میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله شخصيت سازي (چهره)


کد محصول : 10001771 نوع فایل : word تعداد صفحات : 27 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 190

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m1d1771

فهرست مطالب و صفحات نخست


شخصيت سازي (چهره)

1- (نمكي) : دختري از خانوادة مرفه در زمان گذشته. استفاده كردن از حالتهاي مختلف چشم‌هاي ريز و شيطون براي نشان دادن شيطنت بيشتر و حالتهاي ابروهايش نشانگر احساسات دروني است :
مانند : شادي،غم، زندگي، اندوه، تعجب و زيركي است همچنين موهاي فرفري نمايانگر جذابيت و جنسيت اوست.
تزيين نه فقط در دنياي بچه‌ها بلكه در دنياي بزرگترها، اشاره به زيبا پسندي آنها دارد.
مثل (گل سركوچولو در بالاي سر نمكي كه به زيبايي موهاي او كمك كرده است يا فورم گوشواره‌ها كه با حالتهاي او هماهنگ است. طبق نظرية روانشناس و فيلسوف غربي كانت و شوپنهار كه زيبايي را به چهار دسته تقسيم مي‌كند. عبارتند از :
1)    زيبايي از لحاظ كيفيت = چيزي است كه به موجب خرسندي انسان مي‌گردد و هيچ نفع مادي هم در آن نيست مثل : زيبايي گل
2)    زيبايي از لحاظ كيفيت = چيزي است كه به موجب خرسندي همگان مي‌گردد. بدين معني كه وقتي كسي چيزي را زيبا دانست، انتظار دارد ديگران نيز آن را زيبا بدانند.
3)    از لحاظ نسبيت = زيبايي چيزي است كه در اجزاي آن تناسب و هماهنگي وجود داشته باشد.
4)    از لحاظ جهت = چيزي است كه موجب خرسندي ضروري است يعني كسي كه چيزي را زيبا دانست ديگران را هم ملزم مي‌داند كه آن را زيبا بدانند.
همچنين اين فيلسوف و روانشناسان معتقد است كه زيبايي صفتي است كه موجب مي‌شود دارندة آن قطع نظر از فوايد و منافعش خوشايند گردد و در انسان سير شهودي غير ارادي و حالتي خوش، دور از نفع و سود برانگيزد. 
2- (عروسك نمكي) : صميمي و مهربان است، اندامش راحتي حمل و نقل او را مي‌رساند پيچش موي او همخواني با موهاي صاحبش دارد. براي ايجاد يك حس مشترك بين نمكي و عروسكش اندام عروسك طوري طراحي شده است كه به نظر بيايد مادر نمكي براي او دوخته است.
3- (غول) :
توضيحي راجع به غول : اين موجود افسانه‌اي مانند شخصيت‌هاي پري دريايي يا ديو 2 سر و يا خوش آشام و ... است.
ما از موجودات تخيلي به اين دليل استفاده مي‌كنيم كه موجوداتي ناشناخته‌اند. پس غول ما هم در اين داستان از اين قاعده مستثني نيست و مي‌توانيم افسانه‌هايي از آنها درست كنيم.
چهرة غول : داراي دندانهاي تيز و شكمي برجسته است.
چنگالهاي زشت و وحشتناك و شاخش حاكي از قدرتمندي و همچنين وسيلة دفاعي اوست.
بيني او با سوراخهاي غير طبيعي و ابروهايش خشن طراحي شده است (براي ايجاد تنفر بيشتر)‌ دهان گشاد او نشانگر آن است كه او همه چيز را درسته و بدون جويدن مي‌بلعد.
با اين اوصاف هيبت بد قواره و بد فورم غول نشانگر اين است كه او با همت است زيرا براي خوردن غذا حاضر است حتي غذاي خود را به دوش بكشد. او غولي است خوش خور و خوش اشتها زورگ و تن پرور و پرو و اندامش عاري از زيبايي و تناسب است.
4- (مادر نمكي) : مادري مهربان و دل نگران از بابت بيماري فرزندش و همينطور تنها ماندن نمكي در خانه.
5- (پدر نمكي) : شخصيتي با ذوق و با اعتماد به نفس داراي موهاي صاف و يكدست با سبيلي كم پشت كه اشاره به اين نكته دارد نمكي بابايي نسبتاً جواني دارد.
طراحي لباس ــــ لباسهايي كه هم جلوة امروزي دارد و هم گذشته را. در صورتي كه طرح و تزئينات خانه مدل قديمي را داراست.
1) لباس نمكي ـــ فورم لباس نمكي مطابق با شخصيت شاد و شيطون و جذاب و زبر و زرنگ او در نظر گرفته شده است.
دايره‌هاي زرد رنگ روي لباسش مانند توپ‌هايي است كه نشانگر علاقه بچه‌ها به توپ و چيزهاي گرد است. دمپايي در پاي نمكي در زمستان براي اين است كه او در هنگام دزديده شدن سخت غافلگير شده است و فرصت تعويض لباس به او داده نشده است.
2) لباس عروسك ـــ عروسك نمكي و لباس سادة او را مادر نمكي دوخته است.
3) لباس غول ـــ‌ لباس راحتي غول نمايانگر قدرت بدني است يعني دماي بالاي بدن براي جلوگيري از بيماري در برابر سرما و گرماست.
4) لباس مادر ـــ بيانگر حجت و حياي اوست و هماهنگي رنگي دارد يعني صورتي كم رنگ بر روي رنگ سرد يعني ؟ كم رنگ است.
5) لباس پدر ـــ در پلان اول متوجه مي‌شويم كه او بسيار مرتب و منظم و منظبت است و لبخند همراه او صفت خانواده دوست بودن او را مي‌رساند.
در پلان آخر لباسش با فصل سال هماهنگي دارد و حضور آرامي دارد. فورم و ظاهر لباس نمايانگر اين است كه به خانواده آرامش مي‌دهد.
(نماي پلان)
نماي (اول) :
فضا كاملاً به دو قسمت تقسيم شده است فضاي كف و فضاي اطراف (ديوارها)‌ براي ايجاد تعادل و توازن در گوشه راست خانه با گوشه چپ آن از كمد و در ورودي اتاق استفاده شده است براي از بين بردن سنگيني يك طرفه در قسمت چوب لباسي و پدر در قسمت راست متقابلاً و كمد و گلدان طراحي شدند.
فرش نيز روي زمينه به صورت متمركز و در وسط قرار گرفت.
اين پلان داراي تركيب بندي غير متمركز است.
در اين پلان از فورم ساختاري مربع، مستطيل، مكعب مربع استفاده شد. استفاده از رنگ‌هاي تيره در اين داستان كمك مي‌كند تا جلوة خانه قديمي نشان داده شود. قاليچه‌اي با طرح سنتي و وجود لباس بر روي چوب لباسي نماي اتاق را طبيعيي تر نشان مي‌دهد.
نماي (دوم) :
پنجره با طاقچه و پشتي و راديو حركت دواري (تركيب دايره‌اي) ايجاد كرده است. علاوه بر اينكه هنگام نگاه كردن چشم در حال حركت است و مي‌گردد بلكه متوجه فضاي كاملاً بسته اتاق نيز مي‌شويم.
وجود دو گلاب پاش در كنار آينه هم حالت قرينه به اثر داده است و هم به حفظ تعادل و توازن اثر مي‌افزايد، علاوه بر اينكه بايد افزود آينه با حالت متمركز به ايجاد اين جلوه كمك مي‌كند.
طرح بته جقه بر روي پارچة ‌طاقچه از فضاي خالي پارچه مي‌كاهد و به ظرافت اثر مي‌افزايد.
راديويي كه در اين پلان به صورت سه بعدي (طول و عرض به همراه ارتفاع يا عمق) قرار گرفته است تا براي لحظاتي زاوية ديد ناظر را عوض كند.
ديد ناظر براي عروسك از سمت چپ يا بالا مي‌تواند باشد در صورتي كه ديد ناظر براي نمكي از سمت راست يا به صورت مستقيم است.
براي ايجاد ميز راديو از پرسپكتيو يك نقطه‌اي استفاده كرده‌ام.
و براي ايجاد فرش زمينة اتاق از پرسپكتيو و نقطه‌اي استفاده شده است.
فضاي بستة اتاق ارتباطش با حجم‌هايي است كه در آن وجود دارد. مثل (پشتي نمكي،پشتي عروسك، راديو و ميز آن، طاقچه) پروانه پشت پنجره علائم آمدن بهار را نشان مي‌دهد و در فضاي سبك پشت پنجره در جاي نسبتاً گوشه قرار گرفته است.
نماي (سوم) :‌
كاربرد سطح در اين اثر به خوبي نمايان است (به جز قسمت ايوان و پله‌ها كه به پرسپكتيو رفته‌اند)‌ خطوط عمودي ايوان كه پاي غول روي آن است نشانگر تزلزل و شكست اوست.
همانطور كه مي‌دانيم معماري از لحاظ بعدي وجه مشتركي با مجسه سازي دارد.
من براي ايجاد شكل واقعي و ملموس براي كودكان نماي ساختمان را دو بعدي طراحي كردم.
ريتم در قسمت درهاي ورودي خانه وجود دارد همينطور در طرح‌هاي مثلثي تكرار شده است و فواصل اين اشكال مثلثي به طور قرينه وار نيز قرار گرفته‌اند. در قسمت پايين خانه يعني در طبقه اول از تركيب قرينه‌اي (متقارن) استفاده نشده است.
همانطور كه مي‌دانيم ارتباط اندام‌ها با محل استقرار آنها در صحفه عامل مهمي در ايجاد پويايي و تحرك و در عين حال توازن در طراحي است بنابراين همةاين قسمت‌ها با حركت نيم رخ غول حركت مي‌كنند و ديد ناظر را از تماشاي صحفة يكنواخت راحت مي‌كند.
در قسمت طرح‌هاي مثلثي هماهنگي و وحدت ديده مي‌شود.
پله‌ها و باغچه و ايوان داراي تركيب افقي هستند.
وجود برفها در اين قسمت ريتم آرامي را ايجاد كرده است كه حس مي‌كنيم بدون در نظر گرفتن شخصيت‌ها و با در نظر گرفتن درخت سمت چپ و برفهاي جمع شدة روي آن محيطي آرام و متعادل و فضايي رؤيايي ايجاد شده است.
درخت سمت چپ براي پر كردن فضاي خالي است.
نماي (چهارم) :
1)    تركيب غير متقارن دارد.
2)    استفاده از پرسپكتيو يك نقطه‌اي براي صندوقچه
3)    عدم تناسب در گل‌ها و گلدان كه موجب زيبايي آن شده است.
4)    نماي پرده در اين پلان به شلوغي فضا كمك كرده است و حريمي  را ايجاد مي‌كند.
5)    استفاده از ريتم دايره‌اي در پرده.
نماي (پنجم) :
وجود بافت در فرش بر خشونت ايجاد شده در محيط مي افزايد و فضاي غير متعادل ايجاد مي كند كه با روحية شخصيت هاي داستان هماهنگي كامل دارد هر گونه فضايي به شناخت درك و حساسيت ما است يعني يك رابطة مستقيم بين حواس ما و فضا وجود دارد .
بافت تار و پود اجسام را مي آفريند و كيفيت آن بر حس لامسه ما اثر مي گذارد در اين بافت اندكي تابش نور واضح است .
نماي (ششم):
ژرف نمايي با استفاده از تغيير شكل خطوط و تغيير رنگ همين طور در زمينه برف سمت راست پلان با زمينه كوه در سمت
چپ اختلاف اندازه و قطر خط را مي بينم كه بيانگر حركت و ژرف نمايي است هم چنين ايجاد كمي فضاي عميق در وسط كادر است كه رابطة مستقيم با زمان و مكان عمل انجام شده دارد .
حركت و تغيير اندازه در قسمتهاي مختلف باعث شده در روي سطح دو بعدي ژرف نمايي ايجاد شود . اين ژرف نمايي از قسمت خانة انتهاي كادر شروع مي شود درخت و كوه وجودشان به اين ژرف نمايي كمك مي كند .وجود خورشيد در بالاي كوه تعادل صفحه را حفظ مي كند .
نماي(هفتم ):
تركيبي غير متقارن و غير متمركز بين غول و نمكي
هماهنگي حالة خورشيدي با حالت حبابهاي آب ايجاد حس حركت و به دور از يكنواختي است درياچة پشت كوه فضايي كاملاً باز ايجاد مي كند .
كوههايي كه به نظر مي آيند از غول كوچكترند .هم در پلان هفت و هم در پلان هشت اين نقطة مشترك ديده مي شود و نشانه گر عدم تناسب و زيبايي است . براي حس تعادل محدودة دو طرف غول كوه معين شده است .
استفاده از 2 نماي مختلف : ( دو زاويه ديد مختلف ولي در عين حال مستقيم )1)نماي نهان(جلو) قسمتي كه نمكي فعالانه كيسه را پر از سنگ و خار مي كند .
2) نماي آشكار (عقب) قسمتي كه غول مشغول آب خوردن است .
نماي (هشتم) :
ژرف نمايي با استفاده از تيرگي كوه و روشني آسمان
فضا در اين پلان به صورت سنگين بيان شده است .
ژرف نمايي مقامي در اين اثر مشخص است زيرا در اين جا غول كوچكتر از كوه ها نمايان شده است پس مقام او كم شده است .
نقطة ديد از بالاست (اين قسمت نقطه اوج داستان است كه تمام نقشه هاي غول نقش بر آب مي شود ).
نماي (نهم):
سه زاوية ديد وجود دارد .
1)    ديد ناظر از روبه رو ( نمكي و مادرش )
2)    ديد ناظر از پايين (نمكي )
3)    ديد ناظر از بالا ( پدر نمكي و خواهرش )
تركيب بندي به صورت غير متمركز است . شخصيت ها در نقطة مشخص و ثابتي نيستند .
استفاده از قضاد روشني و تاريكي كه در قسمت هاي قبل در طراحي كوه هات ديديم و همچنين خطوط كلفت و نازك در اين پلان نيز ديده مي شود .
نماي (دهم):
فضاي خالي شخصيت اصلي داستان را نقطة تمركز قرار داده است پنجره پشت نمكي اشاره به بازگشت او به خانه را دارد .
نقطة تلاقي خورشيد و پنجره حس تمركز و تعادل پنهان را مي سازد . خورشيد و عروسك وجود تعادل در صفحه را هماهنگ مي كنند .
ممكن است بعضي قسمت ها به صورت الهام و ايده در پلان ها طراحي شده باشند كه هيچ دليلي براي اثبات وجود آنها از طريق علمي نداشته باشم همان طور كه مي دانيم نيمي از كار به صورت سليقه و ذوقي است و به شناخت علمي بستگي ندارد همانطور كه بسياري از مردم عادي كه از هنر سر رشته اي ندارند اما براي خود و اطرافيان نشان از ذوق و سليقة زيبا و همه پسند برخوردار باشند .

(نتيجه):
تجربة شيريني كه از اين كار داشتم من را بر اين امر استوار كرد كه تنوع بيشتري در مدل لباسها و تنوع رنگي بيشتري در فضاي كار بد هم يعني در هر پلان رنگ و فورم لباسها عوض شود و يا در هر فضا وسيله هاي بيشتري جاي دهم و از سفبد خواني در قسمتهايي حجيم تر و بزرگتر استفاده كنم .
حال زمان آن رسيده كه پيش برويم و خلق كنيم .
همانطور كه مي دانيم فرد خلاق چشمي جستجوگر،تيز بين زيرك ظريف و حساس دارد . مجموعة اين ويژگي ها را مي توان از طريق تمرين تجربه و هدايت اساتيد عزيز و مهربان و دلسوز تحصيل نمود .
چهار عامل انگيزه ،اراده و تلاش فردي دانشجو و هدايتي كه از سوي اساتيد صورت مي گيرد مي تواند هنر جو را در اين مسير ياري كند .
افزون بر اين براي احاطه به زبان تصويري بايد ذهني خلاق نكته سنج تحليل گر و نيز ساختاري كه قادر باشد عوامل را در ذات خود ضبط نموده و به موقع نياز و به هنگام تركيب بندي از آن سود برد كه از مهمترين نيازهاي آفرينش اثر است .
تصويرگر بايد فردي پويا و مطالعه گر در زمينه هاي گوناگون از جمله روانشناسي كودك و.... را داشته باشد .
و همينطور فعال از لحاظ باز آفريني باشد يعني در عملش آنچه در ذهن خلاق او در گذر است پرورش دهد .
مشوق شدن دانشجو به كپي عيني از شخصيت هاي تكراري و فونت ها و المانهاي كه هم اكنون سنتي و قديمي شده اند يا نقليه از آثار بزرگان هنر را رشد فكر و نيروي ابتكار او را مسدود مي كند .
 آنها بايد اعتماد به نفس داشته باشند و درون خود را خوب بشناسند خودشان سبك ايجاد كنند اصول هنر را به صورت فني از اساتيد ياد بگيرند و بيافرينند .
در آخر اينكه بايد به همة جوانهاي ايراني فرصت داد .
مطمئناً جوانان مي توانند زيرا (جوون فكرش فعاله )
طبق فرمايش رهبر محبوب انقلاب اسلامي (قدس سره الشريف) :
كه مي فرمايند: ( دشمنان بخواهند كشوري را مغلوب كنند روحية اعتماد به نفس او را مي گيرند .)
همانطور كه مي دانيم تجربه بهتر از علم است پس با تجارب بيشتر كارهايي با ارزش و قوي ارائه خواهيم داد طبق فرمايش امام علي (ع).
چكيده :
امروزه به هر جا نگاه مي كنيم متوجه مي شويم كه تصوير همه جا وجود دارد نقش مهمي در ارتباط انسان ها در دورة غار نشيني و هم در دورة تمدن شهري دارد .
براي درك ميان انسانها و تشخيص مليت و فرهنگ تصوير سازي ايجاد شد البته به صورت پيشرفته و مدن .
تكنيك هايي كه در اين زمينه به كار گرفته مي شود بايد خلاقانه و زيبا باشد .
تكنيكي كه در اين پروژه به كار رفته است گراش است و اين كتاب براي گروه سني الف وب طراحي شده است .
 حالاست كه بايدذ بگوييم .چشم ها را بايد شست زيرا اين( تصوير سازي) همان تصوير سازي حقيقي است كه امروز در ايران با كمي جرأت مي گويم نبود و نيست و حتي با جرأت بيشتر مي گويم يك تصوير ساز واقعي و كامل در ايران نداريم و اگر هم داريم هنوز مجال جولان نيافته است .

مقدمه :
رويا اپز ذهن هاي خلاق بيرون مي زند تا به يك ايده تبديل شود .
(هنر برتر از گوهر آمد پديد )
اين ايده هاي زيبا هم در تصاوير كتاب كودكان و هم به صورت خيال پردازانه در تصاويرذ متحرك به كار گرفته مي شود .
گزارشي كه در پيش رو داريد مربوط به تصوير سازي كودك و براي گروه سني الف و ب طرح ريزي شده است . اميدوارم بتوانم گزارش جامع و كاملي در اين عرصة بزرگ ارائه دهم . تكنيك انجام شده با گراش است وصفحه بندي آن طوري است كه مطالب به صورت سفيد خواني گنجانده شده اند تا چشم در صفحه گردش باشد و ثابت نماند .
حالاست كه بايد بگويم چشم ها را بايد شست زيرا اين تصوير سازي همان تصوير سازي حقيقي است كه امروزه در ايران با كمي جرأت بيشتر مي گويم يك تصوير ساز واقعي و كامل در ايران نداريم يا اگر داريم هنوزد مجال جولان نيافته است .
اين اتفاقات من را به ايد داستان پادشاه مي اندازد كه همگان بر حقيقي واقعيند اما هيچكس آن را بيان نمي كند . حالا است كه يك كودك بايد حرف بزند تا ديگران را به ميدان حقيقت بكشاند .
در حقيقت فراهم آوردن امكانات خوب و كامل براي تصوير سازان جوان و خلاق و مستعد مي تواند زيبا شناسي ايجاد كند .
جهاني شدن ديگر يك اختيار نيست بلكه يك اجتناب است .
دوران نق زدن ، گذشته است و زمان رقابت علمي است .
طبق  فرمايش بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) كه مي فرمايند : شما عزيزان كوشش كنيد كه از اين وابستگي بيرون آييد و احتياجات كشور خودتان را برآورده سازيد ، از نيروي انساني و ايمان خودتان غافل نباشيد و از اتكاي به اجانب بپرهيزيد .)
پس بايد بدانيم كه نوع برخورد هنرمندان با اين مسئله فهميد كه يك هنرمند واقعي تنها در سايه عشق و ايمان به هدفش مي رسد . سختي ها ، رنج ها، و مرارتها را تحمل كند آن را بخشي انكار خود بداند براي اينكه محك بهتري براي لحظات خوب داشته باشد .
تاريخچه تصوير سازي در جهان :
تصوير سازي در طول تاريخ چيزي جز روايت گري تصويري با داستان پردازي تصويري نبوده است . اما شروع داستان سرايي به صورت مكتوب خود با آغاز تمدن هاي اسطوره يي و پيدايش اشكال خطوط نوشتاري ( كه قديمي ترين آن ها خطوط تصويري مانند خط هيروگليف مصري و خطوط ميخي باستان از قبيل خط سومري و عيلامي ) بوده است كه به كمك آنها افسانه هاي اساطيري در كتيبه هاي سنگي و مهرها يا پاپيروس نوشته مي شد .در خلال تمام آن تصاوير داستان هايي در مورد خلقت جهان و انسان ، نيروهاي مافوق طبيعي و راز تولد و مرگ موضوع و جهان ماورا موجود بود كه در پلان هاي داستان به هم مربوط مي شدند  .
هنر تصوير سازي قبل از پيدايش خط (يعني دوران قبل از تاريخ) در دوران پارينه سنگي و ميان سنگي در نمونه‌هايي مثل نقاشي غارها (مثل غارهاي لاسكو و آلتاميرا و غار ميرميلاس در لرستان) چيزي جز نقاشي جادويي نبوده است. در آن دوران نقوش در ارتباط با انتقال جادويي نبوده است. در آن دوران نقوش در ارتباط با انتقال جادويي قدرت‌هاي مرموز جهان طبيعت به درون زندگي جمعي انسان‌ها در مواقع شكار براي سيطره بر قدرت حيوانات يا در مواقع ديگر به همراه مراسم و رقص‌‌هاي آييني به منظور چيرگي بر قدرت‌هاي تخريب گر طبيعت يا ظاهر كردن باران و امثالهم، به تصوير كشيده مي‌شدند. سپس به تدريج در دوارن نوسنگي يا به وجود آمدن كشاورزي و دامپروري و ظهور هسته‌هاي اوليه زندگي اجتماعي انسان در شهرها توتم‌هاي افسانه‌يي (علامت‌هاي مقدس) و حماسه‌ها شكل مي‌گيرند و تصوير سازي، ابزارهاي بياني چنين حماسه‌هايي مي‌شوند.
سپس با ظهور مذاهب و نزول كتب آسماني، از قرون ميانه تصوير سازي داستاني به همراه متون كتاب‌هاي مقدس (مانند انجيل عهد عتيق و انجيل عهد جديد‌) وسيله‌اي مي‌شود براي بازگو كردن روايات مذهبي (داستان‌هاي پيامبران و مردمان هم عصر آنان) و تجسم چهره‌هاي قديسين و فرشتگان و رويارويي نيروهاي خير و شر).
در مشرق زمين، مثلاً در سرزمين چين تصوير سازي نمادين گونه نقوش بود و به تدريج تحت تأثير تعليمات فرزانگاني (چون كنفوسيوس و لائوتسه) (پس از دوران‌هان) تصوير سازي، حكايتي اندرز گونه و پرداختي شاعرانه از پديده‌هاي طبيعي مي‌شود.
تاريخچه تصوير سازي در ايران
در سرزمين ايران در سنت نقاشي مينياتور پس از دوره عباسي (مكتب بين المللي عباسي) و سلجوقي (مكتب سلجوقي) تا دوره تيموريان (مكتب هرات) و سپس آغاز عصر نوين در عهد صفويه (مكتب تبريز، قزوين و اصفهان)، نقوش تصويري روايي (داراي محتوي داستاني) راوي قصص و حكايت هاي منظوم (شعر گونه) بوده اند.
آثار منظومي چون مقامات حريري، ورقه و گلشاه، كليله و دمنه و ديوان هاي اشعار چون شاهنامه (كه يك منظومه اشعار حماسي است) و داستان هاي عاشقانه در منظومه هايي مثل خمسه نظامي كه در اين ها تصاوير بيانگر مضامين داستاني موجود در  اشعار مي باشند. سپس در دوره صدساله اخير تصوير سازي معاصر در سبك هاي قهوه خانه يي و سقاخانه اي، ديگر بار داستان هاي حماسي شاهنامه در پرده سازي ها و حكايت هاي مذهبي مانند داستان هاي مربوط به واقعه كربلا، به تصوير كشيده شدند.
تصويرسازي داستاني – انواع متون داستاني
متون داستاني بر اساس دو مولفه:
1- شخصيت قهرمان و قهرمان پردازي
2- محيط و فضاي داستان تقسيم مي شوند كه شامل:
«اسطوره» - «رمانس» (داستان هاي ديو و پري» - «محاكات» (تقليدي يا حكايت گونه) از نوع برتر و فروتر – طنزآميز مي باشند.

اقسام داستان
1- اسطوره : در اين نوع داستان، يك فضاي فراواقعي است كه هيچگونه تابعيتي از قوانين فيزيكي ندارد و شخص قهرمان از سنخ خدايان و نيروهاي مافوق طبيعي است كه مشخصه آن ناميرا بوادن و قدرت بي انتهاي اوست. اين نوع داستان ها بيشتر مربوط به خلقت كيهان و نحوه پيدايش نيروهاي هستي است.
2- رمانس - داستان هاي شاه پريان: در اين نوع داستان قهرمان يا چهره اصلي داستان از نوع فرشتگان و ديو و پري و انسان هايي مي باشد كه با جهان ماورا (مافوق طبيعي) ارتباط و همداستاني دارند، بنابراين چنين انساني مي تواند از قدرت هاي خداگونه بهره مند شود. محيط داستان در اينجا طبيعي است كه سخنگو مي شود و با قهرمان هم سخني و هم دردي دارد. اكثر داستان هاي مذهبي در مورد معجزات پيامبران از اين گونه اند.
3- محاكات  برتر (تقليدي يا حكايت گونه از نوع برتر): همانا تراژدي مي باشد، در اينجا محيط داستان كاملاً واقعي است (همان محيط طبيعي كه از قوانين فيزيكي تابعيت مي كند) و قهرمان انساني است مانند همه ولي به دليل قابليت هاي خاص ذهني و احساسي مي تواند  به عنوان رهبر جامعه انساني عمل كند، او معمولاً قدرت جنگاوري و فداكاري و ايثار دارد و در نهايت به خاطر آرمان هاي والاي انساني براي نجات يا خوشبختي جامعه خويش، جان خويش را فدا مي كند.
4- محاكات فروتر (داستان تقليدي از نوع فروتر يا پست تر آن): در اين نوع از داستان محيط يا فضاي داستان همان محيط طبيعي و فضاي زندگي شخصي و اجتماعي انسان ها مي باشد. قهرمان در اينجا مثل ديگر آدم ها است و قابليت هايي بالاتر از ديگران ندارد و داستان شرح وقايع عادي زندگي و موقعيت هايي است كه انسان به صورت روزمره با آن ها روبرو ميشود. در چنين نوعي، قهرمان، آرمان گرا نيست و كاملاً مانند بقيه با مشكلات زندگي و نابسماني ها دست و پنجه نرم مي كند. به اين نوع داستان ها، داستان هاي واقعيت پردازانه يا رئاليستي هم مي گويند. تصويرسازي با چنين محتواي داستان هاي واقعيت پردازانه را مي توان در تصويرسازي هاي خبري (ژورناليستي) و  كاريكاتورهاي اجتماعي و سياسي پيدا كرد.
5- طنزآميز: در اين نوع از داستان، چهره اصلي داستان انساني است  عادي كه در مقايسه با ديگران از بهره هوشي و قابليت هاي ضعيف تري برخوردار است، فضاي داستان نيز همان زندگي واقعي است با همه مسائل و مشكلاتش و چهره اصلي داستان مرتباً در مواجهه با وقايع شكست مي خورد چون مثل بقيه نيست و بنابراين او براي ديگران دليلي مي شود براي مضحكه و تمسخر.
تكنيك به كار رفته در اين كتاب گواش است.
گوارش : نوعي آبرنگ غليظ مي‌باشد كه در تركيب آن از همان صمغ عربي با خاصيت چسبندگي بيشتر بكار رفته است.
غلظت گوارش بيشتر بخاطر افزودني‌هايي مانند رنگدانه سفيد مي‌باشد. گوارش به علت ارزاني و فراواني آن، بيشتر قابل دسترس و تهيه آن به صرفه مي‌باشد و به علت كارآيي متفاوت آن موارد استفادة فراواني نيز دارد و به همين علت استفاده از آن عموميت دارد. بدليل اين خصايص بيشتر در تصاوير تبليغاتي قرن اخير به خدمت گرفته شده است. علاوه بر آن با رقيق كردن گوش با آب مي‌توان كار آبرنگ را نيز انجام داد. گواش با خاصيت براي پوشش بهتر رنگ مي‌توان از قلم موي بزرگ كه داراي موي نرم باشد استفاده نمود ولي از انواع قلم موها مي‌توان براي رنگ آميزي با گواش بهره جست. علاوه برآن هنگامي كه مي‌خواهيم خشك شوندگي فوري براي سطوح صاف و بدون موج و استفاده از رنگ‌هاي روشن و شاد ايده آل است. با اين كه رنگ با ضخامت معيني روي كاغذ مي‌نشيند در عين حال مي‌توان از آن در جاهايي كه احتياج به رنگ آميزي نازك دارد، نيز استفاده نمود (شكل 15-3). شفافيت گواش بر خلاف آبرنگ به انعكاس (نوار از كاغذ) بستگي ندارد و به وسيله اضافه نمودن رنگدانه سفيد خالص، درخشندگي لازم در اثر  به وجود مي‌آيد و چون داراي قدرت پوشش رنگ است مي‌توان آن را در كاغذهاي رنگي نيز بكار برد  با رنگ‌هاي زيرين را به راحتي با رنگ جديد پوشش داد.
سطحي را يكدست رنگ نماييم مي‌توان سطح مورد نظر را دوباره در جهت مخالف حركت قلم مو رنگ آميزي كرد. در مورد كاغذ و نوع آن محدوديتي وجود ندارد. 
 
 


منابع :


فهرست منابع و مآخذ :


دانشگرنژاد، محمد حسن. مباني تصوير سازي. (تهران : مدرسه، 1380)

داديه، اصغر. كليات فلسفه. (تهران : پيام نور، 1385)

 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان