میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

پایان نامه چيپهاي مخصوص سرعت دوبله


کد محصول : 10001619 نوع فایل : word تعداد صفحات : 57 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 398

فهرست مطالب و صفحات نخست


چيپهاي مخصوص سرعت دوبله

مادربوردهاي اوليه باتوجه به سرعت CPU داراي سرعت محدودي بودند كه از 5MHZ تجاوز نمي كرد. اگر چه افزايش سرعت كار CPU كار چندان آساني نبود ولي مشكل اصلي در افزايش سرعت كامپيوترها ، سرعت مادربورد بود. در زماني كه صحبت از سرعتهاي حداكثر 20MHZ در ميان بود، شركت اينتل در اوائل 1990 به معرفي CPU جديد خود يعني 80486DX پرداخت و همه سازندگان مادربورد را متحير ساخت . بسياري از خريداران كامپيوتر نيز از ترس اينكه يكسال بعد كامپيوتر آنها بسيار قديمي به حساب خواهد آمد از خريد خودداري كردند. به اين دليل شركت اينتل راه حل ديگري را پيش گرفت كه عبارت بود از استفاده از چيپهاي سرعت دوبله (Clock Doubler )
اولين نوع اين چيپهايك 80486 مخصوص بود كه روي يك مادربورد 25MHZ قرار مي گرفت. اما اين 80486 عادي نبود بلكه طوري ساخته شده بودكه از ديدگاه مادر بورد با سرعت 25MHZ كار مي كرد اما در درون خود سرعت 50MHZ را داشت . يعني كليه اعمال داخلي مثل محاسبات و انتقال داده ها را با سرعت 50 انجام مي داد اما اعمال خارجي مثل انتقال اطلاعات روي هارد ديسك با سرعت 25 انجام ميگرفت.
اين چيپ جديد با نام 80486DX2-50 معروف شد. منظور از عدد 2 همان دو سرعته بودن آن است و 50 نيز نشاندهنده حداكثر سرعت چيپ است . البته بعدا چيپ 486DX-50 و بالاتر از آن نيز عرضه شد.

چيپهاي مخصوص سرعت دوبله
در سال 1994 شركت اينتل يك چيپ 80486 جديد را عرضه كرد كه تا سرعت 75MHZ و 100 كار مي كرد ولي براي هماهنگي با مادر بورد سرعت خارجي آن 25 يا 33MHZ بود . البته اين چيپ داراي 16K حافظه cache داخلي نيز بود ( دو برابر قبلي ) و نام آن DX4 گذاشته شد ( البته DX4 خالي و بدون پيشوند 80486)
اين شيوه همچنان ادامه يافته و بعدا پنتيوم 150MHZ نيز عرضه شد كه ميتواند در مادربوردهاي 50MHZ كاركند.
اما ديگر سرعت چهار برابر از طرف اينتل معرفي نشد بلكه با ظاهر شدن پنتيوم سرعت «يك و نيم برابر » مورد استفاده قرار گرفت . مثلا پنتيومهاي اوليه داراي سرعت 60 و 66 بودند ولي با افزايش سرعت يك و نيم برابر ، با سرعتهاسي 90 و 100 عرضه شدند و كد آنها P54C است. يك پنتيوم 200MHZ نيز در واقع حالت سوبله 66MHZ است .
روي مادربوردهاي پنتيوم سوئيچهايي وجود دارد كه براي تعيين فركانس داخلي و خارجي و تنظيم فركانسهاي CPU و مادربورد استفاده مي شود . (CPU INT/EXT FREQ RATIO )‌. بهنگام مونتاژ كامپيوتر حتما بايد با مراجعه به جزوه راهنماي مادربورد اين سوئيچها را تنظيم كنيد . اطلاعات بيشتر در قسمتهاي ديگر كتاب ارائه شده است .
چيپ ديگري كه در همين رابطه از سوي اينتل عرضه شد Pentium Over drive است كه مي تواند سرعت برخي از مدلهاي 486  را دو و نيم برابر كند.

باس (BUS) چيست ؟
در هر كامپيوتري CPU بايد اين امكان را داشته باشد كه با حاظفه ، كارتهاي مختلف مربوط به ابزارهاي جانبي ، صفحه كليد و امثالهم ارتباط برقراركند زيرا به تنهايي از عهده هيچ كاري بر نمي آيد . اين ارتباط از طريق خطوط فلزي كه روي مدارهاي چاپي مادربورد قرار دارد و معمولا به رنگ نقره اي يا طلائي است صورت ميگيرد. اين خطوط فلزي در واقع مسير يا گذرگاه يا BUS سيستم براي ارتباط با ابزارهاي ديگر هستند  واطلاعات بصورت علائم يا سيگنالهاي الكتريكي از طريق آنها رفت و آمد مي كنند. كارتها يا بوردهاي مربوط به ابزارهاي جانبي كه جزو مادربورد محسوب نمي شوند نيز با قرار گرفتن در شكافهاي مخصوص Slot با آن خطوط يا گذرگاه مرتبط شده و با CPU ارتباط برقرار مي كنند.
در روزهاي ‌آغازين عصر كامپيوتر هاي شخصي ، هر كامپيوتري باس مخصوص خود را داشت و كامپيوترهاي PC و XT كه داراي CPU مدل 8088 بودند فقط امكان كار با داده هاي هشت بيتي را داشتند و در نتيجه خطوط داده يا مسير داده ها در آنها هشت بيتي بود.
به زبان ديگر باس موجود در اين كامپيوتر ها هشت بيتي بود . توجه داشته باشيد كه ظرفيت باس به تعداد خطوط داده ها data lines بستگي دارد و نه به تعداد كل خطوطي كه در يك شكاف slot مشاهده ميشود . مثلا كامپيوترهاي PC كه در سال 1981 عرضه شدند داراي شكاف 62 خطي بودند در صورتي كه ظرفيت باس آنها فقط هشت بود.
امروزه CPU هاي پنتيوم داراي خطوط داده 64 تائي هستند (64 bit data path) اما هنوز هم ميتوانند با كارتهاي هشت بيت مربوط به PC هاي قديم كار كنند . تنها اجبار آنها اين استكه بايد هر درخواست خود را به هشت قسمت تقسيم كرده و در هر بار فقط 8 بيت جابجا كنند . البته واقع امر اين است كه هم اكنون نيز باس ها عمدتا 16بيتي هستند نه 64 بيتي.
حافظه و باس
همچنانكه مي دانيد خطوط آدرس در يك سيستم كامپيوتري دو وظيفه به عهده دارند : 1 ـ آدرس دهي حافظه 2 ـ آدرس دهي ورودي / خروجي . تفاوت بين اين دو نوع آدرس دهي با استفاده از چند پايه ديگر CPU كه خطوط مربوط به آنها جزو خطوط باس است انجام مي شود . علاوه بر اين در يك باس ( و در نتيجه در شكاف) بايد خطوط ديگري وجود داشته باشند كه مثلا كار هماهنگي ساعت و تجديد حافظه و غيره را انجام دهند . به همين دليل استكه تعداد خطوط يك باس يا شكاف بسيار بيشتر از خطوط داده است .
از ديگر خطوط موجود در باس يك سيستم 6 خط وقفه يا IRQ است ( از IRQ2 تا IRQ7 ) زيرا برخي از كارتها براي جلب توجه CPU از خطوط وقفه استفاده مي كنند . هم چنني برخي از كارتها نياز به انتقال اطلاعات به حافظه سيستم بصورت بسيار سريع و بدون دخالت CPU دارند كه اينكار از طريق كانالهاي DMA صورت مي گيرد ( با توجه به اهميت IRQ و DMA در اين مورد مفصلا صحبت خواهد شد ) و در نتيجه خطوط مربوط به DMA نيز بايد در باس حاضر باشند.

باس ISA
به هنگام ساخت سري جديد كامپيوترهاي AT توسط IBM بدليل 16 بيتي بودن خطوط داده در 80286 ، باس اين سيستم نيز به 16 بيت ارتقاء يافت . به منظور حفظ سازگاري اين باس جديد با باس قديمي ، شكاف قبلي كه داراي كانكتور 62 خطي بود حفظ شد  و تنها يك كانتكتور 36 خطي در كنار آن قرار داده شد. باس جديد داراي مزاياي زير است :
1 ـ هشت خط داده بيشتر از قبلي دارد.
2 ـ چهار خط آدرس بيشتر دارد يعني جمعا 24 خط كه مي تواند 16 ميليون بايت حافظه را آدرس دهي كند.
3 ـ چهار كانال اضافي DMA دارد ( كانال 4 تا 7)
4 ـ پنج خط وقفه IRQ بيشتراز قبلي دارد كه عبارتند از IRQ10 و 11 و 12 و 13 و 14 و 15 . ( وقفه 13 مختص پردازشگر است و وقفه 9 براي اتصال به IRQ2 بكار رفته و IRQ8 به سيستم ساعت / تقويم متصل است )
نام اين باس مدتها AT  BUS بود اما از سال 1988 به تدريج به نام( Architecture Industry Srandard)  تغيير يافت . تفاوت اين باس با باسهاي قبلي به خوبي از ظاهر شكافها معلوم است و در نتيجه كارتهاي مربوط به هر يك نيز بخوبي از روي كانكتور آنها قابل تشخيص است .

سرعت باس
يكي از خطوط موجود در هر باس ، خط ساعت است كه براي كاركردن چيپهاي روي كارتهاي مختلف موجود در شكافها ضروري است . حال اين سئوال پيش مي آيد كه چطور هر كارتي مي تواند با كامپيوترهائي با سرعتهاي متفاوت كار كند ؟ مثلا چطور يك كارت ويدئو كه براي كامپيوترهاي قديمي با سرعت 12MHZ ساخته شده است روي كامپيوترهاي پنتيوم 100MHZ نيز كار مي كند؟
البته همچنان كه قبلا گفته شد سرعت 100 براي پنتيوم داخلي است و سرعت خارجي آ“ 66 است اما اين جواب سئوال بالا نيست .
در مدلهاي اوليه كامپيوتر سرعت باس معادل سرعت كامپيوتر بود اما با معرفي كامپيوترهاي جديدتر امكان كاركردن كارتهاي قديمي با آنها وجود نداشت در حاليكه هنوز كارتهاي جديدي نيز از سوي توليد كنندگان مختلف به بازار نيامده بود. شركت كامپك براي حل اين مسئله در كامپيوترهاي جديد خود خط ساعت اصلي سيستم را از باس جدا كرد و در حاليكه CPU داراي سرعت 12MHZ بود خط ساعت باس را روي 8MHZ تنظيم كرد تا خريداران بتوانند از كارتهاي مختلف موجود در بازار كه سرعت 8MHZ داشتند استفاده كنند. از آن پس سرعت 8MHZ براي ISA بصورت استاندارد درآمد.
اما زيان عمده اين كار اين بود كه برخي از كارتها مثلا حافظه لزوما بايد با سرعت CPU كار مي كردند زيرا در غير اين صورت افزايش سرعتCPU نمي توانست تاثير چنداني بر سرعت سيستم بگذارد. به همين دليل بود كه لزوم ايجاد يك استاندارد جديد احساس شد.
شركت كامپك با معرفي كامپيوتر جديد 80386 خود شروع به قرار دادن يك شكاف 32 بيتي جديد روي مادربوردهاي اين شركت نمود كه فقط كارتهاي خاصي امكان كار با آن را داشتند ولي سرعت آن 16MHZ بود. ديگر توليد كنندگان نيز دست به اقدامات مشابهي زده و هر يك باس مخصوص خود را ساختند.
وجه مشترك اين باسها عبارت بود از :
•    خطوط داده 32 بيتي
•    كار با سرعت CPU كه معمولا 16 ، 20 ، 25 ، 32 مگا هرتز بود .
•    امكان كار فقط با كارتهاي ساخته شده توسط سازنده مادربورد.
به اينگونه باسها ، باس خصوصي (Private) و بعدا ابس موضعي يا محلي (Local) گفته شد زيرا مخصوص يك مادر بورد بودند و نسبت به آن محلي به حساب مي آمدند. در اين باسها ساعت سيستم مستقيما به باس وصل بود . اين باسها در واقع
اجداد باسهايي هستند كه امروزه به آنها (VLB) VESA Local Bus گفته مي شود .

EISA
در ر اين حالت شركت IBM باس جديد خود را روي سيستمهاي جديد PS/2 معرفي نمود كه به آن MCA گفته مي شد اما به دليل شرايط خاص اين شركت اين باس فراگير نشد. در پاسخ شركت كامپك به اتفاق هست شركت ديگر اقدام به توسعه سيستم باس جديدي نمودند كه ضمن سازگاري با مدل قديمي ISA قابليتهاي جديدي داشته باشد . اين باس جديد (Extended ISA ) EISA ناميده شد. اين سيستم نسبتا موفق بود و امروزه عمدتا همراه با يكي از باسهاي جديد VLB يا PCI عرضه مي شود . ويژگيهاي آن عبارتند از :
•    خطوط داده 32 بيتي
•    آدرس دهي تا 4 گيگا بايت
•    آدرس دهي I/O تا 64K
•     امكان تنظيم كارتها با نرم افزار و بدون استفاده از جامپر يا DIP سوئيچ
•    سرعت 8MHZ ( متاسفانه )
•    فقدان خطوط IRQ يا DMA اضافي
•    امكان كار كردن با كارتهاي با  اندازه بزرگتر كه ساخت آنها ارزانتر تمام مي شود ( طراحي كارتهاي كوچك گران تمام مي شود )
•    امكان استفاده از Bus Mastering ( نوعي DMA كه مي تواند بدون دخالت CPU داده ها را بين دو ابزار جانبي جابجا كند )
البته EISA يك باس محلي حساب نمي شود . علت سرعت كم آن لزوم سازگاري با ISA است و به همين دليل سازندگان مادربورد مجبور شدند براي بالا بردن سرعت دسترسي به حافظه شكافهاي مخصوص ديگري در آن ايجاد كنند.
البته مسئله سرعت در همه كارتها مطرح نيست مثلا در درايو فلاپي يا چاپگر يا مودم سرعت زيادي لازم نيست اما در برخي ديگر مثل حافظه يا كارت ويدئو اين امر ضروري است .

VLB
در مورد باسهايي محلي كمي پيش صحبت شد. به همت گروهي از صنايع كامپيوتري و براي از بين بردن مسئله ناسازگاري بين باسهاي محلي مختلف ، استانداردي براي اينگونه باسها معرفي شد كه به آن VESA مي گويند . (Video Electronic Standard Association) اگر چه اين باس ديگر يكباس محلي حساب نمي شود اما هنوز هم نام محلي بر روي آن مانده و به آن VESA Local Bus  يا VLB ميگويند.
در صورت نياز به خريد يك كارت ويدئو از نوع VLB حتما چك كنيد كه چيپ هاي روي آن يكي از انواع ATI , S3 يا Trident باشد زيرا ماركهاي ديگر به هنگام كار با محطيهاي جديد گرافيك دچار اشكال مي شوند .

 PCI
معرفي VLB گام مهمي در پيشرفت كامپيوتر بود اما اين گام كافي نبود زيرا VLB در واقع نوع 32 بيتي و سريعتري از همان ساختار قديمي ISA است . اين باس قابليت تنظيم كارتها بصورت نرم افزاري را فراهم نمي كند علاوه بر اين امكان كار بصورت Bus Mastering را ندارد. در حقيقت بايد كارتها را هنوز هم با جامپرها تنظيم كرد و براي نقل و انتقال داده ها بين ابزارها از وقت CPU استفاده نمود.
شركت اينتل با اطلاع از اينك با وجود پيشرفت در سرعت CPU هاي ساخت اين شركت در صورت عدم وجود باس سريع ، امكان فروش آن CPU ها را نخواهد داشت اقدام به ساخت و معرفي يك باس جديد نمود كه به آن (Peripheral Compnent Interconnect) گفته ميشود . اين باس در واقع مستقيما به CPU وصل نمي شود بلكه از طريق يك «مدار پل » كه به عنوان يك بافر ميان CPU و باس عمل ميكند . با CPU ارتباط برقرار مي كند . معني اين حرف در واقع اين است كه كامپيوترهاي ديگر مثل مكينتاش و حتي كامپيوترهاي مبتني بر RISC مثل DEC Alpha مي تواند از باس PCI استفاده كنند و در نتيجه بازار وسيعي براي سازندگان كارتهاي PCI فراهم مي شود .
اولي مشخصه PCI داشتن 64 خط داده است يعني باس 64  بيتي است . البته PCI مي تواند در حالت 32 بيتي نيز كار كند و در نتيجه در سيستمهاي 486 نيز قابل استفاده است .
PCI نيز مثل VLB با سرعت 33MHZ كار مي كند . بازده خالص باس PCI در كارتهاي 32 بيتي مي تواند به 132Mbps و در كارتهاي 64 بيتي به 264Mbps برسد ، شركت اينتل اعلام كرده است كه نوع جديد 66 مگاهرتزي اين باس نيز عرضه خواهد شد اما برخي نسبت به تحقق اين امر شك دارند.
اگر چه كارتهاي سازگار با ISA يا EISA را نمي توان در شكافهاي PCI قرار داد اما مجموعه چيپي كه كار باس PCI را كنترل مي كند قابليت كار با باسهاي ISA و EISA را نيز دارد . به همين دليل است كه در اكثر مادربوردها در كنار باس با شكاف PCI باسهاي فوق نيز ديده مي شود .
هم چنين PCI قابليت استفاده از Bus Mastering را دارد و بنابراين براي انتقال حجم عظيم از اطلاعات از ابزارهاي جانبي به يكديگر نيازي به گرفتن وقت CPU نيست .
PCI مي تواند از استاندارد ـ وصل كن و كار كن (Plug and play   يا Pnp) ـ كه در سال 1992 معرفي شد استفاده كند . عموما روي كارتهاي PCI هيچگونه جامپي يا DIP سويئچ وجود ندارد و براي تنظيم كارتها فقط كافيست كه برنامه پيكربندي PCI Configuration را اجرا نمود. اين برنامه مي تواند اطلاعات لازم در مورد كارتهاي PCI موجود در سيستم و منابع تخصيص يافته به آنها را يافته و گزارش نمايد.
انتظار مي رود كه به علت ساختار خوب و قيمت مناسب باس PCI در سالهاي آينده همچنان بهترين باس براي كامپيوترها باشد.

باس PCMCIA
همچنانكه مي دانيد كامپيوترهاي كيفي مي توانند كليه نرم افزارهاي معمولي كه روي كامپيوترهاي روميزي اجرا مي شوند رااجرا كنند . تنها مشكل اين گونه كامپيوترها عدم امكان استفاده از كارتهاي معمولي روي شكاف مادربورد آنهاست .
شركتهاي ژاپني براي اينگونه كامپيوترها استانداردي بنام PCMCIA وضع كردند كه به آن PC Card  نيز گفته مي شود . اينگونه كارتها تقريبا هم اندازه يك كارت اعتباري ولي ضخيمتر از آن هستند و شكافهاي مربوط به آنها چند نوع مختلف دارد.
كنترولر چيست ؟
حال كه با مفهوم باس و شكاف Slot آشنا شديد به بررسي كارتهايي كه در اين شكافها قرار مي گيرند مي پردازيم .
هر ابزار جانبي اعم از داخلي يا خارجي احتياج به چيزي دارد كه بتواند وظيفه ارتباط دادن آن ابزار با CPU و ديگر اجزاء كامپيوتر راانجام دهد . به اين واسطه معمولا كنترولر يا كنترل كننده (Controller) ، رابط (Interface) ، پورت (Port) و يا آداپتور (Adaptor) گفته مي شود ، مثلا هارد ديسك به يك كنترولر نياز دارد ، صفحه كليد به كنترولر نيازمند است و صفحه تصوير نيز به يك آداپتور (كنترولر ) نياز دارد . علت اصلي وجود اين كنترولرها عبارت است از :
•    ايزوله كردن سخت افزار از نرم افزار و فراهم آوردن امكان ايجاد استانداردهاي بهتر
•    ايجاد هماهنگي در سرعت انتقال داده ها بين ابزارهاي جانبي و CPU
•    تبديل داده هاي CPU از حالت سيگنالهاي 5 ولتي ديجيتال به حالتي كه قابل فهم براي ابزار جانبي باشد و نيز تقويت سيگنالهاي ارسالي بين CPU و ابزارها
يك اشتباه رائج در مورد كنترولرها اين است كه عموما تصور مي شود كنترولر بايد در يك كارت جداگانه باشد. اين حرف لزوما درست نيست . مثلا كنترولر صفحه كليد بصورت يك كارت مجزا نيست بلكه بصورت يك چيپ روي مادر بورد قرار داده شده است . كنترولر فلاپي و هارد در XT دو كارت جداگانه بود ولي در AT بصورت يك كارت درآمد و در مادربوردهاي جديدي كه به آنها مجتمع integrated ميگويند اين كنترولر روي خود مادربورد كارگذاري شده است . حتي برخي از كامپيوترها داراي كارتي هستند كه هم كنترولر فلاپي است ، هم آداپتور پورت موازي ، هم آداپتور دوپورت سريال ، هم پورت دسته بازي و هم كنترولر هارد ديسك .
اشكال مادربوردهاي مجتمع اين است كه هم گرانتر هستند و هم در صورت خرابي تنها يك قطعه خيلي ساده( مثلا پورت  موازي )‌ ، بايد كل مادربورد را عوض كرد. البته در برخي از اينگونه مادربوردها  امكان غير فعال كردن برخي كنترولرها وجود دارد ( با استفاده از جامپر ) ولي همواره اينطور نيست .

ساعت سيستم و چيپ CMOS
سيستم ساعت / تقويم (Clock / Calendar) در كامپيوتر وظيفه حفظ وقت و تاريخ حتي در صورت خاموشي كامپيوتر را بعهده دارد . امروزه اين سيستم بصورت استاندارد روي مادربوردها قرار داده مي شود.
اين سيستم روي همان چيپي قرار دارد كه اطلاعات پيكربندي سيستم در آن قرار دارد . حافظه پيكربندي كه اغلب به آن CMOS گفته مي شود يك چيپ كوچك است كه حاوي اطلاعات لازم براي شروع بكار كامپيوتر است .
هر كامپيوتري به محض روشن شدن بايد اطلاع يابد كه چه سخت افزارهايي در آن وجود دارد تا بتواند آنها را كنترل كند . ليست اين سخت افزارها در حافظه پيكر بندي قرار دارد . اما اكثر حافظه ها فرار (Volatile ) هستند يعني به محض قطع برق اطلاعات خود از دست ميدهند و محتواي خود را فراموش ميكنند . به همين دليل براي اين حافظه يك باتري تعبيه شده است تا به هنگام خاموشي كامپيوتر همچنان هشيار بماند.
البته به مرور زمان اين باتري خالي مي شود و حافظه مذكور اطلاعات خود را از دست داده و سيستم ساعت / تقويم وقت صحيح را اعلام نخواهد كرد. بديهي است كه در اين موارد بايد باتري را عوض كنيد اما در اين رابطه معمولا افراد زيادي با يك سئوال مواجه مي شوند.
بسياري مي پرسند كه علت خالي شدن حافظه پيكربندي آنها چيست در حاليكه ساعت كامپيوتر درست كار مي كند ؟
در پاسخ بايد گفت انرژي لازم براي كار كردن ساعت بسيار كمتر از انرژي لازم براي حفظ حافظه پيكربندي است همانطور كه مثلا باتري ضعيف اتومبيل مي تواند راديو يا چراغ آنرا روشن كند اما نمي تواند استارت بزند.
در مواجه با مشكل فوق بايد در هر بار روشن كردن كامپيوتر ، اطلاعات پيكربندي را مجددا وارد كامپيوتر كرد . البته بهترين كار اين است كه بلافاصله باتري ها را تعويص نمود . بعضي از باتري را مي توان با يك جامپر غير فعال نمود و باتري ديگري را به مدار مربوطه وصل نمود.
البته نبايد ساعت فوق را با ساعت CPU كه يك چيپ مستقل دارد 8284 يا 82284 اشتباه گرفت . ساعت CPU به هنگام قطع برق اصلا كار نمي كند.

اصطلاحات مادر بورد
در تعيين كيفيت و قابليت يك مادر بورد عوامل مختلفي نقش دارند . در مورد كيفيت اصولا انجام ارزيابي و تست خاصي از سوي كاربران براي مادربوردها رائج نيست و عمدتا بصورت تجربي نام شركت سازنده مادر بورد به عنوان معيار در نظر گرفته مي شود . با دقت به چيپهاي مختلف روي مادر بورد كه به آنها chipest يا مجموعه چيپ مي گويند ميتوان تا حد زيادي از كيفيت عوامل تكنيكي اصلي مادر بورد مطلع شد . اغلب مادربوردهاي مخصوص پنتيوم از مجموعه چيپ سري 430 شركت اينتل استفاده مي كنند و اصولا منظور از مدل يا مادربورد كه با اصطلاح TX2,TX1,TX,HX.VX,FX و .. از آن ياد مي شود همان مجموعه چيپ شركت اينتل (سازنده پنتيوم ) است . شركتهاي مختلف سازنده مادر بورد اين چيپها را (چيپ 430TX – MTXC – 324BGA و چيپ 430TX – PIIX4 – 324 BGA ) از شركت اينتل تهيه كرده و مادربورد خود را بر اساس كار آنها طراحي مي كنند . ( برخي از مادربوردها بجاي مجموعه چيپ شركت اينتل از چيپهاي ديگر استفاده مي كنند ) پسوندي كه در شماره اين چيپها وجود دارد (  مثلا 430 VX يا 430 TX ) به عنوان مدل يا نوع مادر بورد به حساب مي آيد.
اما نكته مهمتر از كيفيت ، قابليتهاي يك مادر بورد است يعني اينكه چه محيطي براي استفاده حداكثر از قابليتهاي پنتيوم و مجموعه چيپ همراه آن بوجود آورده است . اين قابليتها معمولا در جزوه همراه مادر بورد ذكر شده و كاربران بايد هنگام خريد مادربورد قابليتهاي آنرا با نيازهاي خود سنجيده و با صرفه ترين نوع را كه لزوما جديدترين مدل نيست تهيه نمايند.
امروزه اكثر مادربوردهاي قابليتهاي يكساني را ( حداقل از نظر تئوري ) ارائه مي دهند و يافتن راهي عملي كه بتواند صبحت گفته ها يا نوشته هاي همراه مادر بورد را تاييد نمايد كاري دشوار و نيازمند تكنولوژي و دستگاههاي خاصي است . بنابراين بهترين راه تست كردن ، آزمايش مادربورد در عمل است و در مواقعي ناچارا بايد به گفته هاي شركت سازنده يا فروشندگان اعتماد كرد.
براي معرفي مادر بورد و قابليتهاي آن معمولا از اصطلاحات خاصي استفاده مي شود . در اين قسمت حتي الامكان كليه اين اصطلاحات شرح داده مي شود .

CPU

CPU يا Central Processing Unit ( واحد پردازش مركزي ) همان چيپ اصلي در هر كامپيوتر است و در واقع مغز سيستم به شمار مي رود . همچنانكه مي دانيد از مدلهاي اوليه 8086 , 80286 و … شروع شده و پس از 80486 نوع نام گذاري آن فرق كرده و بجاي 80586 از نام پنتيوم استفاده شده است . ( به دليل اينكه شركتهاي ديگر كه محصولات مشابه مي ساختند نتوانند از نام خاص پنتيوم استفاده كنند در حاليكه استفاده شركتهاي مختلف از نامهاي صرفا عددي محدوديت قانوني ندارد)
از CPU با اسامي Processor ( پروسسور ) و يا ميكروپروسسور (Micro Proccessor) نيز ياد مي شود . از ديگر شركتهاي سازنده CPU هاي مشابه شركت اينتل مي توان از IBM . Cyrix و AMD نام برد . بعضي اوقات براي اشاره به پنتيوم از كد آن P54C استفاده مي شود .

شكاف (Slot)
شكاف ( يا اسلات ) محل واصل كارتهاي م ختلف به مادر بورد است .
مادربوردهاي امروزي عمدتا داراي دو نوع شكاف PCI و (E) ISA هستند چرا كه اكثر كارتهايي كه تاكنون ساخته شده و مي شود براي كار با شكاف E(ISA) طراحي شده اند و از طرف ديگر مجموعه چيپي كه كار كنترل باس جديد PCIرا به عهده دارد كاملا توانايي اداره باس (E) ISA را نيز دارد . نكته اي كه بايد به آن توجه كنيد اينكه در برخي مادربوردها يكي از شكافهاي باس PCI با يكي از شكافهاي باس (E) ISA بطور اشتراكي كار مي كنند و نمي توان از هر دوي آنها همزمان استفاده كرد . به اين نكته در جزوه مادربورد خود دقت كنيد ( معمولا دو باس PCI و EISA كه كنار هم قرار دارند اشتراكي عمل مي كنند )
نكته ديگر اين كه ممكن است ولتاژ برخي از باسها با كارتي كه در آن قرار ميدهيد همخواني نداشته باشد . در برخي مادربوردها يكي از باسهاي EISA داراي ولتاژ متفاوتي با ديگران است ( معمولا ولتاژ 3.3 يا 5 ولت است )
COPROCESSOR

ياهم پردازشگر در برخي مدلهاي قبلي CPU بصورت واحد مجزايي در روي مادر بورد قرار ميگرفت اما امروزه در درون خود پنتيوم جا داده شده است و وظيفه آن انجام محاسبات پيچيده بصورت سخت افزاري ( سرعت بالا ) مي باشد .
CPU CORE VOLTAGE
ولتاژ مورد استفاده CPU رامشخص مي كند . امروزه بخاطر جلوگيري ازتوليد حرارت توسط CPU ( كه در سرعتهاي بالا ناچارا بوجود مي آيد ) سعي مي كنند ولتاژ آنرا پايين بياورند . هم اكنون CPU هائي با ولتاژهاي مختلف 2.8 از ولت به بالا در بازار وجود دارد . در مادربوردها معمولا جامپري تعبيه شده است كه بتوان ولتاژ تغذيه CPU توسط مادر بورد را تنظيم نمود اگر چه در برخي مادر بوردها اين كار بصورت خودكار انجام مي شود و نيازي به تنظيم جامپر نيست ( از اين خاصيت معمولات با عنوان Auto detect ياد مي شود ) . معمولا در قسمت زير CPU كدهايي نوشته شده است كه مي توان ولتاژ را از روي آن تشخيص داد. مثلا در شكل زير اولين حرف بعد از علامت / مي تواند S يا V  باشد كه به ترتيب نشاندهنده ولتاژهاي زير هستند:

ZIF

همان سوكت محل قرار گرفتن CPU است ( Zero In Force) و همچنانكه از نامش پيداست براي قرار دادن CPU در آن احتياجي به فشار دادن نيست ( بر خلاف IC هاي ديگر كه معمولا با فشار در سوكت مي نشينند ) بلكه با كشيدن اهرم به طرف بالا سوكت آزاد شده و CPUدر آن قرار ميگيرد و سپس اهرم به طرف پايين كشيده مي شود . براي تشخيص جهت درست قرار دادن CPU در اين سوكت كافيست به يك گوشه آن كه پين ندارد ( هم در CPU و هم در سوكت ) دقت كنيد.

CPUClock

نشاندهنده سرعت كار CPU است كه معمولا با مقياس MHz ( مگا هرتز) اندازه گيري مي شود . همچنانكه در بحث مربوط به پنتيوم گفته شد ، سرعت كار داخلي CPU معمولا بسيار بيشتر از سرعت كار خارجي آن است ( بدليل لزوم هماهنگي با ابزارهاي جانبي كه كند هستند ) . معمولا پنتيوم با سرعتهاي 66,60,50 مگا هرتز ساخته مي شود Ext Frq و اين سرعتها با مضاربي از 1.5 گرفته تا 3.0 و اخيرا حتي 5.0 تقويت مي شوند و سرعت CPU به 200 يا 233 و بالاتر مي رسد . (Internal CPU Clock).
از آنجا كه هر مادربوردي يك حداكثر سرعت مشخص دارد بايد براي هماهنگي آن با CPU جامپرهايي را تنظيم نمود. جدول مربوط به اين تنظيم براي انواع مختلف CPU در جزوه هر مادربوردي ذكر شده است .

MMX

پسوندي است كه براي مشخص كردن سري جديدي از CPU هاي پنتيوم كه مخصوص كارهاي چند رسانه اي ساخته شده اند استفاده مي شود (Multi Media extended) در اين CPU دستورالعملهاي خاصي براي كارهاي گرافيكي در نظر گرفته شده كه برنامه هاي جديد مي تواند از آن دستورات براي سرعت بخشيدن هرچه بيشتر به عمليات نمايش تصوير كه مستلزم سرعت و حجم بالاي كار است استفاده كننند بعضي اوقات از پنتيوم MMX با كد آن يعني P55C ياد مي شود.

L2 – L1 – CACHE MEORY

 كش يا نهانگاه اصطلاحي است كه نشاندهنده استفاده از روش خاصي براي دستيابي سريعتر به حافظه مي باشد  و در واقع ربطي به نوع حافظه ندارد . از آنجا كه سرعت CPU هاي جديد بسيار بالاست و هيچ نوع حافظه RAM نمي تواند اطلاعات را با سرعت مورد نياز CPU در اختيار آن قرار دهد ( از جمله بدليل لزوم تجديد يا refresh كردن RAM) طراحان CPU به فكر استفاده از روشي براي تسريع اين امر افتادند و با تعبيه كردن حافظه اي در درون CPU و يا تعبيه كردن نوع سريعي از RAM در بيرون CPU ( كه از يك مسير اختصاصي و فوق العاده براي ارتباط با CPU استفاده مي كند ) تعداد زيادي دستورالعمل رااز RAM به اين حافظه منتقل كرده و تعداد دفعات مراجعه (SRAM) است كه از RAM معمولي ( DRAM يا ديناميك RAM ) سريعتر است ( توضيح در قسمت حافظه ) مقدار اين نوع حافظه هر چقدر بيشتر باشد بهتر است .
براي نشان دادن حافظه كش داخلي از اصطلاح L1 (Level 1) و براي كش خارجي از L2(Level 2 ) استفاده مي شود . معمولا در مادربوردها سوكت مخصوصي براي افزايش L2 وجود دارد . در CPU معروف به پنتيوم پرو L2 نيز در داخل IC پنتيوم قرار داده شده و در نتيجه سرعت آن بالاتر است .

DIMM _ SIMM _ DRAM Memory

در هر مادربوردي شكافهاي خاصي براي قرار دادن حافظه RAM كه معمولا از نوع ديناميك است (DRAM) وجود دارد. اگر چه قبلا حافظه بصورت IC هاي مجزا عرضه مي شد اما امروزه روي بورد يا كارت كوچكي چند IC حافظه قرار داده مي شود و اين كارت از طريق كانكتور در درون يك شكاف مخصوص حافظه قرار ميگيرد. اگر چه اندازه كارت و شكاف حافظه ثابت است ولي ظرفيت هر كارت حافظه مي تواند متفاوت باشد . مثلا مي توان حافظه هاي 32,16,8,4,2 مگابايتي تهيه كرد. تعدا پينهاي موجود در كانكتور كارت حافظه و شكاف حافظه در نوع SIMM امروزه 72 پين و در نوع DIMM و 168 پين است .
حافظه ها از نظر نوع و نحوه دسترسي به اطلاعات موجود در آنها نيز با يكديگر تفاوت دارند و انواع معملي FPM و EDO وجود دارد. سرعت حافظه هاي DRAM بدليل مسائل تكنيكي در مرز 60 نانو ثانيه باقي مانده است ( درباره موارد فوق در قسمت RAM توضيح داده شده است )

(GN) GREEN FUNCTION
 اين قابليت به مادربورد امكان مي دهد كه در مواقع عدم استفاده كاربر از كامپيوتر اكثر منابع آنرا به حالت تعليق درآورد تابرق مصرف نكنند.مدت زمان لازم براي رفتن به حالت تعليق قابل تعيين توسط كاربر است .

I/O PORTS

معمولا در مادربوردها دو پورت يا دروازه براي تبادل اطلاعات بصورت سريال وجود دارد كه از آنها به عنوان /16550 COM port ياد مي شود (/16550 شماره IC مورد استفاده است ) يك پورت موازي نيز در مادربوردها وجود دارد كه عمدتا براي اتصال چاپگر استفاده مي شود . پورت موازي جديد داراي قابليتهاي بيشتري از مدلهاي قبلي است و از آن به عنوان EPP/ECP LPT ياد مي شود . ( ECP = Extended (Capabilities port . EPP = Enhanced Parallel port پورتهاي موازي قبلي يك طرف بودند و امكان ارسال اطلاعات از چاپگر به كامپيوتر وجود نداشت ولي پورتهاي جديد نه تنها دو طرفه هستند ( بدليل نياز چاپگرهاي پيشرفته براي تبادل اطلاعات با كامپيوتر ) بلكه از سرعت بالاتري برخوردارند. EPP توسط شركتهاي Xicom و اينتل بوجود آمد و داراي سرعت 2MBps است و ECP توسط ميكروسافت و هيولت پاكارد ابداع شده و داراي سرعتي حدود 5MBps است . IEEEعناصر اين دو استاندارد را با هم تركيب كرده و استانداردي بنام IEEE 1284 بوجود آورده است كه توسط سازندگان چيپها و طراحان BIOS مد نظر قرار ميگيرد.

CMOS , RTC
RTC يا Real Time Clock همان سيستم نگهداري وقت ( ساعت ) كامپيوتر است كه با استفاده از يك باتري حتي در زمان خاموشي كامپيوتر اطلاعات مربوط به وقت راحفظ مي كند.
CMOS در واقع اسم يك نوع تكنولوژي ساخت قطعات نيمه هادي است كه پس از تكنولوژي TTL بوجود آمد. در اين تكنولوژي اگر چه از نظر تئوريك سرعت كمتر از TTL است اما جريان برق كمتري استفاده مي شود و در نتيجه توليد حرارت در آن كمتر است . عيب آن اين است كه الكتريسيته ساكن بر آن اثر شديدي دارد و حتي بار ساكن 250 ولتي مي تواند آنرا خراب كند و از آنجا كه امروزه حتي CPU و حافظه ها را با اين تكنولوژي مي سازند بايد حتي الامكان از لمس پايه هاي آنها اجتناب كرد مگر اينكه قبلا بارهاي ساكن بدن خود را خالي كرده باشيد ( يك راه ساده اين است كه وقتي منبع تغذيه كامپيوتر به برق وصل است دست خود را به محفظه پوششي آن بزنيد)
اما امروزه منظور از CMOS در كامپيوتر يك چيپ حافظه است ( به اين اسم معروف شده )كه اطلاعات پيكربندي اصلي كامپيوتر را حفظ مي كند ( ابزارهاي ISA را ) و حاوي برنامه اي بنام Setup است كه براي تغيير دادن آن اطلاعات بكار مي رود . نحوه وارد شدن به برنامه Setup در كامپيوترهاي مختلف بسته به نوع BIOS آنها فرق دارد . ( مثلا در AWARD BIOS با زدن كليد Del  )‌اطلاعات نيز در زمان خاموشي كامپيوتر توسط همان باتري مربوط به RTC حفظ مي شود . عمر باتريها حدود 5 سال است و باتري جديد بايد حتي الامكان از نوع و مارك قبلي باشد.

FLASH EEPROM , BIOS
بر خلاف حافظه RAM كه با قطع برق اطلاعات خود را فراموش ميكند نوع ديگري از حافظه وجود دارد كه حتي بدون برق محتويات خود را از دست نمي دهد. به اين نوع حافظه Resd Only (ROM) Memory گفته مي شود . محتويات اين حافظه يكبار توسط دستگاهي بنام PROM Blaster  يا EPROM Programmer وارد آن مي شود و پس از آن فقط مي توان اطلاعات آنرا خواند . ROM  موجود در ماردبورد حاوي نرم افزاري است كه به آن سيستم ورودي / خروجي پايه يا ابتدايي (Basic Input / Output System) يا BIOS گفته مي شود . BIOS در واقع يك نرم افزار سطح پايين است كه مستقيما با سخت افزارهاي مختلف موجود در كامپيوتر سرو كار دارد. اين برنامه حاوي وقفه هاي نرم افزاري است . از آنجا كه سيستم عامل DOS نمي تواند مستقيما با سخت افزار كار كند BIOS را واسط قرار ميدهد و از آن طريق كارهاي خود را انجام مي دهد. مثلا وقتي از يك فلاپي ديسك فايلي را مي خواند ، در واقع از وقفه نرم افزاري مربوط به فلاپي ديسك در BIOS استفاده مي كند . BIOS يك سيستم در واقع مشخص كننده مقدار سازگاري آن با سيستمهاي ديگر است و استاندارد آن ها IBM BIOS است . اكثر مادربوردهاي موجود در ايران داراي BIOS شركت AWARD هستند . معمولا ROM حاوي BIOS در يك سوكت معمولي در روي مادربورد قرار مي گيرد تا امكان در آوردن و تعويض آن وجود داشته باشد.
روي اين ROM معمولا يك برچسب زده مي شود كه شماره نگارش و اطلاعات ديگري روي آن نوشته شده است . حافظه ROM معمولا در فضاي آدرس بين 640K تا 1024K قرار مي گيرد. با رشد روزافزون نرم افزارها ، BIOS نيز ارتقاء يافته و بايد راهي براي استفاده از BIOS هاي جديد پيدا كرد. امروزه اكثر سيستمهاي پنتيوم و نيز كامپيوترهاي كيفي ( Laptop) از نوع جديد ROM براي BIOS استفاده مي كنند كه FLASH RAM ناميده مي شود ( FLASH EEPROM) (Electrically Erasable Programable ROM ) فرق عمده آنها اين است كه بر خلاف ROM مي توان محتواي FLASH RAM را ( كه همان برنامه BIOS است ) تغيير داد. يعني فقط با اجراي يك برنامه مخصوص ارتقاء BIOS محتواي آن را عوض كرد.
در همه كامپيوترهاي كه داراي قابليت PnP هستند از حافظه FLASH استفاده مي شود.
( اين نوع حافظه يك ضعف بزرگ دارد و آن اينكه اگر بتوان راهي براي وارد كردن يك ويروس در ROM پيدا كرد امكان حذف آن وجود نخواهد داشت !)

COAST
در برخي مادربوردها كانكتوري بنام COAST وجود دارد كه اغلب براي افزودن Cache memory به سيستم استفاده مي شود.
از آنجا كه SRAM هاي متفاوتي وجود دارد قبل از خريد آن حتما سازگاري آن با سيستم خود را چك كنيد. همچنين استفاده از اين حافظه احتمالا مستلزم تغيير يك جامپر است كه با مراجعه به راهنماي مادربورد مي توانيد آنرا تنظيم كنيد.
 


منابع :


دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان