میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله لندن، مدافع حكومت شاه


کد محصول : 10001557 نوع فایل : word تعداد صفحات : 12 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 400

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m1d1557

فهرست مطالب و صفحات نخست


لندن، مدافع حكومت شاه

چکیده: انگلستان در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها با حكومت شاه رابطه اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای داشت، بلكه مقامات لندن خود را به نوعی متعهد به حفظ حكومت شاه می‌دانستند. این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد.
انگلستان در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها با حكومت شاه رابطه اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای داشت، بلكه مقامات لندن خود را به نوعی متعهد به حفظ حكومت شاه می‌دانستند.
«سرآنتونی پارسونز» آخرین سفیر انگلستان در ایران كه از مقامات بلند پایه سازمان جاسوسی انگلیس ـ اینتلیجنت سرویس ـ بوده و همزمان با ریچارد هلمز ـ رئیس سابق سازمان سیا ـ به سفارت در تهران منصوب شده بود، (1) در خاطرات خود درباره نوع حمایت دولت انگلیس از شاه و تلاش آن دولت برای جلوگیری از سقوط این رژیم می‌نویسد:
«... می‌‌توان چنین استدلال كرد كه منافع انگلستان در ایران در اواسط دهه 1970 از چنان اهمیتی برخوردار بوده است كه سقوط رژیم مستقیماً به منافع ملی ما زیان می‌رسانده و می‌بایست از همه امكانات خود برای جلوگیری از سقوط این رژیم استفاده كنیم.
طبیعت رژیم ایجاب می‌كرد كه برای حداكثر بهره‌برداری از روابط خود با ایران بیش از پیش به شاه نزدیك شویم و از برانگیختن سوء ظن او نسبت به خود بپرهیزیم. اتخاذ چنین سیاستی در آن شرایط بدون ریسك نبود، ولی من هنوز هم معتقدم كه می‌بایست همین سیاست را دنبال می‌كردیم. صاف و پوست‌ كنده واقعیت این است كه ایران دوران پهلوی برای انگلستان، هم یك متحد با ارزش و هم یك بازار وسیع و پرمنفعت بود. آرامش نسبی و سیاست طرفدار غرب ایران از اواسط دهه 1950 تا اواخر دهه 1970، در دورانی كه تمام منطقه از كشورهای خاورمیانه عربی تا شبه قاره هند آشفته و در معرض خطر نفوذ شوروی و بالقوه برای منافع انگلستان خطرناك بود، ارزش و اهمیت زیادی داشت. به طور مثال با خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس در پایان سال 1971، همكاری با ایران برای حفظ امنیت و استقلال كشورهای این منطقه یك شرط اساسی به شمار می‌رفت. اگر مسأله قیمت نفت را كنار بگذاریم، اطمینان از جریان نفت ایران، در شرایطی كه نفت كشورهای عربی همواره در معرض تهدید تحریم به دلائل سیاسی بود برای انگلستان اهمیت فوق‌ العاده‌ای داشت.از همه اینها گذشته، ایران در فاصله سالهای 1974 تا 1978 وسیع‌ترین بازار صادرات انگلستان در خاورمیانه به شمار می‌رفت و هزاران میلیون پوند ارز مورد نیاز انگلستان را در شرایط دشوار اقتصادی تأمین كرد. من موارد بسیار دیگری را نیز در زمینه‌های سیاسی و بازرگانی می‌توانم نام ببرم و تردیدی ندارم كه اگر ما براساس ارزیابی‌های بدبینانه سیاست دو پهلو و مبهمی نسبت به شاه در پیش می‌گرفتیم از بسیاری منافع حاصله محروم می‌ماندیم. خلاصه كنم، ما روی شاه قمار كردیم و سالیان درازی در این قمار برنده بودیم. من از معدل این سیاست متأسف نیستم.»
«پارسونز» می‌نویسد: بعید به نظر می‌رسید كه رژیم دیگری بتواند منافع اقتصادی، و بازرگانی و هدفهای سیاسی و استراتژیك انگلستان را بهتر از رژیم شاه تأمین كند. (2)
روابط اقتصادی تهران و لندن قبل از پیروزی انقلاب دهه 1350 را باید دوران اوج روابط اقتصادی وبازرگانی ایران و انگلستان نامید. این روابط با وقوع جنگ رمضان ( 1352 / 1973 ) و تیره شدن شدید روابط رژیمهای عربی با كشورهای غربی و قطع ارسال نفت به اروپا و امریكا،‌وسیع و گسترده شده و رژیم شاه بعد از تحریم نفتی غرب توسط دولتهای عضو اوپك مهمترین منبع تأمین مخفیانه سوخت مورد نیاز آمریكا و اروپا بود.
چهارم بهمن 1352 و در شرایطی كه تنها سه ماه از شروع تحریم نفتی كشورهای غربی می‌گذشت، گروهی از صاحبان صنایع انگلیس به سرپرستی رئیس اتاق بازرگانی و صنایع این كشور به شهر «سن موریتس» كه محل ویلای زمستانی شاه ایران بود رفته و با وی ملاقات كردند. روز بعد موافقتنامه‌ای به امضای طرفین رسید كه طی آن قرار شد ایران در سالهای 1353 و 1354، 5 میلیون تن نفت بیش از رقم اعلام شده در قراردادهای منعقده پیشین به انگلستان بفروشد و در عوض انگلستان نیز سالانه 110 میلیون لیره اضافه بر حجم صادراتی خود به ایران كالا ارسال نماید. در بیانیه‌ای كه در پایان مذاكرات «سن موریتس»از سوی اتاق بازرگانی و صنایع انگلستان انتشار یافت اعلام شد « با افزایش 5 میلیون تن صادرات نفتی ایران به انگلیس جمعاً 25 درصد واردات نفتی انگلستان از ناحیه ایران تأمین می‌شود.»
واردات نفتی انگلیس از ایران در 1352 ش. حدود بیست میلیون تن در سال بود كه با انعقاد این قرارداد، به 25 میلیون تن بالغ می‌گردید. وزیر تجارت خارجی انگلیس پس از انعقاد این قرارداد اعلام كرد قیمت نفت صادراتی ایران به انگلستان كمی بیش از 7 دلار است. در حالی كه در همان زمان رژیمهای عربی در جریان تحریم نفتی جهان غرب بهای هر بشكه نفت را از 39/3 دلار ابتدا به 13 و سپس به 28 دلار رسانیده بودند.
علاوه بر این هیأت انگلیسی از مقامات ایرانی در «سن موریتس» خواستند كه ایران سپرده‌های خود در بانكهای لندن را به موازات افزایش صادرات نفتی خود به انگلستان افزایش دهد كه این پیشنهاد نیز با موافقت مقامات ایرانی روبه‌رو شد.
در 10 تیر ماه 1353، یك هیأت انگلیسی به ریاست معاون خزانه‌داری آن كشور جهت مذاكره درباره همكاری‌های اقتصادی و مالی ایران و انگلیس وارد تهران شده و طی مذاكراتی كه بین طرفین صورت گرفت توافق شد ایران اعتباری به مبلغ 2/1 میلیارد دلار در اختیار شركتها و مؤسسات دولتی انگلیس قرار دهد.
در 19 مهر 1354 وزیر خزانه‌داری انگلستان به دعوت هوشنگ انصاری وزیر امور اقتصادی و دارایی وقت ایران در رأس هیأتی وارد تهران شد. در مذاكراتی كه بین طرفین صورت گرفت موافقت شد 4 كمیته دایمی به منظور مطالعه در زمینه‌ جزئیات همكاری‌های دو جانبه در امر ایجاد یك بازار سرمایه بین‌المللی تشكیل شود.
در 27 مهر 1354 ایران و انگلستان دو قرارداد در زمینه تأسیسات انرژی اتمی به امضا رساندند كه به موجب آن قرار شد مهندسان و متخصصان انگلیسی نیروی انسانی مورد نیاز سازمان انرژی اتمی ایران را آموزش دهند. این قرارداد میان رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران و سفیر انگلیس به امضاء رسید.
در دی 1354 وزیر تجارت خارجی انگلستان در رأس یك هیأت اقتصادی بازرگانی وارد تهران شد. وی پس از مراجعت در مجلس عوام انگلیس گفت كه یك قرارداد جدید همكاری اقتصادی با ایران به امضاء رسانده است . این قرارداد در مورد سرمایه‌گذاری مشترك شركتهای انگلیسی و ایرانی در زمینه‌‌های كشاورزی و صنعتی و همكاری‌های وسیع در زمینه برقی كردن راه‌آهن ایران، مسكن، بیمارستانها، توزیع كالا، وسایل آموزشی و آزمایشگاهی، ساخت كشتی‌های اقیانوس پیما به ظرفیت‌های 15 الی 20 هزار تن برای ایران و به كار گرفتن هواپیماهای كنكورد در خطوط هوایی ایران بود.
در اسفند 1354 جیمز كالاهان وزیر امور خارجه انگلستان به ایران آمد و مذاكرات محرمانه‌ای با شاه انجام داد. حجم روابط بازرگانی ایران و انگلیس در 1354 ش. دو برابر حجم مشابه در سال قبل از آن بوده و این روند در طول سالهای 1355 و 1356 نیز ادامه داشت.
در اواخر 1356 ش. «سرآنتونی پارسونز» سفیر انگلستان در تهران در مصاحبه‌ای به روابط گسترده اقتصادی و سیاسی انگلیس با ایران اشاره كرد. وی گفت:
«هم اكنون پانزده هزار كارشناس و مهندس و متخصص انگلیسی در برنامه‌های مختلف صنعتی و اقتصادی ایران مشاركت دارند و باید توجه داشت كه ایران بزرگترین صادر كننده نفت به انگلستان و در عین حال بزرگترین بازار وارداتی كالاهای انگلستان در تمام قاره آسیا می‌باشد. از سال 1353 ظرفیت بازرگانی انگلیس در ایران سه برابر شده و چندین شركت عمده انگلیسی در تهران صاحب نمایندگی دائمی هستند.»
در 1356 جمعاً 10 هزار دانشجوی ایرانی در دانشگاههای انگلستان مشغول تحصیل بودند. در این سال یك موافقتنامه 750 میلیون لیره‌ای بین مقامات دو كشور برای تأسیس یك كارخانه اسلحه سازی در اصفهان به نام «مجتمع صنایع دفاعی اصفهان» منعقد شد.
متعاقب انعقاد این موافقتنامه روزنامه تایمز چاپ لندن در مه 1978 (اردیبهشت 1357) نوشت: «ایران هم اكنون بزرگترین خریدار تكنولوژی نظامی انگیلس است و 60 درصد صادرات اسلحه انگلیس توسط ایران خریداری می‌شود.» (3)
علاوه بر این در این سال انگلیسی‌ها موفق به پایان عملیات احداث یك پایگاه نیروی دریایی با هزینه 30 میلیون لیره استرلینگ شده بودند. اكثر مؤسسات بیمه و حسابرسی در ایران را شركتهای انگلیسی تأسیس نمودند و بیمه شدن كشتی‌های نفتی و تجاری و حمل و نقل دریایی از طریق این مؤسسات صورت می‌گرفت.
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جمعاً 7 بانك معروف انگلیسی در ایران دفتر نمایندگی داشتند و در واقع انگلیسی‌ها در سیستم بانكداری ایران و كاربرد شیوه‌های مدرن حسابرسی و بانكداری كشور نقش مهمی ایفاء می‌كردند.
در 1355 ارزش مبادلات بازرگانی ایران و انگلیس 495 میلیون لیره استرلینگ بود كه این رقم در 1356 به 650 میلیون لیره بالغ گردید. در این سال ارزش كل صادرات دارویی انگلستان به ایران 150 میلیون لیره استرلینگ بود و بازار دارویی انگلستان در ایران قبل از انقلاب 30 تا 40 درصد رشد سالیانه داشت. در 1356 كارخانه ایران ناسیونال تنها یكصد هزار اتومبیل انگلیسی را در ایران مونتاژ كرد. صادرات لوازم اتومبیل از انگلستان به ایران در 1352 معادل 3/1 میلیون لیره، در 1354 معادل 5/2 میلیون لیره و در شش ماهه اول 1355 به چهار میلیون لیره بالغ گشت و این رقم در سال 1356 از 5 میلیون لیره فراتر رفت و به تدریج صنایع اتومبیل سازی به یكی از جنبه‌های اصلی تأمین منافع اقتصادی انگلیس در ایران تبدیل گشت. (4)
همكاری‌های اقتصادی ایران و انگلیس تا بدان حد افزایش یافت كه جیمز كالاهان وزیر خارجه وقت انگلیس در اواخر1356 ش. در مصاحبه‌‌ای اعلام كرد: « ایران بزرگترین مشتری انگلستان در خاورمیانه و بزرگترین خریدار تجهیزات نظامی انگلیس و در مقابل انگلستان بزرگترین مشتری نفتی ایران می‌باشد.»
«سرآنتونی پارسونز» به تلاش وسیع انگلستان برای توسعه روز افزون روابط اقتصادی و بازرگانی با ایران در سالهای میانی دهه 1350 اشاره می‌كند:
«مهمترین اولویت ما در آن سالها افزایش صادرات انگلیس به ایران و ترتیب مسافرت و ملاقات هیأتهای بازرگانی انگلیس با مقامات ایرانی و تهیه اطلاعات و راهنمائی‌های لازم درباره فرصتهای بازرگانی در ایران بود. ترتیب كارها و ملاقاتهای بازرگانان انگلیسی كه سیل‌آسا به ایران می‌آمدند، بخش مهمی از فعالیتهای ما را تشكیل می‌داد. بخش دیگری از فعالیتهای ما در این زمینه مراقبت مستمر درباره سیاست نفتی ایران، تشویق سرمایه‌گذاری ایران در انگلیس، كمك و راهنمائی شركت‌های انگلیسی كه قصد سرمایه‌گذاری یا مشاركت در امور صنعتی و خدماتی ایران را داشتند، تهیه مقدمات تشكیل یك اتاق بازرگانی مشترك ایران و انگلیس، مشورت و اظهار نظر در برنامه تبدیل تهران به یك مركز مالی بین‌المللی ـ توسعه بازار بورس سهام تهران و موارد متعدد دیگری از این قبیل بود
به طور خلاصه در چنین بازار وسیع و پر رونقی كه به سرعت رشد می‌كرد برای من و اعضای سفارت به قدر كافی كار وجود داشت و تقویت قسمت بازرگانی سفارت امری ضروری بود و ما بر تعداد پرسنل این قسمت افزودیم.
قسمت بازرگانی سفارت به مغز و كانون اصلی فعالیت سفارت انگلیس در ایران تبدیل شد. حتی وابسته‌های نظامی سفارت در ارتش و نیروی هوائی و نیروی دریائی ایران هم بیشتر به كار فروش تجهیزات نظامی انگلیس به ایران یا ترتیب اعزام هیأتهایی برای تعلیم استفاده از سلاحهای خریداری شده و مورد سفارش از انگلستان اشتغال داشتند و وظایف سیاسی و اطلاعاتی آنها در درجه دوم اهمیت قرار گرفته بود.»
«پارسونز» همچنین درباره حجم فعالیت‌های اقتصادی سفارت انگلستان در تهران طی سالهای دهه 1350 چنین می‌گوید:
«سفارت انگلیس در تهران در درجه اول حفظ منافع اقتصادی و بازرگانی و مالی انگلستان را در ایران در مد نظر داشت و بیشتر به صورت یك نمایندگی بازرگانی برای افزایش صادرات انگلیس در ایران عمل می‌‌كرد. نه فقط اعضای قسمت بازرگانی كه مسنول مستقیم انجام این وظایف بودند، بلكه مأموران سیاسی و نظامی سفارت هم به نحوی بیشتر اوقات خودرا به امر توسعه صادرات انگلیس و ایران اختصاص داده بودند. حتی شورای فرهنگی بریتانیا هم كه در تهران و شیراز و اهواز و مشهد و تبریز فعالیت می‌كرد از این جو تجارتی مصون نماند و علاوه بر گنجاندن اصطلاحات اقتصادی و تجارتی در آموزش زبان انگلیسی و تشكیل كلاسهای ویژه برای امور بازرگانی دست‌اندر كار عرصه خدمات فرهنگی و آموزشی به ایران شده بود... .
... در تهران و شهرستانها در حدود پانزده تا بیست مؤسسه تولیدی و صنعتی یا شركت و سازمان مشترك انگلیسی ایرانی بوجود آمده بود كه در رشته‌های مختلفی از تولید لوازم و مونتاژ اتومبیل تا تولید دستكشهای لاستیكی فعالیت می‌كردند. پیمانكاران انگلیسی به فعالیت در رشته‌های گوناگون از قبیل ساختمان نیروگاههای برق و تأسیسات نظامی و دریائی، اسكله و كارگاه و مجتمعهای ساختمانی اشتغال داشتند. تهران مركز فعالیت عده كثیری از بانكداران و حسابرسان و معلمین و بازرگانان و پیمانكاران انگلیسی بود كه اكثراً در كار خود موفق و راضی بودند.»
روابط سیاسی تهران و لندن قبل از پیروزی انقلاب
انگلیسی‌ها در سالهای قبل از سقوط شاه و به ویژه یك سال پیش از پیروزی انقلاب بالاترین میزان مناسبات و روابط سیاسی را با تهران و با هدف حفظ حكومت شاه و دلگرم ساختن این رژیم برقرار ساخته بودند. طی 6 ماه اول 1357ش. وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترك ارتش انگلیس، هارولد ویلسون ـ نخست‌وزیر سابق ـ ، 10 عضو پارلمان انگلیس، ادوارد هیث نخست‌وزیر اسبق، مارگارت تاچر ـ رهبر حزب كارگرـ و جیمز كالاهان نخست‌وزیر وقت، مهمترین شخصیتهای انگلیسی بودند كه با هدف ابراز حمایت سیاسی از شاه به تهران آمدند.
در اول آبان 1357 تلویزیون بی. بی. سی مصاحبه‌ای با «دیوید اوئن» ـ وزیر خارجه انگلستان ـ درباره ایران ترتیب داد. در این برنامه از «دیوید اوئن» سئوال شد كه چگونه دولت انگلیس می‌تواند حمایت خود از شاه را توجیه كند، در حالی كه خود را با حقوق بشر كارتر همراه می‌داند؟
«دیوید اوئن» پاسخ داد: «به همان دلائلی كه فكر می‌كنم پرزیدنت كارتر ارسال پیام پشتیبانی خود را از شاه توجیه نمود. ما همواره دوستان صریح‌اللهجه‌ای بوده‌‌ایم و بعضی از مسایل حقوق بشر را در ایران مورد انتقاد قرار داده‌ایم. من تصور می‌كنم كه باید علناً و به طور منصفانه گفته شود كه در ایران اقداماتی در جهت آزاد سازی فضای سیاسی انجام گرفته و من معتقدم كه استقرار رژیم ایران به نفع منطقه است. به ویژه در حال حاضر به علت تغییر حكومت در افغانستان، تشنج در تركیه و نگرانی پاكستان از اوضاع افغانستان و این كه نمی‌داند روابط خود را با شوروی تحكیم كند یا خیر، مسأله حضور شاه در ایران اهمیت زیادی دارد.»
وزیر خارجه انگلیس افزود: «ما باید از شاه حمایت كنیم تا بتواند برنامه‌های آزاد سازی اوضاع سیاسی كشور و مدرنیزه كردن آن را ادامه دهد.»
«دیوید اوئن» در پاسخ به این سؤال كه انگلستان چگونه حاضر است تحمل كند كه دولت ایران از تانك های چیفتن انگلیسی برای سركوب تظاهرات مردم استفاده كند، گفت «اگر ما وقتی دولت ایران مورد حمله قرار می‌گیرد خودر ا كنار بكشیم و بی‌تفاوت بمانیم، چگونه می‌توانیم از شاه ایران انتظار داشته باشیم كه به خاطر منافع جهان غرب بهای نفت خود را افزایش ندهد؟» (5)
«آنتونی پارسونز» در ملاقات 31 شهریور 1357 خود با شاه و در شرایطی كه كمتر از 5 ماه به پایان حیات حكومت پهلوی مانده بود به او اطمینان داد كه دولت‌های انگلستان و امریكا كاملاً حامی و پشتیبان مواضع، سیاستها و اركان رژیم وی هستند. پارسونز می‌گوید: «در این دیدار پیام جیمزكالاهان نخست‌وزیر انگلیس را در حمایت از شاه به او تسلیم كردم و اطمینان دادم كه می‌تواند روی این قول حساب كند كه انگلستان نه از انجام تعهدات خود طفره خواهد رفت و نه درصدد بیمه كردن منافع آینده خود با مخالفان برخواهد آمد.»(6)
«پارسونز» پیرامون این دیدار می‌گوید:
«... شاه می‌خواست مجدداً از پشتیبانی انگلیس اطمینان حاصل كند و من این اطمینان را به او دادم. من تأكید كردم كه بین ما و امریكائیها در تهران و همچنین بین لندن و واشنگتن در سطوح بالاتر تماس و همكاری نزدیك درباره مسائل مربوط به ایران برقرار است و او می‌تواند اطمینان داشته باشد كه وحدت نظر درباره ایران بین ما كاملاً وجود دارد. من اضافه كردم كه حتی تردید دارم دولت شوروی هم از فعالیتهای ضد رژیم ایران به طور جدی حمایت نماید.» و یا در جای دیگری از كتاب خاطرات پارسونز می‌خوانیم:
«من و سولیوان سفیر آمریكا در ملاقاتی كه در اواسط اكتبر (اواخر مهر ماه 57) با ژنرال اویسی فرماندار نظامی تهران داشتیم هرگونه شایعات در مورد اینكه امریكا و انگلیس به اتفاق یكدیگر قصد دارند در ایران مبادرت به یك كودتا علیه رژیم شاه كنند تكذیب كردیم. ما همچنین تأكید كردیم كه شایعات مربوط به كاهش پشتیبانی انگلیس و آمریكا از شاه حقیقت ندارد.»
ملكه انگلیس هم در دهم آبان 1357 در مراسم افتتاح پارلمان آن كشور ضمن سخنانی گفت «بریتانیا عمیقاً آرزومند بقای رژیم سلطنتی ایران است.» (7)
مهمترین بخش دیدگاه «پارسونز» اعتراف صریح وی به شكست سیاست خارجی انگلستان در برابر انقلاب اسلامی است. وی در این اعترافف با بیانی روشن به معنویت، ایمان و وحدت مردم ایران در انقلاب و همچنین به ناتوانی لندن در درك این حقایق اشاره می‌كند. آنجا كه می‌نویسد:
«آنچه ما را دچار اشتباه كرد و مانع از پیش‌بینی صحیح سیر حوادث بعدی ایران شد، عدم توجه به این مسئله بود كه یك حادثه می‌تواند نیروهای پراكنده مخالف و گروههای ناراضی را كه تشكلی ندارند برای وصول به هدف شتركی دور هم جمع كند و از این جویبارها سیلی به وجود آید كه سرانجام بنیان رژیم شاه را از زمین بركند. حتی اگر پیش‌بینی بهم پیوستن نیروهای مخالف برای ما امكان پذیر بود یك مشت مردم بی‌اسلحه را در برابر نیروی مجهز و قوی ارتش،‌كه تصور می‌شد متحد و نسبت به رژیم پهلوی وفادار هستند ناتوان می‌دیدیم و از معنویت و ایمان آنان آگاهی نداشتیم. بنابراین من معتقدم كه ناتوانی ما در پیش‌بینی آنچه روی داد از نداشتن اطلاعات كافی ناشی نمی‌شود، بلكه نتیجه عدم توانائی ما در تجزیه و تحلیل و تفسیر صحیح اطلاعاتی است كه در دست داشتیم.» (8)
 


منابع :


 منبع: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی


 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان