میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

پایان نامه مقايسه رضايت مندي بين زنان شاغل ديپلم و غير شاغل ديپلم شهرستان آبيك


کد محصول : 10001735 نوع فایل : word تعداد صفحات : 124 صفحه قیمت محصول : 10000 تومان تعداد بازدید 933

فهرست مطالب و صفحات نخست


 مقايسه رضايت مندي بين زنان شاغل ديپلم و غير شاغل ديپلم شهرستان آبيك

مقدمه
ازدواج و تشكيل خانواده يكي از مسائل مهمي است كه در زندگي انسانها آثار فراواني از نظر رشد و ارتقا شخصيت و نيل به كمالات اخلاقي و انساني و همچنين حفظ بهداشت رواني و افزايش كارائي مي تواند داشته باشد . اثرات مطلوب ازدواج منوط به شرايطي است كه منجر به رضامندي از زندگي زناشويي و نهايتااز زندگي مي شود . شروع و آغاز بودن آدمي روي كره خاكي همراه خانواده بوده است . هر كدام از اديان الهي صرفنظر از نوع بينش آنها به حهان بدون شك با خانواده همراه بوده است . خانوادخ كانوني است كه در تامين ارزشهاي اجتماعي چون قدرت ، ثروت ، تقوي و احترام و … براي افراد مؤثر بوده و بهترين وسيله گسترش محبت در ميان افراد حامعه است .
خانواده نهادي است كه در طي تاريخ و در هر جامعه شكل يا ساخت و كاركرد و كنش معين داشته و اولين و مهمترين كنش آن تامين نيازهاي عاطفي اعضاء و ترويج و اشاعه اين نيازها از راه ايجاد روابط محبت آميز و دوستيهاي ژرف در ميان افراد جامعه است.
از نظر روان شناسي خانواده به عنوان اولين محيط شكل گيري شخصيت انسانها از اهميت فوق العاده اي برخوردار است . در اين رابطه آنچه كه بيشتر مد نظر روان شناسي است تاثير روابط والدين بر روي رشد سالم و متعادل عاطفي ، رواني اجتماعي و تحصيلي كودكان و يا رشد ناسالم و ايجاد اختلافات رفتاري و رواني و
. . . مي باشد. كودك بيشترين تاثير را از طريق تقليد از والدين و خانواده كسب
مي كند و بنابر اين ميتوان گفت پايه هاي اوليه سلامت و عدم سلامت جامعه در خانواده شكل مي گيرد . با تقريب بسيار خوبي پرداختن به خانواده و حل مسائل و مشكلات آن را مي توان به عنوان جهت گيري به سوي جامعه اي سالم و توانمند و مقاوم قلمداد نموده و رشد و تعالي جامعه را در بهبود اوضاع خانواده جستجو كرد.

موضوع پژوهش
 بررسي و مقايسه ميزان رضايت مندي زناشويي زنان شاغل ديپلم و غير شاغل ديپلم شهرستان آبيك در سال 81 .
اين تحقيق با ارائه پرسشنامه رضايت زناشويي ENRLCH (ضمائم) انتخاب شده است . كه به دو گروه از زنان شاغل و غير شاغل ديپلم در سال 81 انجام گرفته است تا مقايسه اي گردد بين رضايت مندي زناشويي كه به عنوان متغير وابسته و زنان شاغل و غير شاغل به عنوان متغير مستقل در نظر گرفته شده اند.
رضايت مندي زناشويي كه باعث ثبات و دوام زندگي زناشويي مي شوند و به طور مستقيم تاثير مثبتي بر خانواده داشته و در نتيجه به ايفاي درست كنش ها و نقش هاي خانواده منجر خواهد شد .

اهميت پژوهش
پيش از هر چيز بايد براي سلامت خانواده تلاش كرد چرا كه اگر خانواده سالم باشد افراد سالم تحويل اجتماع ميدهد و اگر خانواده آشفته و ناسالم باشد ، به افزايش جنايات ، بيماريهاي رواني ، الكلسيم ، اعتياد به مواد مخدر ، فقر اقتصادي و فرهنگي ، جوانان از خود بيگانه و بسياري ناراحتي هاي اجتماعي ديگر كمك مي نمايد. همه ما بايد سعي خود را در بهبود و پيشرفت خانواده به كار ببريم تا ميزان رضايت مندي زناشويي نيز بالا رفته و مشكلات اجتماعي بهبود يابد.
يكي از مسائل عمده حاضر افزايش سرسام آور طلاق مي باشد. بيش از %60 پيوندهاي زناشويي در آمريكا به شكست مي انجامد . در هر سال حدود 1 ميليون زن و شوهر از هم جدا شده و متوسط طول ازدواج و زندگي زناشويي در آمريكا 4/9 سال است .

اهداف پژوهش
به طور كلي هدف از پژوهش حاضر مقايسه رضايت مندي بين زنان شاغل ديپلم و غير شاغل ديپلم پهرستان آبيك در سال 81 مي باشد .
با توجه به اين موضوع كه پرسشنامه رضايت ENRLCH در مورد دو گروه ذكر شده انجام مي گيرد .

فرضيه هاي تحقيق :
فرض پوچ : ميزان رضايت مندي از زندگي زناشويي زنان شاغل ديپلم و زنان غير شاغل ديپلم هيچ تفاوتي وجود ندارد .

فرض تحقيق :
در ميزان رضايت مندي از زندگي زناشويي زنان شاغل ديپلم و زنان غير شاغل ديپلم رابطه معناداري وجود ندارد .

تعريف اصطلاحات و مفاهيم :
الف ) تعريف نظري : احساسات عيني از خشنودي و لذت تجربه شده توسط زن يا شوهر موقعي كه همه جنبه هاي ازدواجشان را در نظر بگيريد رضامندي يك متغير نگرشي است و بنابر اين يك خصوصيت فردي زن و شوهر ميباشد .

ب ) تعريف عملياتي : مجموعه احساسات عيني از خشنودي و لذت تجربه شده كه شخص به وسيله ميزان كاملا موافق -  موافق ، مخالف و كاملا مخالف بابيانيه هاي موجود و در پرسشنامه رضايت زناشويي از مقياسهاي به عمل مي آورد و ميزان آن از طريق محاسبه نمره در پرسشنامه برآورد مي گردد .

رضايت زناشويي بالا : وضعيت فردي است كه نمره او بالاتر از 70 باشد و نشانگر رضايت فوق العاده از روابط زناشويي بين همسران است .

رضايت زناشويي پايين : وضعيت فردي است كه نمره او كمتر از 30 باشد و نشانگر نارضايتي شديد همسران از روابط زناشويي است .

رضايت زناشويي متوسط : وضعيت فردي است كه نمره او بين 40 تا 60 باشد كه نشانگر رضايت نسبي و متوسط از روابط زناشويي همسران است .

متغيرها
متغير مستقل : زنان شاغل و غير شاغل ديپلم

متغير وابسته : رضايت مندي زناشويي
متغير كنترل : ازدواج تحميلي ، ارائه پاسخ هاي ساختگي به پرسشنامه و ناتواني در فهم موادتست در بعضي از آزمودنيها را مي توان مواردي از متغير كنترل محسوب كرد .

مقدمه :
«همسر خوب به منزله عصاي محكمي است كه در سنگلاخ حيات مي توان به آن تكيه نمود و هنگام بدبختي و فقر از مشفقت و غمخواري وي تسلي و دلداري يافت .»
                                    «ساموئل اسمايلز»
تشكيل كانون خانواده به عنوان يك هسته مهم و سرنوشت ساز اجتماعي يك ضرورت اجتناب ناپذير زندگي شرافتمندانه بشري مي باشد و نقش سعادت آفرين اين بنياد و نيز تاثير ويرانگر آن را روي زندگي انسانها و در نتيجه روي جامعه هرگز نمي توان ناديده گرفت . دكتر الكس كارل دانشمند زيست شناس بزرگ اجتماعي در اين باره مي نويسد : آينده يك ملت وبدبختي يا خوشبختي آن به ارزش خانواده و اجتماع بستگي دارد و هيچ چيز دشوارتر از قطع ريشه عادت مند اجتماعي افراد نيست . بنابراين براي تشكيل اين كانون مقدس و حفظ ارزشها و معيارهايي كه اين نهاد رابه نابساماني و مصائبي كه در جهان امروز افراد فراواني را به سرگذشتها و سرنوشتهاي دردناكي گرفتار ساخته است ، مطالعه ، دقت ، مقررات و مراقبت هاي حساب شده اي لازم است بكار گرفته شود زيرا جوامعي كه هم در تشكيل خانواده و هم در حفظ آن ،‌ موازين و مقررات عملي و نظري راناديده گرفته يا گاهي به كوتاهي و غفلت مبتلا شده و گاهي مرزها و چهارچوبهاي منطقي و انساني را بهم ريخته اند اكنون با حوادث تلخ و شرايط بسار سخت و غمباري دست به گريبان مي باشند .
خانواده كانون پذيرايي از نسل آينده است . در اين كانون نهال ارزشهاي انساني كه بذر آن در لحظه آفرينش در ضمير آدميان پاشيده شده است بايد رشد و نمو كرده درخت انسانيت به بار بنشيند . از اين رو هيچ يك از نهادهاي اجتماعي نقشي را كه خانواده در ساختار فكري – روحي و اخلاقي انسان دارد نمي تواند ايفا كند . نابساماني هاي اجتماعي در بسياري از موارد ناشي از نابساماني در خانواده هاست و سعادت يك اجتماع بستگي كامل به وجود خانواده هاي سالم و سعادتمند دارد در خانواده است كه انسان از لحظه هاي آغازين زندگي با تربيتي كه از پدر و مادر دريافت مي كند شكل مي گيرد و ناآگاهانه به مسيري خاص سوق داده مي شود . اگر خانواده ها نقش خود را به درستي ايفا نكنند نهادهاي اجتماعي ديگر اين خلاء را پر نمي كنند .

رضايت مندي زناشويي
بعد از پرداختن به خانواده و ازدواج و روابط زناشويي كه در قسمت هاي پيش مورد بحث و بررسي قرار گرفت حال بايد ديد رضايت مندي چيست ؟ و انديشمندان و متفكران آنرا چگونه تعريف مي كنند و چه عواملي را براي ايجاد و يا افزايش ميزان آن در خانواده ها ذكر مي نمايد .
شعاري نژاد مي گويد :
در رضامندي به آن حالت موجود زنده گفته مي شود كه تمايلات محرك وي به هدف خود رسيده اند ، احساسي كه شخص هنگام رسيدن به آرزوهايش پيدا مي كند و ينچ و ديگران معتقدند كه رضايت زناشويي انطباق بين وضعيتي كه وجود دارد و وضعيتي كه مورد انتظار است ، مي باشد طبق اين تعريف رضايت زناشويي وقتي وجود دارد كه وصعيت موجود فرد و روابط زناشويي با وضعيت مورد انتظار خود منطبق باشد .
سليمانيانبه نقل از هاكينز1 رضامندي زناشويي را چنين تعريف مي كند و احساسات عيني از خشنودي ، رضايت و لذت تجربه شده توسط زنان يا شوهر موقعي كه همه جنبه هاي ازدواجسان را در نظر مي گيرند .
رضايت يك متغير نگرشي است و بنابر اين يك خصوصيت فردي زن وشوهر محسوب مي شود . طبق تعريف فوق ، رضايت زناشويي در واقع نگرش مثبت و لذت بخش است كه زن و شوهر از جنبه هاي مختلف روابط زناشويي خود دارند . و نارضايتي زناشويي در واقع نگرشي منفي  و ناخشنودي از جنبه هاي مختلف روابط زناشويي است .
رضايت فرد از رابطه زناشويي موجب رضايت وي از خانواده شده و رضايت از خانواده در حكم رضايت از زندگي به طور كلي مي باشد .
اولسون2 و ديگران 1989 در اين زمينه مي نويسد :
سه زمينه كلي رضامندي وجود دارد كه با يكديگر تداخل داشته و وابسته به يكديگرند و عبارتند از رضايت افراد از ازدواجشان ، رضايت از زندگي خانوادگي و رضايت از زندگي بطور كلي .
تحقيقات اولسون و ديگران نشان داد كه رضايت زناشويي و رضايت خانواده در حدود %70 همبستگي دارند و رضايت از خانواده و رضايت از زندگي به طور كلي حدود %67 همبستگي دارند .
مزلو معتقد است شرط دست يافتن به تحقيق خود ، ارضاي چهار نياز مقدماتي تر است : 1 -  نيازهاي جسماني    2 -  نيازهاي ايمني 3 -  نيازهاي عاطفي و احساس تعلق 4 -  نياز به احترام

رضايت مندي زناشويي و خانواده
خانواده اصلي ترين نهاد هر جامعه اي محسوب مي گردد و هر خانواده را بايد خشت زيربناي جامعه . كانون اصلي حفظ سنت ها و ارزش هاي بالا و مورد احترام ، شالوده مستحكم مناسبات پايدار اجتماعي و روابط خويشاوندي ، مبداء بروز و ظهور عواطف انساني ، كانون صميمانه ترين روابط ميان افراد و مهد پرورش فكر و انديشه و اخلاق و تعالي روح انساني بحساب آورد . 
توسلي مي گويد :
خانواده يك واحد اجتماعي است كه در درون يك فرهنگ رشد مي كند و شكوفا مي شود و ضنانكه ارزشهاي برتر و هدف هاي متعالي كه رشد خانواده و تكامل جامعه را تامين مي كند و هنجارها و نرم ها و انتظارات و توقعات متقابل و رفتارهاي متكي بر ان كه پيوند ناگسستني با هدف ها و ايدئولوژي ها دارد . معنويت و كمال گرايي را در تعامل و همزيستي صرفا مادي خانواده وارد نسازد ممكن نيست به شناختي جامع از خانواده و جايگاه اعضاي آن دست يابيم .
هيچ جامعه اي نمي تواند از سلامتي برخوردار باشد مگر آنكه خانواده هايي سالم داشته باشد . تمامي آسيب هاي اجتماعي متاثر از خانواده است .

سن ازدواج
سن ازدواج در اسلام يعني سن تمتع و نكاح ، زماني كه دختر و پسر به سن مزبور مي رسند يا به اختيار مي توانند ازدواج كنند يا به احيار . به اختيار آنست كه درك مسؤليت خانوادگي را داشته باشند و بتوانند همسرداري كنند . پس سن ازدواج در اسلام اگر به اختيار بود در كلمه آمادگي خلاصه مي شود و با توجه به كلمه اختيار سن ازدواج يعني سني كه بتوانند به يكديگر خير برسانند . اما سن ازدواج به احيار ، زماني است كه پسر يا دختر متوجه مي شوند كه به علت نداشتن همسر ممكن است به گناه آلوده شوند . گناهان بزرگي چون زنا ، لواط ، استمناء ، چشم چراني و . . . و با توجه به كلمه احيار يعني تنسي كه بايد توسط يكديگر مهار شوند . ازدواج يك امر غريزي و طبيعي است و اينكه پروردگار مي فرمايد همه چيز را زوج آفريديم و امروزه نيز حتي به ماده و ضد ماده رسيده اند از كجا كه جمادات نيز نر و ماده نداشته باشند و روزي به عنوان نر و ماده معرفي نشوند ؟ به هر صورت بازار عرضه و تقاضاي ترد انسان تعطيل بردار نبوده و پاسخ به نداي قدرت بقاي نسل خاموش شدني نيست . اما در چه سني بايد صداي آمادگي و اعلام استعداد را بند نمود ؟ زمانيكه قدرتهاي دروني برانگيختگي را شروع مي نمايند و غدد مربوطه كار خود را آغاز و كانون هاي محرك مشتعل مي شوند و در اين زمان است كه به نظر اسلام با آن همه استقلال و آزادگي كه بهره و ويژه و حق و حقوق انسانهاست . چون اهميت گناه و آلودگي فوق العاده اي دارد چنانچه احتمال وقوع گناه مي رود استقلال و آزادگي به قيد و بند و جوب ازدواج درآمده او را به خانه تطهير و تمتع از همسر شرعي مي كشاند .

همسر يابي
اگر بخواهيم ليست كاملي از عواملي كه براي يك ازدواج موفق ضروريست ، در اينجا بياوريم ممكن است اين تصور را در ذهن افراد ايجاد كند كه انتخاب همسر مناسب بسيار دشوار است . خوشبختانه اكثر ما به ضرورت مقاومت در برابر احساسات عاشقانه و همچنين تعقل مفرط در هرامري واقف هستيم . نيز همواره در خاطر داريم كه اقدام به ازدواج يعني انجام يكي از مهمترين دستورات خداوند ، بنابراين بهتر است در مورد احساسات و عقل افراط نكنيم . در اينجا به طور خلاصه نكات مهمي را در مورد همسريابي ذكرمي نماييم :
احساسات عاشقانه و خصوصا((عشق در نگاه اول))نمي تواند به تنهايي ازدواج موفقي را تضمين كند . چرا كه تنها يك بعد از شخصيت طرف مقابل را در نطر مي گيرد و فرد عاشق علاوه بر ناديده گرفتن صفات منفي فرد مورد نظر بوسيله فرافكني و نسبت دادن صفات غيرواقع به او از واقعيت به دور مي افتد . اين نوع عشق ها دوامي ندارد ، مگر اينكه به تدريج در مقولا عشق به مفهوم تمام كلمه قرار گيرد . و ازدواج هاي مطلقا حساب شده نيز كه تنها به خاطر دلايل شغلي و رسيدن به پول و ثروت صورت مي گيرد قابل قبول نبوده و معمولا سرانجام خوشايندي نخواهد داشت . البته له دفعات مشاهدا شده است كه چنين ازدواجهايي صورت گرفته و زن وشوهر بعدا نسبت به هم علاقمند شده اند ، اما اكثريت عظيمي از چنين ازدواجهايي كه بر پايه عشق نادرست و غير منطقي بنياد نهاده شده، سرانجام خوشي نداشته است .
زن بايد قدر و ارزش همسر خود را بالا برد و اگر زني نسبت به همسرش قوي تر و باهوش تر و مجرب تر يا بيش از حد مسن تر باشد ، چنين وضعيتي براي مرد دلپذير و خوشايند نخواهد بود . طبيعتاً مرد بايد به همسر خود احترام بگذارد و هرمت او را حفظ كند . بهتر است كه زن مهربانتر بوده ، از احساسات پاكي برخوردار باشد ، نيز ذوق و سليقه و زيبايي شناسي بيشتري نسبت به همسرش دارا باشد .
از آنجائيكه ازدواج همچود يك موجود زنده مي باشد ، وجود مغزي متفكر و قلبي تپنده براي ادامه حيات آن ضروريست و در صورت عدم تعادل اين دو ، ازدواج به ناكامي خواهد انجاميد . نبايد كوركورانه تن به ازدواج داد و لازم است كه هر دو چشم را قبل از ازدواج حتما گشود و با دقت ، اقدام به انجام اين كار كرد . بنابراين شخص بايد از يك سو خود را در برابر فرافكني ها مصون دارد و از سوي ديگر كمال گرايي را رها كند . در اين گفته كه (( من صرفا به جنبه مثبت او تكيه خواهم كرد )) و سعي نمايد تا ديگران را آنطوري كه هستند ببيند . براي نشان دادن روي ديگر سكه بهتر است گاهي هم با سر و وضع نامرتب در برابر همسر آينده تان ظاهر شويد و خود را آنچنان كه هستيد به او نشان دهيد . در مورد عاداتي نظير طرز لباس پوشيدن ، سرگرميها و غذا خوردن افراط و تفريط جايز نيست ، چرا كه ممكن است بعدا نتايج ناگواري به بار آورد .
چه خوب است اگر بتوانيد همسر آينده تان را به هنگام عصبانيت ، بدخلقي يا دعوا و مشاجره ملاحظه كنيد ، در اين صورت مي توانيد به خوبي ابعاد ناشناخته ديگري ار شخصيت را بشناسيد . اگر پسري جوان ليوان شربتي را روي لباس تازه نامزدش بريزد يا روي كيف نو او بنشيند ، خيلي بهتر و راحت تر مي تواند به خصوصيات اخلاقي او پي ببرد ، تا اينكه هفته ها با هم به گردش بروند . در ازدواج هر يك از زوجين بايد خود را بدون كوچكترين چشمداني ، قرباني ديگري بكند . البته كسي نبايد صرفا به اين منظور ازدواج كند كه (( دخترها بايد به اين موضوع توجه داشته باشند .)) ازدواجي كه بر اساس ترحم و دلسوزي شكل گرفته باشد ، معمولا موجب عدم رضايت زوجين مي گردد .نبايد با كسي كه در او جذابيت نمي يابيد ازدواج كنيد ، نبايد با كسي كه از همراهي و دوستي با او خسته مي شويد و شوق ديدن روي او را نداريد ازدواج كنيد . نبايد با كسي كه چند خصوصيت ناپسند اخلاقي دارد و اميدواريد تا به مرور زمان از بين برود ازدواج كنيد . چرا كه ممكن است او هرگز دست از اعمال و رفتار زشت خود برندارد .
ازدواجهايي كه در آن ، زوجين معتقد به اديان مختلفي هستند مي تواند مشكلات عديده اي ايجاد كند در چنين مواقعي هر دو طرف بايد ، به عقايد يكديگر احترام بگذارند . در اين گونه ازدواجها تفاوت فرهنگ و نژاد نيز مسئله ساز است .
سعادت و شقاوت ، خوشبختي و بدبختي ممكن است عوامل مختلفي داشته باشد ولي به هر حال اين واقعيت انكارناپذير است كه يكي از مهمترين عوامل آن در محيط خانواده وجود همسز سازگار و قانع مي باشد كه زمينه سعادت را در سطح وسيعي فراهم كرده است و در خوشبختي را به روي انسان مي گشايد و احيانا عوامل نگونبختي و سيه روزي را خنثي و بي اثر مي سازد . پيامبر اكرم فرمودند : خداوند عزوجل فرمودند هرگاه بخاهيم براي يم نفر مسلمان خير دنيا و آخرت را جمع كنيم برايش دلي خاشع ، زباني ذاكر ، تني صابر و همسري صالح و باايمان قرار مي دهيم كه هروقت بر او نظر كند شادمان شود و اگر غايب و در بيرون از خانه باشد ناموس خود و دارائي شوهر را حفظ نمايد .
هدف اصلي ازدواج
ابتدا لازم است آيه اي مه بيان كننده هدف اصلي لزدواج مي باشد ذكر كنيم :
(( خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه )) (( خداوند همسراني براي شما از جنس خودتان بيافريد تا وسيله آرامش روحي شما باشد و با اينكار مهر و عاطفه را در ميان شما بوجود آورد . ))
همان طوري كه از آيه فوق بر مي آيد به طور جدي پيروان اسلام را به تشميل خانواده ترغيب نموده و از اجتناب و دوري از اين كار بر حذي مي دارد و آثار و منافع آن را رد اين جهان و جهان ابدي بازگو مي كند و مي توان گفت : ثمره اصلي ازدواج داشتن فرزندان صالح است و تمام لذائذ طبيعي و پاداش اخروي و انس و محبت ها در ميان زن و شوهر براي تحمل و تربيت توليد فرزندان استوار است و لذا روايات اسلامي پيروان خود را براي تزويج با افراد زايا تشويق نموده است و ازدواج با زنان نازا را منع مي نمايد . ازدواج براي انسان يك نياز طبيعي است و فوائد مهمي را در بر دارد كه اهم آنها عبارتند از :
1 -  نجات از سرگرداني و بي پناهي و تشكيل خانواده
2 -  ارضاي غريزه جنسي‌ ، غريزه جنسي در وجود انسان غريزه بسيار نيرومند و ارزنده اي است و به همين حهت نياز دارد به وجود همسري كه در يك محيط امن و آرام ، در مواقع احتياج از وجودش بهره بگيرد و لذت يره تامين صحثح خواسته هاي عزيز تا جنسي يك نياز طبيعي است كه بايد اجابت شود و الا ممكن است پي آمدهاي بد رواني و جسماني داشته باشد .
3 -  توليد و تكثير نسل : بوسيله ازدواج انسان فرزند پيدا مي كند . وجود فرزند ثمره ازدواج است و باعث تحكيم بنياد خانواده و آرامش و دلگرمي زن و شوهر مي باشد و به همين جهت در قرآن كريم و احاديث نسبت به ازدواج تاكيدات فراواني به عمل آورده است . مثال ، خدا در قرآن كريم مي فرمايد (( و از آيات خداوند اين است كه براي شما همسراني را آفريد تا با آنها انس بگيريد )) رسول خدا فرمودند : در اسلام بنايي برپا نشده كه بهتر از تزويج باشد . بنابراين هدف از ازدواج يك انسان ديندار بايد اين باشد كه با تعاون و همكاري همسرش بتولند نفس خويش را از گناهان و بدي ها و اخلاق زشت تهذيب نمايد و با عمل صالح و اخلاق نيك پرورش دهد تا به مقام شامخ انسانيت و تقرب به خدا نائل گردد و همسر شايسته و خوب و موافق براي رسيدن چنين هدف مهمي ضرورت دارد و انسان مومن كه با ازدواج تشكيل خانواده مي دهد و انس و محبت و آرامش و كاميابي هاي مشروع جنسي برخوردار ميشود و در نتيجه از انحراف و تمتعات غير مشروع و راه يافتن به مراكز فساد و اعتيادهاي خطرناك و ولگرديها و شب نشينيهاي خانمان سوز محفوظ و در امان خواهد بود و به همين جهت پيامبر اكرم و ائمه اطهار نسبت به ازدواج بسيار تاكيد نموده اند . رسول خدا (ص) فرمودند : هر كسي كه ازدواج كند نصف دينش را حفظ نموده است. همه اين تاكيدات براي اين است كه ازدواج و تشكيل خانواده يك واقعيت طبيعي و خطري است . انسانها بدون اينكه اختياري از خود داشته باشند و بر اساس تجهيزات دروني و طبيعي ، دختر و پسر به سوي يكديگر جذب مي شوند گويي دختر بدون پسر و پسر بدون دختر وجودشان ناقص است . اسلام هم بر اساس همين كشش هاي طبيعي آن دو را براي ازدواج و تشكيل خانواده ترغيب كرده است . هر انساني اگر همه نيازمنديهاي خود را برطرف كرده باشد ولي ازدواج نكرده باشد بدون ترديد احساس كمبود خواهد كرد . افرادي كه به ازدواج پشت مي كنند ناخود آگاه بافطرت و طبيعت خود به جنگ برخاسته اند . در نتيجه چون بر خلاف فطرت و حركت مي كنند با مشكلات و دشواري فراواني برخورد خواهند كرد ، زيرا تمايلات فطري به طور طبيعي بايد ارضاء شوند و اگر منع و ممانعتي به وجود آيد عامل پيدايش ناراحتي و تشويش خواهد بود پس دختر و پسر با برخورداري از تجهيزات طبيعي راهي جز ازدواج كردن و تشكيل خانواده و آشايي با شيوه همسرداري ندارند .

 ازدواج و رضامندي زناشويي
ازدواج در لغت به معني با هم قرين شده است و در اصطلاح عملي است كه پيوند بين دو جنس مخالف را بر پايه روابط پاياپاي موجب مي شود . بنابراين دو فرد از يك جنسبه طور موقت و چه دائم ازدواج خوانده نمي شود از سوي ديگر به تعريف ازدواح ، روابط جسمانتي بين دو انسان از دو جنس مخالف به خودي خود كافي به نظر نمي رسد . چه ازدواج مستبلم انعقاد قراردادي اجتماعي است كه مشروحيت روابط جسماني را موجب گرديده ، به بيان ديگردر راه تحقيق ازدواج بايستي شاهد تصويب جامعه باشيم .
كارلسون ازدواج را به صورت زير تعريف كرده است :
ازدواج فرايندي است از كشش متقابل بين دوفرد يك مرد و يك زن كه برخي شرايط قانوني را تحقق بخشيده اند  و مراسمي براي برگزاري زناشويي خود برپا داشته اند و به طور كلي عمل آنها مورد پذيرش قانون قرار گرفته و بدان ازدواج اطلاق شده است .
كلودوس استراس معتقد است كه :
ازدواج برخورداريست دراماتيك بين فرهنگ و طبيعت ، يا ميان قواعد اجتماعي و كشش جنسي گذشته از اين چهار خصلت و ارتباط جسماني ، تخالف جنسي ، پايايي و قرارداد اجتماعي ازدواج ارتباطي را مي سازد كه در مقايسه با ديگر ارتباطات داراي تامين بي نظير است . ديگر ارتباط انسان هر يك بعدي از ابعاد را مي پوشانند و حال آنكه زوجيت داراي ابعاد اقتصادي ، عاطفي و نيز رواني و اجتماعي است . به بيا ن ديگر همزيستي در  درون خانواده آنان را چنان گردونه اي از ارتباط مختلف قرار مي دهد كه به هيچ وجه قابل مقايسه با هيچ يك از ديگر ارتباطات انساني نيست . ازدواج و قراردادهاي ناشي از آن داراي نوعي تقدس است . برخي تا آنجا پيش مي روند كه تقديس زوجيت را مهمترين وجه تمايز آن از ديگر روابط بين انسانها مي دانند . بعضي از جوامع براي ازدواج ارزش بالايي قائل اند و به قدري آنرا مقدس شمرده اند كه حتي زماني كه ادامه زندگي مخل بهداشت رواني اعضاي خانواده مي شود طلاق را ممنوع كرده و زندگي مشترك زوجين را بر هم تحميل مي كنند .
ازدواج در زمره پيچيدا ترين روابط انساني است بدرستي ميتوان گفت هيچ كدام از روابط انساني داراي ابعاد وسيع و متعدد همانند ازدواج نيست . همان طور كه استراس مي گويد : ازدواج مظهر برخورد فرهنگ و طبيعت است .به بيان ديگر جامعه مي گوشد تا طبيعت را محار كرده و بر آن انگ فرهنگ بزنند .

مقاصد ازدواج و تاثير بر رضايت مندي
به طور كلي مقاصد ازدواج را ميتوان در اصول زير خلاصه كرد :
1 -  يافتن آرامش و سكون : ارضاي غريزه جنسي و اتكاء زوحين به يكديگر از عوامل عمدا ارامش محسوب ميشود .
الف ) غريزه جنسي : نياز جنسي با تغيير و تحولات جسماني در دوران بلوغ ظاهر ميشود كه بايد به شكل مناسبي ارضاء شود كه اين غريزه مايه آرامش رواني و فكري فري مي شود .
ب ) اتكاء زوحين به يكديگر : زندگي انسان در طول زمان به دلايل متفاوت فردي و اجتماعي داراي فراز و نشيب هاي بسياري است . گاهي فشارهاي ناهواسته بشدت انسان را تحت تاثير قرار مي دهد كه در اين هنگام انسانها نياز با اتكاء جهت دربافت آرامش دارند تا با همقكري و ياري يكديگر بتوانند به خوبي منافه و مشكلات را پشت سر قرار دهند بهترين كس براي اتكهء انسان است كه همراهي موجب آرامش رواني و جسماني انسان خواهد شد .

2-تكامل
انسان به دليل اينكه به تنهايي كامل نيست به جمع مي پيوندد تا نقايص خود را برطرف نمايد . از طريق ازدواج نيز زوجين نارسايي هاي خود را برطرف و موجبات پختگي و رشد همديگر را فراهم مي آورند .

3 - بقاي نسل
مهمترين عامل ادامه حيات بشري توالد و تناسل است كه آن نيز در سايه ازدواج و تشكيل خانواده ميسر است . در عين حال در خانواده تولد فرزندان سبب دلبستگي بيشتر زوجيت به همديگر و همچنين به زندگيشان مي باشد .

ازدواج به عنوان پديده اي اجتماعي :
ازدواج تنها پاسخ به نياز طبيعي نيست ، بلكه پديده اي به تمام معنا اجتماعي محسوب ميشود و از جمله شاخصهاي اجتماعي ازدواج يا ممنوعيت هاييست ، يعني قواعدي چند كه جامعه براي گزينش همسر فراهم مي سازد و تمرد از آن نيز عواقب جنايي به دنبال دارد . همچنين پيدايي محدوديت ها نيز از جمله شاخص هاي اجتماعي زناشويي است . جامعه بدون آنكه مجازات هاي مشخص قانوني در راه عدم رعايت برخي از موازين مرتبط با ازدواج وضع كند . مي كوشد تا در عمل كار گزينش همسر را سازماني مدون بخشد .

آثار و نتايج ازدواج و رضامندي زناشويي در اسلام
تمامي اديا ن الهي و آيين هاي مختلف مذهبي عنايت ويژه اي به خانواده نموده و آن را مقدس مي شمارند . زرتشت سه توصيه اخلاقي به پيروان خود نموده است
( پندار نيك ، گفتارنيك ، كردارنيك ) خانواده اولين محيط تربيتي براي انتقال مفاهيم والا به كودك و انسان شمرده مي شود . در كتاب عهد عتيق مباحثي به خانواده اختصاص يافته است .كليساي كاتوليك به وسيله تقديس ازدواج كوشيده از آن بكاهد و نتيجه عملي آن است كه ازدواج غير قابل فسق اعلام گرديده است . در اسلام كاملترين دين الهي ، خانواده به عنوان اولين هسته جامعه و نخستين مدرسه انسان سازي داراي تعريف و جايگاه ويژه است . اسلام خانواده را اجتماع كوچكي مي داند كه براي پياده شدن احكام الهي و مضامين آن شكل مي گيرد .
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان