میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

پایان نامه بين مردان بازنشسته و شاغل تفاوتي در ميزان افسردگي


کد محصول : 10001740 نوع فایل : word تعداد صفحات : 104 صفحه قیمت محصول : 10000 تومان تعداد بازدید 931

فهرست مطالب و صفحات نخست


 بين مردان بازنشسته و شاغل تفاوتي در ميزان افسردگي

چكيده تحقيق :
هدف از اين تحقيق آن است كه به اين پرسش پاسخي داده شود : كه آيا بين مردان بازنشسته و شاغل تفاوتي در ميزان افسردگي ديده مي شود يا خير ؟

فرضيه تحقيق :
به اين صورت مطرح شده است : ميزان افسردگي در مردان بازنشسته ،‌از ميزان افسردگي در مردان شاغل ، بيشتر است .
جامعه آماري در مورد پژوهش عبارت است :
از تحقيق روي 60 نفر (30 نفر شاغل و 30 نفر بازنشسته) كه با استفاده از روش نمونه گيري كه در دسترس است ، اين انتخاب صورت گرفته است كه در شهر نظرآباد زندگي مي كنند . براي اندازه گيري ميزان افسردگي ، افراد مورد مطالعه از آزمون يك استفاده شده است . براي تجزيه و تحليل از فرمول t استفاده شد ، كه معني دار بودن تفاوت افسردگي دو گروه مورد بررسي قرار گيرد .
نتيجه بدست آنده از فرمول t ، فرضيه تحقيق را تاييد كرد و نتيجه گرفته شد ، كه ميزان افسردگي در مردان بازنشسته ، به علت بيكاري بيشتر از افراد شاغل است .

مقدمه :
پيري روز به روز مسئله بزرگي در كشورهاي در حال پيشرفت و پيشرفته
مي شود . بخصوص افراد پيرو طرز زندگي آنان اكثراً مسائل رواني ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي پيش مي آوردند .
دوران پيري از نظر بهداشت رواني بسيار حائز اهميت است و از نظر پيشگيري بايد بخاطر داشت كه معمول ترين بيماري هاي رواني در افراد پير عبارتند از : پسيكوزهاي پيري ، اختلالات رواني ناشي از اختلالات عروقي ، كمبود اكسيژن و از بين رفتن فعاليت هاي عادي در مغز كه با كم شدن روابط اجتماعي ، از دست دادن مسئوليت ، تربيت دختران و پسران ، ازدواج وجدان شدن آنها ، بازنشسته شدن و از دست دادن نزديكان و اطرافيان توأم مي گردد .
همچنين بروز بعضي از اختلالات رواني ، رفتاري ، شخصيتي ، حافظه و عدم قدرت زندگي به تنهايي ، احتياج به حمايت ديگران و نظاير آن باعث شده است كه پيران را جزء بيماران رواني قلمداد و آنان را در بيمارستان رواني بستري نمايند .
با وجودي كه به عقيده بعضي ، مشكلات افراد مسن در نتيجه از بين رفتن اعمال طبيعي و عادي نسج و مغز است . ولي از دست دادن اعتماد به نفس ، ارتباط اجتماعي، مشكلات شغلي و حتي افراد خانواده يا فاميل مهمترين عامل هستند . شخص مسن اكثراً متوجه درون خود مي شود و افسرده مي گردد ، و دچار هذيان درباره كار دستگاههاي گوارش مي گردد .
احساس تنهايي مي كند ، علاقه و خبرگي خود را كم كم از دست مي دهد و در يك دايره معيوب قرار مي گيرد ، كه همان عوارض پيري است . خودكشي در پيران اكثراً گول زننده و با روشهاي خطرناك انجام مي گيرد . در 80 درصد موارد ، بعلت افسردگي و در بقيه موارد بعلت ابتلاء به بيماري هاي غير قابل علاج ، مسئله اقتصادي، تنهايي و غيره مي باشد .
انسان در هر مقطع زماني تابع گذشته ، حال ، و آينده است و تحت تاثير متغيرهاي دورني و دنياي خارجي خود قرار دارد . بطوري كه پژوهش هاي متعدد اخير، در مورد بيماري هاي شايع افسردگي نشان داده شده است ، كه ارتباط و پيوستگي نزديكي بين وقوع بيماري رواني و استرس هاي زندگي وجود داشته و
متخصصان باليني از ديرباز به رابطه مشكلات و حوادث يا ابتلاء به بيماري افسردگي پي برده اند .
پيشگيري از بروز اين عارضه ، كه تمام فعاليت هاي روزمره و افكار و اعمال فرد رابه مخاطره انداخته و مقدار قابل ملاحظه اي از نيروهاي انساني براي مدتي نامعلوم از كارايي باز مي دارد ، مستلزم درك و شناخت صحيح ، از مسئله مورد نظر و آگاهي از علل و عوامل مورد نظر و آگاهي از علل و عوامل ايجاد كننده آن مي باشد در اين تحقيق سعي شده ، شمه اي از مطالب مربوط به اين بيماري ، مطرح و سپس به وجود يا عدم وجود رابطه افسردگي در شاغلين و بازنشستگان پرداخته شود .

پيشگيري :
موثر ترين پيشگيري شايد اين باشد كه ، تغييراتي در سبك و روش زندگي و نگرش اجتماع ايجاد شود . فرد مسن فردي است قابل احترام ، و بايستي شغل مناسب و درخور استعداد داشته تا احساس كند كه هنوز فردي مفيد براي جامعه است .
استفاده از گردش هاي تفريحي ، ديدن موزه ها ، مساجد ، كليسا ، پاركها ، شركت در مسئوليت هاي خانوادگي مانند نگهداري و سرپرستي و حتي بازي با بعضي از حيوانات اهلي مانند : سگ ، گربه ، پرندگان ، دخالت دادن در كارهاي دسته جمعي مانند : نظافت ، حمام كردن ، جمع و منظم كردن تخت خواب و اطلاق از جمله كارهايي است كه باعث پيدايش اعتماد به نفس و اجتماعي شدن مجدد مي شود . مسئوليت هاي فوق ، باعث يادآوري خاطرات و تجربيات دوران فعاليت فرد در مراحل قبلي زندگي شده كه خود يك نوع روش درماني است .
سالخوردگان سالم ترين مدير ، راهنما ، مشاور و از بهترين متفكرين دنيا هستند . و مي توان گفت : دنيا با تفكر سالمندان و حركت جوانان اداره مي شود . و به افراد جوان ، بايستي آموزش داد كه با افراد پير ، چه روشي داشته باشند و چگونه از تجربيات آنها استفاده  كنند و همچنين آموخت ، كه روزي آنها نيز پير خواهند
شد .
افراد بايد در همان جواني ، به يادگيري حرفه اي مخصوص و مورد علاقه بپردازند ، تا پشتوانه اي براي زندگي آينده بشود ، و با جرات تمام وارد مرحله طبيعي زندگي كه پيري است بشوند .
فعاليت هاي موقتي و متناسب ، دادن حقوق بازنشستگي مكفي و كمك به ساير افراد خانواده و به كار گماردن او به طور نيمه وقت و يا چند روز در هفته در سازمانها يا موسسات بعنوان مشاوره مي تواند ، تضميني باشد براي آينده نگري بهتر و پيشگيري از عوارض وخيم دوران پيري . (ميلاني فر ، بهروز ، س 1375)

كتلر  مي گويد : كافي است كلمه «بازنشسته» را به دنبال يك شغل اضافه كنيم مثلاً (لوله كش بازنشسته) تا بلافاصله ، اعتبار شغل ياد شده پايين بيايد ».(گنجي،‌ حمزه، س 1371 ، ص 71 )
در گذشته ، بازنشستگي معرف يك استراحت استحقاقي بود ، در حاليكه امروزه مي تواند به فرضي براي آغاز يا ادامه شغل دوم تبديل شود .
زندگي فعال قبل از 20 سالگي آغاز مي شود و در 60 يا 65 سالگي پايان
مي پذيرد . در طبقاتي كه از نظر اجتماعي ، اقتصادي ممتازند سالهايي كه در دانشگاه سيري مي شود مي تواند ورود به زندگي فعال به عقب بيندازد ،‌در حاليكه در طبقات كم بضاعت ، كار مي تواند ورود به زندگي فعال را به جلو بيندازد .
بعضي اشخاص ، بيكاري را با عدم اشتغال به كار توليدي را گناه مي دانند و به هر قيمتي بايد از آن دور شوند . براي افراد مسن مهم است ، كه احساس كنند كه ديگران هنوز به وجود آنان محتاجند وقادرند كه به فعاليت روزانه خود ، البته در حد امكان ادامه دهند . اگر آنها تا اين درجه احساس اهميت و ايمني نمايند ،‌ به احتمال زياد به امراض رواني و جمعي كمتر مبتلا مي شوند ، كه در سنين آنها شايع است . دختران و پسران افراد مسن بايد ، به اولياي خود را كاملاً طرد مي كنند و نه اينكه خيلي بي اندازه به آنها توجه كنند‌ ، افراد اگر طرد شوند احساس نا امني و اضطراب و حقارت خواهند كرد و اگر بالعكس از آنها حمايت زياد شود ، احساس اتكاء و عدم اعتماد به نفس و استقلال در وجودشان شديد مي شود .
بعضي ها فكر مي كنند ، كه رفتار طبيعي و عادي افراد مسن ، مانند بي اعتنايي به لباس و غذا و خودخواهي و كم حوصلگي و متكي بودن به گذشته ، رفتارهاي غير عادي است . در صورتيكه اين گونه رفتارها ، اغلب در اثر عدم توجه اطرافيان بوجود مي آيد . ولي گاه دلايل جسماني ديگري كه ماهيت رواني دارد نيز موجود است و اطرافيان بايد به اين موضوع توجه داشته باشند .
اگر به افراد مسن اجازه فعاليت داده نشود ، به اجبار به مقدار زيادي در عالم رويا و خاطرات گذشته غوطه ور مي شوند .
در اين زمينه گلاتون  چنين مي گويد :
اگر زندگي روزانه افراد مسن با فعاليت هاي مفيد اشغال نشود ، سلامت جسماني و رواني آنان آسيب خواهد ديد . يك سوم از بيماران بستري در
بيمارستان هاي رواني اشخاص هستند ، كه چهل و پنج سال بيشتر ندارند و اگر پيران اجتماع ما زندگي بي ثمر و بيهوده را گذرانده دائماً در تخيلات گذشته غوطه ور باشند به احتمال قوي تعدادشان در بيمارستان هاي رواني روبه افزايش خواهد گذاشت . (شاملو ، سعيد ، س 1372 )
واكنش شخص به بازنشستگي و روش مواجه شدن وي با آن ، اثر مهمي روي سلامت رواني او دارد . در صورتيكه فرد احساس كند كه كار او تمام شده است و او ديگر قادر به انجام فعاليت مفيد نيست ، در اين صورت زمينه را براي كج خلقي ،
بي تفاوتي و افسردگي ديده مي شود .
اگر او احساس كند كه فردي زائد يا بي خاصيت است ، احساس عدم كفايت و و حقارت در او بيشتر مي شود .
واكنش به بازنشستگي با اشكال فوق ، موجب عدم كفايت و عدم سازگاري مي شود .
بنابراين شخص بايد به منظور استفاده از نيروي علاقة خود احساس اعتماد و رضايت خاطر را از كار خود ، به فعاليت ها و به كار و سرگرمي هايي ادامه دهد . او بايد علاقه منديهاي خود را حفظ كرده آنها را گسترش دهد . نقش فعالي را در مسائل و حوادث جاري اتخاذ نمايد و در بحث با دوستان ، نظرات خود را درباره آنها بيان كند . او بايد علاقه بيشتر نسبت به ديگران سعي كند به هر گونه تمايل براي افزايش خودبيني مقابله كند . (لينفورديس 1367-ص120)
تقريباً ، هر شخص در طول زندگي ، احساس افسردگي مي كند . اكثراما گاه وقت ها احساس غم و رخوت مي كنيم و به فعاليت هاي لذت بخش ، علاقه اي نشان نمي دهيم .
افسردگي پاسخ طبيعي ، آدمي به فشارهاي زندگي است . فشار رواني بطور ساده يك مكانيزم رواني است ، كه عكس العمل هاي تحريكي و عاطفي را در برابر عوامل تهديد كننده و نامطبوع در كل موقعيت زندگي در بر مي گيرد . شخص افسرده ، در احساس بي كفايتي و بر ارزشي غوطه ور مي شود و ممكن است به فكر خودش بيافتد.
افسردگي در ميان افراد سالخورده جدي و فراگيري است . افزايش طول عمر اشخاص نيز بر اهميت آن مي افزايد ، نشانه هايي همچون كم حوصلگي ، كاهش عزت نفس ، بي علاقگي به فعاليت هاي اذت بخش و كم شدن اشتها ، لزوماً بخش طبيعي زندگي سالمندان نيست . كاهش حدود يك دوم عاطفه و ساير اختلالات ذهني در اشخاص 60 سال به بالا در صورت درمان متناسب برطرف مي شود . افسردگي بر روي كل ارگانيزم اثر مي گذارد و تمام حوزه هاي زندگي فرد را تحت تاثير
قرار مي دهد . اين اثر در احساسات نيرو ، كشش ، شخصيت و علايق فرد نمايان
مي شود .
در بيماران افسرده ، اعمال بيولوژيكي دچار ضعف و فتور مي شوند و با سير و پيشرفت بيماري بوجود مي آورند .
از نظر نشانه شناسي اين افراد ، دچار ضعف خلق و اندوه بوده و در صورت تداوم ، علائم ديگر بيماري را بوجود مي آورد . (دنالگوئيلسوم ص31)

2-موضوع تحقيق :
با توجه به مطالب گفته شده ، ما با اين سوال روبرو مي شويم كه آيا ميزان افسردگي در افراد بازنشسته تبيشتر از افراد شاغل است ؟

3-فايده ، هدف و اهميت تحقيق :
تقريباً هر شخص در طول زندگي احساس افسردگي مي كند ، اكثر ما گاهي وقت ها احساس  رخوت مي كنيم و به فعاليت هاي لذت بخش علاقه اي نشان
نمي دهيم .
افسردگي پاسخ طبيعي آدمي به فشارهاي زندگي است . فشار رواني بطور ساده يك مكانيزم رواني است كه عمس العمل تحريكي و عاطفي را در بر مي گيرد . در استعداد مكانيزم رواني تامين معاش نمايان مي گردد . ميانسالان ممكن است احساس كنند كه وامانده مي شوند و بازنشسته و كهنسال مي داند كه چنين شده است . شيوع افسردگي با پيش رفتن ساليان افزايش مي يابد و از علت هاي بيروني به علت هاي دروني روي مي آورد . در اين مرحله حساس زندگي افسردگي اجتناب نا پذير نيست . اما تجربه باليني نشان مي دهد كه آنهايي ، كه در كودكي در معرض احساس اوليه فقدان قرار گرفته اند و يا در آن مرحله نيازهايشان تا اندازه اي برآورده نشده است كساني كه در مرحله هاي بعدي زندگي زمان دگرگوني بيروني يا دروني فشار را برآن هموار مي سازد ، احتمال بيشتري براي افسردگي دارند . اين روند آزمودن فقدان اوليه است و دوباره ميدان دادن به افسردگي اوليه است . (راس ميچل ، س 1368 ص65)
واكنش شخص به بازنشستگي و روش مواجه وي با آن ، اثر مهمي روي سلامت رواني دارد . در صورتيكه فرد احساس مي كند ، كه كار او تمام شدهاست و او ديگر قادر به انجام و فعاليت مفيد نيست در اين صورت زمينه براي كج خلقي ، بي تفاوتي ، افسردگي ديده مي شود . بنابراين موضوع از اين جهت حائز اهميت است كه ما ميزان افسردگي در مردان بازنشسته ، را با ميزان افسردگي در مردان شاغل ، را در اين تحقيق بررسي مي كنيم .

4-فرضيه تحقيق :
ميزان افسردگي افرادي كه بازنشسته هستند ، بيشتر از افرادي است كه شاغل هستند

5-تعريف اصطلاحات و واژه ها :
 افسردگي : افسردگي را مي توان به حالتي توصيف كرد كه با تغييرات اساسي و اوليه در خلق شروع با مداومت احساس غم و اندوه به درجات مختلف مشخص
مي گردد . تغيير خلق از علائم ثابت و مقاومتي است كه براي روزها ، سالها ، بطول مي انجامد ، برداشت ها ، افكار، كارآيي و عملكرد فيزيولوژيك نيز پيش مي آيد . (اخوت جليلي ، س 1362 )

بازنشسته :
به فردي تلقي مي شود : كه زماني بكار و فعاليت اجتماعي اشتغال داشته و در حال حاضر ، به علت بالا و يا از كار افتادگي از شغل خود كنار گذاشته شده است .

شاغل :
به فردي اطلاق مي شود : كه در حال حاضر ، مشغول بكار و فعاليت اجتماعي به جز خانه داري مي باشد .

مقدمه اي بر شناخت افسردگي
افسردگي به سه طريق عمده مي تواند بصورت مستمر ظاهر گردد .
1)بيمار ممكن است بيشتر از علائم جسماني افسردگي ، شكايت كندتا علائم رواني آن
2)افسردگي ، مي تواند تحمل شخص را براي يك بيماري جسمي كاهش دهد .
3)افسردگي ، مي تواند به تغيير رفتاري منجر شود كه باعث ظاهر شدن بيماري جسمي گردد . (ودرال سال 1363 )
دو مشخصه اساسي افسردگي ، ناميدي و غمگيني است . شخص ركود وحشتناكي احساس مي كند و نمي تواند تصميم بگيرد ويا فعاليتي را شروع كند يا به چيزي علاقمند شود . شخص افسرده در حالت بي كفايتي و بي ارزشي غوطه ور
مي شود . گاهي نيز گريه مي كند و به فكر خودكشي مي افتد . افسردگي ،‌گاه بااضطراب همراه است ، كه در اين صورت افسردگي تحريكاتي ناميده مي شود . شخص احساس خستگي مي كند . به زندگي بي علاقه مي شود ، اما در عين حال تنش و بي قراري دارد و نمي تواند آرام بگيرد .
مشاهده بين المللي ، نشان مي دهد كه افسردگي يك قطبي در زنها دو برابر شايعتر از مردها است . علل اين تفاوت ممكن است ، استرس هاي متفاوت ، زايمان ، درماندگي آموخته شده و آثار هورمون نهفته شده باشد . (سعيد شاملو ، س 1364 )

مرورري بر تاريخچه افسردگي
امروزه دانش روانپزشكي ، انسان را بعنوان يك واحد زيستي – روان اجتماعي كه همواره در جريان نوعي سازگاري پوياست مي نگرد . بعبارتي انسان را سيستم بيولوژيك مي داند و همواره بطور پويا در حال سازگاري و تحول و تكامل
است .(معنوي-عزالدين ، س1356)
افسردگي نه تنها در بسياري از پژوهش ها شايع ترين اختلال رواني گزارش شده، بلكه شايد از قديمي ترين نشانه هاي رواني است كه در متون پزشكي به‌ آن پرداخته‌اند .
حدود 450 سال قبل از ميلاد ، بقراط اصطلاح ماني و ملانكولي را براي تعريف اختلالات رواني بكار برد و در حدود 100 سال قبل از ميلاد ، كورنيلوس سلسوس افسردگي را ناشي از صفراي سياه معرفي نمود .
اين اصطلاح را پزشكان ديگر از جمله ارسطو (120تا180سال يعد از ميلاد ) و نيز الكساندر ترا از در قرن ششم نيز بكار بردند . حدود 50 سال قبل از ميلاد ، در فرهنگ اسكيباوس نظريات علمي و دقيقي را ارائه كرد و فرق ميان حالات افسردگي مزمن و تحريكي را بيان نمود . (شاملو ، سعيد ، س 1364)
ارستياوس 20 تا 30 سال قبل از ميلاد ، اولين كسي بود ، كه معتقد شد مانيا و ملانكوليا دو حالت يك بيماري هستند و در حقيقت اولين شناختي راجع به ماهيت آنچه را كه ، در جنون مانيك – دپرسيو و بيماري هاي عاطفي دو قطبي مي نامند ارائه كرد . (شاملو ، سعيد ، شال 1364 )‌
در قرون وسطي نيز ، طبابت در ممالك اسلامي رونق داشته و رازي و ابن سينا و پزشك يهودي مسيونيو ملانكولي را كه بيماري مشخصي تلقي مي نمودند . ملانكولي را هنرمندان بزرگ زمان نيز مجسم كرده اند . در سال 1686 ، بونت ، نوعي بيماري رواني را توصيف نمود و آنرا (memiaca melencholicas) ناميد .
در سال 1854 ، ژول فالره حالتي را توصيف نمود ، آنرا جنون ادواري ناميد . چنين بيماراني متناوباً با حالاتي خلقي ماني و افسردگي راتجربه مي كنند . تقريباً در همان زمان يك روانپزشك فرانسوي ديگر بنام ژول ياژزه (جنون دوشكلي ) را شرح داد و آن بيمار دچار افسردگي عميق مي شود كه به حالت بهت افتاده و بالاخره از آن بهبود مي يابد .
در سال 1882 ، كارل كالبام روانپزشك آلماني ، با استفاده از اصطلاح «سيكلوتيمي» ماني و افسردگي را مراحل مختلف يك بيماري توصيف نمود . (پورافكاري ، نصرت الله ، س 1373 )
از زمان موبيوس (1893)مر تباً دو نوع سازمان عاطفي ناخوش را در مقابل هم قرار داده اند . از يك سو ، سخن از يك افسردگي روان آزرده به ميان آورده اند ، كه غالباً مراد از آن يك افسردگي واكنشي نسبت به وقايعي است كه ممكن است تعارضي از نو فعال سازد و از سويي ديگر ، در مقابل اين سازمان يافتگي از يك افسردگي روان گسيخته سخن مي گويند ، كه آنرا غالباً در نژاد و از جوهر ژنتيك در حد وخيم برخوردار مي دانند . (داستان ، منصور ، س 1368)
اميل كراپلين 1896 بر اساس معلوم روانپزشكان ،فرانسوي و آلماني مضموم بيماري مانيك ديرسيو را شرح داد كه شامل اكثر ملاكهاي تشخيص است .
كراپلين ، نوعي خاص از افسردگي را شرح داد كه پس از يائسگي در زنها و اواخر بزرگسالي در مرد ها شروع مي شود . (پورافكاري ، نصرت الله ، س 1373)

تاريخچه افسردگي در ايران :
از ديرباز ، حدود هزار سال پيش بيماران رواني از ساير بيماران مجزا بودند و ايرانيان قديم بيماران رواني رادر محل هاي مخصوصي تحت مراقبت قرار مي دادند و علاوه بر آن داروهايي نيز تجويز مي كردند .
در زمان ساسانيان ، اين رويه دنبال شده ودر جندي شاهپور براي بيماران روحي بخش مخصوصي داشتند . در دوران اسلام پزشكان ايراني ، از قبيل محمد زكرياي رازي و بوعلي سينا رسالاتي را به چاپ رساندند . و بوعلي سينا علوم قديم را محفوظ داشت و كتاب قانون او چندين قرن مرجع پزشكان شرق و غرب بود . اين پزشك نامي جنون را نتيجه ضايعات دماغ و قسمت هايي را كه در اعضاء و احشاء ديگر پيدا نمي شود مي دانست ، كه از راه خون به دماغ سرايت مي نمايد .
بيماران رواني در ايران به سه دسته تقسيم شده بودند :
1)بيماران تحريكاتي كه ،‌آنها را در غل و زنجير نگهداري مي كردند و بيشتر در معابر مقدسه جاي داده و درمان آنها به گذشت زمان واگذار مي كردند و به نظر
مي رسيد اين امر از معابد و درمانگاه هاي يوناني سرچشمه گرفته باشد .
2)بيماراني كه آرام ، بوده واذيت و آزادي نداشتند . اين بيماران ، در خانه هاي خود توسط اطباء آن روز معالجه مي شدند و معالجات آن روز عبارت بود ، از داروهاي طبي – استحمام – تغيير آب و هوا – معاشرت با افراد خوش برخورد و خوش سيرت و نواختن موسيقي ( پس موسيقي درماني روش قديمي است كه اخيراً نيز روز به روز مورد استفاده قرار گرفته است .)
3-اشخاص ابله ، كه در كوچه و معابر آزاد بودند ومردم نسبت به آنها از نظر خصيصه خلقي كه داشتند ترحم مي كردند و زماني آنها را مورد تمسخر قرار
مي دادند. (ميرشاهي ، احمد نظام ، س 1342)

تعريف افسردگي :
افسردگي را شايد بتوان به حالتي توصيف كرد ، تغيير اساسي و اوليه در خلق وبا مداومت احساس غم و اندوه بدرجات مختلف مشخص مي گردد . تغيير خلق از علائم ثابت خلق است ، كه براي روزها و ماهها و سالها بطول مي انجامد و همراه با تغييرات خلق دگرگونيها در رفتار ، برداشتها و كارايي و عملكردهاي فيزيولوژيك نيز پيش مي آيد . ممكن است افسردگي نشانه اي از يك بيماري و يا بخشي از سيماي باليني آن باشد و يا در واكنش ، نسبت به فقدان از دست دادن فرد يا شيء محبوب يا موقعيتي احساس بهنجار به حساب مي آيد . و يا افسردگي نوعي واكنش انفعالي نسبت به شرايطي است كه ، در آن فرد دچار محروميت و ناكامي مي شود و يا فشاري از تعارضات بر او وارد گردد . (ضوابطي ، 1356)
افسردگي و ماني ، شديدترين اختلالات خلقي هستند . افسردگي و ماني ، غالباً اختلالات عاطفي با حالت غمگيني دائم و همراه با حالت بحراني ، بغض و اشك و ريختن محض مي شود ، كه در اين حالت در رابطه با محيط اجتماعي شكايت ها ، خواريها و خفت ها نيز وجود دارد .
افسردگي بيماري است كه ، بارزتريم علامت آن تغييرات ، نوسانات شهودي است كه در خلق بيمار مي توان يافت . در افسردگي فرد افسرده احساس بي علاقگي شديد به امور زندگي پيدا مي كند و به‌ آساني مي گريد . (شاملو . 1365)
افسردگي ، حالت رواني ناخوش كه با دلزدگي ، ياس و خستگي پذيري مشخص مي گردد . و غالباً با يك اضطراب كم و بيش شديد همراه است . (دادستان ، ص 49)
در روانپزشكي ، افسردگي را تغيير خلق در جهت غمگين مي دانند . با تغيير خلق و متناسب و هماهنگ با آن ، روند و محتوي انديشه و طرز رفتار و كيفيت واكنشها نيز تغيير يافته ، اندوه باز مي گردد . بين خلق افسرده بيمارگونه و خلق افسرده فرد غمگين ولي سالم مشابهت هاي ظاهري فراواني وجود دارد ، افراد باطبع اصطلاحاتي كه در روانپزشكي در رابطه بابيماري افسردگي بكار مي رود از لغات و گويش هاي معمول در محاورات عادي بعاريت گرفته شده است ، اختلال خلق يا اختلال عاطفي كه افسردگي را ناشي از آن مي دانند ، از جمله لغاتي هستند كه به اين سرنوشت دچار گشته اند . تعريف واقعي افسردگي ، از لحاظ پزشكي عبارتست از : كاهش يافتن نيرو و فعاليت جسماني و رواني به نسبت آزردگي كه اين قبيل افراد ، معمولاً در تست نمره بالاتر از 15 كسب مي كنند و عنوان افسرده به آنها اطلاق
مي گردد . (تعريف علمي )
افسردگي بيماري است : كه همراه با آن بيخوابي ، بي اشتهايي ، افكار مربوط به خودكشي احساس بي ارزشي و احساس سد راه بودن فراوان ديده مي شود . (پورافكاري ، س 1364)
افسردگي بعنوان اختلال يازگاري مطرح گشته ، زيرا با از بين رفتن اثر حادثه افسردگي نيز ناپديد شده و گاه تاثير ان حادثه شديد بوده و اختلال افسردگي شديد است . (آزاد ، س 1368)

ديدگاه هاي درمان افسردگي :
چه چيز موجب افسردگي مي شود ، و چگونه آن را بطور موثر درمان كرد ؟ ظرف سي سال گذشته ، دوران تيره افسردگي را پشت سر گذاشته ايم . گام هاي بلندي در جهت شناخت و درمان اين اختلال برداشته شده است . بين 80 تا 90 درصد افسردگي هاي شديد را مي توان با دوره كوتاه درمان به نحو چشمگيري تسكين داد . گرچه چندين نظريه ، همراه با حمايت پژوهشي زياد ، براي تبيين علت هاي افسردگي پديدار شده اند ، ولي هنوز نمي توانيم با اطمينان بگوييم كه چه چيزي موجب افسردگي مي شود يا چگونه مي توان آن را بهتر درمان كرد ، با اين حال مي توانيم حدسهاي بسيار قريب به يقين  بزنيم .
براي افسردگي چندين نظريه و درمان وجود دارد كه اين نظريه ها با هم همپوشي دارند ، و درمانهايي كه هر يك از آنها توصيه مي كنند نيز به مقدار زياد همپوش اند ، ولي هريك بر تمركز به يك جنبه افسردگي گرايش دارند .

الگوي زيستي افسردگي
به اعتقاد الگوي زيستي ، افسردگي اختلال بدن است . اگرچه در مجموع افسردگي مي تواند بوسيله مشكل موجود در هريك از اندامهاي بدن ايجاد شود ، گمانه زنيها تقريباً به طول بر مغز ، و به ويژه بركاهش نوعي مواد (آمين هاي بيوژنيك ) متمركز شده اند كه به انتقال تكانه هاي عصبي در طول فواصل (سيناپسها) موجود بين سلولهاي عصبي (نورون ها) كمك مي كنند . چهار سرنخ وجود دارد كه نشان مي دهند بدن عميقاً در افسردگي درگير است (شويلر، 1974)اولاً ، افسردگي تا اندازه اي بعد از دوره هاي تغيير فيزيولوژيكي طبيعي در زنان رخ مي دهد : بعد از به دنيا آوردن كودك ، هنگام يائسگي ، و درست قبل از قاعدگي .ثانياً شباهت قابل ملاحظه اي بين نشانه ها  در فرهنگها ، جنسيت ها ، سنين ، نژادها حاكي از يك فرايند زيستي زير بنايي است . ثانياً ، درمانهاي بدني ، به ويژه داروهايي مانند داروهاي ضد افسردگي را بطور موثري درمان ميكنند . و بالاخره اينكه گاهي افسردگي بصورت عوارض جانبي داروها در افراد بهنجار ايجاد مي شود ، و به ويژه افسردگي مي تواند به وسيله رزرپين  ايجاد شود كه داروي كاهش دهنده فشار خون است (شويلر ، 1974) .
اين سرنخ ها عاما محركي براي يافتن مبناي زيستي افسردگي بوده اند .

عوامل ژنتيكي و افسردگي :
خويشاوندان درجه يك بيماران افسرده يك قطبي بين دو تا پنج برابر بيشتر از افراد جامعه بهنجار در معرض خطر افسردگي قرار دارند . (ويسمن ، كيد) و پروس آف ، 1982 ، كلر ، بردسلي ، دورر ، (اووري ، ساموئلسون ، و كلرمن ، 1986 )
اگر فرد افسرده الكلي نيز باشد ، خطر افسردگي و الكلسيم هر دو افزايش
مي يابند ، اما اگر خويشاوند الكلي نباشد ، افزايش خطر فقط براي افسردگي وجود دارد (مريكانگاس ، لكمن پروس آف ، پائوس ، رويمن ، 1985 ، وينوكوروكوريل ، 1992 ) .
 


منابع :


«فهرست منابع»


1-اخوت ، ولي الله ، افسردگي رواني ، انتشارات در سال 1362 .

2-آزاد ، حسين ، آسيب شناسي رواني ، موسسه انتشارات بعثت ، سال 1373 .

3-آزاد ، حسين ، اختلالات عاطفي ، انتشارات علامه طباطبايي ، دانشكده روان شناسي سال 1368.

4-اتيسكون هيلكارد ، زمينه روان شناسي .

5-بطحمايي ، حسين و جليل ، احمد ، روانپزشكي روزمره ، انتشارات دهخدا ، سال 1362.

6-جليلي بال ، اعظم ، «بررسي افسردگي در ميزان شيوع آن در زنان خانه دار و بازنشسته »‌ پايان نامه كارشناسي به راهنمايي دكتر محمد حسين سرودي ، سال 1370 .

7-جي ريموند ، پاولو ، سال 1372 ، ترجمه محمد قراچه داغي .

8-دادستان ، منصور ، افسردگي ، سال 1368 .

9-دنا الگوئسلوام ، مروري بر پرستاري رواني ، ترجمه دكتر محمدحسين فرجاد ، انتشارات دفتر تحقيقات بدر .

10-روانكارنس ج.مباحث عمده روانپزشكي ، ترجمه محمد جواد وهابزاده ، انتشارات انقلاب اسلامي 1370 .

11-ديويد برنز ، ترجمه قراچه داغي ، مهدي ، «روان شناسي افسردگي» سال 1374 .

12-راس ميچل ، افسردگي ، ترجمه وحيد رواندوست ، انتشارات آستان قدس ، 1368.

13-رواندوست ، وحيد ، افسردگي ، سال 1986 .

14-ريس ، لينفورد ، مختصر روانپزشكي ، ترجمه عظيم هابزاده ، مركز نشر دانشگاه ، سال 1364 .

15-شاملو ، سعيد ، بهداشت رواني ، انتشارات رشد 1372 .

16-شاملو ، سعيد ، روان شناسي شخصيت ، انتشارات رشد 1374.

17-شريفي ، حسن و طالقاني ، نرگس ، روشهاي تحقيقد علوم تربيتي و رفتاري ، نوشته جان شيت ، انتشارات رشد سال 1373 .

18-گنجي ، حمزه ، روانشناسي بزرگسالان ، سال 1371 .

19-گودرز ، چگيني ، رساله ، دانشكده روان شناسي .

20-موسي پور ،‌آمنه ، سنجش افسردگي در بيماران افسرده بوسيله آزمون بك .

21-ميلاني فر ، بهروز ، بهداشت رواني ، نشر قوس ، سال 1374 .

22-نيكخو ، محمد ، هاماياك آوادايس يانس در مباحث عمده در روان درماني انتشارات كتاب امروز چاپ 1375 .

 

طراحی سایت : سایت سازان