میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

پایان نامه ثمره تمركز فكر


کد محصول : 10001684 نوع فایل : word تعداد صفحات : 70 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 955

فهرست مطالب و صفحات نخست


ثمره تمركز فكر

.تلاش جسمي بيش ازحد به تنهايي ، نه تنها شما را به آرزوهايتان نمي رساند ، بلكه باعث از بين رفتن انرژي و ايجاد بيماريهاي روحي و جسمي نيز مي گردد.
 ثمره تمركز فكر چيست ؟
افراد بنا به اهدافي كه دارند و بر اساس مشاغل خود جوابهاي گوناگوني به اين سوال خواهد داد صرف نظر از اهداف اختصاصي افراد نتايج و فوائدعمومي و همگاني تمركز فكر را مي توان مورد اشاره قرار داد .اولين و مهمترين ثمره برخوردار بودن از تمركز فكري كسب آرامش روحي و اعتماد به نفس است . تمركز خوب موجب يادگيري بهتر    مي شود و حافظه اي امين تر براي انسان به وجود مي آورد تشتت فكري كه در موقعيت هاي حساس موجب دستپاچگي و خرابكاري مي شود و فرد را به ماشيني بدون كنترل تبديل مي كند با تمرينات تمركز از بين مي رود . فرد به انتضام فكري مي رسد و چيزي نمي تواند در او توليد اظطراب نمايد . زيرا فردي كه داراي تمركز فكر است به هر چيز همانقدر مي انديشد كه ارزش آن را دارد و هيچ فكري نمي تواند سركشي كند. با بدست آوردن توانايي تمركز قوي انسان قادر است عليرغم شدت برخي از حوادث يا رويدادها خود را از تاثير و آلودگي آنها دور نگه دارد . بعبارت ساده تر مي تواند از تاثيرات منفي محيط بر حذر باشد و با عوامل مخرب هماهنگي نكند .فردي كه دچار عدم تمركز است مانند بازيچه منفعلي است كه ساعتها اسير يك فكر بي سرانجام مي گردد و بلاخره به هيچ نتيجه اي هم نمي رسد و جزء خستگي روحي چيزي عايدش نمي گردد در صورتي كه با تسلط بر جريان افكار مي توان فعالانه ، افكار ناخواسته و تحميلي را به كناري زد و ...

تمركز فكر ، حافظه و يادگيري  
هر انساني ، با تجربه ، بر اين مطلب ، آگاه مي شود كه بدون تمركز فكر قادر نخواهد بود مطالب و مهارتهاي جديد را ياد بگيرد يادگيري نتيجه استفاده از اندوخته هاي حافظه است حافظه چيزي را ظبط و اندوخته مي كند كه به آن سپرده شود و تمركز و دقت به يك موضوع به معني سپرده شدن آن موضوع به يك حافظه است . پس آنچه كه مطلب به حافظه سپرده نمي شود يادگيري صورت نخواهد گرفت . تحقيقات روانشناسي يادگيري ثابت كرده است كه انسان در يك زمان قادر است فقط مقدار محدودي از مطالب و اطلاعات را جذب و ذخيره كند ياد بگيرد ، تحليل نمايد و با اطلاعات قبلي تلفيق نمايد . پس انسان براي ياد گرفتن و به خاطر سپردن بايد بر موضوع يادگيري چنان دقت و توجه نشان دهد كه مطالب و مسائل فرعي نتوانند در يادگيري او اختلال ايجاد نمايند . پس براي داشتن حافظه امين تر و قدرت يادگيري بهتر ، انسان بايد بتواند عليرغم وجود عوامل ديگر آنها را ناديده انگاشته ، بر موضوع مورد نظر خود تمركز نمايد .
 معجزه اي به نام ذهن
انسان بزرگترين شگفتي آفرينش است و ذهن او قدرتمندترين ابزار موجود در جهان هستي . نيروي ذهن از تولد تا مرگ با شماست و اين تنها قدرتي است كه حتي لحظه اي از شما جدا نمي شود  .
آثار عظيم و قابل تحسيني كه در طي حيات بشر بوجود آمده است ، قطعا به دليل استفاده از اين نيروي عظيم دروني بوده است .
دانشمندان معتقدند كه يك انسان در حالت عادي فقط از 010/ 0 نيروها و استعدادهاي خود استفتده مي كند . وقتي كه شما ، با بخش عظيم قدرت خود آشنا شويد و آن را به كار بگيريد ، به گروه   انسان هاي بزرگ خواهيد پيوست .
از كودكي به غلط به ما آموخته اند كه براي رسيدن به آرزوهايمان فقط بايد تلاش و تقلا كنيم .
ولي اگر فكر مي كنيد كه كار و رنج زياد به تنهايي باعث موفقيت مي شود ، به بيراهه رفته ايد ؛
چرا كه قدرت اراده و تلاش جسمي در بالاترين حد خود فقط بخش اندكي از نيروهاي شما را به كار مي گيرد .
تقدير و سرنوشت شما در اختيار خودتان است .
هدف من از نگارش اين پايان نامه است كه شما را با روشهاي بسيار ساده اما پر قدرت موفقيت آشنا نمايم. يكي از دلايل اصلي عدم موفقيت پس از مطالعه اين پايان نامه است كه اكثر افراد عادت دارند پس از خواندن يك كتاب موافقت با نويسنده و هيجان زده شدن كتاب را به كناري گذاشتند و همان اعمال قبلي را طبق عادت انجام مي دهند. پس اگر مي خواهيد تغيير كنيد ، بايد مدتي را به كمك اين پايان نامه به تغيير پندار، گفتار و كردارتان بپردازيد تا در شما به صورت عادي درآيد.           به ارزش واقعي خود پي ببريد.

در آن يك فكر در شعاع و مركز ساير افكار شخص قرار مي گيرد . فكري در مركز افكار قرار گرفته و ايجاد تمركز مي نمايد كه بنا به موقعيت زماني و مكاني ، اهميت و ارزش برجسته اي براي فرد داشته است . بنابر اين كاري كه نتيجه آن براي انسان مهم و ارزشمند باشد تمركز فكر را بر             مي انگيزد .'' تمركز غير ارادي به دو صورت به وجود مي آيد.
انواع تمركز تمركز غير ارادي زماني شكل مي گيردكه شما درونا و قلبا در كار و يا حال مسئله اي مشتاق هستيد . در اين حالت شما بدون آنكه آگاهي  آنچناني از تمركز قواي خود براي حل مسئله داشته باشيد بوسيله تمايل و اشتياق دروني ، بخش اعظم قواي خود را بر روي كار يا مسئله  متمركز مي سازيد . صورت ديگر تمركز غير ارادي را مي توان به هنگام هيجانات مشاهده نمود . زمانيكه شما بطور ناگهاني از به گوش رسيدن صدائي دچار ترس مي شويد ، صدا و منشا آن تمام افكار و                 انديشه هاي شما را براي لحظه يا لحظاتي بطور كامل بر كنار زده و به مانند پرده اي بر روي تمامي افكار شما كشيده مي شود . در حالت هيجاني مانند خشم و ترس تمركز بر روي يك فكر و انقطاع از ساير افكار بقدري شديد است كه انسان به تمامي ابزار و بازيچه فكر هيجاني مي شود ودر مقابل منشا آن عكس العمل نشان مي دهد .
تمركز فكر ارادي زماني پيش مي آيد كه شما در تلاش براي انجام كار يا حل مسئله اي با افكار مزاحم و اخلال گر مواجه مي شويد و براي دست يافتن به موفقيت در انجام كار خود ، در صدد بر مي آيند افكار مزاحم را با توسل به روش هائي به كناري زده و بر موضوع مورد نظرتان متمركز             مي شويد تا بتوانيد راه حل را بيابيد.
دلايل عدم تمركز  
اكثر انسانها به دو دليل عمده با عدم تمركز فكري مواجه مي شوند :
1-    آنها خودرا به انجام كاري مي بينند كه تمايل دروني چنداني به انجام آن ندارند . بنابراين قواي آنها به صورت اتوماتيك از مسئله پرت مي افتد . اين بي علاقگي باعث چندگانگي در فكر و قواي فكر مي شود . قريب به اتفاق افرادي كه از عدم تمركز و تشتت فكري مزمن رنج مي برند ، اشخاصي هستند كه مدت ها با بي علاقگي كارهائي انجام  داده و بعبارت بهتر خود را به انجام كاري ديده اند. 2- فشار رواني يا استرس ها از عوامل عمده تشتت فكري هستند .اكثريت انسانها زمانيكه با مسئله اي مواجه مي شوند اگر معتقد باشند زمان كافي براي حل آن ندارند و يا توانائي حل مسائل و كسب توفيق را در خود نبينند دچار نگراني و اضطراب مي شوند و در اين حال به جاي اينكه مسئله اي كه بايد حل شود و در مركز افعال قرار گرفته قواي فرد را به خود مشغول دارد ، نگراني ، ترس از شكست و افكار منفي ، توان عمل ، ابتكار و خلاقيت را از شخص سلب مي نمايد و فرد بر ترس و احتمال شكست خود تمركز مي كند و با اين تمركز به طرف شكست كشيده مي شود .
 براي اين دو گروه از افراد ( افرادي كه به كار خود علاقه ندارند و آنهايي كه در مواجه با مسئله و كار دچار ترس و نگراني مي شوند ) يادگيري تمركز ارادي    و فنون و روشهاي   آن از ضروريات زندگي است و مي تواند آن ها را از رنجي طاقت فرسا كه همان اغتشاش و آشفتگي كاري است رهائي بخشد .
افرادي كه از عدم تمركز فكري شكوه مي نمايند دچار افكار نابهنگام و ناخواسته مي شوند در اين افراد فكر و انديشه اي كه ذهن را اشغال مي نمايد ضمن آنكه با عمل و كاري كه فرد مشغول آن است نامتناسب و ناهماهنگ است خيلي زود جاي خود را به موضوع بي ربط ديگري مي دهد و تسلسل افكار بي ربط به همين شكل ادامه مي يابد و فرد در مقابل اين جريانات منفعل و از كنترل افكاري كه خود را تحميل مي نمايد عاجز است . بنابراين به جاي اينكه افكار در خدمت انسان باشد انسان در خدمت افكار سركش قرار مي گيرد .
كداميك از دو تمركز برتر است
شايد اين سوال براي شما هم پيش بيايد كه كداميك از دو نوع تمركز براي انسان كاراتر است . تمركزي كه ارادي و آگاهانه باشد يا تمركز غير ارادي و ناآگاهانه ؟ و آيا كسي كه تحت تاثير تمركز غير ارادي به نحو خوبي عمل مي نمايد و افكارش منطبق و متناسب با اعمال و  كارهاي اوست نيازي به يادگيري فنون تمركز ارادي و استفاده از آنها را دارد؟قبل از هر چيزلازم به يادآوري است كه تمركز به عنوان يك توانايي فردي و دروني داراي مقياس و حد ثابتي براي اندازه گيري نيست و وجود چنين حدي به عنوان حد نهايي قابل تعيين و تصور نمي باشد . بعنوان مثال اگر كسي داراي تمركز و هماهنگي فكري مناسبي باشد و ظاهرا مشكلي به خاطر اغتشاش فكري نداشته باشد با توسل به تمرينات و فنون تقويت مركز توانائيها و موفقيت هاي خود را افزايش خواهد داد . از طرف ديگر بكارگيري فنون تقويت تمركز به تمام اعمال و ابعاد زندگي فرد گسترده شد و تعميم مي يابد مطلبي كه اهميت يادگيري فنون تمركز فكر و بكارگيري تمركز ارادي و آگاهانه را مشخص مي نمايد دخالت آگاهي انسان است . زمانيكه شما به صورت ارادي توانائي دست يابي به تمركز فكر را داشته باشيد قادر به تحميل اراده خود خواهيد بوديد . قبلا گفتيم كه اعمال و رفتارهاي عيني و ذهني انسان را به دو دسته كلي مي توان تقسيم  نمود: رفتارهايي كه انسان با كمال ميل و رضايت در صدد انجام آنهاست اين كارها براي فرد داراي نتايج لذتبخش هستند، چه از لحاظ مادي  و چه از لحاظ معنوي مانند احساس نيكوكار يا بزرگوار بودن . فرد طبيعي و عادي در انجام اين گونه كارها و حل مسائلي از اين دست با هماهنگي فكري وارد عمل مي شود.
دسته دوم رفتارهائي هستند كه فرد خود را مجبور و ناچار به انجام آنها مي بيند اما تمايل و كشش دروني براي انجام آنها ندارد هر چند بخوبي مي داند كه موفقيت در انجام كار به خير و صلاح اوست مانند سنگ نوردي كه هيچ كشش مطبوعي بطرف تمرين كردن ندارد اما معتقد است حتما بايد در مسابقات نتيجه خوب بگيرد . موفق به گذراندن امتحانات گردد . درهر دو صورت ، هم زمانيكه فرد با اشتياق عمل مي كند و هم زمانيكه خود را ناچار به عمل مي بيند نتايجي كه عايد فرد مي گردد تعيين كننده تمركز و عدم فكري اوست . بنابراين توانائي فكري فرد تحت تاثير محيط و نتايج حاصل  از اعمالش قرارمي گيرد .در تمرين سنگنوردان با استعداد كه سنگنوردي را با بي ميل و بي رغبت ، انجام مي دهند تعيين جايزه از طرف مربيان ، تمرين كردن را براي ورزشكار از اهميت بالايي برخوردار مي سازد و اين اهميت خود به خود تمركز فكري فرد را در امر يادگيري براي رسيدن به موفقيت افزايش مي دهد . مي بينيم كه در تمام انسانهاي عادي و طبيعي ، نتيجه رفتار ، ميزان تمركز و هماهنگي فكري را كه فرد به هنگام انجام رفتار مبذول مي دارد تعيين مي نمايد . به عبارت ساده تر نسبت مستقيمي بين اهميت نتيجه عمل و ميزان تفكر فكري فرد بر آن عمل وجود دارد .
منطق و استدلال به تنهائي عامل بي اثر است 
گرايش به لذت و گريز از رنج به قدري عميق در انسان ريشه دوانيده كه منطق و استدلالات منطقي و تصميمات عقل در برابر آن توان مبارزه و ايستادگي نمي يابد . بعنوان مثال فرد بالغ با وجوديكه معتقد است انسان بايد با تسلط بر احساسات و تمايلات غريزي خود شايستگي اش را  به  اثبات برساند ، توان مقاومت را از دست مي دهد و دست به كارهائي مي زند كه خود بر نادرستي و ناشايست بودن آنها معترف است . زيرا نتيجه آني لذت بخش بوده  و چنان تمركزي ايجاد كرده كه منطق، عقل و استدلال فرد را به طور كلي كور كرده است .اگر شما فنون تمركز و تسلط بر فكر را بدانيد ، ميتوانيد صرف نظر از لذات آني و نتايج گذرا كم اهميت و تهييج كننده ، موضوع معقول خود را در مركز افكار خود قرار داده مانع از تاثير افكار مزاحم و نابهنگام شويد . يادگيري فنون تمركز شما را از چگونگي تاثيرات فكر آگاه مي سازد .با اين آگاهي شما مي توانيد افكار ناپسند را از مركزيت ذهن خود دور كرده افكار و موضوعات مورد نظر خود را در شعاع و مركز قرار دهيد . بدين جهت فنون تقويت تمركز ابزار وصلاح  تحميل تصميمات آني و مهيج و نامعقول است .
توجه و تمركز 
بين توجه وتمركز تفاوت عمده اي وجود ندارد . عده اي به عنوان عمده ترين تفاوت  توجه دارد       تاكيد مي نمايند به اين معني كه به هنگام تمركز بر يك شئ بقيه اشياءاز حوزه ادراك و آگاهي وسيع و همه جانبه بكار مي برند و معتقدند انساني كه توجه دارد داراي هوشياري كامل و همه جانبه است . اين معني و برداشت از توجه نمي تواند به معناي نفي تمركز باشد زيرا همان طور كه خواهيم ديد تمركز به هوشياري همه جانبه و وسيع مي انجامد .علاوه بر اين تمركز و توجه هر كدام جايگاه مناسب خود را دارند . به عنوان مثال زمانيكه بحث از بينش نسبت به زندگي و يا جهان است مي توان از اصطلاح توجه به معناي هشياري گسترده و همه جانبه استفاده نمود. با اين توجيه كه در صورت هوشياري وسيع و همه جانبه انسان قادر به ديدن ابعاد بيشتري از زندگي است . بديهي است كه در مورد ذكر شده ادراك و هشياري همه جانبه بر تمركز فكر بر روي يك بعد زندگي برتري دارد . اما به هنگام انجام يك كار نسبتا پيچيده و حل يك مسئله رياضي تمركز فكر براي نيل به موفقيت امري ضروري است و نمي توان از توجه و هوشياري همه جانبه سخن گفت . زيرا در آنصورت فرد بايد ضمن مشغول حل مسئله است به چيزهاي ديگري هم آگاهي داشته باشد كه بعيد به نظر مي رسد كسي بتواند در اين وضعيت به حل مسائل پيچيده بپردازد.
از تمرينات تمركز دو هدف عمده دنبال مي شود به عبارت ديگر افرادي كه به دنبال دستيابي به تمركز فكر قوي و برتر هستند بر دو دسته هستند :
 1- گروهي كه درصدد دستيابي به توانائي تمركز قوي براي موفقيت در كارها و فعاليت هاي روزانه خود هستند و مي خواهند از توانائي فكري خود براي مبارزه با بيماريها و ضعف ها بهره گيرند .
 2- افرادي كه درصدد دستيابي به قدرت فكري و ذهني فوق عادي هستند و قدم در راه يادگيري توانائي هاي فراحسي و پرورش نيروهاي بالقوه ذهني خود مانند ارتباطي        ( تله پاتي )  روشنبيني و ... هستند . شخص هر هدفي از يادگيري فنون و روشهاي تمركز داشته باشد به مرور و با اقدام به تمرين متوجه خواهيد گرديد كه اثرات تمرينات بر تمام زندگي و ابعاد وجود او ( حس و فراحس ) گسترش يافته و تاثير گذارده است بعنوان مثال كسي  كه صرفا براي دستيابي به موفقيت در تحصيل ، فنون تمركز را آموخته و بكار مي بندد بعد از مدتي توانائي ها ذهني نهفته خود را احساس خواهد نمود .
اثرات و نتايج تمركز فكر
1-    آمادگي ذهني : از نتايج تمركز فكري اين است كه فرد به سرعت عمل فوق العاده اي دست يافته و در مقابل حوادث در زمان كم عكس العمل خوب و كارساز از خود نششان مي دهد و بندرت ممكن است در مقابل حادثه و يا عملي از جانب ديگران احساس درماندگي و ناتواني نمايد .
2-     حافظه قوي : فردي كه داراي قدرت تمركز فكر است داراي قدرت يادگيري و حافظه اي قوي است او با سرعت به حافظه مي سپارد و در موقع لزوم اطلاعات و محفوظات متناسب با موقعيت را استخراج كرده بكار مي بندد . تمركز قوي حافظه اي درخشان به فرد مي دهد     . '' جيمز وينلند '' استاد روانشناسي دانشگاه نيويورك مي گويد :'' اغلب وقتي كه مي گوئيد چيزي را فراموش كرده ايد ، درست تر آن است كه بگوئيد هرگز آن را بخاطر نسپرده ايد ''.تمركز به انسان اين توانائي را مي دهد كه خوب به خاطر بسپارد و خوب و متناسب استخراج نمايد.
3-     عملي شدن اراده : تمركز فكر سبب مي شود فرد داراي افكار و مقاصد مشخصي باشد در يك لحظه خاص فرد هدفي خاص در ذهن خود دارد كه قصد دارد به آن برسد و عرصه ذهن او انباشته از افكار و اهداف چندگانه نيست . او روي هدف خود متمركز است و به عوامل مخل ميدان دخالت و ابراز وجود نمي دهد و بنا براين اراده و خواست خود را عملي مي سازد .
4-    قدرت محاسبه و استدلال قوي : از نتايج تمركز ، توانائي استدلال قوي است . او با بررسي دقيق و كامل تصميم خود را اخذ مي نمايد بنابراين به ندرت افسوس مي خورد و اظهار پشيماني مي كند .
5-     تسلط براحساسات و هيجانات : شخصي كه داراي تمركز فكر قوي است استادي و چيره دستي خود را با كنترل احساسات و هيجانات خود نشان مي دهد . او خشم را به راحتي به كناري مي زند دستخوش و بازيچه عواطف بي مورد نمي شود . خود را نمي بازد و در همه حال از آرامشي مقتدرانه برخوردار است .بجاي اينكه از حوادث بيرون تاثير گرفته با گرفتاري در ورطه هيجان وكم گشتي با آن حوادث هماهنگ شود در كمال آرامش سعي مي كند آرامش خود را به بيرون ساري و جاري ساخته همه چيز را به نظم و آرامش بخواند .
6-     اعمال اراده بر عضلات صاف :عضلات بر دو گونه اند 1- عضلات يا ماهيچه اي مخطط كه از اراده و خواست آدمي تبعيت مي نمايند مانند حركت دست و پا و سر و .... ، و عضلات صاف كه بطور خودكار عمل مي نمايند و فرد نمي تواند مانند تاثير بر عضلات مخطط بر عظلات صاف هم تاثير بگذارد قلب از عضلات صاف است . انسان در صورت دارا بودن قدرت تمركز فكر قوي مي تواند كار عضلات صاف را تحت اراده درآورد بعنوان مثال مي تواند به اختيار خود ضربات قلب را كاهش يا افزايش دهد .
7-    توانائي جلوگيري از خونريزش از زخم : شخص مي تواند از خونريزي زخم و بريدگي جلوگيري يا آنرا قطع نمايد . بدين ترتيب بر پوست خود نيز تسلط ارادي داشته باشد .
8-    آرامش : فردي كه داراي تمركز فكري است از آرامش روحي و رواني برخوردار است براي دستيابي به آرامش كافي است كه او فكر و احساس آرامش را در مركز افكار و انديشه هاي خود مستقر سازد و از نفوذ هر فكر ديگري در مركز ذهن خود جلوگيري نمايد.
9-    عدم اتلاف وقت و زمان : شخص وقت خود را به افكار بي سرانجام و بيهوده و مغشوش تلف نمي كند هر فكري در ذهن او مشخص است و داراي وضوح و هر فكر به نتيجه اي مي انجامد و ثمره اي عيني و يا ذهني مي دهد كه براي فرد ارزشمند و قابل استفاده است .
10-    درك احساسات و اعمال ديگران :  شخص با آگاهي بر پديده تمركز فكري در مورد افكار و اعمال ديگران ديدي عميق دارد او اين نكته را در نظر دارد كه هر كسي تحت تاثير فكر و انديشه ي مركزي ( تمركز يافته ) خود دچار احساساتي شده ودست به اعمالي مي زند و تنها كمبود فردي كه دست به عملي ناشايست و ناكام كننده يا معترضانه مي زند اين است كه از توانائي تمركز فكري و انتخاب نا آگاه است . بنابراين رفتار ديگران هرگز نمي تواند موجب خشم و عصبانيت او گردد .
11-    سفر به فراحس : از نتايج تمركز قوي توانائي ديدن ، شنيدن و درك ذهني ، بدون استفاده از دستگاههاي حسي است.
تمركز فكر داراي ويژگيهايي است يعني علائم و نشانه هاي كه با مشاهده و احساس آنها مي توان به وجود تمركز فكر پي برد . اين ويژگيها به ترتيب به شرح زير مي باشند:
1-    ارادي بودن : تمركز فكر امري ارادي است يعني فرد بنا به خواست خود مسئله اي يا فكري را در مركزيت افكار خويش قرار مي دهد . فرد فعالانه فكر خود را متمركز مي كند و در برابر هجوم افكار نقشي انفعالي ندارد . شخص تا هر وقت كه بخواهد و به نتيجه يابد مي تواند بر موضوع مورد نظر خود متمركز گردد بدون آنكه دچار اغتشاش فكري شود.
2-    بريدگي و انقطاع حسي : تمركز فكر با بريدگي از محيط پيرامون همراه است. تمركز هر قدر شديد تر باشد اين بريدگي و بي اطلاعي از محيط بيشتر است . اشخاصي كه به مطالعه در محيط شلوغ و پر سرو صدا عادت كرده اند به هنگام مطالعه صداها را نمي شنوند زيرا به بريدگي از محيط شلوغ و پر سر و صدا عادت كرده اند به هنگام مطالعه صداها را نمي شنوند اين بريدگي  از محيط گاه بقدري شديد است كه اگر نام فرد را هم صدا بزنيد ، ممكن است تا چنين بار نشنود .
3-    تدريجي بودن و پيشروندگي : توانائي تمركز فكر امري تدريجي است . فرد هر قدر بيشتر تمرين نمايد  بر توانائي او افزوده مي گردد بطوريكه پس از مدتي تمرين مي تواند بدون هيچ مقدمه اي و به محض اينكه اراده كرد فكر خود را به صورت شديد و قوي بر چيزي متمركز نموده از محيط ببرد .
4-    محو شدگي : فردي كه به مسئله ، شئ و يا فكري متمركز مي شود به تدريج در آن محو       مي گردد . به اين معني كه با تماميت خود به آْن مي پردازد و فاصله اي ميان خودش و آن شئ يا آن مسئله حس نمي كند . به هنگام عمل به تكنيكها و تمرينات تمركز اين مسئله را لمس خواهيد كرد . در اوج اين محو شدگي ، فرد وجود خود را احساس نمي كند تماميت وجود او در انديشه يا شئ مركزي محو گرديده و گسترده شده است و احساس وحدت با آن شئ      مي كند.
5-    تلفيق پذيري: به هنگام برقراري تمركز فكري ، فرد در حالت بالائي تلفيق پذير مي شود بطوريكه در آن حالت هر تلفيقي از طرف خود فرد يا ديگري تاثيري بر جاي مي گذارد . هر قدر تمركز شديد تر باشد فرد تلفيق پذيري بيشتري نشان مي دهد . بنابراين تمركز فكري      مي تواند هم اثرات مثبت وهم اثرات منفي داشته باشد به اين معني كه اگر به هنگام تمركز تحت تاثير تلفينات( كلامي يا ذهني )  مثبت قرار گيرد اثرات آن را خواهد ديد و اگر تحت تاثير تصاوير ذهني منفي يا تلفينات كلامي منفي قرار گيرد با نتايج منفي و ناكام كننده آن مواجه خواهيد گرديد.
6-    كندي و آرامش در كاركرد دستگاهها :  در حالت تمركز فكري ، كاركرد فيزيولوژيك دستگاهها كندتر مي شود بعنوان مثال ضربان قلب كاهش يافته و تنفس كندتر مي شود و مقدار بيشتري از خون به مغز مي رود .
7-    وحدت و يگانگي بين تمركز كننده و چيزي كه بر آن تمركز شده است . در اوج تمركز و قبل از آن كه مرحله خلسه ( مرحله هشتم ) ظاهر گردد فرد احساس مي كند فاصله بين او و شئ مورد تمركز از بين رفته به عبارت ديگر اين احساس به شخص دست مي دهد كه او و آنچه كه بر آن تمركز نموده وجود واحدي هستند .
8-    از خود بيخود شدن :اين ويژگي در اوج تمركز فكري ظاهر مي شود در اين مرحله خلسه يا ترانس ظاهر مي شود و اين خلسه گاه تا وصول به نتيجه و جواب يا راه حل ادامه يافته و با يافتن راه حل و رسيدن به جواب مشكل خاتمه مي يابد . اين مرحله از تمركز با خلسه يا جذب آميختگي پيدا مي كند به دليل پيوند و آميختگي مي توان نظر دانشمنداني را كه معتقدند خلسه تمركز فكر شديد است پذيرفته دانست.
شرايط دست يابي به تمركز       
براي اينكه فرد بتواند به تمركز دست يافته و به اراده خود افكارش را برگزيند بايد بطور مداوم به انجام تمريناتي بپردازد  از آنجائيكه براي فرد مبتدي بريدن از محيط و غلبه بر عوامل مخل محيطي دشوار و غير ممكن است بايد تحت شرايطي مبادرت به تمرين نمايد تا نتيجه مثبت عايد گردد. اين شرايط عبارتند از :
1-    عدم وجود آسيب عضوي در مغز : آسيبهاي عضوي مانع از بروز و ظهور تمركز فكري هستند . بنابراين اولين شرط وجود سلامت عضوي در مغز است . اين بدان معني نيست كه از دادن تمرينات تمركز فكر به افراد آسيب ديده بايد خودداري شود .
2-    تميل دروني و عميق براي تقويت تمركز فكر و اعتقاد به اينكه تمركز فكر از ضروري ترين توانائي ها براي زندگي است : بعبارت ساده تر علاقه به پيشرفت موجب پيشرفت انسان در تمرينات مي شود .
3-    تداوم در تمرينات : فردي كه مبادرت به تمرين مي نمايد بايد فارغ از هر گونه عجله بطور مداوم و مستمر به تمرينات ادامه دهد و اين نكته را هميشه مد نظر داشته باشد كه پيشرفت تدريجي خواهد بود و به يكباره به درجات عالي تمركز دست نخواهد يافت .
4-    محيط آرام : محيطي كه فرد در آن مبادرت به تمرين مي كند بايد آرام و عاري از هر گونه عامل مخل و محركهاي حسي از قبيل سر و صدا ، نور زننده و نامناسب و گرما يا دماي زياد باشد زيرا هر كدام از اين محركات تمركز فكري را بر هم زده گسيختگي تمركز مي گردد محيط آرام كه داراي حرارت متناسبي باشد فرد را بطرف تمركز فكري و انقطاع حسي از محيط سوق مي دهد در حاليكه تحريكات حسي ( مانند صدا ، نور و حرارت نامتناسب او را نسبت به محيط پيرامون آگاه نگه مي دارد و با چنين آگاهي و چندگانگي توجه تمركز فكر مفهومي ندارد.پس از مدتي تمرين فرد به راحتي مي تواند  سرو صدا و عوامل محيطي را تا حدي نديده گرفته فكر خود را متمركز نمايد. اما اين امر در مراحل ابتدائي دشوار و بلكه بعيد است.
5-    وضعيت راحت : فردي كه شروع به تمرينات تمركز مي نمايد بايد در وضعيت راحتي قرار گيرد بطوريكه دچار خوابيدگي دست و پا و يا احساس درد در مفاصل ، پشت و گردن ننمايد زير هر يك از اين ناراحتي ها توجه فرد را جلب كرده تمركز فكري او را بر هم خواهد زد.
6-    آرامش و راحتي جسمي : فرد مبتدي بايد قبل از شروع به تمرين در صورتي كه داراي احساس درد در ناحيه اي از جسم خود است بر طرف نمايد. هر چند او پس از چند جلسه مي تواند قدرت تمركز خود را براي از بين بردن و كنار زدن بسياري از احساس دردهاي خود بكار برد اما در شروع به تمرينات به دليل توانائي اندك فرد در تمركز فكر، احساس درد نقش يك اخلالگر را بازي خواهد كرد.
كاربردهاي تمركز فكر 
بدون توانائي تمركز انسان قادر نخواهد بود بر جريان افكار خود كنترل و تسلطي داشته باشد افكار مثبت را تنها بوسيله قدرت تمركز فكر مي توان نگاه داشته و تصاحب كرد اگر يك فكر مثبت در ذهن تثبيت نشود تظاهر عيني چنداني نخواهد داشت فكر مثبتي كه بگريزد و جاي خود را به افكار منفي و آشفته بدهد فرصت ظهور نخواهد داشت . انرژي رواني فردي كه دچار تشتت و اغتشاش فكري است در پرداختن به افكار رنگارنگ و بي سرانجام اتلاف مي گردد . تمركز فكر به انسان اين توانائي را مي دهد كه انرژي رواني و ذهني خود را بر روي افكار مطلوب و برگزيده خود متمركز نمايد . او مي تواند با استفاده از توانائي تمركز فكر ، آرامش را بر وجود خود حاكم نمايد بيماريها و اعمال سوء جسم خود را از بين ببرد و ضعفها را به قوت مبدل سازد . او به هر موضوعي كه شايسته تفكر بداند مي انديشد و ذهن خود را در مقابل هجوم افكار حفاظت مي كند و اجازه نمي دهدكه لانه هر فكري باشد . او بازيچه نيست بلكه قدرتمندانه افكار مفيد و مثبت را وسيله سعادت و كمال خويش مي سازد.
 قسمت هاي مختلف ذهن
1- ضمير ناخودآگاه
اين بخش فقط در هنگام بيداري فعال است و وظيفه چون تفكر ، تجزيه و تحليل ، استدلال و تصميم گيري را بر عهده دارد .
ضميرناخودآگاه ( شعور باطن)   
اين بخش عظيم ذهني ، هميشه ( حتي در خواب ) فعال است و تمام اعمال غير ارادي انسان را كنترل مي كند ، سيستم عصبي خودكار سمپاتيك و پاراسمپاتيك نيز كه كنترل فعاليتهاي دروني مانند : گردش خون ، ضربان قلب ، هضم غذا ، تكثير و مرمت سلول ها و ... را بر عهده دارد ، زير مجموعه ضمير ناخودآگاه است .  بارها و بارها شايد اين جمله را از ديگران شنيده يا با خوتان گفته ايدكه فلان سنگنورد شانس نياورد اگر شانس مي آورد هيچ وقت دستش يا پايش از روي گيره سر نمي خورد هرگز شكست هايتان را ناشي از بدشانسي يا تقدير ندانيد و هيچ وقت به اشتباه فكر نكنيد كه خداوند شما را دوست ندارد .
 تلاش جسمي بيش از حد به تنهايي بر روي يك مسير با درجه بالا براي بدست آوردن گيره               آخر ، نه تنها شما را به هدفتان نمي رساند ، بلكه باعث از بين رفتن انرژي و ايجاد بيماريهاي روحي و جسمي نيز مي گردد . براي رسيدن سريع و آسان به هدف ها ، بايد از قدرت عظيم ذهن كمك گرفت .
مثلا اتفاقات ناخوشايند سر خوردن دستتان بر روي يك گيره و يا داشتن استرس بسيار شديد قبل از شروع مسابقه و با اتفاقات ترسناك مانند يك پاندولي بسيار بلند بر روي ديواره كه در گذشته به وقوع پيوسته است.
زماني كه شما ، در حين صعود عجله  مي كنيد يا براي گرفتن گيره بعدي تلاش مي كنيد و يا بر روي گيره هاي پايتان دقت نداريد در نهايت باعث سقوط شما از روي ديواره مي شود پائين مي آئيد و به مسير صعود دوبار نگاه مي كنيد و بعد با تعجب از خود مي پرسيد كه چرا عجله كردم چرا هيچ تلاشي براي گرفتن گيره بعدي ام  نكردم اصلا چرا گيره هاي پايم را گم كردم چرا؟
ممكن است نگران يا عصباني شويد و جمله اي نادرست را بر زبان بياوريد و يا اصلا در حين صعود انجام كار مهمي را از ياد ببريد مثل پودر زدن دستتان و استراحت بر روي مسير ،  كه مثبت تمام اين ها ضمير ناخودآگاهتان است .
اولين جلسه اي كه شروع به سنگنوردي كرديد را احتمالا هيچ وقت فراموش نمي كنيد . مربيان بالاي سرتان شما بود و به شما هميشه يك سري راه حل هاي كليدي را گوش زد مي كرد. ( در حالت استراحت بر روي ديواره دست ها باز دستي را كه داري استراحت مي دهي تكان بده و دست ديگرت صاف ، و وزن را بر روي پاهايت بيانداز ) و شايد در جلسه اول حين صعود فقط گيره هاي جلو صورتتان را مي ديديد و ميدان ديدتان كم بود و كارها را بايد آگاهانه انجام مي داديد . اما مي شد
هم اكنون كه فكرمي كنيد خواهيد ديد تمام آن كارها و دستوراتي كه بهر حال مربي در جلسات اول به شما گوش زد مي كرد توسط ناخودآگاه و شايد به صورت ناآگاهانه و عادت اجرا مي شود .  
  قسمت هاي مختلف ذهن
1- ضمير ناخودآگاه
اين بخش فقط در هنگام بيداري فعال است و وظيفه چون تفكر ، تجزيه و تحليل ، استدلال و تصميم گيري را بر عهده دارد .
ضميرناخودآگاه ( شعور باطن)   
اين بخش عظيم ذهني ، هميشه ( حتي در خواب ) فعال است و تمام اعمال غير ارادي انسان را كنترل مي كند ، سيستم عصبي خودكار سمپاتيك و پاراسمپاتيك نيز كه كنترل فعاليتهاي دروني مانند : گردش خون ، ضربان قلب ، هضم غذا ، تكثير و مرمت سلول ها و ... را بر عهده دارد ، زير مجموعه ضمير ناخودآگاه است .  بارها و بارها شايد اين جمله را از ديگران شنيده يا با خوتان گفته ايدكه فلان سنگنورد شانس نياورد اگر شانس مي آورد هيچ وقت دستش يا پايش از روي گيره سر نمي خورد هرگز شكست هايتان را ناشي از بدشانسي يا تقدير ندانيد و هيچ وقت به اشتباه فكر نكنيد كه خداوند شما را دوست ندارد .
 تلاش جسمي بيش از حد به تنهايي بر روي يك مسير با درجه بالا براي بدست آوردن گيره               آخر ، نه تنها شما را به هدفتان نمي رساند ، بلكه باعث از بين رفتن انرژي و ايجاد بيماريهاي روحي و جسمي نيز مي گردد . براي رسيدن سريع و آسان به آرزوها ، بايد از قدرت عظيم ذهن كمك گرفت .
مثلا اتفاقات ناخوشايند سر خوردن دستتان بر روي يك گيره و يا داشتن استرس بسيار شديد قبل از شروع مسابقه و با اتفاقات ترسناك مانند يك پاند بسيار بلند بر روي ديواره كه در گذشته به وقوع پيوسته است.
زماني كه شما ، در حين صعود عجله  مي كنيد يا براي گرفتن گيره بعدي تلاش مي كنيد و يا بر روي گيره هاي پايتان دقت نداريد در نهايت باعث سقوط شما از روي مسير مي شود پائين مي آئيد و به مسير صعود دوبار نگاه مي كنيد و بعد با تعجب از فرد مي پرسيد كه چرا عجله كردم چرا هيچ تلاشي براي گرفتن گيره بعدي ام  نكردم اصلا چرا گيره هاي پايم را گم كردم چرا؟
ممكن است نگران يا عصباني شويد و جماه اي نادرست را بر زبان بياوريد و يا اصلا در حين صعود انجام كار مهمي را از ياد ببريد مثل پودر زدن دستتان و استراحت بر روي مسير ،  كه مثبت تمام اين ها ضمير ناخودآگاهتان است .
اولين جلسه اي كه شروع به سنگنوردي كرديد را احتمالا هيچ وقت فراموش نمي كنيد . هر جا بالاي سر شما بود و به شما هميشه يك سري راه حل هاي كليدي را گوش زد مي كرد. ( در حالت استراحت بر روي ديواره دست ها باز دستي را كه داري استراحت مي دهي تكان بده و دست ديگرت صاف ، و بدنت را بر روي پاهايت بيانداز ) و شايد در جلسه اول حين صعود فقط گيره هاي جلو صورتتان را ميدان  بر روي بسيار كم بود مي ديديد و كارها را بايد آگاهانه انجام مي داديد . اما اگر اكنون كه فكر كنيد خواهيد تمام آن كارها و دستوراتي كه بهر حال در جلسه اول به شما گوش زد مي كرد توسط ناخودآگاه و شايد به صورت ناآگاهانه و عادت اجرا مي شود .                       
 
    اكثر انسانها اتفاقات بد و ششكستهايشان را ناشي از بدشانسي يا تقدير مي دانند و حتي به اشتباه گمان مي كنند كه خداوند آنها را دوست ندارد.جالب است كه بدانيد مسؤليت بوجود آمدن بخش عظيمي هنگام صعود يك مسير بر عهده ضمير ناخودآگاه است.
زيگموند فرويد ذهن انسان را به يك كوه يخ شناور تشبيه كرده است . نوك كوه يخ را كه بيرون از آب است ، مشابه ضمير خود آگاه و توده عظيم و ناپيدا ي آن را همانند ضمير ناخود آگاه توصيف مي كند .قدرت ضمير ناخود آگاه هميشه و همه جا همراه شماست و چيزي نيست كه فقط براي يك كار خاص مصرف شود ، بلكه نيرويي است كه كه تمام زمينه هاي زندگيتان را متحول مي كند.
وظيفه ضمير ناخودآگاه ، اجراي كامل پيام ها و برنامه هاي موجود در آن است . ضمير ناخود آگاه مانند يك دوربين فيلمبرداري هميشه روشن است و تمام وقايع پيرامون انسان و هيجانات ، احساسات و تجارب ناشي از آنها را از حدود 5/4 ماه پيش از تولد ( زمان دميده شدن روح در بدن ) تا امروز در خود ثبت كرده است .از همان زمان الگوهاي  رفتاري انسان شروع به شكل گيري مي كند.بنابراين بسياري از خصوصيات ، تصميمات و اعمال امروز ما دستاورد تجربيات اولين سالهاي زندگي است . حتي شكست در صعودهايمان به دليل وجود باورها و مسائل منفي در ناخودآگاه است.
كلودبرسيل مي گويد : ‹‹ همان قدر كه خود آگاه منبع انديشه است ، ناخودآگاه منبع قدرت است.››
علي (ع) مي فرمايد ‹‹ فرزندانتان را مجبور نكنيد ، آداب و عادات شما را فرا بگيرند ، زيرا آنان براي
زماني غير از زمان شما آفريده شده اند .››
ضمير ناخود آگاه مسبب تمام عادات مثبت و منفي انسان است . هر كاري كه مدتي تكرار شود ، در ناخودآگاه ضبط شده و عادت رفتاري مي شود.
ضمير ناخود آگاه فقط برنامه هايي را اجرا مي كند كه به آن داده شده است ، حتي اگر به ضرر شما باشد و اگر آن را خودتان برنامه ريزي نكنيد ، توسط ديگران و شرايط محيط برنامه ريزي خواهد شدو بدون آنكه به خوب يا بد بودن آنها توجهي كند ، دقيقا آنها را به مرحله اجرا درخواهد آورد.اكنون ممكن است پيش آيد كه اگر كسي در گذشته خود شاهد اتفاقات بد و تجارب منفي بوده و اين مسائل در ناخودآگاهش ضبط شده است و باعث ايجاد عادتها و باورهاي منفي در او شره باشد، آيا بايد تا آخر عمر محكوم به پذيرش سرنوشت باشد؟ جواب منفي است و هدف ما همين است كه شما به تكنيك هاي نفوذ به ناخودآگاه را بياموزيدو عادات و باورهاي مثبت را جايگزين باورها و عادات منفي كنيد.
خواص ضمير ناخودآگاه 
ضمير ناخودآگاه با تمام نيرو و قدرتش ، قوه منطق، استلال و تعقل ندارد. پيامهايي راكه وارد آن     مي شود، بي چون و چرا پذيرفته و دقيقا اجرا مي كند ، حتي اگر اين پيام ها غير علمي ، غير منطقي و دروغ باشد. چه مثبت و چه منفي ، دقيقا مانند كامپيوتري كه فرمول  10 = 2+2 به آن داده         مي شود .و اجراي محاسبات ، بر پايه همين فرمول از آن خواسته مي شود . كامپيوتر به غير منطقي بودن فرمول اعتراض نكرده و تمام محاسبات را با همين فرمول انجام مي دهد .
تا زماني كه پيامها و جملات حاكي از فقر ،ضعف ، ترس ، نتوانستن و ... در ناخودآگاه شما ثبت باشد، تمام كوششهاي شما جهت بدست آوردن ثروت ، قدرت ، شجاعت، و ... بي فايده است،
چرا كه اين پيامها چه بخواهيد و چه نخواهيد ، صد در صد توسط ناخودآگاه شما اجرا          مي شود.مثلا وقتي مي گوييد ‹‹ من هميشه شكست مي خورم ›› با اينكه اين جمله احتمالا درست نيست ، اما ضمير ناخودآگاه آن را اجرا كرده و هر روز بر تعداد شكست هايتان مي افزايد.
پس تنها راه رهايي از ناكامي و رسيدن به هدف ها ، برنامه ريزي ناخودآگاه براي موفقيت است.
عجله و نگراني در مسائل ، حل آنها را به تاخير مي اندازد.
نكته مهمي كه بايد مدنظر قرار گيرد ، اين است كه راه حل ، هميشه آشكار و مستقيم بيان نمي شود ، بلكه به شيوه هاي مختلفي به خودآگاه منتقل مي شود . امكان دارد جوابتان را توسط راننده تاكسي ، يك دوست و يا در مجلات ، تلويزيون و ... بيابيد .
هر چه به حل شدن مساله توسط ناخودآگاه مطمئن باشيد ، سريع تر حل مي شود. به قول معروف :    ‹‹ عاقبت جوينده ، يابنده است.››
2- هر گاه بين ضمير خودآگاه و ناخودآگاه اختلافي پديد آيد، هميشه ناخودآگاه برنده است.
چرا كه قدرت اجرايي در دست ضمير ناخودآگاه است.بهمين دليل است كه بعضي اوقات با اينكه در انجام كاري مصمم هستيد ،اما به دلايلي موفق به انجام آن نمي شويد.
علت اين است كه درحال اول ترس موجود در ضمير ناخودآگاه مانع از موفقيت شما مي شود.
نكته مهمي كه بايد به آن اشاره شود، اين است كه روش بكارگيري اين قدرت عظيم دروني بسيار ساده است، وقت و هزينه اي از شما نمي گيرد و به سن ، مدرك و جنسيت بستگي ندارد، اما در عين حال بسيار قدرتمند است.
سادگي اين اصول ممكن است باعث خنده و تمسخر برخي از افراد شود ؛ اما بدانيد كساني كه آن را به تمسخر مي گيرند، به موفقيت نمي رسند ، بنابراين به سخن دلسردكننده آنان كوچكترين توجهي نكنيد و مراقب باشيد فريب نخوريد و از به كار بستن اين اصول منصرف نشويد.
بدانيد كه سادگي هر چيز دليل بر كم اهميتي و بي تاثيري آن نيست ، بعنوان مثال استفاده از تلويزيون كامپيوتر و ... كه تكنولوژي بسيار بالايي دارند ، بسيار آسان است.
من مطمئن هستم كه با عمل و اجراي دقيق اين اصول كه كليد موفقيت است، درهاي موفقت را يكي پس از ديگري مي گشاييد.

 


منابع :


 
طراحی سایت : سایت سازان