میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله خانواده و مسائل جوانان و نوجوانان


کد محصول : 10001801 نوع فایل : word تعداد صفحات : 33 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 973

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1801

فهرست مطالب و صفحات نخست


خانواده و مسائل جوانان و نوجوانان

فهرست
             عنوان        صفحه
مقدمه                                             بخش اول
شكوه ها از پدر
-    اخلاق پدر    
-    همدمي با فرزندان         
-    الگوي اخلاق
-    برخوردهاي ناروا
-    محدوديتهاي عاطفي
-    محيط خفقان
بخش دوم
شكوه ها از مادر
-    مساله راز فرزندان
-    زبان بي اعتمادي
-    مادر واخلاق اسلامي
-    مساله تبعيض در خانه
-    رفتار مادرانه
بخش سوم
احساس نابساماني در خانواده
-    تحقير در خانه وبيرون
-    مساله سرزنش فرزندان
-    رفتار با نوجوان وجوان
-    احساس استثمار
-    عواقب استثمار
بخش چهارم
آزادي فرزندان درخانه
-    جوان وآزادي
-    نوع آزادي
-    ضرورت محدوديت
-    حدود آزادي
-    عكس العملها
-    وسوسه ها

بخش پنجم
تربيت ومسائل عاطفي
-    خانواده وتربيت
-    پرورش شخصيت
-    توجه به نياز نوجوانان وجوانان
-    مسئله تحصيل دختران
-    علل منع تحصيل
-    توازن عوامل منع در بين دختران وپسران
-    ضرورت امروزي تحصيل دختران

مقدمه
قال علي بن الحسين عليه السلام
و اما حق ولدك فان تعلم انه منك و مضاف اليك في عامل الدنيا بخيره و شره و انك مسئول عما وليته به من حسن الادب و الدلاله علي ربه عزوجل و المعونه له علي طاعته فاعمل في امره عمل من يعلم انه مثاب علي الاحسان اليه معاقب علي الاسائه اليه
* * *
حق فرزند به تو اين است كه بداني وجود او از توست و نيك و بدهاي او در اين دنيا وابسته به تو است بداني كه در حكومت پدري و سرپرستي او ، مواخذ و مسئولي ،موظفي فرزندت را با آداب و اخلاق پسنديده پرورش دهي او را به خداوند بزرگ راهنمايي كني و در اطاعت و بندگي پروردگارياريش نمائي .به رفتار خود در تربيت فرزندت توجه كني پدري  باشي كه به مسئوليت خود آگاه است مي داند اگر نيست به فرزند خود نيكي نمايد در پيشگاه خداوند اجر و پاداش دارد و اگر درباره او بدي كند مستحق مجازات و كيفر خواهد بود.
بخش اول
شكوه ها از پدر
اخلاق پدر
اخلاق پدر در گرم كردن كانون خانواده ، در ايجاد اميد يا يـأس در دل فرزندان نقش فوق العاده ايفا مي كند .بازار تعليم و تعلم بين پدر و فرزندان بسيار گرم است اگرچه پدر به زبان درسي به آنان نياموزد و يا به آنان حرفي نزند حكومت اخلاقي پدر باعث آن مي شود كه فرزندان وارث ميراثي ارزنده و يا تاسف انگيز گردند.
فرزندان ما درباره اخلاق ما درخانه قضاوت مي كنند . رفتار ما را با رفتار ديگر پدراني كه ديده و يا وصف آنها را شنيده اند مورد مقايسه قرار مي دهند او را فردي بي عرضه و يا با عرضه ، خوش اخلاق يا بد اخلاق معرفي
 مي نمايند.
براي يك جوان پدر تنها نان آور خانه نيست بلكه صاحب يك شخصيت فوق العاده ،مدير و گرداننده خانه نيز به حساب مي آيد . اگر اين شخصيت بدخوي و بد رفتار ، فاسد و بد دهن و يا فردي سختگير باشد از وجودش احساس ننگ مي كند . شرمش مي آيد او را در ميان جمع دوستان پدر خود معرفي كند.
او مي خواهد پدرش يك قهرمان باشد ،قهرمان قدرت ،در كار و تلاش ، در اخلاق و رفتار ، از او درش زندگي بياموزد و يا نقطه هايي مثبت او را به عنوان درسي به ديگران معرفي كند . دختر خانه مي خواهد پدرش در عين قدرت با او صميمي باشد ،زبان خوش با او به كار برد ، او را درك كند و براي او مايه بگذارد و از اينجاست كه آنان آرزو دارندپدران رفتار خود را تحت كنترل قرار دهند از رفتار نادرست دست بردارند.
همدمي با فرزندان
فرزندان شما هر چند در محيط خارج از خانه با مردم دوستي و معاشرت داشته باشند ،هر قدر كه در مدرسه و محيط بيرون با مردم و با بچه ها بازي و دوستي داشته باشند بازهم سهم خود را در معاشرت با پدر طلبكارند .آنها نياز دارند با پدر خود صحبت كنند ، حرف بزنند ،درد دل بگويند،چيز بياموزند.
پدر بايد در شبانه روز لااقل ساعتي را براي فرزندان خود فارغ بگذارد . در آن ساعت همه رنجها و غمهايش را فراموش كند ،حساب همه طلبكاري ها و بدهكاري ها ،تعريفات و عقب ماندگي ها را كنار بگذارد .فقط با خانواده و فرزندان باشد با آنها حرف بزند از مسائل آنها آگاه شود از جرياناتي كه در خانه و بيرون است با خبر گردد . بگويد،بشنود،چيز ياد بدهد و حتي از آنها چيز بياموزد.
اين همدمي در رابطه پدر يا دختران ضروري تر است از آن بابت كه آنها در محروميت بيشتري از روابط اجتماعي هستند به رابطه انس و الفت با پدر بدلايل متعددي نياز بيشتري دارند چه بسيارند مسائل و مشكلاتي كه در سايه اين همدمي حل مي شوند و چه بسيارند انحرافاتي كه بر اثر اين الفت از ميان رفته و يا از وقوعشان جلوگيري مي گردد .
الگوي اخلاق
به عقيده جامعه شناسان شخصيت هر كس انعكاس رفتار اطرافيان اوست و اين امر درباره فرزندان كاملا صادق است .رفتار فرزندان در رابطه با والدين هم چون رفتار تصويري است كه در آينه وجود پدر و مادر باشد . والدين از اين بابت الگوي فرزندان خويشند . اگر رفتار پدر و مادر بر اساس فضائل عدالت باشد فرزندان ما ، بخصوص نوجوانان و جوانان آن را مي پذيرند و خود هم عامل بدان مي شوند و اگر خلاف آن باشد طبعاً به همان سو ميل و جهت پيدا مي كنند .
مساله الگو در تربيت نقش و اهميت فوق العاده اي دارد و در جنبه سازندگي و يا ويراني بناي حيات كار صد واعظ و ناصح و يا مفسد و خرابكار را خواهد كرد و از اين جهت والدين و به خصوص پدر بايد اخلاق مجسم باشند .
از سوي ديگر جواني سن قهرمان پرستي است . آرمانهاي عالي و بي مانند او را به خود مشغول مي دارد اگر پدر قهرمان فضيلت باشد فرزند به همان سو ميل مي كند و اگر خلاف آن باشد متوجه سوي خلاف است . پدري كه نمونه خوبي در رفتار نيست پسرش را بد آموز و دخترش را افسرده و دل شكسته مي سازد .
برخوردهاي نا آرام
گاهي برخورد پدران با اهل خانه بگونه اي است كه گوئي با اعضاي خانه درگيري و از آنان سرخوردگي دارد . اين امر به خصوص از آن جهت اوج  مي گيرد كه سنين 14-18 سن ترديد است دنياي آنها در دوران تحصيلي پايه (دبستاني و راهنمائي) گذشته و هنوز به جنبه هاي ثابت و روشني دست  نيافته اند و سن شان بصورتي است كه آنان در عالم تزلزل هستند هنوز دنياي شان شكل نگرفته وكاملا متغير است .
حساسيت وبدگماني سراسر زمين آنها را فرا گرفته و فعاليت شان را فلج ساخته است .به ويژه كه اين امر باتخليل تقويت مي شود و بايد از طريق  تفاهم ها ،كنار آمدن ها تحت تاثيرشان قرار داد . نوجوانان به مقتضاي سن خود شاعر منش و احساساتي هستند . رمانتيك فكر مي كنند گمان دارند قدرشان ناشناخته است اگر پدر فلان سخن را به او گفته حتما در آن لمي وجود داشته است .
از جهت ديگر در اين مرحله از حيات بيزاري از زندگي ،ياس از آن براي افراد پيدا مي شود كه البته در مواردي مي تواند تصنعي باشد ،بديهي است كه احساس ناسودمندي ها، گمراهي ها، انحرافات در اين امر نقش فوق العاده دارند.
حال با چنين زمينه اي در فرزندان جوان ما وجود دارد حساب كنيد كه اگر در خانه برخوردي پديد آيد با اخم و ترشرويي حرفي بزند، سئوال فرزندش را بسردي پاسخ گويد چه مسائلي پديد خواهد آمد .
آري ،در مواردي مسائل كوچك و كم اهميت كه نتيجه عدم تفاهم است محيط زندگي را زهرآلود مي كند ، باعث درگيري ها ، بد گوئي ها و موضعگيري هاي دردناكي مي گردد و نمي گذارند پدر با فرزندش كنار آيد .در خانه بايد گشاده رو و با لبخند بود. مهرباني و صميميت بايد نشان داد .ميدان را براي فعاليت ،برخورد خوش و در نتيجه رشد شخصيت فرزند و ارتقاي جنبه ها رواني او فراهم كرد و اين كار چندان دشوار نيست.

محروميت هاي عاطفي
در دوران بلوغ حساسيت ها زياد مي شوند . عقده هاي دوران كودكي كه در كمون بوده اند اينك خود را بروز مي دهند . غرائز شدت مي يابند و در زمينه تخيل را در افراد قوي مي سازد .آدمي به زحمت مي تواند از خود بيرون آيد و به طرز عيني استدلال و اظهار نظر كند . جوان نمي تواند محروميت عاطفي را تحمل كند ، به خصوص كه اگر دختر باشد. به آساني به گريه مي افتد و از حالت شور و نشاط به غم و اندوه دچار مي شود.
اگر او پدرش را سر سخت و بي عاطفه ببيند به سادگي تصورش درباره او عوض مي شود. ديگر حاضر نيست اندرزهاي او را بپذيرد حتي ممكن است در برابر ديگران هم سر سختي و عدم انعطاف نشان دهد.
محروميتهاي عاطفي در مواردي ممكن است موجب پديد آمدن خطراتي گردد، جوان كاري به دست خود دهد ، بلائي بر سر خويش آورد يا در مواردي تن به عمل ها ناروا و كثيفي دهد . افراط كاريها ، بي انصافي و درگيريهاي بسيار از آنان در عرصه حيات اجتماعي ناشي از همين امر است .از نظر اسلامي رابطه الفت آميز با فرزند نه يك احسان ، بلكه يك وظيفه است.
محيط خفقان
گاهي جوان و نوجوان هزاران شكوه و ناله در دل دارد فشار زندگي ،  ناروائي ها ، نابساماني  ها ، درگيري موجود در جامعه ، بي وفائي روزگار !! كج روي چرخ بد رفتار !! دنيايي پراز غول وديو براي او ساخته اند  همه اين مسائل براي او حزن انگيز ونگران كننده اند ، او مي خواهد به صورتي اين نگراني ها را بازگو ودل را ازعقده خالي كند .
اما در محيط خفقان ونا امن در خانه اي كه پدر بد زبان وبيهوده گو حكومت مي كند نوجوان احساس مي كند كه نمي تواند حرفهاي خود را بگويد حتي در مواردي هم دلش نمي خواهد كه در چنين حالتي حرف بزند پس آنها را به خاطر يا به شعور باطن  مي سپارد اين همان رنجي است كه در درون اوست واو را مي خورد از ابراز وجود واظهار شخصيتش ناتوان مي سازد مي كوشد محيط آزاد بيايد وانچنان كه مي خواهد حرف بزند  در موارد بسياري اين گونه رفتارها باعث اعمال اراده وسماج مي شوند باعث آن مي شوند كه اورا در تحقق نظر وخواسته خود ايستادگي كند سماجت به خرج دهد غرور خود را زنده نگه دارد در چنين صورتهايي است كه او از حال اعتدال خارج شده كارش به عصبانيت منجر مي شود وتن به كاري مي دهد كه براي او زيبنده وبراي خانواده  روانيست .

بخش دوم
شكوه ها از مادر
مساله راز فرزندان :
فرزندان ما به مناسبت وابستگي شديد به مادر با او انس والفت بسيار دارند اين امر بدان خاطر است كه مدتي در رحم او زندگي سر كرده وبا طبش قلبش انس گرفته اند از شيره جانش مكيده اند دائما در آغوش او بوده اند وبا اولين فرياد اورا در كنار خود يافته اند تقاضا ونياز خود را با او در ميان نهاده اند از خشم پدر ويا ديگران به دامن او پناه برده اند .
براين اساس بسيار ساده است كه انها راز خود را با او درميان نهند واقيت قضيه اين است كه فرزندان ما از سنين تميز در مي يابند كه برخي از مسائل را نبايد با همگان در ميان گذاشت چيزهايي براي آنها جنبه سر يا راز را خواهد داشت شايد بسياري ازآنچه را كه آنها راز مي نامند از نظر ما چيزهايي عادي وساده باشند ولي براي آنها واز ديد تنگ ومحدودشان واقعاً براي آنها راز به حساب مي آيند آنها در برابر آن حساسند واصرار به دفاع از ان دارند اگر رازشان برملا شود جدا ناراحت مي شوند وحتي در مواردي بغض گلويشان را فشرده وانها راوارد به انتقام گرفتن خواهد كرد

زيان بي اعتمادي
معمولا باكشف راز فرزندان احساساتشان جريحه دارمي شود ودر ان صورت ديگر اسرارشان را به مادر نخواهند گفت وبه او اعتماد نخواهند كرد در نتيجه فعاليتهاي مخفي شروع خواهد شد امري كه براي خانواده ونوجوان زيانبخش است ازسوي ديگر آنها نمي توانند راز خود را نگه دارند به دنبال دوستان ومعاشران خود هستند كه با آنها سخن بگويند راز خود را با آنها درميان بگذارند اين در ميان نوجوانان وجوانان شايع ودر نزد دختران شايع تر است
بيان رازها عقده گشايي در نزد دوستان ومعاشران بد نيست به شرطي كه اولا آنها عاقل باشند ثانيا امين وپاك باشند ثالثا ناصح بوده وقصد سوء استفاده را نداشته باشند اما متاسفانه همه اين شرايط در دوستان وهمسالان فرزند ما جمع نيست چه بسا كه اين رازگويي ها زمينه را يراي توسعه گناه اشاعه فساد آبروريزيها فراهم مي كنند اين امر مخصوصا بدان علت علت بيشتر مفسد انگيز است كه  درنوجوانان وجوانان حالت سبقت جويي وجود دارد هر كدام سعي دارند خود رااز ديگران عقبتر نبينند اگر فردي سخن بگويد مثلا از عشقي ورازي سخن بگويد ان ديگري سعي  دارد خود را عقبتر از او نداند به همين نظر بيشتر از او بگويد وبعد هم زمينه زمينه عمل را زيادتر فراهم كند واين خود موجب توسعه رسوايي ها خواهد شد .
مادر عاقل سعي دارد زمينه حستژن اعتماد را فراهم كند انچنان كه دختر جوانش هرچه در مدرسه واجتماع بر او گذشته است با مادرش در ميان بگذارد اگر مشكلي ورابطه مزاحمي در سر راه برا ي او پديد امده است انرا به او بازگو نمايد تا هميشه وقوع حوادث ناگوار از قبل پيشگيري شود مادر بايد با همه وجودش بكوشد كه زمينه چنين اعتمادي را فراهم سازد.
مادر واخلاق اسلامي
اخلاق اسلامي ايجاب مي كند آدمي در زندگي اجتماعي وبخصوص در حيات خانوادگي گشاده رو خوش برخورد با چهره باز وشكفته باشد ممكن است غم ودرد مارا به ستوه اورد وحس وحال لبخند را از ما بستاند ولي فراموش كنيم كه حفظ ظاهر وروحيه لازم است ديگران را اگر چه ضروري است در غم ورنج ما شريك باشند ولي ما را چنين حقي نيست كه چنين رنجي را به آنها تحميل كرده والزامشان نماييم غمگين وافسرده باشند
از سوي ديگر بر ما ضروري است كه به عنوان يك مسلمان كنترل زبان خود را داشته باشيم راه و روش ما به گونه اي باشد كه ديگران را بسازد وآنها را به سوي هدف جهت دهد به خصوص مادر كه سازنده بناي اخلاق وانسانيت فرزند است رعايت اخلاق اسلامي براي همه زيبنده است وبرا ي مادر زيبنده تر اخلاق اسلامي ايجاب مي كند كه مادر مهرورز نسبت به فرزند ،خير خواه او ، پناهگاهش درمان كننده دردش امين راز ،خير خواه ونيكوتر باشد .براي خود كنترلي قائل باشد واين كنترل در رفتار او در گفتاروخط مشيش هويدا باشد .عبادت فرزند رابطه با خدا، فكر وذكرش ،قيد وشرطش همه وهمه آموزنده وممكن است سازنده ويا ويرانگر باشد .بي بند وباري مادر در رفتار بي توجهي او به سخن ها وبه برخوردها اثرات بدي در فرزندان مي گذارد به خصوص در نوجوانان وجوانان كه شديدا خواستار جنبه حق جويي دين خواهي وعدالت هستند سن جوان وبلوغ ع سن شك وترديداست ترديد در همه امور ، مذهبي وعقيدتي ، بي توجهي مادر به اين امر ممكن است موجب بد آموزي ها وبد رفتاريهايي باشند .
مساله تبعيض در خانه
از مسائلي كه سبب محكوميت مادر مي شود مساله تبعيض در خانه است اينكه مادران همه فرزندان خود را دوست مي دارند امري فطري ومسلم است ولي در برخي از مادران اين انديشه جاهليت وجود دارد كه پسران را بر دختران وگاهي هم دختران به پسران ترجيح مي دهند وبه خاطر اين رجحانهاست كه مسئله تبعيض مطرح مي شود
از ديدگاه اسلامي بين فرزندان پسر ودختر تفاوتي نيست وهمه را بايد به يك چشم نگريست هرگونه فرق گذاري ورجحان دهي به خصوص ترجيح پسر بر دختر گناهي نابخشودني است فرزندان ما از همان دوران كودكي ودر سنين تميز به خصوص در مراحل نوجواني ناظر رفتار ما هستند وبر بي عدالتي هاي ما نفرين مي فرستند .
رفتار مادرانه
نه تنها در عالم انسانها بلكه در عالم حيوانات هم رفتار مادرانه رفتاري توام با مهر وصفا، عنايت ومحبت است .فرزندان ما هرگونه رفتاري ورا ي آنرا رفتاري خصمانه ودر شان نامادري مي دانند .
اصل اين است مادران كار مددكاري وزير بازوگيري فرزندان را بر عهده گيرند موجبات احساس غرور وسر افرازي را براي آنها فراهم آورند فرزندان نوجوان ما پر احساسند به دنبال محبتهاي فرشته گونه اند اين مادر است كه مي تواند اين خواسته هايشان را براورده سازد شخسيت آنها را مورد توجه قرار داده وبسازد مادري كه در رفتارش خشونت دارد وسعي ميكند در هر كاري از فرزند ايراد بگيرد يا گرفتار درد حسادت است ويا اسير عقده حقارت بديهي است مادام كه آن حالات درمان نشود اين مشكلات نيز حل نخواهد شد.
اين كه سخن از حسادت به ميان آورديم بدان خاطر كه خدا برخي از مادران به مناسبت سابقه تلخ زندگي خود ونابساماني گذشته درگيريهاي سابق عادات نارواي قبلي گرفتار اين بيماري رواني هستند اگر در زندگي كسي خوشي وسروري ببينند ناراحت شده وآنرا تحمل نمي كنند اگرچه اين امر درباره فرزندانشان باشد .
بخش سوم
احساس نابساماني در خانواده
تحقير درخانه وبيرون
معمولا نوجوانان وجوانان در برابر ديگران حساسيت فوق العاده اي دارند حالت راز داري ودرون گروهي درآنها قوي است ممكن است در خانه ودركنار پدر ومادر برادر وخواهر تحقير مي بينند وآنرا تحمل كنند ولي وقتي پاي غير در ميان امد قدرت تحمل شان از بين مي رود .
اين امر در نزد دختران به مراتب شديدتر از پسران است آنچنان كه ممكن است تا مدتها از ياداوري خاطره ان احساس رنج كنند وحتي دست به انتقام گيري هاي عظيمي بزنند .به همين نظر مصلحت اين است كه پدر ومادر به طور مطلق از اين راه ورسم چشم بپوشند وبه دنبال روش ديگري در تربيت يا در مزاح باشند .
مساله سرزنش فرزندان
از جلوه هاي مهم تحقير فرزندان يكي مسئله سرزنش آنهاست به خصوص در امري كه آنها تقصير ندارند گاهي سرزنشها  به خاطر نقص يا عيب جسمي درآنهاست  .مادري از دخترش مي خواهد كه فلان كار را انجام دهد وچون دخترش انجام نداد شروع به سرزنش وتحقيرش وبه رخ كشيدن نقص عضوش مي كند كه اين كمال بي انصافي وظلم است .
زماني سرزنش درباره امري است كه قبلا كيفيت اجرا ورغايت آنرا به او نياموخته ايم وطبعا او دراثر نا اگاهي به چنان روزي افتاده است اين هم كمال بي عدالتي وبي تقوايي است وبالا خره گاهي هم سرزنش به خاطر امري است كه راه ورسم درست انجام آنرا قبلا به او گفته ايم وآگاهيهاي لازم را به او داده ايم كه در اين صورت با ملايمت و آرامش مي توان از اين حربه استفاده كرد درهمه حال نبايد فراموش كرد اولا سرزنش در حضور جمع نباشد ثانيا انتظار وتوقع معجزه از فرزندان نوجوان وجوان را نمي توان داشت به خصوص از ان بابت كه آنها تازه با كار زندگي مي خواهند اشنا شوند ثالثا از به زبان آوردن سخني وانجام عملي كه موجب برانكيختن حس انزجار ونفرت اورا هم فراهم اورد بايد پرهيز كرد ونبايد اورا سر شكسته و خجل نمود .
رفتار با نوجوانان وجوان 
برخي از پدران ومادران از بس در غوغاي زندگي گم شده اند مساله رشد فرزندان خود را فراموش مي كنند بچه هاي ما به سنين نوجواني وبلوغ       مي رسند وما از آنها غافل مي مانيم وهمچنان آنها را كودك مي انگاريم وآنگاه به ياد دوران كودكي كه اورا مضحكه قرار داده ويا چون اسباب بازي با آنها بازي مي كرديم همان حال وزمينه را تكرار مي كنيم غافل كه آنها براي خود مرد يا زني شده اند ودر عالم ديگري زندگي ميكنند .دست انداختنها مسخره كردنها ، به بازي گرفتنها در همه مراحل حياط بايد ترك شود بخصوص در مرحله بلوغ وجواني .
احساس استثمار
آنگاه كه فرزندان دريابند پدر درگوشه اي لميده ومشغول تن پروري است وچشمش به سوي فرزندان باز است و از آنها كمك مي طلبد احساس استثمار مي كنند همچنين وقتي مي بينند هنگام غروب پدر كل مزد را از دستشان     مي بايد وحتي تشكري هم از آنها نمي كند ناراحت وافسرده مي شوند .
در اينجا بد نيست بگوييم :
-    پدر در عين تن دادن به كار از فرزندان كمك بطلبد
-    پول ومزد را ازدستشان نگيرد بلكه مورد هزينه ها را به آنها نشان دهند مثلا بگويد كه داري مقداري گوشت ميوه ،نان سيب زميني براي منزل بخر .
-    سعي كند كه بخشي از درآمد شان به صورت پس انداز صرفا در اختيار خودشان باشد تا آزادانه در راه مشروع صرف كنند.
-    قسمتي از درآمدشان را براي خود آنها صرف كنند مثلا براي آنها لباس بخرند براي دختر زينت الات تهيه كنند
عدم رعايت اين نكات موجب بدبيني هايي نسبت به پدر شده واحساس استثمار را درآنها تقويت خواهد كرد ووقتي كه گمان كنند فريادشان در اين زمينه به جايي نمي رسد غم گلويشان را مي گيرد ودر تنهايي و انزوا دوست خواهند داشت كه فرياد برآورند اشك وآه وناله سر دهند و...
عواقب استثمار :
زندگيهاي اين چنيني بد بيني هايي براي جوان بوجود مي آورد او مي بيند دوستانش بيش يا كم درفراغ خاطرند از امنيت ورفاه كمي برخوردارند نمازشان در خانه خريدار دارد.مي توانند ازاد باشند .با دوستان معاشرت كنند به اينجا وآنجا بروند اما اوبرايش چنين امكاني نيست .
گاهي بدبيني ناشي از احساس فقر است اونگران از اينكه مسئوليت زندگي بردوش اوست ونمي تواند برا ي هميشه خوراك وپوشاك اعضاي خانه راتهيه كند وانگهي اگر او ازدواج كند و يا به خانه شوهر برود سرانجامش چه خواهد شد .زماني اين امر ممكن است برا ي او ايجاد حقارت كند از آن بابت كه خود رامحروم رنجيده ونادار احساس نمايد فكر كند كه محكوم به زجر است ورنج يا حساسيت زياد با تخيل شديد اين احساس در او تقويت مي شود آنچنان كه به زحمت مي تواند از آن حالت بيرون بيايد .
گريستن در خفا ،دردل كردن با ديگران ، ميل به انزوا ،فرار از محيط، ميل به خود كشي از آثاروعواقبي است كه در اين زمينه مطرح است به خصوص براي آنها كه ساخته وپرداخته نيستند ومحيط هم آنچنان كه بايد در آنها رشد ايجاد نكرده است .

بخش چهارم
آزادي فرزندان در خانه
جوان و آزادي
جوان به مقتضاي سن وطبيعت خود در صدد اثبات شخصيت ونشان دادن خويش است شما مي بينيد كه او گاهي در خيابان ودر حضور جمع سيگار  مي كشد با اينكه تلخي آنرا كاملا احساس مي كند اما يك مسئله براي او مهم است وآن اينكه از اين طريق مي خواهد نشان دهد بزرگ شده است وديگر ان كودك دبستاني سال گذشته نيست .
او خواستار آزادي است ودر طريق وصول به آن مي خواهد پر در آورد در آسمان پرواز كند در بالاي قله ها براي خانه و آشيانه اي بسازد به هرجا كه خواست برود هروقت كه خواست بيايد بدنيايي برسد كه فراخ است وكرانه آن نامحدود . تندي او با پدر ومادر اعلام نظر وبيان انديشه شخصي ، گفتن سخناني كه باعث رنجش ديگران مي شود وجود تنوع در عمل و اختلاف سليقه برخوردهاي گوناگون وگاهي تصادم آميز رفتارهاي ضد اجتمايي ، بزهكاري ،مقاومتهاي منفي ، همه وهمه حاكي از آزادي خواهي او هستند ودر اين راه اگر نوميد شود گرفتار افسردگي وبي قراري ومشكل درسي نخواهد شد . او دائما در صدد كسب تجربه بيشتر است تا به آزادي بيشتري دست يابد وبه كشمكش با ديگران وآنها كه قدرت را دست دارند مي پردازد تا به هدف خويش دست پيدا كند .
نوع آزادي
اينكه نوع آزادي اعطايي درباره فرزندان چه باشد پاسخ اين است آزادي مفيد يا مشروط يا بهتر بگوييم آزادي معقول ومعتدل چون به تناسب طبع خود به دنبال آزادي بي قيد وشرط است وهمه چيز را بي حساب مي طلبد در حاليكه اين امر مصلحت او نيست .
ما آنگونه آزادي را براي فرزندان خود مي پذيريم كه در چارچوب ضوابط ومقرراتي باشد به خاطر انجام وظيفه بر اساس درك حقيقت باشد بايد آنگونه آزادي به نسل نوجوان وجوان داد كه عامل سازندگي وسبب رشد وپرورش شخصيت اوواعتلاي او باشد نا آنكه اورا سقوط دهد وسبب فناي جسم وزوال جنبه هاي مثبت او گردد ما معتقديم كه ضروري است والدين آمد وشدها ، كتابهايي را كه وارد خانه مي شود معاشرت وارتباط فرزندان را همچنين در سنين جواني تحت مراقبت وكنترل داشته باشد اما اينكه اين كنترل چگونه باشد امري است كه به آن اشاره خواهيم كرد .
ضرورت محدوديت
به همانگونه كه اعطاي آزادي به نوجوان وجوان ضروري است محدود كردن اوهم ضروري است آزادي لجام گسيخته وخود سرانه در مكتب ما امري نارواست وما انرا نمي پسنديم فرزندان ما هرچند پخته وآگاه باشند باز نياز به كنترل وراهنمايي دارند بايد زير بازوي آنها را گرفت وبه آنان مدد رساند .
دلايلي كه براي محدوديت او لازم داريم بسيارند وارآنجمله اند حفظ سلامت تن ، تعديل وكنترل غرايز، حفظ سلامت روان ، حفظ زندگي آنها از خطر رشد وارتقاي آنها ، حفظ شرافت خانواده ، دورداشتن جامعه از خطر درست است كه جوان خواستار آزادي ومخالفت با اين نظر است ولي بايد با حوصله ومراقبت اين كنترل ها ومحدوديتها اعمال شوند وحتي بايد ادامه پيدا كنند بدون اينكه احساس دشواري كنند ويا موقعيت خود را در خطر ببينند او حتي ممكن است با خانواده برخورد پيدا كند ولي خردمندي پدر وصبر وحوصله مادر مي تواند او را آرام سازد
حدود آزادي
اينكه حدود آزادي چه باشد پاسخ اين است كه آزادي نوجوانان محدود به حدود زير است :
-    حد شرع بدين معني كه آزادي باعث آن بشود كه از مرز دين تجاوز كند وتن به حرام وگناه دهد
-    حد نياز به گونه اي است كه نوجوان وجوان با استفاده از آن بتواند نيازهاي اساسي خود را بر آورده سازد
-    حد رشد به صورتي كه با فهم وخرد وشخصيت او تطابق داشته باشد
-    به حد ضوابط خانوادگي البته بدان شرط كه آن ضوابط خارج از جنبه مذهب نباشد
در رعايت اين حدود خواسته هاي او را  اگر سبب هرج ومرج ودرهمي وآشفتگي باشد مورد نظر نخواهيم داشت چون موجب وارد آمدن زيانهاي   بي حساب و ويران شدن بناي خانواده آلوده شدن نسل جوان خواهد شد وانحرافات جنسي را بالا مي برد.
به هر ميزان كه سن بالاتر مي رود ولياقت ورشد بيشتر مي شود جوان آزاديهاي بيشتري بايد برخوردار گردد واين امري است كه والدين در سايه تجربه ها وتمرين ها مي توانند دريابند واقدام كنند.
عدم رعايت حدود ممكن است باعث آن شود كه جوان تن به آلودگي دهد كاري كند كه مخالف جوانمردي و تمايلات عاليه انساني وشرف خانوادگي باشد وهمچنين اين امكان وجود دارد كه او بنده شهوات ومطيع تمايلات جنشي وغريزي گردد
عكس العمل ها
نوجوان وجواني كه ناگزير شود به اجبار با چشم بسته از آزاديهاي خود دست بكشد خود را همانند پرنده اي خواهد ديد كه در زنجيري گرفتار است وهمه وسايل وامكانات را در طريق نجات خود از دست داده است او در برابر چنين وضعيتي چه عكس العملي خواهد داشت ما گمان داريم عكس العمل او اين خواهد بود كه :
-    در برابر والدين مقاومت مي كند آنچنان كه به اثبات شخصيت موفق شود وخواسته خود را به كرسي نشاند
-    راه تسليم را در پيش گيرد وبا عقده وناراحتي آن را پذيرا گردد
-    راه انزوا را درپيش گيرد ودر گوشه اي بنشيند تا ديگر مواجه با امر ونهي ها نگردد
-    راه فرار وگريز را پذيرا گردد وخود را از همه آن قيد وبند ها خلاص گرداند
-    راه بد بيني حمله وتعرض را پذيرا گردد وبه نقشه كشي ها نپردازد
 


منابع :


 منابع ومآخذ :

برگرفته از قسمتهايي از كتاب خانواده ومسائل جوانان ونوجوان

 

 
طراحی سایت : سایت سازان