشت حدود هفتاد سال از آن زمان هنوز توسط هنرمندان و شيفتگان موسيقي ايران نواخته و شنيده مي شود. رنگ هاي درويش خان نسبت به قدما از بسط بيشتري برخودار است و از لحاظ ابتكاري نيز در حيطة موسيقي سنتي جالب توجه است، نمونة آن رنگ افشاري است كه ابتدا بر وزن سنگين، سپس متوسط و در آخر تند مي شود. بايد توجه داشت كه مهمترين خصوصيت هنري درويش خان هنور خويش را به خوبي درك كرده بود و ضمن پرهيز از تعصب كور كورانه، از تحريف و مخلوط ساختن آن به شدت پرهيز داشت. غير از پيش درآمدها تصانيف و رنگ هاي او، آثاري از نوازندگي وي در صفحات قديم موجود است.
كه با شنيدن آن ها مي توان موقعيت والاي درويش خان را به عنوان يك نوازنده بسيار چيره دست و پر احساس و مبتكر در موسيقي سنتي ايران ارزيابي كرد. درويش خان با موسيقي اروپايي نيز آشنايي داشت و قطعات اروپايي را به سهولت مي نواخت و و حتي چند قطعه فانتزي و متفرقه نيز در اين زمينه ساخته است كه به نام هاي سرود درويش خان (در صحفه ضبط شده) و «پولكا» درويش معروف هستند (پولكا فرمي از موسيق روس است). با اين همه در ساز درويش خان بعد از او، هيچگونه اثري از التفاط موسيقي ايراني با اروپايي به چشم نمي خورد.
از آثار درويش خان در سال هاي قبل، توسط روح اله خالقي و حسينعلي ملاح به روي كاغذ آورده شده است كه از روي آنها خلاصه شدة آن درج مي گردد:
پيش درآمد ماهور، دو پيش درآمد در ابوعطا پيش درآمد سه گاه، پيش درآمد شوستري، پيش درآمد افشاري و پيش درآمد راك. از تصانيف: تصنيف ماهور با شعر «دام مه من بر من دلريش ناز» تصنيف افشاري: با شعر «باد خزان وزان شد»، تصنيف ابوعطا با شعر «بهار دلكش رسيد و دل بجا نباشد» «باد خزان وزان شد» تصنيف من نگارم خبر ندارد» تصنيف اول سه گاه با شعر «صبحدم زمشرق طلوعي در جهان كن» تصنيف حرم سه گاه با شعر «عروس گل از باد صبا» دو قطعه رنگ در ماهور رنگ ابوعطا رنگ سه گاه رنگ شوشتري رنگ همايون، رنگ افشاري دو قطعه رنگ در اصفهان گزيدة آثار وي نيز به خط نت در سال ها قبل توسط ارشد طهماسبي نوازندة تار به چاپ رسيده است.
 


منابع :


دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان