میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله تفاوت و رابطه ميان آينده‌نگاري منطقه‌اي و آينده‌نگاري ملي


کد محصول : 10001681 نوع فایل : word تعداد صفحات : 22 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 968

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m1d1681

فهرست مطالب و صفحات نخست


تفاوت و رابطه ميان آينده‌نگاري منطقه‌اي و آينده‌نگاري ملي

چكيده
آينده‌نگاري بر آمده از نياز «آمادگي براي آينده»؛ يعني به كار بردن منابع به بهترين وجه ممكن براي دست‌يابي به مزيت «رقابتي» «بهبود كيفيت زندگي» و «توسعه پايدار» مي‌باشد . استفاده روزافزون از اين ابزار در سالهاي اخير موجب آن شده است که ملاحظات محوري و پايه‌اي در مفهوم فعلي آينده‌نگاري در اروپا تغيير يابد.يکي از اين تغييرات حرکت از آينده‌نگاري ملي به آينده‌نگاري منطقه‌اي است. در آينده‌نگاري منطقه‌اي تفاوت‌هايي با آينده‌نگاري ملي مشاهده مي‌شود، از جمله در افق زماني و روش مورد استفاده. از سويي ديگر رابطه ميان آينده‌نگاري منطقه‌اي با آينده‌نگاري ملي آن کشور مي‌تواند به صورت‌هاي متفاوتي ايجاد شود. در اين مقاله آينده‌نگاري منطقه‌اي معرفي گشته و تفاوت‌هايي از آن با آينده‌نگاري ملي ذکر مي‌گردد و پس از آن رابطه ميان آينده‌نگاري منطقه‌اي با آينده‌نگاري ملي آورده مي‌شود.
 واژگان کليدي: آينده‌نگاري، آينده‌نگاري منطقه‌اي، آينده‌نگاري ملي
 Keywords: Technology foresight Regional Foresight, National Foresight
1 ـ مقدمه
اقتضائات و شرايط هر زمانه¬اي ما را مجبور به بازنگري در مفاهيم ،پيش‌فرض‌ها و روشهاي قبلي خود مي¬سازد، تفاوت‌هاي  دنياي امروزي با جهان گذشته را مي‌توان حداقل در 4 مولفه ذيل‌نگريست، 4 مولفه‌اي که از ديد بسياري از خبرگان آينده‌نگاري، همچون مارتين، 4 پيش‌ران اصلي اقبال و توجه به آينده‌نگاري بوده‌اند و عبارتند از [1] :
1-     افزايش رقابت [5]
2-     افزايش محدوديتها[6] بر هزينه بخش عمومي
3-     افزايش پيچيدگي[7]
4-     افزايش اهميت توانش[8] علم و تكنولوژي
در ادبيات آينده‌نگاري به واسطة آنكه اين 4 پيش‌ران، همگي با حرف c آغاز مي‌شوند، با نام c4  نيز شناخته مي‌شوند. ديگر نکته قابل تامل در خصوص c4 آن است که تمامي اين محرک‌ها و سايق‌ها الزاما محدود به يک منطقه جغرافيايي خاص نمي‌شوند و تمامي اين موارد به همان اندازه‌اي که براي يک کشور مطرح است براي يک منطقه ايالتي يا استاني و به همان اندازه براي يک منطقه فراملي نيز چالش برانگيز است. از اين‌رو آينده‌نگاري به عنوان يک ابزار بالقوه توانمند براي سياست گذاري مي‌تواند در هر يک از مناطق فوق‌الذکر  مورد استفاده قرار گيرد . مناطق زير ملي (ايالت و استانها) نيز سعي در استفاده از اين ابزار توانمند گرفتند.
     آينده‌نگاري برحسب محدودة‌ جغرافيايي مورد پوشش، به 3 صورت ذيل قابل مشاهده است .[2]
1-   در سطح منطقه اي:[9] در اين سطح دولت‌هاي محلي به انجام فعاليت آينده‌نگاري در محدودة خود مي‌پردازند. اين نوع از آينده‌نگاري در اروپا به صورت وسيعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اتحاديه اروپا نيز از برنامه‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي پشتيباني‌هاي ويژه¬اي نموده و برنامه‌هاي متنوعي جهت گسترش آن انجام داده است. برنامه‌هاي ليون فرانسه[10] ،شمال شرق انگلستان[11] و كاتالونياي[12] اسپانيا از جمله برنامه‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي مي‌باشد.
2-   در سطح ملي[13] : برنامه‌هاي آينده‌نگاري ملي قديمي ترين و شناخته شده ترين برنامه‌هاي  آينده‌نگاري است .
3-   در سطح بين المللي[14]: آينده‌نگاري‌هاي زيادي نيز در سطح بين المللي انجام گرفته است. اتحاديه اروپا آينده‌نگاريهايي را درخصوص بيوتكنولوژي و سنسور در سطح بين المللي انجام داده است. گاهي اين فعاليت‌ها در سطح همكاري دو يا چند كشور انجام گرفته است. به عنوان مثال برنامه ميني دلفي[15] برنامه‌اي بود كه به صورت مشترك ميان آلمان و ژاپن انجام گرفته است. گاهي از مواقع نيز برنامه ايي در سطح سازمان‌ها و اتحاديه‌هاي بين‌المللي انجام مي¬گيرد. آينده‌نگاري‌هايي كه در سازمان همكاري‌هاي اقتصادي آسيا و اقيانوسيه اپك[16] درخصوص وضعيت آب انجام گرفته، از جمله اين فعاليت‌ها است.
در اين مقاله سعي مي‌شود تا تفاوت‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي و آينده‌نگاري ملي مورد بررسي قرار گيرد.
 2- ضرورت و اهميت تحقيق
آينده‌نگاري بر آمده از نياز «آمادگي براي آينده ؛ يعني به كار بردن منابع به بهترين وجه ممكن براي دست‌يابي به مزيت «رقابتي» «بهبود كيفيت زندگي» و «توسعه پايدار» مي‌باشد . آينده‌نگاري نيز به ابزاري براي تاثير گذاري بر جامعه و سوق دادن آن در جهت مطلوب است.
استفاده روزافزون از اين ابزار در سالهاي اخير موجب آن شده است که ملاحظات محوري و پايه‌اي در مفهوم فعلي آينده‌نگاري در اروپا تغيير يابد. اين تغيرات عبارتند از [3] :
§  فعاليت آينده‌نگاري به صورت فزاينده‌اي از مفهوم پيش بيني[17] ،فاصله مي‌گيرد . اين فاصله به واسطه جهت گيري و توانايي گسترده فعاليت آينده‌نگاري در مديريت عدم اطمينان‌ها و وضعيت‌هاي مبهم است. در حالي كه پيش بيني سعي در پيش گويي آينده و كشف آن با توجه به گذشته دارد.
§  فعاليت آينده‌نگاري ملاحظة زيادي درخصوص توجه و تمركز بر نقش انسان در ساخت آينده خويش، در كنار پذيرش رويدادهاي ملي دارد.
• اين امر ما را نيازمند چشم‌انداز موازي و استراتژيك در مورد خطر پذيري و مسائل و (به همان اندازه در مورد) فرصت‌ها مي‌سازد.
• به اين ترتيب با رويكردي كل نگر[18] مواجهيم كه در آن واحد، نه تنها به تعاملات تكنولوژيكي توجه مي‌كند، بلكه تعاملات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و متغيرهاي فرهنگي را نيز مدنظر دارد.
• آينده‌نگاري از "سطح ملي" و "فضاي عمودي / بخشي" به صورت فزاينده‌اي به "فضاي بومي / منطقه‌اي" با مشخصه ها(ويژگي ها) و اهداف متقاطع تغيير كاربري مي‌دهد.
به اين ترتيب مشخص مي‌گردد که آينده‌نگاري منطقه‌اي به شدت مورد توجه و علاقمندي سياست گذاران منطقه‌اي قرار گرفته است و امروزه به عنوان يکي از روندهاي قابل تامل در آينده‌نگاري دانسته مي‌شود.
اهميت اين مقاله در اين است كه تلاش مي‌نمايد تا اولا  به موضوع آينده‌نگاري منطقه‌اي بپردازد و به ابعاد آن بپردازد، ثانيا تفاوت‌هاي آن با آينده‌نگاري ملي مورد بررسي قرار گيرد و ثالثا به عنوان يک پيش‌آگهي، بازيگران منطقه‌اي را متوجه ميزان اهميت و تعدد فعاليت جهاني در حوزه آينده‌نگاري منطقه‌اي نمايد.
3- تعريف و مفهوم آينده‌نگاري ملي و منطقه‌اي
امروزه واژة ‌آينده‌نگاري به صورت گسترده‌اي به كار مي‌رود. اين واژه بيانگر طيف وسيعي از رويكردهايي است كه باعث بهبود فرآيند تصميم‌گيري مي‌شوند[4] .
ارائه تعريف مشخص و دقيق از آينده‌نگاري مشكل است، چرا كه اولاً تفاوت ديدگاه‌هاي افراد مختلف كه آينده‌نگاري را از حوزة مورد علاقه خود مي‌نگرند، باعث مي‌شود تا آنان تعريفي براساس ديدگاه موجود در آن حوزه ارائه دهند. ثانياً عمر كوتاه اين دانش و سير تجربيات گوناگون از اين دانش باعث گرديده است كه مفهوم آينده‌نگاري مرتباً تغيير يابد. در سال‌هاي اخير كشورهاي متفاوتي فعاليت آينده‌نگاري را در برنامه‌هاي ملي خود قرار داده اند، هر يك از اين فعاليت‌ها بر دانش آينده‌نگاري مي‌افزايد و لذا روز به روز توسعة اين مفهوم ادامه دارد.
بن مارتين[19] به عنوان يكي از متقدمين و پيشروان بحث آينده‌نگاري مطرح است . اولين تعريفي كه تقريباً مورد پذيرش عمومي قرار گرفت، متعلق به وي است . وي در سال 1995 آينده‌نگاري را به عنوان يك نوع از پژوهش دانست و پژوهش آينده‌نگاري [20]را به صورت ذيل تعريف نمود[2]
" آينده‌نگاري تلاش سيستماتيك براي نگاه به آينده بلندمدت علم، تكنولوژي، اقتصاد و اجتماع  مي‌باشد، كه با هدف شناسايي تكنولوژي‌هاي عام نوظهور و تقويت حوزه‌هاي تحقيقات استراتژيكي است، كه احتمالاً بيشترين منافع اقتصادي و اجتماعي را به همراه دارد."
مارتين اين تعريف از آينده‌نگاري تكنولوژي را داراي پنج جنبه مهم مي‌داند [2]:
1-   تلاش براي نگاه به آينده هنگامي فعاليت آينده‌نگاري ناميده مي‌شود كه تلاشي سيستماتيك باشد. اين امر تفاوت ميان آينده‌نگاري و ساخت سناريوهايي كه روزانه براي برنامه‌ريزيها استفاده مي‌گردد، را نشان مي‌دهد.
2-   دومين وجه تمايز اين فعاليت، نگاه بلند مدت آن است كه بسيار فراتر از افق‌هاي برنامه‌ريزي معمول مي‌باشد. افق زماني در فعاليت‌هاي آينده‌نگاري از 5 تا 30 است.
3-   سومين جنبه مورد لحاظ در تعريف آينده‌نگاري توجه به تعادل ميان «فشار علم/تكنولوژي» با «كشش تقاضا» مي‌باشد. به اين ترتيب است كه نوآوري تنها محدود به فشار تكنولوژي نمي‌شود و به نقش نيازهاي برآمده از عوامل اقتصادي – اجتماعي در فعاليت آينده‌نگاري نيز پرداخته مي‌شود.
4-   تمركز فعاليت آينده‌نگاري بر تكنولوژيهاي نوظهور: به معناي تمركز بر تكنولوژيهايي است كه وارد مرحله رقابتي نشده اند، و اين امر باعث مي‌شود تا دولت مشروعيت سرمايه گذاري و ورود به اين حوزه را بدست آورد.
5-     توجه به منافع اجتماعي و عدم تمركز صرف بر ايجاد ثروت، پنجمين وجه از تعريف فوق است.
آنگونه كه ذكر شد، شدت افزايش دانش آينده‌نگاري باعث گرديد تا مارتين در سال 2000 تغييرات بسيار اندكي را در تعريف خود اعمال نمايد. به اين ترتيب مارتين آينده‌نگاري را مجدداً به صورت ذيل تعريف نمود [1]:
"آينده‌نگاري فرآيند تلاش سيستماتيك براي نگاه به آينده بلندمدت علم، تكنولوژي، محيط زيست، اقتصاد و اجتماع مي‌باشد، كه با هدف شناسايي تكنولوژي‌هاي عام نوظهور و تقويت حوزه‌هاي تحقيقات استراتژيكي است، كه احتمالاً بيشترين منافع اقتصادي و اجتماعي را به همراه دارد." به اين ترتيب علاوه بر پنج جنبه مهم قبلي وي جنبة ششمي را نيز بر تعريف قائل شد:
6-   فعاليت آينده‌نگاري يك فرآيند مي‌باشد. به اين ترتيب است كه طراحي مناسب فعاليت، حضور بازيگران فعال و كليدي از گروه‌هاي ذي نفع جامعه (مانند جامعه متخصصين، دولت، صنعت، سازمان‌هاي غير دولتي، گروههاي مصرف كننده) مي‌تواند در جهت ايجاد جامعه مطلوب آينده موثر باشد.
طبق تعريف لوك جورجيو[21] از آينده‌نگاري  " آينده‌نگاري  ابزاري سيستماتيك براي ارزيابي آن دسته از توسعه‌هاي علمي و تكنولوژيكي است، كه مي‌تواند تأثيرات بسيار شديدي بر رقابت صنعتي، خلق ثروت و كيفيت زندگي داشته باشد."  .[2]اين تعريف به عنوان تعريف اصلي آينده‌نگاري در فعاليت آينده‌نگاري سال 1995 انگلستان مورد توجه قرار گرفت.
هورتون[22] در سال 1999 تعريف ذيل را از آينده‌نگاري ارائه داد[5]:
" آينده‌نگاري فرآيند توسعة‌ گستره‌اي از ديدگاه‌ها در مورد راه‌هاي امكان پذير براي توسعة آينده است، كه درك كافي اين ديدگاه‌ها، منجر به تصميم‌گيري‌هايي مي‌شود كه بهترين فرداي ممكن را خلق مي‌كند."
" مركز پژوهش‌هاي مديريت و استراتژيك[23] " در برزيل كه يك سازمان دولتي است و متولي برنامه-ريزي‌ها و سياست‌گذاري‌هاي حوزه علم و تكنولوژي است، آينده‌نگاري را به صورت ذيل تعريف مي‌كند[6]:
" فعاليتي كه 3 بعد مختلف تفكر، مباحثه و شكل دهي به آينده را در يك فرآيند به هم مرتبط مي‌سازد.
•          تفكر در مورد آينده : رويدادهاي ممكن در آينده كه از روندهاي بلندمدت و پيش فرض‌هاي ناشي از حقايق جديد و غير منتظره بدست مي‌آيد مورد آزمون قرار مي‌گيرد. روند‌هاي علم و تكنولوژي مورد پايش قرار مي‌گيرد و تغييرات اقتصادي، اجتماعي، ژئوپلتيك و فرهنگي نيز لحاظ مي‌گردد.
مباحثه در مورد آينده: فرآيند تفكر در مورد آينده هنگامي كه رويكردي مشاركتي طرح شود، نيازمند درگيري و مشاركت ذي نفعان و بازيگران مختلف مي‌گردد كه اين بازيگران شامل بازيگران دولتي (صاحب قدرت)، شركت‌ها و سازمان‌هاي R&D خواهد بود. اين فرآيند مي‌تواند در سطوح مختلف ملي، منطقه‌اي و فراملي انجام گيرد.
شكل دهي به آينده : در خلال شناسايي آينده‌هاي ممكن و مطلوب و فرآيند يادگيري و تعامل، امكان رسيدن به سطوح مختلفي از تصميمات وجود دارد تا اين تصميمات تلاش‌ها را هماهنگ ساخته منجر به ساخت چشم‌اندازي از آينده شود."
تمامي تعاريف فوق به عنوان تعريف آينده‌نگاري در تجربيات متفاوتي مورد استفاده قرار گرفته است اما اولا تمامي اين تعاريف در تجربيات ملي مورد استفاده قرار گرفته‌اند و ثانيا مورد اجماع نيز قرار ندارند (البته بجز تعريف مارتين ).
 در برنامه " شبكه توسعه منطقه‌اي آينده‌نگاري[24] اتحاديه اروپا كه با نام اختصاري " فورن"[25] شناخته مي‌شود، تعريفي از آينده‌نگاري به صورت ذيل ارايه گشته است:
 آينده‌نگاري " فرآيندي سيستماتيك، مشاركتي[26] و گردآورنده ادراكات آينده[27] است، كه چشم‌اندازي ميان مدت تا بلندمدت را با هدف اتخاذ تصميمات روز آمد[28] و بسيج اقدامات مشترك بنا مي‌سازد."[3]
اين تعريف که بر پايه تعريف گويگان[29] بنا شده بود با استقبال شديدي خصوصا در برنامه‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي روبرو شد. اين تعريف در برنامه ديگري كه درخصوص آينده‌نگاري و توسط اتحاديه اروپا انجام گرفت و با نام " استراتا"[30] شناخته مي‌شود، نيز پايه تعريف آينده‌نگاري منطقه‌اي قرار گرفت.[7]
اين تعريف در برنامه‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي فنلاند [8]، انگلستان [4]، کشورهاي اروپاي شمالي[9]  و بسياري ديگر از کشورها خصوصا کشورهاي اروپايي مورد توجه قرار گرفت. اين تعريف در "راهنماي عملي آينده‌نگاري منطقه‌اي اتحاديه اروپا" نيز به عنوان تعريف  آينده‌نگاري آورده شده است.[10]
مشخص است که تعريف مارتين اتخاذ تصميمات، گردآوري ادراكات و بسيج اقدامات را از وظايف آينده‌نگاري نميداند. در تعريف مارتين آينده‌نگاري به عنوان ابزاري جهت شناسايي آينده  و استفاده از آن به عنوان يک ورودي در فرآيند تدوين استراتژي و تصميم‌گيري استراتژيک دانسته مي‌شود. اما در تعريف فورن آينده‌نگاري به مفهوم برنامه‌ريزي نزديک‌تر مي‌شود و تصميم‌گيري نقشي افزون‌تر مي‌يابد.  اين تفاوت در تعريف بيانگر تفاوت در دو نوع آينده‌نگاري منطقه‌اي و آينده‌نگاري ملي است.
4- تفاوت‌ها در ويژگي‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي و آينده‌نگاري ملي
4-1- روش‌هاي مورد استفاده
روش‌هايي كه در پروژه‌هاي آينده‌نگاري استفاده مي‌شوند، بطور عمده‌اي وابسته به ساير جنبه‌هاي پروژة آينده‌نگاري مي‌باشند. اين روش‌ها متنوع‌اند و هر يك اهداف متفاوتي دارند. اغلب اين روش‌ها از حوزه پيش بيني تكنولوژي[31] در دهة 1970 و يا قبل تر نشأت گرفته و توسعه يافته اند. گرچه در فعاليت‌هاي آينده‌نگاري ملي روش دلفي به عنوان يک روش اصلي مورد توجه مي‌باشد اما در آينده‌نگاري منطقه‌اي روش غالب روش سناريو نويسي است.[10]
4-2- افق زماني
براي هر برنامه آينده‌نگاري افق زماني خاصي در نظر گرفته مي‌شود، افق زماني در فعاليت‌هاي آينده‌نگاري ملي مي‌تواند از 5 سال تا 30 و حتي به ندرت 50 سال نيز ديده مي‌شود. به عنوان مثال ژاپني‌ها افق زماني 30 ساله را در برنامه‌هاي خود در نظر مي‌گيرند و به اين ترتيب سعي دارند تا اهداف خود را در اين افق زماني ببينند و پيش بيني‌ها و روندها را نيز در يك دورة‌30 ساله در نظر مي‌گيرند.
افق زماني در آينده‌نگاري منطقه‌اي غالبا کوتاه مدت تر در نظر گرفته مي‌شود، و معمولا 5 تا 10 سال در نظر گرفته مي‌شود.[4]
5- پل ميان فعاليت‌هاي آينده‌نگاري ملي و منطقه اي
در اين بخش سوال اساسي دربارة رابطة ميان فعاليت‌هاي آينده‌نگاري منطقه‌اي و فعاليت آينده‌نگاري ملي  است. به طور كلي يك آينده‌نگاري منطقه‌اي داراي چه نسبتي با آينده‌نگاري ملي است؟
هيرشمن[32] در سال 1979 كتابي با نام " خروج، اعتراض و وفاداري"[33] را به رشته تحرير درآورد. اين كتاب كه در حوزه اقتصاد سياسي نگاشته شده بود، تبديل به كتابي مرجع در آن حوزه گرديد، كه در اغلب دانشكده‌هاي اقتصاد سياسي هم چنان تدريس مي‌شود. در اين كتاب هيرشمن با مقايسه يك بنگاه اقتصادي و يك حزب سياسي سعي داشت به شباهت‌هاي رفتاري آنان اشاره نمايد. در اين مقايسه يك حزب سياسي نيز همانند يك بنگاه اقتصادي به عرضه كالاي خود مي‌پردازد و همانگونه كه مشتري يعني طرف تقاضا، بنا به مطلوبيت ايجاد شده توسط كالا، اقدام به هزينه مي‌نمايد، مشتريان يك حزب يعني راي دهندگان نيز، بنا به مطلوبيت ايجاد شده توسط هر حزب، به پرداخت هزينه، كه همان راي آنان است،  ]راي نشان دهنده مدت زمان ادارة‌ امور توسط آن حزب است  [اقدام مي‌نمايند. به اين ترتيب در هر دو مورد به موارد و مفاهيم مشابه و نوعي تطابق، دست مي‌يابد . وي پس از آن به بررسي مفهوم رقابت مي‌پردازد. از ديد وي رقابت زماني معنا مي‌يابد كه خريداران حق انتخاب كالاي جايگزين را داشته باشند و همچنين رقابت به همراه خود كارآيي را نيز به ارمغان مي‌آورد. پس مصرف كنندگان زماني كه مي‌توانند از ميان خروج از بازار، اعتراض و وفاداري دست به انتخاب بزنند، موجبات رقابت را در بازار ايجاد مي‌كنند. اين مدل توسط كينان[34] و يان مايلز[35] براي تشريح رابطه ميان آينده‌نگاري ملي و منطقه‌اي مورد استفاده قرار گرفت. [11]
به اين ترتيب يك آينده‌نگاري منطقه اي، مي‌تواند همان 3 نوع رابطه را با آينده‌نگاري ملي داشته باشد. اين نوع از روابط به صورت اجمالي در ذيل آورده شده است:
 5-1- آينده‌نگاريهاي وفادارانه
در اين حالت آينده‌نگاري منطقه‌اي تاييديه‌اي براي آينده‌نگاري ملي است . به عبارت ديگر در اين نوع آينده‌نگاري، تنها سعي مي‌شود تا برنامه‌ريزي مناسب براي تحقيق آينده‌نگاري ملي، در سطح آن منطقه طراحي شود. در اين نوع از برنامه با استفاده از پاداش‌هاي تشويقي به پياده‌سازي آينده‌نگاري ملي كمك مي‌شود.
در آينده‌نگاريهاي منطقه‌اي وفادارانه، به ايجاد شبكه‌ها و نهادهاي لازم براي تحقق آينده‌نگاري ملي همت گمارده مي‌شود. همچنين سعي مي‌شود تا خبرگان محلي شناسايي شوند . چرا كه ممكن است تعدادي از خبرگان محلي داراي روابط مناسبي با سازمان‌هاي ملي نباشند و در برنامه‌هاي ملي از آنان استفاده نشده باشد.
در اين نوع از برنامه‌ها، مناطق با استفاده از اطلاعات موجود در آينده‌نگاري و اولويت‌هاي تعيين شده، اولويت‌هاي منطقه‌اي خود را تعيين مي‌كنند. در عين حال تلاش مي‌شود تا با كسب اطلاعات توليد شده در آينده‌نگاري ملي منافعي براي آن منطقه ايجاد شود.
5-2- آينده‌نگاريهاي اعتراضي
اين دست از آينده‌نگاريهاي منطقه‌اي در جهت اعتراض به آينده‌نگاري ملي موضوعيت مي‌يابند. پيش فرض اساسي در اين نوع از آينده‌نگاري‌ها آن است كه آن منطقه تحت‌الشعاع يك شهر بزرگ مانند پايتخت قرار گرفته است و خصوصيات و ويژگي‌هاي منطقه‌اي ناديده انگاشته شده است. در بسياري از موارد تفاوت‌هاي ايدئولوژيكي ميان مركز و مناطق پيراموني باعث بروز چنين مواردي مي‌شود. در اين نوع از آينده‌نگاريها سعي مي‌شود تا خبرگان و بازيگراني به آينده‌نگاري‌هاي آتي ملي معرفي گردد. آن منطقه اميد دارد تا با حضور اين بازيگران و خبرگان در برنامه‌هاي آينده‌نگاري ملي، شرايط خاص و انتظارات آن منطقه مورد توجه قرار  گيرد.
معمولاً اين‌گونه از برنامه‌هاي آينده‌نگاري توسط "ديرآمدگان"[36] در فرآيند ملي انجام مي‌گيرد. اين ‌مناطق‌كه درفعاليت ملي  ديرتر از سايرين درگير شده اند؛ سعي دارند مطلوب‌ها و توجهات خاص منطقه‌اي خود را در فرآيند ملي وارد نمايند.
5-3- آينده‌نگاري خروجي
در اين دست از آينده‌نگاري‌هاي منطقه‌اي نتايج آينده‌نگاري ملي مورد مناقشه و مشاجره قرار مي‌گيرند. در اين برنامه‌ها پيش فرض اساسي آن است كه برنامه‌ها يا نتايج آينده‌نگاري ملي به صورت كند دنبال مي‌شوند، از مسير نادرستي پيروي مي‌كنند، از روش‌هاي نامناسب بهره مي‌برند يا منابع بالايي مصرف مي‌كند.
در اين حالت برنامه‌ها به صورت مجزا يا همراه ديگر مناطق و بدون توجه به آينده‌نگاري ملي انجام مي‌گيرد.
6- نتيجه‌گيري و پيشنهادها
حرکت از آينده‌نگاري ملي به آينده‌نگاري منطقه‌اي واقعيت و روندي قابل تامل است. اين نوع جديد از آينده‌نگاري پاسخ‌گوي نيازهاي بسياري در کشور ايران است. نيارهايي مانند تمرکززدايي، توجه به ايجاد چشم‌انداز در سطح مناطق محلي و بومي و افزايش نقش بازيگران محلي(و به تعبير جامعه ما بازيگران استاني) از جمله مواردي است که آينده‌نگاري منطقه‌اي مي‌تواند به عنوان يک ابزار با‌لقوه توانمندي براي وصول به آنها باشد. از اين رو اجراي آينده‌نگاري منطقه‌اي به بازيگران استاني مانند ادارات کل استاني، استانداري‌ها، شهرداري‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي مستقر در آن منطقه پيشنهاد مي‌شود.
 


منابع :


 

 منابع:

1.       Martin, R. Ben, “Technology Foresight in a Rapidly Globalizing Economy”, Science and Technology Policy Research, University of Sussex.

2.       Keenan, Michael, “Technology Foresight: An Introduction”, Technology Foresight for Organizers, 8-12 December 2003, Ankara, Turkey

3.       Cariola Monica , Secondo Rolfo ," Evolution in the rationales of foresight in Europe", Futures  no.36 ,2004,P:1063–1075

4.       Miles, Ian and Michael Keenan," Practical Guide to Regional Foresight in the UNITED KINGDOM", PREST (Policy Research in Engineering, Science and Technology), University of Manchester, 2002,United Kingdom

5.       Major , Edward & Cordey-hayes, Martyn," a new perspective on knowledge transfer and foresight ",foresight, vol.02,  no.04,  aug.2000

6.       Marcio de Miranda Santos, Dalci Maria dos Santos , Lélio Fellows Filho, Gilda Massari Coelho & Mauro Zackiewicz , "Paper 1 : Adding Value to Iinformation in the Process of Promoting Technological Innovation: an approach implemented by the Center for Management and Strategic Studies on Science, Technology and Innovation in Brazil " ,PRESENTED ON EU-US SEMINAR on  "NEW  TECHNOLOGY FORESIGHT, FORECASTING & ASSESSMENT METHODS" ,  13-14 May 2004 ,  Seville

7.       The Potential of Regional Foresight , Final Report of the STRATA-ETAN Expert Group:“Mobilising the regional foresight potential for an enlarged European Union – an essential contribution to strengthen the strategic basis of the European Research Area (ERA)”,2002

 

 
طراحی سایت : سایت سازان