میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله موفقیت


کد محصول : 10001792 نوع فایل : word تعداد صفحات : 17 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 964

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1792

فهرست مطالب و صفحات نخست


 موفقیت

مقدمه

شادي و شادماني رابطه تنگاتنگي با ميزان موفقيت در زندگي دارد. براي تداوم اين شادي بايد همواره از زندگي خويش رضايت داشته باشيم. انسان، از لحظه اي كه خود را مي شناسد تا آن  دم كه چشم از جهان فرو مي بندد، پيوسته در تلاش براي دستيابي به موفقيت وكاميابي است. بنابراين تعجبي ندارد اگر همه طالب آموختن رمز وموفقيت باشند.
نيل به موفقيت كليد و مفتاحي دارد وكسي كه آن را يافت، هرگز از قله شادماني فرو نخواهد آمد. انسان با كسب موفقيت به دو پيروزي بزرگ نايل مي گردد: هم به لحاظ مادي بي نياز مي شود و هم از نظر روحي و رواني شايستگي خود را به اثبات مي رساند. تحقق اين دو هدف ارزشمند، خود مشوق انسان است تا سراسر عمر در تلاش و تكاپو باشد.
به اين منظور، صدها كتاب در سراسر جهان منتشر شده كه همگي در صدد كشف راز اين كيمياي سعادت اند. در ايران نيز كتابهاي متعددي در اين زمينه ترجمه شده تا پاسخگوي نيازهاي علاقمندان باشد. با نگاهي اجمالي به اين كتابها در مي يابيد كه آنها برغم تفاوت اندك در عنوان، از مضموني يكسان برخوردارند. مطالب هريك نيز در قالب كلمات و جملاتي متفاوت اما با مفهومي مشابه مطرح شده است.
الگوهاي ارائه شده در اين ترجمه ها اگر چه در جاي خود بسيار با ارزش اند و بايد قدر زحمات مترجمين آنها را دانست، اما از آنجا كه برگرفته از جوامع پيشرفته غربي اند، نمي توانند براي كشورما، ايران، صددرصد كارساز باشند. بدين جهت، در اين كتاب راه و روشي متناسب با فرهنگ، خلق و خو و عادات ايراني پيشنهاد شده تا در جاي خود راهگشاي بسياري از مشتاقان موفقيت باشد.
نگارنده با آگاهي از اين موضوع كه فرضيات و  تئوريهاي نيازموده و تجربه نشده غربيها نمي تواند معيار خوبي براي ما باشد، سعي كرده از گفته ها، شنيده ها، عملكردها و نيز تجربيات كساني كه در ايران زندگي مي كنند و مراحل موفقيت را پيموده اند، بهره گيرد و آنها را بي پيرايه، همراه با تجربيات خويش ارائه دهد تا با برخورداري از نتايج ملموس دست به انتخاب آگاهانه تري بزنيد.
الگو قرار دادن گفتار بزرگان به منظور دستيابي به موفقيت، يكي از روشهايي است كه در بين اكثر مردم جهان مرسوم ومعمول مي باشد. در اين راستا، بخش از مطالب كتاب به روش استفاده از گفتار بزرگان و دانشمندان از مليتهاي مختلف ونيز تجربيات حاصل از اين الگو برداري كه توسط نگارنده صورت گرفته، اختصاص داده شده است. ضمناً در بعضي از صفحات كتاب به تجربيات خود اشاره كرده و بناچار به گذشته خود پرداخته ام  ناخواننده با مسائل حقيقي و برخاسته از جامعه خود بهتر آشنا شود. همان طور كه مي دانيد، امروزه سريعترين شيوه آموزشي خواندن زندگينامه است. لذا در اين كتاب سعي شده با كساني كه از صفر آغاز كرده اند و در پي سالها تلاش به عنوان شاهداني عيني در جاده پيروزي گام برمي دارند، مصاحبه شود تا شما با تجربيات آنها و شيوه برخوردشان با مشكلات آشنا شويد و با آگاهي بيشتر در مسير هدف خود گام برداريد.
بديهي است شمار فراواني از انسانهاي موفق در گوشه و كنار اين كشور زندگي مي كنند كه نه فرصت مصاحبه با تك تك آنها فراهم بود و نه امكان دسترسي به همه آنها وجود داشت.
ده سال كار بي وقفه، مطالعه و بررسي صدها كتاب و نيز گفت و شنود با بيش از دوهزار نفر پيرامون مفهوم موفقيت، به كتاب حاضر شكل بخشيده است. همه تلاش نگارنده مصروف آن بوده تا منطقي ترين و كارسازترين نظريات و سليقه ها را برگزيند و به خوانندگان گرامي تقديم دارد.
اگر قصد داريد موفقيت خود را سرعت بخشيد و با استفاده از روشهاي ساده و عملي و نيز با تكيه بر خلاقيتهاي پنهان خود- بي آنكه از جاده صداقت و حقيقت دور شويد- به آرزوها و اهداف مادي و معنوي خويش جامه عمل پوشانيد، مطالعه اين كتاب توصيه مي شود. با به كارگيري مطالب و دستورات ارائه شده در اين كتاب مي توانيد:
الف: باور به خويشتن را  در خود تقويت كنيد.
ب: به اميد و ايماني راسخ كه لازمه هر موفقيتي است، دست يابيد.
ج: شناخت درست و عميقتري از اهداف خود داشته باشيد.
د: روش الگوبرداري را بياموزيد.
بدين ترتيب در زماني بسيار كوتاه مدارج ترقي و تكامل را بدون هيچ پشتيباني مي پيماييد و موجب افتخار و سربلندي خود و اطرافيان مي شويد.
 
موفقيت
تعريف موفقيت

بيشتر دانشمندان و نويسندگان سعي كرده اند تعريف جامع وكاملي از موفقيت ارائه دهند تا مورد استفاده همگان قرار گيرد، اما شمار فراوان اين تعاريف خود موجب گرديده تا به حال توصيف دقيق و مشخصي از اين كلمه در دست نباشد. تعريف شما از موفقيت چيست؟
آيا موفقيت گذراندن مدارج تحصيلي و اخذ مدرك علمي است؟ رسيدن به ثروت است؟ به دست آوردن پست و مقام است؟ داشتن همسري دلخواه، محيط خانوادگي آرام و فرزنداني شايسته است؟ آيا برتري! و بالاتري!! بر ديگران نشانه موفقيت است؟ و بالاخره آيا موفقيت اين است كه هنرمندي محبوب، نويسنده اي بزرگ و يا موسيقيداني مشهور باشيم؟
يكي از دلايل عمده تعدد تعريف موفقيت برداشتهاي گوناگون از اين مفهوم است. بسا افرادي كه به  دليل دستيابي به خواسته هايشان، خود را موفق و كامياب مي پندارند اما اين موفقيت از نظر ديگران چندان ارزش و اعتباري ندارد. بنابراين موفقيت امري نسبي است و هرگز تعريفي واحد به خود نمي پذيرد.
به نظر آلفرد اوستن «آرامش و اطمينان بهترين موفقيت است.» صاحب نظران برداشتهاي متفاوتي از موفقيت دارند اما در نظر اكثريت مردم، فرد موفق كسي است كه به آرزوهاي خود برسد و در درون رضايت خاطر احساس كند كه اين خود حاصل تلاش و كوشش مداوم در زندگي مي باشد.
در نهايت مطلب را با اين جمله به پايان مي رسانيم كه هيچ كس واقعاً موفق نيست، مگر آنكه خوشبخت باشد و نيز خوشبخت كسي است كه كاري مفيد و با ارزش انجام دهد. به اين اعتبار، تعريف فرهنگ وبستر از موفقيت به مفهوم «نيل رضايتبخش به هدف» تعريفي مناسب است.
موفقيت واقعي چيست

مي دانيم كه همه براي رسيدن به موفقيت به طور خستگي ناپذير تلاش مي كنند اما به آنچه كه در آرزويش هستند، دست نمي يابند. آيا مسير را اشتباه انتخاب كرده اند؟ هدف و مقصود مشخص و روشني نداشته اند؟ به تواناييها و امكانات خود بي توجه بوده اند؟ آيا در نيمه راه پي بردند كه هدف مورد نظر سعادتي به دنبال نخواهد داشت؟ چرا برخي از مردم پس از رسيدن به آرزوهايشان همچنان ناراضي اند؟ آيا معيارهاي نادرستي برگزيده اند؟ چرا پس از رسيدن به بالاترين مقام باز هم احساس ناخرسندي مي كنند؟ چرا شاديشان زودگذر و بي دوام است؟ چرا هنوز طعم كاميابي به دست آمده را نچشيده و از آن لذت نبرده، دنبال هدفي جديد هستند؟ آنها از زندگي چه مي خواهند كه باوجود تلاش سيري ناپذير هرگز خشنود نيستند؟
نگارنده بر آن است پاسخگوي بسياري از پرسشهاي ياد شده باشد تا بتواند به خواننده علاقمند در تعيين هدفش ياري رساند و راههاي دستيابي به موفقيت واقعي را بر وي هموار سازد.

تصميم گيري
اهميت تصميم گيري

پس از شناخت كامل از شرايط اساسي يك هدف سالم، نوبت تصميم گيري مي رسد كه بايد به عنوان گامي مهم در جهت هموار ساختن مسير زندگي مورد توجه قرار گيرد.
به جرأت مي توان اعتراف كرد كه لحظه تصميم گيري از سخت ترين و سرنوشت سازترين لحظات زندگي بشر است. بسياري معترف اند كه در اين لحظات فشارهاي زيادي متحمل شده اند. انتخاب غلط و پافشاري غيرمنطقي برآن تمام عمر ما را از چشيدن طعم خوشبختي محروم مي سازد. ويليام جيمز درباره تصميم گيري مي گويد: «لحظاتي هست كه مجبوريم انتخاب كنيم اما لحظاتي هم هست كه انتخاب نكردن خود يك تصميم است. البته نه اينكه تصميم خوبي باشد بلكه از تصميم گيري غلط بهتر است. مردي كه از انتخاب شانه خالي مي كند، در واقع خود را از بار مسئوليت رها مي سازد، اما مقصر است.» تصميم گيري براي آينده و نيز انتخاب راه مناسب به يقين نياز به انديشه و تفكر دارد، بخصوص اگر سعادت و آينده ما در گرو آن باشد. كساني كه مسئوليتهاي بزرگ بر دوش دارند، براهميت تصميم گيري به عنوان امري حياتي دركار مديريت واقف اند. مديران، كارمندان و مسئولان خوب كساني هستند كه هميشه به موقع تصميم گرفته اند. نيچه مي گويد:« هيچ وقت براي تغيير تصميمتان ديرنيست.» انسان متعالي و قدرتمند كسي است كه در تغيير تصميمات خويش عقل ودرايت به خرج دهد. هر يك ازما مي توانيم با تجزيه و تحليل و بازنگري هرآنچه كه پشت سر گذاشته ايم، راه وهدف جديدي انتخاب كنيم و يا در مسير قبلي گام برداريم.
1- شما تصميم گيرنده باشيد:
تصميمي كه به ميل و خواسته شما نباشد و از جانب ديگران اتخاذ شود، بي فرجام است و چنانچه برحسب اتفاق به سرانجامي برسد، خشنودكننده نيست. تصميم گيرنده نهايي خود ما هستيم؛ ديگران فقط مي توانند نقش راهنما و مشاور ما را داشته باشند.
2- عجولانه تصميم نگيريد:
تصميمي كه بدون تعمق اتخاذ شود، در ميانه راه با بن بست مواجه مي گردد و يا به نتايجي مي انجامد كه هيچ گاه رضايت خاطر ما را فراهم نمي سازد. با تصميم گيري عجولانه فقط خود را به دردسر مي اندازيد. عمر شما گرانبهاست ونبايد با تصميمات نادرست فرصتها را از دست بدهيد.
3- لجوج و يكدنده نباشيد:
سرانجام اگر به اشتباه خود در تصميم گيري پي برديد، لجاجت و سرسختي را كنار بگذاريد. سعي كنيد قدرت تجديدنظر در تصميمات را در خود بپرورانيد. تصميم گيري يك مرحله است و گمان مبريد كه با پشت سرگذاشتن آن، همه چيز پايان يافته است.
انتخاب شغل

انتخاب شغل و حرفه آينده امري بسيار مهم وسرنوشت ساز مي باشد و عدم موفقيت در اين بخش از زندگي كه فراهم كننده شرايط اقتصادي و رفاهي مناسب است، بر جنبه هاي ديگر اثر مي گذارد و مانع شكوفايي استعدادها و تحقق آرمانهايمان مي شود. بنابراين شايسته است ابتدا به بهترين وجه و با تعمق شغل آينده خود را برگزينيم و سپس به اهداف ديگر بپردازيم.
همان طور كه در مبحث تعيين هدف و شناخت آن يادآور شديم، انتخاب حرفه آينده طبق معيارهاي ديگران و نيز پذيرفتن برخي توصيه هاي نابجاي اطرافيان، به بيراهه رفتن است. همچنين به پيشداوريهاي جامعه در مورد ارزش و اعتبار يك حرفه خاص اهميت ندهيد. علايق ويژه خود را دنبال كنيد ومطمئن باشيد هرگز از اين انتخاب پيشيمان نخواهيد شد.
عواملي كه تصميم را به موفقيت نزديك مي كنند
1-    پشتكار

براي موفقيت در كار و دستيابي به خواسته هاي قلبي بايد همه نيروي خود را صرف اهدافمان كنيم و همواره به دستاوردهاي نهايي حاصل از تلاشمان بينديشيم. در اين صورت نه  تنها وسايل امرار معاش خويش را فراهم مي كنيم بلكه با متمركز ساختن تمام وجود بر هدف موردنظر، كار روزانه را نيز با شادي و رضايت و به دور  از هرگونه خستگي انجام مي دهيم. اما اگر درتعقيب اهداف خود جدي نباشيم، عدم  اشتياق به ادامه كار در جانمان رخنه مي كند و در نيمه راه ترقي و پيشرفت متوقف مي شويم و در نتيجه قدرت اجراي هرگونه تصميم را براي هميشه از دست مي دهيم.
پيروزي و كاميابي در اهداف زماني تحقق مي يابد كه شما انگيزه رسيدن به آن اهداف را در خود تقويت كنيد. اگر چنين كرديد، يقين داشته باشيد كه تلاش و كوشش نيز در اين مسير با شما همراه خواهد بود. راه موفقيت پر از مشكلات است كه بايد با به كارگيري همه توان خويش در جهت رفع آنها برآييد و بدانيد كه هيچ كاري بي رنج و مشقت به سرانجام نرسيده و نخواهد رسيد.
متأسفانه بسياري از افراد در مراحل اوليه كار احساس رضايت و خرسندي مي كنند ولي پس از رويارويي با مشكلات دست از آن كار مي شويند و فكري جديد در سر مي پرورانند، در حالي كه اگر صبر و شكيبايي به خرج دهند، شايد بيش از چند قدمي باموفقيت فاصله نداشته باشند.

از وقت چگونه بايد استفاده كرد
تنظيم وقت براي انجام كار اضافي

وقت اضافي را بايد از لابلاي ساير اوقات شبانه روز بيرون كشيد.
چطور؟ بسيار ساده است. بهترين راه دستيابي به وقت اضافي جابجايي اوقاتي است كه صرف امور بي اهميت و غيرضروري مي كنيم. فرض براين است كه اوقات روزانه شما به شكل زير سپري شود:
1- اياب وذهاب         5/1 ساعت
2- بهداشت و صرف غذا    5/1 ساعت
3- كار                8 ساعت
4- خواب            7 ساعت
5- بيكاري و استراحت        6 ساعت
ممكن است شما اعتراض كنيد كه 7 ساعت خواب براي بدن كافي نيست. بايد بگويم كه انسان در شبانه روز به بيش از 7 ساعت خواب نياز ندارد و زياد خوابيدن فقط يك عادت  است.
در مورد ساعات رفت وآمد نيز بايد به اين نكته اشاره كرد كه چون محل كار تقريباً اكثر مردم چنداني با محل سكونتشان ندارد، مي توانند بخشي از اين اوقات را صرف كاري ديگر كنند. اگر هم محل كارشان دور باشد، از اتومبيل بجاي گوش كردن موسيقي راديو، زمان رفت وآمد را با استفاده از نوارهاي آموزشي پركنند و در حالت دوم بجاي نگاه كردنهاي بي هدف به اطراف وغرق ديگران شدن، به مطالعه كتاب يا جزوه مورد علاقه خودبپردازند.
معمولاً ما 6 ساعت بيكاري را صرف تماشاي تلويزيون، خواندن روزنامه، رفتن به مهماني و غيره مي كنيم. حال اگر 6 ساعت را به 4 ساعت تقليل دهيم، روزي 2 ساعت وقت اضافي در اختيار خواهيم داشت و اگر در وقت غذا، نظافت و رفت و آمد جمعاً 1 ساعت صرفه جويي كنيم، روزي 3 ساعت وقت براي انجام كارهاي مورد علاقه خود به دست مي آوريم.
ناگفته نماند كه منظور منع شما از تفريحات لازم و مفيد و يا احياناً تشويق به سهل انگاري در رسيدگي به خانواده و مراقبت از فرزندان نيست. موضوعي كه بايد بدان توجه داشته باشيد اين است كه با نظم و ترتيب بخشيدن به اوقات بيكاري، علاوه برآنكه به تمام كارهايتان رسيدگي مي كنيد، ساعاتي هم براي كار جديد به دست مي آوريد.
حال كه به حقيقت امر واقف شديد، خود تصميم گيرنده نهايي باشيد. يك بار ديگر روزي 3 ساعت را با خود تكرار كنيد و از خود بپرسيد با اين وقت اضافي چه كارهايي مي توانيد انجام دهيد.
چگونه وقت اضافي به دست آوردم

اگر به خاطر داشته باشيد، در صفحات پيشين نحوه تصميم خود براي ادامه تحصيل را شرح دادم اما از اين موضوع كه در چه شرايطي بودم، براي پيگيري اهدافم چگونه ناگزير از تغيير برنامه هايم شدم و بالاخره به چه ترتيب وقت اضافي كسب كردم، سخني به ميان نياوردم.
در آن سالها من مدير يك مدرسه ملي بودم و ساعت كارم از 8 صبح شروع و به 3 بعداظهر ختم مي شد، اما به ياد ندارم بقيه اوقات خود را چگونه مي گذراندم. تصميم براي تحصيل و  در ضمن پيدا كردن كار نيمه وقت ذهنم را به خود مشغول كرد. ابتدا در روزنامه ها يك آگهي درخواست كار با اين مضمون دادم: جواني فعال و خوش برخورد با اتومبيل شخصي جوياي كار است. پس از مذاكره با چند نفر سرانجام با يكي از آنها به توافق رسيدم، زيرا اين امكان برايم وجود داشت كه ساعت كار مورد نظر را با اوقات بيكاريم هماهنگ كنم.
كار جديدم رانندگي براي يك مدرسه كوچك ملي بود، بدين ترتيب كه تعدادي از شاگردان را در دو نوبت به مدرسه مي بردم و بعدازظهر آنها را به خانه هايشان باز مي گرداندم. كار ساده اي بود. صبحها پس از تحويل بچه ها بلافاصله به مدرسه اي كه مدير مسئول آن بودم، مي رفتم وبعدازظهر مجدداً براي رساندن آنها به خانه هايشان به محل كار جديد برمي گشتم.
بنابراين همزمان با اشتغال در سمت مديريت يك مدرسه، رانندگي مدرسه ديگر را نيز به عهده داشتم و پس از پايان كار روزانه در ساعت5، در كلاسهاي ششم متفرقه شركت مي كردم. اين وضعيت يك سال ادامه يافت و من در عين حال كه ديپلم گرفتم، صاحب درآمد جديدي نيز شدم، اما سال بعد آن مدرسه اتومبيل اختصاصي خريد و من كارم را از دست دادم.
خاطرات خوش آن سالها و بخصوص رابطه صميمي ام را با بچه هايي كه مسئوليت اياب و ذهابشان با من بود، هرگز فراموش نخواهم كرد. آنها در ايام عيد به من هديه مي دادند و با اين كارشان خوشحال مي كردند و از آنجا كه من هرگز درباره سمت مديريت خود چيزي به آنها نگفته بودم، رابطه بسيار خوبي بين ما برقرار بود.
با از دست دادن كار جديد به اين صرافت افتادم از سمت مديريت مدرسه كه مقامي صرفاً تشريفاتي بود و در ضمن آينده اي هم نداشت، استعفا دهم. سپس به عنوان آموزگار در يك مدرسه مشغول كار شدم و از ساعت 1 تا 5/4 بعدازظهر آموزگار بودم و ساعت 5 تا 9 شب نيز وقتم در كلاسهاي تقويتي كنكور مي گذشت. بنابراين از 8 صبح تا 9 شب مدام درحال فعاليت بودم.
بولدوزر

همه ما كمابيش از كارايي بولدوزر مطلع ايم و مي دانيم كه اين ماشين قدرتمند قادر به از بين بردن هر مانعي بر سر راه خود است؛ چه كوهها، صخره ها و ساختمانها كه با نيروي اين ماشين درهم نشكسته و ويران نشده اند. انسان ظريف جثه متمدن نيز قادر است همچون بولدوزر كارايي داشته باشد، به شرط آنكه در فائق آمدن برهر مشكلي به  نيروي دروني خويش تكيه كند. اصولاً انساني كه آفريننده و سازنده بولدوزر است، بايد از مخلوقش قويتر باشد. من نيز چنين احساسي درخود يافتم و اطمينان حاصل كردم كه قادر به حل مشكلات زندگيم خواهم بود و اين «باور به خود» حس اعتماد به نفس را در من تقويت كرد، به طوري كه انجام هركاري با موفقيت همراه بود و من مي توانستم براي بهبود اوضاع خويش بسادگي دست به تصميمات جديد بزنم و برنامه هاي قبلي ام را در جهت موفقيت بيشتر تغيير دهم.
تابستانها كه مدارس تعطيل بود وهمچنين در تعطيلاتي كه به مناسبتهاي مختلف در طي سال پيش مي آمد، وقت بيشتري را به فروشندگي اختصاص مي دادم كه تقريباً مستلزم ساعت كار مشخص و ثابتي نبود. زمان امتحانات كه مجبور بودم صرفاً به مطالعه دروس بپردازم، موقتاً از كار فروشندگي دست مي كشيدم و پس از اتمام امتحانات دوباره مشغول مي شدم. تمام فكر و ذكرم متوجه هدف اصلي ام بود و براي رسيدن به موفقيت درنظر داشتم از تمام نيرويم استفاده كنم. بنابراين با كسي معاشرت مي كردم كه مي توانست به من در مسير اهدافم ياري رساند.
با اين توضيحات شايد تصور كنيد كه من فقط دنبال هدف خويش بودم و خود را از هرگونه تفريحات مفيد محروم مي كردم. خير، اين طور نبود. عليرغم مشغله زياد و پركاري تعطيلات را با خانواده ام به خارج از شهر مي رفتم، طي هفته يكي دوبار به ورزش واليبال مي پرداختم، صبحها گاهي كوهنوردي مي كردم واز هواي پاكيزه كوهستان لذت مي بردم، در مهمانيها شركت مي كردم و حتي مواقعي به تماشاي مسابقه فوتبال مي رفتم. اما زماني كه امتحانات در پيش بود، خود را از ديدن برنامه ها و فيلمهاي تلويزيوني مورد علاقه ام محروم مي ساختم. شبهايي را به خاطر دارم كه در پشت بام خانه درسهايم را مرور مي كردم. وقتي برنامه تلويزيوني خوبي پخش مي شد، همسرم مرا صدا مي زد و من چند دقيقه اي به تماشا مي نشستم و دوباره آنجا را ترك مي كردم. مگر نه اينكه براي رسيدن به هدف بزرگ بايد از خوشيهاي كوچك و گذرا صرف نظر كرد؟ خب، من هم اين شيوه را انتخاب كرده بودم.
روزي چند ساعت بايد كار كرد؟
با توجه به مطالبي كه گفته شد، پي برديم كه كار كردن امري مفيد و براي جسم و روح لازم و ضروري است. كساني كه طي روز كاري انجام نمي دهند، احساس بيهودگي و بطالت مي كنند و اين احساس رفته رفته بر روح و جسم آنها تأثيراتي نامطلوب مي گذارد.
ممكن است سئوال شود روزانه چند ساعت بايد فعاليت كرد. آيا همان 8 ساعت كار كافي است وبيش از آن، مثلاً 10 تا 12 ساعت به سلامتي انسان ضرر مي رساند؟ خير، چنين نيست. 10 تا 12 ساعت كار، بخصوص اگر با مرخصي آخرهفته همراه باشد، هيچ لطمه اي به انسان وارد نمي كند.
 


منابع :


 
طراحی سایت : سایت سازان