میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

پایان نامه آنـاتـومـي


کد محصول : 10001686 نوع فایل : word تعداد صفحات : 80 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 385

فهرست مطالب و صفحات نخست


آنـاتـومـي

* در تعريف جامعه شناسي گفته شده است كه جامعه از يك عده افراد تشكيل شده است.
- اين جمله يكي از صدها تعريف در مورد جامعه شناسي است.
- اين تعريف افراد را سازنده جامعه معرفي مي كند.
* كه براي ارضاي نيازهايشان با هم روابط اجتماعي دارند.
- افراد داراي نيازهاي مختلف و متنوعي هستند.
- به اين نيازها بايد پاسخ داده شود.
- افراد از طريق ارتباط با ديگران مي توانند به اين نيازها پاسخ دهند.
- اين ارتباط با ديگران همان روابط اجتماعي است.
* منظور از روابط اجتماعي بنابراين كمك انسان ها به يكديگر براي ارضاي نياز است. (حداقل در بدو پيدايش اقوام اوليه)
- انسان ها به يكديگر براي ارضاي نيازهاي خود كمك مي كنند.
- اين كمك و همياري از طريق روابط اجتماعي صورت مي گيرد.
- روابط اجتماعي فقط بر اساس نياز انسان ها به يكديگر است.
* در اين تعريف هدف انسان ها نياز است و روابط اجتماعي وسيلـه.
- هدف اوليه انسان ها رفع نيازهاي خود است.
- كه آن را به وسيله رابطه با ديگران انجام مي دهند.
- بنابراين از روابط اجتماعي (با ديگران) به عنوان وسيله كه آن ها را به هدف خود مي رساند، نگاه مي كنند.
* بر اساس دسته بندي ماسلو، يكي از نيازهاي اساسي و فطري انسان ها نياز به روابط اجتماعي و محبت است.
- طبق طبقه بندي كه ماسلو كرده است.
- انسان ها داراي نيازهاي اساسي و فطري مي باشند.
- كه از جمله آن ها نياز به روابط اجتماعي (داشتن رابطه با ديگران) و مهر و محبت است.
- در نتيجه انسان يك موجود اجتماعي است و براي زنده بودن به رابطه با ديگران
نيازمند است.
* بدين ترتيب روابط اجتماعي هم يك نياز فطري و لذا هدف است و هم وسيله اي براي ارضاي نيازهاي ديگر.
-  با اين تعاريف روابط اجتماعي دو معني پيدا مي كند.
- امري فطري و ذاتي كه بستر به آن نيازمند است.
- چون روابط اجتماعي امري فطري پس رسيدن به آن يك هدف تلقي مي گردد.
- در مقابل انسان ها مجبور هستند كه براي رفع نيازهاي خود از روابط اجتماعي سود بردند.
- زيرا انسان ذاتاً داراي نيازهايي نيز مي باشد كه بايد آن ها را برطرف كند.
- در نتيجه روابط اجتماعي شكل يك وسيله را نيز به خود مي گيرند.
* و يكي از جالبترين نكات در نظام آفرينش اين است كه سيستم زندگي اجتماعي انسان ها و تشكيل جامعه را در فطرت آن ها نهاده است.
- ميل به تشكيل جامعه و روابط اجتماعي در فطرت انسان ها وجود دارد.
- و اين امري است كه ازلي.
- يعني برنامه و هدف آفريدگار اين گونه بوده است كه انسان ها به تشكيل جامعه ميل ورغبت داشته باشند.
* به طوري كه انسان بدون اين روابط اجتماعي قادر به زيستن نيست.
- بنابراين انسان روابط اجتماعي را برقرار مي سازد و از آن بهره مي برد.
- زيرا بدون داشتن اين روابط قادر نخواهد بود كه زندگي خود را كه ذاتاً اجتماعي
ادامه دهد.
* اهميت خاص روابط اجتماعي در دو بعد است: 1- امتياز  2- وسيله ارضاي نياز
- در نتيجه روابط اجتماعي دو ويژگي پيدا مي كنند.
- اولي نيازي فطري و ذاتي است كه انسان آن را هدف خود مي داند و براي برقراري آن تلاش مي كند.
- دومي رفع نيازهايي است كه براي تداوم حيات او ضروري است و او تنها از طريق روابط اجتماعي است كه مي تواند اين نيازها را برطرف كند. (وسيله)
 
* از اينجاست كه دانشمندان به روابط اجتماعي به عنوان يك واقعيت مهم و مستقل مي نگرند.
- از زماني كه مشخص مي شود روابط اجتماعي به جايگاهي در زندگي انسان دارند.
- روابط اجتماعي را به عنوان امري مهم و يك واقعيت مستقل مورد برسي قرار مي دهند. (رشته جامعه شناسي)
* به طور مشخص منظور از روابط اجتماعي «ارتباط و وابستگي متقابل انسان ها و جهت گيري رفتاري آن هاست».
- منظور از روابط اجتماعي انسان ها به اخص اين مي باشد كه.
- ارتباط و پيوستگي و وابستگي كه آن ها به يكديگر دارند چگونه است.
- و الگوي كه بر اساس آن رفتار خود را انجام مي دهند، چيست؟
* با افزايش جمعيت و پيچيدگي روابط و با گسترش گروه هاي اجتماعي، روابط انسان ها در يك مسير نخواهد بود.
- روابط اجتماعي ميان انسان ها يك مسير مشخص و معلوم را طي نمي كند.
- اين روابط به عواملي گوناگوني از جمله افزايش جمعيت  پيچيدگي روابط و گسترش گروه هاي اجتماعي بستگي دارند.
- هر يك از اين روابط ذكر شده مي تواند به سهم خود دگرگوني هايي را در روابط اجتماعي افراد پديد آورد.
* روابط اجتماعي ممكن است از حالت هم سويي و كمك متقابل خارج شد و گاه حتي به دشمن تهديل گردد.
- دگرگوني هايي كه در روابط اجتماعي پديد مي آيد.
- متن آن ها را از حالت كمك متقابل كه هدف از برپايي روابط اجتماعي است،
خارج سازد.
-  و حتي در مواردي آن را به حالت خصمانه و دشمني بكشاند.
-  لذا مفهوم روابط اجتماعي براي يك جامعه شناس فراتر از حد كمك متقابل مي رود.
- در اثر تغييراتي كه در روابط اجتماعي پديد مي آيد.
- جامعه شناس مفهوم بيشتري از روابط اجتماعي به معني كمك متقابل مي رود.
- جامعه شناس مفهوم بيشتري از روابط اجتماعي به معني كمك متقابل درك مي كند.
* و دشمني ها و جنگ ها را به همان اندازه مورد بررسي قرار مي دهد كه دوستي يا عشق ورزيدن را يا روابط اقتصادي انسان ها را.
- با توجه به دگرگوني هايي كه در روابط اجتماعي روي مي دهد به طور پيوسته.
- يك جامعه شناس به همان اندازه به جنگ و دشمني توجه دارد كه به عشق ورزيدن و يا دوست داشتن.
- او حتي روابط اقتصادي ميان انسان ها را نيز بر اساس همين كمك متقابل مي بينند و ارزيابي مي كند.
* ماكس وبر به جهت گيري رفتاري در روابط اجتماعي به عنوان يك پديده ي مورد بررسي توجه مي كند.
- بر اساس دگرگوني هاي روي داده در روابط اجتماعي.
- ماكس وبر (جامعه شناس صاحب نظر) به چگونگي رفتارها و جهت گيريي كه انسان ها در روابط اجتماعي انجام مي دهند.
- به عنوان يك پديده، آن را مورد توجه قرار مي دهند و در مورد آن بررسي مي نمايد.
* يكي از نكات مورد بررسي در روابط اجتماعي، نوع ساخت روابط انسان ها با هم و قانونمندي حاكم بر آن است.
- چگونگي تشكيل رابطه ها ميان انسان ها.
- و قواعد و احكام و قوانين كه بين آن ها براي انجام روابط اجتماعي وجود دارد.
- يكي از مسائل مورد بررسي در رابطه با روابط اجتماعي انسان هاست.
* براي مثال مي توان روابط افقي (شرايط يكسان) و روابط عمودي (رئيس و زيردست) و تغييرات رفتار انسان در هر نوع از اين روابط را تصور كرد.
- روابط افقي، روابطي هستند كه در آن افراد در شرايط يكساني قرار دارند و بنابراين نسبت به يكديگر احساس حسد و رشك ندارند.
- در حالي كه در روابط عمودي اين قضيه كاملاً برعكس است.
- براي درك تغيير روابط اجتماعي، نحوه رفتار انسان در هويت از اين دو نوع را
خواهيم ديد.
* اگر مدل ساده افقي از روابط اجتماعي را با تعداد كمي از افراد (2 يا 3 نفر از افراد هم پايه) در نظر بگيريم، روابط اجتماعي اين افراد نسبتاً واضح و راحت انجام مي گيرد.
- در مدل افقي از روابط اجتماعي، زماني كه افراد هم پايه و اندك هستند.
- رابطه اين افراد واضح و ساده روي مي دهد.
* هر يك از آن ها وظيفه اي را به عهده مي گيرد و از اين طريق سريع تر به اهداف و نيازهاي خود مي رسند.
- در اين مدل هر كدام از اين افراد وظيفه را بر عهده مي گيدر.
- با اين كار، عملاً وظايف تقسيم مي شوند و هر فرد نقش خود را مي داند.
- و از همين طريق نيز سريع تر به نيازهاي خود مي رسند و آن ها را رفع مي كنند.
* اما هر چه تعداد افراد بيشتر شود، پيچيدگي روابط و مشكلات مربوط به آن بيشتر مي شود.
- به هر اندازه كه به تعداد افراد در اين مدل از روابط اجتماعي افزوده گردد.
- پيچيدگي هاي اين مدل نيز افزايش مي يابد و مشكلات بيشتري پيش مي آيد.
- زيرا با افزايش تعداد امضاء بر عهده گرفتن وظايف پيچيده تر مي شود.
- و اين خود به افزايش مشكلات دامن مي زند.
 
* روابط همواره همسو و د يك مسير نيستند.
- روابط اجتماعي گاهي در خلاف جهت كمك متقابل پيش مي رود.
- و مسير يكنواختي را طي نمي كنند.
* گاه ممكن است روابط دو يا چند نفر و يا دو گروه از انسان ها بسيار خصمانه يا دوستانه باشد.
- روابط ميان دو نفر يا دو گروه همواره يكسان نيست.
- اين روابط ممكن است بسيار خصمانه باشد.
- اين روابط م تواند رنگ دوستانه نيز به خود بگيرد.
* لذا بسيار قابل مطالعه خواهد بود كه در اين مواقع نوع ساخت و كاركرد روابط چگونه
خواهد بود.
- بنابراين آن چه در بين گروه ها در مواقع خصمت يا دشمني روي مي دهد.
- از لحاظ نوع رفتار كه روي مي دهد.
- چگونگي تشكيل آن رفتار.
- و نحوه تأثيرگذاري آن رفتار قابل بررسي است.
* بسياري از مسائل جامعه ما از ساخت روابط اجتماعي سرچشمه مي گيرد.
- روابط اجتماعي داراي ساختار و چگونگي شكل گيري مي باشند.
- اين ساختار سر منشأ بسياري از مسائل جامعه است.
- و به آ نها سمت و جهت مي دهد.
* هر جا كه اين ساختار عمودي باشد، عده اي كه در بالا هستند احساس فقر و قدرت مي كنند.
- مدل روابط اجتماعي ممكن به صورت عمودي نيز باشد.
- در اين صورت افرادي ديگر در يك راستا و هم شأن و هم پايه نيستند.
- و به همين دليل نسبت با يكديگر احساس قدرت مي كند.
- در اين مدل عده اي از افراد در رأس و ديگر پايين تر از آن ها قرار مي گيرند.
* اين افراد مايلند فقط به ديگران دستور بدهند و ديگران به دستورات آن ها عمل نمايند.
- افرادي كه در مدل عمودي در رأس قرار مي گيرند.
- خود را داراي قدرت امر و نهي مي دانند.
- به همين دليل به ديگران دستور داده و خواهان اجراي آن نيز مي باشند.
* آن ها بر اين عادت ندارند و هر جا با خلاف اين عادت و عدم پيروي از دستور مواجه شوند، سخت برآشفته مي شوند.
- افرادي كه در مدل عمودي در رتبه هاي بالا هستند.
- با دستور دادن و اطاعت شدن آن از طرف زير دست ها عادت ندارند.
- براي همين هرگاه با خلاف اين امر رو به رو شوند.
- خشمگين شده و به شدت با عدم اجراي دستور خود برخورد مي كنند.
* در مقابل، افرادي كه در پايين قرار دارند، احساس حقارت و شكست مي كنند.
- بالعكس، در مدل عمودي افرادي كه در پايين قرار مي گيرند.
- خود را شكست خورده و وادار تصور مي كنند.
* در روابط اجتماعي چنين اجتماعي، زيردستان هر چند به ظاهر بله قربان مي گويند و خود را مطلع نشان مي دهند، اما در باطن به تدريج تنفر و انزجار شخص مافوق را در دل مي پرورانند.
- در روابط اجتماعي گروه هايي با مدل اجتماعي عمودي.
- افرادي كه در پايين دست قرار مي گيرند، ظاهراً مطيع و فرمان بردار هستند.
- اما به تدريج خصومت و دشمني خود را عليه فرمان دارندخود پرورش مي دهند.
- اين انزجار دروني بوده و كمتر به مي آيد.
* از آن جا كه اين تنفر، عموماً در ظاهر اصلاً بروز نمي كند، در هنگام مناسب اين تنفر انباشته شده، مانند بشكه باروت منفجر مي شود.
- تنفر گواه پايين دست نسبت به ارباب خود
- معمولاً صورت ظاهري به خود نمي گيرد و نهايان نمي شود.
- اما همين كه به مرحله اي رسيد كه توانايي لازم را براي ؟؟ داشته باشد.
- همچون بشكه باروتي منفجر مي شود و تنفر دروني خود را شكل بيروني مي دهد.
* مافوق كه اصلاً انتظار چنين عكس العملي را از جانب افرادي كه به خيال خود چقدر خوب مانند به آن ها گروه است، كاملاً مبهودت و متحير خواهد شد.
- با شكل گرفتن انزجار طبق پايين دست
- افراد طبعاً بالا كه هيچ گاه كرده اند، زيردست آن ها در فكر چنين عملي باشند.
- و حتي خود شخص تلقي مي كرده اند كه خوبي نيز به آن ها كرده است.
- نمي توانند عمل زير دستان خود را هضم كنند و از آن به شگفت مي آيند.
* در روابط اجتماعي افقي، افراد يك گروه يا جامعه به يكديگر علاقه قلبي پيدا مي كنند.
- در جامعه يا گروهي كه روابط اجتماعي از نوع افقي است.
- يعني در آن افراد در يك رديف قرار دارند.
- افراد نسبت به يكديگر داراي تعامل از نوع عاطفي مثبت هستند.
* و بدون چشم داشت هاي مادي، با جان و دل در جهت رسيدن به هدف جامعه و گروه
مي كوشند.
- در اين نوع گروه، به دليل هم رتبه بودن افراد
- هيچ از آن ها چشم داشت مالي و سود جويانه ندارد.
- و هر يك تمام تلاش خود را خواهد كرد تا تمام افراد گروه يا جمعه به هدف خود برسند.
- يعني در اين گروه وظايف مشخص شده و هارمني از لحاظ انجام وظايف وجود ندارد.
* از همين قانونمندي ابتدايي روشن مي شود كه در يك جامعه ايده آل روابط اجتماعي، بيشتر از نوع دوم است.
- با توجه به آن چه در مورد روابط اجتماعي در گروه هاي افقي گفته شد.
- به روشني پيداست يك جامعه ايده آل داراي روابط اجتماعي افق است.
- كه افراد در آن به روشني وظايف خود را شناخته.
- و براي دست يابي به آن تمام تلاش خود را مي كنند.
* اين نوع نظام را ما (ايران) در هنگام انقلاب و جنگ در بيشتر شئون جامعه داشتيم.
- نظام اجتماعي افقي، نظامي بوده است كه مردم ايران تجربه آن را داشته اند.
- زيرا در كمتر از يك دهه با استفاده از همين نظام توانسته اند، جايگاه خود را ثبت كنند.
- براي همين نيز به خوبي براي آن مثال هايي دارند.
* اگر به اختلاف خود نگاه كنيم در هر اداره اي كه رئيس با كارمندان رفتاري صميمانه و قلبي دارد و به آن ها بي جهت تحكم نمي كنند.
- نمونه ديگر آن رئيسي است كه در اداره خود با كارمندان خود روابط عادي دارد.
- در هيچ شرايطي نيست به آن ها حكم هاي گمراه نمي كند.
- و همواره رابطه صميمي و قلبي خود را با آن ها حفظ مي كند.
* همه با اكثريت كارمندان او را دوست دارند و در هنگام كنار گذاشتن يا رفتن اين رئيس، كارمندان غم و نارضايتي خود را با احساسات زيادي ابراز مي دارند.
- كارمندان او نيز نسبت به او احساس احترام و صميميت مي كنند.
- و اگر اين رئيس بخواهد از بين آن برداشته شود.
- آن ها نارضايتي خود را اعلام مي دارند و نسبت به او احساسات خود را ابراز مي كنند.
* در جبهه هاي جنگ  رئيس بود.
- در جبه هاي جنگ تحميلي نيز روابط از همين گونه بود.
- يعني روابط از نوع صميمي و قلبي محسوب مي شد.
* رزمندگان و فرماندگان با هر علت رابطه برادرانه داشتند و همه در راه خدا جان خود را فدا
مي كردند و عموماً هر يك مايل بود كه خود را زودتر از ديگري فدا كند.
- روابط سربازان با فرمانده ها از دو راه دو برادر با يكديگر بود.
- در يك در راه جهاد و شهادت خود را زودتر از ديگري فدا مي كرد.
- و عموماً براي فداكاري و جانبازي ها را زودتر از ديگران مقدم مي داشتند.
* اگر بخواهيم چنين جامعه اي را به اضمحلال بكشانيم، بايد كوشش كنيم كه روابط اجتماعي درون آن را به نوع اول تبديل كنيم.
- براي نابود كردن جامعه با روابط اجتماعي افقي
- بايد تلاش كرد كه روابط اجتماعي آن را كه از نوع اول است.
- به روابط اجتماعي نوع دوم يعني روابط اجتماعي عمودي تبديل كرد.
* براي اين كار كافي است ارزش هاي مادي را وارد يك جامعه شود و مردم بر اساس اين
ارزش هاي مادي طبقه بندي شود.
- براي تبديل روابط اجتماعي افقي به روابط اجتماعي عمودي
- بايد ارزش هاي مادي را جانشين ارزش هاي معنوي كرد.
- يعني برادري، برابري، همكاري و ... را كنار نهاد و پول و ارزش هاي وابسته به آن را وارد جامعه كرد.
- سپس به جاي قرار دادن افراد در كنار يك ديگر و هم رتبه.
- آن ها را در طبقه بندي داراي افراد والا و پس از نظر مادي قرار داد.
* در نتيجه آن ها خود را بر اساس اين درجات با يكديگر مقايسه مي كنند.
- در اين حالت افراد خود را بر اساس ارزش هاي مادي مقايسه مي كنند.
- و در طبقه عمودي خود را بر اساس آن قرار مي دهد.
* هر يك احساس محروميتي نسبي به دست مي‌آورند و در پي اين فرآيند عملاً با هم به رقابت انداخته مي شوند.
- با طبقه بندي بر اساس ارزش هاي مادي و در نظر گرفتن جايگاه خود.
- هر فرد نسبت به كسي كه در بالاتر از خود در طبقه قرار دارد احساس محروميت مي كند.
- و با به وجود آمدن چنين محروميتي كه در نتيجه ي ارزش هاي مادي است.
- افراد براي به دست آوردن جايگاه هاي بالاتر به يكديگر به رقابت بر مي خيزند.
* طولي نخواهد كشيد كه ارزش هاي ايثار و فداكاري براي جمع، جاي خود را به فردگرايي، جستجوي نفع فردي، خودخواهي و ... مي دهد.
- با استوار گرديدن طبقه بندي بر اساس ارزش هاي مادي
- صفاتي كه در روابط اجتماعي افقي مورد تحسين بود نظير فداكاري و ...
- جاي خود را به نفع پرستي، خودخواهي و ديگر صفاتي مي دهد كه نتيجه برقراري
ارزش هاي مادي است.
* در اين زمينه مي توان به تحقيقات لولر و يون اشاره كرد كه آن ها به اثبات رسانده اند كه هر چه روابط در درون يك گروه افقي مي باشد، همبستگي بين آن گروه بيشتر مي گردد.
- هر چه روابط اجتماعي درون گروهي بيشتر به سمت افقي بودن پيش برود.
- يعني برابري و مساوات در انجام وظايف و نقش ها يكسان باشد.
- همبستگي و پيوستگي در درون آن گروه بيشتر خواهد بود.
- اين امر را تحقيقات لولر و يون نيز تصديق مي كند.
* مشخص است كه درجه دادن و اين روابط عمومي چه تأثيري بر روي همبستگي و پايبندي خواهد داشت.
- طبقه بندي افراد بر اساس روابط اجتماعي عمودي نتيجه اي بالعكس دارد.
- يعني به پيشرفت روابط به سوي روابط اجتماعي عمودي
- همبستگي و پايبندي افراد به يكديگر كاهش مي يابد.
- اين كاهش در نتيجه افزايش ارزش هاي مادي است.
* فرمول ميزان روابط بين افراد 
- در اين فرمول فرض اين است كه تمام افراد با يكديگر رابطه دارند.
* روابط اجتماعي پيچيده بين تعداد بسيار زيادي از انسان ها، انواع مسائل را ايجاد مي كند.
- با افزايش تعداد انسان ها در يك جامعه يا گروه
- روابط اجتماعي  بين آن ها نيز پيچيده تر مي گردد.
- و اين پيچيدگي تأثير خود را در ايجاد مسائل افزودني تري آشكار مي كند.
- خصوصاً وقتي افراد از نقاط مختلف، با زبان ها، رفتارها، نيازها و شيوه هاي ارضي نياز گوناگون به شهر مانند تهران (با 49999995000000 رابطه) مي آيند.
- پيدا شدن مسائل اجتماعي با افزايش روابط زماني بيش تر جلوه مي كنند كه.
- افرادي با زبان هاي تكلمي خاص خود، فرهنگ و ادب خاص خود از شيوه هاي عمل خاص خودو ...
- به شهري مانند تهران به خود داراي گسترده عظيمي از روابط است، قدم بگذارد.
* اگر اين روابط داراي نظم، قاعده و قانومندي نباشد، چه مي شود؟
- اگر روابط اجتماعي با چنين گستردگي داراي قانون نباشد.
- و نظم و قاعده اي براي برخورد با آن ها وجود نداشته باشد.
- چه پيش خواهد آمد؟
* آيا انسان ها مي توانند از طريق اين روابط اجتماعي پيچيده و آشفته، نيازهايشان را بهتر
ارضاء كنند؟
- در چنين شرايطي و با وجود اين روابط گسترده و بسيار انبوه.
- آيا انسان ها مي توانند كه نيازهايشان را برطرف سازند؟
- يعني مي توانند روابط اجتماعي خود را كه وسيله اي براي ارضاي نيازهاي خود است، برقرار سازند.
 
* اگر روابط اجتماعي داراي نظم و قانونمندي و به اصطلاح شفاف نباشد.
- روابط اجتماعي بايد داراي ساز و كاري براي اجرا باشد.
- و اين ساز و كارها به طور واضح و مشخص معلوم گرديده باشد.
* نه فقط وسيله ارضاء نيست، بلكه مانعي است اساسي در جهت ارضاء نيازها.
- در غير اين صورت معين و معلوم نبودن روابط اجتماعي و نحوه عمل به آنها.
- روابط اجتماعي كه خود وسيله اي براي ارضاء نيازهاست.
- به مانع و سدي تبديل مي شود كه دست يابي به اهداف (رفع نيازها را) دچار وقفه
مي كند.
* شدت روابط بين اعضاء يك جامعه حائز اهميت است.
- سومين عامل موثر در روابط اجتماعي ميان اعضاء يك جامعه.
- شدت روابط اجتماعي است كه در ميان آن ها وجود دارد.
* منظور از شدت روابط احساس دوري و نزديكي افراد نسبت به هم يا احساس پيوند قوي در روابط بين افراد است.
- شدت روابط اجتماعي ميان افراد جامعه به سه بخش تقسيم مي شود.
- يك بخش آن احساس نزديكي است كه افراد در روابط با يكديگر دارا مي باشند.
- و بخش ديگر آن احساس دوري است كه آن ها در ارتباط با يكديگر حس مي كنند.
- و بخش سوم آن احساس پيوند قوي است كه آن ها ممكن است در روابط اجتماعي با يكديگر داشته باشد.
* دوركهايم از اولين كساني بود كه به اهميت شدت روابط تأكيد داشت.
- اميل دوركهايم (جامعه شناس فرانسوي) از اولين كساني مي باشد كه.
- شدت روابط اجتماعي ميان افراد را مورد توجه خود قرار داد.
* او در پي بررسي علل خودكشي، به اين نتيجه رسيد كه هر چه شدت روابط بين افراد يك گروه بيشتر باشد، احتمال خودكشي كمتر است.
- يكي از مسائلي كه دوركهايم در مورد آن تحقيق مي كرد، خودكشي بود.
- در بررسي همين موضوع رو به رابطه شدت روابط اجتماعي و خودكشي پي برد.
- و اعلام كرد كه هر چه شدت روابط اجتماعي ميان افراد گروه بيشتر باشد.
- به همان ميزان، احساس خودكشي كاهش خواهد يافت.
* در نتيجه بين كاتوليك ها با اعتقادات و پيوندهاي مذهبي بيشتر، خودكشي بسيار كمتر بود.
- در بين فرقه هاي مسيحيت، كاتوليك ها نسبت به پروحستات ها يا ارتدوكس ها
- داراي شدت روابط اجتماعي و اعتقادات و پيوندهاي مذهبي بيشتري بودند.
- در نتيجه در ميان آن ها، ميزان خودكشي بسيار كمتر بود.
* لاسترو آكاده در بررسي خود درباره رابطه خودكشي و نوع مذهب نشان مي دهند كه گرايش به خودكشي در دانشجويان مسلمان كمتر از دانشجويان غيرمسلمان است.
- اين دو جامعه شناس (لاسترو اكاده) در بررسي خود رابطه خودكشي و مذهب را نشان
مي دهند.
- و نتيجه گيري مي كنند كه
- خودكشي در ميان دانشجويان مسلمان كه داراي پيوندها و روابط اجتماعي قويي هستند.
- نسبت به غيرمسلمانان كه فاقد چنين روابط محكمي مي باشند.
- داراي ميزان كمتري است.
* دو پژوهش گر ديگر به نام پسكوسوليد و گئورگيانا فرضيه دوركيم مبني بر رابطه مستقيم و معكوس بين پيوند روابط اجتماعي مذهبي و خودكشي را تغيير مي دهند.
- فرضيه دوركيم مبني بر رابطه مستقيم يا معكوس بين روابط اجتماعي و مذهبي و خودكشي.
- توسط اين دو پژوهشگر تغييراتي مي يابد.
- بنابر فرضيه دوركيم ميزان خودكشي با افزايش روابط اجتماعي مذهبي كاهش و با كاهش آن افزايش مي يابد.
*و بر اساس داده هاي آماري، در تصويري بسيار زيبا نشان مي دهند كه رابطه پيوندهاي شبكه روابط اجتماعي با خودكشي به شكل يك منحني U مي باشد.
- اين دو بررسي هاي خود را بر روي داده هاي آماري متمركز كردند.
- و با تحليل اين داده ها و انتقال آن بر روي تصوير نشان مي دهند كه.
- رابطه پيوندهاي شبكه روابط اجتماعي و خودكشي، به شكل U مي باشد.
- منظور پيوندهاي شبكه روابط اجتماعي، مجموعه ارتباطي است كه ما ديگران براي رفع نيازهاي خود انجام مي دهيم و احساساتي را كه نسبت به آن داريم.
* در اين تصوير با دو شرط نرخ خودكشي افزايش مي يابد.
 


منابع :


دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان