میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله خودباوری، رمز موفقیت جوانان


کد محصول : 10001695 نوع فایل : word تعداد صفحات : 20 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 960

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m1d1695

فهرست مطالب و صفحات نخست


خودباوری، رمز موفقیت جوانان     

    بسیاری از ما ضرب المثل «خواستن توانستن است» را شنیده ایم. اما آیا فقط خواستن موجب توانستن می شود یا در كنار این هدف باید توانایی، شناخت و عوامل دیگری نیز باشد؟   
بسیاری از ما ضرب المثل «خواستن توانستن است» را شنیده ایم. اما آیا فقط خواستن موجب توانستن می شود یا در كنار این هدف باید توانایی، شناخت و عوامل دیگری نیز باشد؟
بدون شك خواستن شاخصه هایی دارد كه هر جوانی در صورت رعایت آن، می تواند به اهداف مورد نظر خود دست یابد. موفقیت در كنكور، پیروزی در عرصه های ورزشی، ازدواج موفق، رسیدن به شغل مناسب و... تنها در سایه خودباوری، اعتماد به نفس و تلاش مجدانه قابل تحقق است و هرگاه «توانستن» موجود شد می توان «بودن» را حس كرد.
● خودباوری
خودباوری را می توان از ابعاد مختلف مورد بررسی قرارداد و با رویكردهای متفاوت تعریف كرد. اما شاید صحیح ترین تعریف از منظر روانشناختی باشد. براین اساس خودباوری عبارت است از: «باور داشتن داشته های روانی و جسمانی خود و استفاده از آن ها در راه بهینه و در جهت شكوفایی استعدادها و توانایی های فردی و اجتماعی.
روانشناسان شناخت گرا نیز دیدگاه جالبی در این خصوص دارند. آن ها معتقدند كه از افكار سالم، احساس سالم متولد می شود و از احساس سالم، رفتارهای سالم نمایان می گردد. بنابراین خودباوری یك مقوله شناختی است و تا زمانی كه نوجوان یا جوان به شناخت منطقی از خود نرسد نمی تواند ادعا كند كه به خودباوری رسیده است.
از سویی نباید فراموش كرد كه خودباوری با خودخواهی و یا خودشیفتگی متفاوت است.
در خودخواهی شاید هیچ باوری به صورت منطقی وجود نداشته باشد. فرد خودخواه فقط خود را می بیند و می خواهد. بنابراین همیشه تنهاست اما انسان خودباور با دیگران است و باورهای او با كمك و همكاری دیگران متجلی می شود.
● انسان خودباور
افراد خودباور، اهداف خود را مشخص و از زمان و مكانی كه در آن قرار دارند، خوب استفاده می كنند و آن ها معتقدند كه هم خدای متعال و هم قوانین طبیعت دست به دست هم داده اند تا انسان موفق شود.
یك جوان خودباور دارای سعه صدر و صبوری است. آینده را روشن می بیند و در راه رسیدن به هدف از هیچ تلاشی فروگذار نمی كند. بنابراین در زندگی فردی و اجتماعی، خودباوری تلاشی است كه با یك ایمان قلبی و امیدواری به آینده همراه است. انسان همان چیزی است كه باور دارد و نوع نگرش او به خود و دیگران و چگونگی برخورد با محیط و تفسیر حوادث پیرامونی و نتیجه گرفتن از آن ها میزان خودباوری را نشان می دهد.
● اعتماد به نفس داشته باشیم
اگر همیشه به خود بگوییم: «نمی توانم برای مردم و جامعه مفید باشیم، اگر امسال در كنكور قبول نشوم، آینده ام چه خواهد شد، اگر... و...» و اگر كاسه چه كنم چه كنم به دست گرفتیم، بدانیم كه اعتماد به نفس ما ضعیف است.
یك تعریف روانشناسانه از اعتماد به نفس می گوید: «خود پنداره ای كه فرد را نسبت به انجام كاری توانمند می سازد!»
در واقع در تشریح نقش خودپنداره می توان گفت: «معمولاً هر فردی در درون خود احساسی دارد كه با آن توان انجام كار را در خود می آزماید. این احساس از خودپنداره افراد نشأت می گیرد. اگر خودپنداره فرد ضعیف و تصویری كه از خود و توانایی اش دارد، كمرنگ باشد، اعتماد به نفس ضعیفی در او وجود خواهد داشت و اگر این احساس قوی باشد، اعتماد به نفس او قوی خواهد بود.
اگر فردی خودپنداره قوی داشته باشد، در مواجهه با انجام كار دچار تردید نخواهد شد.
● مفید باشید
شما یك جوان پرشور و سرشار از توانستن و یك جوان مملو از استعداد و انرژی برای انجام كارهایی كه قادر به تحقق آن ها هستید، می باشید.
اگر به این باور رسیدید و این تفكر مبتنی بر شناخت صحیح از خویشتن واقعی شما باشد بدانید كه از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستید.
اما مهم ترین راه برای تقویت اعتماد به نفس، تقویت خویشتن است، یعنی تقویت خودپنداره ای كه شما در درون خود دارید و اصلاح تصور از فردیت خود و توانمند ساختن خویشتن! خوب است بدانید كه تمام افراد موفق سرشار از خویشتن آگاهانه هستند.
بی تردید شما یك ابرقهرمان نیستید اما در دورانی از زندگی به سر می برید كه در سایه برخورداری از اعتماد به نفس قوی، خودباوری واقعی و تلاش پیگیر، می توانید كارهای مفید بسیاری برای خود و دیگران انجام دهید و روند خواستن، توانستن و شدن را به خوبی طی كنید.
تأثیر وضعیت خانوادگی بر خودباوری نوجوانان
دختران در سن نوجوانی بیشتر نیاز به خودشناسی و درك كم و طیف استعدادها، توانمندی ها و رغبت ها دارند و این امر، حضور والدینی را می طلبد كه در این راه به آنان كمك كنند، در غیر این صورت آنان به عنوان افرادی منفعل و نه فعال در جامعه حضور خواهند داشت .
شخصیت و عملكرد دختران به دلیل تأثیرگذاری بسیار حساسی كه بر سرنوشت رفتار انسان ها چه در زمان حال و چه آینده دارد، طیف بسیار وسیعی از تاثیرات مثبت یا منفی را در جامعه می تواند سبب شود .
خانواده همانند عمارتی است كه زن و شوهر ستون های آن را تشكیل می دهند و فرو ریختن هر ستون، استحكام و استواری عمارت را دچار تزلزل می كند؛ فرزند حكم روح وحدت و تقدس ربانی را دارد كه در سایه او محیط خانواده از گرمی و عشق بیشتر برخوردار خواهد بود.دختر نوجوان بتدریج كه از سرزمین آرام و بی خیال كودكی به دشت های پر حادثه بلوغ می رسد، دگرگونی هایی را در خود می یابد و احساس می كند كه می تواند با سرعت به وضعیت جدیدی دست یابد. او مایل است كه خانواده به عنوان نزدیك ترین پایگاه، این دگرگونی را در او باور كرده و موقعیت جدید وی را به رسمیت بشناسد؛ بنابراین اختلال در روابط پدر و مادر، نوجوان را از آرامش روانی و اطمینان نسبت به آینده محروم و او را ناكام و سرخورده می كند. هر چه میزان اختلافات شدیدتر باشد، والدین نه تنها قادر نخواهند بود كه پدر و مادر خو ب و نمونه ای برای فرزندان خود باشند بلكه به همان مقدار نیز رفتارهای ناسازگارانه، ضد اجتماعی و اختلالات شخصیتی را برای آنان به ارمغان خواهند آورد، ضمن اینكه تغییرات زیستی و جنسی دوره نوجوانی امری جهانی است و در تمام جوامع فرهنگی شاهد این تغییرات هستیم .
تحول روانی، شناختی نوجوانان و انتظارات اجتماعی و فرهنگی جامعه ای كه در آن رشد می كنند همراه با تغییرات زیستی موجب جدا شدن آنان از زندگی خردسالی و ورود به نوجوانی، جوانی و پذیرش مسوولیت بیشتر و استقلال فكر و عمل می شود. این تحول بزرگ در دوره نوجوانی، مسلماً می تواند همراه با بروز كم اطمینانی برای برآمدن از عهده مشكلات و یا احساس فشار و ناراحتی باشد. در این دوره كه از حساس ترین مراحل زندگی است، اگر والدین درك و شناخت درستی از شرایط روحی، عاطفی و جسمانی فرزندان نداشته باشند و برای گذر بی مخاطره از این بحران او را مشفقانه و آگاهانه همراهی نكنند، امكان بروز رفتارهای نابهنجار از سوی نوجوانان افزایش می یابد. خودباوری پایه و زیربنایی است كه براساس آن كنش و واكنش انجام می دهیم، ارزش های خود را بر می گزینیم، اهدافمان را تنظیم كرده و با چالش های پیش رویمان برخورد می كنیم .
واكنش های ما در برابر وقایع تا حدی در اثر نحوه تفكرمان در خصوص اینكه چه كسی هستیم به عبارت دیگر خودباوریمان شكل می گیرد. چالش های اساسی زندگی شامل اصولی مانند توانایی كسب معاش و مراقبت كردن از خود در دنیا، برقراری روابط شایسته انسانی , توانایی حفظ روابطی كه نه تنها برای خشنودی خود، بلكه برای خشنودی دیگران نیز باشد و برخورداری از نیروی جهشی, كافی است كه شخص را قادر می سازد از مشكلات و پرتگاه های زندگی عبور كرده و در رسیدن به اهداف و آرزوهای خود پایداری و استقامت داشته باشند .
«ویرجینیا ستیر» می گوید: صفات نیكویی چون كمال، درستی، مسئوولیت، شفقت، عشق و جز اینها از فردی تراوش می كند كه دارای خودباوری مثبت است؛ فرد احساس می كند خودش آدمی است و دنیا جای بهتری است چون او در آن زندگی می كند و به شایستگی خود مومن است. قادر است از دیگران یاری بطلبد و در عین حال معتقد است كه می تواند تصمیم بگیرد.به قول «ستیر» هیچ ژنی، احساس ارزش را انتقال نمی دهد و به وجود نمی آورد بلكه چنین احساسی آموختنی است و خانواده، محل آموختن چنین احساسی است .
ستیر مددكاری كه معتقد است هنگامی فرد شایستگی خود را باور دارد كه والدین بوسیله اعمال خود به عنوان الگو برای فرزندان و همچنین ایجاد آرامش روانی و برخورداری روابط سالم خانوادگی، تعادل عاطفی و آرامش را فراهم آورند . احساس دلگرمی و امنیت است كه فضای خانواده را سرشار از محبت می كند و بر روابط و مناسبات اجتماعی افراد خانواده تاثیر مثبت می گذارد. در خانواده مطلوب، تعاملات بین فردی دارای اهمیت است و تعامل زناشویی اساس و بنیان این تعاملات است و می تواند بر عملكرد موفق و ناموفق اعضای خانواده اثرگذار باشد. نبود پدر و مادر زیر یك سقف برای فرزندان محرومیت و كمبود تلقی می شود. طلاق والدین و محروم بودن فرزند از محبت، ارتباط و دیدار پدر و مادر احساسی در وجود او بر می انگیزد كه با حالات عصبی، تمرد، ناسازگاری و عدم انطباق اجتماعی همراه است و باعث می شود فرد، باور نسبت به خیلی چیزها از جمله باور به خود را از دست بدهد .
"رابینسون " وجود همدلی و صمیمت والدین با فرزندان را عاملی موثر در رشد خودباوری آنان می داند، همان گونه كه «آلفرد آدلر» پدر و مادر را كانون و مركز منظومه خانوادگی و ایجاد كننده حیات عاطفی در خانواده می داند كه عاملی است برای رشد روانی اعضا در سنین نوجوانی ومرحله شكل گیری شخصیت .
به هنگام یادگیری تعاملات اجتماعی، فرزند باید از حمایت و راهنمایی های عاطفی پدر و مادر بهره مند شود. در صورت نبود شرایط عادی در خانواده، نوجوان احساس بی پناهی و بی كسی كرده و دچار انواع اختلالات رفتاری و شخصیتی می شود .
«رنه كونیگ» جامعه شناس آلمانی معتقد است: مسوولیت ایجاد شخصیت اجتماعی و فرهنگی فرزندان به عهده والدین است و فرزند نیازمند مساعدت ها و حمایت های عاطفی آن هاست».گلاس» معتقد است كه فرزندان در ارتباط با اعضای خانواده و دیگر اطرافیان، هویت خود را از دو جنبه توفیق و شكست ارزیابی می كنند. فرزند در سن نوجوانی از طریق تعامل و درگیری عاطفی با دیگران به خصوص والدین به توسعه هویت خود می پردازد و برای آینده تصمیم می گیرد . نوجوانی كه از خودباوری كافی برخوردار نباشد در امور مختلف از جمله درس خواندن از توانایی خود بهره كافی نمی برد. برای اینكه كودك و نوجوان بتواند از حداكثر ظرفیت ذهنی و توانمندی های بالقوه خود بهره مند شود باید نسبت به خود و محیط اطراف، نگرشی مثبت برای كار، تلاش و انگیزه ای قوی داشته باشد. بی تردید نوجوانی كه احساس ارزشمندی و «خودباوری» قابل توجهی دارد در خانواده ای منسجم با روابطی گرم و سرشار از محبت بین اعضای خانواده پرورش یافته است، زیرا خانواده ای كه در آن رشد و اعتلای همه اعضا در نظر گرفته می شود مكانی است برای ایجاد هویت .
»جان برناردشاو» می گوید: ماتریس خانوادگی خوب، زمینه استوار فراهم می سازد تا براساس آن اعضای خانواده، قدرت های دانستن احساس تصمیم گیری و تصور خود را به نمایش بگذارند. او معتقد است كه آینده جهان بستگی به برداشت فرزندان از خودشان دارد و انتخاب های آن ها بستگی به این دارد كه درباره خود چگونه می اندیشند. به نظر او مهم ترین قواعد خانواده، معنای انسان بودن را مشخص می سازد و ركن اصلی خانواده، زن و شوهرند كه اگر روابط آن ها سالم باشد، فرزندشان رشد می یابد و به خودشكوفایی می رسد چرا كه زمینه ساز خودباوری فردی، خودباوری خانوادگی است .
آنچه در ایجاد خودباوری اجتماعی فرد بیش از هر چیز موثر است، كسب نخستین تجربه های حمایت اجتماعی در كانون خانواده است. نحوه برخورد، پذیرش، دوست داشتن و مساعدت با فرد، او را برای ایفای نقش های اجتماعی و برطرف ساختن نیازهایش یاری می دهد؛ ارتباط و پیوند افراد خانواده نیز در سلامت روانی و جسمانی آنان تاثیر دارد، به گونه ای كه الگوهای رفتاری فرزندان را در بزرگسالان بنیان می نهد و موجبات امنیت خاطر و باور خود را در آنان فراهم می آورد .
نوجوانی كه از خودباوری برخوردار است بهتر می تواند زندگی كند، با دیگران رابطه برقرار كند و فردی خلاق و پویا باشد در نتیجه آسیب پذیری او كمتر است . چنین فردی احساس مسوولیت می كند و خود تصمیم می گیرد كه به دیگران در صورت لزوم كمك كند، به پیشرفت هایش افتخار می كند و گاهی از خود تعریف می كند . با موفقیت های تازه با اطمینان بر خورد می كند و از صحبتهای حاكی از انتقاد از خود، هراس زیادی ندارد و رفتارهای نامناسب خود را مورد بازنگری قرار داده، سعی می كند آنها را به نحو مطلوبی تغییر دهد .
در خانواده ای كه صمیمت و مهربانی وجود دارد، نوجوان می تواند هم ثبات خودپنداری را حفظ كند و هم باعث تغییرات مطلوب در شخصیت خود شود. همچنین با اطمینان به شخصیت خود، به رویارویی با مشكلات برخیزد .
بر این اساس پیشنهاد می شود برنامه های جامع فرهنگی، آموزشی، اجتماعی با محور قرار دادن نهاد خانواده و كاركرد مطلوب خانواده تدوین شود. همچنین آموزش والدین در زمنیه مسائل تعلیم و تربیت، آموزش های قبل از ازدواج برای آشنایی زوج های جوان با وظایفی كه بر عهده خواهند داشت، ارائه برنامه های مشاوره فرهنگی به خانوادهایی كه دچار مشكلات روابط بین فردی هستند و نیز انجام تحقیقی در همین خصوص در سطح كشور از ضروریات جامعه است .



نقش خانواده در افزایش خودباوری جوانان و نوجوانان   
    خانواده همانند عمارتی است كه زن و شوهر ستونهای آن را تشكیل میدهند و فرو ریختن هر ستون، استحكام و استواری عمارت را دچار تزلزل میكند.
من هرگز نمیتوانم؟ چنین كاری از من ساخته نیست! این جملات كه متاسفانه در میان جوانان و نوجوانان ما شایع است، نشان از نداشتن خودباوری دارد. آیا تا به حال به معنای این كلمه فكر كردهاید. آیا تا به حال به این مساله اندیشیدهاید كه شما به عنوان پدر و مادر چه نقش مهمیدر ایجاد خودباوری جوانان و نوجوانانتان دارید؟

● خودباوری در جوانان چه مفهومی دارد؟
خودباوری اصطلاحی است كه امروزه در جامعه شناسی، روانشناسی و علوم تربیتی به كار میرود و منظور از آن یك حالت مثبت روحی و روانی است كه در نتیجه احساس ارزشمندی در نفس انسان پدید میآید و او را آماده میسازد تا از طریق بهرهگیری از لیاقتها و توانمندیهایی كه دارد به انجام وظایفی كه برعهده اوست قیام كند و در این راه، از مشكلات و موانعی كه پیش میآید هراسی به دل راه ندهد.
خودباوری یعنی جوان بتواند با اعتماد به نفس كامل فكر كند، بیندیشد و بیازماید، یعنی جوان دانش آموخته (به هر طریق) با موج تجربه درهم آمیزد و به سوی پیشرفت حركت كند. در واقع خودباوری یعنی شایستگی برای رویارویی با چالشهای بزرگ زندگی و داشتن لیاقت سعادت. به بیان دیگر، خود باوری ارزیابی واقعبینانه از تواناییهای خود است تا با آگاهی و شناخت كامل از آنها، در مسیر تعالی و پیشرفت، بهرهبرداری لازم به عمل آید و اینگونه نباشد كه انسان در برآوردن نیازها و انجام وظایفی كه برعهده اوست، چشم به دیگران دوخته و از توانمندیهای خود غافل شود.
نوجوانان در این سن بیشتر نیاز به خودشناسی، و درك استعداد، توانمندی و رغبتها دارند و این امر، حضور والدینی را میطلبد كه در این راه به آنان كمك كنند، در غیر این صورت آنان به عنوان افرادی منفعل و نه فعال در جامعه حضور خواهند داشت.

● تاثیر خانواده بر خودباوری نوجوانان
خانواده همانند عمارتی است كه زن و شوهر ستونهای آن را تشكیل میدهند و فرو ریختن هر ستون، استحكام و استواری عمارت را دچار تزلزل میكند.
یك نوجوان به تدریج كه از سرزمین آرام و بی خیال كودكی به دشتهای پرحادثه بلوغ میرسد، دگرگونیهایی را در خود مییابد و احساس میكند كه میتواند با سرعت به وضعیت جدیدی دست یابد. او مایل است كه خانواده به عنوان نزدیكترین پایگاه، این دگرگونی را در او باور كرده و موقعیت جدیدش را به رسمیت بشناسد، بنابراین اختلال در روابط پدر و مادر، نوجوان را از آرامش روانی و اطمینان نسبت به آینده محروم و او را ناكام و سرخورده میكند.
هرچه میزان اختلافات شدیدتر باشد، والدین نه تنها قادر نخواهند بود كه پدر و مادر خوب و نمونهای برای فرزندان خود باشند بلكه به همان مقدار نیز رفتارهای ناسازگارانه ضد اجتماعی و اختلالات شخصیتی را برای آنان به ارمغان خواهند آورد، ضمن اینكه تغییرات زیستی و جنسی دوره نوجوانی امری جهانی است و در تمام جوامع فرهنگی شاهد این تغییرات هستیم. تحول روانشناختی نوجوانان و انتظارات اجتماعی و فرهنگی جامعهای كه در آن رشد میكنند همراه با تغییرات زیستی موجب جدا شدن آنان از زندگی خردسالی و ورود به نوجوانی، جوانی و پذیرش مسوولیت بیشتر و استقلال فكر و عمل میشود. این تحول بزرگ در دوره نوجوانی، مسلماً میتواند همراه با بروز كم اطمینانی برای برآمدن از عهده مشكلات و یا احساس فشار و ناراحتی باشد.
در این دوره كه از حساس ترین مراحل زندگی است اگر والدین درك و شناخت درستی از شرایط روحی، عاطفی و جسمانی فرزندان نداشته باشند و برای گذر بی مخاطره از این بحران او را مشفقانه و آگاهانه همراهی نكنند، امكان بروز رفتارهای نا به هنجار از سوی نوجوانان افزایش مییابد.
خودباوری پایه و زیربنایی است كه براساس آن كنش و واكنش انجام میدهیم، ارزشهای خود را بر میگزینیم، اهدافمان را تنظیم كرده و با چالشهای پیش رویمان برخورد میكنیم. واكنشهای ما در برابر وقایع تا حدی در اثر شیوه تفكرمان در خصوص اینكه چه كسی هستیم و به عبارت دیگر خودباوریمان شكل میگیرد.
چالشهای اساسی زندگی شامل اصولی مانند توانایی كسب معاش و مراقبت كردن از خود در دنیا، برقراری روابط شایسته انسانی و توانایی حفظ روابطی كه نه تنها برای خشنودی خود، بلكه برای خشنودی دیگران نیز باشد شخص را قادر میسازد از مشكلات و پرتگاههای زندگی عبور كرده و در رسیدن به اهداف و آرزوهای خود پایداری و استقامت داشته باشد.
ویرجینیا ستیر میگوید:<صفات نیكویی چون كمال، درستی، مسوولیت، شفقت، عشق و جز اینها از فردی تراوش میكند كه دارای خودباوری مثبت است. چنین فردی احساس میكند كه قادر است از دیگران یاری بطلبد و در عین حال معتقد است كه میتواند تصمیم بگیرد. هیچ ژنی، احساس ارزش را انتقال نمیدهد و به وجود نمیآورد بلكه چنین احساسی آموختنی است و خانواده، محل آموختن چنین احساسی است.>
هنگامی فرد شایستگی خود را باور دارد كه والدین به وسیله اعمال خود به عنوان الگو برای فرزندان و همچنین ایجاد آرامش روانی و برخورداری روابط سالم خانوادگی، تعادل عاطفی و آرامش را فراهم آورند.
احساس دلگرمی و امنیت است كه فضای خانواده را سرشار از محبت میكند و بر روابط و مناسبات اجتماعی افراد خانواده تاثیر مثبت میگذارد. در خانواده مطلوب، تعاملات بین فردی دارای اهمیت است و تعامل زناشویی اساس و بنیان این تعاملات است و میتواند بر عملكرد موفق و ناموفق اعضای خانواده اثرگذار باشد. نبود پدر و مادر زیر یك سقف برای فرزندان محرومیت و كمبود تلقی میشود. طلاق والدین و محروم بودن فرزند از محبت، ارتباط و دیدار پدر و مادر احساسی در وجود او بر میانگیزد كه با حالات عصبی، تمرد، ناسازگاری و اجتماعی همراه است و باعث میشود فرد، باور خود را نسبت به خیلی چیزها از جمله به خود از دست بدهد.

● نگاه محققان به نقش خانواده در خودباوری نوجوانان
رابینسون وجود همدلی و صمیمت والدین با فرزندان را عاملی موثر در رشد خودباوری آنان میداند، همانگونه كه آلفرد آدلر پدر و مادر را كانون و مركز منظومه خانوادگی و ایجاد كننده حیات عاطفی در خانواده میداند كه عاملی است برای رشد روانی اعضا در سنین نوجوانی ومرحله شكل گیری شخصیت.
به هنگام یادگیری تعاملات اجتماعی، فرزند باید از حمایت و راهنماییهای عاطفی پدر و مادر بهره مند شود. درصورت نبود شرایط عادی در خانواده، نوجوان احساس بی پناهی و بی كسی كرده و دچار انواع اختلالات رفتاری و شخصیتی میشود.
رنه كونیگ جامعه شناس آلمانی معتقد است: <مسوولیت ایجاد شخصیت اجتماعی و فرهنگی فرزندان به عهده والدین است و فرزند نیازمند مساعدت و حمایتهای عاطفی آنهاست.> گلاس معتقد است كه فرزندان در ارتباط با اعضای خانواده و دیگر اطرافیان، هویت خود را از دو جنبه توفیق و شكست ارزیابی میكنند.
فرزند در سن نوجوانی از طریق تعامل و درگیری عاطفی با دیگران به خصوص والدین به توسعه هویت خود میپردازد و برای آینده تصمیم میگیرد. نوجوانی كه از خودباوری كافی برخوردار نباشد در امور مختلف از جمله درس خواندن از توانایی خود بهره كافی نمیبرد. برای اینكه كودك و نوجوان بتواند از حداكثر ظرفیت ذهنی و توانمندیهای بالقوه خود بهره مند شود باید نسبت به خود و محیط اطراف، نگرشی مثبت برای كار و تلاش و انگیزهای قوی داشته باشد. بی تردید نوجوانی كه احساس ارزشمندی و خودباوری قابل توجهی دارد در خانواده ای منسجم با روابطی گرم و سرشار از محبت بین اعضای خانواده پرورش یافته است، زیرا خانواده ای كه در آن رشد و اعتلای همه اعضا در نظر گرفته میشود مكانی است برای ایجاد هویت.
جان برنارد شاو میگوید: <خانواده خوب، زمینهای استوار فراهم میسازد تا براساس آن اعضای خانواده، قدرت دانستن احساس تصمیم گیری و تصور خود را به نمایش بگذارند. او معتقد است كه آینده جهان بستگی به برداشت فرزندان از خودشان دارد و انتخابهای آنها بستگی به این دارد كه درباره خود چگونه میاندیشند.
به نظر او مهمترین قواعد خانواده، معنای انسان بودن را مشخص میسازد و ركن اصلی خانواده، زن و شوهرند كه اگر روابط آنها سالم باشد، فرزندشان رشد مییابد و به خودشكوفایی میرسد چرا كه زمینه ساز خودباوری فردی، خودباوری خانوادگی است. آنچه در ایجاد خودباوری اجتماعی فرد بیش از هر چیز موثر است، كسب نخستین تجربههای حمایت اجتماعی در كانون خانواده است. نحوه برخورد، پذیرش، دوست داشتن و مساعدت با فرد، او را برای ایفای نقشهای اجتماعی و برطرف ساختن نیازهایش یاری می دهد. ارتباط و پیوند افراد خانواده نیز در سلامت روانی و جسمانی آنان تاثیر دارد، به گونه ای كه الگوهای رفتاری فرزندان را بزرگسالان بنیان مینهند و موجبات امنیت خاطر و باور خود را در آنان فراهم میآورند.
● نوجوانی كه از خودباوری برخوردار است ...
نوجوانی كه از خودباوری برخوردار است بهتر میتواند زندگی كند، با دیگران رابطه برقرار كند و فردی خلاق و پویا باشد در نتیجه آسیب پذیری او كمتر است. چنین فردی احساس مسوولیت می كند و خود تصمیم میگیرد كه به دیگران در صورت لزوم كمك كند، به پیشرفتهایش افتخار میكند و گاهی از خود تعریف میكند.
با موفقیتهای تازه با اطمینان بر خورد میكند و از صحبتهای حاكی از انتقاد از خود، هراس زیادی ندارد و رفتارهای نامناسب خود را مورد بازنگری قرار داده، سعی میكند آنها را به شكل مطلوبی تغییر دهد. در خانوادهای كه صمیمت و مهربانی وجود دارد، نوجوان میتواند هم ثبات خودپنداری را حفظ كند و هم باعث تغییرات مطلوب در شخصیت خود شود. همچنین با اطمینان به شخصیت خود، به رویارویی با مشكلات برخیزد.
جوان در سایه تحقق خودباوری است كه به این اطمینان میرسد كه اگر از مجموعه استعدادها و توانمندیهایی كه دارد به طور مناسب بهرهبرداری كند، میتواند به اهداف و آرزوهایی كه دارد دسترسی پیدا كند. این احساس توانمندی و خودباوری، از او شخصیتی فعال و خلاق و امیدوار و... میسازد و او را در برخورد با مشكلات و گرفتاریها از دچار شدن به یاس و ناامیدی رهایی میبخشد.
 جوان، خودباوري
در رابطه با انسان، خصلت ها و ويژگيهاي متعددي وجود دارند كه برخورداري از آنها نقش بسزايي در تكامل شخصيت او ايفا مي­كنند. برخى از اين خصلت‏ها، بويژه در قسمتى از دوره‏هاى زندگى بسيار سرنوشت‏ساز هستند. يكي از اين خصلت ها، كه در دوره جواني بيش از دوره هاي ديگري زندگي، موثر است، خصلت خودباوري است.
علت اهميت داشتن اين ويژگي در دوران جواني به جهت تصميم گيريها و انتخابهاي مهمي است كه معمولا هر شخص در اين دوره از زندگي خود انجام مي­دهد. در اين مقاله به مباحثي نظير خودباوري چيست، انواع خودباورى، موانع خودباورى، ايجاد خودباوري و نشانه­هاي خودباوري و عدم خودباوري پرداخته خواهد شد.

الف. خودباورى چيست؟
تعاريف گوناگوني براي خودباوري مطرح شده است برخي از اين تعاريف عبارتند از: • خودباورى يك حالت مثبت روحى و روانى است و نتيجه آن احساس ارزشمندى است كه در نفس انسان پديد مى‏آيد و او را آماده مى‏سازد تا از طريق بهره‏گيرى از لياقت‏ها و توانمندى‏هايى كه دارد به انجام وظايفى كه برعهده اوست قيام نمايد
•خودباوري يعني احساس ارزشمند بودن، اين احساس از طريق مجموعه‌اي ازعواطف، احساسات و تجربيات بدست مي‌آيد ، به نحوي كه فرد خود را با كفايت و موفق مي‌داند
• ناتانيل براندن را پدر جنبش خودباوري مي نامند. او در روان درماني صاحب شيوه اي خاص است و در كتابي به نام اركان شش گانه خودباوري، خودباوري را چنين تعريف كرده است:
• خودباوري يعني تجربه داشتن شايستگي براي رويارويي با چالش هاي بزرگ زندگي و داشتن لياقت سعادت.
• خودباوري يعني داشتن اعتماد به كارايي و ثمربخش بودن ذهن و توانايي انديشيدن.
• خودباوري يعني داشتن اعتماد به نفس در يادگيري، تصميم گيري و گزينش درست و رويارويي با دگرگوني ها از اين حالت روحى در فرهنگ اسلامى با تعابيرى چون علو همت، مناعت طبع، اعتماد به نفس، عزت نفس و... ياد مى‏شود. در واقع، خودباورى، باور به استعدادها، توانايى‏ها و نيروهاى نهفته فطرى درونى است كه با اتكاء به آن، مى‏توان به اهداف موردنظر در زندگى رسيد و به آنان جامه عمل پوشاند. و مرحله عالى خودباورى، شكوفايى همه استعدادهاى بالقوه فرد است.

 


منابع :


منابع:

 فراتر از خودباوري (اعتماد به نفس)- نويسنده : گيل ليندنفيلد ترجمه محمود اميني ماهنامه ديدار آشنا شماره 15- جوان و خودباوري - سيد صادق سيدنژاد

 

 
طراحی سایت : سایت سازان