میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

پایان نامه بررسي موانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري


کد محصول : 10001733 نوع فایل : word تعداد صفحات : 106 صفحه قیمت محصول : 10000 تومان تعداد بازدید 231

فهرست مطالب و صفحات نخست


بررسي موانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري

فصل اول:(بيان مسأله و طرح پژوهش)
مقدمه
بيان مسأله
اهداف تحقيق
اهميت و ضرورت تحقيق
سؤالات ويژۀ تحقيق
تعريف عملياتی واژه ها
 

مقدمه :
تکنولوژی آموزشی درعرصه های متعدد کارايي خود را نشان داده است. هر فرد، سازمان يا نهادی که از روشهای پيشنهادی علم تکنولوژي آموزشی بهره گرفته، بيش از پيش بر بهره وری و اثر بخشی خود افزوده است.
تکنولوژی آموزشی در آموزش و پرورش به سان چراغی است که درپيش پای روندگان راه آموزش نهاده است، تا با پرتوافکنی خود راههای ناشناخته و تاريک را روشن سازد.
در جهان1 امروز تکنولوژی آموزشی به مفهوم رويکردی بر چگونگی آموزش در ارتباط با اهداف توانسته است باتکيه بر اصول و يافته های علمی و به ويژه روانشناسی يادگيری ، ابزار وسائل در دسترس را،اعم از اشياء ساده ای همانند گچ و تابلوی کلاس و يا دستگاه پيچيدهای مانند کامپيوتر، برای بهينه کردن آموزش و بالا بردن کيفيت آن به خدمت گيرد و علاوه براين ، شيوه هايي نشان دهد كه دانش آموزان با مطالب درسي خلاقانه برخورد كنندو با راهنمايي معلمان خويش ، اقدام به تهيه و توليد برخي از مواد آموزشي مورد نياز نمايند و در اين راه علايق و مهارتهاي خود را بكار گيرند تا نتايج مطلوب از آموزش حاصل شود .
امورزه منظور از تكنولوژي آموزشي ديگر كاربرد مواد آموزشي نيست ، بلكه به معناي مهندس آموزشي ، طراحي و معماري آموزش است . به ديگر سخن مهندسي يك فرايند تعليم و تربيت است . بنابراين همانطور كه يك ساختمان نياز به طراح و مهندي و معمار دارد ، يك نظام آموزشي نيازمند تكنولوژي آموزشي است
-والتر، اي، ويتيچ- چارلز، اف، شولز، تكنولوژي آموزشي(ماهيت و كاربرد) ترجمه ايرج اعتماد، شيراز- رهگشا- 1373 ص9.
از طرف ديگر ، در زماني زندگي مي كنيم كه هيچ يك از معلمان به تنهايي قادر نيست با تغييرات موجود حتي در رشته هاي تخصصي پيش برود تنها جبران فاصله سرعت تحولات و عقب ماندگي  هر انسان مددجويي از وايل مختلفي است كه تكنولوژي نوين در اختيار ما قرار داده است . لذا درمي يابيم كه اگر آموزش و پرورش برپايه علمي استوار نباشد هرگز به صورت فعاليتي ثمر بخش و موثر در نخواهد آمد و هميشه به شكل كاري بي نظام و آشفته باقي خواهد ماند ، به عبارت ديگر پايبند بودن به آموزش سنتي و بدون توجه به آخرين تغييرات و تحولات علمي تنها تنها نتيجاي كه مي تواند داشته باشد تربيت دانش آموزاني با سواد اندك و غير كاربردي است كه هيچ گونه تأثير مثبتي،نه در زندگي شخصي خود و نه در توسعه اقتصادي كشور نمي توانند داشته باشند.
از طرفي متأسفانه هنوز مفهوم تكنولوژي آموزشي در جامعه آموزشي و پرورشي كشور ما به درستي شناخته نشده هنوز هم شناخت عدهء زيادي از معلمان از تكنولوژي آموزشي، همان وسايل سمعي و بصري يا كمك آموزشي است، در حاليكه اطلاع از مفهوم جديد تكنولوژي آموزشي مستلزم مطالعه از تكنولوژي آموزشي ، نظريات تدريس، يادگيري ، تحليل هدفهاي آموزشي، كارايي و جايگاه رسانه ها در امر آموزش است. و بر اين اساس بايد مسؤلان آموزش و پرورش كشور و معلمان و دست اندركاران تعليم و تربيت ضروت و شناخت و استفاده از تكنولوژي آموزشي را بيش از هر زمان ديگر

احساس كنند. چرا كه پيشرفت سريع و تؤام با جهش هاي بلند در علوم تكنولوژي در قرن حاضر وظيفة بسيار سنگيني را در قياس با ادوار گذشته بر دوش همه مسؤلان اجتماعي در سطح تصميم گيري به ويژه بر عهدة مسؤلان آموزش و پرورش كشور قرار داده است.
(( همچنين تكنولوژي در صورتي مي تواند حلال مشكلات و راهگشاي مسايل آموزشي باشد كه روي همه ابعاد شامل نظام برنامه ريزي درسي، نظام ارزشيابي، نظام استخدام و تربيت معلم، سازمان مدرسه ها ، سازمان مديريت و برنامه ريزي آموزشي است ، نكته حائز اهميت اين است كه بدبيني بسياري از معلمان نسبت به استفاده از وسائل و روش هاي نوين آموزشي ، خود عامل بازدارنده اي است كه بايد باملاحظات حرفه اي به خوش بيني تبديل شود ، البته دركنار آماده سازي تجهيزات سخت افزاري مورد نياز براي استفاده از روش هاي مدرن آموزشي ، آماده سازي معلمان براي مهارت ورزي در اين زمينه نيز يكي از چالش هايي ست كه توسعه تكنولوژي آموزشي با آن روبروست ، بااين حال دركنار عوامل تسهيل كننده و اميدوار كننده هم وجود دارد براي مثال رايانه در آموزش ابزاري ست براي تقويت و چاشني آموزش از طريق سخنراني و يادگيري ازطريق گوش دادن براي تبديل دانايي به توانايي ، دانش آموز بايد نقش فعالي رادرفرايند يادگيري ايفا كند . او نبايد براي دريافت اطلاعات ، تنها به كتاب درسي و سخنراني معلم دركلاس اكتفا كند ازاين طريق كمتر مي تواند آموخته هاي خود را در موقعيت هاي جديد به كار گيرد و مشكلي را حل كند .اغلب معلمان دانش آموزان را به شيوه سخنراني ( الگوي شنيداري ) آموزش مي دهند . در حالي كه امروزه نتايج روانشناسي يادگيري نشان مي دهد كه دانش آموزان در كلاس به شيوه هاي گوناگون
 ( شنيداري ، ديداري ، جنبشي ) ياد مي گيرند . حال اگر معلمي به شيوه سخنراني آموزش بدهد اكثر دانش آموزان در گروه ديگر از رهنمودها و آموزش هاي كلاسي  معلم محروم مي مانند و بي شك در يادگيري خود با مشكلاتي مواجه ميشوند . بنابراين براي فعال كردن دانش آموزان در كلاس در فرايند يادگيري ، معلمان بايد درشيوه هاي آموزشي خودتجديد نظر كنند . ( عادل يغما- مجله تكنولوژي آموزشي ) در نتيجه همانطور كه بالا گفته شد آموزش و پرورش نقش بسيار مهمي را در اين زمينه بر عهده دارد . اميدوارم با نگارش اين پايان نامه با عنوان « بررسي موانع يادگيري از تكنولوژي و وسايل كمك آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري » توانسته باشم گامي هرچند ناچيز در جهت شناخت موانع و محدوديت هاي موجود در بكار گيري تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و پيشرفت فرهنگ استفاده از تكنولوژي آموزشي در نظام تعليم و تربيت كشورمان برداشته باشم.
               
بيان مســاله :
تكنولوژي آموزشي در كشور ما تقريبا از دروس ناشناخته است ، با وجود تلاش هاي مسئولان آموزش و پرورش و بعضي از استادان من كه قدم هايي در اين راه برداشته اند ليكن در رابطه با شناخت تكنولوژي آموزشي و استفاده از آن در نظام كشورمان كمتر كار شده است و در نتيجه هنز هم شناخت عده زيادي از معلمان از تكنولوژي آموزشي همان وسائل سمعي و بصري يا وسايل كمك آموزشي است .
از طرفي دنيايي كه ما در آن زنگي مي كنيم پيوسته در حال تغيير است . پل لانكران1 در اين مورد چنين مي نويسد : « از يك دهه تا دهه ديگر ، انسان با چنان تغيير وسيع مادي، معنوي و اخلاقي در جهان روبرو مي شود كه تغييرهاي ديروز ديگر نمي توانند جوابگوي احتياجات امروز باشند، مضافاَ اينكه در اين مسابقة تغيير اغلب مغزها از تغيير سازمانها عقب مي مانند».
بنابراين آموزش و پرورش بايد قابليت يادگيري را در فراگيران ايجاد كند تا آنان بالقوه قادر به انطباق خود با شرايط حاصل از تغيرات مداوم دانش بشري باشند.از طرفي اين واقعيت را بايد پذيرفت كه ديگر عصر معلم به عنوان يگانه قادر مطلق و تنها نيروي صاحب اقتدار ياددهي برآمده و آموزش سينه به سينه، شيوه هاي سنتي تدريس و تكيه بر تئوري محض در يادگيري ، براي پاسخ گويي به زمينه هاي نامحدود پيش بيني نشده حاصل از تنوع تغيير در تحولات دانش بشري كارايي لازم را نداشته و جوابگوي ضرورتهاي آموزش زمان ما نيست، چرا كه شاگردان در عصر ما خارج از كلاسهاي درس در جريان فراگيري ناخداگاه وسايلي قرار مي گيرند كه تكنولو|ي آموزشي و تكامل مداوم آن به خدمت اجتماع گمارده است و به دنبال افزايش معلومات دانش آموزان سطح توقعات آنان از دانش و آگاهي معلمان به طور وسيعي بالا رفته است كه علاوه بر معلم، كتابخانه نيز به تنهايي نمي تواند منبع كسب اطلاعات دربارة همة علوم وفنون تازه دنيا آموزش و پرورش و نيازهاي آموزشي آنان باشد.
تنها راه غلبه بر اين بحرانها كه نظام آموزشي ما گريبانگير آن است ايجاد و بارور ساختن فرهنگ استفاده از تكنولوژي آموزشي و روش هاي نوين تدريس و طراحي منظم آموزش مي تواند تا حدودي ما را در رفع مشكلات ياد شده ياري نمايد.
با توجه به ضرورتهاي ياد شده و نياز مبرم و روزافزون نظام تعليم و تربيت كشورمان به تكنولوژي آموزشي، من نيز در اين تحقيق باتكيه بر تحقيقلت و يافته هاي علمي به بررسي موانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي پردازم .

1-اطهري راد، علائالدين-نقش تكنولوژي آموزشي در تسهيل مديريت مدارس، مجله رشد و تكنولوژي آموزشي سال دهم، شماره 3 آذر ماه سال74-73

اهداف تحقيق:
الف) بررسي موانع بهره گيري از تكنولوژي و وسايل كمك آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري از ديدگاه معلمان راهنمايي مرد و زن منطقه 15 شهر تهران .
ب) ارائه پيشنهادات و راهبردهاي عملي و كاربردي در زمينة رفع موانع و محدوديتهاي موجود در راه بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري.

اهميت و ضرورت تحقيق
تكنولوژي آموزشي براي گسترش آموزش و پرورش و آموزش عالي نقش بسيار مؤثر، كارساز و انكارناپذيري دارد.با گسترش تكنولوژي و وسايل كمك آموزشي از جمله تلويزيون، ويدئو، ميكروسكوپ ساده و الكتريكي و ايستگاههاي آموزش فيزيك و وسايل آزمايشگاهي در مدرسه و دانشگاه ، امكان آموزش دانش آموز و دانشجو را مي توان بسيار بالا برد.
به عبارت ديگر ، بدون بهرهگيري از اين ابزارها و امكانات آموزشي ، رشد و توسعه با معيارهايي كه اكنون در جهان مطرح است ناممكن خواهد بود و اين سؤال مطرح مي شود كه آيا مي توان دانش آموزان را فقط با كتاب و معلم يعني تنها از راه تئوري آموزش داد.
در شرح تكنولوژي آموزشي مي توان گفت وقتي قرار است دانش و تكنيك بار ديگر جهان را متحول كند، ما كه خود را در راه تئسعه مي دانيم و مدام از ضرورت تحقيق هدفهاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي آن داد سخن مي دهيم چگونه مي توانيم نقش تكنولوژي آموزشي را در تحول نظام آموزشي ناديده بگيريم و هم ابعاد و مفاهيم آن را بشناسيم . از طرفي نتايج به دست آمده از پژوهش هاي علمي نشان مي دهد كه دستاوردهاي آموزشي از نظر زماني دچار عقب ماندگي روز افزوني است و يگانه راه حل موجود توسعه هم جانب آموزش و پرورش است ، و در اين راستا همگام با تغيير نيازهاي آموزشي و اجتماعي فراگيران و رشد سريع جامعه، بايد برنامه ها ، روشها و وسايل آموزشي نيز دگرگون مي شوند ولي متأسفانه نظام آموزشي، مطابق با اين تغيير و نيازهاي متعدد آموزشي فراگيران پيش نمي رود.
تجربة شخصي در مدارس بيانگر اين واقعيت است كه اكثر معلمان نمي توانند و نمي خواهخند در فرايند تدريس به گونه اي سيستماتيك و از روي برنامه هاي از قبل تعيين شده بر خورد نمايند، به بيان روشن آنها تقريباَ در هر درسي و در هر كلاسي به ارائة مطالب و اطلاعات آن هم به روش سخنراني و با استفاده از حداكثر گچ و تخته كلاس مي پردازند در يك بررسي ساده در سال
 78-77 از تعداد 27 مدرسة راهنمايي در شهر تهران كه مورد بازديد قرار گرفتند، مشخص شد كه در 19 مدرسه مورد بازديد و سايلي از قبيل اورهد، پروژكتور، اسلايد، فيلم استريپ موجود بوده، ولي از حدود 7 سال پيش به اين سو به جز در موارد محدود عملاَ مورد استفاده قرار نگرفته اند در حالي كه تكنولوژي آموزشي مي تواند بازده آموزش را از لحاظ كمي و كيفي افزايش دهد و به آموزگار كمك كند تا از وقت محدود خود كه در اختيار دارد حداكثر بهره را ببرد مثلاَ: به كارگيري اصول تكنولوژي در يكي از مراكز آموزشي توانسته است زمان لازم آموزش افراد را 28% كاهش دهد، و در مجموع چيزي در حدود كل وقت لازم براي آموزش 235 نفر از افراد يك لشگر صرفه جويي كند.(پازوكي 1371)  
دربيان اهميت موضوع مضافاٌ اينكه امروزه سرعت اكتشافات و روش هاي علوم كاربردي چنان افزايش يافته است كه آموخته هاي دانشجوي يك رشته علمي هنوز فارغ التحصيل نشده كهنه مي شود آيا در چنين موقعيتي تربيت نسل جوان با همان روش هاو برنامه هاي آموزشي معمولي و سنتي مقرون به صرفه است ؟ آيا روش هاي آموزشي و برنامه درسي موجود دانش آموزان فرد را چنان تربيت مي كند كه آموخته هاي آنان براي جامعه امروز و فردا مؤثر باشد ؟ به نظر مي رسد كه مواد و محتواي درسي ، روشها و امكانات آموزشي، نظام ارزشيابي و امتحانات بايد به طور كلي نوسازي شود و اين كار از طريق تعريف و تشريح فسفه و اهداف آموزشي هر يك از رشته هاي علمي درسي ، به ويژه علوم و رياضيات در جهت كاربردي عملي نيست .
اگر مي خواهيم علم و تكنولوژي در كشور ما درون زا شود و پيشرفت آموزشي و اقتصادي و اجتماعي ما برپايه ارزش هاي خودمان استوار شود بايد اين كار را آگاهانه و در چارچوب برنامه هاي پيش بيني شده به طور جدي از آموزش و پرورش شروع كنيم و براساس امكانات و شرائط خاص خود بهتربيت انسان هايي با صلاحيت و ذهن پر با بپردازيم كه بتوانند مسائل را بررسي كنند و براي يافتن را حل هاي مناسب تلاش كنند و در برابر تغييرات غيرقابل پيش بيني توان مقابله داشته باشند ، و درست را از نادرست و سره از ناسره تشخيص دهند .
تحقق اين امر مستلزم آنست كه آموزش در مدارس برروش هاي علمي مبتني باشد و ارائه مطالب درسي و انتقال يافته ها علمي به دانش آموزان با شيوه هاي نوين انجام گيرد و فرهنگ استفاده از تكنولوژي را در جامعه آموزشي كشورمان بسط و گسترش دهيم و در وصول به اهداف تربيتي مطلوب از همه امكاناتي كه دراختيار داريم مدد جوييم ، و نهايتاَ تكيه عواملي را كه روي تدريس اثر مي گزارند شناسايي نمود كه از جمله اين عوامل مهم شناسايي و رفع محدوديت ها و موانع در بكارگيري تكنولوژي آموزشي در فرايند آموزش مي باشد . 

سؤالات ويژة تحقيق
سؤال1 ) آيا جنسيت معلمان يكي از علل موانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد ؟
سؤال 2 ) آيا ميزان تحصيلات معلمان مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟
سؤال3 ) آيا بي علاقگي معلمان نسبت به استفاده از وسايل كمك آموزشي مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال4 ) آيا فقدان كلاس هاي ضمن خدمت مفيد مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال5 ) آيا شيوه امتحانات و ارزشيابي درسي دانش آموزان كه تاكيد بر محفوظات دارد مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال6 ) آيا ميزان بودجه اي كه آموزش و پرورش براي تهيه وسايل در اختيار مديران قرار مي دهد مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال7 ) آيا عدم آگاهي معلمان از نقش رسانه ها و وسايل كمك آموزشي مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال8 ) آيا عدم همكاري مدير مدرسه در خصوص استفاده از رسانه ها و وسايل كمك آموزشي مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال9 ) آيا عدم همكاري راهنمايان تعليماتي در بكارگيري تكنولوژي آموزشي مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال10 ) آيا دسترسي نداشتن معلمان به رسانه ها و كمبود وسايل كمك آموزشي مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال11 ) آيا بي توجهي دست اندركاران مدارس به تشويق و ترغيب معلماني كه از رسانه ها و وسايل كمك آموزشي در امر آموزش استفاده مي كنند مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال12 ) آيا كمبود مديران متخصص در رابطه با هدايت معلمان به استفاده از رسانه ها و وسايل كمك آموزشي مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال13 ) آيا شيوه ارزشيابي نادرست از عملكرد معلمان مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال14 ) آيا كمبود وقت براي تدريس كتب درسي مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 
سؤال15 ) آيا تاكيد مدير مدرسه بر نظم سنتي در كلاس ها مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟ 

سؤال16 )آيا نبود نظارت مسئولان در مورد استفاده كردن يا نكردن معلمان از تكنولوژي آموزشي مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري مي گردد؟       

تعاريف عملياتي واژه ها
تكنولوژي آموزشي:
در سالهاي اخير به وسيلة سازمانها و گروههاي مختلف چندين تعريف از تكنولوژي آموزشي ارائه گرديده است كه كه سه موئرد از آن تعاريف به ترتيب با جزديات بيشتر در زير آمده است:
تعريف اول: تكنولوژي آموزشي عبارت است از توسعه، كاربرد و ارزشيلبي سيستم ها ، فنون و مواد آموزشي به منظور بهبود فرايند يادگيري انسان (شوراي ملي تكنولوژي آموزشي، انگلستان)
تعريف دوم: تكنولوژي آموزشي عبارت است از كاربرد ئانش علمي در زمينة يادگيري و شرايط يادگيري، به منظور بهبود اثر بخش و كارايي تدريس و تعليم . در نبود اصول اساسي علمي، تكنولوژي آموزشي از تكنيكهاي تجربي براي بهبود موقعيتهاي يادگيري بهره گيري مي كند (مركز ملي يادگيري برنامه ريزي، انگلستان)
تعريف سوم: تكنولوژي آموزشي عبارت است از روش سيستماتيك طراحي، اجرا و ارزشيابي كل فرايند يادگيري و تدريس بر حسب اهداف معين و بر اساس تحقيقات در زمينه يادگيري و ارتباطات انساني و به كارگيري منابع انساني و غير انساني به منظور فراهم آوردن يادگيري و آموزش مؤثرتر،پايدار و عميق تر(كميسيون تكنولوژي آموزشي، آمريكا)
به تعريفي ديگر تكنولوژي آموزشي عبارت است از: كاربستن روالي سيستماتيك براي طراحي ، اجرا و ارزشيابيكل فراگرد يادگيري و فرادهي با توجه به هدفهاي مشخص است. تكنولوژي آموزشي تركيبي از منابع انساني و غير انساني را به منظور برقراري آموزشي مؤثر لازم مكي داند.(رخشان 1370)
در تعريفي ديگر تكنولوژي آمكوزشي آن قسمت از نظريه آموزش و پرورش است كه متوجه طراحي و توليد پيامهاي آموزشي براي بالا بردن بهره يادگيري است.(دونالد،پي،ايلي،1963)
در يك جمع بندي كلي تكنولوژي آموزشي شامل كليه فعاليتها و طراحي و سازمان دهي جديدي كه انسان را در پيش برد اهداف آموزشي ياري رساند و يادگيري را تسهيل كند و سرعت آن را بالا ببرد از جمله تكنولوژي هاي جديد آموزشي فناوري اطلاعات و آموزش از راه دور را مي توان نام برد.
مواد و وسايل آموزشي :
به كليه امكاناتي اطلاق مي شود كه مي توانند شرائطي را در كلاس به وجود آورند كه تحت آن شرائط شاگردان اطلاعات و رفتار و مهارت هاي جديدي را بدست آورند و همچنين بتوانند كيفيت تدريس و يادگيري را افزايش دهند ( كنعلي ، 1371 ، ص 61 ) .

وسايل كمك آموزشي :
اشاره به وسايل و امكاناتي دارد كه در يك نظام آموزشي به منظور تسهيل آموزش از آنها استفاده مي شود ، اين وسايل مي توانند از يك تكنولوژي پيشرفته تا يك وسيله ساده در تغيير باشد . ( علي اكبر تهراني ، 1371 ، ص 370 ).
اما در يك تعريف كلي وسايل كمك آموزشي به كليه ابزار و وسايلي گفته مي شود كه معلم را در امر تدريس ياري مي رساند تا آموزشي بهتر را در پي داشته باشد و دانش آموزان يادگيري بهتري را نسبت به موضوعات ، چه درسي و چه غير درسي خواهد داشت و آنها را نسبت به موضوعات درسي راغب تر خواهد كرد كه از وسايل ابتدايي از جمله كتاب هاي كمك آموزشي ، اوپك ، اورهد و مدل موكت تا كامپيوتر ...... را شامل مي شود .
كتاب هاي كمك درسي :
اين اصطلاح را براي كتاب هايي مورد استفاده قرار مي دهيم كه به صورت رسمي در كلاس ها تدريس نمي شود ولي مفاهيم درسي را باز كرده اند و راهنمايي در مورد حل تمرينات و درك مطلب و همچنين موضوعات اضافي نسبت به مفاهيم كتاب هاي درسي كه به منظور تقويت يادگيري ، فراهم كردن آموزش جبراني ، افزايش عمق يادگيري آسان سازي آموزش و كامل كردن آموزش توليد مي شود و به عبارت ديگر نقش معلم سوم را براي دانش آموز دارد .
تدريس :
عبارت است از تعامل يا رفتار هاي متقابل معلم و شاگرد براساس طراحي منظم و هدفدار براي ايجاد تغيير رفتار در شاگرد (‌نوروزي ، 1375 )
در كل به فعاليتي كه به منظور ايجاد يادگيري و تسهيل يادگيري توسط آموزگار طراحي مي شود و به صورت كنش متقابل انجام مي گيرد اطلاق مي شود .
موانـــع:
 محدوديت ها و تنگنا هاي شناخته شده در قابليت هاي منابع نيروي انساني و مواد و لوازمي كه در كار طراحي ، ايجاد نگهداري يك سيستم دخالت دارد . ( صمدي راد ، 1372 )
محتــوي:
اصول ومفاهيمي است كه به شاگردان ارائه مي شود تا ورود آنان را به فعاليت هاي آموزشي ميسر و رسيدن آنان را به هدف هاي اجرايي امكان پذير سازد ( شعباني ، 1371 )
يادگيـــري :
يادگيري را روانشناسان به تغييرات كم و بيش پايداري كه در اثر تجربه در رفتار فرد ايجاد شود اطلاق مي كنند . ( اعتماد ، 1373 )
بهره گيــري :
منظور بكارگيري و استفاده از هر گونه مواد و وسايل آموزشي در جريان تدريس به منظور حصول يادگيري مي باشد . ( توكلي ، 1376 )

مديران آموزشي :
منظور كساني هستند كه در تصميم گيري هاي آموزشي و پرورشي نقش دارند و رفتار و عمل آنان جريان  آموزش و پرورش را مستقيماَ تحت تأثير قرار مي دهد ( علاقه بند ، 1371 )
فراينـــد:
عبارت است از يك يا چند سري تغييرات متداوم ، كه اولاَ هدفمند بوده ، ثانياَ نياز به زمان داشته باشد ، ثالثاَ ابتدا و انتهاي آن مشخص نباشد ( نوروزي ، 1375 )

راهبردهاي آموزشـــي :‌
روش هاي ارائه ، تمرين وارزيابي با مشخص مردن شيوه هايي كه به وسيله آنها بازده يادگيري مطلوب در موقعيت آموزشي بدست مي آيد . ( رخشان ، 1370 )
آموزش و پرورش:
فعاليتي است مداوم، جامع و براي همه، براي رشد و تعالي انسان ، غناي فرهنگ و تكلمل جامعه، به بياني ديگر، فراگردي كه طي آن مجموعه اي از دانش هاي مرتبط و منظم همراه با عادات و مهارتهاي حاصل از آن انتقال مي يابد.(رخشان، 1370)
ارزشيابي و سنجش:
فرايندي منظم ، براي تعيين و تشخيص ميزان پيشرفت شاگردان در رسيدن به هدفهاي آموزشي مي باشد.(شعباني،1371،ص370)
و هم چنين سنجش به معناي برآورد ارزش چيزي است پس معلم بايد براي سنجش و ارزشيابي كلاس درس خود اقدامي مستمر داشته باشد تا متوجه شود كدام فعاليتها منجر به يادگيري يادگيرنده و كدام فعاليتها باعث شده يادگيرنده از آموزش بهره لازم را نبرده و سعي در تغيير آن داشته باشد تا به هدفهاي آموزشي مربوط دست يابد. البته ارزشيابي منوط به كلاس درس و شاگرد نيست بلكه ابعاد گسترده تري در سطح آموزشي و پرورش از فعاليت معلم دارد.
آموزش ضمن خدمت:
به مجموعة آموزشهايي گفته مي شود كه براي افزايش اثر بخشي و كارايي فرد به كارمندان رسمي و در حال استخدام يك سازمان ارائه مي شود، تا آنها را با اطلاعات جديد و فناوري هاي امروز آشنا سازد.

تعاريف تكنولوژي آموزشي
واژة تكنولوژي technology از ريشه يوناني كه « تكنو» به معني برخورد سيستماتيك با پديده هاي علمي و « لوژي» به معني شناخت چگونگي برخورد سيستماتيك با پديده هاي علمي گرفته شده است. در لغت نامة وبستر از تكنولوژي به معناي كاربرد دانش يا يافته هاي علمي براي مقاصد آموزشي، يا برخورد سيستماتيك با آموزش بدانيم. ( علي آبادي،1375)
فرهنگ مك گروهيل، تكنولوژي را دانش و علمي سيستمي ميداند، كه تمتم فراگردهايي را كه با مواد سروكار دارند، در بر مي گيرد. در اين تعريف بر سيستمي بودن تكنولوژي تأكيد شده است. (مجدفر، 1371)
آلن ويليام، در سال 1960، تعريف ديگري ارائه داده است كه به علت اهميت و محتواي تعريف، در تكنولوژي آموزشي جايگاه ويژه اي به خود اختصاص داده است، او مي گويد:
« تكنولوژي آموزشي عبارت است از : طراحي، اجرا و ارزيابي نظام يافته جريان آموزش و يادگيري، همراه با تعيين هدفهاي مشخص و استفاده از تجربه تحقيقات در زمينه هاي يادگيري و ارتباط جمعي و به كار گرفتن مجموعه اي منابع انساني و غير انساني به منظور فراهم آوردن شرايط آموزش مؤثر».
دكتر داريوش نوروزي تكنولوژي آموزشي را رويكردي سيستمي مي داند كه فرايند ياددهي و يادگيري را كنترل مي كند. و رويكرد سيستمي systematical approach فرايندي است كه با استفاده از آن مي توان تشخيص نيازها، شناسايي مسائل ، تعيين شرايط و تعيين راه حلهاي مطلوب از بين گزينه هاي مختلف و انتخاب روشها و انتخاب ابزار اقدام نمود. (رخشان،1370)
تعريفي كه كميته تكنولوژي آموزشي در آكادمي ملي مهندسي آمريكا از تكنولوژي آموزشي مي كند چنين است: مجموعه اي از معلومات ناشي از كاربست علوم آموزشي و يادگيري در دنياي حقيقي كلاي درس، همراه با ابزارها و روشهايي كه كاربست علوم نامبرده در بالا را تسهيل كنند. (آرمزي ودال، 1353)
«سيلبر» silber در سال 1970 تعريف ديگري را ارائه مي دهد و به عوامل متشكله تكنولوژي اشاره و روابط بين آنها را تا حدي روشن مي كند ، او مي گويد :
تكامل«تحقيق و طراحي ، توليد ، ارزيابي ، پشتياني ، تدارك و به كارگيري » عوامل نظام آموزشي
 ( پيام ، افراد ، مواد ، وسايل روشها و محيط عمل ) ومديريت اين تكامل ( سازمان و افراد ) و به طريقي سيستمي براي حل مسائل آموزشي را تكنولوژي آموزشي مي نامند.
كه تعريف سيلبر از تكنولوژي آموزشي به صورت نمودار قابل توجه تر است.

«تعريف تكنولوژي آموزشي بصورت نمودار از نظر سيلبر»

تعريفي كه از تكنولوژي آموزشي مورد پذيرش همگان است ، تعريف جيمز براون و همكاران او در كتاب تكنولوژي رسانه ها و روشها(1977،ص2) مي باشد.
براون تكنولوژي آموزشي را «طراحي، اجرا و ارزشيابي سيستماتيك تمامي فرايند يادگيري و آموزش بر اساس هدفهاي مشخص و نتايج تحقيقات در زمينه هاي يادگيري انساني و ارتباط و هم چنين مجموعه اي از منابع انساني و غير انساني به منظور ايجاد آموزش مؤثر مي داند.(احديان،1378)

فصل دوم : « پيشينه و ادبيات تحقيق»

دلايل مقاومت معلمان در برابر تكنولوژي آموزشي

گذري بر تحقيقات صورت گرفته

ادبيات تحقيق

تاريخچة تكنولوژي آموزشي در جهان

تاريخچة تكنولوژي آموزشي در ايران

طراحي منظم آموزشي

تعريف طراحي منظم آموزشي

جايگاه طراحي آموزشي

الگوي طراحي منظم آموزشي

مواد و وسايل كمك آموزشي

نقش مواد و وسايل آموزشي در تدريس و يادگيري

تكنولوژيست آموزشي كيست و چه مي كند

وظايف عمومي تكنولوژيست آموزشي از نظر ميچل

زمينه هايي كه تكنولوژيست هاي آموزشي در آن فعاليت مي كنند

پيشينة تحقيق
(مروري بر تحقيقات گذشته)
مقاومت معلمان (1 )
         بنابر ادبيات ويژه تكنولوژي اموزشي و تجربيات مصرف كنندگان و توليد كنندگان وسايل آموزشي معلمان در كلاسهاي درس در برابر تكنولوژي آموزشي جديد آموزشي مقاومتهايي از خود نشان مي دهند،كه اين امر دلايل گوناگون دارد :
1.    مهمتر از همه، خصلت محافظه كارانة مؤسسات آموزشي
2.    هراس از اثرات تكنولوژي آموزشي بر نقش و بر مسؤليتهاي آنان
3.    خشكي و انعطاف ناپذيري دست اندركاران سخت افزارها
4.    عدم دخالت يا دخالت بسيار ناچيزمعلمان در تمام مراحل ساخت و ساز روشهاي آموزشي متأثر از تكنولوژي جديد آموزشي هنگام بحث در مورد محافظه كاري مؤسسات آموزشي «بيباي» پنج علت اساسي براي ايجاد حس مقاومت نزد معلمان در برابر نوآوريهاي فني برمي شمارد : ابهام در هدفهاي آموزشي ،كه باعث ترديد معلمان در كاربرد تكنولوژي جديد مي شود، سؤتفاهم يا سؤتعبير دربارة روشهاي اصلاحي، همبستگي معنوي با نظام هاي سنتي آموزش و پرورش، مجزا شدن از ديگران و پهن شدن حاشية كارايي و قابليت تطابق بين معلمان مختلف.
يك دليل ديگر مقاومت معلمان در هراسي نهفته است كه در برابر وسايل و ابزار جديد احساس مي كنند. معلمان از قبول مسؤليتهايي كه براي آن آمادگي قبلي نداشته باشند سرباز مي زنند . آنان اغلب نگران هستند كه مبادا تكنولوژي بجاي كمك و گسترش حرفه معلمي جانشين آن شود . آنان همچنين نگرانند كه مبادا آنچه
را كه«‌ جوهر هستي حرفه اي » خود مي شناسند ، از دست بدهند ، معلم از رقابت يك حريف غير انساني و شكست ناپذير وحشت دارد .
معلمان از خلال تكنولوژي آموزشي قدرت و نفوذ خود را دركلاس درس و نيز استقلال عمل و خصوصيت حرفه اي خود را در معرض خطر مي بيند و تكنولوژي را حائلي بين خود وشاگردانشان مي پندارند و بالاخره تنزل موقعيت شغلي ، از دست رفتن حس حق شناسي و اعتبار نظام و پيش بيني كاهش بازار كار نيز مسائلي هستند كه افكار معلمان را در برابر تكنولوژي آموزشي بخود مشغول مي دارند .
معلمان از نظر گاه هاي معنوي و مادي همان چيزهايي را از زندگي و كار انتظار دارند كه ديگران انتظار دارند و بنابراين تكنولوژي جديدآموزشي را تهديدي مي پندارند
براي الگو هاي سنتي و آينده حرفه خود .معلمان مي دانند يا احساس مي كنند كه وظيفه اموزشي دراثر كاربست تكنولوژي آموزشي تغيير مي يابد

-جيمزو آرفري- نورمن سي دال- پژوهشي در باره تكنولوژي آموزشي – ترجمه ناصر موفقيان تهران-فرانكلين1353
آنان بيش ازپيش مبدل مي شوند به كارشناسان تشخيص مسائل آموزشي ، به برنامه نويسان درسي به مديران فعاليت هاي آموزشي . ولي اگر معلم در موقعيتي كه متوجه « خلاصي حق شناسانه » از وظايف سنتي خود شد ، بدون شك با اشتياق از وظايف جديد خوداستقبال خواهد كرد . علاوه براين ، بعضي از معلمان واقعا صلاحيت لازم براي انجام وظايف جديد خود را ندارند و همين امر باعث تشديد هراس و خصومت و مقاومت آنان مي شود .
سومين دليل عمده مقاومت معلمان را در برابر تكنولوژي آموزشي وا مي دارد ، عبارت است از عدم حساسيت و جهالت توليد كنندگان ، فروشندگان و عرضه كنندگان وسايل و لوازم كمك آموزشي جديد . يك گروه مهندسي ويژه خاطر نشان مي دارد كه « بسياري از كوشش هايي كه براي كار برد تكنولوژي جديد آموزشي بكاررفته چيزي نبوده است جز انتقال تعبد آميز و خشك لوازم و دستگاه هايي از دنياي صنعت يا از دنياي تفريحات و نمايش ها ، به كلاس درس ، كاربرد اين لوازم اغلب بدون هرگونه توجه به روانشناسي معلمان صورت گرفته است ، در بسياري از موارد با نتايج نامطمئن و گاه حتي مخرب » فروشندگان تكنولوژي خيلي دير به فكر توليد سيستم هاي بديع و مفيد با قيمت مناسب افتادند ، ساختن فرايند آموزشي آنرا يا غني تر سازند .
چهارمين دليل عمده مقاومت معلمان در برابر تكنولوژي آموزشي اين است كه غالبا آنان نقش هاي درجه دومي در برنامه ريزي و استعمال تكنولوژي تدريس داشته اند و يا حتي گاه كاملا از جريان كار بركنار نگه داشته شده اند .
معلمان ، نه فقط در برنامه ريزي ، در برنامه نويسي درسي ودر تصميم گيري دخالت داده نمي شوند ، بلكه غالبا هيچگونه تعليمات نيز در كاربرد تكنولوژي جديد به آنان داده نمي شود . بدين طريق ظهور واكنش هايي مانند سردي و كناره گيري و خصومت يا مخالفت مغالانه امري بديهي خواهد بود .
« شوراي بين المللي توسعه آموزش در گزارشي يادآور مي شود كه مابطور كلي در آموزش معلمان خودبراي كاربرد وسايل ارتباطي جديد اهمال كرده ايم و اين امر با عوامل ديگر ، باعث شده است كه مقاومت در مقابل تكنولوژي جديد به صورت يكي از وجوه مشخصه بسياري از كلاس هاي درس درآيد . »
يكي ازموانع عمده كاربرد تكنولوژي آموزشي عبارت است ازآهنگ سريع تغييرات در زمينه تكنولوژي آموزشي است يك نوآوري جاري ممكن است خيلي زود كهنه شود ، به عنوان مثال ، تلويزيون كابل دار ، ضبط تصوير به طريقه ويدئو و آموزش به كمك كامپيوتر ، همه نماينده تغييراتي هستند كه مكن است به زودي سيستم فعلي پخش و انتشار راديو – تلويزيون را به صورت يك روش كهنه درآورند .
يكي ديگر از موانع عمده كاربرد تكنولوژي آموزشي : هزينه زيادانواع واقسام سخت افزارها بنابر عقيده اي كه درگزارش آكادمي ملي مهندسي منعكس شده است ،
چيز لازم در حقيقت « واحد كوچك و كم هزينه است كه شامل يك وسيله ضبط كم خرج و قابل استفاده براي دانش آموزان متوسط غير منفي باشد .......»
بنابراين مشكل است كه معلمان و مديران مؤسسات آموزشي را به سرمايه گزاري در تكنولوژي موجود دعوت كرد ، درحاليكه همه آنها مي دانند كه تمام سخت افزارهاي جديد و امروزي آنها تا دوسال ديگرممكن است به صورت چيزهايي قديمي و ازمد افتاده درآيند .
« جيمز ميلر » انجام پژوهش هاي دائمي رادرمورد تكنولوژي نرم افزارها ضروري مي داند .
« يوجين كوگان » اينطور نتيجه گيري مي كند كه كليد تكنولوژي آموزشي مؤثر ومفيد در نرم افزار نهفته است .
بدون پژوهش در مورد نرم افزارها نويدهاي خفته درلوازم ووسايل كمك آموزشي جديدهرگر شكوفا نمي شود .

گذري برتحقيقات صورت گرفته 
صاحب نظران معتقدند كه مسائل ومشكلات كشورهاي قاره آسيا درمورد كاربرد تكنولوژي آموزشي در مدارس رامي توان به شرح زير برشمرد :
1-    ناهماهنگي موارد تدريس شده بانيازهاي جوامع وغيرقابل انعطاف بودن اين مواد كه خودمانع گسترش مواد درسي درآينده است .
2-    كمبود مواد آموزشي مناسب .
3-    كمبود معلم ناصلاحيت و آموزش ديده .
كيوان سعيدي زند (1378 ) در مقاله اي تحت عنوان مسائل ومشكلات تدريس تكنولوژي آموزشي درايران مفهوم تكنولوژي آموزشي رادركشور ايران مورد بررسي قرار داده است و ضمن انتقادهايي در زمينه شيوه هاي تدريس تكنولوژي آموزشي در مراكز تربيت معلم و دانشگاهها اظهار مي دارد كه محدوه فهم تكنولوژي آموزشي در كشور ايران درترجمه چند كتاب وخريد دستگاههاي نورتاب وغيرنورتاب برون نرفته ، كه اين خود بيانگر نگرش نادرست نسبت به مفهوم تكنولوژي آموزشي است .
درادامه مقاله ضمن اشاره به تلقي نادرست دست اندركاران مسائل آموزشي از مفهوم تكنولوژي اظهار مي دارد ، تغييرات عمده اي كه دردهه اخير درايران انجام گرفته است تنها نام وسائل سمعي وبصري يا وسايل كمك آموزشي به تكنولوژي آموزشي را شامل شده است . آموزش ومفهوم تكنولوژي آموزشي دربسياري از مراكز تربيت معلم ودانشكدههاي تربيت نيز به همين ترتيب است ،دانشجو كه درطي تحصيل بايستي دست آوردهاي تكنولوژي آموزشي وشيوه هاي بكارگيري آنها رابشناسد و بكارگيرد ، به غيراز پاره اي از اصلاحات و تعاريف وتصاويري از سخت افزارها و نرم افزارها درك ديگري ازتكنولوژي آموزشي در حيات آموزش خود كسب نمي كند ودر پايان نتيجه مي گيرد كه طريق بهره گيري از تكنولوژي آموزشي مي توان به والديني كه باهم اقتصادي ، اجتماعي و نگراني نسبت به آينده فرزندان خويش مي كوشند تا مطلوبترين شرائط را براي ارتقا مدارج تحصيلي فرزندانشان فراهم نمايند كمك نمود .
خسرو قلعه نوعي1 از مقالات تحت عنوان تكنولوژي آموزشي وضرورت تحول در نظام آموزش وپرورش كه در شماره سال 1379- 1379 وشماره 20 سال تكنولوژي ش شده ضمن اشاره به ضرورت به كارگيري تكنولوژي آموزش دراكثر آحاد ونهادهاي جامعه متذكر شده است كه ازجمله نهادهايي روبه رو شده ، كمتر دستخوش تغيير و تحول شده است ، نهاد آموزش و پرورش مي باشد،سپس سوالي مطرح كرده اند كه چه عاملي يا عواملي باعث شده اند كه درطول اين مدت فضاهاي آموزشي ما بدونتغيير باقي بماند در صورتي كه انتظار معقول در آنست كه نطفه هرگونه تحول و نوآوري وابداع  اكتشافات ابتدا در فضاهاي آموزشي منعقد شده است و درهمين جا كند

1-شجاعي قلعه نوعي خسرو – تكنولوژي آموزشي و ضرورت تحول در نظام آموزش و پرورش- مجله رشد و تكنولوژي آموزشي- شماره هاي2،5 سال79-78
وسپس حاصل آن بصورت علم تكنولوژي آموزش به ساير نهادهاي جامعه عرضه گردد ايشان در ادامه بحث خود علل عدم رشد تكنولوژي آموزش و بكارگيري مناسب آن درنظام آموزش و پرورش ناشي از مشكلات مي دانند كه مبتلا به آن است . اهم اين مشكلات عبارتند از :
    الف ) افزايش متقاضيان آموزش و پرورش : كه اين خود نيز به دليل تغيير در نگرش مردم نسبت به تصميم و تربيت طي چند دهه اخير و افزايش سريع جمعيت مي باشد .
     ب ) توسعه هوم : اشيان به نقل از آقاي استر STEHOR  رئيس سابق دانشگاه اينديانا اظهار مي دارد كه پس از گذشت 5 سال ميزان علم و اطلاعات بشريت به جهان هستي به عنوان علم يا ناقص اند و يا كهنه ومنسوخ شده اند .
در ادامه بيان مي دارد كه در هرجامعه نقش انتقال ميراث فرهنگي نسل هاي آينده را نهادهايي آموزشي به عهده دارند ، ميراثي كه لحظه لحظه در افزايش است . بنابراين هرچه حجم آن بيشتر باشد ، دشواري و زحمت نهادهاي آموزشي بيشتر مي شود . اين ميزان زماني به روشني مشخص مي شود كه انتظار داشته باشيم جامعه هم در صحنه رقابت هاي علمي و بين المللي هماهنگ و پيشتاز باشد .
حضور در زمان ايجاب مي كند كه نهادهاي آموزشي ارتباط بسيار نزديك و مداومي با ساير محافل علمي و تحقيقي بين المللي داشته باشند و هرگونه تغيير و نوآوري و اكتشافات را بدون تاخير در زمينه علوم مختلف دريافت و دربرنامه تحصيلي و آموزش خود وارد كنند . نظام آموزش و پرورش ما به سبب حفظ قالب اوليه خود در ارائه خدمات آموزشي از جنبه هاي كمي و كيفي با دشواريها روبروست و از اين دشواريها مي توان افزايش متقاضيان توسعه علوم ، افزايش هزينه سرانه تحصيل ، جذب و نگهداري نيروي انساني كمبود فضاهاي آموزشي ناشي از آنها با تحولات علمي و تكنولوژي اشاره نمود و عوامل درون سيستم آموزشي است عبارتند از :
  الف ) كمبود نيروي انساني متخصص و نبود نظام ارزشيابي صحيح از كارشاغلان آموزشي
   ب  ) اعمال شيوه اي مديريت غيرعلمي
   ج  ) احداث واحدهاي آموزشي و ضوابط حاكم بر تاسيس آنها
    د  ) افت تحصيلي و اثار آن
    ه  ) توزيع ناعادلانه امكانات آموزشي
نعمت همت زاده1 در مقاله اي تحت عنوان لزوم به كارگيري تكنولوژي پيشرفته در آموزش و پرورش و موانع كاربرد آن در كشور ايران در مجله رشد تكنولوژي آموزشي شماره 4 سال تحصيلي (81 – 80 ) به موارد زير اشاره نمود :
1-    يكي از دلايل به كارنگرفتن تكنولوژي آموزشي در مدارس ونبودن متخصص كافي ومعلم تكنولوژيست است .

1همت زاده نعمت- لزوم بكارگيري تكنولوژي آموزشي پيشرفته در آموزش و پرورش و موانع كاربرد آن در ايران مجله رشد تكنولوژي آموزشي ،شماره4 سال1381
   2- نبودن انگيزه هاي كافي در بهره گيري از تكنولوژي آموزشي كه به نوعي با انگيزه هاي شغلي ودلايل ديگر ارتباط دارند ازجمله :
الف ) نبودن روان كار منظم و سيتماتيك كه خود سبب مي شود بعضي از ابزارها و وسايلي كه براي رسيدن به هدف اصلي قرارگيرند ، خود هدف واقع مي شوند : براي مثال امتحان كه وسيله اي براي هدايت و يادگيري خود هدف واقع مي شود و معلماني كه قبولي بيشتري بدهند يا بتوانند شاگردان را قالبي تر بار بياورند مورد تقدير قرار مي گيرند . همچنين اغلب مسئولان آموزش و پرورش كه از مراكز تربيت معلم بازديد مي كنند به جاي اينكه به اصول و فلسفه وجودي تشكيل اين مراكز و تحقيق اهدافي كه براساس آن اين مراكز ايجاد شده است ، توجه داشته باشند به ظاهر امر مي پردازند و تا به حال ديده نشده است كه از كيفيت برنامه هاي آموزشي و تدريس و ميزان بار علميدانشجويان اين مراكز و تحقيق اهداف اصلي وكارايي افراد فارغ التحصيل ارزشيابي دقيق و علمي به عمل آيد .
    ب ) مسائل اقتصادي و جاذبه هاي مادي نه تنها در كابرد تكنولوژي آموزشي بلكه در تمام ابعاد ديگر تعليم و تربيت تاثير مي گذارد و اين امر خود يكي از دلايل عمده افت تحصيلي نيز هست .
3 – اعمال شيوه هاي مديريت غير علمي و ناآگاهي مديران از مفهوم تكنولوژي آموزشي و نقش آن درپيشبرد و اهداف آموزشي و محافظه كاري و تحجر عده اي در قبال هر گونه تحول و تغيير  روشها و بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در امر تدريس و يادگيري .
4  - نبودن نظام ارزشيابي صحيح از كار معلمان به طوري كه ميان آن كه آب مي آورد با آنكه كوزه مي شكند ، تفاوتي موجود نيست .
5 – كمبود امكانات مالي و اقتصادي به منظور ايجاد و تجهيزات فضاهاي آموزشي مناسب .
6 – ساختار نا مناسب نظام تعليم وتربيت فعلي كه يك نظام معلم و به قول پائولوفر « يك نظام بانكي » است و از يك خصوصيات نقالي و نقابي برخوردار است چنين سيستم آموزشي به مفهوم جويدن آن بي نياز است .
7 – نبودن التزام هاي لازم و قانوني در بكارگيري تكنولوژي آموزشي به طوري كه هيچكس خود را ملزم به هيچ گونه حركتي در اين مورد نمي بيند .
 8 – نبودن التزام هاي لازم و فراهم نبودن موقعيت و زمينه مساعد براي بكار گيري تكنولوژي آموزشي .
 9-آگاه نبودن جريان معلمان وديگردست اندركاران ازنقش و تاثير و روش بكار گيري تكنولوژي آموزشي اصولا معلمان همان طور كه آموزش ديده اند ، همان طور آموزش مي دهند ، در حالي كه كارورزي و بازآموزي معلمان بايد مداوم باشد .
10 – رفتن معلمان به شغل دوم به منظور تامين هزينه اوقات آنان را اشغال مي كند و مجال تفكر و استفاده از تكنولوژي آموزشي را به آنان نمي دهد ، متاسفانه دانشجويان تربيت معلم از روزي كه وارد مراكز تربيت معلم مي شوند به تدريج يادمي گيرندكه چگونگي معلمي را به عنوان يك شغل چنيني بپذيرند و .........
11 – جايگزين غلط تخصص ها كه سبب هدررفتن سرمايه هاي ملي ميشوند و ميزان بهره دهي افراد را در جامعه به حداقل كاهش مي دهد .
12 – ازدياد نسل كودكان ، حضور سالانه يك ميليون كودك اضافي در مدارس و نبودن پيش بيني و برنامه ريزي آموزشي لازم و توسعه و تجهيز مدارس مطابق افزايش جمعيت .
دكتر علي اكبر شعاري نژاد1 در مقاله اي تحت عنوان چرا تكنولوژي ؟ در خصوص مشكلات كابرد تكنولوژي آموزشي يا تدريس كه در مجله رشد تكنولوژي آموزشي شماره  2/1 سال تحصيلي ( 72 – 71 ) درج شده است موارد زير را برشمرده است .
1 – تغيير فكر : تغيير كليشه اي هرگز به فرد اجازه نمي دهد در غير آنچه هست بينديشد ، كاربرد تكنولوژي با تفكر كليشه اي سازگار نيست .
2 – تغيير گرايش : معلم وقتي مي تواند روشهاي عادي خود را تغيير دهد و به صورت يك تكنولوژيست كار كند كه نسبت به تكنولوژي آموزشي گرايش يا نگرش مثبت داشته باشد و ضرورت استفاده از ان را صادقانه بپذيرند .
3 – تغيير عادات و روشهاي عادي : تغيير اين دو فرايند مستلزم تغيير عادات است و معلم ناگزير خواهد شد شيوه هاي معتاد خود را كنار بگذارد و با تحمل و صبر و حوصله جديد تدريس را كنار بندد .
4 – مطالعه مجدد در روانشناسي يادگيري : اين نكته اساسي را فراموش نكنيم كه تكنولوژي آموزشي محصول و مرهون يافته هاي جديد روانشناسي يادگيري يعني استفاده از وسايل فني آموزشي گوناگون با مباني روانشناختي است وچيزي نيست كه تحصيلات دانشمندان آن خلق كرده باشد . بنابراين يادگيري مؤثر اطلاعات و مهارتهاي متعدد و متنوع و روز افزون بدون استفاده از تكنولوژي آموزشي غير ممكن است .
براي اينكه معلم اين حقيقت رابپذيرد بايد مجددا به مطالعه روانشناسي يادگيري و اين درس در مراكز تربيت معلم كشور بطور جدي برگزار شود .
5 – مطالعه مداوم :معلم امروز نمي تواند به آنچه كه زماني آموخته ، قانع باشد و به همين اكتفا كند . بلكه ناگزير است هميشه در حال مطالعه همه جانبه باشد و معلمومات پيشين خود را كهنه تلقي كند . زيرا انسان معاضر نيازهاي علمي و روانشناختي خود را دارد واطلاعات كهنه و قبلي براي ارضاي آنها كافي نيست .
6 – تجديد نظر در مفاهيم درس : استفاده مؤثر از تكنولوژي آموزشي زماني امكان پذبر است كه در مفاهيم درسي تجديد علمي اساسي به عمل آيد نه اينكه مقدار صفحات كتابها كم

1شعاري نژاد علي اكبر، چرا تكنولوژي آموزشي؟ مجله رشد و تكنولوژي آموزشي، شماره2/1 سال تحصيلي 72-71

 يا زياد شود ، كارشناسان يا برنامه ريزان درسي و معلمان ناگزيرند بدانند كودكان و نوجوانان
امروز به چه مفاهيمي ، در علوم و متون مختلف نياز دارند تا اموروز و فردا از زندگي مطلوبي برخوردارند .
7 – كشف وسايل ، روشها وتكنيك هاي آموزشي : معلم معتقد به آموزش و پرورش و لزوم استفاده از تكنولوژي آموزشي ناگزير است پيوسته براي كشف وسايل ، روشها و تكنيك هاي آموزشي مؤثرتر بكوشد كه اين نيز طبعا چندان كار آساني نيست .

8 – ساخت وسايل : اين حقيقت را هرگز فراموش نكنيم كه وسايل ماشيني امروز ابتدا به صورت كامل نبوده اند و بتدريج و با گذشت زمان به اين صورت پيچيده و كامل درآمده اند . بنابراين ، هر معلم به خصوص در دوره ابتدايي و راهنمايي مي تواند بعضي وسايل آموزشي ساده را شخصا درست كند و دانش آموزان نيز مي توانند و حتي با اشتياق مي خواهند كه او را در اين امر ياري كنند . اين مستلزم تلاش و وقت بيشتر در خارج از كلاس است . وزارت آموزش و پرورش مي تواند با دادن امتياز معلمان به كشف و ساخت وسايل آموزشي و استفاده از آنها تشويق كند .
9 – كاربرد وسايل آموزشي :كاربرد مؤثر تكنولوژي آموزشي مستلزم يادگيري و تمرين است كه تشكيل كارگاه هاي ويژه معلمان در طول سال تحصيلي ( حتي در روزهاي كار نه در تعطيلات ) مي تواند مفيد باشد و دكتر علي اكبرشعاري نژراد  در انتها چنين نتيجه مي گيرد كه تكنولوژي آموزشي زماني به مدارس ما راه خواهد يافت :
_  معلمان با آن آشنا شوند و آن را دريابند .
_ به تكنولوژي آموزشي و ضرورت استفاده از آن معتقد باشند .
_ به اين اعتقاد عمل كنند زيرا عمل مظهر اعتقاد است .
حافظه باطني ( 1372 ) تحقيقي پيرامون بررسي ميزان استفاده از وسايل كمك آموزشي در مدارس استان آذربايجان شرقي انجام داده است . حاصل اين تحقيق كه زير نظر شوراي تحقيقات اداره كل آموزش و پرورش استان مذكورانجام گرفته به قرار زير مي باشد :
_ بالغ بر هشتاد درصد افراد گروه نمونه اظهار داشتند معلميني كه از تكنولوژي آموزشي در تدريس استفاده مي كنند مورد تشويق مسؤلين بالا قرار نمي گيرند .
_ وسايل كارگاه ها و آزمايشگاهي موجود در مدارس استان متناسب با تعداد دانش آموزان نيست .
_ بسياري از مدارس استان آذربايجان شرقي در تهيه وسايل كمك آموزشي با مشكلات مالي مواجه هستند .
_ بسياري از مدارس استان آذربايجان شرقي فاقد كارگاه آزمايشگاه ، و  كتابخانه بوده اند .
 پرويز مشايخي ( 1372 ) در رساله تحقيقي كارشناسي ارشد خود كه با همكاري اداره كل آموزش وپرورش استان مازندران در مورد عوامل بازدارنده استفاده از تكنولوژي آموزشي در فرايند بازدهي و يادگيري از ديدگاه معلمان ابتدايي انجام داده است به نتايج زير دست يافته است :
_ فقدان امكانات فيزيكي مناسب و تجهيزات آموزشي موجب عدم استفاده از آنهان گرديده است .
_ بسياري از آموزگاران با مفهوم جديد تكنولوژي آموزشي آشنايي ندارند .
_ بسياري از آموزگاران به اهميت تكنولوژي پي نبرده اند .
_ بسياري از آموزگاران به دليل سادگي اجراي روش سنتي برآن عادت كرده اند .
در تحقيقي كه جمشيد نظري(1372 ) با عنوان بررسي علل عدم تمايل معلمان به استفاده از وسايل كمك آموزشي زير نظر شوراي تحقيقات آموزش و پرورش استان كرمانشاه انجم شده به نتايج زير دست يافته است .
-    كمبود مواد و وسايل كمك آموزشي به اندازه و تناسب تعداد دانش آموزان و معلمان سبب عدماستفاده آنان از اين وسايل در امر تدريس شده است             
-    بين تعداد بشي از حد متعارف دانش آموزان در يك كلاس و عدم استفاده از وسايل رابطه معني داري وجود دارد .
-    معلمان به ثمر بخشي مواد و وسايل مك آموزشي به طور كلي اعتقاد دارند و علت عدم استفاده از اين وسايل را بايد در زمينه هاي ديگر جست و جو كرد .
-    آموزگاران به دليل نداشتن انگيزه هاي مادي و مالي و همچنين وضعيت نا مناسب مسكن و عدم تناسب بين درآمدها و هزينه زندگيشان با مشكل مواجه و از روحيه مثبت براي انجام وظيفه خود و نيز به كارگيري مواد و وسايل كمك آموزشي بر خوردار نمي باشند.
-    نارسايي هاي مديريت آموزشي، نظارت و برنامه ريزي در عدم استفاده معلمان از اين وسايل تأثير دارد، به علت عدم وجود تشويق و تذكر از سوي مسؤلان آموزشي امر به كار گيري وسايل به صورت امر مباح در آمده است. و نظارت و راهنمايي كافي صورت نمي گيرد و در مورد اين مسئله بيشتر به چند بازرسي تشريفاتي پرداخته مي شود.
-    عملكرد معلمان در استفاده يا عدم استفاده از وسايل به گونه اي عيني و قابل قبول سنجيده نمي شود .
-    تحقيقات علمي در زمينه ثمر بخشي مواد و وسايل كمك آموزشي صورت نگرفته و علاقه معلمان افزايش داده نشده و جو مناسب براي به كارگيري گسترده ومستمر از وسايل به عمل نيامده است.
-    وجود سازمان هاي غير رسمي بازدارنده براي استفاده از وسايل كمك آموزشي مؤثر مي باشد. يعني آموزگاران هنگام استفاده از وسايل احساس جدايي ازساير معلمان مي كنندونيز واكنش منفي ديگر همكاران خود مواجه مي شوند .
-    عدم آشنايي از نحوه وچگونگي بكار گيري وسايل كمك آموزشي و كاربرد رسانه آموزشي سبب گرديده تا بسياري از معلمان از بكارگيري اين گونه وسايل صرف نظر نمايند .
-    بين عدم استفاده از وسايل كمك آموزشي حجيم بودن برخي ازكتاب هاي درسي كمبود وقت لازم براي تدريس آن رابطه معني داري وجود دارد
-    سازماندهي محتوي برخي كتب به گونه اي است كه كاربرد اين وسايل را ايجاب نمي كند.
ماشاءالله و اشكاني فراهاني (1373 ) تحقيقي پيرامون موانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي از ديدگاه دبيران راهنمايي شهر اراك انجام داده كه اين تحقيق با عنوان پايان نامه كارشناسي ارشد برنامه ريزي درسي در دانشگاه تربيت معلم تهران ارائه گرديده است كه در آن موانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي را عوامل زير مي داند.
نتايج بدست آمده از اين تحقيق نشان مي دهد كه از ديدگاه دبيران مدارس راهنمايي عواملي چون : تعداد زياد فراگيران در كلاس _ عدم تأمين امكانات مالي و لوازم مورد نياز _ تهية وسايل آموزشي و كمبود وسايل و تجهيزات آموزشي _كمبود فضاي آموزشي مناسب _ عدم همكاري عوامل انساني موجود در مدارس از مهمترين عوامل بازدارنده در بهره گيري از تكنولوژي آموزشي است و كمبود وقت دبيران _  رعايت حفظ نظم در كلاس توسط دانش آموزان، نحوة نگرش مديران به تكنولوژي آموزشي و بي توجهي معلمين راهنما در استفاده معلمين از تكنولوژي آموزشي نسبت به عوامل ديگر كمترين تأثير بازدارنده را داشته است.
در تحقيقي كه محسن محسني ( 1374 ) درباره بررسي عوامل بازدارنده استفاده مطلوب از كارگاهها مدارس راهنمايي پسرانة استان اصفهان انجام داده است به نتايج زير دست يافته است .
-    هر دو گروه معلمان حرفه و فن و مسؤلان آموزش و پرورش و كمبود وسايل مورد نياز كارگاهي و نيز مواد مصرفي را يكي از مهمترين عوامل بازدارنده استفاده از كارگاه مي دانند.
-    تجربة ناكافي معلمان حرفه و فن و نداشتن متصدي كارگاه يكي از دلايل عدم استفاده از كارگاه مي باشد.
-    نبود ارزشيابي صحيح از فعاليتهاي علمي معلمان حرفه و فن يكي از دلايل عدم حضور در كارگاه است.
-    معلمان حرفه و فن اعتقاد دارند كه كتابهاي درسي حرفه و فن يكي از دلايل عدم حضور در كارگاه است.
-    معلمان حرفه و فن هر چند دچار كمبود درآمد و مشكلات و گرفتاريهاي اقتصادي مي باشند اما از شغل خود اظهار نارضايتي نكرده اند.
محمد توكلي (1374 ) در تحقيق كارشناسي ارشد خود با عنوان عوامل بازدارنده بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند ياددهي و يادگيري از ديدگاه دبيران راهنمايي شهر گرگان به نتايج زير دست يافته است.
-    صرف آشنايي با مفهوم جديد تكنولوژي آموزشي نمي تواند عامل كاربرد آن در موقعيتهاي عملي نشود و براي اينكار نياز به آموزش عملي مي باشد.
-    مشخص نبودن هدفهاي آموزشي و درسي مانع بهره گيري از تكنولوژي مي گردد.
-    ضعف و كم اطلاعي معلمان در زمينة دانش نظري و مهارتهاي عملي تكنولوژي آموزش مانع بهره گيري از آن در فرايند تدريس مي گردد.
-    عدم سازماندهي محتوا مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي مي گردد.
-    عادت معلمان به روشهاي غير فعال سنتي مانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي شده است.
در تحقيقي كه ضرغام يوسفي(1375)با عنوان بررسي موانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند ياددهي و يادگيري از ديدگاه دبيران دبيرستانهاي نظام جديد شهر شيراز و محدوديتها و موانع استفاده استفاده معلمان از تكنولوژي آموزشي را دلايل زير مي داند:
-    نتايج نشان مي دهد كه گروه نمونه دم تناسب حجم مطالب درسي با زمان تخصيص  يافته به آن و عدم دسترسي دبيران به رسانه و وسايل كمك آموزشي و بي حوصلگي و خستگي دانش آموزان و كمبود منابع مادي، كمبود نشريه هاي مفيد آموزشي در رابطه با تكنولوژي آموزشي و ناتواني دبيران درتهيه مواد و وسايل آموزشي از جمله مهمترين عواملي است كه بيشترين نقش بازدارنده را دربهره گيري از تكنولوژي آموزشي در مدارس داشته اند.
-    هم چنين ساير عواملي چون نگرش منفي دبيران به اهميت و ضرورت طرح درس، تأكيد بيش از حد بر رعايت مقررات آموزشي در ارزيابي از عملكرد دبيران نيز كمترين نقش بازدارنده را داشته اند.
منصور توكلي(1376): در رساله تحقيقي كارشناسي ارشد خود با عنوان علل عدم بكارگيري مواد و وسايل آموزشي در فرايند تدريس معلمان مقطع راهنمايي از ديدگاه مديران و دبيران مدارس راهنمايي شهرستان تويسركان به نتايج زير دست يافته اند:
-    به نظر پاسخ دهندگان آشنايي بامفهوم جديد تكنولوژي آْموزشي(آميختن رويكردهاي سخت افزاري و نرم افزاري) در بهره گيري از مواد و وسايل آموزشي در كلاس مؤثر مي باشد.
-    تجهيز ناكافي مدارس به مواد و وسايل آموزشي موجب استفاده كم و يا ناقص از اينگونه وسايل مي گردد.
-    عدم تناسب كتب درسي با مدت زمان لازم براي تدريس موجب استفاده كم يا ناقص مواد و وسايل آموزشي مي گردد.
-    آشنا نبودن معلمان با روشها و فنون تدريس پيشرفته موجب استفاده كم و يا ناقص مواد و وسايل آموزشي مي گردد.
-    عدم تناسب مواد و وسايل آموزشي با تعداد فراگيران موجب استفاده كم و يا ناقص مواد و وسايل آموزشي مي گردد.
-    و آخر اينكه به نظر پاسخ دهندگان ميزان سابقة خدمتي در ميزان بكارگيري مواد و وسايل آموزشي تأثير منفي ندارد.
حسن پور جوادي(1378 ) در رسالة تحقيقي كارشناسي ارشد خود با عنوان بررسي علل عدم بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند ياددهي از ديدگاه دبيران دوره راهنمايي تحصيلي شهرستان خوي به نتايج زير دست يافته است:
بهره گيري دبيران از تكنولوژي آموزشي و فرايند ياددهي با متغير هاي مهمي مانند ( وجود وسايل كمك آموزشي در مدرسه )، ( ميزان اعتقاد به سود مندي استفاده از وسايل كمك آموزشي ) ، ( متناسب بودن وسايل كمك آموزشي با موضوعات درسي ) ارتباط دارد .
قدرت حاجي حسنلو(1378 ) در رسالة تحقيقاتي كارشناسي ارشد خود با عنوان بررسي موانع بهره گيري لز تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري از ديدگاه معلمان ابتدايي شهرستان خوي به نتايج زير دست يافته:
به طور كلي عواملي چون آگاهي نداشتن معلم از نقش و اهميت رسانه ها – تجهيزات ناكافي و ناقص مدارس – عدم وجود شيوه هاي ارزشيابي صحيح از ميزان به كارگيري تكنولوژي آموزشي در مدارس – گسترش حجم مطالب در سي نسبت به زمان تخصيص يافته – فشارهاي اقتصادي ناشي از مسائل بيرون مدرسه بر معلمان بيشترين نقش بازدارنده را در كاربرد تكنولوژي آموزشي در فرايند تدريس و يادگيري ايفا مي كند.
فاطمه صغري دادپور(1380) رسالة تحقيقي كارشناسي ارشد خود تحت عنوان بررسي موانع بهره گيري از تكنولوژي آموزشي در فرايند ياددهي _ يادگيري از ديدگاه معلمان مقطع متوسطه شهرستان قائم شهر به نتايج زير دست يافته :
-    عواملي چون فقدان برنامه ريزي متناسب با اصول تكنولوژي آموزشي
-    تراكم دانش آموز و حجم زياد كتب درسي
-    عدم اعتماد دبيران و مديران به تأثير تكنولوژي آموزشي
-    نحوة ارزشيابي از كار دبيران
-    عدم درآمد كافي دبيران
-    پرهزينه بودن تجهيزات آموزشي
-    عدم اطلاع رساني مؤثر
-    ضوابط و مقررات حاكم بر مدارس نقش بازدارنده در استفاده از تكنولوژي آموزشي ايفا مي كند.
 


منابع :


1.      والتر، ای ويتيچ ، چارلز اف شولر، تکنولوژی آمکوزشی(ماهيت و کاربرد) ترجمه ايرج اعتماد شيراز، رهگشا، 1373ص9


2.      فردانش هاشم، مبانی نظری تکنولوژی آموزشی، تهران، سمت، 1373

3.      علی آبادی خديجه، مقدمات تکنولوژی آموزشی، تهران، پيام نور، 1375

4.      پازوکی ايرج، سلسله مباحثی در تکنولوژی و تکنولوژی آموزشی، تهران، انيس، 1370

5.      احديان محمد، مقدمات تکنولوژی آموزشی، تهران، آييژ، 1378

6.       امير شعبانی عباس، سلسله مباحثی در تکنولوژی و تکنولوژی آموزشی، تهران، انيس،1371

7.      مجدفر مرتضی، سلسله مباحثی در تکنولوژی و تکنولوژی آموزشی، تهران، انيس،1376

8.   حسينی زهرا، راهنمای عملی، طراحی، توليد و کاربرد مواد آموزشی، تهران، شرکت تحقيقاتی، انتشاراتی و مشاوره دانشيار،1381

9.      دلاور علی،روش تحقيق در روان شناسی و علوم تربيتی،تهران ويرايش 83

10.  اطهری راد علاءالدين، نقش تکنولوژی آموزشی در تسهيل مديريت مدارس،مجله رشد تکنولوزی آموزشی - سال دهم شماره 3 آذر ماه 74-73

11. شجاعی قلعه نوعی خسرو ، تکنولوژی آموزشی و ضرورت تحول در نظام آموزش و پرورش مجله رشد و تکنولوژی آموزشی ، شماره 5و2 سال تحصيلی 79-1378

12. همت زاده نعمت، لزوم بکارگيری تکنولوژی آموزشی پيشرفته در آموزش و پرورش و موانع کاربرد آن در ايران ، مجله رشد وتکنولوژی آموزشی ، شماره 4،سال 1371

13.  شعاری نژاد علی اکبر ، چرا تکنولوژی آموزشی ؟ مجله رشد تکنولوژی آموزشی شماره2 سال تحصيلی 72-71

14. مرعشی سيد منصور ، الگوي استفاده مؤثر از رسانه ها در آموزش ، مجله رشد تکنولوژی آموزشی ، سال يازدهم ، شماره7 ،فروردين ماه سال تحصيلی 75-74

15. رؤوف علی ، تکنولوژی آموزشی چرا ؟ (دسته بندی ابزارهای آموزشی) مجله رشد تکنولوژی آموزشی ، دوازهم ، شماره 6، اسفند ماه 1376

16.  مجله رشد و تکنولوژی آموزشی دوره نوزدهم وبيستم سال 83-82

17.  مجله رشد تکنولوژی آموزشی شماره های 3،2،1سال 85

18.  مجله رشد تکنولوژی آموزشی دوره بيستم فروردين ماه شماره7،سال 84

19.  رشد جوانه تکنولوژی آموزشی و کمک آموزشی بهار 85

 

 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان