میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله زهكشي بهترين منابع انساني


کد محصول : 10001784 نوع فایل : word تعداد صفحات : 28 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 878

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1784

فهرست مطالب و صفحات نخست


زهكشي بهترين منابع انساني

پيش درآمد
يكي از موضوعاتي كه در سالهاي اخير در بسياري از كشورهاي كمتر توسعه يافته و يا حتي در كشورهاي پيشرفته اي نظير كانادا بحث هاي زيادي را برانگيخته است، پديده فرار مغزها مي باشد. اصطلاح فرار مغزها معادل با دو كلمه ي Brain Drain در زبان انگليسي است. Brain به معني مغز، متفكر و مغز متفكر بوده و براي كلمه Drain نيز معاني چندي از جمله خشكاندن، خالي كردن، تحليل بردن و زهكشي كردن آورده شده است. بنابراين همانطور كه عمل زهكشي، به طور طبيعي يا مصنوعي، باعث بيرون رفتن آب هاي اضافي يك منطقه مي شود يا در كشاورزي، آب اضافي از زمين به وسيله زهكشي گرفته مي شود (جعفري، 1372 : 197) پديده فرار مغزها نيز باعث بيرون رفتن مغزها يا متفكراني از يك سرزمين مي شود، منتهي مغزهايي كه آن سرزمين به وجود آن ها نيازمند است. واژه مغزها شامل همه افراد دانشمند، مخترعين، مبتكرين، تكنسين ها، كارگران ماهر و خلاق، مهندسين، پزشكان، جراحان، متخصصان و ساير افرادي كه از دانش بالايي برخوردار هستند، مي شود. در جريان قرن 19 و تا جنگ جهاني اول ايالات متحده آمريكا مهم ترين كشور مهاجر پذير بود زيرا لزوم بهره برداري از منابع آن سرزمين و ايجاد تاسيسات زير بنايي نظير شبكه راههاي ارتباطي، راه آهن و ... به نيروي انساني زيادي احتياج داشت. بنابراين جمعيت زيادي از كشورهاي آمريكاي جنوبي و مركزي، اروپا و آفريقا به آن سرزمين مهاجرت كردند. بعدها صنعتي شدن آن كشور باعث شد تا در ماهيت مهاجر پذيري آن تغييراتي به وجود آيد و مهاجران ماهر و متخصصي را از كشورهاي اروپايي يا كشورهايي كه به طور ناكافي صنعتي شده بودند پذيرا گردد. ادبيات مربوط به فرار مغزها از زمان پايان جنگ جهاني دوم و به ويژه از دهه 1960 شكل گرفت (مركز تحقيقات و بررسي هاي اقتصادي، 1378 : 10) يعني موقعي كه كشورهاي اروپايي اقدام به بازسازي ويرانه هاي به جا مانده از جنگ كردند و مدتي بعد چرخه صنعت در اين كشورها شروع به كار كرد. اين فرايندها نياز به افراد متخصص و كارآمد داشت. در نتيجه خيل عظيمي از متخصصان، مهندسان و ساير افرادي كه از آنها با عنوان مغزها ياد مي شود، كشورهاي در حال توسعه خود را به مقصد كشورهاي پيشرفته تر ترك كردند و از اين زمان بود كه غارت سرمايه هاي انساني شروع شد و مانع ديگري بر سر راه پيشرفت و توسعه كشورهاي جهان سوم ظاهر گرديد.
بعضي از محققان معتقدند كه علت ريشه اي تمام مهاجرت ها، شكست جوامع در براوردن نيازها و آرزوهاي شهروندانشان است (كين، 1375 : 6) بنابراين فرار مغزها نيز كه نتيجه مهاجرت يا كوچ افراد تحصيل كرده و داراي تخصص از كشوري به كشور ديگر است، ريشه در نيازها دارد. طيف اين نيازها براي نخبگان و متخصصان هر كشور متفاوت است و شامل ابعاد امنيتي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، علمي و تخصصي مي شود. بايد در نظر داشت كه پديده فرار مغزها تنها مختص به جلاي وطن نيروهاي متخصص كشورها نيست. بلكه دانشجويان مشغول به تحصيل در دانشگاههاي خارج از كشور را كه بعد از فارغ التحصيلي ميلي براي بازگشت به وطن ندارند نيز در بر مي گيرد.
مساله فرار مغزها براي كشورهاي توسعه يافته چندان بحراني نيست زيرا چنانچه اين كشورها نخبگاني را از دست بدهند، توانايي جذب نيروهاي متخصص ديگري را دارند و به اصطلاح مبادله مغزها صورت خواهد گرفت. در صورتي كه كشورهاي در حال توسعه نه توان حفظ نخبگان خود را دارند و نه قوت جذب نخبگان و متخصصان جديد، بنابراين در اصل، فرار مغزها زماني محسوس است كه جريان خروجي متخصصان و تحصيل كردگان ثابت باشد و با جريان ورودي مشابهي از ساير كشورها جايگزين نگردد. اين مساله صدمات جبران ناپذيري به كشورهاي كوچك و كم جمعيت در حال توسعه وارد مي كند هرچند كه امكان دارد حركت مغزها از يك كشور كوچك اهميت چنداني را براي كشورهاي بزرگ مهاجر پذير نداشته باشد.
تاثيرات فرار مغزها بر كشورهاي مبدا و مقصد
هم سرمايه هاي انساني و هم منابع طبيعي در رشد اقتصادي اثرات تعيين كننده اي دارند. تحقيقات تجربي نشان داده اند كه سرمايه گذاري در منابع انساني بيش از سرمايه گذاري در منابع طبيعي به رشد اقتصادي كمك مي كنند (61 : 1970 Blaug,). مثلا كشورهاي خاورميانه با منابع عظيم نفتي خود به متخصصان تحصيل كرده اي نياز دارند تا توسعه اقتصادي خود را فراهم سازند. امروزه نقش بنيادين و اصلي منابع نيروي انساني در توسعه كشورها امري بديهي و روشن است و به جرات مي توان گفت كه ويژگي چشم گير و بارز كشورهاي پيشرفته وجود نيروي انساني كارا و متخصص است (روزنامه همشهري، 1373 : 7). بنابراين حركت نيروهاي ماهر و غني انساني، تاثيرات نماياني را بر كشورهاي مبدا (فرستنده) و كشورهاي مقصد (گيرنده) خواهد داشت.
مهمترين و واضح ترين اثري كه پديده فرار مغزها بر كشور مبدا مي گذارد اتلاف هزينه هايي است كه صرف تعليم و تربيت نيروهاي ماهر و تحصيل كرده شده است. كشورهاي در حال توسعه همه ساله با صرف هزينه هاي هنگفت براي بخش آموزش و پرورش كه غالبا سهم مهمي از بودجه ناچيز آنها را شامل مي شود اقدام به تربيت انسانهاي ماهر و متخصص مي كنند اما متاسفانه با مهاجرت اين افراد به كشورهاي پيشرفته صنعتي به ويژه ايالات متحده و كانادا، منابع عظيمي از سرمايه خود را از دست مي دهند و اين سرمايه به طرف كشورهاي مقصد سرازير مي شود. بعضي كشورها با پرداخت يارانه هايي، زمينه ادامه تحصيل شهروندان خود را در مقطع تحصيلات عالي فراهم مي سازند. اين يارانه ها اغلب شامل پرداخت وامهاي بدون بهره، شهريه هاي اندك دانشگاهي، سكني گزيدن رايگان يا ارزان دانشجويان در خوابگاهها و كمك هزينه هاي تحصيلي خارج از كشور است. هر چه سطح تحصيلات بالا رود ميزان هزينه صرف شده در بخش آموزش بيشتر خواهد شد. هزينه آموزش پزشكان و استادان به علت طولاني تر شدن دوره آموزش آنها بسيار افزايش خواهد يافت. بنابراين با عزيمت دائمي اين قشر از افراد تحصيل كرده به خارج كشور صدمات مالي زيادي به كشور فرستنده وارد مي شود.
از آنجايي كه آموزش و پرورش يك كالاي عمومي به حساب مي آيد و منافع مثبت مشخصي را براي جامعه دارد بنابراين در نتيجه فرار مغزها صدمات مالي قابل توجهي حادث مي شود (272 : 2002 Torbat,). با هزينه هاي بالاي تربيت يك متخصص در كشور سوييس كه بالغ بر 565 هزار دلار است، از نقطه نظر اقتصادي منافعي كه اين كشور در قبال جذب متخصصين خارجي بدست مي آورد معادل با ارزش صادرات يك سال – سال 2000 – زعفران ايران است (حسن زاده، 1380 : 1). در ايالات متحده مجموع هزينه براي 12 سال قبل از دانشگاه و دوره 4 ساله تحصيلات دانشگاهي حدود 174 هزار دلار براي هر فرد تخمين زده مي شود (282 : 2002 Torbat,). مجموع هزينه آموزش هزاران فارغ التحصيل دانشگاهي كه از كشورهاي توسعه نيافته روانه آمريكا شده اند ميلياردها دلار برآورد مي شود كه اين مبلغ را مي توان به عنوان كمكهاي بلاعوض و ناخواسته كشورهاي مختلف به ايالات متحده به شمار آورد.
منابع مختلف مقدار سودي را كه از طريق فرار مغزها نصيب كشورهاي جذب كننده مي شود نشان داده اند. بعضي چنين برآورد نموده اند كه ايالات متحده طي 30 سال بالغ بر صد ميليارد دلار از اين راه سود برده و در بين سالهاي 1970 تا 1977 بالغ بر 5 ميليارد دلار از محل آموزش نيروهاي متخصص مورد نياز خود صرفه جويي نموده است (مجله اقتصادي، 1368 : 44). بنابراين اين كشور و ديگر كشورهاي توسعه يافته از دانش و تخصص نخبگان مهاجر سراسر جهان به طور مجاني بهره برداري مي كنند. اكثر اين مهاجران در زمينه هايي نظير آموزش و پرورش، مهندسي، پزشكي و ديگر خدمات تخصصي مشغول كار هستند. كار اين نخبگان براي كشورهاي ميزبان داراي منافع اجتماعي مشخص و مهمي است كه در كشورهاي مبدا به اين منافع توجهي نمي شود. اين نكته را هم بايد در نظر گرفت كه مهاجرت متخصصين كشورهاي در حال رشد در فعال ترين دوره سني آنها صورت مي گيرد. يعني آنها بلافاصله بعد از اتمام دوره هاي تخصصي دانشگاهي خود اقدام به مهاجرت مي كنند. بيش از 50 درصد از پزشكاني كه در سالهاي بعد از 1960 وارد ايالات متحده شدند از لحاظ گروه سني زير 40 سال بودند. در سال 1970 حدود 40 درصد كاردانهاي فني و مهندسيني كه به عنوان مهاجر به آمريكا رفتند در گروه سني كمتر از 30 سال قرار داشتند (مجله اقتصادي، 1368 : 44). مساله جواني مهاجران امتياز ديگري را براي كشورهاي مهاجر پذير، و در مقابل امتياز منفي ديگري را براي كشورهاي مهاجر فرست به همراه دارد.
بيرون رفتن افراد متخصص و كارآمد از يك كشور مسائل ديگري را هم با خود در پي دارد. وقتي متخصصان كنار مي روند، ناكارآمد ها ميدان دار مي شوند (طايفي، الف، 1381 : 3) و چرخه توسعه نيافتگي باز هم به روال خود ادامه مي دهد. بسياري از مغزها با فرار خود باعث خروج خانواده خود و مقدار قابل توجهي سرمايه مالي از كشور مي شوند كه اين سرمايه براي ارتقاي رشد اقتصادي يك كشور لازم است. اين در حالي ست كه بعضي از مهاجرت ها باعث سودرساني به كشور مهاجر فرست مي شوند. در دهه 1980 مكزيكي ها مقيم ايالات متحده ارتباطاتي را با زادگاه خود برقرار كردند و پس اندازهاي خود را به روستاهاي محل تولد خود فرستادند تا در ساخت مدارس، سيستم هاي فاضلاب و ديگر زير ساختهاي بنيادي مورد استفاده قرار گيرد. در قسمتهايي در مناطق روستايي مكزيك، تقريبا منبع اصلي درآمدي نيمي از خانواده ها متكي به پول فرستاده شده از طرف بستگان آنها در خارج كشور است (19 : 2001 Roger, March). فرار مغزها بعد از يك نسل، مي تواند به سوددهي براي كشور مبدا تبديل شود. بعضي از شركتهاي هندي واقع در ايالات متحده كه سال ها به وسيله متخصصان هندي تاسيس شده بود، امروزه با سرمايه گذاري هاي خود در كالج هاي فني در هند توانسته اند تسهيلات جديدي را براي كشور خود ايجاد كنند. همچنين نخبگان تحصيل كرده به عنوان وسيله اي براي انتقال فن آوري و مهارت محسوب مي شوند.
امروزه در مهاجرت هاي ميان مدت و دراز مدت به آن سوي اقيانوس ها مساله گزينش مطرح است، گزينش مهاجراني كه بتوانند به نيازهاي ساختاري و فني كشور پذيرا پاسخگو باشند. در اين گزينش كادر مديريت و مهندسان عالي رتبه اي كه سرمايه اي با خود داشته باشند در اولويت قرار مي گيرند. در چنين مهاجرت هايي كشور پذيرا در جهت آماده سازي مهاجراني كه رسيدن آنها به مرحله تخصص و مهارت هزينه هنگفتي مي طلبد، سرمايه گذاري نمي كند (فريد، 1374 : 316). شركتهاي رايانه اي، فن آوري و داروسازي سوئيس با كمبود نيروهاي ماهر روبرو هستند. دولت به اين نتيجه رسيده است كه جبران اين كمبود علاوه بر هزينه مالي، به حدود چند هزار ساعت تدريس نياز دارد كه برابر با چند سال كار دائم و موفقيت آميز يك مدرسه و دانشگاه است. لذا يكي از اهداف كوتاه مدت سوئيس علاوه بر جذب متخصصان سوئيسي آن است كه در برخورد با درخواست هاي مهاجرت و پناهندگي اتباع خارجي، نيروهاي متخصص را از ميان آنها دست چين نمايد
(حسن زاده، 1381 : 1).
دلايل فرار مغزها و راهكارهاي جبران آن
نيروهاي متخصص، تحصيل كرده و كارآمد كشورها به دليل عدم ارضاي نيازهاي متنوع خود اقدام به جلاي وطن مي كنند و در اين مسير ممكن است به خواسته هاي خود دست يابند اما مهمترين چيزي كه از دست مي دهند وطن و سرزمينشان است. فرانتس نويمان مقاله خود با عنوان «روشنفكران در غربت» را با نقل از هوگو گروتيوس آغاز مي كند كه در سال 1621 پس از گريختن از زندان موريس دورانژ گفت : «اگر ميهنم مرا نمي خواهد من هم او را نمي خواهم، جهان فراخ است.» ولي نويمان چند فراز بعد به سخن دانته مي رسد كه مي گويد : «چقدر نان در غربت به دهان شور مي آيد. چقدر بالا و پايين رفتن از پله هاي بيگانگان سخت است.»
(ماهنامه پيام امروز، آذر و دي 1374 : 126)
آنچه كه باعث ترك وطن و اقامت در سرزمين ديگر مي شود معمولا به دو گروه عوامل مربوط مي شود : عوامل دافعه و عوامل جاذبه. كه اين عوامل با ابعاد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و تخصصي ارتباط دارند. مهمترين مواردي كه مي توان در دسته مربوط به دافعه يا دانش مغزها جاي داد عبارتند از : افزايش فاصله طبقاتي، محدوديت آزادي، فرهنگ كاري ناكارامد، كمبود امكانات تحقيقاتي و پايين بودن استانداردهاي پژوهشي، عدم تعادل در درآمد و هزينه، بي عدالتي، بي قانوني و پارتي بازي. در مقابل علل رانشي، مواردي وجود دارد كه باعث جذب نخبگان در كشوري ديگر مي گردد. اين عوامل كششي عبارتند از : فرصت ادامه تحصيل، رفاه اجتماعي، تعادل هزينه و درآمد، سيستم آموزشي كارآمد، رفاه اقتصادي، آزادي سياسي و اجتماعي، وجود فرصتهاي شغلي (طايفي، ب، 1381) و امنيت شغلي.
عده اي بر اين باورند كه سرمايه ي يك متفكر، انديشه اش است و تمايل دارد در جايي زندگي كند كه قابل طرح باشد. مانند سرمايه گذاري كه پول خود را در جايي سرمايه گذاري مي كند كه تضمين بازپرداخت داشته باشد (طايفي، الف، 1382 : 3). در امپراطوري قرن نهم و دهم هجري بسياري از دانشمنداني كه در عصر طلايي در بغداد گرد آمده بودند از مناطق ديگر دنياي آن روز راهي مركز امپراطوري اسلام شده بودند. از آنجا كه حكومت كمتر در صدد مداخله، تفتيش و تفحص در خصوص اعتقادات شخصي دانشمندان بر مي آمد. لذا دانشمنداني كه مسلمان نبودند نيز با اطمينان خاطر مي توانستند در بغداد به فعاليت بپردازند. همچنين حكومت اصرار چنداني براي تحميل عقايد خاصي (اعم از مذهبي، فلسفي يا سياسي) به دانشمندان نداشت كه اين خود عامل مثبت ديگري براي جذب و جلب آنان بود. حضور صدها دانشمند مسيحي، يهودي و زرتشتي (كه از مناطق ديگر غير اسلامي آمده بودند) در مركز جهان اسلام بهترين گواه تاييد اين مدعاست (زيباكلام، 1381 : 228). عده اي از پژوهشگران هم مهم ترين علت فرار مغزها را در عامل اقتصادي توجيه مي كنند. وقتي دستمزد يك كارگر صنعتي در ايالات متحده آمريكا حدود 80 برابر بيش تر از همين دستمزد در كشور چين باشد (7 : 2001 Rogers, January) طبيعي است كه متخصصان و نيروهاي ماهر تحصيل كرده وضع اقتصادي بهتري خواهند داشت. تحقيقات نشان داده اند كه بسياري از كانادايي ها به خاطر فرار از ماليات هاي سنگين به ايالات متحده مهاجرت كرده اند (1999 Jack.). اما آنچه مسلم است موضوع فرار مغزها نتيجه حرص و طمع شخصي متخصصان نيست بلكه دليل آن، سياستهاي نادرست است (2001 Payk,).
بعضي از كشورهاي در حال توسعه توانايي چنداني براي پاسخ به نيازها و تربيت نيروهاي متخصص مورد نياز ندارند و مجبورند تا فارغ التحصيلان دانشگاهي خود را براي ادامه تحصيل به دانشگاههاي خارج از كشور بفرستند. اغلب اين دانشجويان پس از فراغت از تحصيل تحت تاثير امكانات و جاذبه هاي كشور ميزبان قرار مي گيرند و تمايلي براي بازگشت به كشور خود ندارند. مطالعات نشان مي دهند كه فقط نيمي از دانشجويان خارجي كه در دانشگاههاي ايالات متحده مدرك كسب مي كنند، به زادگاه خود باز مي گردند (18 : 2001 Rogers, March). آن عده اي هم كه به كشور خود باز مي گردند در زمان هاي بحراني مانند وقوع انقلاب، جنگ يا هر حادثه ديگر سريع به كشور محل تحصيل مهاجرت مي كنند و به دليل داشتن تخصص و آشنا بودن با زبان آن كشور سريع تر از مهاجران ديگر جذب و پناهنده خواهند شد. از آنجايي كه دانشگاههاي غربي در مقايسه با دانشگاههاي كشورهاي درحال توسعه داراي جو علمي بهتري هستند، و از لحاظ منابع علمي و جديد و همچنين امكانات علمي غني تر اند، بنابراين در جذب و شكار نخبگان و متخصصان كشورهاي در حال توسعه موفق تر عمل مي كنند. برگزاري المپيادهاي علمي باعث مي شود تا دانش آموزان خوب و با استعداد شناسايي شوند و سپس جذب دانشگاههاي خارج گردند. تمام دانشگاههاي معتبر دنيا در صدد هستند تا نفرات برتر المپيادهاي جهاني را جذب و با سرمايه گذاري كوتاه مدت براي آنها، ساليان سال از فكر و توان آنها بهره برداري كنند (صحرايي، 1375 : 19). ايالات متحده در قرن گذشته با استفاده از فيلترهاي سنجش كيفيت مهاجران به كار نخبه جمع كني مشغول بوده است. از جنگ جهاني دوم تاكنون تنها در رشته فيزيك 9 دانشمند از طرف آمريكا جايزه نوبل گرفته اند كه همگي آنها آلماني هستند. در حاليكه در اين مدت خود آلمان تنها 11 نوبل فيزيك دريافت كرده است. تنها مساله اين نيست كه تعدادي دانشمند تراز اول از وطن خويش به ايالات متحده رفته اند بلكه آنچه كه نگراني را بر مي انگيزد آن است كه اين افراد سنت علمي پر سابقه اي را با خود برده و در جاي ديگر بنيان گذاشته اند (ماهنامه اطلاعات علمي، 1381 : 37).
با توجه به اهميتي كه نخبگان و متخصصان در توسعه و پيشرفت كشور خود دارند لذا كشورهاي در حال توسعه در صدد اتخاذ تدابيري هستند تا از فرار مغزها جلوگيري كنند يا لااقل آن را كاهش دهند و اين نيروها را در خدمت بگيرند. اين كشورها براي دستيابي به اين هدف معيارهاي زير را به مرحله اجرا در مي آورند (مجله اقتصادي، 1368 : 45).
1-   ايجاد انگيزه در افراد براي تشويق به ادامه كار در داخل كشور و يا بازگشت از خارج
2-   تدوين نظام نامه هايي كه اساس آن مبتني بر محدود كردن افراد متخصص در رابطه با ترك كشور است
3-   بومي كردن نظام آموزشي
كشور هند در صادرات نرم افزار موفق بوده است، در جهت جلوگيري از فرار مغزها به تدابيري روي آورده تا با آن متخصصان خود را نگه داشته و يا بازگرداند. در نظر گرفتن سهام براي مهندسان شركت، يكي از راه حل هاي موثري است كه شركت InFosys هند در جهت كاهش مهاجرت مغزها به كار برده است (صاحبكار، 1380). عسكري و كومينز (1977) در رابطه با توقف فرار مغزها از كشورهاي خاورميانه، سياستهاي محرك اقتصادي را پيشنهاد مي كنند تا بدين وسيله مهاجران تشويق به بازگشت شوند (Torbat, 2002 : 273). بعضي نيز كاهش نرخ فرار مغزها را در گروي توسعه صنعتي پايدار مي دانند (اميني، 1380 : 6).
دولت سوئيس به خاطر كمبود نيروهاي متخصص به ويژه در زمينه رايانه در صدد جذب متخصصان سوئيسي مقيم آمريكا است. در راستاي برنامه ريزي به عمل آمده براي بازگرداندن و جذب متخصصان به سوئيس، مزايايي نظير برخورداري از مسكن، اتومبيل و دستمزدهاي قابل رقابت، در نظر گرفته شده است. بعضي از پيشنهادات ارائه شده براي جذب متخصصان به سوئيس عبارتند از
 (حسن زاده، 1380 : 1) :
1-   برپايي دوره هاي دكترا و فوق دكترا در رشته هاي مورد نياز
2-   گشودن مرزهاي كشور به روي متخصصان خارجي
3-   حمايت هرچه بيشتر از جوانان با استعداد به ويژه اقشار كم درآمد
4-   بالا بردن جايگاه علوم در كشور
5-   افزايش بودجه سرمايه گذاري در بخش علوم و تحقيقات
6-   جذب محققان خارجي تحصيل كرده در سوئيس
7-   حمايت از متخصصين سوئيسي مقيم خارج و ايجاد تسهيلات در امر روند بازگشت آنها به كشور
سازمان ملل نيز برنامه اي را تحت عنوان «انتقال دانش از طريق اتباع مهاجر – TOKTEN» دارد كه اين برنامه بدين منظور طراحي شده تا فرار مغزها را از كشورهاي در حال توسعه جبران نمايد. بدين صورت كه سرمايه گذاري هايي انجام مي شود تا متخصصان مهاجر داوطلب در دوره هاي موقتي 3 تا 12 هفته اي به كشور خود سفر كنند. در طول اين دوره ها آنها مي توانند در خدمت دولت .دانشگاه ها و موسسات دولتي و خصوصي قرار گيرند. اين برنامه بليط رفت و برگشت هواپيما و هزينه هاي اقامت را در طول دوره موقت آنها پرداخت مي كند (torbat 2002: 292  )
نگاهي بر فرار مغزها بر فراز جهان
جريان حركت افراد با استعداد به شكل سنتي آن از كشورهاي در حال توسعه به كشورهاي پيشرفته انجام مي گرفت. ولي امروزه مهاجرت نخبگان به شكل پيچيده اي درآمده و در تمام جهات ممكن است صورت گيرد. اين جريانات حاكي از آن است كه پديده فرار مغزها در حال تبديل شدن به پديده مبادله مغزها است. تحقيقات تجربي بريتانيا نشان داده است كه بين سالهاي 1994 تا 1997 حدود 11 هزار محقق خارجي در سيستم آموزش عالي بريتانيا استخدام شدند كه بزرگترين گروه آنها (45%) از اتحاديه اروپا بودند (سلطاني، 1380 :10 ) پيش از اتحاد دو آلمان. آلمان غربي تكنسين هاي المان شرقي را به منظور راه اندازي موسسات صنعتي خود به اساني مي پذيرفت (فريد، 1374 : 308 ). يكي از عواملي كه باعث فرار مغزها مي شود مساله اتلاف مغزها است. اتلاف مغزها زماني رخ مي دهد كه متخصصان و افراد تحصيل كرده نتوانند در زمينه تخصصي خود به كار مشغول شوند. در نتيجه مجبور مي شوند براي استخدام در شغل مورد نظر خود به سرزمين ديگري مهاجرت كنند. همچنين انگيزه هاي يك دانشمند براي نقل مكان به جايي به غير از كشورش ممكن است آرمانهاي شخصي و علائق علمي او باشد. به هرحال اين آرمانها و علايق باعث جابه جايي بين المللي ميليون ها نفر مي شود.براي درك ميزان فرار مغزها از كشوري به كشور ديگر به آمار افراد تحصيل كرده و متخصص توجه شده است. بدين صورت كه با تقسيم تعداد مهاجران داراي تحصيلات عالي و تخصص بر تعداد افراد متخصص و تحصيل كرده در كشور مادر.  ميزان فرار مغزها به دست خواهد (Carrington 1999) مطالعه انجام شده به وسيله كارينگتون و دتراگياچ در مورد فرار مغزها از كشورهاي در حال توسعه به ايالت متحده و ديگر كشورهاي عضو «سازمان همكاري و توسعه اقتصادي» نشان مي دهد كه فرار مغزها از ايران به سوي ايالت متحده در بالاترين سطح اسيا قراردارد. بعد از ايران.ميزان بسيار زياد فرار مغزها به ايالات متحده از كشورهاي كره، فيليپين و تايوان صورت مي گيرد. فرار مغزها از ديگر كشورهاي خاور ميانه در سطح پاييني قرار دارد (Torbat 2002:273). طي سالهاي 1960 تا 1972 بالغ بر 300 هزار نفر مهندس، جراح، تكنسين و كارگر ماهر كشورهاي در حال توسعه به اقامت كشورهاي امريكا، كانادا و انگليس در آمدند ( مجله اقتصادي ،1368: 44 ) در سرشماري سال 1990 ايالات متحده مشخص شد كه از جمع 7 ميليون نفر مهاجر به ايالات متحده حدود 5/1 ميليون نفر داراي تحصيلات عالي هستندكه از كشورهاي آسيايي و حوزه اقيانوس آرام آمده بودند. از جمع 128 هزار نفري مهاجران افريقايي حدود 95 هزار نفر داراي تحصيلات عاليه هستند (arrington .1999  c). طي دهه 1990 كانادا از مهاجرت نيروهاي ماهر خود به ايالات متحده صدمات زيادي ديد. اين مهاجران در مقايسه با كل جمعيت داراي تحصيلات بهتر ودر آمدهاي بيشتري بودند. در حاليكه طي دهه 1990 حركت نيروهاي بسيار ماهر از كانادا به سوي ايالات متحده افزايش يافت. اما از ديگر نقاط جهان نيز حركت هايي از سوي نيروهاي ماهر به طرف كانادا صورت گرفت. مخصوصا در بخش صنايع پيشرفته مهاجريني كه به كانادا وارد شدند بيشتر از جريان مهاجرت از كانادا به ايالت متحده بود. تعداد فارغ التحصيلان با مدرك فوق ليسانس و دكترا كه از نقاط مختلف دنيا وارد كانادا مي شوند برابر با تعداد فارغ التحصيلان در همه سطوح دانشگاهي است كه كانادا را به مقصد يالت متحده ترك مي كنند. review .2000) education quarterly ) كشور كانادا در سال 2001تعداد 225 هزار نفر از تمام دنيا فراخوان داشت ( طايفي .الف. 1381 : 3 ) مطالعه دي وورتز و لاريا نشان داد كه تعداد مديران، پزشكان، دانشمندان و پرستاراني كه در سال 1993-94 از كانادا به ايالت متحده مهاجرت كردند برابر با 40 درصد كل فارغ التحصيلان اين رشته ها دراين سال بود. اين كشور قبلا در دوره 87_ 1967 به اندازه 43 ميليارد دلار به خاطر ورود مهاجران داراي تحصيلات عالي سود برد اما هزينه هاي جايگزين براي فرار مغزها به ايالت متحده در دوره 96-1989 حدود 6/12 ميليارد دلار برآورد گرديد(Jack ,1999).
 همچنان كه قبلا نيز ذكر شد كشور هند در زمينه نرم افزار و علوم رايانه اي داراي متخصصان زيادي است. در دهه 1960 بيش از 25 هزار فارغ التحصيل در زمينه فن آوريهاي پيشرفته از كشور هند به ايالات متحده امريكا مهاجرت كردند. اين مهاجران امروزه داراي شركت هاي مهمي با در آمدهاي قابل ملاحظه هستند (Rogers, March 2003:19).
همچنين بسياري از متخصصان هندي در كشورهايي چون بحرين، كويت، عمان، قطر و امارات متحده عربي مشغول به كار مي باشند ( مركز تحقيقات و بررسي هاي اقتصادي 1378: 12 )
در ميان كشورهاي افريقايي، به ترتيب مصر، غنا و افريقاي جنوبي بيشترين سهم را در ميان مهاجران افريقايي ايالات متحده دارند و بيش از 60 درصد آنها را افراد داراي تحصيلات دانشگاهي تشكيل مي دهند ( همان منبع ) در اين ميان 26 درصد مهاجران غنايي داراي تخصص و تحصيلات عالي هستند (Carrington hd 1999) دولت افريقاي جنوبي كه با خروج نيروي انساني خود مواجه است سخت تحت فشار افكار عمومي قرار گرفته است تا مهاجران خارجي اخراج گردند. اين كشور گرايش به آن دارد كه تنها به كساني اجازه ورود دهد كه مورد نياز كشورند. افريقاي جنوبي از مشكل فرار مغزها و فقدان نيروهاي متخصص مانند پزشكان، مهندسان و كارشناسان فن اوري اطلاعات رنج مي برد. سياست هاي جديد در جستجوي آن هستند تا به جاي آن با شكار استعداد ها، متخصصان را به ورود به كشور ترغيب كنند( حفاجي 1380 : 29). در نشست وزيران دارايي كشورهاي افريقايي در لوزاكا گفته شد كه قاره افريقا سالانه 20 هزار متخصص خود را از دست مي دهد و در مقابل دولتهاي اين كشورها مجبورند از متخصصان غير افريقايي براي طراحي و اجراي برنامه هاي توسعه خود استفاده كنند ( ماهنامه تدبير، 1379 ).
فرار مغزها از ايران
فرار مغزها از ايران به ديگر كشورها. يكي از مسائلي است كه صدمات زيادي را به ايران وارد كرده است. هرچند كه تحقيق انجام گرفته به وسيله جورج بي بالدوين در دهه 1350 نشان دهنده اين بود كه در آن زمان فرار مغزها از ايران مساله جدي نبوده(torbat 2002 :273 )  اما امروزه تاثير اين پديده بر توسعه ايران كاملا مشخص است. آمار منتشر شده از سوي صندوق بين المللي پول نشان مي دهد كه ايران از لحاظ فرار مغزها در بين 61 كشور در حال توسعه رتبه اول را داراست( payk.2001)  . ميزان فرار مغزها از ايران به سوي ايالات متحده در سال 1990 ، 5/13 درصد و در سال 1997 حدود 5/11 درصد بود. دليل كاهش مهاجرت ايرانيان به ايالات متحده را بايد در تحريم سياسي ايالات متحده دانست كه مشكلاتي را براي دادن ويزا به انها به وجود آورده است. با اين همه ايراني ها به كشورهاي ديگر مخصوصا كانادا و استراليا ميروند. كارينگتون و دتراگياچ برآورد كرده اند كه ميزان كلي فرار مغزها از ايران 15 درصد است در حاليكه ميزان فرار مغزها از ديگر كشورهاي مهم سيايي كمتر از 9 درصد است ( torbat .2002 :280 ).
سالهاي پس از جنگ جهاني دوم كه پديده فرار مغزها در سطح جهان به صورت پديده آشكاري در آمد. جريانهاي مهاجرتي ايرانيان تحصيل كرده و متخصص نيز نمايان تر گرديد. بعضي از كارشناسان اعتقاد دارند كه در كشور ما عوامل دافعه فرار مغزها همواره قوي تر از عوامل جاذبه آن بوده است ( طايفي. الف. 1381 : 3 ) با افزايش مسايل سياسي و ناآرامي هاي دانشجويي در سالهاي دهه 1340تا 1350 و عدم توان دانشگاهها در پذيرش تعداد روزافزون دانش آموختگان دبيرستانها (منشي طوسي 1380 : 124 ) حركت سريع ايرانيان به غرب شروع شد. بسياري از ايرانيان كه در ابتدا به عنوان غير مهاجر به آمريكا رفته بودند پس از اتمام دوره اقامت خود تصميم به اقامت دايم در امريكا گرفتند. آلمان غربي، انگلستان و فرانسه در گذشته بخش وسيعي از ايرانيان را جذب مي كردند اما در سالهاي بهد سهم آمريكا در پذيرش اين افراد از ديگر كشورهاي غربي فزوني گرفت. در سال تحصيلي 56-1357 حدود صدهزار نفر دانشجوي ايراني در خارج از كشور مشغول به تحصيل بودند كه از اين تعداد 36220 نفر در موسسات آموزش عالي ايالات متحده پذيرفته شده و بقيه آنها عمدتا در دانشگاه هاي انگلستان، آلمان غربي، فرانسه، استراليا و ايتاليا تحصيل مي كردند. در سال تحصيلي 58-1357 كه مصادف با زمان انقلاب بود تعداد دانشجويان پذيرفته شده در دانشگاه هاي ايالات متحده 45340 نفر بود و در سال 59-1358 به عدد 51310 نفر رسيد. ايران در مقايسه با ديگر كشورها، داراي بيشترين تعداد دانشجو در ايالات متحده بود. از مجموع دانشجويان خارجي ثبت نام شده در ايالات متحده در سال تحصيلي 79-1978 ، 17 درصد آن ايراني بودند. كشور نيجريه در رتبه دوم قرار داشت (Torbat : 2002, 76-277) در اين دوره تعداد دانشجويان اعزام شده از سوي ديگر كشورهاي صادر كننده نفت، به علت افزايش سريع قيمت نفت در دهه 1970 بسيار بالا بود. اين افزايش قيمت درآمد هاي زيادي را براي اقتصاد ايرانم به همراه آورد، در نتيجه قسمتي از اين درامدها چه به صورت مستقيم به وسيله دولت از طريق كمك هاي مالي يا به صورت غير مستقيم به وسيله خانواده ها صرف تحصيل دانشجويان در خارج از مرزهاي كشور گرديد. علاوه بر اين كه تعدادي از دانشجويان پس از فراغت از تحصيل در كشورهاي غربي در همانجا مقيم مي شدند. عده اي از فارغ التحصيلان دانشگاه هاي ايران نيز به جمع آنها پيوستند. پژوهشي كه در سال 1349 انجام گرفت نشان داد كه از ميان فارغ التحصيلان دانشكده هاي پزشكي ايران كه هريك با هزينه هاي بسيار گزافي به دانشنامه پزشكي دست يافته بودند. تعداد 1626 نفر پس از پايان تحصيلات به آمريكا رفتند و در اين كشور ماندگار شدند.آمار و نتايج به دست آمده از اين پژوهش كه با توجه به ارزش اقتصادي و هزينه هاي آموزشي فارغ التحصيلان از يك سو و نياز مبرم مناطق محروم ايران به خدمات آنان از سوي ديگر،  بسيار تكان دهنده بود. در مقالات مختلفي به زبان فارسي و انگليسي منتشر گرديد ( رونقي .1357 : 11 ). در سال 1350 حدود 30 درصد پزشكان فارغ التحصيل در دانشگاه هاي ايران، اين كشور را ترك كردند و در خدمت بازار كار كشور هاي خارجي و عمدتا آمريكا در آمدند ( مجله اقتصادي .1368 : 44 ). انگيزه اقامت پزشكان جوان ايراني در ايالات متحده در قبل از انقلاب بيشتر جنبه تخصصي، اجتماعي و سياسي داشت تا دليل اقتصادي. در مارس 1975 ( اسفند 1354 ) ، محمد رضا شاه پهلوي همه احزاب سياسي موجود در ايران را منحل و تنها يك حزب را كه به نام ""حزب رستاخيز ملت ايران "" معروف بود برقرار كرد. او از همه ايراني ها از جمله كاركنان دولت و دانشگاه ها خواست تا در اين حزب عضو شوند. فقط از عضويت كاركنان نيروهاي مسلح در اين حزب جلوگيري به عمل آورد. شاه در يك سخنراني اعلام كرد : كساني كه به علت عدم پذيرش اصول اين حزب نمي خواهند به آن ملحق شوند بايد كشور را ترك كنند. در نتيجه تعدادي از فعالان سياسي و دانشگاهياني كه نمي خواستند واپس زدگي شاه را تحمل كنند، به تدريج اقدام به ترك كشور كردند. (torbat .2002 : 274-283 ) . با توجه به ماهيت جريان مهاجرت ايرانيان به آمريكا مي توان استدلال كرد كه مهاجران ايراني را عمدتا افراد داراي تحصيلات عالي تشكيل مي دادند كه پس از فراغت از تحصيل، به دلايل مختلفي در آمريكا ماندگار شدند. در طول سالهاي 54-1349 ،1/28 درصد ايرانيان مهاجر داراي تخصص هاي مختلفي بودند كه از آن ميان بزرگترين گروه را پزشكان و جراحان تشكيل مي دادند. بنا به گزارش بزرگمهر و صباغ ( 1988) بر اساس سرشماري سال 1980 ايالات متحده (1359 )،23 درصد از ايرانيان مهاجر داراي تحصيلات دانشگاهي در سطح كارشناسي ارشد يا دكترا بودند كه در مقايسه با رقم 5/12 درصد در ميان ديگر مهاجران خارجي و 5/7 درصد در كل جمعيت آمريكا بسيار چشمگير است ( منشي طوسي.1380 : 126-125).
چنين سطح بالاي تحصيلات از ويژگي هاي بارز جمعيتي مهاجران ايراني در ايالات متحده آمريكا ست كه با ورود دانشجويان آغاز شد وسپس با پيوستن تعداد زيادي افراد متخصص و دانش آموخته از ايران به آنان، شكل اساسي به خود گرفت.
وقوع انقلاب اسلامي ايران و جنگ 8 ساله با عراق منجر به مهاجرت جمعيت زيادي گرديد كه در ميان آنها نخبگان و متخصصان زيادي وجود داشتند. در اين زمان افراد زيادي به صورت قانوني يا غير قانوني، از طريق هوا و زمين از مرزهاي شرقي، غربي و جنوبي كشور ايران را ترك كردند. در پاره اي از منابع، آمار كل مهاجران  ايراني درسالهاي 60-1357 را به دو ميليون نفر تخمين مي زنند. اين جابه جايي عظيم انساني داراي آثار اقتصادي زيانباري بود. در حالي كه جمعيت خارج شده از ايران حدود 400 ميليارد دلار ارزش اسمي داشتند در همين زمان حدود5/2 ميليون پناهنده از افغانستان و تعداد زيادي هم از عراق به ايران سرازير شدند كه 95 درصد آنها هيچ تخصصي نداشتند و نيروي كار ساده به حساب مي آمدند. پناهندگان وارد شده به ايران سالانه حدود 3 ميليارد دلار به روش هاي مختلف هزينه هايي را بر دوش كشور وارد كردند ( ماهنامه پيام امروز .مهر 1374: 136). جامعه تب زده انقلابي بنا به خصلت خود بيشتر پرواي پولهايي را داشت كه در راه خروج از كشور بود و در آن ميان كمتر به نيروي انساني متخصص توجه مي كرد. بنابراين مهندسان و متخصصان زيادي به ويژه پس از شروع جنگ ايران و عراق از ايران خارج شدند و اغلب آنها در يكي از كشورهاي آمريكايي يا اروپايي سكني گزيدند. وقوع انقلاب فرهنگي كه به منظور غرب زدايي از نظام آموزش عالي و هماهنگي آن با بنيان هاي اسلامي صورت گرفت باعث تعطيلي سه ساله دانشگاه ها شد و در اين مدت بسياري از استاداني كه منطبق با معيارهاي اسلامي نبودند پاكسازي شدند. در نتيجه تعداد زيادي از آنها به ترك ايران مبادرت نمودند. پس از انقلاب روند مهاجرت پزشكان به خارج شتاب بيشتري پيدا كرد. پژوهشي كه در سال 1360 در مورد پزشكان و استادان دانشگاه شيراز انجام شد نشان داد كه بيش از 70 درصد استادان تمام وقت دانشكده پزشكي اين دانشگاه يا خود خواسته دانشگاه را ترك كردند و يا پاكسازي و اخراج گرديدند. براي يافتن تعداد پزشكاني كه بعد از وقوع انقلاب ايران را ترك كرده بودند در سال 67 كوشش هايي آغاز شد و براي اين كار با سازمان هاي مختلفي كه از اين آمار اطلاعات داشتند نامه نگاري صورت گرفت. تنها وزارت علوم در پاسخي كوتاه نوشت: « بعد از انقلاب نه تنها پزشكي از ايران خارج نشده بلكه روند بازگشت پزشكان از خارج كشور به ايران در حال افزايش است». از سوي ديگر يكي از مجلات لوس آنجلس با تيتر درشت نوشت : «سي و شش هزار پزشك ايراني پس از انقلاب از ايران خارج شده اند».(رونقي 1375: 11) به نظر مي رسد كه هر دوي منابع ذكر شده در بالا در بيان آمار اغراق كرده باشند. آمارهاي رسمي منتشر شده نشان مي دهند كه تعداد كل پزشكان ايراني مقيم ايالات متحده در سالهاي 1357 ، 1358 ، 1359 به ترتيب 2306، 2560 و 2600 بوده است. آمار ارائه شده توسط «اداره مهاجرت و اعطاي تابعيت » ايالات متحده نشان مي دهد كه اين اداره در طول سالهاي 98-1971(77-1350 ) به 258183 ايراني اجازه ورود به ايالات متحده را داده است كه حدود 90 درصد از آنها بعد از انقلاب پذيرفته شده اند. در دوره 96-1981 ايران در ميان كشورهايي كه بيشترين تعداد پناهنده را در ايالات متحده داشتند بعد از كشورهاي ويتنام، شوروي سابق، لائوس و كامبوج در رتبه پنجم قرار داشت. ( TORBAT .2002 : 276-283)
هرچند كه وقوع انقلاب منجر به مهاجرت تعداد زيادي از مغزهاي ايراني گرديد اما در همين زمان تعدادي از نخبگان تحصيل كرده كه خودشان دست به جلاي وطن زده بودند به كشور بازگشتند. در سالهاي جنگ تعدادي از پزشكان با استفاده از تسهيلاتي كه در اختيارشان قرار گرفت به ايران آمدند. بيشترين موفقيت را براي جذب اين عده، بخش درماني بنياد شهيد به دست آورد كه پزشكان و متخصصان برجسته اي را به ايران بازگرداند. با پايان جنگ نيز بعضي از رفتگان بازگشتند اما بسياري از ايرانيان متخصص خارج از كشور كه گام هايي را براي برگشتن برداشتند با واكنش سرد و بي اعتنايي سيستم بوروكراتيك مواجه شدند و خيال بازگشت را از سر به در كردند (ماهنامه پيام امروز .مهر1374: 136-137 ). از ابتداي دهه 70 دولت جمهوري اسلامي ايران كوشش هايي را براي بازگرداندن مغزها به كشور آغاز كرد. با اين همه دولت در جذب استادان و متخصصان ثابت موفق نبود. از اين رو استادان ايراني كه در ايالات متحده تدريس مي كردند به طور موقتي استخدام شدند. يعني زمانيكه آنها در تعطيلات تابستاني يا فرصت مطالعاتي خود به سر مي بردند به صورت دوره هاي موقتي 1 تا 6 ماهه جهت تدريس در دانشگاه هاي ايران به ايران سفر كردند. در سال 1372 گزارش شد كه از زمان شروع سياست دولت براي جذب متخصصان خارج از كشور، فقط 2600 نفر متخصص ايراني به وطن بازگشته اند ( TORBAT .2002 : 292-293 ) .
 به غير از مهاجران ايراني كه در سراسر جهان پراكنده شده اند. هم اكنون حدود 165 هزار متخصص ايراني با مدارك دانشگاهي در موسسات علمي و صنايع ايالات متحده مشغول به كار هستند. حدود 57 درصد ايرانيان مقيم ايالات متحده داراي مدرك ليسانس يا بالاتر هستند. از اين نظر ايرانيان بعد از هند و تايوان در رتبه سوم قرار دارند. در سال 1990 حدود نيمي از مهاجران ايراني شاغل در ايالات متحده در مشاغل مديريتي و تخصصي فعاليت داشته اند ( IBID : 280-294)  بعضي از تحصيل كرده هاي ايراني بعد از مهاجرت خود مجبور شده اند به كارهايي مشغول شوند كه هيچ گونه سنخيتي را با تخصص و رشته آنها ندارد. مثلا يكي از دندانپزشكان ايراني يك سال پس از مهاجرت خود به آمريكا مجبور شد تا در يك كارخانه سبزي پاك كني به عنوان مسئول اداري استخدام گردد. يكي ديگر از متخصصان با تجربه و مشهور كودكان نيز كه به انگلستان مهاجرت كرده بود پس از سالها بيكاري سرانجام به عنوان پزشك كشيك فرودگاه گتزويك مشغول به كار شد (ماهنامه پيام امروز، مهر 1374 : 137). همچنين بسياري از ايرانيان مهاجر در خارج كشور مجبور شده اند علي رغم داشتن مدارك دانشگاهي به تجارت مشغول شوند يا حتي به تاكسيراني بپردازند (اعواني، 1380 : 60). اما اكثر متخصصان ايراني مقيم ايالات متحده جذب بهترين مشاغل شده اند. اين مهاجران با بنيانگذاري انجمنهاي تخصصي گوناگون به مطالعات خود ادامه مي دهند. در كاليفرنياي جنوبي كه بزرگترين مركز ايراني ها به حساب مي آيد بيش از 10 مورد از انجمنهاي تخصصي وجود دارد (Torbat, 2002 : 281). هسته ي اصلي جامعه ايراني در برخي از محله هاي شهرهاي لوس آنجلس و نيويورك قرار دارد كه داراي بهترين امكانات شهرنشيني هستند. اين محله ها در زمره نقاطي به حساب مي آيند كه امكانات رفاهي مطلوبي دارند (منشي طوسي، 1380 : 130). بررسي ها نشان مي دهد كه 16.6 درصد از ايرانيان مقيم آمريكا داراي درآمد سالانه اي بيش از 75 هزار دلار هستند (ماهنامه پيام امروز، مهر 1374 : 141)
 


منابع :


1-     اعواني، شهين؛ تحصيلات عاليه در خارج از كشور – بازگشت به وطن زنان و مسئوليت پذيري شغلي آنها در كشورهاي آفريقايي و آسيايي؛ فصلنامه مهاجرت، بهار 1380، آدرس : http://iranianshouse.org


2-     اميني، امير هوشنگ؛ صنعت و فرار مغزها : ماهنامه اتاق بازرگاني، شماره 5، مرداد 1380

3-     جعفري، عباس؛ فرهنگ بزرگ گيتاشناسي، تهران 1372

4-     حسن زاده؛ فرار مغزها به آمريكا و طرح سوئيس براي بازگرداندن آنها به كشور، فصلنامه مهاجرت، بهار 1380، آدرس : http://iranianshouse.org

5-     حفاجي، فريال؛ آخرين قطار به ال دورادو پيام يونسكو، شماره 342، بهمن 1380

6-     روزنامه همشهري، شماره 365،دوشنبه 15/1/1373

7-     رونقي، حسينعلي؛ چند پزشك ايراني در آمريكا به سر مي برند؟ روزنامه همشهري،‌ شماره 1006، يكشنبه 10 تير 1375

8-     زيبا كلام، صادق؛ ما چگونه ما شديم؟ ريشه يابي علل عقب ماندگي در ايران، انتشارات روزنه، چاپ يازدهم، تهران، پاييز 1381

9-     سلطاني، احسان؛ جهانگردان بسيار ماهر، ماهنامه اتاق بازرگاني، شماره 5، مرداد 1380

 

طراحی سایت : سایت سازان