میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

پایان نامه تاثیر رسانه‏ها در تغییر تفکرات جوامع بشری


کد محصول : 10001672 نوع فایل : word تعداد صفحات : 88 صفحه قیمت محصول : 9000 تومان تعداد بازدید 926

فهرست مطالب و صفحات نخست


تاثیر رسانه‏ها در تغییر تفکرات جوامع بشری

چکیده:
رسانه‌ها به عنوان یکی از نهاد‌های اجتماعی کارکرد انتقال میراث فرهنگی و اجتماعی و ارزش‌های جوامع را برعهده دارند. در عصر کنونی با توجه به نقش بارز آنها در جامعه و اطلاع رسانی پیرامون موضوعات اجتماعی،سیاسی، فرهنگی و... سعی می‌کنند الگوهای نوینی را به جوامع وارد کنند تا جایگزین فرهنگ‌ها و ارزش‌ها و الگوهای سنتی شوند. در این رهگذر رسانه‌ها به عنوان عاملان تغییر و تحول در ارزش‌ها و هنجارها مطرح هستند، به‌طوری‌که سنت‌ها را به مبارزه می‌طلبند و به صورت یک عامل مؤثر در دگرگونی نگرش‌ها و رفتارهای نسل جدید عمل می‌کنند. همین امر می تواند منجر به شکاف نسلی و عدم انتقال تجربیات نسل گذشته به نسل فعلی شود. نسل فعلی، هر آنچه را که از رسانه می‌خواند، می‌شنود و می بیند، ملاک نگرش، عمل و رفتار خود قرار می‌دهد. در دوران کنونی نقش نهادهای اجتماعی همانند خانواده، مدرسه و همسالان در اجتماعی کردن نسل‌ها تضعیف و در مقابل روز به روز بر اهمیت و نقش رسانه‌ها افزوده می‌شود. این مقاله با توجه به داده‌های نظری و نظر صاحب نظران به تبیین موضوع شکاف نسلی از طریق رسانه‌ها و نقش این دستگاه‌ها در انتقال ارزش‌ها و معیارهای نو به جوامع می‌‌پردازد.
مقدمه
رسانه‌ها در دوران کنونی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مردم شده‌اند. مردم در طول شبانه روز از محتواهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی و سرگرمی رسانه‌ها استفاده می‌کنند. نسل کنونی جامعه از ابتدای حیاتش با رسانه‌ها بزرگ می‌شود و در دنیای اطلاعاتی و ارتباطی امروز، این نسل، بخش عظیم فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه خود و دیگر جوامع را از رسانه‌ها دریافت می‌کند. به عبارتی در دوران معاصر که به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتی و ارتباطی معروف است، بخش عظیمی از جامعه پذیری نسل‌ها از طریق رسانه‌ها انجام می شود و نفوذ و تأثیر رسانه تا جایی است که برخی از نظریه پردازان ارتباطی بر این باورند که رسانه‌ها اولویت ذهنی و حتی رفتاری ما را تعیین می‌کنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما یاد ندهند، اینکه به چه چیزی فکر کنیم را به ما می‌آموزند. بر همین اساس با توجه به نقش تأثیرگذار رسانه بر تمامی اعضای جامعه و به ویژه نسل‌های کنونی، هدف اصلی این مقاله بررسی و تبیین نقش رسانه‌ها به عنوان یکی از دستگاه‌های فراگیر و گسترده و در دسترس همگان در انتقال محتوای فرهنگی و انتقال ارزش‌ها و هنجارهای نسلی و تأثیر آنها در شکل‌گیری و یا عدم شکل‌گیری پدیده‌ی گسست نسلی است.
مبانی نظری و چهارچوب مفهومی
تعریف مفاهیم رسانه‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و شکاف نسلی

روش تحقیق:
تحقیقات در زمینه تاثیر رسانه در جوامع بشری که ازطریق تحقیق در جوامع امروزی و جستجو از کتابها می باشد ورسانه ها را در چارچوب فرهنگی بررسی می کند .

پیشگفتار :
امروزه در زمینه رسانه ها در جوامع و آثار آن در سراسر کشور مشهود است که باید در این زمینه ها به بررسی نقش موثر در رسانه ها توجه بیشتری داشته باشیم و با فرهنگ سازی بتوانیم آن را به بهترین نحو ه اجرا نماییم

یکی از موارد و محورهای اصلی مطالعات جامعه شناسان وسایل ارتباط جمعی (رسانه‏های گروهی) بررسی آثار و کارکرد این وسایل در دو سطح خرد و کلان می‏باشد.
در مورد تاثیر رسانه‏های گروهی بر زندگی فردی و اجتماعی انسان‏ها به طور عمده سه نظریه‏ی جامعه شناختی وجود دارد که عبارتند از:
1. برخی بر این باورند که میزان تاثیر گذاری رسانه بر زندگی انسان نامحدود است.
2. گروهی دیگر کارکرد رسانه‏های گروهی را بی تاثیر می‏دانند.
3. عده‏ای معتقدند که تاثیر رسانه‏های گروهی مشروط است و میزان تاثیر گذاری آن را در محدوده‏ی شرایط محیطی ارزیابی می‏کنند.
البته دیدگاهی افراطی در برخورد با رسانه‏های گروهی مطرح بوده است که از زمینه‏ی خاص فکری و تجربه‏های اجتماعی ویژه منبعث می‏شود. برخی بر این باورند که وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می‏توانند نسلی تازه را برای اولین بار در تاریخ انسان پدید آورند. نسلی که با نسل‏های پیشین بسیار متفاوت است.
«لازار سفلد» در تبیین این دیدگاه می‏نویسد: «بسیاری تحت تاثیر همه جایی بودن وسایل ارتباط جمعی (1) و قدرت بالقوه‏ی آنان به سختی هراسان شده‏اند. در سمپوزیومی، یکی از شرکت کنندگان نوشت: قدرت رادیو را می‏توان با قدرت بمب اتم مقایسه کرد» . (2)
برخی دیگر بر این عقیده‏اند که وسایل ارتباط جمعی تاثیر چندانی بر مخاطبین خود ندارد. به نظر این دسته از اندیشمندان «دوران سبع‏» وسایل ارتباطی و با آن دوران رواج عقاید تند و اسناد اثرات جادویی و خارق العاده به وسایل ارتباط جمعی پایان یافته است. (3) برآیند نهایی و دوری از افراط گرایی این است که وسایل ارتباط جمعی و ابزار اجتماعی - فرهنگی به معنای عالی آن است و از این جهت اثرات چشمگیری بر جای می‏گذارند، اما این آثار نه آن چنان است که هیچ محدویتی نشناسد، یا آن که چنان ناچیز است که هیچ اعتنایی را شایسته نباشد، باید دید حدود تاثیر این وسایل چیست و در چه شرایطی این تاثیرات محدودیت می‏یابند یا قویت‏شدنی هستند.؟
با تمام این اقوال، آن چه بدیهی به نظر می‏رسد، آن است که به دور از آثار مثبت و منفی آن باید اذعان داشت که پیدایش دگرگونی‏های اجتماعی و تغییر ارزش‏های اجتماعی از مواردی است که در نتیجه‏ی کارکرد رسانه‏ها صورت تحقق به خود می‏گیرند. از سوی دیگر این وسایل در فرایند تهاجم فرهنگی و مقابله با آن، جنگ روانی، استعمار ملت‏ها در امر باز سازی و دستیابی به توسعه یافتگی، تحقق هدف‏های آموزشی به سرگرمی و غیره کاربرد مؤثری دارند.
امروزه در عصر انفجار اطلاعات دیگر این حقیقت‏به خوبی اثبات شده است که از نظر کارکردهای آموزشی، رسانه‏ها سهم و نقش قابل ملاحظه‏ای در انتقال میراث فرهنگی و فکری بشری در میان ملل و انسان‏ها دارا هستند.
در واقع با ظهور وسایل ارتباط جمعی پیشرفته، فرایند آموزش از انحصار مدرسه و آموزش‏گاه‏ها خارج شده و جهان پهناور به عرصه‏ی آموزش تبدیل گردیده است. در این فرایند وسایل ارتباط جمعی، محدودیت‏هایی از قبیل مکان و زمان، محدودیت‏سنی، محدودیت‏های اقلیمی و... از میان برداشته شده و در زمینه‏ی سیاست و حکومت، همان گونه که رسانه‏ها بر تصمیمات سیاست مداران و هیات حاکمه اثر می‏گذارند، به منزله‏ی ابزاری در دست‏حکومت‏ها دارای کاربرد و کار آمدی محوری هستند.
با مراعات و لحاظ کردن جنبه‏های مثبت و منفی کارکرد رسانه‏های گروهی، این پدیده می‏تواند از یک سو سبب وحدت، همبستگی و وفاق ملی شود و از سوی دیگر حکومت‏ها می‏توانند از این پدیده در ایجاد همگونی، جهت دهی افکار عمومی و هماهنگ سازی نظریات توده‏ی مردم و جامعه نسبت‏به نظام سیاسی و کارکردهای آن استفاده کنند، به طوری که در نظام‏های استکباری، صدا و سیما و مطبوعات، ابزاری قوی و مؤثر برای بیعت گرفتن از مردم و جامعه می‏باشند.تا آن جا که از مطبوعات که مهم‏ترین و بارزترین وسایل ارتباط جمعی است‏به عنوان «رکن چهارم‏» یاد می‏شود.
بنابراین در تقسیم سه گانه می‏توان کارآمدی این پدیده‏ها را در موارد ذیل مشاهده کرد:
1. عامل انتقال ارزش‏ها و هنجارهای فرهنگی;
2. ساماندهی ارتباط خانواده و فرد با دنیای خارجی;
3. تاثیر گذاری بر نهادهای سیاسی اجتماعی جامعه.
بر این اساس حیات سیاسی اجتماعی بشر امروز به شدت تحت تاثیر رسانه‏های گروهی قرار دارد. با در نظر گرفتن این واقعیت مسلم که پیام‏های رسانه‏ها هرگز از جنبه‏های سازنده و مخرب خالی نبوده، ضروری است‏به مطالعه و بررسی پدیده‏ی ارتباطات و آثار و کارکردهای آن بیش از پیش پرداخته شود.
اهمیت این کار از آن جهت است که رسانه‏های گروهی با کارکرد خود، و با استقاده از دو عنصر اطلاعات و پیام، به صورت امواج صوتی تصویری و غیره با هم در نو دیدن مرزها بر افکار و اذهان انسان‏ها اثر نهاده و به کنش‏ها و رفتارهای فردی و اجتماعی آن‏ها جهت می‏دهند. پیام‏هایی که در قالب امواج صوتی، تصویری و یا کتاب و یا مجله در جهان امروز انتشار می‏یابد در برخی موارد سبب ظهور و شکل‏گیری حوادث، رخدادها و رویدادهای سیاسی مهمی در واحدهای سیاسی و در عرصه‏ی کشورها و حتی جهانی می‏گردند. به عنوان مثال تولید و نمایش یک فیلم سینمایی، یا یک مقاله و یا یک کتاب که جنبه‏ی توهین به اعتقادات و باورهای دینی یک آیین را دارد، در فاصله‏ی کوتاهی به یک پدیده‏ی سیاسی مهم تبدیل می‏گردد.
تنوع و گستردگی ارتباطات در عصر کنونی
از ویژگی‏های عصر حاضر، ماشینی شدن زندگی، افزایش جمعیت، تقسیم کار و مشاغل، تخصصی شدن فعالیت‏ها، بسط و گسترش حوزه‏های مشاغل و حرف، تنوع امکانات بهره وری و...است.
در چنین دنیایی رسانه‏های گروهی و ارتباطات از نقش حیاتی در زندگی بشر برخوردار بوده و در عین حال متنوع و گسترده می‏باشند. برخی از شناخته شده‏ترین و شاخص‏ترین انواع ارتباطات عبارتند از: ارتباطات سازمانی (اداری)، ارتباطات اقتصادی، ارتباطات مدیریتی و بالاخره ارتباطات سیاسی.
ارتباطات سازمانی در فعالیت‏های مؤسسات و سازمان‏ها بر قرار است; ارتباطات اقتصادی محدود به قلمرو فعالیت‏های اقتصادی است; ارتباطات مدیریتی در شاخه‏های صنعتی، مدیریت تجاری و مدیریت آموزشی و مدیریت‏سیاسی جریان دارد. ارتباطات سیاسی نیز به حوزه‏ی مملکت داری، ارتباط میان حکومت، شهروندان و کشورها با یکدیگر مربوط می‏شود.
سازمان یونسکو وسایل ارتباط جمعی را به صورت ذیل طبقه بندی کرده است:
1. وسایل ارتباط رودررو;
2. وسایل ارتباط محلی، منطقه‏ای و گروهی;
3. وسایل ارتباط جمعی.
بررسی جایگاه رسانه‏های عمومی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی
با نگاهی به رسانه‏های گروهی و انواع آن در دوران قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می‏توان کارکردهای آن‏ها را در تغییرات جوامع بشری به خوبی دریافت.
- کار کرد سینما
به عنوان مثال، ورود سینما به ایران از دوران حکومت پهلوی مصادف بود با پیروی و تقلید از حال و هوای فیلم‏های غربی و... . کسانی که متولی این حرفه بودند، نه حس مسؤولیت دینی داشتند و نه عرق ملی، بلکه بعضا نسبت‏به اسلام نیز از خود ضدیت نشان می‏دادند. (4)
عمل کرد مخرب و منفی سینما در این برهه از تاریخ ایران موجب شد تا نوعی مخالفت اجتماعی نسبت‏به این پدیده در جامعه‏ی ایران به وجود آید و خانواده‏های مذهبی و اصیل، روحانیون آگاه و بیدار به مخالفت جدی با سینما برخیزند.
آلودگی سینما به ابتذال و فحشا و اشاعه‏ی فرهنگ غربی، علمای دین را بر آن داشت تا فتوای شرعی علیه سینما صادر کنند. شیخ فضل الله نوری آن را وسیله‏ای جهت تخدیر و عامل نوظهور غرب برای رسوخ در اعتقادات ملت ایران دانست. (5)
- بررسی کارکرد مطبوعات
با نگاهی به مطبوعات قبل از انقلاب می‏توان به این نکته پی برد که یکی از عناصر (لاینفک فیلم‏های سینما) صحنه‏های مبتذل و اشاعه‏ی مسایل ضد اخلاقی بود و نویسندگان فیلم نامه از درک احساسات و نیازهای واقعی جامعه‏ی ایران عاجز بودند.
اصل در راه اندازی این پدیده در عصر پهلوی در حقیقت آن بود که کوشش می‏شد تا افکار عمومی را از مسایل اساسی مملکت منحرف ساخته و مردم را به صورت مصرف کنندگان انفعالی ارزش‏ها و عادات غربی در آورند.
خوشبختانه با پیروزی انقلاب اسلامی و با تغییر معیارهای ارزش حاکم بر تمامی رسانه‏های گروهی; از جمله سینما، فرهنگ ضد ارزش حاکم بر سینماها کنار گذاشته شد و این رسانه عهده‏دار رسالت‏سنگین و خطیر; یعنی معرفی و تبلیغ ارزش‏های اسلامی شد. در مقدمه‏ی قانون اساسی جمهوری اسلامی راجع به رسانه‏های گروهی کشور آمده است:
«وسایل ارتباط جمعی بایستی از جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی در خدمت اشاعه‏ی فرهنگ اسلامی قرار گیرد، در این زمینه از برخورد سالم اندیشه‏های متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج‏خصلت‏های تخریبی و ضد اسلامی جدا پرهیز کند» . (6)
همین محتوی از اصل 175 قانون اساسی استنباط می‏شود که در آن اصول، خط مشی اهداف و وظایف رسانه‏های گروهی تعیین گردیده است. (7)
نمونه‏ی دیگر کارکرد رسانه‏های گروهی، مساله‏ی مطبوعات است. این پدیده برای نخستین بار در دوره قاجار به دستور عباس میرزا وارد ایران شد.
این رسانه هم متاسفانه در بدو ورود و در مرحله‏ی شکل‏گیری خود، در شرایط نامطلوب تقلید سطحی از غرب و بی‏توجهی به هویت ملی تکوین یافت.
نسل اولیه‏ی مطبوعات کشور به شدت تحت نفوذ حکومت‏های استبدادی وقت‏بودند و جز نقش جارچی و زبان یک‏طرفه‏ی حکومت نقش دیگری را ایفا نمی‏کردند.
سال 1357 شمسی را سال طلایی مطبوعات ایران نامیده‏اند; زیرا در این سال حدود چهار صد نشریه منتشر شد که شروعی هت‏حضور مطبوعات در خدمت‏بلوغ فکری، آگاهی‏های سیاسی و اجتماعی جامعه‏ی ایران محسوب می‏شد.
 
بررسي نقش رسانه‌ها درشكل‌گيري هويت مدرن‌
در هر دوره‌اي از تاريخ زندگي انسان، ميان ابزار و مصنوعات بشري با شكل نظام اجتماعي و نحوه زيستن آدمي، رابطه‌اي مستقيم وجود داشته است. مورخان و جامعه‌شناسان بر همين اساس، تاريخ را تقسيم، تفسير و نامگذاري كرده‌اند.
تقسيم دوره‌هاي تاريخي به دوره خطي، دوران كشاورزي و دوره صنعتي، نمونه‌اي از اين صورت‌بندي اجتماعي براساس ابزارها و دستاوردهاي بشري است. يكي از مهم‌ترين دستاوردهاي انسان كه بر حيات سياسي اجتماعي جوامع بشري تاثير گذاشته، وسايل ارتباط جمعي است. تاثير وسايل نوين ارتباطي، در شكل‌گيري نظام‌هاي سياسي اجتماعي و زيست بوم انسان آنقدر عميق است كه به قول مك لوهان، جهان به دهكده‌اي كوچك تبديل شده است؛ دهكده‌اي كه هر كس براحتي مي‌تواند با فرد ديگري در نقطه‌اي ديگر ازجهان ارتباط برقرار كند. امروزه رسانه‌ها، مرزهاي جغرافيايي، فرهنگي و سياسي را درنور ديده‌اند و با گسترش فزاينده و روزافزون خود از حوزه اجتماعي- سياسي فراتر رفته، هويت انسان معاصر را نيز تحت‌تاثير قرار داده‌اند، به طوري كه مي‌توان هويت انسان مدرن را هويت رسانه‌اي شده نام گذاشت. اين مقاله درصدد است نقش و تاثير وسايل نوين ارتباط جمعي و رسانه‌ها را در شكل‌گيري هويت انسان مدرن، نقد و بررسي كندهويت از دو جهت با مفاهيم رسانه و مدرنيته ارتباط دارد. يكي اين ‌كه هويت خود محصول ارتباط است يعني ديگري بايد وجود داشته باشد تا من ساخته و درك شود. من از طريق فهم و ارتباط با ديگري شكل مي‌گيرد. هويت موضوعي است كه بيش از آن كه به خود ما ارتباط داشته باشد به تاويل ديگران مربوط مي‌شود. من فاعلي (تصوير فرد از خود) به وسيله من مفعولي (تصوير ديگران درباره فرد) ساخته مي‌شود. از طرف ديگر هويت همچون رسانه‌هاي نوين خود يك مفهومي جديد است كه بعد از مدرنيته پديد آمده و در فلسفه دكارت به تكامل رسيده است.
جمله معروف او كه «من فكر مي‌كنم، پس هستم» آغاز شكل‌گيري هويت مدرن است. اين بحث بويژه براي جامعه ما بسيار حياتي و مهم است، زيرا ما در حال تجربه دوران مدرن هستيم و در اين دوره گذار هويت (فردي  اجتماعي) ما با چالش‌ها و دغدغه‌اي اساسي روبه‌رو مي‌شود. در اين ميان رسانه‌ها نقش مهمي بازي مي‌كنند. نمي‌توان نقش آنها را در بروز چالش‌هاي هويتي ناديده گرفت. رابطه ميان هويت و رسانه‌ها را مي‌توان از منظر ديگري نيز توجيه كرد. هويت مفهومي متكي به ذات خود نيست، بلكه ماهيتي است كه به وسيله انسان  و جامعه‌اش ساخته مي‌شود و در بستر تحولات اجتماعي تغيير مي‌كند و شكلي ديگر به خود مي‌گيرد. اگر اين‌طور نبود تعليم و تربيت بي‌معنا مي‌شد و هيچ انساني قابليت رشد و تعالي نمي‌داشت. ديويد هيوم تاكيد مي‌كند «ما نمي‌توانيم هويت انساني را چيزي غير از امر ابداعي و تخيلي بدانيم» بنابراين هويت مساله غريزي و فطري نيست، بلكه اكتسابي، ارادي و مبتني بر تربيت آدمي است. از اين منظر رسانه‌ها به عنوان يكي از عوامل موثر در شكل‌گيري و تحول هويت اهميت مي‌يابد بويژه در دنياي معاصر كه به عصر ارتباطات شهرت يافته است.
به هر حال هويت انسان در جهان رسانه‌اي شده چهره‌اي خاص مي‌يابد و از هويت‌هاي ديگر متمايز مي‌شود. برخي از مهم‌ترين ويژگي‌ها هويت رسانه‌اي بدين‌شرح است:   

1 - هويت بيروني:   

هويت رسانه‌اي نه از درون و تحولات فردي، بلكه از بيرون و تحولات اجتماعي كه از طريق رسانه‌ها تجلي و گسترش مي‌يابد شكل مي‌گيرد و هدايت مي‌شود. چنين هويتي خيلي متكي به خود و منطق شخصي نيست، بلكه از بيرون و دگر راهبراني چون رسانه‌ها هدايت مي‌شود. در حقيقت با رشد وسايل ارتباطي، هويت شخصي بيشتر تحت‌تاثير و كنترل نظام‌هاي اجتماعي قرار گرفت تا كنترل دروني. به عقيده رايزمن در جامعه نوين، خصلت انسان از برون هدايت شده جانشين انسان از درون هدايت شده مي‌شود.   

2 - هويت همگن:   

رسانه‌ها با ارسال و ترويج پيام خود از طريق گسترش وسايل ارتباط جمعي به نوعي همگن‌سازي هويت‌هاي گوناگون دست مي‌زنند و هويت توده‌اي و عام را تقويت مي‌كنند؛ هويتي كه بدون توجه به انواع طبقات اجتماعي و فرهنگ آنان و به واسطه نفوذ وسائل ارتباطي و پيام آنها در لايه‌هاي مختلف اجتماعي، صورت واحد به خود گرفته است. رسانه‌ها فضايي ايجاد كرده‌اند كه هويت‌هاي مختلف قومي وملي و ديني در پرتوي پيام و محتواي آن، لباس مشترك و يكرنگ تن كنند و شبيه هم شوند. گفتني است كه اين مساله نبايد با بي‌ثباتي و يكنواختي هويت‌ها در جوامع سنتي به يك معنا فرض شود.   

3 - هويت توده‌اي و جمع‌گرا:   

رسانه‌هاي گروهي به دليل ارتباط با طيف وسيعي از مردم از آنها يك گروه منسجم و همگرا مي‌سازند و يك نوع هويت توده‌اي خلق مي‌كنند. رسانه‌ها به نوعي هويت فردي را به هويت جمعي و گروهي تبديل مي‌كنند و اين مساله گاهي موجب استحاله هويت فردي در جمع و از ميان رفتن خلاقيت فردي مي‌شوند. اصولا فرهنگ توده براساس مسائل غيرجدي زندگي، هيجانات، احساسات رقيق و گريز بي‌خيال استوار است. رسانه‌ها به دليل كاركرد ذاتي خود كه بيشتر جمع را مخاطب خود قرار مي‌دهند، موجب رواج و تقويت فرهنگ پوپوليستي و توده‌اي مي‌شوند و با شكل‌دهي به افكار عمومي و مديريت آن به ساخت و پردازش فرهنگ و هويت توده‌اي دست مي‌زنند تا در مواقع ضروري، قدرت اين پتانسيل را در راستاي گذشته درهم شكنند و هويتي چهل تكه و موزائيكي ايجاد ‌كنند. هدف وسايل ارتباط جمعي پوشاندن جماعت كثيري است كه در يك دسته مشخص قرار نمي‌گيرد. هويت توده‌اي، هويتي است معطوف به جمع نه متكي به خود، بنابراين موجوديت و هستي آن وابسته به تغييرات اجتماعي است و از آسيب‌هاي اجتماعي مصون نيست.   

4 - هويت ناپايدار و متغير:   

در دنياي جديد هويت انسان از ثبات و تمركز سنتي گذشته رها مي‌شود و در يك فرآيند دائمي شدن تحول مي‌يابد و دگرگون مي‌شود. به عبارتي ديگر، هويت مدرن يك فرآورده نيست بلكه يك فرآيند است در جهان رسانه‌اي شده معاصر با تزريق مداوم اطلاعات و دانش به كالبد جامعه، هويت انسان جديد در بستر دائمي شكل‌گيري و دگرديسي و زايش مستمر قرار مي‌گيرد. انسان مدرن در طول زندگي ممكن است بارها بر اثر تحول ذهني و كسب اطلاعات جديد هويتي نوبيابد و ديگرگونه انساني شود. خويشتن يا هويت در فراشدي ناگسستني ساخته و دگرگون مي‌شود.جهان مدرن جهاني است كه مدام در حال تغيير و تحول است و آدمي نمي‌تواند دائما ناسازگار با جهان بيرون از خود باشد، زيرا هويتي اجتماعي دارد و هويت اجتماعي بايد ميان دنياي فردي و دنياي اجتماعي فرد ارتباط ايجاد كند و در اين دنياي متغير و پرتحول هويت ما در جريان تلاش دائمي براي ايجاد هماهنگي شكل مي‌گيرد.در جهان مدرن هويت و شخصيت قطعي و نهايي نداريم. در جوامع گذشته به دليل ايستايي و ثبات جامعه هويت تقريبا شكلي قطعي و مشخص داشت، اما در جامعه پويا و متغير مدرن ما مدام آن خود قطعي و نهايي را نقص مي‌كنيم. در حقيقت هويت از آن حالت ثبات، تمركز، فضيلت و يكنواختي و كليت خويش در دنياي گذشته به كيفيتي متغير و پويا، غيرمتمركز و متضاد در جهان مدرن تبديل شده است.خويشتن مدرن درگير ناپايداري هويت‌هاست. خويشتن مدرن هرگز در مكان خود جا نمي‌افتد. از اين‌رو به قول هايدگر همواره بي‌خانه است. به طوركلي هويت رسانه‌اي هويتي تاويلي است كه دائما به وسيله پيام و اطلاعات تازه در معرض تاويل و تفسير و ضرورتا تغيير قرار مي‌گيرد.   

5 -  هويت چند تكه و موزاييكي:   

رسانه‌ها از طريق ارائه و القاي الگوهاي مختلف و پيام‌هاي گوناگون و به نمايش درآوردن فرهنگ و انديشه‌هاي مختلف، هويت منسجم و ثابت گذشته را درهم مي‌شكنند و هويتي چند تكه و موزاييكي ايجاد مي‌كنند.نسان مدرن در مقايسه با جامعه سنتي به منابع معرفتي بيشتري دسترسي دارد. رسانه‌ها و فناوري‌هاي نوين ارتباطي اين منابع را در اختيار بشر امروز قرار مي‌دهند و از طريق تسهيل در ارتباطات فردي و اجتماعي، تفكرات و انديشه‌هاي گوناگون فرصت ظهور و حضور در عرصه جهاني پيدا مي‌كنند. آدمي ديگر در چارچوب يك ساختار خاص محدود نيست و آزادي بيشتري در كسب دانش و اطلاعات دارد. لذا هويت سنتي تك منبعي به هويت مدرن چند منبعي و چهل تكه مبدل شده است.امروزه انسان با نظام‌هاي فكري، فرهنگي زيادي در تعامل است كه هركدام پيام و معناي خاص خود را به وي عرضه مي‌كنند. اين امر بويژه از سوي شتاب و عمق بيشتري گرفته است. از اين‌رو، هويت انسان امروز هويتي چندگانه و متكثر است و با حركت دنيا به سوي جهاني شدن اين مساله پررنگ‌تر مي‌شود.در جوامع سنتي هويت و شخصيت آدميان برآمده از نظام خاص اجتماعي خويشاوندي وي بود و در يك ساختار فكري فرهنگي خاص تثبيت مي‌شد. در حقيقت پيش از به دنيا آمدن وي موقعيت اجتماعي فرهنگي و در نهايت هويت انساني وي پيشاپيش تعيين شده بود و فرد بسختي و بندرت مي‌توانست در تغيير سرشت و سرنوشت خويش تصرف كند.آدمي به گفته هايدگر، «تصويري بود كه از چشم خداوند يا خدايان ديده مي‌شود و هويت او محصول كاركرد يك نظام مقدر و از پيش تعيين شده باورهاي ديني و آييني و اسطوره‌اي بود» و به عبارتي ديگر، در دنياي گذشته هويت گذشته‌اي بود كه بر امروز حكم مي‌راند، «اما هويت جديد، هويتي است كه متغيرهاي بيشتري در شكل‌گيري آن موثر است» و ديگر نمي‌توان كسي را براساس يكي از تعلق‌هاي او شناخت يا كنش‌ها و خواست‌ها و انديشه‌هايش را پيش‌بيني كرد.

6 - هويت تقليدي و منفعل:   

هويت رسانه‌اي شده هميشه تحت تاثير و نفوذ شخصيت‌ها و كاراكترهاي رسانه‌اي است. اين الگوهاي رفتاري كه از طريق ساختن فيلم، تبليغات و تكنيك‌هاي مختلف رسانه‌اي ارائه مي‌شود در شكل‌گيري و جهت‌دهي هويت فردي و اجتماعي انسان مدرن تاثير بسزايي دارد. تقليد از الگوها و شخصيت‌هاي سينمايي و تلويزيوني نشانه بارزي از تاثير‌پذيري هويت رسانه‌اي شده از اين الگوهاست. انسان از طريق همذات‌پنداري از سوي رسانه‌ها هويت و شخصيت تحقق نيافته خود را در عالم خيال و تكنيك محقق مي‌سازد. قهرمانان رسانه‌ها يك از متغيرهاي اساسي در شكل‌دهي به هويت رسانه‌اي هستند.   

7 -هويت مشوش:   

هويت انسان متكي بر آگاهي اوست و حتي آدميت او نيز، يعني هر چقدر آدمي آگاه‌تر باشد، امكان تكامل و تعالي‌اش نيز بيشتر است.    

جان نباشد جز خبر در آزمون     

هر كه را افزون خبر، جانش فزون    

جان ما از جان حيوان بيشتر  از چه‌   

زان رو كه فزون دارد خبر     

اقتضاي جان، چو اي دل آگهي است‌   

هر كه را افزون خبر، جانش قوي است     

مولانا در اين شعر رابطه ميان ذهنيت و هويت را بسيار زيبا نشان مي‌دهد. اين حقيقت نه‌تنها شامل هويت فردي آدميان مي‌شود، بلكه هويت اجتماعي وي را نيز دربرمي‌گيرد. يكي از آسيب‌هايي كه از انفجار اطلاعات نصيب انسان مدرن مي‌شود، بمباران اطلاعاتي به وسيله وسائل نوين ارتباطي است.فرهنگ موزاييكي رسانه‌ها مي‌تواند ذهني پرمحتوا به وجود آورد؛ اما نه ذهني كه از مطالب مفيد و استوار انباشته شده است و وابستگي ذهني را جايگزين خلاقيت بكند. ذهن انسان زير بارش اطلاعات و دانش مشوش مي‌شود. ذهنيت مشوش و سردرگم نيز به هويت مشوش و نابسامان منجر مي‌شود و بحران هويت پديد مي‌آيد. البته اين بحران هويت در جوامع در حال گذار، عميق‌‌تر و گسترده‌تر است.
برون رفتن از سلطه رسانه‌ها
اينك در عصر اطلاعات با جهاني رسانه‌اي شده روبه‌رو هستيم كه صاحبان فناوري و دانش به وسيله قدرت عظيم رسانه‌اي، فرهنگ و ارزش‌هاي خويش را به جهاني - انساني تسلط مي‌دهند و هويت‌هاي قوي و ملي كشورهاي ديگر را به چالش مي‌كشانند. اين مساله بويژه براي كشوري مثل ما كه صاحب تمدن و فرهنگ و انديشه در تاريخ بوده، حياتي‌تر و جدي‌تر است. پرسش اساسي اين است كه در برابر اين غول‌هاي رسانه‌اي چه بايد كرد؟ چگونه بايد از اين زندان هويتي رهايي يافت؟

مسلم اين است كه واكنش‌هاي قهرآميز و اتخاذ راهكارهاي سلبي و راهبرد مقاومت و نفي پاسخگو نخواهد بود. به عقيده فوكو، «هر مخالفتي ناگزير راه‌هاي اثباتي را نيز پيش مي‌كشد»؛ لذا يادآور مي‌شود كه ما مي‌توانيم كاري پيش از مقاومت انجام دهيم. سوژه‌اي ديگر شدن يعني فراتر از آنچه امروز در آن زندگي مي‌كنيم، خلق كنيم.
براي برون‌رفت و رهايي از سلطه رسانه‌ها و اين قفس آهنين هويت رسانه‌اي 2‌پيش‌فرض اساسي مي‌تواند مبناي حركت ما باشد. اول اين‌كه هويت يك مفهوم ثابت نيست و شكلي قطعي و نهايي ندارد، لذا به عقيده نيچه انسان مدام بايد كسي بشود كه هنوز نيست و يا به عقيده فوكو انسان امروزي بايد عليه نيروي ويرانگري كه مي‌كوشد او را در همه جنبه‌هاي زندگي انديشه و خلاقيتش با ديگران همسان و يكسان كند، مبارزه نمايد. دوم اين‌كه همين جهان ارتباطات فضايي را ايجاد كرده است تا آدمي با گزينش آزادانه شيوه‌هاي مختلف زندگي هويت خود را انتخاب كند و بسازد و اين مهم در جهان مدرن آسان‌تر است. در نهايت اين‌كه در جهان جديد با تنوع زيستي اجتماعي جامعه انساني آدمي حق انتخاب بيشتري دارد و مي‌تواند با گزينش راه خود تا حدود زيادي استقلال فردي خود را حفظ كند و در جمع فراموش نشود. حالا كه قرار است دنيا به سوي جهاني شدن حركت كند، ما مي‌توانيم با توانمند كردن فرهنگ و مباني فكري خود و تبديل هويت منفعل به هويت فعال سهم بيشتري در شكل‌گيري و تكوين هويت جديد داشته باشيم. پس نبايد از اين جهان جديد ترسيد و اين قول نيچه را به ياد داشت كه «خانه‌هايتان را در دامنه‌هاي كوه آتشفشان بنا كنيد.»
نقش رسانه‌ها در انتقال ارزش‌ها وپدیده شکاف هنجاری و ارزشی نسل‌ها
رسانه‌ها به عنوان یکی از نهاد‌های اجتماعی کارکرد انتقال میراث فرهنگی و اجتماعی و ارزش‌های جوامع را برعهده دارند. در عصر کنونی با توجه به نقش بارز آنها در جامعه و اطلاع‌رسانی پیرامون موضوعات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... سعی می‌کنند الگوهای نوینی را به جوامع وارد کنند که جایگزین فرهنگ‌ها و ارزش‌ها و الگوهای سنتی می شوند.در این رهگذر رسانه‌ها به عنوان عاملان تغییر و تحول در ارزش‌ها و هنجارها مطرح هستند، به طوری که سنت‌ها را به مبارزه می‌طلبند و به صورت یک عامل موثردگرگونی نگرش‌ها و رفتارهای نسل جدید عمل می‌کنند.

رسانه‌ها:   
به وسایل انتقال پیام ها از فرستنده یا فرستندگان به مخاطب یا مخاطبان گفته می‌شود؛ که شامل روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون، ماهواره، تکنولوژی‌های نوین ارتباطات و اطلاعات و اینترنت و... است. این وسایل دارای ویژگی‌هایی مانند پیام‌گیران ناآشنا، سرعت عمل زیاد و تکثیر پیام هستند. (دادگران،1384: 6)
هنجارها (norms):   
قواعد و رهنمود های مشترکی هستند که رفتار مناسب را در یک وضعیت معین مقرر می‌دارند. هنجارها تعیین می‌کنند که مردم چگونه در شرایط معین در یک جامعه خاص باید رفتار کنند. مانند نحوه لباس پوشیدن، نحوه ازدواج کردن و...
ارزش‌ها:   
هنجارهای یک جامعه در نهایت تجلی ارزش‌های آن جامعه است. یعنی عقاید مشترک اجتماعی درباره‌ی آنچه که خوب، درست و مطلوب است. مانند احترام به بزرگتر. (رابرتسون،1374: 60 و 64)
شکاف نسلی (Generation Gap):    
برای این واژه معادل‌های دیگری همانند گسست نسلی، انقطاع نسلی تضاد نسلی، انسداد نسلی نیز در مقالات و کتاب‌های فارسی به کار برده‌اند.از نظر لغوی شکاف نسلی به معنی "بریده شدن و منفرد گشتن از دوست یا کسی است" (منصور نژاد،1382: 191). گسست نسلی دور شدن تدریجی دو یا سه نسل پیاپی از یکدیگر از حیث جغرافیایی، عاطفی، فکری و ارزشی است( اسپاک،1364: 259). مفهوم فاصله نسلی نیز با شکاف نسلی مترادف است. به‌طوری‌که فاصله نسلی به اختلافات مهم بین دو نسل در تجربه، ارزش‌ها و هنجارها و به طور کلی به اختلاف و شکاف فرهنگی قابل توجه بین دو نسل گفته می‌شود. (پناهی،1383: 4)
فرایند اجتماعی کردن و کارکرد رسانه‌ها در انتقال هنجارها و ارزش‌ها
دانشمندان علوم اجتماعی "اجتماعی کردن" را فرایندی می دانند که طی آن فرد شیوه های رفتاری، باورها، ارزش‌ها، الگوها و معیارهای فرهنگی خاص به جامعه را یاد می‌گیرد و آنها را جزء شخصیت خود می‌سازد. بنیادی‌ترین بخش اجتماعی کردن در دوران کودکی روی می‌دهد اما این روند در سراسر عمر آدمی ادامه می‌یابد. اجتماعی کردن دارای دو نقش اساسی است:
اول- از نظر فردی، اجتماعی کردن استعدادهای بالقوه فرد را شکوفا می‌کند و امکانات رشد شخصیت و تبدیل فرد به شخصی اجتماعی را فراهم می‌آورد.دوم- از نظر جامعه اجتماعی کردن فرآیندی است برای انتقال ویژگی‌های فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر و فراهم آوردن امکان تعامل و استمرار فرهنگ و نیز تربیت افراد برای ایفای نقش‌ها و احراز پایگاه‌های مختلف اجتماعی. (قنادان و همکاران،1375: 94)
جامعه‌شناسان دو نوع عامل اجتماعی را از یکدیگر متمایز کرده‌اند. الف- اجتماعی کردن نخست که خانواده و گروه‌های همسالان را دربرمی‌گیرد. ب- اجتماعی کردن دوم که شامل مدرسه و رسانه‌ها است.(همان:120 و 103 )
رسانه‌های همگانی به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم اجتماعی کردن مطرح هستند. روزنامه ها، نشریات ادواری، مجلات و به ویژه تلویزیون و رسانه‌های نوین ماهواره‌ای و الکترونیکی و دیجیتالی، هر روزه مورد استفاده وسیع گروه‌های مختلف اجتماعی و از جمله نسل های کودکان، نوجوانان و جوانان قرار می گیرد و نگرش و عقاید آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تحقیقات فراوانی انجام شده است که تأثیر برنامه های رسانه‌یی را بر نگرش‌های کودکان و بزرگسالان تحلیل کرده‌اند. اگر چه هنوز بیشتر این تحقیقات از نظر استنباط قطعی نیستند. اما نمی‌توان انکار کرد که رسانه‌های جمعی انواع گوناگونی از اطلاعات و محتوا (به ویژه هنجارها و ارزش‌ها) را انتقال می‌دهند. (گیدنز،1377: 88)
رسانه‌ها به عنوان فراهم کننده چارچوب‌های تجربه برای مخاطبان، نگرش‌های کلی فرهنگی‌ای برای تفسیر اطلاعات توسط افراد جامعه در جوامع امروزی ایجاد می‌کنند. رسانه‌ها شیوه‌هایی را که افراد زندگی اجتماعی را تفسیر کرده، نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند را با کمک نظم دادن به تجربه ما از زندگی اجتماعی، قالب ریزی می کنند (همان:479). بنابراین در جریان جامعه پذیری کودکان و نوجوانان و جوانان، رسانه‌ها نقشی اساسی ایفا می‌کنند، بدین معنی که ارزش‌ها و هنجارهای خانوادگی و اجتماعی را به نسل جدید انتقال می‌دهند و آن را درونی می‌کنند.رسانه‌ها، کارکرد‌ها و نقش های متعددی در جامعه برعهده دارند. "دنیس مک کوئیل" McQuail در کتاب "مقدمه‌ای بر نظریه‌ی رسانه‌های جمعی"، ارتباط جمعی را فرآیندی جامعه‌گستر و رسانه‌ها را میانجی روابط اجتماعی می‌داند. وی معتقد است، همانطور که از واژه media" " یا رسانه برمی‌آید، رسانه‌های جمعی از چند لحاظ میانجی هستند: یکی اینکه غالباً میان ما به عنوان دریافت کننده و آن بخش از تجربه بالقوه‌ای که خارج از ادراک یا تماس مستقیم ما است، قرار می‌گیرند؛ دوم ممکن است، میان ما و سایر نهادهایی که با آن سر و کار داریم (قانون، صنعت، دولت و غیره) قرار گیرند؛ سوم امکان دارد پیوندی میان این نهاد‌های گوناگون ایجاد کنند؛ چهارم رسانه‌ها، مجراهایی هستند که توسط آنها دیگران با ما و ما با دیگران ارتباط برقرار می کنیم و پنجم اینکه غالباً رسانه‌ها با فراهم آوردن اسباب و لوازم، به ادراک ما از سایر گروه‌ها، سازمان‌ها و رویدادها شکل می دهند (مک کوئیل،1382 :83). به نظر مک کوئیل، "نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید وتوزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادهایی یا مرجع‌هایی معنی دار و قابل تجربه در جهان اجتماعی اشتغال دارد. این معرفت ما را توانا می سازد تا به تجربه خود معنا ببخشیم، به دریافت های ما از این تجربه نظم و نسق می دهد و ما را یاری می کند تا معرفت های گذشته را محفوظ نگهداریم و به درک امروزین خود استمرار بخشیم" (همان:81 و 82). رسانه‌ها وظیفه انتشار انواع معرفت را برعهده دارند، پس به جای دیگر نهادهای معرفتی (آموزش و پرورش و دانشگاه و...) هم عمل می‌کنند. رسانه‌ها در یک فضای عمومی فعالیت می کنند، یعنی علی الاصول در دسترس همه اعضای جامعه به صورت باز، داوطلبانه و کم هزینه قرار دارند. رسانه‌ها در مقایسه با سایر نهادهای اجتماعی، بر تعداد بیشتری اثر می‌‌گذارد و زمان بیشتری را به خود اختصاص می‌دهد.
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان