میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله بررسي مشکلات و عواملي که منجر به زوال خانواده و روابط نامناسب زن و شوهر مي‌گردد


کد محصول : 10001732 نوع فایل : word تعداد صفحات : 25 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 400

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m1d1732

فهرست مطالب و صفحات نخست


مشکلات و عواملي که منجر به زوال خانواده و روابط نامناسب زن و شوهر مي‌گردد

 مقدمه
خانواده ريشه‌دارترين و مقدس‌ترين سازمان اجتماعي است که به اعتقاد جامعه‌شناسان در مقياس کل دو وظيفه توليد نسل و تعيين هويت اجتماعي فرزندان را به عهده دارد و در مقياس جزء اجتماعي کردن فرزندان و استقرار شخصيت بزرگسالان را نيز انجام مي‌دهد. از ديدگاه روانشناسي هدف ديگر خانواده معاصر، شناخت نيازهاي رواني و تلاش براي رفع اين نيازهاست. با توجه به اهميتي که جوامع امروز براي تداوم و بقاء خانواده و سلامت و سلامت عمومی افراد جامعه قائل هستند، بررسي مشکلات و عواملي که منجر به زوال خانواده و روابط نامناسب زن و شوهر مي‌گردد (شوارتز وگنز، 1980، ترجمه، شهروزي 1381) از اولویت های جوامع به شمار می رود.
برآوردها نشان مي‌دهند که در هر مقطع زماني، تعداد زيادي از مردم با سلامت عمومی دچار مشکلاتي مي‌شوند که ناخواسته بر روي زندگي فردي و اجتماعي آنها تأثير گذاشته و موجب کاهش عملکرد مطلوب آنها مي‌گردد. از سلامت عمومی تعاريف زيادي به عمل آمده که هر کدام با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي هر جامعه‌اي با ديگري متفاوت است. روان‌پزشکان، فردي را از لحاظ روان سالم مي‌دانند که بين رفتار و کنترل او در مواجهه با مشکلات اجتماعي تعادل وجود داشته باشد. در تعادل و بهداشت روان، انسان به تنهايي مطرح نيست بلکه آنچه که مورد بحث است، پديده‌هايي هستند که در اطراف او وجود دارند و بر مجموعه سيستم و نظام او اثر مي‌گذارند و از آن تأثير مي‌پذيرند (لئونارد سايم 1978، ترجمه از شاملو، 1372).
از عوامل ديگري که سلامت عمومي و جسمي را متأثر مي‌سازد، حمايت اجتماعي است. انسان در طول زندگي نيازمند محيطي صميمي و نيز افرادي است که حامي او باشند. انسان براي اين که سلامت و سازگاري خود را از لحاظ فيزيکي در روان‌شناختي حفظ کند، نياز به روش‌هاي مقابله دارد که برخي از آنها به صورت رسمي يعني توسط مؤسسات مشاوره و مراکز سلامت عمومی و بعضي ديگر از جانب خانواده، دوستان و محيط اجتماعي وي تأمين مي‌شوند و هر چه ميزان دريافت کمک بيشتر باشد، سلامت عمومی فرد بيشتر و توانايي او در مقابله و سازش با مشکلات افزايش مي‌يابد (لئونارد سايم، 1978، ترجمه شاملو، 1372).
بنابراين برخورداري از سلامت عمومی به عوامل متعددي بستگي دارد که مهم‌ترين آنها احساس امنيت و خود ارزشمندي و فقدان اضطراب و افسردگي در محيط خانواده و اجتماع است. افرادي که دچار مسائل و مشکلات عصبي و رواني مي‌شوند، مضطرب،‌ افسرده، بلاتکليف و بي‌هدف بوده و در خود فرو مي‌روند و تداوم آن موجب مشکلاتي از قبيل آشفتگي و پريشاني فکر و عدم تعادل رواني مي‌شوند. با توجه به موارد گفته شده و عنايت به نقش سلامت عمومي و تأثير آن بر محيط خانواده، پژوهش حاضر در زمينه ارتباط به محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار انجام مي‌گيرد. به اميد آنکه اين پژوهش زمينه‌اي براي انجام تحقيقات بيشتر و گسترده‌تر را فراهم آورد.

1-2 بيان مسئله
سلامت عمومي يکي از مقوله‌هاي مهم در مباحث روان‌شناسي و روانپزشکي بوده و به سبب اهميت دوره بارداري، توجه به سلامت عمومي در زنان باردار از اهميت خاصي برخوردار است. بي‌ترديد عوامل متعددي بر سلامت عمومي افراد تأثيرگذارند، يکي از اصول اساسي در سلامت عمومي، شناسايي احتياجات و محرک‌هايي است که به نوعي منشأ بروز رفتار و اعمال انسان هستند. احتياجات ضروري انسان زنده فقط اکسيژن، آب و غذا نيستند بلکه احتياجات رواني مانند احساس امنيت، آرامش، تعادل رواني، احساس پيشرفت و برتري همگي از اصول سلامت عمومي هستند. کارل منيجر  مي‌گويد: «سلامت عمومی عبارت است از حداکثر سازش فرد با جهان اطرافش به طوري که شادي و برداشت مفيد و مؤثر و کامل وي را در پي داشته باشد». تودور  (1966: به نقل از رسولي، 80-1379) سلامت عمومی را ارتقاي عملکرد اجتماعي  و نداشتن علايم افسردگي  و اضطراب  تعريف کرده است.
سازمان بهداشت جهاني  (1948: به نقل از دي ماتئو و مارتين ، 2002: کرتيس، ترجمه کريمي، 1380) سلامت را چنين تعريف کرده است: حالت کامل سلامت جسماني، رواني و اجتماعي و نه فقط عدم حضور بيماري يا ضعف و سستي و شاخص‌هاي سلامتي ارائه شده در سال 2000 عبارت بوده‌اند از حرمت انسان، استقلال، مسئوليت فردي و اجتماعي، سطح سواد، اشتغال، امنيت، پاسخگو بودن مسئولين، خدمات بهداشتي و درماني که در بين 194 کشور عضو، ايران رتبه 96 را بدست آورده و در ارتباط با خدمات بهداشتي رتبه 54/1 را کسب کرد. به اين ترتيب ملاحظه مي‌شود که موضوع سلامتي افراد تنها در بيماري جسمي خلاصه نشده و به طور عمده در چارچوب سلامت عمومي و اجتماعي قرار مي‌گيرد. اضطراب و افسردگي شايع‌ترين مشکلات سلامت عمومي در جامعه هستند.
محيط خانواده ، عامل مهمي در تأمين نيازهاي رواني اعضاي خانواده به ويژه همسران است. اين عامل در بروز اختلالات نقش مهمي دارد. علاوه بر نقش مستقل محيط خانواده در آسيب‌شناسي اختلالات رواني، نقش مهمي در نحوه تأثير ساير عوامل سبب شناختي دارد. به عنوان مثال، فقر در محيط خانوادگي مثبت، تأثير منفي کمتري مي‌گذارد (اسنيک  و همکاران، 2007).
محيط خانواده، ويژگي‌هايي همانند ميزان اتخاذ قوانين براي مديريت خانواده،‌ قدرت تصميم‌گيري اعضاي خانواده،‌ ميزان توجه اعضاء خانواده‌، سلامت عمومی و نوع تعاملات آن و توجه اعضاي خانواده به ارزش‌هاي اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي را دربرمي‌گيرد (موس و موس، 1993).
هيچ مرحله‌اي از زندگي يک زن به اندازه دوران بارداري هيجان‌انگيزتر و شگفت‌انگيزتر نيست. در اين زمان موجود زنده در بدن مادر بوجود مي‌آيد، رشد مي‌کند و بالاخره پا به اين دنيا مي‌گذارد. در طول اين مدت بدن مادر و روحيات او دستخوش تغييراتي مي‌گردد که کاملاً بديع و يگانه است (مارگارت و اسپين لاي ، 1998).
دوران بارداري از حساس‌ترين دوره‌هاي زندگي زنان است و مهم‌ترين زمان براي بروز اختلالات خلقي و اضطراب محسوب مي‌گردد. دوره‌اي که در آن سه حوزه وسيع رواني، اجتماعي و زيستي دچار تحول مي‌شود. متأسفانه اکثر زنان ترجيح مي‌دهند که غم و اندوه و ناراحتي خود را به تنهايي تحمل کنند، زيرا باور آنها اين است که بايد خودشان را هميشه سالم نشان دهند. اغلب خانواده‌ها و دوستان آنان مشتاق بازگشت صريح زن به وضعيت قبل از بارداري، و همان سطح کارکرد قبلي خوب او هستند (کاترين و ويسنر، 2003).
در دوران بارداري جنين تحت تأثير حالات و روحيات مادر قرار دارد. سلامت عمومي و روحيات مادر نيز مي‌تواند تحت تأثير محيط خانواده قرار گيرد. مطالعات انجام شده حاکي از آن است که پژوهشي درباره ارتباط محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار انجام نشده است و اين پژوهش قصد دارد رابطه بين محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار را بررسي نمايد. بنابراین مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که آيا بين محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه‌اي وجود دارد؟

1-3 اهميت و ضرورت پژوهش
سلامت عمومي از جمله مفاهيمي است که امروزه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، که دايره شمول موضوعات آن هر روز فراگيرتر مي‌شود. عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انساني بسيار مشهود و فراوان است و در هر طبقه و صنفي و در هر گروه و جمعي، اشخاص نامتعادلي زندگي مي‌کنند. برخورداري از تعادل رواني به عوامل متعددی بستگي دارد که مهم‌ترين آنها احساس امنيت، کارآمدي و ارزشمندي، فقدان اضطراب و افسردگي، عملکرد اجتماعي بالا و سلامت و شادابي جسماني و رواني است. افرادي که دچار مسائل و مشکلات عصبي و رواني مي‌شوند مضطرب،‌ افسرده، بلاتکليف، بي‌هدف و فرو رفته در خود مي‌شوند و تداوم اين اختلالات ممکن است شخصيت فرد را در هم بريزد و مشکلاتي از قبيل آشفتگي و پريشاني فکر و عدم تمرکز حواس و کاهش توان يادگيري و در عملکرد فرد اختلال ايجاد شود(علي نياکروئي، 1382).
در هزاره سوم ميلادي، به علت پيشرفت‌هاي فناوري و تأثير مثبت آن بر سلامت و کيفيت زندگي انسان، بررسي و پژوهش در مورد مسأله سلامت و عوامل تأثيرگذار بر آن مي‌تواند بسياري از گره‌هاي فرو بسته و پيچيدگي‌هاي مربوط به بيماري‌شناسي، نحوه زندگي، ارتقاء سلامت جسماني و اجتماعي را بگشايد و در شنايايي عوامل تهديدکننده سلامت عمومی راهگشا باشد (ياريان، 1387).
با توجه به مطالب مطرح شده بالا به نظر مي‌رسد اگر عوامل مؤثر بر سلامت عمومي زنان باردار شناسايي گشته و به خوبي درک شوند، کمک زيادي در جهت بهبود سلامت عمومي زنان باردار خواهد شد. اما اگر در اين حوزه سرمايه‌گذاري انساني و مادي صورت نگيرد و سلامت عمومي زنان باردار مورد غفلت قرار گيرد مشکلات بسياري از جمله ناسازگاري‌هاي فردي، اجتماعي و تحصيلي‌ گريبان‌گير آنان مي‌گردد. لذا توجه به سلامت عمومي زنان باردار از اهميت ويژه‌اي برخوردار است براي رسيدن به اين هدف‌ها طرح و بررسي و همچنين برنامه‌ريزي اصولي براي تأمين سلامت عمومي در درون خانواده‌ها امري لازم است. بنابراين لازم است در جهت پيشگيري و ارتقاء سطح سلامت عمومی برنامه‌هاي مدرني را فراهم نموده و با اجراي اين برنامه‌ها، سلامت عمومي افراد را افزايش دهيم.
با استفاده از نتايج به دست آمده از اين پژوهش محيط خانواده مي‌تواند زنان باردار را آموزش داد و از طريق برنامه‌هاي رواني- تربيتي در حل مشکلات سلامت عمومي آنها را در زمان بارداري ياري دهد. و نيز راهکارها و الگوهايي را براي بهبود کيفيت زندگي، افزايش رفتارهاي سازگارانه و مقابله و کنار آمدن با بسياري از عوامل تهديدکننده سلامت عمومي فراهم آورد و پيرو آن سبب تدوين و انجام برنامه‌هاي پيشگيرانه در محيط خانواده گردد. بنابراين پرداختن به چنين بررسي‌ها و اخذ اطلاعات مهم و کاربست آن در محيط خانواده مي‌تواند مانع بسياري از ناکامي‌ها، شکست‌ها و آسيب‌هاي رواني شود.

1-4 اهداف پژوهش
اهداف اصلي
تعیین رابطه بین مؤلفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
 اهداف فرعی
1- تعیین رابطه بین به هم پيوستگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
2- تعیین رابطه بين بيان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
3- تعیین رابطه بین درگيري خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
 4- تعیین رابطه بین استقلال خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
5- تعیین رابطه بین جهت‌يابي پيشرفت خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
6- تعیین رابطه بین جهت‌يابي فکري- فرهنگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
7- تعیین رابطه بین جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
8- تعیین رابطه بین تأکيدات اخلاقي-  مذهبي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
9- تعیین رابطه بین سازمان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
10- تعیین رابطه بین کنترل خانواده و سلامت عمومي زنان باردار
11- تعیین رابطه بین مؤلفه‌هاي محيط خانواده و مؤلفه‌هاي سلامت عمومي زنان باردار

1-5 فرضيه‌هاي تحقيق
فرضيه اصلي
بين مؤلفه‌هاي محيط خانواده و سلامت عمومي در زنان باردار رابطه وجود دارد.

فرضيه‌هاي فرعي
1- بين به هم پيوستگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
2- بين بيان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
3- بين درگيري خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
4- بين استقلال خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
5- بين جهت‌يابي پيشرفت خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
6- بين جهت‌يابي فکري- فرهنگي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
7- بين جهت‌يابي فعاليت‌هاي تفريحي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
8- بين تأکيدات اخلاقي-  مذهبي خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
9- بين سازمان خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
10- بين کنترل خانواده و سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.
11- بین مؤلفه‌هاي محيط خانواده و مؤلفه‌هاي سلامت عمومي زنان باردار رابطه وجود دارد.

1-6 متغيرهاي پژوهش
متغير پيش‌بين هر متغيري است که به منظور تعيين اين مطلب که آيا در رفتار نفوذ مي‌کند يا نه مورد پژوهش قرار مي‌گيرد. در آزمايش‌هاي تجربي، متغير مستقل، متغيري است که به وسيله آزمايشگر و به منظور تعيين رابطه آن با پديده مورد مشاهده، دستکاري، کنترل، يا انتخاب مي‌شود. در پژوهش‌هاي غيرتجربي و همبستگي (پس رويدادي) که امکان دستکاري در آن وجود ندارد متغير مستقل متغيري است که فرض مي‌شود قبلاً دستکاري شده است (هومن، 1380).
در اين پژوهش محيط خانواده متغير پيش‌بين است.
متغير ملاک: متغير وابسته (ملاک) متغيري است که به منظور تعيين اثر متغير مستقل، مشاهده و اندازه‌گيري مي‌شود. متغير وابسته معمولاً جنبه‌اي از رفتار است که به خوبي تعريف مي‌شود و آزمايشگر آن را اندازه مي‌گيرد (هومن، 1380). در این پژوهش سلامت عمومی متغیر ملاک است.

1-7 تعريف مفاهيم و اصطلاحات پژوهش (عملیاتی و مفهومی)
تعريف مفهومي سلامت عمومی: سازمان جهاني بهداشت، سلامت عمومی را چنين تعريف مي‌کند: سلامت عمومی در درون مفهوم کلي بهداشت قرار مي‌گيرد و بهداشت يعني توانايي کامل براي ايفاي نقش‌هاي اجتماعي، رواني و جسمي. بهداشت، تنها نبود نقص يا عقب‌ماندگي نيست (به نقل از گنجي، 1384).
تعريف مفهومي سلامت عمومي: حالت عملکرد موفقيت‌آميز کنش رواني است که حاصل آن فعاليت‌هاي ثمربخش با ديگران، توانايي سازگاري با تحولات و کنار آمدن با ناملايمات است (گزارش رئيس بهداري آمريکا، 2000).
تعريف عملياتي سلامت عمومي: در اين پژوهش منظور از سلامت عمومي ميزان نمره‌اي است که فرد در پرسشنامه سلامت عمومي (GHQ28) بدست مي‌آورد.
تعريف مفهومي محيط خانواده: براي درک وضعيت عاطفي و رواني خانواده مي‌توان به سه محور کلي اشاره کرد که هر يک از آنها نيز داراي زير مقياس‌هايي مي‌باشند. اين سه محور عبارتند از: ابعاد حفظ سيستم ، ابعاد رشد شخصي  و ابعاد ارتباطي  (موس و موس، 1993).
محيط اجتماعي خانواده، شخصيت آن خانواده است، هر خانواده شخصيت منحصر به فرد يا محيط اجتماعي دارد که به آن خانواده انسجام و يکپارچگي مي‌دهد. مانند افراد، برخي خانواده‌ها دوستانه‌تر، برخي رقابت‌‌جو و برخي کنترل‌کننده هستند (موسوي، 1382).
تعريف عملياتي محيط خانواده: در اين پژوهش منظور از محیط خانواده ميزان نمره‌اي است که فرد در مقیاس محیط خانواده (FES) بدست مي‌آورد.
 
فصل دوم

پيشينه پژوهش
 
مقدمه
اين فصل به بررسي مباني نظري و همچنين تحقيقات انجام شده درخصوص موضوع حاضر اختصاص دارد. در اين فصل ابتدا سلامت عمومی و مؤلفه هاي آن، همچنين تعريف¬ها و تحقيقات انجام شده در حوزه نظري آن ارائه شده است. بخش دوم نيز به بررسي محیط خانواده و مؤلفه¬های آن اختصاص دارد. در بخش پاياني مروري بر سوابق تحقيقات انجام شده در خصوص موضوع حاضر در کشور ايران و خارج ارائه شده است.

بخش اول: سلامت عمومی
سلامت عمومی  و تعاريف آن

مشکل است بتوان يک تعريف دقيق و همه جانبه از سلامت عمومی ارائه داد يکي از دلايل آن دامنه وسيع نگرش‌ها و ديدگاه‌هاي افراد در سلامت است (کورتيس، 2000؛ ترجمه سهرابي، 1382).
معناي لغوي ريشة سلامتي، كامل بودن  است. اين واژه در زبان‌هاي انگلوساكسون‌ از ريشه‌اي گرفته مي‌شود كه واژه‌هاي كامل ، بي‌عيب  و مقدس  هم از آن گرفته شده‌اند(حسيني، 1370).  سلامت  سازه پيچيده‌اي¬است و منظور از آن تجربه و کنش‌وري بهينه روانشناختي مي‌باشد؛ اگر چه سؤال (حال شما چطور است» بسيار ساده به نظر مي‌رسد، نظريه‌پردازان معتقدند که موضوع سلامت بسيار پيچيده و بحث‌برانگيز است. از شروع تلاش‌هاي عقلاني آدميان تاکنون بحث‌هاي قابل ملاحظه‌اي در مورد تجربه بهينه و اينکه «زندگي خوب » چگونه بناء مي‌شود، صورت گرفته است؛ چگونگي تعريف ما از سلامت بر اعمال حکومتي، آموزشي، درمانگر، پدر و مادري کردن و همه تلاش‌هايي که با هدف تغيير آدمي براي بهتر شدن صورت مي‌گيرد، تأثير مي‌گذارد (رايان و دسي ، 2001).
کورسيني  (2002) بهزيستي را حالت نفي از خوب بودن که شامل شادماني، عزت نفس و رضايت از زندگي است تعريف کرده است. او معتقد است سلامت عمومی حالتي از ذهن است که به وسيله بهزيستي هيجاني، رهايي نسبي از اضطراب و نشانه‌هاي ناتوان‌کننده و ظرفيتي براي ساختن روابط سازنده و انطباق با درخواست‌هاي معمولي و استرس‌هاي زندگي مشخص مي‌شود (به نقل از توفيقي، 1386).
در فرهنگ پزشکي کمپل  (به نقل از پور افکاري، 1380) سلامت عمومی چنين تعريف شده است: احساس رضايت و بهبود رواني و تطابق کافي اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه. هم‌چنين در فرهنگ روانشناسي ريبر  (1995) شامل 2 صورت است:
الف: سلامتي رواني. زماني به کار مي‌رود که شخص داراي سطح بالايي از عملکرد سازگاري و تطابق عاطفي- رفتاري باشد به طوري که اين واژه مقابل واژه بيماري در حالت پزشکي منطقي و باليني به کار مي‌رود؛
ب: سلامت عمومی. هنر پرورش و نگهداري از سلامت عمومی (علوي، 1382).
کاپلان  سلامت عمومی را حالتي از بهزيستي احساس کنار آمدن با جامعه و رضايت‌بخش بودن موقعيت‌هاي شخصي و ويژگي‌هاي اجتماعي مي‌داند (بازرگاني، 1382). سازمان بهداشت جهاني(1948) سلامت عمومی را چنين تعريف کرده است: حالت سلامت کامل جسماني، رواني و اجتماعي و نه فقط عدم حضور بيماري يا ضعف و سستي (ديماتئو و مارتين  1998؛ به نقل از مير حکاک، 1382). دانشمندان در تبيين سلامت سه الگوي عمده پزشکي، محيطي و کلي نگر را برگزيده‌اند(ادلين و همکاران، 1999، به نقل از دانش‌‌نيا، 1386):
1) الگوي پزشکي : عقيده کلي الگوي پزشکي اينست که سلامت يعني فقدان يک يا چند مورد از موارد مرگ، بيماري، ناراحتي، ناتواني، نارضايتي که در انگليس به آنها "5D"  گفته مي‌شود. بنابراين اگر فرد بيمار در حال مرگ نباشد در حالت سلامت به سر مي‌برد. پيروان الگوي پزشکي عمدتاً بر تبيين زيست شناختي يک بيماري متکي بوده و تمايل دارند بيماري را بر حسب بدکاري اندام‌ها، سلول‌ها و ساير سيستم‌هاي زيست شناختي مانند بيماري کبد، قلب يا کم‌خوني و ... تبيين کنند.
2) الگوي محيطي : اين الگو از تحليل نوين اکوسيستم و خطرات محيطي به سلامت انسان پديد آمده است. در اين الگو سلامت بر حسب کيفيت سازش يافتگي فرد با محيط به هنگام تغيير شرايط تعريف شده است. اين الگو تأثيرات وضعيت اقتصادي، اجتماعي، آموزشي و عوامل محيطي چندگانه بر سلامت شخص را دربرمي‌گيرد. براساس اين رويکرد بيماري و عدم سلامت يعني ناموزوني انسان با تعاملات محيطي.
3) الگوي کلي‌نگر :‌ اين الگو سلامت را بر حسب کليت شخصي، و نه بر اساس بخش بيماري از بدن تعريف مي‌کند. الگوي کلي‌نگر، جنبه‌هاي فيزيولوژيکي، رواني، هيجاني، اجتماعي، معنوي و محيطي افراد و جوامع را شامل مي‌شود و بر سلامت بهينه، پيشگيري از بيماري و حالت‌هاي رواني و هيجاني مثبت، متمرکز است. بعضي از دانشمندان در تعريف و تبيين سلامت از نظريه سيستمي  سود مي‌جويند. براساس اين ديدگاه که در واقع تعبير ديگري از الگوي کلي‌نگر است، هر قسمت از سيستم مستقل بوده و زير عنصرهاي خاصي براي خود دارد، عنصرها به صورت تقابلي با همديگر ارتباط دارند به طوري که اختلال در تعادل حياتي در هر سطحي مستلزم سازش يافتگي کل سيستم است.
موضوعات سلامت عمومی شامل ارتقاء کنش‌وري بهينه و به همان ميزان، مداخله و کاهش نارسا کنش‌وري مي‌باشد. سلامت عمومی شامل دو بعد گسترده مي‌باشد: اول، سلامت عمومی شامل عدم حضور نارسا کنش‌وري در جنبه‌هاي روانشناختي، هيجاني، رفتاري و اجتماعي مي‌باشند. منظور از نارسا کنش‌وري، اختلال در زندگي روزمره است. دوم، منظور از سلامت عمومی، کنش‌وري بهينه در ابعاد روانشناختي و اجتماعي مي‌باشد(جدول 1-2 از کيوس و لوپز ، 2002؛ به نقل از سلطاني، 1383).
همانطور که مشاهده مي شود، ابعاد سلامت عمومی شناختي شامل: پذيرش خود ، رشد شخصي ، هدفمندي در زندگي ، تسلط بر محيط ، خود پيروي  و رابطه مثبت با ديگران  و سلامت اجتماعي شامل: پذيرش اجتماعي ، مشارکت اجتماعي ، مشارکت اجتماعي ، انسجام (چسبندگي) اجتماعي  و يکپارچگي اجتماعي  مي‌باشد.
جدول 1-2: ابعاد سلامت روان شناختی و اجتماعي
سلامت روان شناختي    سلامت اجتماعي
پذيرش خود: نگرش مثبت به خود، شناخت جنبه‌هاي مختلف خود،‌ احساس مثبت درباره زندگي گذشته خود.    پذيرش اجتماعي: نگرش مثبت نسبت به ديگر افراد جامعه و شناخت جنبه‌هاي مختلف ديگر افراد علي‌رغم اين که آنها گاهي اوقات به صورت پيچيده و گيج‌کننده رفتار مي‌کنند.
شکوفايي اجتماعي: باور داشتن به اينکه جامعه مثبت است، تفکر اينکه جامعه داراي توان بالقوه براي رشد مثبت است.    رشد شخصي: احساس رشد ممتد داشتن و توان بالقوه داشتن و گشاده‌رو بودن براي تجارب جديد و احساس دانش‌پذير و اثربخش بودن.
مشارکت اجتماعي: داشتن اين احساس که چيزهايي دارند که به جامعه بدهند. اين تفکر که فعاليت‌هاي روزانه‌شان براي جامعه باارزش است.    هدفمندي در زندگي: داشتن هدف و جهت در زندگي، معني دادن به زندگي در حال و گذشته، داشتن عقيده و باوري که به زندگي هدف مي‌دهد.
دلبستگي اجتماعي يا انسجام اجتماعي: دنياي اجتماعي را به صورت عقلاني، منطقي و قابل پيش‌بيني ديدن، علاقه‌مند بودن و توجه داشتن به جامعه و اجتماع.    تسلط بر محيط: داشتن حس صلاحيت و توانايي براي مديريت محيط پيچيده، توانايي انتخاب يا خلق زمينه‌هاي مناسب.
يکپارچگي اجتماعي: داشتن احساس بخشي از اجتماع بودن، احساس با هم بودن و حمايت شدن و اشتراک اجتماعات با هم.    خود پيروي: مستقل و خود مختار بودن و توانايي تنظيم رفتار از درون، مقاومت در برابر فشارهاي اجتماعي در مورد موضوعي خاص، ارزيابي خود به وسيله معيارهاي شخصي.
رابطه مثبت با ديگران: داشتن رابطه گرم، رضايت‌‌بخش و توأم با اعتماد به ديگران، توجه به سلامتي و خشنودي ديگران، قابليت احساس همدردي، عاطفه و صميميت با ديگران   
کيوس و لوپز (2002) ؛ به نقل از سلطاني (1383)
سلامت عمومی فقط عدم حضور اختلال نيست بلکه حضور و ارتقاء کنش‌وري بهينه شخصي مي‌باشد(کورتيس، 2000؛ ترجمه سهرابي، 1382). بدين ترتيب سلامت عمومی شامل توانايي انجام دادن وظيفه و اجراي مسئوليت‌هاي شخصي، قابليت برقرار کردن روابط انساني با ديگران، برداشت‌هاي واقع‌بينانه از انگيزه‌هاي ديگران و فرآيندهاي تفکر و انديشه‌هاي خردمندانه و منطقي است (هيلز ، 1997؛ ترجمه ميرزايي و همکاران، 1379). بايد توجه داشت که در اين راستا مباحث ديگري نظير سلامت هيجاني نيز مطرح مي شود و متعاقب آن سلامت عمومی مورد بحث است.
سلامت هيجاني به فهم هيجان‌ها و شيوه صحيح مقابله با مشکلات که در زندگي روزمره پديد مي‌آيد و چگونه تحمل کردن تنيدگي، اشاره دارد؛ به بيان ديگر سلامت هيجاني عبارت است از فزوني احساسات مثبت بر منفي. به طور کلي سلامت هيجاني به صورت دارا بودن «هويت از خود ايمن» و حس «توجه به خود مثبت» تعريف شده است. اين دو خصيصه جنبه‌هايي از حرمت خود مي‌باشند. حرمت خود مؤلفه اصلي سلامت هيجاني است و يکي از قوي‌ترين پيش‌بيني‌کننده‌هاي سلامت عمومي است.
مؤلفان مختلف تعاريف متفاوتي از سلامت عمومیشناختي ارائه داده‌اند. برخي از مؤلفان معتقدند که سلامت عمومیشناختي يعني «ادراک مثبت فرد از رويدادها و شرايط زندگي» اين تعريف به يک منبع رواني به نام «خوش‌بيني ارثي» اشاره مي‌کند (شي‌ير و کارور، 1985). فردي که به طور ارثي خوش‌بين است عقيده دارد که هر موقعيت و وضعيتي سرانجام نتيجه مثبتي خواهد داشت. ويسينگ، ون ادن (1994) در تعريف و تبيين سلامت عمومیشناختي يک عامل کلي را معين کردند که از طريق حس تعلق به زندگي، تعادل عاطفي و رضايت خاطر کلي از زندگي به صورت خودسنجي مشخص و اندازه‌گيري مي‌شود. آنها عنوان نمودند که سلامت عمومیشناختي يک سازه و پديده چند بعدي است که داراي خصيصه‌هايي مي‌باشد که اين خصيصه‌ها در حالت سلامت رواشناختي واجد حالات خاصي به شرح زير مي‌باشند:
- عاطفه : احساسات مثبت بر احساسات منفي غلبه مي‌کند.
- شناخت: زندگي قابل درک و قابل کنترل شده و رضايت کلي از زندگي تجربه مي‌شود.
- رفتار: وجود تجزيه، عمل، علاقه به کار و فعاليت و مبارزه طلبي بدون اجتناب از مشکلات محرز است.
- خودپنداشت: احساس خود ارزشمندي و توانايي اثبات وجود خود به منصه ظهور مي‌رسد.
- روابط بين شخصي: افراد از ديگران حمايت دريافت مي‌کنند، به ديگران اعتماد دارند و از مصاحبت و احساساتشان لذت مي‌برند.
 


منابع :


احدی، حسن و بنی جمالی، شکوه السادات(1371). روان شناسی رشد، مفاهیم بنیادی در روان شناسی کودک، تهران: انتشارات بنیاد.


افروز، غلامعلی(1371). مقدمه ای بر روان شناسی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
بازرگاني، روحيه (1382). بررسي و مقايسه مشکلات جنسي در زنان بارور و نابارور. پايان نامه کارشناسي ارشد روانشناسي دانشگاه تهران.

باقری، مسعود (1372). بررسی رابطه شیوه فرزندپروری با انگیزه پیشرفت، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شهید چمران.

بنی جمالی، شکوه السادات و احدی، حسن(1370). سلامت عمومی و عقب ماندگی ذهنی، تهران: نشر نی.

بهرامي، هادي، (1377). آزمونهاي رواني مباني نظري و فنون كاربردي. تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.

بهراميان، رضا(1374). بررسي تأثير نگرش‌هاي تربيتي والدين بر رشد اجتماعي دانش‌آموزان پايه اول راهنمايي شهر نجف‌آباد، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه تربیت معلم تهران.

بوالهری، جعفر(1374). برنامه های سلامت عمومی در هنر، مجله دارو و درمان، سال دهم، شماره 110، اسفند 1371، صص 18-12.

تهمتن، کلثوم(1373). رابطه شیوه های فرزند پروری والدین و انگیزش پیشرفت دانش آموزان، پایان نامه کارشناسی ارشد، روان شناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه شیراز.
توفيقي، گلبرگ (1386). بررسي مقايسه­اي سلامت عمومی و ويژگي هاي شخصيتي در زوج هاي بارور و نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروري نويد. پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي.

جوكار، بهرام(1379). چگونگي ادراك نوجوانان از همبستگي و اقتدار در خانواده واقعي و آرمان. چهارمين سمينار سراسري سلامت عمومی و اختلالات رفتاري كودكان و نوجوانان. دانشگاه علوم پزشكي و خدمات مهرماه- بهداشتي درماني استان زنجان.

حسيني، سيد ابوالقاسم (1370). اصول سلامت عمومی، مشهد: انتشارات دانشگاه علوم پزشکي مشهد.

حسینی، سید ابوالقاسم (1370). اصول سلامت عمومی، مشهد: انتشارات دانشگاه علوم پزشکی مشهد.

حسینی، سید ابوالقاسم(1378). مفاهیم و اهداف سلامت عمومی، فصلنامه اصول سلامت عمومی، شماره اول، سال اول، بهار.

خدارحیمی، سیامک(1374). مفهوم سلامت روان شناختی، مشهد: انتشارات جاویدان خرد.
دانش نيا، الهام (1386). بررسي اثر بخشي آموزش ايمن سازي در مقابل استرس بر سلامت عمومی دانشجويان دانشگاه اصفهان. پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي.

دلاور، علي(1386). مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، چاپ دوم، تهران: انتشارات رشد.

رضایی، محمد(1375). بررسي رابطه بين شيوه‌هاي فرزندپروري مادران(اقتدار منطقي، آزادگذاري و استبدادي) با بلوغ اجتماعي دانش‌آموزان پايه‌هاي اول، دوم و سوم مدارس راهنمايي اداره آموزش و پرورش منطقه 6 تهران در سال تحصيلي 74-75، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه تربیت معلم.
رمضان زاده، فاطمه؛ عابدي نيا، نسترن. (1383). اضطراب و افسردگي در ناباروري. تهران: انتشارات دانشگاه علوم پزشکي.

زارعان مصطفي و همکاران(1386). رابطه هوش هيجاني و سبك هاي حل مساله با سلامت عمومي، مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران (انديشه و رفتار)، ، 13، 2 (پياپي 49)، صص 166-172.
سارافينو، ادوارد پي. (2002). روانشناسي سلامت. ترجمه الهه ميرزايي و همکاران (1384). تهران: انتشارات رشد.

سازمان بهداشت جهاني(1372). مقدمه اي بر ادغام بهداشت روان در مراقبت هاي بهداشتي اوليه، ترجمه داود شاه محمدي و همکاران، تهران: انتشارات مجمع علمي و فرهنگي مجد.

ساماني، سيامك (1381). بررسي مدل علّي انسجام خانواده، استقلال عاطفي و سازگاري رواني. پايان نامه دكتراي تخصصي روانشناسي تربيتي، دانشگاه شيراز.

سامانی، سیامک(1378). تهیه و طراحی مقیاس فرآیندهای خانوادگی برای خانواده های ایران، مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، سال چهاردهم، شماره 2، صص 162-168.

سرمد، زهره و همکاران(1383). روش هاي تحقيق در علوم رفتاري، چاپ دهم، تهران: نشر آگه.
سيف، علي اکبر(1382). اندازه گيري، سنجش و ارزشيابي آموزشي، ويرايش سوم، تهران: نشر دوران

 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان