میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

پایان نامه شکل گیری و شخصیت


کد محصول : 10001795 نوع فایل : word تعداد صفحات : 82 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 924

فهرست مطالب و صفحات نخست


شکل گیری و شخصیت

فهرست مطالب
عنوان     صفحه
چکیده     1
مقدمه     2
بخش اول : کلیات و تعاریف    6
فصل اول : مفهوم شخصیت، تعاریف، اجزای شخصیت و انواع آن     6
مبحث اول : تعریف شخصیت     6
1-1- تعریف لغوی شخصیت     6
1-2-تعریف عمومی شخصیت (معنای عام شخصیت )    7
1-3-  تعریف روان شناختی شخصیت     8
مبحث دوم : اجزای شخصیت     10
1- ساختار شخصیت     10
2- مراحل شکل گیری شخصیت     10
الف- مرحله دهانی     11
ب- مرحله مرزی (نشیمن گاهی )    11
ج- مرحله عضو جنسی     11
د- مرحله شهوی     12
عقده ادیپ     12
عقده الکترا     13
مبحث سوم : تئوری های مربوط به طبقه بندی شخصیت     15
گفتار اول : طبقه بندی شخصیت از روی خصوصیات جسمانی     15
1- طبقه بندی کرچمر    15
2- طبقه بندی شلدون     16
3- طبقه بندی هوتن    17
گفتار دوم : طبقه بندی شخصیت بر مبنای تعادل عضو مترشحه داخلی ووضع شیمیایی بدن     17
مبحث چهارم: شخصیت های غیرطبیعی و انواع آن     19
1-1- شخصیت اسکیزوئیدی     19
2-1- شخصیت سیکلوتیمی (دوره ای )    20
3-1- شخصیت هیستریکال    21
4-1- شخصیت وسواسی     21
5-1- شخصیت پارانوئیدی    22
6-1- شخصیت هیجانی و بی ثبات     22
7-1- شخصیت کژخو- ضد اجتماعی (پسیکوپات)    22
8-1- هم جنس بازی    23
9-1- خود ارضایی یا استمناء    23
10-1- بچه بازی     23
11-1- انحراف جنسی بت پرستی یا صنم پرستی     23
12-1- عقده نرگسی یا خود شیفتگی     23
13-1- سادیسم یا انحراف ديگر آ‍زاري     24
14-1- مازوفیسم یا انحراف آزاد دوستی     24
15-1- ساديسم و مازوخیسم     24
16-1- حیوان بازی     24
17-1- خود نمایی     24
18-1- چشم چرانی     24
19-1- پوشیدن لباس جنس مخالف     24
20-1- انحراف مرده بازی     25
21-1- انحراف میل به دزدی     25
22-1- انحراف آتش افروزی     25
23-1- انحراف هرزه درایی تلفنی     25
مسئولیت و نسبت آن در اختلاف شخصیت     25
فصل دوم : مفهوم پرونده شخصیت در فرآیند کیفری     26
مبحث اول: تعریف پرونده شخصیت     26
مبحث دوم: تاریخچه تشکیل پرونده شخصیت     27
مبحث سوم: پرونده شخصیت و اهمیت آن در مرحله تحقیقات مقدماتی     31
مبحث چهارم : نحوه تشکیل و تکمیل پرونده شخصیت     34
1- وضعیت جسمانی بزهکار     35
2- وضعیت اجتماعی     36
3- تاریخچه فردی     37
4- چگونگی شخصیت مجرم قبل از وقوع جرم     40
5- وضعیت روانی     40
مبحث پنجم : مراحل تشکیل پرونده شخصیت     41
     
1- ابسرا و اسیون قبل از دادرسی (مرحله تحقیق)    41
2- ابسراواسیون بعد از محکومیت     42
بخش دوم : لزوم تشکیل پرونده شناسایی شخصیت بزهکار     44
فصل اول : لزوم شناسایی شخصیت بزهکار     44
مبحث اول : راههای شناخت شخصیت بزهکار     44
1- شناخت شخصیت در محیط آزاد     44
2- شناخت شخصیت در محیط بسته     45
مبحث دوم : شناسایی شخصیت بزهکار و تاثیر آن بر فرایند دادرسی     45
1- مرحله تحقیق     46
2- مرحله تعقیب     49
3- مرحله رسیدگی     50
مبحث سوم: اجرای مجازاتها با توجه به شخصیت بزهکاران     51
1- رابطه شخصیت بزهکار با نهاد تعلیق اجرای مجازات     51
2- رابطه شخصیت بزهکار با آزادی مشروط     54
3- رابطه شخصیت بزهکار با نهاد پذیرش عفو خصوصی     57
مبحث چهارم: شناسایی شخصیت بزهکاران و تاثیر آن در باز اجتماعی کردن آنان     58
1- رعایت اصول فردی کردن مجازاتها با توجه به شخصت بزهکار     58
2- نوسان مسئولیت کیفری با توجه به شخصیت بزهکاران (تشدید یا تخفیف)    61
بند اول – تخفیف مجازات     62
بند دوم – تشدید مجازات     63
3- طبقه بندی زندانیان با توجه به شخصیت بزهکاران     65
فصل دوم : تشکیل پرونده شناسایی شخصیت ، آثار و فواید آن     66
مبحث اول: ابسرواسیون و علمی کردن سیستم عدالت کیفری     66
مبحث دوم : دشواریهای موجود در اجرای طرح     69
1- دشواریهای قانونی     69
2- دشواریهای قضایی    70
3- دشواریهای اجرایی     71
نتیجه گیری و پیشنهادات     72
فهرست منابع و مآخذ     77

چکیده
از آنجا که عوامل موثر در شکل گیری شخصیت و تکوین آن مشتمل بر عوامل مختلفی است که از آن جمله می توان به عامل ژنتیک ، وراثت و محیط اشاره کرد و هم چنانکه از دیرباز در میان فلاسفه و متفکران در خصوص جبر و اختیار اختلاف نظر وجود داشته در جرم شناسی نیز اصل اختیار و آزادی در بزهکاری و همچنین تئوری جبر در بزهکاری هر کدام طرفدارانی دارد.
با عنایت به اینکه ضرورت تشکیل پرونده شناسایی شخصیت بزهکار در امور کیفری از ضروریات یک دادرسی عادلانه کیفری است و این مساله مخصوصا در مرحله اتهامی یا دادسرا با حقوق دفاعی متهم و دفاع از اصل آزادی و حقوق فردی متهمان ملازمه دارد و این مساله در حقوق کیفری ایران به سکوت برگزار شده است و فقط در یک مورد از این پرونده صحبت به میان آمده و آن هم در مرحله اجرای مجازات حبس که در آیین نامه سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی مندرج است که وافی به مقصود نمی باشد و با عنایت به اینکه برخی حقوق دانان در بحث مسئولیت کیفری افراد را به سه دسته :
الف – افراد مسئول  ب- افراد نیمه مسئول  ج- افراد غیرمسئول
تقسیم بندی کرده اند ما حتی در مورد افراد مسئول علاوه بر افراد نیمه مسئول مثل افراد مختل المشاعر معتقد به این هستیم که برای نیل به اصل فردی کردن مجازاتها و اصلاح و بازسازگاری مجرمین باید پرونده شناسایی شخصیت تشکیل بدهیم که ما در قسمتهای مختلف این تحقیق به آن خواهیم پرداخت.
 
مقدمه
قبل از ورود به محتوای اصلی مقدمه لازم است کمی در مورد قابلیت انتساب بزه به بزهکار توضیح دهیم؛ مسئولیت در لغت به معنی موظف بودن به انجام دادن امری آمده است و مسئول کسی است که تعهدی در قبال دیگری به عهده دارد ه اگر از ادای آن سرباز بزند از او بازخواست می شود . بنابراین، مسئولیت همواره با التزام همراه است و در قلمرو حقوق کیفری محتوای این التزام تقبل آثار و عواقب افعال مجرمانه است ، یعنی تحمل مجازاتی که سزای افعال سرزنش آمیز بزهکار به شمار می آید، لیکن به صرف ارتکاب جرم نمی توان به یکباره بار مسئولیت را بردوش مقصر گذاشت بلکه پیش از آن باید او را سزاوار تحمل این بار سنگین دانست.
توانایی پذیرفتن بار تقصیر را در اصطلاح حقوقدانان در «قابلیت انتساب»، می نامند. پس اگر مجرم مدرک یا مختار نباشد مسئول اعمال خود نیست، از این روست که مجنون و نابالغ مسئول اعمال خود نیستند. چون نیک و بد افعال خود را درک نمی کنند.(حدیث رفع) و همچنین مجبور و مکره نیز مسئول اعمال خود نمی باشند چون قدرت بر ایفای تکلیف را ندارد. از دیدگاه قانونی، سبب مبرا بودن مجنون یا مجبور و یا نابالغ از مسئولیت کیفری این است که قانونگذار شرط ثبوت مجازات را گاه به صراحت بلوغ و عقل و اختیار قرار داده است (مواد 64، 111، 130، 146، 166، 198 قانون مجازات اسلامی) و گاه قانونگذار از فقدان یا زوال کیفیات مذکور را در باب حدود از اسباب رافع مسئولیت کیفری دانسته است. مستند قانونگذار در این موارد حدیث مشهور نبوی رفع است. 
مجازات کسی که قابل سرزنش نیست اثر اصلاحی و ارعابی موثری ندارد و فقدان مسئولیت کسانی که با ارتکاب جرم به هر جهت خطری متوجه اجتماع کرده اند دلیل آن نیست که باید همواره تسلیم آنان شد بلکه جامعه حق دارد و می تواند در قبال تهدید بزهکاران غیرمسئول به یک رشته تدابیر پیشگیرنده دست بزند . این تدابیر یا اقدامات تامینی و تربیتی خواه طرد کننده باشد مانند نگهداری بزهکاران دیوانه در تیمارستان و خواه تربیتی مانند نگهداری بزهکاران خرد سال در کانونهای اصلاح و ترتیب فقط با هدف حفظ و صیانت جامعه از خطر بزهکاری اتخاذ می شوند و در اجرای این سیاست باز پروری بزهکاران نیز نهفته است چنین قابلیتی را در اصطلاح « مسئولیت جرم شناسی یا استعداد بهره مندی از تصمیماتی قضایی » نامیده اند.
پس از ذکر مطالب فوق، ما معتقد به این هستیم که عدالت باید بزهکار را بشناسد و شاهین دادگری باید به این موضوع اهمیت فراوان بدهد در خیلی از اوقات بر شاهین دادگری باید بالید و در مواردی نیز از او نالید، اگر ما حالات مجرمین را که هیچ یک به هم شباهتی ندارند مورد مطالعه قرار دهیم، خواهیم دید که آنها خود قربانیانی بيش نیستند. در واقع هیچکس مایل به ارتکاب جرم نیست، بنابراین اگر کسی مرتکب جرمی می شود باید دید چه عواملی او را به طرف این عمل غیرانسانی رانده است؟! آیا این واقعا صحیح خواهد بود که چشمها را ببندیم و با اعترافی که از زبان او می گیریم سند محکومیت را بدستش بدهیم تا بدین وسیله به نام عدالت انتقام جویی کرده باشیم؟ آیا مجازات کردن مجرم، درمان دردهای اجتماعی است و شکنجه بزهکار باعث نابودی بزهکار نیست؟ سن توماس واکن می گوید که مجرمین را باید شفا داد نه مجازات .
محکوم کردن یک مجرم بدون در نظر گرفتن سوابق و شخصیت او و اثرات اجتماعی که تحمل نموده است صحیح نیست و قاضی نباید فقط به جرم ارتکابی نظر بدوزد و عوامل روانی، جسمانی اجتماعی بزهکار را فراموش کند. او باید به عللی که از یک انسان عادی، بزهکارساخته است پی برد و سعی نماید تا به همه آنها معرفت کامل حاصل کند و گرنه حکمی را که صادر خواهد کرد عدالت نخواهد بود، بلکه ظلم است.
به همین دلیل است که امروزه سیاست جنایی اکثر کشورها به مساله بررسی شخصیت بزهکار توجه دارند و قانگذار قاضی را مکلف به بررسی و تشکیل پرونده شناسایی شخصیت بزهکار کرده است . بنابراین برای ریشه کردن جرم، نباید افرادی را که در دام بزهکاری می افتند به صرف ارتکاب بزه مورد مجازات قرار دارد. در حقیقت مجرم بیماری بیش نیست که جرم تظاهری از نشانه های مرض اوست و اجتماع وظیفه دارد که او را بوسیله متخصیصن شفا دهد نه اینکه او را مورد انتقام قرار دهد . بنابراین موقع آن فرا رسیده است که به فرشته عدالت و شاهین دادگری توصیه شود تا شمشیر بران و تهدید کننده خود را به زمین بیندازد و چشمان خود را باز کند و وضع و حال و شخصیت بی گناهان را بیشتر مورد توجه قرار دهد تا به جای اجرای عدالت، مرتکب ظلم و بیدادگری نشوند. به همین علت جرم شناسانی مانند وان هامل (Van Hamel) معتقدند که اگر تاکنون انسانها بودند که می بایستی عدالت را بشناسند، حالا وقت آن رسیده است که عدالت، انسانها را بشناسد.*
این تحقيق در دو بخش تنظیم گردیده است که بخش اول در کلیات و تعاریف می باشد و خود بخش اول از دو فصل تشکیل شده است که در فصل اول آن به مفهوم شخصیت ، تعاریف، اجزای شخصیت و انواع آن اشاره کرده ایم و در فصل دوم از بخش اول به مفهوم پرونده شخصیت در فرآیند کیفری که شامل تعریف پرونده شخصیت ، تاریخچه تشکیل پرونده شخصیت نحوه تشکیل پرونده شخصیت و مراحل تشکیل پرونده شخصیت می شود، اشاره شده است.
بخش دوم این تحقيق نیز از دو فصل تشکیل گردیده است که در فصل اول آن، به لزوم شناسایی شخصیت بزهکار که مشتمل بر راههای شناخت شخصیت بزهکار، شناسایی شخصیت بزهکار و تاثیر آن بر فرآیند دادرسی و اجرای مجازاتها با توجه به شخصیت بزهکاران و شناسایی شخصیت بزهکاران و تاثیر آن در باز اجتماعی کردن آنان می باشد، اشاره شده است و در فصل دوم نیز به مباحث تشکیل پرونده شخصیت و عملی کردن سیستم عدالت کیفری و دشواریهای موجود در اجرای طرح، که خود شامل دشواریهای قانونی، قضایی، اجرایی می باشد، اشاره شده است.
قسمت پایانی این تحقيق نتیجه گیری و پیشنهادات بوده و به ذکر منابع و ماخذ نیز اشاره شده است.
 
بخش اول : کلیات و تعاریف
فصل اول: مفهوم شخصیت ، تعاریف ، اجزای شخصیت و انواع آن
مبحث اول: تعریف شخصیت
1-1-    تعریف لغوی شخصیت
مرحوم دهخدا معنای لغوی شخصیت را چنین توضیح داده است:
شرافت و رفعت و بزرگواری و مرتبه و درجه
در اصطلاح روانشناسی ، شخصیت  یا منش عبارتست از : مجموع نفسانیات (احساسات، افکار، عواطف ... ) هر کسی که برای هر شخصیت  دورکن است، یکی وحدت و دیگری هویت.
 وحدت هر کسی از این جهت است که نفسانیاتش سلسله واحدی را تشکیل می دهد و او می تواند چندین معنی را با یک عمل ذهنی با هم مقایسه و مقابله کند. هویت از این روست که وحدت مزبور در طول زمان محفوظ می ماند و شخص همواره احساس می کند که همان است که روز پیش یا سال پیش بوده است یا روز و سال بعد خواهد بود. ضمنا ملتفت است که معنا و اخلاقا از دیگر همنوعان متمایز می باشد همچنانکه از جهت خصوصیات جسمانی با آنها فرق دارد و از جمله عوامل نفسانی که شخصیت را تشکیل می دهد، پاره ای احساسات و حافظه و تخیل و اراده است و گذشته از این محیط اجتماعی نیز در تشکیل این معنی دخالت مهمی دارد.
شخصیت از لحاظ فلسفی، بدینگونه مورد گفتگو است تعقلی که هر کس از ذات خویش دارد آیا با حقیقتی منطبق است یا نیست؟ یا به عبارت دیگر حقیقیت « وجود » چیست؟ قطع نظر از ظواهر احوال. (از روانشناسی دکتر علی اکبر سیاسی ص 484).    شخصیت از لحاظ حقوقی و اخلاقی در این مورد ترکیبی است که افراد سازنده آن بر روی یکدیگر بسیار موثرند. و غرض از سیستم های فیزیکو- روانی ، همه عادات ، نگرشها، ارزشها، عقاید، حالات عاطفی، احساسات و محرکهایی است که دارای ماهیت روانی ولی اساس عصبی – غددی یا فیزیکی هستند، این سیستم ها به هیچ وجه حالت توارث ندارند مگر اینکه بر شالوده خصوصیات ارثی بنا شوند و یا دیگری در آنها نقش بسیار موثری را بازی می کند. نکته آخر اینکه سیستم های فیزیکو- روانی، محصول یادگیری هستند و بنابراین عقیده سنتی مبنی بر ارثی بودن صفات شخصیتی دیگر مورد قبول روان شناسان به طور مطلق نیست.
1-2- تعریف عمومی شخصیت (معنای عام شخصیت )
واژه شخصیت ، واژه ای است که هر یک از ما در طول زندگی خود هزاران بار آن را به زبان آورده ایم بی آنکه از آن ، مفهوم علمی خاصی را اراده کنیم . به طور ساده ، وقتی ما درباره شخصیت فردی، صحبت می کنیم منظورمان مجموعه خصوصیات، طرحهای رفتاری است که او را از سایر افراد مشخص می کند. ریشه اصلی شخصیت ، از اصل واژه لاتین (persona) یعنی ماسک یا نقاب گرفته شده است .
به طور خلاصه می توان گفت که شخصیت در اصطلاح عامه معانی گوناگونی دارد. یکی از آن معانی، هیبت یا جربزه است. از این رو کسیکه می تواند نظر و اراده خود را به گروهی از افراد تحمیل کند، آدمی با شخصیت به شمار می رود. معنای مصطلح دیگر شخصیت به طور کلی هر نوع صنعت اخلاقی بر جسته ای است (مانند شجاعت اخلاقی، قوت، اراده ، مناعت طبع ...) که سبب امتیاز فرد آدمی می گردد تا آنجا که او را به خصوص به آن صنعت می شناسند. واژه شخصیت در اصطلاح ، بلندی مقام و مرتبه را هم می رساند، چنانکه گفته می شود: « شخصیت های علمی » ، « شخصیت های کشوری» ، لشکری، ....
1-3- تعریف روانشناختی شخصیت
از شخصیت  در علم روانشناسی ، تعاریف مختلفی ارائه شده است در برخی از این نظریه ها اهمیت فراوان به ناخودآگاه داده شده است و پیرامون آن معتقدند که آدمی از انگیزه های واقعی رفتار و اعمال خود بی اطلاع است، زیرا آنها در شعور باطن یا ناخودآگاه هستند.
آقای گوردون آلپورت یکی از نخستین روانشناسانی که در زمینه شخصیت  انسانی، مطالعات گران بهایی انجام داده است . شخصیت  را به شرح ذیل تعریف می کنند:
« شخصیت عبارتست از سازمان پویای سیستم های فیزیکو- روانی هر انسان که نحوه سازگاری متمایز و مشخص او را با امکانات محیط زندگی شخصیتش تعیین می کند.»
در این تعریف منظور از به کارگرفتن لفظ «پویا» مشخص کردن ماهیت متغیر شخصیت  و تاکید بر روی دگرگونیهایی است که از نظر کیفی در رفتار فرد ایجاد می شود. و منظور از لفظ «سازمان» در تعریف فوق مجموعه صفات انتزاعی که به طور ساده پهلوی یکدیگر قرار گرفته نیست بلکه شخصیت یک فرآیند ترکیبی است که افراد سازنده آن بر روی یکدیگر بسیار موثرند.
و غرض از سیستم های فیزیکو – روانی، همه عادات، نگرشها، ارزشها، عقاید، حالات عاطفی احساسات و محرکهایی است که دارای ماهیت روانی ولی اساس عصبی – غددی یا فیزیکی هستند.
 
مبحث دوم : اجزای شخصیت 
1-    ساختار شخصیت 
فروید که او را به پدر نظریه های مربوط به شخصیت  لقب داده اند، شخصیت  آدمی را مرکب از سه سیستم می داند:
1-    نهاده که تابع اصل لذت و خوشی است
2-    من، که از اصل واقعیت تبعیت می کند و بخش منطقی و عقلانی شخصیت  آدمی است
3-    من برتر، که جنبه وجدانی و اخلاقی شخصیت  آدمی است که نمودار شخصیت  اجتماعی است .
این سه سیستم فوق الذکر ظاهرا جدا از هم به نظر می آیند ولی واقعیت این است که با هم کار می کنند و رفتار آدمی تقریبا نتیجه عمل هر سه آنهاست.
2-    مراحل شکل گیری شخصیت 
در پنج سال اول زندگی ، آدمی از چند مرحله مختلف می گذرد. بعد از آن قریب شش سال در حال خمود و آرامش نسبی می ماند. با ظهور دوران نوجوانی ، حرکات تحولی شدت می یابند و این شدت تا دوران سالمندی ادامه دارد. و از آن پس شخصیت  ثبات نسبی حاصل می کند.
فروید در این تقسیم بندی بیشتر به عامل جنسی ، که به عقیده او مهمترین عامل تشکیل دهنده شخصیت  یا به عبارتی دیگر، مهم ترین انگیزه رفتار آدمیان است ، توجه داشته است. هر یک از مراحل پنج سال اول زندگی از جهت حساسیت جنسی یا انرژی حیاتی بنام یکی از منطقه های مخصوص بدن خوانده شده است . این مراحل عبارتند از :
مرحله دهانی – مرحله مرزی – مرحله عفو  جنسی – مرحله شهوی
الف- مرحله دهانی
نوزاد ناراحتی را که بر اثر گرسنگی پیدا می کند با به کار انداختن لب و دهان و مکیدن پستان مادر (یا پستانک) از بین می برد و لذت حاصل می کند و بدین جهت این مرحله، « مرحله دهانی» خوانده شده است و دوره این مرحله تا یک سالگی است.
ب- مرحله مرزی (نشیمن گاهی )
غذایی که کودک خورده است چون هضم شود و تفاله آن در قسمت پایین دستگاه گوارش تراکم گردد، کودک دچار تنیدگی و ناراحتی می شود و برای رفع این ناراحتی و کسب خوشی، بدون ملاحظه زمان و مکان ، بی درنگ آن را دفع می کند زیرا او فقط تابع اصل لذت است و از اصل واقعیت بی خبر است و هنوز نیاموخته است که عمل تخلیه را نباید بی درنگ انجام داد. بلکه گاهی باید آن را به تاخیر انداخت و مولکول به موقع و مکان مناسب نمود.
ج- مرحله عفو  جنسی
پس از مرحله مرزی، کودک گویی برای جلب لذت به جستجوی نواحی دیگري از بدن خود- مانند گوش، چشم، ناف و عفو  جنسی – می پردازد و ازمالش دادن آنها احساس لذت می کند. علاقه مندی و محبت او نسبت به دیگران بیشتر از این جهت است که آنها کمک می کنند به اینکه او اینگونه لذت بدنی حاصل کند. کودک در این جستجو، سرانجام عفو  جنسی خود را از جاهای دیگر بدن حساس تر می یابد. از این رو این مرحله، « مرحله عفو  جنسی» نام گرفته است. تصورات و خیالبافی هایی که این لذت را همراهی می کنند، موجب تمایل او نسبت به افراد خانواده و ظهور «عقده ادیپ» می گردند.
د- مرحله شهوی
کودک به گفته فروید از سن هفت سالگی تا یازده سالگی از نظر جنسی ، یک دوران رکود و آرامش را می گذراند و خواهشهای غریزه جنسی او در حال واپس زدگی به سر می برند. پس از آن دوره ای دیگر از رشد جنسی آغاز می شود و طی آن کودک برای کسب لذت، کمتر به خویشتن می پردازد، بلکه توجیهش بیشتر به خارج از خود و به دیگری- نخست به هم جنس و بعد به جنس مخالف- معطوف می گردد. در این حال خواهشهای جنسی که ناشی از نهاد هستند شدت مخصوص می یابند.
عقده ادیپ
نوزاد، مادر را اولین کسی می داند که به رفع احتیاجات و نیازمندیهای او می پردازد، به او غذا می دهد، تر و خشکش می کند. این مسائل باعث می گردد که او به تدریج ، مادر را از خود و خود را از مادر بداند و با او همانندی پیدا کند. کودک بر اثر این احساس – که وجودش بستگی به مادر و نیاز به توجه و مراقبت وی دارد، دلبستگی پیدا می کند و او را به شدت دوست می دارد.
کودک در خلال این مسائل، با بدن و اعضای بدن خود آشنایی پیدا می کند و متوجه عفو  جنسی خود می گردد. پسر نسبت به پدر که گاه گاهی او را در آغوش می گیرد و مورد نوازش قرار می دهد محبت پیدا می کند. و چون او را نیرومند می بیند و از حیث ساختمان بدن و عفو  جنسی همانند خود می یابد، مایل است به اینکه با او کاملا همانند و این همان شود. ولی بتدریج به خصوص پس از اینکه از شیر مادر گرفته شد، متوجه می شود که پدر قسمت زیادی از وقت و محبت مادر را به خود اختصاص می دهد. از این رو نسبت به او بدبین می شود و او را رقیب خود می داند، و از او  تنفر حاصل  می کند. به خصوص که پدر گاه و بی گاه و احیانا به خشونت به او ، امر و نهی می کند و از پاره ای کارها که زیان بخش یا ناپسند می داند – در صورتی که برای کودک لذت بخش هستند- باز می دارد و این دو گانگی عاطفی (مهر، کین) مدتی در کودک باقی می ماند تا اینکه کودک این بیم و هراس را پیدا می کند که مبادا ! پدر متوجه رقابت و نفرت او شده است و در مقام انتقام بر مي آید.
عقده الکترا
ظهور تصفیه عقده الکترا همانند ظهور تصفیه عقده اودیپ در پسران است، با این تفاوت که دختر در عین محبت نسبت به مادر و این همانی با او متوجه اختلافی که از حیث ساختمان بدنی با پدر وارد می شود و مادر را که از این حیث ، همانند خود اوست و از محبت و ناز و نوازش پدر بهره مند است، رقیب خود احساس می کند و ضمنا او را مسئول نداشتن عفو  جنسی پسر می داند به این معنا که در دختر عقده اختگی نمودار می گردد. دختر نیز دچار دو گانگی عاطفی ( مهر و کین) می گردد. و این امر باعث تشویش و دلواپسی او می گردد. در اینجا هم « اصل واقعیت » با مکانیسم دفاعی « واپس زنی » مشکل را حل می کند و دختر تمایل جنسی به پدر را به ناخودآگاه می برد و خود را از ناراحتی و دلواپسی رها می سازد. با این همه باید دانست که رقابت دختر نسبت به مادر طولانی تر از رقابتی است که پسر نسبت به پدر دارد. و عقده الکترا پس از تصفیه شدن آثارش ، تا هنگام زناشویی و تولد فرزندان ، کمابیش باقی می ماند و از آن پس متوجه همسر و فرزندان می گردد.
لازم به ذکر است که تصفیه عقده ادیپ تقریبا در سن 5 یا 6 سالگی صورت می گیرد. عدم تصفیه این عقده یا ناقص بودن این تصفیه ، بعدها موجب ناراحتیها و اختلالات روانی خواهد بود. اما این عقده حتی در صورت تصفیه نسبتا کامل باز در شخصیت  آدمی در تمام عمر کمابیش آثاری باقی می گذارد و در وضع و رفتار او نسبت به جنس مخالف و نسبت به صاحبان قدرت، (رئیس، فرمانده، سلطان و غیره ....) که قائم مقامهای پدر ، محسوب می شوند ، نمودار می گردد.

 
مبحث سوم: تئوریهای مربوط به طبقه بندی شخصیت 
گفتار اول : طبقه بندی شخصیت  از روی خصوصیات جسمانی
برای شخصیت  ، طبقه بندی های زیادی پیشنهاد شده است، قدیمی ترین طبقه بندی مربوط به بقراط و جالینوس می باشد. بقراط بدن آدمی را دارای 4 خلط، خون، بلغم ، صفرا و سودا دانسته و بین این 4 خلط و عناصر آب و باد و خاک و آتش ارتباط برقرار کرد و برای هر یک خصوصیاتی بیان داشته است. برای طبقه بندی شخصیت  «لاوانر» از قیافه شناسی مدد گرفت و بعد از او عده ای دیگر مانند گال، لمبروزو ، یولا، پاندز، کرچمر و شلدن در مورد ارتباط صورت ظاهری با اعمال زیستی از یک طرف و حالات و فعالیت های روانی از سوی دیگر تحقیقاتی انجام دادند و نظریه هایی بیان داشتند که در اینجا از نظر روانشناسی و روان پزشکی کیفری به بررسی چند نوع از این طبقه بندی ها اشاره می کنیم.
1-    طبقه بندی کرچمر
کرچمر، روان پزشک آلمانی ، سه اصل زیر را مبنای طبقه بندی شخصیت قرار داده است :
1-    میان شکل بدن و صفات اصلی روان، همبستگی مثبت وجود دارد.
2-    سلامت و ناسلامتی روان، با بهنجاری و نابهنجاریها، تفاوتشان کمی است نه کیفی
3-    صفات اصلی شخصیت ، همان هایی است که به صورتی شدت یافته در بیماریهای پسیکو زمانیا کودپرسیو و اسکیزوفرنی مشاهده می شود.
کرچمر ابتدا افراد را به دو تیپ « فربه تان» و « لاغراندامان» تقسیم کرد و سپس یک تیپ دیگر به نام «سخت پیکران یا عضلانی » به آن افزود.
کرچمر از نظر آناتومی و روانشناسی افراد را به 4 طبقه تقسیم بندی کرده است :
الف- استینک که افرادی لاغر و قد بلند می باشند به عبارتی دارای تیپ استخوانی می باشند.
ب- پیک نیک که افرادی چاق و دارای قد کوتاه می باشند به عبارتی دیگر تیپ بطنی دارند.
ج- اتلتیک که افرادی عضلانی و قوی هستند و ورزشکار بوده و دارای تیپ سخت می باشند.
د- دیس پلاستیک که افرادی بیقواره هستند.

2- طبقه بندی شلدون
«ویلیام شلدون » روی اصول فرضیه تیپ شناسی کرچمر به اتفاق دکتر « استیونس » و دکتر «توکر» ، خصوصیات جسمانی و شخصیتی گروه زیادی از دانشجویان خود را مورد مطالعه قرار دادند و با نتایجی که بدست آوردند، طبقه بندی شخصیت کرچمر را نپذیرفتند و نظریه خود را بر مبنای طبقه بندی شخصیت از روی خصوصیات لایه های «جنینی» پیشنهاد کردند. براساس این طبقه بندی، افراد به سه دسته آند و مورف ، مزو مورف و اکتو مروف گروه بندی شدند .
 
طبقه بندي هوتن
هوتن، انسان شناسی امریکایی از نظر آناتومی و جرم شناسی افراد را به 4 تیپ مختلف تقسم کرده و جرایم ارتکابی هر دسته را مشخص کرده است :
الف- بلند قد تنومند: جرایم ارتکابی این گروه بیشتر آدم کشی بدون سبق تصمیم است.
ب- بلند قد باریک : جرائم شان آدم کشی با سبق اندیشه است و بیماری روانی آنان معمولا اسکیزوفرنی می باشد.
ج- کوتاه قد تنومند: جرائمی نظیر آدم کشی، تجاوز و دزدی و هتک ناموس دارند و بیماری روانی آنان معمولا جنون ادواری است.
د- کوتاه قد باریک : جرائم ارتکابی آنان، آدم کشی ، دزدی اموال و راهزنی است.
گفتار دوم: طبقه بندی شخصیت برمبنای تعادل غدد ترشحه داخلی و وضع شیمیای بدن
قدیمی ترین طبقه بندی شخصیت منسوب به بقراط و جالینوس است. (440 قبل از میلاد) . بقراط می پنداشت عناصر 4 گانه آب و خاک و باد و آتش ، در بدن خواص و آثاری دارند و این عناصر چهارگانه را با خون صفرای سیاه ، صفرای زرد، بلغم مطابقت می داد و برای هر یک صفات مخصوص مزاجی و روانی قایل بود و بر این گمان بود که مزاج های زیر با صفات روانی خاص مشخص می گردند:
-    صفرا وی مزاج ها : افرادی باریک اندام ، اخمو، افسرده ، غمزده ، تندخو، زود خشم، جاه طلب و حسود می باشند.
-    بلغمی مزاج ها: آرام با عضلاتی شل، زود آشنا، اجتماعی ، کم فعالیت ، کند ذهن، لاقید و بی درد هستند.
-    سودا وی مزاج ها : سیاه چرده، دراز اندام، عصبانی ، مضطرب ، ناراحت و بد بین می باشند.
-    دموی مزاج ها : ظاهری خوش آب و رنگ ، قوی بنیه، خون گرم و دوست داشتنی دارند و با اشتها ، پر خواب ، خوشگذران، خوش بین و فعال هستند.
روی فرضیه قدیمی بقراط و جالینوس ، دکتر ویلیامز در سال 1956 مطالعات دقیق تری نمود . حاصل مطالعات دکتر ویلیامز به این نکته انجامید که گرچه همه افراد از یک سیستم مترشحه داخلی و ترشح هورمونی برخوردار هستند ولی می توان افراد را به نسبت اندازه این غدد و مقدار ترشح هورمونهای آنها طبقه بندی نمود. مثلا ممکن است با ترشح بیشتر هورمون یتروکسین ، حالات جسمانی روانی خاص به شخص دست بدهد.
ویلیامز معتقد بود، که می توان خصوصیات خلقی و عاطفی ، کرداری و جنسی افراد را بر مبنای چگونگی میزان ترشح هر یک از غدد هورمونی طبقه بندی نمود. این تئوری به خصوص در چگونگی تعادل سیستم های سمپاتیک و پارا سمپاتیک و شخصیت افراد می تواند شایان توجه باشد.
در پایان لازم است یادآوری شود که دانشمندان و روانشناسان متعدد دیگری به طبقه بندی شخصیت از دیدگاه های مختلف اقدام نموده اند که جای بحث تفصیلی این طبقه بندیها، مقوله جداگانه می توان در بحث شخصیت شناسی موضوع علم روان شناسی داشته باشد که ما از میان طبقه بندیهای مختلف به ذکر مهمترین آنها که در بالا ذکر گردید پرداخته ایم و خوانندگان محترم می توانند برای مطالعه دقیق و تفصیلی به کتب ارجاع شده مراجعه نمایند.

مبحث چهارم: شخصیت های غیرطبیعی و انواع آن

1-1- شخصیت اسکیزوئیدی
پس از شناخت کلی از شخصیت و طبقه بندی های مختلف آن در این بحث لازم می آید که بحث خود را به شناخت افرادیکه شخصیت آنان از حالت عادی به دور است و وضعیت یک شخصیت متداول و متعارف را ندارد بپردازیم . از میان انواع مختلف شخصیتهای غیرعادی ما به ذکر مهم ترین آنها که می توان در حقوق کیفری ما هم شایان توجه باشد می پردازیم . از آن جمله، شخصیت اسکیزوئیدی است.
خصوصیات اصلی این اختلال شخصیتی بدین گونه است که اشخاص مبتلا ، دارای کمبود ظرفیت برای ایجاد روابط اجتماعی می باشند و با فقدان احساسات گرم  و محبت آمیز نیست به دیگران و بی تفاوتی نسبت به تحسین و انتقاد و احساسات گرم و محبت آمیز دیگران مشخص می شوند. افرادی که چنین اختلالاتی را دارند، رغبتشان به تماسهای اجتماعی اندک یا در حد هیچ است و معمولا ترجیح می دهند « تک و تنها» باشند.

2-1- شخصیت سیکلوتیمی (دوره ای )
افرادی را تحت این نوع شخصیت بررسی کرده اند، که بر خلاف شخصیت اسکیزوئیدی پرجوش و خروش ، تندرو، خوش برخورد و دوست داشتنی می باشند که وظایف روزانه خود را با ذوق و علاقه و نشاط انجام می دهند . اهل مبارزه و رقابت با دیگران می باشند.
از دیگر خصوصیات این افراد، اشتیاق به بزرگ نمایی و داشتن رفتاری دوستانه و نجیبانه است و وقتی به مرحله اوج شادی می رسند به هر عملی دست می زنند و وقتی به مرحله افسردگی و اندوه می رسند، دچار از کار افتادگی و فلج فکری و احساس عمیق غم و اندوه می گردند.
عده ای این نوع شخصیت را بر یک مبنا و اساس بیولوژیکی و سرقتی می دانند و آن به دلیل وجود خصوصیات مشترک بین شخصیت های سیکلوتیمی و حالت جسمانی پیک نیک می باشد. و گروهی دیگر عوامل محیطی و کشمکش های ناخودآگاهانه و نقش مکانیسم های دفاعی و روانی را علت اصلی این تغییرات خلقی سیکلوتیم ها می دانند. احتمال اینکه این افراد، مبتلا به جنون ادواری بشوند، خیلی زیاد می باشد.
3-1- شخصیت هیستریکال
خصوصیات اصلی این نوع شخصیت که بیشتر در میان زنان دیده می شود ، عبارتند از:
رفتار متظاهر و اغراق آمیز، خود پسندی، خودبینی، و مدمی مزاج، عواطف سطحی و کم عمق ، زندگی در رویا با حالات رمانتیک، احتیاج به مورد توجه واقع شدن ، خیال پردازی ، ابتلا به بیماریهای غیرحقیقی، دروغگویی ، افکار و عقاید پوچ ، رفتار سهل انگارانه و بی توجه به مسائل عاطفی، رفتار جنسی تحریک آمیز (در حالیکه از نظر جنسی سرد مزاجند).
جرائم ارتکابی اینگونه افراد بیشتر از نوع تظاهرات اجتماعی و به راه انداختن هیاهو و جنجال است و علاقه دارند که در صورت دستگیری و زندانی شدن، شرح و تفصیل جرائم و فعالیت هایشان در جراید چاپ شود و از این طریق کسب شهرت و معروفیت نمایند.

4-1- شخصیت وسواسی
این قبیل افراد، احتیاج مبرمی به نظم و ترتیب خاص احساس می کنند و نکته سنجی و کنجکاوی درباره همه مسائل کوچک و بزرگ برای آنها امری ضروری است . توجه شدید و دقیقی در امر نظافت و پاکیزگی لباس خود دارند و قادر به تحمل مسائل ابهام آمیز و دو پهلو نیستند و برای انجا هر کاری ، تکرار و کنترل های مکرر و بی مورد دارند که در آن نوعی کیفیت الزام دیده می شود و معمولا برنامه روزانه شان را تنظیم می کنند و اگر تغییری در برنامه تنظیمی آنها پیدا شود، شدیدا مضطرب و افسرده می شوند. این افراد ممکن است مبتلا به اختلالات مغزی و بیماری صرع باشند که بیماری به شکل علائم وسواس ، خود را ظاهر کرده است .

5-1- شخصیت پارانوئیدی
اینگونه افراد، کلیه اعمال و فعالیتهايی را که در اطرافشان به وقوع می پیوندد، سوء تعبیر می کنند و همیشه در فکر حفظ خود بوده ، با افکار زیان و آسیب دیدگی که در آنان بتدریج پیدا می شود، مرتب در پی دادخواهی می باشند و از کلیه مقامات برای حفظ امنیت و منافع خود طلب کمک می نمایند و کمتر دچار خسارت و ضرر در مفهوم مدنی آن واقع می گردند.
6-1- شخصیت هیجانی و بی ثبات
این افراد در برخورد با کوچکترین مانع و استرس، واکنش هیجانی نشان می دهند که سریعا تغییر پیدا می کند و دوامی ندارد.
7-1- شخصیت کژخو- ضد اجتماعی (پسیکوپات)
چون هر جا سلوک و رفتاری از فردی مشاهده شود که ممکن است به نحوی نظم اجتماع را در هم بریزد، دخالت نیروی انتظامی و نمایندگان قانون پیش می آید. پس نیروی انتظامی که مسئول مستقیم حفظ نظم و دادگستری که مسئول اجرای قانون می باشند با افراد ضد اجتماعی بی شماری مواجه می گردند. لذا لازم است قضات و نیروی انتظامی آشنایی اجمالی با انواع سلوک و رفتارهای ضد اجتماعی داشته باشند تا بتوانند تصمیمات درستی را در مواجهه با اینگونه افراد اتخاذ نمایند تا جامعه از مضار اعمال خلاف آنان ایمن باشد.
در تعریف خود ضد اجتماعی آمده است که : « فرد ضد اجتماعی کسی است که فاقد ظرفیت و قدرت پذیرش و انطباق و معیارهای اخلاقی محیط و اجتماع خویش باشد.
پسيكوپاتها را به سه دسته مجزا تقسيم كرده اند:
دسته اول : پرخاشگر و مهاجم
دسته دوم : افراد بی لیاقت و ناشایست
دسته سوم: منحرفان جنسی
8-1- هم جنس بازی
9-1- خود ارضای یا استمناء
10-1- بچه بازی
11-1- انحراف جنسی بت پرستی یا صنم پرستی
12-1- عقده نرگسی یا خود شیفتگی 
13-1- سادیسم یا انحراف دیگر آزادی
انواع آن شامل موارد زیر می گردد:
الف- سادیسم ذهنی
ب- سادیسم سمبولیک
ج- سادیسم بدنی یا جسمی
14-1- مازوخیسم یا انحراف آزار دوستی
به شکل زیر تقسیم بندی شده است:
الف- مازوخیزم روانی
ب- مازوخیزم احساسی
ج- مازوخیزم فیزیولوژیک
15-1- سادو مازوخیسم
 16-1- حیوان بازی
17-1- خودنمایی
18-1- چشم چرانی
19-1- پوشیدن لباس جنس مخالف

20-1- انحراف مرده بازی
این نوع انحراف تماس جنسی با اجساد مردگان است که به دو صورت زیر رخ می دهد.
الف- قتل افراد زنده و تماس جنسی پس از مرگ
ب- مرده بازی حقیقی
21-1- انحراف میل به دزدی
22-1- انحراف آتش افروزی
23-1- انحراف هرزه درایی تلفنی
تعریف کامل این انحرافات در کتب منبع آمده است در اینجا به دلیل زیاد بودن مطالب از ذکر آن خودداری شده است .
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان