میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

روش تحقیق کودکان بیش فعال


کد محصول : 10001743 نوع فایل : word تعداد صفحات : 66 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 949

فهرست مطالب و صفحات نخست


کودکان بیش فعال

فهرست مطالب
عنوان                                        صفحه

چکیده                                        1
فصل اول : کلیات تحقیق                               
مقدمه                                         3
بیان مسئله                                         5
 اهمیت وضرورت  تحقیق                                 6
 اهداف تحقیق                                     89
فرضیه های تحقیق                                     9
متغیر ها                                         9
تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح                         10
تعریف نظری                                         10
تعاریف عملیاتی                                     13
فصل دوم :ادبیات تحقیق                                

چکیده
اختلال کمبود توجه بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات دوره کودکی است که می تواند اثرات نامطلوبی بر روی فرد در دوره کودکی و نوجوانی، بر روابط خانوادگی و بخصوص سلامت عمومی مادران داشته باشد. و یکی از موثرترین راههای کاهش این اثرات نامطلوب، آموزش خانواده بخصوص مادران می باشد به این دلیل تحقیقی را با عنوان «اثر بخشی آموزش الگوهای فکری و رفتاری با رویکرد شناختی ـ رفتاری بر سلامت عمومی مادران کودکان مبتلا به ADHD دوره ابتدایی شهرستان بجنورد» انجام شد که این تحقیق از نوع نیمه آزمایشی می باشد. در این تحقیق جامعه آماری، کلیه مادران دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان بجنورد که مبتلا به ADHD هستند، می باشد. نمونه آماری، 30 نفر از مادران دارای کودک مبتلا به ADHD هستند که از طریق نمونه گیری خوشه ای از 30 مدرسه انتخاب شده اند. در ابتدا، مادران 2 گروه کنترل و آزمایش پرسشنامه GHQ را تکمیل نمودند. پس از آن مادران گروه آزمایش طی 12 جلسه آموزشی، الگوهای
 شناختی ـ رفتاری جدید  را آموختند در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی ندیدند. پس از اتمام آموزش، مادران هر دو گروه مجدداً تست GHQ را تکمیل نموده و نمرات محاسبه شده در 2 مرحله ثبت، سپس میانگین نمرات، تفاوت میانگین ها و واریانس محاسبه گردید و با استفاده از نرم افزار SPSS، آزمون  تی ـ استودنت برای گروه های مستقل انجام گردید.ابزار اندازه گیری در این پژوهش عبارتند از : پرسشنامه سلامت عمومی GHQ، پرسشنامه CSI4 که روایی و پایانی ابزار قبلاً اندازه گیری شده است و مورد تایید می باشد.این پژوهش دارای 5 فرضیه می باشد که چهار فرضیه آن تایید گردید. نتیجه پژوهش نشان داد که آموزش مادران با رویکرد شناختی ـ رفتاری باعث افزایش سلامت جسمی، سلامت عمومی، کارکرد اجتماعی و کاهش اختلال اضطراب و اختلال خواب می شود.

کلید واژه :بیش فعالی، درمان شناختی ـ رفتاری، سلامت عمومی

فصل اول :
کلیات تحقیق
 
مقدمه
خانواده مکانی است که کودک با همه تجارب خویش به آن باز می گردد، برآلام و دردهایش مرهم می نهد و در آن، از افتخارات و موفقیتهایش سخن به میان می آید( نوابی نژاد، 1373).
خانواده ، شبکه ای از ارتباطات است که در آن والدین وکودکان در فرآیندی دو سویه با یکدیگر تعامل دارند. در این مجموعه طرفین قادرند تاثیرات بس شگرفی بر یکدیگر داشته باشند . با تأمل در کیفیت روابط والدین وبخصوص روابط مادر وکودک و موشکافی در آن می توان به نقش حساس مادر در ارتباط با کودک پی برد. در دهه های اخیر روانشناسان تاکید بسیاری  بر روابط کودک با مراقبینش داشته  اند . آنها واکنشهای متقابل  را ، اساس رشد عاطفی و شناختی کودک ذکر کرده اند (بالی، 1969؛فروید ، 1964؛واتسون  ، 1928). بهرنز(1954)، برای بوجودآمدن شخصیتی متعادل در اطفال بر  کیفیت رفتار مادر و ویژگیهای شخصیتی وی و نیز چگونگی ایفای نقش مادرانه تاکید دارد. او پیشنهاد می کند که رفتار اجتماعی و رشد شخصیت کودک ، به طرز رفتار مادر و ساختمان  منش او بستگی دارد. ( ایمان زاده، 1377).
خانواد نخستین نهادی است که کودک بعنوان یک موجود اجتماعی با آن ارتباط برقرار می کند. بر اساس دیدگاه های رشدی، کودک، خانواده را بعنوان یک محیط فیزیکی ـ اجتماعی و روانی، مدتها قبل از تولد خود شکل می دهد و متقابلاً توسط آن شکل می پذیرد و یک تعامل متقابل بین آنها بوجود می آید، از این رو خانواده اصلی ترین و بنیادی ترین نقش را در فرآیند رشد کودک دارد (چلبیانلو، 1384).
مادر نزدیک ترین فرد به نوزاد از اوان تولد است . این تکیه گاه پر قدرت که مهم ترین منبع تامین کننده نیازهای جسمی و روانی کودک می باشد، قادر  است  با دریای بیکران محبت های خودزمینه ساز عشق و دوستی در فرزند خویش باشد. همانطوری که  واکنشهای مادر  قدرت اثر گذاری بسیاری بر کودک دارد ، رفتارها و خلق و خوی کودک نیز می تواند  بررفتار و عواطف مادر نسبت به فرزندش تاثیرفراوان داشته باشد. کودکان بیش فعال به دلیل مشکلاتی چون پر تحرکی ، بی قراری وکم توجهی،تکانشگری  تاثیرات عمیقی بر روابط خود با سایر اعضاء خانواده و فضای کلی حاکم بر این محیط می گذارند. وجود این گونه رفتارها در کودک ، به بروز واکنشهایی چون پرخاشگری ، تنبیهات جسمانی و احساس خصومت از جانب والدین (نسبت به کودک ) می انجامد . این عکس العملها در نهایت منجر به حاد شدن مشکلات کودک می گرددو به این ترتیب چرخه معیوبی بوجود می آید، به شکلی که تدریجاً تشخیص دقیق علت و معلول بسیار بعید به نظر می رسد (ایمان زاده، 1377).
نیازهای گوناگون کودک و چگونگی تامین آن از جانب خانواده در روند سلامت روانی و رشد تکامل جسمی و روحی کودک نقش تعیین کننده ای دارد ( هاشمیان، 1377).
اگر شخصیت انسانی را بنایی در نظر بگیریم، باید پذیرفت که اسکلت فلزی آن در دوران کودکی بنا می شود و آنچه بعدها به آن افزوده می شود، حول محور این اسکلت فلزی یا ستونهای اصلی شکل می گیرد ( سرمد، 1375).
به هر جهت، در محیط خانواده که به واقع جامعه ای محدود است ، کنش و واکنشهای میان اعضاء تاثیر بسزایی در افزایش یا کاهش مشکلات موجوددارد. لذا در چنین محیطی صحبت از تاثیر یک سویه افراد (چه والد و چه کودک ) بر دیگری خطا است . نمی توان صرفا از مشکلات کودک سخن راند حال آنکه روشن است او در یک سیستم تعاملی رشد می یابد. مطرح نمودن اختلالات شخصیتی و رفتاری مادر به عنوان علت مشکل کودک نیز ، نادرست است.واضح است که مادر از بابت کج خلقی ها ، ناسازگاریها و سرکشی های فرزندش بیشترین آسیب را متحمل می شودبه خصوص در خانواده هایی که دارای کودکان با اختلال کمبود توجه بیش فعالی هستند . لذا برای کاهش آسیبهای روانی والدین، بخصوص مادران و ایجاد نگرش مثبت تر و آمادگی بیشتر برای مواجه با مشکلات کودکانشان و در نتیجه تامین آرامش و سلامت عمومی اعضای خانواده و بخصوص مادران و کودکان ، آموزش مادران را امری ضروری و لازم می دانیم و در این تحقیق برآنیم که اثر بخشی آموزش مادران با رویکرد شناختی رفتاری را بر سلامت عمومی آنان مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم وامیدواریم این آموزش گامی مثبت بر افزایش سلامت عمومی مادران وکاهش اختلال در کودکان باشد.

بیان مسئله :
اثر بخشی آموزش الگوهای فکری و رفتاری  جدید بر سلامت عمومی مادران کودکان ADHD 
روابط مادر و کودک به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد آن همواره مورد توجه متخصصان بوده است. عمق و گستردگی این پیوند بصورتی است که هر یک از طرفین قادرند در کاستن یا افزودن مشکلات دیگری نقشی حیاتی ایفا کنند. بررسیهای متعدد در زمینه تعامل کودکان بیش فعال و مادران آنها، نشانگر مشکلات ارتباطی میان آنان و شیوه های تربیتی ترجیحا تنبیهی است. مش وجانسون (1983)،گزارش  می دهند که مادران کودکان بیش فعال دارای عزت نفس پایین تر ، احساس گناه فزاینده و احساس انزوای بیشتری نسبت به مادران کودکان عادی هستند.  برین و بارکلی خود به این نتیجه رسیدند که مادران کودکان بیش فعال ، احساس استرس مادرانه بیشتری نسبت به مادران کودکان عادی دارند (ایمان زاده، 1377).
وقتی کودک دارای اختلال باشد، به والدین بخصوص مادران فشار روانی زیادی وارد خواهد شد ، چرا که بسیاری از انتظارات آنان درهم ریخته میشود و روشهای تربیتی مرسوم در  این کودکان تاثیر چندانی نخواهد داشت . در واقع تربیت فرزندان مسئولیت مهم و دشوار تلقی می شود. در این زمینه کانت می نویسد : « در بین ابداعات بشر دو تا از بقیه مشکلتر است : هنر مملکت داری و حکومت و هنر تعلیم و تربیت (شکوهی، 1372)».  این امر در شرایطی که کودک دارای نشانه هایی از بیش فعالی ـ بی نظمی ـ تحریک پذیری ـ بی توجهی ـ تکانشگری بی ملاحظاتی و نافرمانی باشد بسیار خسته کننده و سخت خواهد بود ، چرا که روشهای تربیتی معمول از قبیل آگاه سازی ، استدلال ، سرزنش،. برای این دسته از کودکان کارساز نیستند . به همین دلیل بیشتر اوقات والدین، بخصوص مادران کودکان احساس درماندگی کرده و به روشهایی متوسل میشوند که وضعیت کودک را وخیم تر می کند و از این طریق احساس گناه و آشفتگی برخانواده حاکم میشود و تعاملات آنان منفی میشود و والدین بخصوص مادران بخاطر عدم اطاعت کودک ، کنترل شدیدی اعمال می نمایند و تعارضات زیادی بین پدر و مادر ،خواهر و برادران بوجود می آید. علاوه بر این ممکن است ناراحتی های زیادی از جمله افسردگی در مادر و رفتارهای ضد اجتماعی (سوء مصرف مواد) در پدر پیدا شود. وقتی حضور کودکی با نشانه های بیش فعالی و نقص توجه جو عاطفی خانواده را متشنج می سازد ، والدین با فرزند عادی خود بدرفتاری می کنند
 (ماس وولف، 1999) . این یافته ها نشان میدهد که مشکلات این خانواده ها صرفا به موقعیتهایی که کودک مبتلا به ADHD مستقیما با آن درگیر است ، محدود نمی شود در نتیجه نه تنها اختلال کودک شدت می یابد بلکه مشکلاتی در سایر اعضاء خانواده بخصوص مادر بوجود می آید(گرجی، 1383).
ویژگیهای رفتاری کودک بیش فعال به گونه ای است که مستلزم صرف انرژی فراوان از طرف مادر است. پر تحرکی ، بیقراری ،بی توجهی به خطرات ، ضعف تمرکز ، ناتوانی در پیروی از دستورالعملها و نیز پیامدهایی چون لجبازی ، نافرمانی ، منفی کاری و..... توانایی مادر را به مرور به تحلیل می برد. در چنین وضعیتی کمک به مادری درمانده و ناامید از طریق آموزش بسیار بدیهی و ضروری است. چرا که یاری و همدلی با او  و نهایتا کاستن بار روانی منفی و تامین سلامت عمومی مادر ودر نتیجه  تغییرات مثبت در روابط مجموع افراد وبویژه کمک به کودک است (ایمان زاده، 1377).
از طریق آموزش الگوهای فکری و رفتاری جدید به مادران کمک می کنیم تا دریابند
که : مشکلات رفتاری کودک برخاسته از ضعف و ناتوانی او در تربیت و کنترل فرزند نیست بلکه ناشی از  ویژگیهای خاص و منحصر به فرد کودک آنان است وانجام برخی کارها اختلال رادر کودک کاهش داده و باعث تامین سلامت عمومی مادران میشود. توجه به  این نکته ضروری است که هر چه این خدمات سریعتر ارائه شود، پیش از آنکه طیف مشکلات رفتاری کودک گسترده و متنوع گردد، نتایج آن ثمر بخش تر خواهد بودوسلامت عمومی مادر نیز کمتر به خطر می افتد که  این امر لزوم ملاحظات روان شناختی از جمله آموزش شناختی ـ رفتاری والدین را  نشان داده و حتمی می نماید. بر این اساس ما در این تحقیق برآنیم که بدانیم آیا آموزش مادران با رویکرد شناختی ـ رفتاری و آشنا کردن آنان با الگوهای فکری و رفتاری جدید باعث افزایش سلامت  عمومی آنان میشود؟

 اهمیت وضرورت  تحقیق :
    اختلال کمبود توجه بیش فعالی (ADHD) هنوز یکی از شایع ترین موارد ارجاعی به درمانگاههای مشاوره کودک است. مطالعات  همه گیر شناسی نشان میدهد که این اختلال در 3 تا 5 درصد از کودکان مدرسه ای  به وقوع می پیوندد. در نتیجه اختلال کمبود توجه بیش فعالی یکی از اختلالات روانشناختی شایع دوران کودکی است که لازمست بیشترین تحقیقات در مورد آن به عمل می اید تا متخصصین بالینی و مشاوران بتوانند به ارزیابی شایسته آن قادر شوند و  ملاحظات درمانی موثری را بهبود بخشند (کراتوچویل و موریس ، ترجمه نائینیان وهمکاران، 1378).
بارکلی  (1918) ، در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که ، در مادران کودکان بیش فعال علائم افسردگی نسبت به گروه کنترل مشهود تر است. او هم چنین دریافت که میزان ناسازگاری زناشویی در والدین کودکان بیش فعال بیش از گروه عادی است. کنول  (1972) ، با بررسیهایی که انجام داد نتیجه گرفت که ، مادران کودکان ببیش فعال بیشتر از مادران کودکان عادی دچار الکلیسم و هیستری هستند. 
اختلال ADHD  اختلال رشدی خویشتنداری و سلوک اجتماعی است که مزمن و بدون درمان است.  در صورت عدم کنترل و مهار  اختلال ، مشکلات بیشتری را در بزرگسالی به همراه  دارد  از جمله سوء مصرف الکل ـ اخراج از مدرسه ـ شخصیت ضد اجتماعی ـ دروغگویی و دزدی و رفتارهای بزهکارانه و در صورتیکه درمان  طولانی تا نوجوانی ارائه شود امکان خطر ناسازگاری در این افراد کاهش می یابد. لذا با آموزش والدین، بخصوص مادران  و ارائه  راهکار های مناسب به آنها می توان مشکلات را کاهش و عوارض ناشی از اختلال  را کمرنگ کرد (کراتوچویل و موریس، ترجمه نائینیان وهمکاران، 1378).
از آنجا که نمی توان اختلال نارسائی توجه / فزون جنبشی را به طور کلی درمان کرد، بهترین واژه به کار گرفته شده، مدیریت یا مداخله در مورد این اختلال می باشد. آموزش والدین بخصوص مادران به عنوان گام مثبت در جهت کمک به والدین و پیشگیری از مزمن شدن و تبدیل احتمالی آن به انواع اختلالات دیگر، جهت درمان کودکان دارای ADHD می تواند مورد استفاده قرار گیرد. در واقع این روش موجب افزایش شناخت والدین از ماهیت اختلال شده و اعتماد به نفس آنان را در مورد نقش والدین افزایش می دهد. این روش نه تنها بر روی کودک مورد نظر بلکه بر روی والدین، خواهران و برادارن وی نیز موثر می باشد. بدین صورت که والدین تحت این جلسات آموزشی در نحوه تفکر خود نسبت به اختلال و نیز شیوه برخورد با کودک تغییر روش می دهند (رجبلو، 1385).
در اثر آموزش والدین بخصوص  مادران می توان میزان عیب جویی ـ انتقاد ـ محرومیت ـ تنبیه و سوء استفاده بالقوه از کودک را کاهش داد که این ملاحظا ت تاحد ود ی موجب  آرامش و سلامت روان خانواده وبخصوص مادران می شود که در نتیجه آن، مادران از یک نگرش مثبت  واحساس بهتر برخوردار  و در زندگی مسئولانه ترعمل میکنند ودر نهایت آمادگی بیشتری  برای مواجهه وحل مشکلات کودکانشان خواهند داشت، لذا آموزش والدین بخصوص مادران برای راهنمایی کودک ADHD در خلال سالهای رشد مطمئناً مهم، مفید، ضروری و مورد نیاز است.

 اهداف تحقیق :
هدف اصلی : با آموزش الگوهای فکری و رفتاری جدید، با رویکرد شناختی رفتاری به مادران، سلامت عمومی مادران دارای کودک ADHD را افزایش دهیم.
علاوه بر آن با آموزش مادران دارای کودک ADHD می خواهیم :
1ـ اختلال ADHD ر ا به  مادران شناسانده تا با ایجاد آگاهی در خانواده، اختلال را در کودکان مهار کنند.
2ـ از مشکلات و اختلالات بیشتری که در حاشیه این اختلال ایجاد می شود از جمله
پرخاشگری، رفتار مقابله ای ، نافرمانی، عزت نفس پایین،  پیشرفت تحصیلی کم و.... جلوگیری نموده یا حد اقل این مشکلات را کاهش دهیم.
3ـ از مشکلات و اختلالات بیشتری که ممکن است در آینده و دوره نوجوانی ایجاد شود از جمله مصرف الکل، اخراج از مدرسه، دروغگویی، دزدی، شخصیت ضد اجتماعی جلوگیری نموده یا حداقل این مشکلات را کاهش دهیم.
4ـ از بروز آسیب های روانی در والدین به خصوص مادران جلوگیری کنیم چه والدین و به خصوص  مادران ممکن است  در برخورد با مشکلات این کودکان سلامت عمومی خود را از دست داده  و دچار افسردگی و اختلالات دیگر شوند .
5ـ با آموزش رفتارهای درست به والدین در رابطه با این کودکان می توان آرامش نسبی در خانه و مدرسه برای والدین و معلم ایجاد کرد و در نتیجه ایجاد محیط مطلوب، زمینه های رشد و پیشرفت کودکان را فراهم نمائیم.

فرضیه های تحقیق :
فرضیه شماره 1 : آموزش الگوهای فکری و رفتاری با رویکرد شناختی ـ رفتاری به مادران در  سلامت عمومی مادران موثر است.
فرضیه شماره 2 : آموزش الگوهای فکری و رفتاری با رویکرد شناختی رفتاری به مادران، در سلامت جسمی مادران موثر است.
فرضیه شماره 3 : آزموش الگوهای فکری و رفتاری  با رویکرد شناختی ـ رفتاری به مادران در کارکرد اجتماعی آنان موثر است.
فرضیه شماره 4 : آموزش الگوهای فکری و رفتاری  با رویکرد شناختی ـ رفتاری به مادران در کاهش اضطراب و اختلال خواب مادران موثر است.
فرضیه شماره 5 : آموزش الگوهای فکری و رفتاری  با رویکرد شناختی ـ رفتاری به مادران در کاهش افسردگی آنان موثر است.

متغیر ها :
متغیر مستقل: آموزش الگوهای فکری و رفتاری جدید به مادران با رویکرد شناختی ـ رفتاری
متغیر وابسته : سلامت عمومی  مادران دارای کودک  ADHD ، سلامت جسمی مادران دارای کودک  ADHD ، کارکرد اجتماعی مادران دارای کودک  ADHD ، اضطراب و اختلال خواب مادران دارای کودک  ADHD ، افسردگی مادران دارای کودک  ADHD
متغیر کنترل کننده :  تحصیلات مادر، بهره هوشی کودکان و جنسیت کودک

تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح :
تعریف نظری :
الف ـ اختلال کمبود توجه / بیش فعالی، تکانشگری ( ADHD)  : عبارتست از  یک نوع رفتار خاص در کودکان، به طوری که آنان تنها برای مدت کوتاهی روی یک موضوع خاص تمرکز
می کنند، اینها حرکات و رفتار کنترل نشده ای را بطور ناگهانی از خود بروز می دهند، تخمین زده
می شود که 15% کودکان مدرسه ای گرفتار این اختلال می باشند. این اختلال در اختلالات یادگیری نقش داشته و مسائلی از قبیل بیقراری ـ عصبانیت ـ نافرمانی ـ پرخاشگری و..... را به دنبال دارد وسلامت روانی  مادران را به خطر می اندازد (گندمی، 1376).
تمرکز یعنی  دقت و توجه دقیق روی یک موضوع.
فزون جنبشی ـ بیش فعالی یعنی  جنب و جوش زیاد، زیاد این طرف و آن طرف رفتن.
تکانشگری ( تکانشی بودن) عبارتست از : حرف زدن یا انجام دادن کار، بدون تفکر.
رفتار تکانشگری را این گونه توصیف می کنند : 1ـ ناتوانی در کنترل، بازداری و جلوگیری از عمل
2ـ عمل بدون تفکر، تامل و ملاحظه
3ـ عمل بدون پیش بینی، برنامه ریزی و توجه به پیامدهای آن
4ـ احساس عمل آنی و خودبخودی (کویین و استرن ، ترجمه علیزاده، 1385).
ب-آموزش مادران : .آموزش والدین  بخشی لازم از مداخلات روان درمانی ADHD است . اساس اکثر آموزش های والدین کمک به ایجاد مداخلات رفتاری تحصیلی صحیح و هم رفتارهای اجتماعی مناسب می باشد.
آموزش مادران بخش مهمی از درمان را تشکیل می دهد و معمولاً شامل دو قسمت می باشد :
1ـ آموزش برای شناخت بیماری         2ـ آموزش روش های شناختی ـ رفتاری به مادران
در طی آموزش مادران باید بیماری را به عنوان یک نقص رشدی ـ تکاملی مغز بشناسند و نباید مبتلایان را کودکان تنبل، نافرمان، شرور که اگر بخواهند می توانند رفتار طبیعی داشته باشند، تلقی نمایند (محمد اسماعیل، 1385).
ج-درمان شناختی رفتاری  :درمانی که بر  نقش مهم تفکر در سبب شناسی و تداوم مشکلات تاکید دارد. هدف فنون شناختی رفتاری  اصلاح الگوهای فکری رفتاری که است در ایجاد مشکلات بیمار نقش دارد .همچنین در اصلاح رفتارهای مشکل ساز از اصول شرطی سازی و یادگیری استفاده می شود. در این روش درمان گر از طریق بازسازی نظام های عقیدتی ناسازگارانه و باز آموزی رفتار،  افکارو رفتار ناسازگارانه مراجع را تغییر می دهد (سلیگمن و روزنهان ، ترجمه محمدی، 1385).
سلامت : سازمان بهداشت جهانی معتقد است که سلامتی عبارت است از تامین رفاه جسمی، روانی و اجتماعی، یعنی سلامتی فقط نبودن بیماری و نقص عضو نیست. چه بسا افرادی که از نظر جسمی سالم و توانمندند، اما از سلامت روانی برخوردار نیستند (برهانی، 1376).
سلامت جسمی : یعنی عملکرد سالم بدن و سلامت یعنی به زیستن نه فقط بیمار نبودن
(سلیگمن و روزنهان، ترجمه محمدی، 1385).
ر ـ اضطراب  :ترس از آسیب های احتمالی  و واکنش های عاطفی ناخوشایند را اضطراب می نامیم. اگر شخصی از توانایی خود در برخورد با یک تهدید مطمئن باشد، اضطرابش فرو کش می کند. اما اگر کسی معتقد باشد که احتمال آسیب دیدن او از حادثه ای که انتظارش را می کشد زیاد است، اضطرابش افزایش می یابد. نامعلومی زمان اتفاق حادثه ناگوار نیز به افزایش اضطراب منجر می شود (بک ، ترجمه مهدی قراچه داغی، 1369).
اختلال خواب :خواب یک حالت منظم، تکرار شونده و به آسانی برگشت پذیر ارگانیسم است که با بیحرکی نسبی و بالا رفتن قابل توجه آستانه واکنش به محرکهای خارجی در مقایسه با حالت بیداری مشخص است. کنترل دقیق خواب جزء مهمی از کار بالینی است چرا که اختلال خواب غالباً از علائم زودرس بیماری روانی است. بعضی از اختلالات روانی با تغییرات مشخص در فیزیولوژی خواب همراه است. چهار علامت عمده مشخص کننده اکثر اختلالات خواب عبارت است از : بی خوابی، پرخوابی، پاراسومنیا (نابهنجاری خواب) و آشفتگی برنامه خواب ـ بیداری که این علائم اغلب همپوشی دارند (کاپلان و سادوک، 2003، ترجمه پورافکاری، 1385).
کار کرد اجتماعی : مجموع عملیاتی است که از طریق آنان یکی از اشکال ساخت یافته حیات اجتماعی تجلی می نماید. کارکرد اجتماعی نقشی است که یک عضو، یک جزء از حیات اجتماعی در درون ساخت جزئی یا کلی آن ایفا می کند. اختلال در کارکرد اجتماعی زمانیست که یک عضو نقش خود را به نحو مطلوب ایفا نکند (بیرو، ترجمه ساروخانی، 1366).
افسردگی  : حالتی است که فرد خیال می کند چیزی را که برای خوشبختی یا آرامش او لازم بوده، از دست داده است. و حالا در موقعیتی است که هر کاری بکند، نتیجه منفی به بار می آورد. انسان افسرده خود را واجد شرایط کافی برای رسیدن به هدفهای مهم نمی داند. در دیدگاه شناختی افسردگی عبارت است از : طرز تلقی منفی از خویش، برداشت منفی از تجربه های زندگی و پوچ و بیهوده دیدن آینده، که منجر به اندوه و ناامیدی می شود. در این حالت فرد احساس می کند که سلامت او لاینحل مانده، انگیزه های سازنده اش از بین می رود و گاه شدت ناراحتی به قدری است که بیمار تنها راه حل و نجات از ناراحتی خود را در انتحار می جوید (بک، ترجمه مهدی قراچه داغی، 1369).
مادر : منظور از مادر، مادر ژنتیکی و کسی است که نقش اساسی را در مراقبت و تربیت فرزند به عهده دارد ( ایمان زاده، 1377).

تعاریف عملیاتی :
الف -کودکان  دارای ADHD: 1ـ کودکانی که در پرسشنامه DSMIV وcsI4 دست کم 6 مورد از موارد هر طبقه را در هر یک از سه نوع اختلال بصورت اغلب و همیشه دارا باشد.
2-علائم اختلال حداقل در دو موقعیت خانه و مدرسه وجود داشته باشد .و بیش از 6 ماه دوام داشته باشد.
3ـ عوامل اختلال نباید با یک اختلال دیگر مانند اختلال فراگیر رشد ـ اختلال خلقی ـ شخصیت و اسکیزو فرنیگ بهتر توجیه شود.
ب ـ سلامت عمومی :سلامتی عمومی نمره ای که از طریق تست GHQ-28 بدست می آید.
ج ـ آموزش مادران :در این پژوهش تعداد 15 نفر از مادران طی 12 جلسه یک  الی یک و نیم ساعته آموزش دیده اند که رئوس برنامه جلسات عبارتند از :
ـ آشنایی با ADHD  ـ آشنایی با درمان شناختی رفتاری ـ بررسی تعاملات رفتاری کودک و
والد ـ بررسی خصوصیات و نقاط ضعف و قوت کودکان و تکمیل پرسشنامه مربوطه ـ آشنایی با مهارت های حل مسئله و مهارتهای ارتباطی ـ آشنایی با برنامه های مداخله ای برای والدین ـ شناخت اصول کلی در درمان و تغییر رفتار کودکان ـ آشنایی با نمودار «توقف کن، فکر کن، طرح بده» و آشنایی با انواع تقویت کننده ها ـ مروری بر برنامه جلسه قبل و تکمیل جدول تقویت کننده ها ـ بررسی و اجرای روش های درمانی و شناخت مبتنی بر همکاری و کودک محور ـ آشنایی با راهبردهای کنترل کودک ـ مروری بر مفاهیمی که گفته شد.
جلسات آموزش مادران بر اساس مباحث درسنامه درمان رفتاری ـ شناختی کودکان مبتلا به ADHD خانم دکتر الهه محمد اسماعیل تنظیم گردیده است.
لازم به تذکر است که در این پژوهش منظور از آموزش والدین، آموزش مادران می باشد.

فصل دوم :

ادبیات تحقیق :

بخش اول :اختلال کمبود توجه ـ بیش فعالی
اختلال کمبود توجه بیش فعالی وضعیتی است که در بعضی کودکان پیش دبستانی و یا در سالهای اولیه مدرسه ظاهر می شود. برای این کودکان کنترل رفتار یا توجه داشتن سخت است. اینطور برآورد شده است که بین 3 تا 5 درصد از کودکان یا تقریباً دو میلیون کودک در آمریکا به این اختلال دچار باشند یعنی در هر کلاس 25 تا 30 نفره یک کودک مبتلا به ADHD وجود دارد( محمدزاده، 1386).
  ADHD یکی از شایع ترین اختلال های عصبی ـ رفتاری کودکی است و بر بسیاری از جنبه های رشد شامل رشد عملکرد اجتماعی، هیجانی و شناختی در محیط خانه و مدرسه اثر
می گذارد (هلموث، 2005، ترجمه توکلی زاده، 1386).
در این اختلال، فرد دارای هوش عادی یا جتی گاهی بهتر از عادی است، ولی دارای دامنه توجه کمتر، حواسپرتی و بی قراری، تکانشگری و فزون جنبشی است. تمام ویژگی هایی که در کودکان دارای نارسایی توجه / فزون جنبشی مشاهده می شود، در افراد عادی نیز دیده می شود و تنها تفاوت، در شدت و تداوم نشانه هاست. این کودکان در واقع کارهایی را انجام می دهند که کودکان دیگر به آنها فکر می کنند، ولی آنها را انجام نمی دهند. از همین رو، برخی دانشمندان این اختلال را « اختلال کنترل تکانش» می دانند (کوئین و استرن، ترجمه علیزاده، 1385).
کودکانی که تجاربی از طلاق والدین، جابجایی در خانه و مدرسه، بیماری یا فوت یکی از آشنایان دارند، اغلب دچار اضطراب ، پریشانی فکری ـ حرکتی می شوند، اما کودکان بیش فعال، به رغم اینکه هیچ یک از این تجارب و تنش ها را در زندگی نداشته اند دچار علائم و نابهنجاری های رفتاری اند (سلحشور، 1384).
بارکلی (1988) اختلال ADHD را چنین تعریف می کند : ADHD اختلال رشدی فراخنای توجه، تگانشگری و یا بیش فعالی و نیز رفتارهای قاعده مند است که در آن این کمبود ها بطور قابل ملاحظه ای نامتناسب با سن عقلی کودک است. شروع آن در دوران کودکی است، نشانه ها بطور قابل ملاحظه ای نافذ و موقعیتی هستند، معمولاً در طول زمان مزمن یا پایدارند و نتیجه مستقیم تاخیر شدید زبان، ناشنوایی، نابینایی، اوتیسم یا روان پریشی دوران کودکی نیستند (کراتوچویل و موریس، ترجمه محمدرضا نائینیان و همکاران، 1378).
انجمن ملی بهداشت  در کنفرانس ADHD در سال 1998 با رای اکثریت این اختلال را به عنوان یک مشکل شدید در سلامت عمومی اعلام کرد.
اختلال نارسایی توجه  / بیش فعالی به 3 شکل عمده مشخص می شود :
    نوع عمدتاً بی توجه
    نوع عمدتاً بیش فعال / تکانشگر
    نوع مرکب
نوع مرکب شایع ترین نوع آن می باشد و به همین دلیل تحقیقات زیادی روی آن انجام گرفته است(نیهارت، 2004، ترجمه اصغری، 1386).
کودک ADHD از نوع بی توجه، از نظر بالینی کند، بی علاقه، رویاپرداز و در تکمیل تکالیف مدرسه به خاطر مشکلات یادگیری مشکل دارد. (در این کودکان دوز پایین دارو جواب می دهد). کودک نوع بیش فعال، رفتارهای پرخاشگرانه و تضادورزی ، رفتار ضد اجتماعی و سازگاری ضعیف دارند (هین شو، 1995) .گروهی از متخصصان معتقدند که این گروه شانس بیشتری برای بهبودی و کاهش علائم دارند (لونی ، 1978، به نقل از کاکاوند 1385).
در چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (DSM-IV) جهت تشخیص انواع آن داشتن ملاکهایی را مشخص کرده است، به این صورت که کودک باید حداقل 6 ملاک از 9 ملاک را از هر دو فهرست ( نوع بی توجهی ونوع بیش فعال / تکانشگر) داشته باشد و نارسایی معنی داری در عملکرد نشان دهد. علایم باید :
    در بیش از یک موقعیت رخ دهند.
    حداقل به مدت 6 ماه دوام داشته باشند.
    قبل از 7 سالگی ظاهر شوند (نیهارت، 2004، ترجمه اصغری، 1386).
اکثرکودکان مبتلا به ADHD از لحاظ عاطفی نیز بی ثبات هستند، بدین معنی که به طور ناگهانی خلقشان تغییر می کند. والدین اظهار می دارند که کودکشان چگونه به سرعت از خوب به بد و مجدداً به خوب تغییر می یابد. بنابراین در کودکانی که مبتلا به ADHD هستند، به نظر می رسد که علاوه بر داشتن مشکلات رفتاری، بسیار حساس بوده و به آسانی برآشفته می شوند. در تعدادی از خانواده ها این مساله باعث ایجاد سطحی از تنش می شود، زیرا تمام اعضای خانواده همیشه گوش به زنگ اند که کودک در هر لحظه می تواند یک انفجار عاطفی داشته باشد (فریدمن و دویال،  ترجمه صدرالسادات و محمدی و صدرالسادات، 1381).
غالبا روابط بین والدین و کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در مقایسه با روابط والدین با کودکان عادی، بغرنج ، و پر تنش تر است. بیش از نیمی از کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی  با همسالان خویش دارای مشکلات ارتباطی جدی می باشند. از آنجایی که این کودکان در روابط و تعامل های  اجتماعی نظیر مشارکت ، همکاری و رعایت نوبت فاقد توانایی های لازم می باشند ، مشکلات مذکور  ، بروز می نماید. رفتار کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی  با همسالان خویش خصومت آمیز ،پرخاشگرانه، خود مدارانه و آمرانه می باشد. چنانچه کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی دارای اختلال نافرمانی توام با اختلال سلوک و رفتار نیز باشند، به مراتب با مشکلات عدیده اجتماعی نیز روبرو می گردند، کودکان ADHDدر حیطه روابط اجتماعی دارای مشکلاتی در خود تنظیمی حالات عاطفی نیز می باشند. اختلال های روان شناختی همراه با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در دوران کودکی و بزرگسالی مشابه می باشند . افراد در دوران بزرگسالی دارای رفتارهای ضد اجتماعی ، انفعالی و پرخاشگری بوده و دارای نشانه هایی از اختلال های شخصیت و سوء مصرف نیز  می باشند (بارکلی، 2002، ترجمه یارزنجانی، 1386).
کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در مقایسه با کودکان دارای آشفتگی هیجانی در مورد تکلیف های حافظه دیداری کوتاه مدت مشکل بیشتری نشان دادند. ترکیب  ADHD  با ناتوانی یادگیری می تواند مسایل حادی (همچون اضطراب و استرس ) را در رابطه با راهبردهای یادگیری ایجاد کند (کتریا  و همکاران، 1992، ترجمه غفاری، 1386). 
افراد دارای اختلال (نارسایی توجه / بیش فعالی ) در سراسر زندگی خود به این اختلال مبتلا هستند. کودکان دارای اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی غالبا دارای اختلال نافرمانی و اختلال در سلوک و رفتار همراه با مسایل و مشکلات اجتماعی و رشد و تحولی می باشند.نوجوانان و بزرگسالانی که دچار اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی از نوع پایدار و مداوم آن هستند دارای مشکلات عدیده آموزشی، استخدامی ، رانندگی و روابط جنسی می باشند. اختلال توجه / بیش فعالی توام با بسیاری از خطرها در دوران رشد می باشد. مخاطره های مذکور شامل  اختلال های یادگیری و اختلال های گفتاری بوده که غالبا در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه / بیش  فعالی وجود دارد. عملکرد  تعداد زیادی  از کودکان مبتلا به اختلال  توجه / بیش فعالی در مدرسه ضعیف می باشد. همچنین بازدهی و بهره وری آموزشی در آنان  کاهش یافته و باعث بروز مشکلات بیشتری می شود. این گروه بیشتر دچار اختلال های یادگیری در خواندن ، املاء ور یاضیات می باشند. کودکان  دارای اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی اغلب دچار مشکلاتی در زبان بیانی بوده که آن را تحت عنوان زبان عملکردی و یا به عنوان یک ابزار اجتماعی و به منظور  ارتباط با دیگران در نظر گرفته می شود. 10 تا 54 درصد این  کودکان دارای مشکلات گفتار بوده که به نظر می رسد بیشترین مشکلات آنان در پردازش اجرایی باشد. بیماران مبتلا به این اختلال ممکن است در معرض خطر ابتلا به اختلال پردازش شنیداری مرکزی نیز باشند که در واقع نارسایی در ارتباط با پردازش زبان ادراکی می باشد. اختلال پردازش شنیداری مرکزی ، با وجود عمومیت آن ، هنوز  به عنوان اختلال زبان دریافتی فراگیر و موثر مورد تایید قرار نگرفته است(بارکلی، 2002، ترجمه یارزنجانی، 1386.)
فعالیت بی توجهی و تکانشگری بیش از حد در کودکان کم سن و سال باعث می شود که آنها خودشان را در مقایسه با همتایانشان برای سازش با موفقیت در پیشرفت های رشدی کلی جهت خود نظارتی، سازماندهی و آماده شده برای آینده به شکلی که در گونه های اجتماعی دیده می شود کمتر توانا بیابند. آنها اغلب مجازات شدید، تنبیه، تحقیر اخلاقی، و انزوای اجتماعی را به خاطر باورهای اجتماعی که آنها تنبل، بی انگیزه، خود خواه، بی فکر، ناپخته و بی مسئولیت هستند، تجربه خواهند کرد (کاکاوند، 1385).
لازم است تمام افراد دارای اختلال بدانند که اختلال ناشی از یک وضعیت عصبی ـ زیستی است. برای کاهش اثر بر چسب های ناپسند ، بهتر است این اختلال با شرایطی نظیر مشکلات ضعف بینایی یا تنگی نفس که کمتر ناپسند هستند مقایسه شود. با این شرایط افراد برای داشتن چنین اختلالی گناهکار دانسته نمی شوند ، زیرا با آن متولد شده اند. به این ترتیب افراد دارای این اختلال بر اثر آن در زندگی با محدودیت هایی رو به رو می شوند ، مگر آن که مورد درمان قرار گیرند. لازم است به افراد دارای این اختلال بارها یاد آور شود که آنها، بد ، احمق ، به هم ریخته ذهنی و معیوب نیستند، بلکه افرادی هستند، که در برخی حوزه ها نیاز به کمک دارند. ابتلا به اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی  فرد را از دیگران متمایز نمی سازد. ضروری است به نوجوانان آگاهی داده شود که داشتن اختلال بر هوش آنان اثر نمی گذارد (ولریچ ، 2005، ترجمه صلیبی، 1386).

تاریخچه ADHD
این  اختلال سالها در منابع علمی با انواعی از اصطلاحات توصیف شده است . در اوایل سالهای 1900 کودکان تکانشگر ، مهار گسیخته و بیش فعالی ( که بسیاری از آنان دچار آسیب های عصبی ناشی از آنسفالیت بودند ) تحت عنوان سندرم بیش فعال طبقه بندی می شدند. علاقه بالینی جدی به کودکان ADHD اولین بار در سه سخنرانی جورج استایل (1902) پزشک انگلیسی قبل از دانشکده پزشکی سلطنتی دیده شد. وی از مراجعان بالینی خود به 20 کودک که نقص در بازداری ارادی داشتند به گونه ای که منجر به نقص در کنترل اخلاقی بر روی رفتارشان می شد اشاره کرد (کاکاوند، 1385). 
در دهه 1960 گروه ناهمگونی از کودکان مبتلا به ناهماهنگی حرکتی ، ناتوانی های یادگیری و
بی ثباتی  هیجانی (بدون آسیب عصبی خاص) مبتلا به حداقل آسیب مغزی توصیف شدند. تحقیقات چس ، 1960 ـ وندر، 1971 ـ وری، 1968 ـ وری و اسپاراگ، 1970 بر روی مولفه فعالیت حرکتی اختلال تاکید و باعث استفاده از عنوان «بیش فعالی» یا «پرجنبی»، برای اختلال شد که بعداً بعنوان اختلال کم بود توجه، بیش فعالی شناخته و توسط انجمن روان پزشکی آمریکا مورد حمایت و پشتیبانی قرار گرفت( کراتوچویل و موریس، ترجمه نائینیان و همکاران، 1378).
از سال 1991 وازرت آموزش و پرورش آمریکا بیش فعالی را زیر پوشش قوانین آموزش و پرورش ویژه قرار داد و از سال 1994 در DSMVI از اصطلاح «نارسایی توجه/ بیش فعالی» یا همان ADHD استفاده شد ( میراسکندری، 1386).

سبب شناسی
. در سال های اخیر ، در شناخت ماهیت این اختلال پیشرفت های چشمگیری حاصل شده است . مطالعات مولکولی و رفتاری نشان می دهد که ژن ها در این اختلال نقش دارند (فاروان  و همکاران ، 1991،کونتسی  ، و استیونسون  7،2000؛ سانوهارا  و همکاران ،1000). هر چند پیشرفت هایی در فهم ماهیت شناختی و زیستی این اختلال انجام شده ، اما نظریه و پژوهش نظام دار و قاطعی در مورد جنبه های اجتماعی و بین فردی آن ارایه نشده است (جانستون و مش ، ترجمه قدیری و   نجفی، 1385).
کودکان مبتلا به ADHD در قسمتهایی از مغز خود که مسئول توجه، تمرکز و تنظیم فعالیتهای حرکتی است دچار صدمات جزئی هستند (دیویسون، 2004).
بخش قدامی مغز (به خصوص سمت راست آن)، عقده های پایه ای و سیستم های فعال سازی شبکه ای مغز، نقاط ابتلا در کودکان ADHD است. احتمال دارد یک عدم تعادل عصبی، شیمیائی سبب پایین افتادن انتقال دهنده دوپامین و نوراپی نفرین در مکان های تاثیر گذار مغز باشد. محققینی که از ابزارهای الکتروفیزیولوژیکی CBF و PET و MRI استفاده می کنند متوجه تفاوت عملکرد مغز کودکان مبتلا به ADHD با سایر گروه ها شده اند و به نظر می رسد که مکان های مشخص آسیب می بینند. هیچ شواهدی در دست نیست تا بتوان علت ADHD را به نقش ضعیف والدین، فقر، مواد غذایی و ... نسبت داد (بلوم کویست، ترجمه علاقبندراد، 1383).
از جمله مهمترین تحقیقاتی که اخیراً در زمینه علل بروز این اختلال در کودکان صورت گرفته است می توان از سه تحقیق زیر نام برد :
1ـ برخی از یژوهشها نشان می دهد که مغز کودکان مبتلا به ADHD 5 الی 10 درصد از مغز کودکان سالم کوچکتر است.
2ـ پژوهشهای دیگری بر نقش سیگار کشیدن مادر در دوران بارداری، در احتمال بروز این اختلال در کودک تاکید می کند.
 


منابع :


ابراهیم زاده، احمد.(1384). نقش ویتامین ها در تقویت حافظه و سلامت کودکان و نوجوانان. پیوند، 311 ـ 310 ـ 309.


ابراهیمی عطری، احمد. (1372). بررسی و مقایسه صدمات ورزشی در معلولین ورزشکار با ویلچر و بدون ویلچر. تهران : انتشارات دانشگاه تربیت مدرس.

استادان طرح جامع  آموزش خانواده. (1385). خانواده و فرزندان. علی اصغر، احمدی. تربیت عاطفی واجتماعی فرزندان دردوره ابتدایی. تهران : انجمن اولیاء و مربیان.

الیری، دانیال. رفتار درمانی : کاربرد و بازده. ترجمه علی اکبر سیف. (1377). تهران : انتشارات فردوس.

اسدالهی، ق و شیدایی، م و یعقوبی، محمد. (1370). میزان شدت افسردگی در مجروحین قطع نخاعی که درصد از کارافتادگی آنها از 70% بالاتر است. اصفهان : انتشارت دانشگاه علوم پزشکی.

ایمان زاده، حمیرا.(77 ـ 1376)، مقایسه ویژگیهای شخصیتی مادران پسران بیش فعال و مادران پسران عادی مقطع ابتدایی شهر تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی کودکان استثنایی،   دانشگاه علامه طباطبایی، تهران.

بارکلی، راسل .(2002). اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی، فعالیتهای زندگی و پیامدهای تندرستی. ترجمه منوچهر علی یارزنجانی.(1386). تعلیم و تربیت استثنایی، 66، خرداد ماه.

برهانی ، حسین. (1376). بهداشت خانواده. پیام زن، دوره6، شماره 68 ،آبان ماه .

بک، آرون تی. شناخت درمانی و مشکلات روانی.  ترجمه مهدی قراچه داغی .(1369). چاپ اول، تهران : نشر ویس.

بلوم کویست، مایکل، ال . مهارتهای سازگار با کودکان ناسازگاری. ترجمه جواد علاقبند راد . (1383). چاپ اول، تهران : نشر سینا.

بیرو، آلن. ـ. فرهنگ علوم اجتماعی. ترجمه باقر ساروخانی. (1366). تهران : انتشارات موسسه کیهان.

پورافکاری، نصرت ا... (1373). فرهنگ جامع روانشناسی و روانپزشکی و زمینه های وابسته. جلد اول و دوم، تهران : انتشارات فرهنگ معاصر.

پورسلطانی زرندی، حسین. (1380 ) مقایسه سلامت عمومی جانبازان و معلولین جسمی ورزشکار و غیر ورزشکار ایرانی، دکتری رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی، تهران : انتشارات دانشگاه تربیت معلم.

تقدیسی، محمد حسین. (1365). مطالعه چگونگی سازگاری اجتماعی معلولین مرکز توانبخشی جانبازان انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) و ارائه پیشنهادات جهت بهبود وضع آن. تهران : انتشارات دانشگاه تربیت مدرس.

 

 
طراحی سایت : سایت سازان