میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

جزوه روانشنانسي بازي كودك


کد محصول : 10001687 نوع فایل : word تعداد صفحات : 49 صفحه قیمت محصول : 5000 تومان تعداد بازدید 177

فهرست مطالب و صفحات نخست


جزوه روانشنانسي بازي كودك

فهرست مطالب
عنوان     صفحه
تاريخچه     1
تعريف بازي و نظريه هاي تعريف بازي    2
فايده و اهميت بازي    12
انواع بازي    17
عوامل موثر در بازي    26
نظريه هاي آموزشي و بازي    36
تاثير بازي در رشد ذهني كودك     48
فهرست منابع فارسي     52
 
بازي زندگي كودك نيست ، اما تمام زندگي كودك بازي است
تاريخچه بازي:
شروع بازي را مي توان به گذشته هاي دور، حتي از بدو پيدايش انسان نسبت داد. در حقيقت بازي جزئي از زندگي انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است و در كل تاريخچه بشريت مندرج است.
انسان از نظر فيزيولوژيكي نياز به جنبش و حركت دارد و براي رشد ذهني و اجتماعي خود نياز به تفكر دارد و بازي خمير مايه تفكر است.
تشكيل اجتماعات اوليه بشري نحوه و شكل  جديدي از بازي را پديد آورد و بازي هاي گروهي به صورت نمايشي از عبادت ارواح و پرستش اشيائ گرفته تا رقص شكار و رقص جنگ، مجموعه اي از راههاي بر آوردن نيازهاي جمساني و ذهني افراد را به بازي فراهم آورد.
در ابتدا بازيچه بشر، مواد و اشياء خام و طبيعي به دست آمده از طبيعت بود، قطعه اي سنگ، به دست گرفتن آن ، حركت دادن آن و سرانجام غلتاندن يا پرتاب آن همه نوعي بازي محسوب مي شوند. رشد ذهني يا اجتماعي انسان و تسلط پيش روندة او بر طبيعت امكان دست كاري در اشياء طبيعي را به  وجود آورد و از اين زمان اشياء به خواست انسان تغيير شكل داده شده تا بتواند انديشة او را در شكل دهي به بازي غناي بيشتري بخشند روح  او را راضي تر گردانند.
حجاري هاي روي ديوارة غارها و تشابه آنها با مواد مورد نياز بازي به برداشت ما از قدمت بازي ارزش بيشتري خواهد بخشيد.
انواع  زبان در جهت انتقال انديشه ها و تشكيل  جوامع بزرگ تر بشري به علت آسان تر شدن راه تبادل اطلاعات ، بدعت جديدتري در بازي به وجود آورد. در واقع اين دوران آغازگر  در بازي هاي  خلاقانه تري است كه نياز به استفاده از زبانو كلمات براي انجام آنها ضروري بود.
تعريف بازي
 بازي نيز همسان با ساير پديده ها ابعاد جنبه هاي وسيعي را در برمي گيرد. گوناگوني اين ابعاد باعث شده تا تعريف هاي زيادي از بازي ارائه گردد.
در فرهنگ بزرگ « وبستر » بازي به صورتهاي زير تعريف شده است.
الف: حركت، جنبش ، و فعاليت و مثابه حركت عضلات
ب: آزادي يا محدوده اي براي حركت يا جنبش
ج: فعاليت ياتمرين براي سرگرمي به تفريح يا ورزش
ورزش در  فرهنگ « وبستر» به معني هرگونه فعاليت يا تخريبي كه باعث لذت، سرگرمي، تفريح با اشتغال باشد تعريف شده است.
مقايسه دو تعريف مذكور به اين استنتاج منجر ميگردد كه « بازي» و « ورزش» در حقيقت دوكلمه قابل تبديل به يكديگر بوده و تفاوتي چندان با هم ندارند. آنچه كه در تعريف ورزش اضافه گرديده، رعايت برخي از سنن و يا قوانين مقرره است كه اين موضوع در بازي نيز صادق مي باشد. يعني انجام هر بازي احتمالاً مستلزم رعايت مجموعه اي از قوانين و سنن است ، به طور مثال، در هنگام بازي كودكاني در سنين بالاتر كه براي توجيه اعمال خود با اشياء و يا موجودات واقعي يا خيالي از كلام استفاده مي كنند رعايت مقررات به وضوح قابل مشاهده است اما در بازيهاي انفرادي كه بازيگر در خود فرو مي رود و كلامي از او در توجيه اعمالش شنيده نمي شود، چگونه حركات او مبين رعايت برخي از مقررات مدون است كه اين امر به ويژه در هنگام تقسيم بندي بازيها به عنوان يكي از معيارهاي متمايز كنندة بازيهاي سرگرم كننده و بازيهاي بدني از ساير بازيها  موردنظر قرار گرفته است.
در حقيقت نگرش به بازي به عنوان نوعي از فعاليتهاي بدني و عضلاني باعث پديد آمدن نظرياتي چند از جمله «اسپنسو» بازي را انگيزه مصرف بي هدف انرژي زيادي بدن مي داند و با بسط نظريه خود استفاده از تمثيلي حيواني مي گويد:
 بازي يك تقليد عادي از انواع فعاليتهايي است كه يك اندام براي ادامه حيات خود مجبور است آنها را انجام دهد مثلا با ديدن بچه گربه اي كه به دنبال توپ پنبه اي مي گردد و آن را مي غلتاند« براي آن كمين مي كند و سپس روي آن مي جهد متوجه مي شويم كه تمام اين فعاليتها ( ورزش) نمايشي از تعقيب شكار مي باشد. رضايت خيالي از ارضاء غرايز كشتاري كه امكان ارضاء واقعي آنها ميسر نيست.
ديدگاه « اسپنسر» در زمينه بازي انعكاسي از عقيده طرفداران « نظريه انرژي مازادي» است كه عقيده دارند بدن مقداري انرژي دارد كه آن را به صورت فعاليتهاي هدف دار يعني«كار» يا فعاليتهاي بدون هدف يعني « بازي» مصرف مي كند.
جالب آنكه بازي در هر يكي از نظريه ها جنبه اي خاص و گوناگون و حتي در بعضي مواقع تضاد به خود مي گيرد به طور مثال در حاليكه اسپنسر و طرفداران او از نظريه انرژي مازاد دفاع مي كنند گروهي ديگر از نظريه رفع خستگي يا نظرية تفريحات را مطرح مي كنندو در اين ميان « لازاروس» با تكميل اين نظريه ميگويد: از آن رو كه انجام كار يا فعاليت نياز زيادي به مصرف انرژي دارد لذا انسان بايد درمقابل مصرف انرژي لازمه مقداري استراحت محدود يا خستگي خود را از تن در كند او عقيده دارد كه جبران انرژي مصرفي يا خستگي در كردن صرفاً از طريق استراحت ميسر نمي شود، بلكه اين براي جبران انرژي بايد از نيروهاي ديگري كه در كار مورد استفاده قرار نمي گيرند استفاده كرد و اين نيروها در بازي متمركز مي باشند.
در واقع اگر چه دو نظريه بالا در ظاهر با هم متضاد هستند اما نكاتي مشترك نيز با هم دارند. هر دو نظريه اعتقاد به تحرك و فعاليت دارند، هر دو بازي را براي سلامت جسم ضروري مي دانند و از طرفي تلويحاً هدف دار بودن بازي را قبول دارند. تفريح و سرگرمي از ديگر وجوه مشترك ميان اين دو نظريه است و هر دو مي پذيرند كه تفريح يا سرگرمي كيفيتي است كه در هر بازي وجود دارد كه در اين رابطه « ليبرمن» پنج ويژگي براي تفريح بازي قائل است كه عبارتند : ويژگي جسماني، اجتماعي، ادراكي، تفريحي و سرگرم كننده، لذا بايد سعي نمود تا بازيهاي كودكان حتي الامكان تمامي خصوصيات مذكور را در برداشته باشد.
در اين اواخر « پاتريك» با توجه به ساخت جوامع صنعتي و پيشرفته نظريه قديمي بازي را مبني بر اينكه : « بازي براي تخفيف خستگي ناشي از كار لازم است» را مطرح نموده است.
نظريه تنش زدايي
براساس نظريه تنش زدايي انرژي مصرف شده از راه بازي تامين مي شود. اين نظريه بر اين باور است كه بدن بعد از مدتي فعاليت خسته مي شود و براي رفع خستگي بايد فعاليتي تنش زا ( بازي )را انجام دهد، لذا زمان بازي هنگامي فرا مي‌رسد كه انرژي بدن در حداقل خود باشد، نه زماني كه بدن انرژي بيش از حد خود را داشته باشد در اين نظريه نوع بازي چندان مهم نيست بلكه مي توان براي كسب انرژي مصرف شده از هر نوع بازي استفاده نمود.
پاتريك ميگويد: ساختمان مغز كودكان مثل ساختمان مغز آدم هاي اوليه است كه هنوز تكامل نيافه است و لذا آنها اعمال عالي ذهني كمتري دارند و در عوض فعاليت جمسي كه آن را بازي مي گوييم در آنها زيادتر مي باشد. اهميت اين نظريه در تغيير و فعاليت و استراحت است اگر كودكان و بزرگسالان براي مدت طولاني به كاري اشتغال ورزند خسته مي شوند و بايد نوع فعاليت را تغيير دهند و به كارهايي كه لذت بخش است و استراحت را در بر دارند. بپردازند.
فرهنگ « عميد» بازي را به عنوان اسم چنين تعريف كرده :
سرگرمي به چيزي، ورزش، تفريح و قمار و به عنوان « بازي كردن، چيزي در دست گرفتن و خود را بيهوده در آن سرگرم ساختن و فريفتن.»
در اين تعريف به معناي مجازي بازي توجه شده نه تعريف منطقي ان ، يعني كسي را سرگرم ساختن و فريفتن بيشتر اشاره به فضاي مجازي  دارند نه مفهوم عملي آن
به طور مثال در هنگامي كه فردي، قول به انجام كاري داده اما اجراء آن را بي دليل و يا براساس دلايلي غير منطقي به تعويق مي اندازد. اصطلاحاً مي گويند كه شما را بازي مي دهند و مراد از بازي دادن در اين جمله فريفتن يا سرگرم ساختن است.
از جنبه ديگر موضوع ذكر كلمات « سرگرم ساختن بيهوده» نيز چندان قابل قبول نيست، زيرا اين تعريف بيشتر همگام با نظراتي است كه بازي را بدون هدف مي‌شناسند و منظور از آن را گذران وقت مي دانند نه عامل تربيت و رشد قواي ذهني، اجتماعي، عاطفي و جسمي، چرا كه بازي به عنوان سرگرمي بيهوده در حقيقت با لهو و لعب همخوان است اما بازي بايد عملي مهم باشد در ساخت شخصيت فرد و به رشد جنبه هاي اجتماعي، فرهنگي، ذهني، بدن انسان كمك نمايد.
مك دوگال بازي را تمايل موجود زنده براي رشد غرايز مي‌داند، البته پيش از آنكه اين غرايز ميدان عمل پيدا كند كه اين به نام نظريه غريزي معروف است چنين برداشتي در نظريه پيش تمرين نيز مشخص شده است.
« بر اساس اين نظريه بازي رفتار غريزي است . سرگرم شدن كودك به بازي به طور غريزي است و در اصل شكلي از رفتار رشد يافته تري است كه او در آينده بايد به كار بندد. از اين رو محتواي بازي را محتواي نوع فعاليتي تشكيل مي دهد كه كودك بايد در دوران بلوغ و بزرگسالي داشته باشد. در اين تئوري فرض بر آن است كه بازي كودك نوعي آماده سازي او براي آينده است.»
در مقابل نظريات گوناگون بازي به عنوان وسيله اي براي آماده سازي  زندگي، استانلي هال نظريه  تكرار تاريخ يانظريه تجديد تكاملي را براي بازي هاي كودكان مطرح مي كند.
از اين ديدگاه بررسي بازي براساس فعاليتهاي زندگي آينده انسان چندان صحيح به نظر نمي رسد، بلكه بايد بازي را در ارتباط با اعمال گذشته انسان در نظر گرفت. انسان به صورتي طبيعي  و از طريق وراثت مهارتهايي دارد كه در زمان حال چندان مناسب زندگي او نيستند ، لذا بايد به نحوي اين مهارتها غير ضروري را از خود دور كند و بهترين راه براي دور كردن اين زنجيره ها بازي است.
بر اساس اين نظريه كودك براي رسيدن به مرحله رشد درست همان مراحلي را طي مي كند كه بشر بر وي در جهت  تبديل شدن به انساني متمدن طي نموده است. اين مراحل از بدوي ترين دوران شروع شده و رفته رفته به مرحله نسبتاً آگاهي مي رسد و همزمان با اين پيشرفت انسن نيز از فعاليتهاي مربوط به زندگي ابتدايي رها گشته و آماده فعاليتهاي لازم براي زندگي خويش مي گردد.
تحقيقات روانشناسي تاكنون نشان داده كه محركاتي از قبيل گرسنگي، تشنگي، تمايلات جنسي، درد ، ترس و تنبيه و غيره باعث بروز تمايلات و رفتارهاي گوناگوني در حيوانات مي شود سوالي كه در اين رابطه مطرح مي شود. اين است كه هرگاه محركات فوق الذكر وجود نداشته باشند چه انگيزه اي ( هايي) باعث بروز رفتار در حيوان يا انسان مي گردد.
بعضي از مطالعات وجود يك سائق اكتشاف را مسلم  فرض كرده و نتيجه گرفته اند. انگيزه هايي كه تحت نام هايي از قبيل دست يابي، ، تسلط، اكتشاف، كنجكاوي و بازي طبقه بندي شده اند مي توانند به مثابه محركها يا انگيزه هايي براي رفتار حيوان يا انسان در نظر گرفته شوند و از اين رو نظريه سائق اكتشاف را بازي مطرح نموده‌اند. با مطالعه ديدگاه‌ها و نظريه هاي ارائه شده در بالا مشخص مي شود كه هر يك از آنها جنبه  اي خاص از بازي را  مورد نظر قرار داده و آن را برجسته تر نموده اند و اين امر باعث فراموشي ساير جنبه هاي بازي گرديده است آقاي جلالي مي  گويد:
اينكه بازي امري است مجزا از ساير اعمال و بنابراين محتاج به نظريه مخصوص است چندان صحيح به نظر نمي رسد. زيرا بازي تنها نامي است كه به يكي از اعمال كودك مي دهيم و آن را اثر محركات آني  و نه به واسطه يك منظور بعدي و نهايي اجراء مي شود، زيرا كه آنها هنوز به مرحله بلوغ بزرگان نرسيده اند و تجارب لازم را براي درك قوانين علت و معلولي كه آنها را قادر به پيش بيني مي كند، دريافت ننموده اند و واقعاً شايدعلاقه كودك به بازي از آن جهت است كه رشد بدني كودك سريع تر از رشد بدني اشخاص بزرگ بوده و بهمين علت بيرون دادن نيروي اضافي براي آنها لازم است پس با عقيده اسپنسر موافق هستيم ولي در ضمن نظريه او نمي گويد كه چرا طفل هجده ماهه به جلو و عقب مي دود و جيغ مي كشد و فرياد مي كند، در صورتي كه كودك 12 ماهه موش و گربه بازي مي كند. نظر هال در اين كه اشخاص غير كامل در عقل، خواه كودكان يا غار زيان از نظر بازي به يكديگر شباهت دارند كاملاً صحيح است، ولي اين دليل بر ان نيست كه كودك همان مراحلي را كه بشر از ابتداء تا كنون پيموده بايد سرنمايد ازطرفي مسلم است كه كودك از بازي اموري مي آموزد كه در زندگي بعدي او دخالت دارد ولي نمي توان قبول كرد كه كودك براي ياد گرفتن كارهايي كه بعداً بايدعهده دار گردد به بازي مي پردازد.
اقاي جلالي مي گويد: بازي خوش آيند است، كودكان تندرست احتياج به تشويق براي بازي ندارند، آنها از آن جهت بازي مي كنند كه مي خواهند بازي كنند. بازي براي آنها هدف و غايت است، بيشتر اوقات بيداري آنها در يك نوع فعاليت كه رضايت خاطر آنها را فراهم مي سازد صرف مي شود و رضايت خاطر از آن جهت حاصل مي شود كه فعاليت آنها لذت بخش است.
با توجه به تعريف و نظريه هاي گوناگوني كه در مورد بازي مطرح است و خلاصه اي از چند نظريه در صفحات گذشته بيان شد مي توان گفت :
« هر گونه فعاليت جسمي يا ذهني هدف داري كه در اوقات فراغت يا اشتغال و در جهت كسب لذت، تمرد اعصاب، آرام بخش جسم يا ذهن بازي گره اقناع نيازهاي آني يا دراز مدت فرد يا گروه، چه به صورت انفرادي يا گروهي انجام گيرد بازي ناميده مي شود.
تعريف بالا مبين چند خصوصيت است.
1-    فعاليت: مشخصه اي از تحرك و پويايي است و بنابراين ماحصل آن بايد قابل رويت و مشاهده باشد. لذا هر گاه عملي به صورت ايستا بوده و ماحصل آن قابل مشاهده نباشد. نمي توان آن را بازي ناميد.
2-    زمان و مكان بازي: بيانگر عدم محدوديت  و تعيين زمان بازي است بازي ميتواند در تمامي مكانها و زمانها انجام گردد. آنچه كه مي تواند بازي را تا حدودي محدود نمايد نوع بازي و مكان خاص آن است به طور مثال جهت اجراي هرگونه بازي تهيه مقدماتي از قبيل وسائل زمين و مكان بازي مورد نياز است.

3-    لذت بردن: فعاليتي كه نشانه از لذت بردن  و امتناع يكي از نيازهاي فرد يا گروه در آن ديده نشود نمي تواند به عنوان بازي پذيرفته گردد.
4-    فردي بودن يا گروهي بودن: بازي هاي فرد يبه فعاليتهايي مي گويند كه توسط يك فرد و در جهت رسيدن به هدف معيني انجام مي گيرد و شركت ديگران در انجام آن چندان ضروري نيست اما در فعاليتهاي گروهي اجراي  بازي موكول به شركت دو يا چند نفر مي گردد و به تنهايي مقدور نيست البته احتمال دارد كه در بعضي اوقات اين بازيها مي تواند به صورت تركيبي انجام مي گيرد مثلاً در بازي هاي فكري حل جدول كه هم به تنهايي و باهمكاري ديگران انجام مي شود.
5-    هدف دار بودن: اجراي هرگونه حركتي مستلزم داشتن هدفي است. هرگونه عمل بي هدفي از رده بازي خارج و نوع بازتاب يا حركت اتفاقي ناميده مي شود، اما هر گاه اين بازتاب اوليه يا حركت اتفاقي اوليه در برخورد بامحيط پاداشي دريافت كرده و تقويت گردد و بنابراين ميل به تكرار و تداوم داشته باشد، با رعايت ساير شرايط مي تواند بازي ناميده شود. هدف دار بون بازي اشاره اي ضمني بروجود قوانين و قواعد بازي داد. 
6-    اقناع نيازها: معمولاً هر بازي در نهايت منجر به اقناع يكي از نيازهاي شركت كننده بازي خواهد شد. اين نيازها مي توانند به صورت نياز به عضويت در گروه نياز به همسالاني با اعضاء گروه ، نياز فرد به تشخيص هويت خود، و يا نياز فرد به زندگاني اجتماعي باشد.
 
فايده و اهميت بازي
در مقابل تمايل تعداد زيادي از دست اندركاران تعليم و تربيت براي دخالت دادن بازي به عنوان جزيي از فرآيند آموزش و پرورش كودكان در موسسات رسمي و غيررسمي و اضافه نمودن آن به برنامه هاي تربيتي، گروهي نيز به مخالفت  با آن پرداخته و انتقادهايي بر بازي وارد ساخته اند.
به طور كلي اين منتقدين بر اين اعتقاداند كه توجه به بازي باعث مي شود تا تربيت بر محور لذت قرار  گيرد. و در نتيجه كودكان از نقش سازنده كار و زحمت دوري كنند كه البته تجربيات دانشمندان دال بر رد اين نظريه مي باشد.
آنچه كه در اين مورد مهم است تجربه كار اوست نه استفاده از كار ديگران و در اين رابطه آقاي آگدين با تحقيقات خود ثابت مي كند كه بچه ها نيز مانند بزرگسالان از لذت بي ز‌حمت كه آنها را منفعل مي كند بيزارند .او مي گويد:
«بچه به باغهاي ما اهميتي نداده و خود با شن و ماسه و كاه باغي زيبا براي خود مي‌سازد.»
بي ترديد والدين اكثر مواقع از چگونگي كار كودكان خود دچار شگفتي و حتي عصبانيت شده اند. والدين با فراهم كردن امكاناتي كه به نظرشان كافي است سعي در كسب محبت كودكان خود دارند.
ساعتها دقت صرف مي كنند تا ابزاري قشنگ و متناسب براي بازي كودكان خود تهيه كنند اما با تعجب در مي يابند كه كودكان آنها با سرهم كردن دو چوب و گذاشتن نام هواپيما بر آن با خوشحالي به بازي مي پردازد و اسباب بازي ساخت والدين را به دور مي افكند.
كار شركت انسان در توليدات اجتماعي و در ايجاد ارزشهاي فرهنگي و مادي و به عبارت ديگر شركت انسان در ايجاد ارزشهاي اجتماعي است. بازي از چنين اصولي پيروي نمي كند، رابطه مستقيم با هدفهاي اجتماعي ندارد، اما غير مستقيم با آن مربوط است به اين معني كه انسان را با همان فعاليت جسمي و رواني كه لازم كار است عادت مي دهد. در واقع تا هنگامي كه كودك قدرت وتوان انجام كاري را ندارد. بازي مي تواند به عنوان عاملي جبران كننده و يا جانشين كار به خدمت گرفته شود.
بازي فعاليتي است كه كودك براي پديده آوردن شيئي يا رويدادي انجام مي دهد تا جايگاه اجتماعي و كاري خود را دريابد. كودك با بازي خود آنچه را كه از اعمال بزرگسالان ياد گرفته يا در درون خود دارد بيان مي نمايد و سعي مي كند تا آنها را به سطح واقعيت برساند و لذا هرگاه كودك چه به طور مستقيم و چه به صورت غير مستقيم دريابد كه رفتارو كردار او بيشتر به بزرگسالان شبيه است خوشحال تر و شادمان تر خواهد بود و برعكس اين مطلب نيز صدق مي كند.
در حقيقت بازي كودكان نشاني است از آرزوي آنها باري خود بزرگ تر شدن
بازي نه تنها باز دارنده رشد كودك نيست كه بايد به عنوان يكي از مهمترين عواملي كه مي تواند باعث هماهنگي رشد آزاد كودك از لحاظ جسمي، احساسي، ذهني گردد در نظر گرفته شود و عاملي در جهت رشد و تكامل خواست ها و اميال كودك است و كودك را قادر مي كند تا اين خواست ها و اميال را به زندگي روزانه خود وارد ساخته و از اين راه  با مسير آينده زندگي خود را راه شناخت توانائيها و ويژگيهاي خود آشنا گردد.
بازي عاملي است اشتغال زا كه زمينه را براي تفكر مثبت و انديشه خلاق و سازنده فراهم سازد. و اعضاي كودك به خصوص دست و چشم، زبان و گوش و بيني او را مهارت بخشيده و روحيات كنجكاوي هاي سازنده را در او فراهم مي كند.
ذهن كنجكاو و تجسس كننده او را اشباع مي نمايد و ازهر گونه زيان بخشي‌هاي بدني و فكري و رواني دور و بر كنار مي كند به شرطي كه تنوع در آن زياد  بوده و گرنه كودك بعد از مدتي از آن بيزار مي گردد.
اطلاعاتي كه كودك از طريق بازي به دست مي اورد نه تنها به زندگي حال او بلكه به زندگي آينده او ارتباط مي يابد و بازي فرآيندي است كه آماده سازي كودك را براي آينده مشخص مي كند.
بازي وسيله اي است  براي سازندگي كودك كه او از طريق بازي ياد مي گيرد، ابداع مي كند. تجربه مي كند. كودك از طريق بازي مي تواند به استعدادها، توانائيها ، خواستها و ضعفها  ونكات مثبت و منفي خود پي ببرد. و لذا با شناخت ويژگيهاي خود ساخت شخصيتي خود را تحكيم بخشد. راه مقابله با شرايط زندگي را مي آموزدم  در مي يابد چه موقع بايد ساكت بود و چه موقع فعال بوده او از طريق بازي مي فهمد كه هر گاه بخواهد به هدف برسد ملزم و ناچار است كه برخي از مقررات را رعايت كند، با ديگران همكاري كند. و از آنها كمك بخواهد. او از طريق بازي در مي يابد كه اصول و قواعدي در جامعه وجود دارد كه او نيز به عنوان عنصري از آن جامعه ملزم و مقيد به رعايت آنهاست. با بازي آنچه در درون دارد بيان داشته و نيز كودكاني  را كه قادر به بيان منظور خود به صورت كلامي هستند قادر مي سازد تا برخي از آگاهيها و احساسات خود را به صورت كلامي بيان داشته و به نوعي تخليه  رواني صورت مي گيرد.
البته با تمام فوايدي كه در بازي موجود است، نبايد در بازي تا آن حد پيش رفت كه بازي تمام زندگي كودك شود. بازي بايد كودك به نحوي ترتيب يابد كه او را از فشارهاي هيجاني و روحي كه خارج از توان اوست بركنار دارد.
•    نكاتي بايد در ارتباط با بازي كودك رعايت شود.
1.    كودك بايد به نوعي از بازي كه جنبه يادگيري  دارد اشتغال ورزد.
2.    در هر بازي كودك بايد قواعد مقرراتي را رعايت نموده تا دريابد كه در زندگي واقعي نيز رعايت مقررات جزء اصول اساسي زندگي است.
3.    اصول و مقررات و سنتهاي زندگي بايد به تدريج و همگام با رشد ذهني و جسمي كودك به  او آموخته شود.
4.    بايد سعي نمود تا در هنگام بازيهاي تقليدي الگوهايي مطلوب و مناسب براي كودك انتخاب شود.
5.    دقت در رفتار و كردار بزرگسالان و انجام امور مطلوب خوب راهنمايي در الگو گزيني مناسب كودك از طريق بازي است.
6.    كودكان بيشتر به بازيهاي طبيعي مشغول گردند تا بتوانند از كوشش هاي خود در راه بهره مندي زندگي استفاده نمايند.
دكتر قاضي مي گ ويند.
1-    بگذاريد كودك براي خود فكر كند.هرگز پاسخ را به كودك نگوئيد مگر در موارد استثنايي زيرا كه به كودك اعتماد به نفس مي دهد.
2-    هر كاري كه لازم است خود كودك انجام دهد و بازي را به صورت تجربه لذت بخشي براي كودك در آوريد.
3-    عباراتي كه در اين بازيها به كار رفته اند تنها جنبه پيشنهادي دارند مي توان بر حسب موقعيتهاي مختلف آنها را تغيير داد ودرصحبت كردن سعي شود تا مطالب تعهد يا اجباري را به همراه نياورد.
4-    حداكثر بيش از 10 الي 15 دقيقه به هر بازي اختصاص ندهيد، زيرا در صورتي كه هر بازي در هر بار زياد انجام شود، اثر خود را از دست مي دهد. زماني كه كودك شما هنوز خسته نشده و اشتياق به بازي را از دست نداده است. بازي را متوقف كنيد.
بازي وسيله اي ارتباطي است كه در آن كودك با خود يا دنياي خارج  از خود به تعامل مي پردازد و ارتباطي مختفي برقرار مي كند كه از طريق بازي نقاط ضعف و قوت، تمايل به زمان دادن يا فرمان بردن تهاجم يا تسليم ، اجتماعي بودن يا منزوي بودن خود را بيان مي دارد.
انواع بازي ها
كودك در هنگام تعامل با محيط يا افراد از طريق بازي احساسات خصمانه يا دوستانه ، افسردگي  با شادي و اميال و آرزوهاي دروني ، و بيروني خود را بروز مي دهد. بديهي است كه همه اين حالات نمي توانند به صورتي واجد ابراز گردند، لذا كودك سعي مي كند بر اساس ذوق و علاقه يا تجربيات خود آنها را به صورتي مناسب و مطلوب ابراز دارد. مثلا كودك براي بيان رفتارهاي پرخاشگرانه خود متوسل به بازيهايي مي شود كه در آن بتواند با حمله و تخريب پديده هاي مادي و معنوي راهي براي بروز آنها پيدا نمايد.
يا براي بيان  روياها و آرزوها و اميال خود به دنياي تخيلات رو كرده و به بازيهاي تخيلي سرگرم مي شود.
انواع گوناگون اين فرافكني ها و درون فكني ها باعث مي شود تا بازيها به صورتهايي خاص طبقه بندي مي شوند . 
1-    بازيهاي جسمي 2- بازيهاي تقليدي 3- بازيهاي نمايشي
5-    بازيهاي نمادي 5- بازيهاي تخيلي 6- بازيهاي آموزشي
 
بازيهاي جسمي
كودك براي خارج ساختن نيروي اضافي بدن خود و يا رهايي از خمودگي و خستگي اوقاتي را به بازيهاي جسمي اختصاص مي دهد كه  از مشخصات اين نوع بازي نياز به وجود محلي مخصوص در رابطه با بازي و توان جسمي كودك در اجراي بازي است به بازيهاي جسمي مي توانند  هم به صورت فردي و هم گروهي و يا تركيبي  از هر دوي آنها انجام گيرد.
بازيهاي جسمي از قديمي ترين انواع بازي به شمار مي ايند و ريشه ناريخي اين نوع بازي به دوران ما قبل تاريخ مي رسد. انسانهاي ماقبل تاريخ بدون شك به اين واقعيت رسيده بودند كه مهارتهاي پرتاب كردن ، گرفتن و ... براي دفاع شخصي و يا دفاع قبيله اي آنان ضرورت دارد و آنها مي توانند اين مهارتها را از طريق بازي بدست آورند.
آشنايي انسان به توانايي‌هاي او را به استفاده بيشتر آنها ترغيب مثلا در مورد شكار يا وقتي كه مسئله زندگي جمعي پيش آمد، مجبور بودند. تا براي دفاع از خانواده و در سطحي گسترده تر از قبيله خود در مقابل هجوم گسترده ساير افراد يا حيوانات به فكر چاره افتند و لذا موقعيت خود را مشخص كرده و آنگاه نقشه دفاعي خود را اجراء كردند و لذا به عنوان عاملي در جهت بوجود آمدن بازي شد البته مهم اين است كه بازي ضرورت وجود مقررات و رسوم خاصي را تاييد كرده است. و در واقع در ابتداء بازي تمرين بوده براي بقاء زندگي و نسل و لذا بازيهاي به وجود مي آورد و مكانهايي خاص براي بازي ايجاد كرده كه از مهمترين اين بازيها مي توان شكار كردن ، پنهان شدن ،حمله كردن به حيوانات را نام برد و قدم بعدي تقويت عضلات و نيروي بدني و جنگ و گريز.
و اما امروز به ورزشهاي مشخص تري همچون كشتي يا تيراندازي ، بوكس، پرتاب، ديسك و غيره نظري كه بيافكنيم مي بينيم كه هيچ كدام از اين ها خارج از روال زندگي انسان هاي ابتدايي نبوده البته با مقداري زياد تغيير و تبديل جالب تر و مهيج‌تر شده اند.
با مطالعه ورزشهاي سنتي كشورها كه به صورت رسمي در آمده اند وقتي به عنوان بازيهاي المپيك شناخته شده اند نشان از نشانه گرفتن انها از بازيهاي موسوم كودكان در دوران گذشته است مثل شنا، اسب سواري و يا بازيهاي رايج در ايران از جمله بيس بال  كه امروزه يكي از ورزشهاي محبوب دنياست  كه كودكان ايراني ازاوان كودكي آن را بازي مي كنند ولي در شهرهاي مختلف به اسمهاي مختلف بازي مي شود مثل در كازرون حلال و حرام در تهران چهل توب و يا در آذربايجان غربي توپ غربي .
نكته مهم در رابطه با بازيهاي جسماني اين است كه اگر چه هدف از انجام اين نوع از بازيها تقويت قواي جسماني كودك به صورت كل است، اما در برخي از انواع تغيير يافته آن به تقويت حواص خواص توجه بيشتري شده است و لذا تقويت  قواي ذهني و اجتماعي شدن كودك از اهداف مهم بازيهاي جسماني بشمار مي رود.
بازيهاي تقليدي
كودك بعد از گذشتن از مرحله مالكيت مطلق كه فكر مي كرد دنيا قائم به ذات اوست كم كم در مي يابد كه افراد موجود در محيط زندگي او هويت به ايفاي نقش خاص خو سرگرم هستند، كودك با اين دريافت كنجكاو مي شود تا نقش هر يك از آنها را بررسي كرده و آنگاه  موقعيت خود را در رابطه با محيط و افراد سنجيده و نقشي جهت ايفاء به عهده مي گيرد. او اول به تقليد نقشهايي مي پردازد كه در باور او جاي مستحكمي يافته اند و به تقليد نقش هايي مي پردازد. كه  آنها را دوست دارد از جمله دوستان و خواهران ، والدين و از  ايفاي نقش اين نزديكان بزرگترين لذت  و تجربه را به دست مي آورد.
نكته مهم اين است كه تقليد نقش صرفاً  اثر چنداني بر رشد همه جانبه كودك ندارد ، بلكه مهم مضموني است كه او به هر نقش مي دهد، هر چه محتواي اين نقش ها پربارتر و سازنده تر اثر آن در زندگي كودك بيشتر و سفيد تر خواهد بود. در دوران دبستان كودك در بازيهاي تقليدي خود بيشتر نقش مربيان و معلمان را در نظر دارد.، با تشكيل كلاس درس  براي خود سعي مي كند تا آن چه را كه مربي او انجام دادة تجربه نمايد و لذا توجه  مربيان و معلمان به چگونگي رفتار خود با كودك از اهميت زيادي برخوردار است.
در دوران بعدي به سرور كودكبا صد چندان مشاغل ديگر نيز برخورد ميكند و از نقش آنها متاثر مي شد و اين اثر را در بازي خود منعكس مي كند.
هنگامي كه كودك به سنين نوجواني رسيد، الگوي رفتاري او نيز تغيير مي يابد و او توجه خود را به چگونگي رفتار همسالان خود معطوف كرده و از تقليد بزرگسالان  اجتناب مي كند و اينجا تقليد نقش براي او در حكم بازي نيست بلكه، براي چگونگي همخواني با گروههاي اجتماعي و ايفاي نقش واقعي زندگي است.
بازيهاي نمايشي
كودكان در ضمن تقليد رفتار بزرگسالان سعي دارند تا با پوشيدن لباسها و استفاده از آن لباسها بازي خود را  واقعي نشان دهند اگر چه كودك در به كار بردن وسايل بزرگسالان زحمت زيادي مي كشد، اما ميل به كشف و لمس واقعيات او را آماده پذيرش اين زحمت مي نمايد و اين بازي براي او مطلوب مي باشد مثل پوشيدن كفش پاشنه بلند  مادر توسط، دختر كه علي رغم  اينكه به دفعات زمين مي خورد ولي به نظر مي رسد كه از آن لذت زياد مي برد.
هر چند كه بازيهاي نمايشي و تقليدي با هم مشتركند ولي بازي نمايشي خود نوعي از بازي تقليدي است، اما در بازي تقلديدي كودك سعي به تقليد نقش دارد، در حالي كه  در بازي نمايشي به كودك علاوه بر تقليد نقش، انتظار خود از آن نقش را بيان مي كند. به طور مثال كودكي كه داراي پدري سختگير است در بازي تقليدي نقش همان پدر سختگير را دارد اما در بازي نمايشي انتظار محبت از پدر نسبت به فرزند خود منعكس است.
مهمترين بازي كه در آن احساسات ، نيازها و عواطف كودكان مي توانند بروز و ظهور كند بازي نمايشي است  و كودك مي كند تا طفل از خود مركزي بيرون آمده و متوجه بيرون و اطراف خود شود و به كودك فرصت مي دهد تا شخصيت دورني خود را بيرون بريزد.
بازيهاي نمادي
كودك در هنگام انجام بازيهاي تقليدي ونمايشي بلا استفاده از وسايل موجود به بيرون فكني اميال و آرزوهاي خود مي پردازد و از اين طريق لذت دروني كسب كرده و در هر دوي (تقليد – نمايشي) اين بازيها كودك سعي دارد تا به اشياء و وسايل واقعي موجود در محيط خود را يافته و با آن وسايل بازي نمايد، اما در بسياري از موارد محدوديتها مانع دست يابي كودك به ابزار و وسايلي است كه در بازي به آنها نياز دارد مثل راندن اتومبيل و هواپيما يا حيوانات اهلي و وحشي.
اما كودك براي ارضاء حس كنجكاوي خود تمايل دارد.  به آشنايي با آنها رل دارد كه البته وسايل  ارتباط جمعي قسمتي از مسئله را حل مي كند كودك مي تواند با تماشاي تلويزيون به درون جنگلها رفته و با احساس خود با حيوانات بازي كند و با دوربين تلويزيون خيلي چيزهاي دور از دسترس را ببيند اما بازي با تمام سعي وسايل ارتباط جمعي هنوز مقداري از محدوديتهاي باقي است و در اينجاست كه كودك براي حل مسئله به بازي هاي نمادي رو مي آورد مثلا بر روي صندلي مي نشيند و با دستهاي  خود  فرمان اتومبيل خيالي را مي چرخاند. با تكه اي چوب صداي رگبار مسلسل در  آورده و دشمنان را تار و مار مي كند و يا سوار بر تكه‌اي چوب، گويي اسب سواري مي كند. كودك تمام آرزوهاي خود را با استفاده از وسايل نمادي و از طريق بازي به بيرون فرامي افكند، اگر چه اين بازي مقدار زيادي دور از واقعيت است اما پرورش نيروي ذهني كودك در آن بي اندازه مورد توجه قرار مي گيرد مثلا وقتي او با اسب خيالي به سفر مي رود. در حقيقت گذر و ترك سرزميني است كه او چندان از آن رضايتي ندارد، اما از طرفي ترك اين سرزمين چندان هم براي او مطمئن نيست زيرا هنوز نتوانسته است جاي بهتري را بيابد. كشتن فرد بد نيز نشاني از آرزوهاي كودك در تغيير رفتارپدر است در اين هنگام  آماده سازي وسايل و اسباب بازي هاي گوناگون كه به كودك فرصت دهد تا به تجربه اميال و آرزوهاي خود دست بزند. مفيد خواهد بود اما دقت كردن تا اين وسايل ساده و بي خطر باشد و تنوع و بسياري اين اسباب بازيها به كودك فرصت مي دهد تا بتواند با توسعه هر چه بيشتر نشانه ها و سمبل ها به تصورات خود نزديكتر گردد.
بازيهاي تخيلي
كودك در سالهاي اوليه زندگي خود از لحاظ رشد فكري چندان پيشرفت نكرده كه بتواند تصورات ذهني داشته باشد، دنياي او،دنياي عينيت است و تجربيات او از طريق بازي و تماس با دنياي خارج قدرت ذهني كودك را پرورش  داده و با افزايش سن به معناي مفاهيم پي مي برد و اندازة بر گنجينه مفاهيم كودك افزوده  شود. مهارت او در برقراري ارتباطات كلامي نيز افزايش مي يابد و اين رشد در بازيهاي كلامي او مشهود است.
كودك از همان زمان آشنايي خود با جهان خارج نيروي تخيلي قوي دارد و در بازيهاي خود منعكس مي كند.
اين نوع بازي در حقيقت ميداني براي تجلي قدرت خلاقيت كودك است و تفاوت اين نوع بازي  با بازيهاي نمادي آن است كه در بازيهاي تقليدي ، و نمايشي  و نمادي كودك از آن چه ديده و تجربه كرده استفاده مي كند در حاليكه در بازيهاي تخيلي كودك با استفاده از تجربه هاي گذشته خود، رويدادي جديد كه در سابق برخورد چنداني باآنها نداشته به وجود مي آورد.
با نيروي تخيل خود موجودات  و اشياء مورد علاقه را احاطه كرده در آنها تغييراتي مي دهند تا مناسب بازي شوند و آنگاه با اسباب بازيهاي نمادي خود انها رافعال  مي‌كند. به او اشيا و موجوداتي را كه باعث زحمت و آزار  او هستند بدون ترس از نگزند آنها حاضر كرده و با اسباب بازيهاي نمادي خود آنها را هلاك مي سازد.
به طور كلي بازيهاي تخيلي ريشه در خلاقيت كودك دارد. بايد توجه داشت كه تخيل كودك  به مرور و همگام با رشد ذهني آنها از مرحله بازيها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهاي كودك كشانده مي شوند و نيروي تخيل كودكان مي تواند باعث گردد تا در زندگي بزرگسالي تبديل به هنرمندان ، نويسندگان، نقاشان، و مخترعين بزرگ گردند.
بازيهاي آموزشي
ويژگيهاي خاص بازي و فوايد گوناگون آنها در رشد همه جانبه قواي ذهني، به جسمي، شخصيتي و اجتماعي كودك باعث شده تا توجه تعداد زيادي از دست اندركاران تعليم و تربيت به چگونگي نقش بازي در امر آموزش كودكان معطوف شود و به نقش بازي به عنوان يكي از مطلوبترين وسايل تعليم و تربيت اشاره كرده‌اند.
آنچه در اين نوع از بازيها مورد نظر است ، چگونگي استفاده از بازي  در رشد قواي جسمي – حركتي و به فعاليت وا داشتن كودك از طريق تمرين با وسايل بازي است. به طور مثال بازي هاي دستي يكي از انواع بازيهاي آموزشي است.
در بازيهاي دستي كودك با وسايل كوچكي چون چوبهاي اندازه گيري و مجموعه اي ميخ سروكار دارد يعني به رابطه آنها با ساير بازيها نيازي نسبت به جنبه نمايشي ندارد.
تقويت حواس كودك باعث مي شود تا بتواند آنها را در جهت رشد قواي ذهني خود به كارگيرد. رشد قواي حسي و ذهني كودك خود نيز منجر به افزايش رشد اجتماعي كودك در جهت ايفاي نقش هاي اجتماعي است و در بازيهاي آموزشي اين مسئله مطرح است كه كودك در همان حال كه از بازي لذت مي برد، مسائل نكاتي را بياموزد و لذا كنترل اصلي بازي در اختيار كودك بايستي بوده و جهت بازي را او بايد مشخص كند و كار والدين و مربيان هدايت و مسير بازي به صورت غير مستقيم به سوي آموزش است و لذا هرگاه بازي به عنوان وسيله اي جهت كسب لذت و انجام فعاليت از طرف كودك و به قصد فراهم كردن امكاناتي جهت تعامل با محيط انجام گيرد به آن بازي آموزشي مي گوييم، اما هرگاه بازي به قصد نيل به هدفي آموزشي طرح ريزي گردد، يك نوع استراتژي آموزشي بوده و به اين ترتيب از ويژگيهاي ذكر شده در بازي مثل  آزاد بودن فعاليت  را از دست مي دهد زيرا بازي هاي آموزشي به قصد آموزش هدفي خاص، بايد از قبل طرح ريزي گردد و فراگير هم بايد تمامي مراحل طرح ريزي شده را به صورت اجبار طي كند، لذا ديگر نمي تواند به طور  كامل بازي ناميده شود.
عوامل موثر در بازي
چون كودكان موجوداتي انسان هستند. و محدوديتهايي چه از لحاظ بيولوژيكي و چه از نظر محيط خود دارند و بازي نيز در ارتباط با محدوديتهاي بازيگران خود محدود ميگردد كه اين محدوديتها به نام عوامل  موثر در بازي خوانده مي شوند.
1-    عوامل محيطي  2- عوامل مربوط به هوش و خلاقيت 3- نقش سن در بازي هاي كودكان  4- عامل جنسيت
عوامل محيطي
 بازي فعاليتي معمولي و همگاني است و در تمام جوامع و محيط اجراء  مي گردد. اما ميان جوامع و محيط هاي گوناگون نيز تفاوتهاي بارزي چه از نظر جغرافيايي و چه از نظر فرهنگي و اجتماعي به چشم مي خورد و بازي بازتاب فرهنگ اجتماعي هر جامعه اي است. در حاليكه فرهنگ قومي و ريشه اي  جوامع كنوني به علت هجوم مظاهر هر ماشيني كم كم به نابودي مي گرايد، اما بازيها توانسته اند تا حدود زيادي خود را از شر اين هجوم محفوظ دارند و ساختار ميل خود را حفظ كرده اند مثل بازيهاي ريزش باران كه در بازيهاي كودكان مشهود بوده و تاكنون نيز به همان روال قبلي انجام مي گيرند.
محيط جغرافيايي و موقعيت استراتژيكي مكانها عاملي در تدوين و شكل گيري بازيها در گذشته بوده و اثرات آن در بازيهاي كودكان نيز به چشم مي خورد مثلاً محيط‌هاي روستايي بيشتر از بازي هايي را ارائه مي دهند كه در ارتباط با تقويت حواس باشد.
با محيط هايي كه در سابق داراي موقعيت نظامي و سوق الحبيشي بوده ، بازيهايي را در جهت پرورش جسم و فكر كودك براي مقابله با هجوم دشمن پي ريزي نموده اند. مثل بازي خروس جنگي.
بافت شهرهاي قديمي با آن كوچه هاي تنگ و دراز و پيچ در پيچ ، پشت بامهاي كوتاه و خلاصه دهها مورد شبيه به همين بازيهاي خاص را براي كودكان تدارك ديده اند مثل بازي قايم  موشگ، ولي تغيير محيطي مقررات بازي را عوض كرده اند حال كه ديگر از كوچه هاي تنگ و باريك و پشت بامهاي كوتاه خبري نيست مقررات عوض شده و مثلا در روز باراني در كلاس درس، بازي قايم موشك را طور ديگري اجراء مي كنند مثلا چيزي را پنهان كرده و از فرد موردنظر مي خواهند كه آن را پيدا كند و با صداي آهسته و بلند هم او را راهنمايي مي كند.
بنابراين ايجاد محيطي مناسب ومطلوب جهت بازي كودكان از اهم وظايف آموزشي و تربيتي است و ايجاد محيط نمي تواند خارج از دنياي واقعي كودكان باشد آنها تماس با طبيعت را دوست دارند و لذا بايد از مهدها شروع كرده و كلاسهاي مهد را چون طبيعت طرح ريزي كرده از جمله گذاشن جعبه شن در گوشه اي از كلاس، يا ايجاد كارگاههاي كوچك البته  بدون  كف پوش حركت كه آزادي آنها را مي گيريم يا ايجاد مزرعه اي كوچك و فراهم محيط مهدها بايد تابع مقررات تربيتي خاص طرح ريزي شود كه ايجاد كلاسي آزاد براي نقاشي كردن،  خانه سازي، مشخص نكردن جا براي كودك در كلاس تا آزادانه به هر طرف كه خواست برود و ...
2-    عامل مربوط به هوش و خلاقيت
الف: هوش   از عوامل موثر در بازي است، البته هر چند تعريف دقيقي از هوش نشده است ولي در كل مي توان گفت :
«هوش عبارت است از قدرت سازگاري فرد با محيط و اين سازگاري مي تواند به برخورد  صحيح با موقعيت و رويدادهاي تجربه شده قبلي و يا مواجه با مسائلي كه شخص قبلاً با ان برخورد كرده است و معمولا به نام موقعيت حل مسئله خوانده شده است، در نظر گرفته شود.
معيار مورد توافق براي دسته بندي افراد و تعيين  موقعيت هوشي آنها بهره هوشي ناميده مي شود و با علامت اختصاري IQ نشان داده مي شود. كه توسط فرد آلماني ويلهم استرن به صورت زير تعيين مي شود.
فردي با هوش 137= 100   = IQ = مثال  100                      = IQ
  البته تستهايي براي تعيين هوش ساخته شده كه اول توسط بينه كه با سيمون ؟؟ ديگري ساخته و بعد تست كاملتر  را ال – ام ترمن ساخت كه تست استانفودر – بينه نام گرفت.
افراد باهوش داراي خصوصيات زير هستند.
1-    به سرعت و به آساني مي فهمند
2-    به سرعت ياد مي گيرد و به سرعت به كار مي گيرند.
3-    روابط بين اعداد و اشياء را درك مي كند.
4-    براي رسيدن به هدفهايش راه حل هاي ابتكاري پيدا مي كند.
تحقيقات نشان مي دهد كه با زياد شدن هوش از فعاليت بازي  كاسته نمي شود افراد باهوش بيشتر در بازيهاي كه هوش دخالت دارد شرکت مي كنند و افراد كم هوش نيز در بازيهاي گروهي شركت مي كنند.
در هوش هم عامل وراثت و هم محيط دخالت دارند و محيط مناسب است كه حتي افرادي كه از بدو تولد داراي هوش كمتري بوده اند. به بازي واداشته و شور و نشاط را براي آنها به ارمغان آورده است.
اگرچه به ظاهر هوش مي تواند به عنوان  يكي از عوامل شكل دهنده بازي مورد نظر قرار گيرد اما بازي مي تواند با ايجاد محيطي مناسب و مطلوب براي كسب تجربه و تعامل با محيط ضريب هوشي كودك و نوجوان را افزايش دهد.
 ب: خلاقيت
اكثر مودم هوش و خلاقيت را مترادف دانسته و معتقد ند كه افراد باهوش خلاق هم هستند در حاليكه هوش خارق العاده معادل با داشتن استعداد خلاقيت نيست و اين سوء برداشتي باعث شده كه حتي در تستهاي هوش به عامل  خلاقيت اهميتي ندهند.
تفاوت عمده هوش و خلاقيت  در اين است كه هوش بيشتر به عامل قضاوت توجه مي كند تا به وجود آوردن ايده اي نو و يا هوش به اين نكته توجه دارد كه با استدلال بهترين راه حل از ميان راه حلهاي موجود را براي  حل مسئله انتخاب نمايد. در حالي كه خلاقيت كوشش بر پديد آوردن راه حلي نوين است.
در هنگام استفاده از توانايي هاي فكري راه حل هاي زير جلوه گري مي كند.
1-    مشاهده ، 2- ثبت و ضبط، 3- استدلال، 4- خلاقيت
سه فرآيند اوليه را مي توان از وسايل الكتريكي مثل كامپيوتر ، ضبط صوت انتظار داشت اما فرايند چهارم فقط مختص انسان است و هيچ وسيله ديگري قادر به رقابت انسان در اين زمينه نيست.
خلاقيت، توانايي تجسم و پيش بيني  و ايجاد ايده هايي در اين مورد كه چه امكانات و راه‌حل‌هاي ديگري  غير از آنچه در دسترس است ، امكان پذير است و نكته مهم اينجاست كه كوشش و فعاليتي كه براي پديد آوردن به كار مي رود اصل مطلب است.
خلاقيت، عامل مهم بازي است . كودكان خلاق مي توانند با توجه به موقعيت و مكان خاص بازي شكل بازي را تغيير دهند ، بازيهاي جديد ابداع كنند. رهبري بازي را در دست گرفته و اينجاست كه بازي از تنوع و گوناگوني بسيار برخوردار مي شود و اينجاست كه سهم كودكان خلاق از لذت بازي بيشتر از كودكان غيرخلاق است.
عامل سن
مشاهدات مختلف گوياي اين امر است كه كودكان از بدو تولد شروع به بازي مي نمايد  و آن گاه همراه با افزايش سن و كسب تجربه نوع بازي خود را تغيير مي دهند.
در اوائل تولد بدن كودك مركز بازي هاست. او بازي خود را همراه با مجموعه اي از اكتشافات تكرارها تكان دادن اعضاء حركتي، ادراكات حسي همراه با محركات محيطي از قبيل صداها و مزه ها شروع مي نمايد ، حركت چشمها، ترس صدا در آوردن همگي آغازگر بازي كودكند.
در 4 هفتگي عضلات كودك مقداري سفت تر و سخت تر شده است و بازي كودك تماشاي شيء آويزان شده و حركت آن است كه براي طفل جالب و لذت بخش است. در 12 هفتگي مواردگفته شده در مرحله قبل تكميل تر شده و كودك توان كنترل برخي از عضلات خود را به طور ناقص داراست و بازي او اسباب بازيهاي ساده و رنگي است كه كودك بتواند آنها را لمس كند.
در 4 ماهگي رشد عضلات كودك در مرحله اي است كه قدرت كنترل سرخود را دارد و با دست ها و پاهاي خود بازي مي كند و از بازي با آب لذت مي برد و همچنين گوش دادن به نوارهاي موسيقي.
در 7 ماهگي كودك حركت خود را زيادتر كرده و توان در دست گرفتن اشياء را دارد و كشف او از دنياي بي  انتهاي صدا بيشتر مي شود.
و جغجغه وسيله بازي جالبي  براي اوست. در 10 ماهگي كودك با سينه خيز رفتن دنياي خود را وسعت مي بخشد، مي تواند اشياء را از دست ديگران بگيرد و در يك لحظه دو شئي مختلف را ببيند و سعي دارد از طريق بازي حواس خود را تقويت نمايد و بيشتر از سه حس بسيار چشايي و بوياي خود استفاده مي كند. بازي با اسباب بازيهاي متحرك و اسباب بازيهايي كه از هم جدا شدند. سرگرمي كودك است. در سال دوم زندگي، راه رفتن لذتي زياد براي كودك به همراه دارد. و علاقه او به آب بازي افزايش مي يابد و اين مرحله  سرآغاز زندگي اجتماعي كودك است چرا كه او در مي يابد كه به غير از جسم او دنياي ديگري وجود دارد و نيز اين مرحله ، مرحله دلبستگي پيدا كردن به يك قطعه اسباب بازي است و بيشتر بازيهاي نمايشي و تقليدي را انجام مي دهد همچنين خط خطي كردن و نقاشي نيز از بازيهاي مورد علاقه است.
كودك از سن 2 تا 3 سالگي بايد بازي با كودكان ديگر را شروع كند وقفه در اين امر باعث عدم رشد اجتماعي كودك خواهد شد. عامل مهم در بازيهاي اين دوره احساسات اجتماعي كودك است . سرعت و حركت از مشخصات خاص اين سنين است و لذا باعث فضايي باز به بازي بپردازد. كودك در اين سن بيشتر به گرفتن توجه دارد تا دادن و اين مشخصه بازي او به ساير كودكان است.
در سال سوم كودك به معناي استقلال فردي تا حدودي دست يافته ، او به پدر و مادر و اسباب بازيهاي خود علاقه پيدا مي كند و اين گونه با استفاده از مهارتهاي زباني تكميل مي شود، پوشيدن لباس و در آوردن آن از بازي جالب اين دوره است . ماسه بازي، حفر زمين ، استفاده از وسايل بزرگ بازي ، مانند چرخ و فلك نيز از بازيهاي اين دوره است.
در سال چهارم بازيهاي تقليدي او بيشتر از ساير بازيهاست و بيشتر به بازي نقش والدين مي پردازد. در اين سن بازيهاي داستان گونه از طرف كودكان انجام گرفته و بيشتر به طرف همسالان خود گرايش پيدا مي كند.
در سال پنجم آرامشي در رفتار كودك پيدا مي شود به صداهاي موزون علاقه  دارد. در بازي كودكان اين سنين تخيل با حافظه آميخته مي شوند و كودك در اين سن به بازيهايي كه تحرك زيادي دارد تمايل نشان مي دهد.
در سن 6 تا 9 سالگي بازي كودك تركيبي از بازيهاي آموزشي و بازيهاي تقليدي است و در اواخر اين دوران كودك آنچه را كه در بازي آموخته به تجربي عمومي تري تبديل مي سازد. بازيها از حالت ابتكاري بيرون آورده و مرحله تقليدي در مي آيد. و اسباب بازيهاي او واقعيتر شده و ترس او از حيوانات هويدا مي شود و تشكيل دسته ها با ساير كودكان از مشخصات خاص اين دوران است و بازي او بيشتر در زمان حال انجام مي گيرد.
در سن 9 تا 12 سالگي به سمت بازيهاي پر تحرك و فاليتهاي دومي كشيده شده ولي گرچه در بازيها تمايل به همكاري دارد اما ميل به فرديت باعث چشم هم چشمي شده و با بروز اختلاف به زد و خورد منجر خواهد شد.
از سنين 12 سالگي كودك وارد دنياي نوجواني فرد مي شود . تغييرات سريع فيزيولوژيكي بدن در اين سنين باعث دگرگونيهايي خاص  در كودكان مي شود كه يكي از  بهترين راهها در اين سنين هدايت نوجوانان به سوي بازيها و ورزشهاي مفرح و شاد است تا بتوانند نسبت به انتخاب الگوهاي خود اقدام نمايند. ملحق شدن به تيمها و باشگاهها از مشخصات اين دوره است. در اين سنين كودكان به بازيهاي نمايشي تمايل پيدا مي كنند. ابداع و سازندگي از خصوصيات ويژه آنها است.
دوستي هاي پديد آمده از طريق بازي در اين سنين مي تواند از آينده اي محكم و منسجم برخوردار باشد.
عامل جنسيت
كودكان چه پسر و چه دختر در اوايل كودكي تقريباً به يك نوع بازي علاقه دارند و اين سن كودك و مقررات جامعه اجتماعي است كه بين بازيهاي جنسهاي مختلف فرق مي گذارد.
بعد از 3 سالگي كم كم تفاوتهاي جنسي با نزديك شدن كودك به زندگي اجتماعي آغاز مي شود. پسران در حدود سن 7 الي9 سالگي متفاوت از دختران مي‌شوند، به اين ترتيب كه پسران در اين سنين بيشتر ترجيح مي دهند به بازيهايي كه تحرك بيشتري دارند متوسل شوند در حاليكه دختران بيشتر به بازيهايي ساكت و آرام تمايل نشان مي دهند.
در هنگام بازي پسران در زماني كه احساس حقانيت مي كنند سعي دارند تا حق خود را از طريق خشونت دريافت دارند، اما دخترها سعي مي كنند از طريق ابزار مقاومت يا طفره رفتن به حقانيت  خود  در بازي دست يابند.
در بازيها پسران بيشتر از دختران دعوا به راه مي اندازند و انتقام مي گيرند و سعي مي كنند در اينمورد از نيروي بدني خود استفاده كنند. در حالي كه دختران بيشتر به جدال لفظي متوسل مي شوند.
دختران در سنين 7 الي10 سالگي توانايي بيشتري در كنترل عضلات كوچك خود دارند كه علت اين امر مي تواند تمرين با عضلات كوچك يا شريط بيولوژيكي وجسماني آنها باشد و  لذا بيشتر از پسران به بازيهايي كه ظرافت بيشتري در آنها نهفته است مي پردازند مانند سبد بافي، گلدوزي و ...
تفاوت ديگر بازي دختران با پسران چگونگي توان و استعداد دختران در به كار گيري مهارتهاي كلامي در مقايسه با پسران ارتباط مي يابد طوريكه پسران به حادثه جويي و بازيهاي پر تحرك مشغول مي شوند و دختران با استفاده از اين توانايي خود بيشتر متوسل به بازيهايي مي شوند كه در آن بتوانند از مهارتهاي كلامي خود به نحو بهتري استفاده كنند.نزديك به دوره بلوغ و در دوره بلوغ عامل رقابت در بازي پسران وارد مي شوند و لذا مي كوشند كه چابكي و مهارت به دست آورند. ولي افكار مانع از شركت دختران در بازيهاي پسرانه شده و لذا به بازيهاي انفرادي و خياطي و غيره مي پردازند. ولي پس از دوره بلوغ اختلاف پسران و دختران در بازي كم مي شود و هرجنس در بازيهاي يكسان شركت مي كنند.
در كل بازي در ارتباط با جنس در مراحل مختف سني تغيير مي كند كه علت آن همانطور كه ذكر شد علاوه بر تفاوتهاي جسمي، معلول فشارهاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است.
نظريه هاي آموزشي و بازي
شناخت بازي كودكان بدون آشنايي با نظريه هاي آموزشي چندان مفيد نخواهد بود لذا از بين نظريه هاي متعدد يادگيري و آموزشي در مورد بازي به 3 مورد اشاره مي شود كه عبارتند از : 1-  نظريه رشد ذهني 2- نظريه مراجع مركزي 3- نظريه سلسله مراتب يادگيري
نظريه رشد ذهني
پياژه يكي از معروفترين روان شناسان معاصر است كه نظريه او به نام روان شناسي رشد معروف است. هر چند كه رشته تخصصي او زيست شناسي بوده ولي بعدها علاقمند به روان شناسي شده ولي رشته اصلي او تاثير مهمي بر كارهاي بعدي او گذاشت به طور مثال پياژه با الهام از بيولوژيستها و تعقيب روش آنها درصدد يافتن جواب سوالات زير است.
1-    كودكان با چه ويژگيهايي توان سازگاري با محيط خود را بدست مي آورند.
2-    ساده ترين و صحيح ترين و مفيد ترين راه دسته بندي و ترتيب بندي رشد كودك چگونه است؟
پياژه براي جواب به دو سوال بالا، اصطلاحات خاصي را ابداع كرده . پياژه در جواب سئوال اول مي گويد:
 


منابع :


 



فهرست منابع فارسي

كتاب                                                                      مولف

نظريه هاي مشاوره و روان درماني                    عبدا... شفيع آبادي

بازي درماني                                                      احمد حجاران

بازي درماني                                                     خديجه ارين

روانشناسي بازي كودك                                  سيامك رضا مهجور

نوشته هايي از دانشجويان دانشگاه آزاد ملاير (البته دبيران فوق ديپلم  كه  در سطح كارشناسي به تحصيل مشغولند.)

 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان