میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

پایان نامه مصرف مواد مخدر در ايران


کد محصول : 10001809 نوع فایل : word تعداد صفحات : 92 صفحه قیمت محصول : 9000 تومان تعداد بازدید 181

فهرست مطالب و صفحات نخست


مصرف مواد مخدر در ايران

بشر از هفت هزار سال قبل، از وجود يك ماده مخدر قوي در خشخاش آگاه بوده و در لوحه هاي گلي متعلق به پنج هزار سال قبل از ميلاد كه از سومريان باقيمانده از ترياك نام برده شده است.
در حدود چهار هزار سال قبل از ميلاد، كشيدن ترياك در چين رايج بوده است. 1500 سال قبل از ميلاد، تخم خشخاش از مصر به يونان برده شد. يوناني ها ترياك را «اپيوم» ناميدند. پزشكان تركيباتي از ترياك را برا ي بيماريهاي مختلف جسمي و رواني تجويز مي كردند.
جالينوس دانشمند رومي، تركيبي از ترياك را« نوشدارو» ناميد و براي مداواي بيماريهاي مختلف از قبيل صرع، يرقان، سنگ كليه، بي خوابي، سرفه، تب و جذام از آن استفاده مي كرد.
در اغلب متون مريوط به اعتياد، توجهات تاريخي بيشتر محققان به مواد مخدر به ويژه ترياك متمركز بوده است. اين تمركز در حقيقت بيشتر ناشي از مسير تاريخي رشد و گسترش انواع مواد در اغلب كشورهاي غربي است، لذا چندان هم دور از واقعيت نيست كه تاريخچه اعتياد در ايران با مفهوم يا اصطلاح ترياك در هم تنيده شده باشد. در مورد چگونگي ورود ترياك به ايران نظرات متفاوتي مطح شده است گروهي از مورخين ورود ترياك را به ايران يادگار يورش اعراب دانسته و گفته اند : افيون يا كوكنار كه از دوران قديم به خشخاش معروف بوده و هم اكنون آن را ترياك مي نامند با حمله اعراب از مصر و عربستان به ايران آمده است و از همان دوران خوردن آن به عنوان يك عامل تسكين دهنده درده ها و ماده نيروبخش جسم و علاج بيخوابي رواج داشته است(آقابخشي، 1378).
در ايران باستان، در كتاب اوستا از گياه كانابيز(شاهدانه) به عنوان يك ماده بي حس كننده نام برده شده است لكن ايرانيان دوران قديم به مواد مخدر معتاد نبوده اند.
انگليسي ها بري گسترش سلطه طلبي خود نقش مهمي در ترويج استعمال ترياك در كشورهاي مختلف داشته اند.
در قرن 17 كشتي هاي تجاري انگليس اين متاع مضر را از خاور دور به ايران آورده و به درباريان هديه كردند و اكثر آنان را معتاد ساختند به تدريج به علت ازدياد معتادين و كمبود ترياك، كشت خشخاش در ايران در حوالي يزد آغاز شد و سپس كشت آن در قسمت مركزي و جنوبي كشور به حدي توسعه يافت كه در كشت غلات كمبود ايجاد شد. روشتائيان و كشاورزان بي خبر از عواقب وخيم آفت مذكور، به ترياك معتاد شدند. ترياك به عنوان داروي مسكن حتي به اطفال و نوزادان نيز تجويز مي گرديد(دانش، 1379).
در سال 929 هجري قمري، شاه طهماسب اول(از سلسله صفويه) به مبارزه با اعتياد اقدام و مقدار زيادي از ترياكهاي موجود در بار سلطنتي را از بين برد و بعد از او شاه عباش هم مبارزه با اعتياد ترياك را ادامه داد و مردم را از مضرات آن آگاه كرد و براي معتاديني كه ترك اعتياد نمي كردند كيفر تعيين و متخلفين را مجازات مي نمود ولي مبارزه مذكور در پيشگيري از اعتياد چندان ثمربخش نبود.
معتادين در قسمت اعظم ايران به خصوص در كرمان و خراسان و شهرها و روستاها وضع رقت باري داشتند.
در زمان سلطنت قاجاريه كشيدن ترياك جزو تجملات دربار محسوب مي شد و خريد و فروش ترياك در انحصار دولت و يكي از منابع درآمد كشور بود ايادي انگليس نيز مردم را به كشيدن ترياك تشويق مي كردند.
كابينه سيد ضياء الدين طباطبايي چند ماه بيشتر طول نكشيد با اينكه روز به روز بر تعداد معتادين به ترياك افزايش مي يافت ولي مبارزه با اعتياد به بوته فراموشي شپرده شد. خريد و فروش ترياك طبق قانون انحصاري دولتي ترياك مصوب 1307 به شرح زير تعيين گشت:
در جنگ جهاني دوم در 20 شهريور 1320 قواي بيگانگان(آمريكا، شوروي و انگليس) ايران را اشغال و سربازان انگليسي كه اكثرا از اتباع كشورهاي مستعمره انگليس در آسياه بودند انواع مختلف مواد مخدر را به ايران آورده و  جوانان را معتاد كردند و بر مشكلاتي كه ناشي از اعتياد ترياك بود افزوداند. (دانش، 1379).
در سال 1334 تعداد مصرف كنندگان مواد افيوني در ايران در حدود 5/1 ميليون نفر و مصرف روزانه ترياك دو تن و تعداد شيره كش خانه ها در تهران 4500 محل بوده است.
در سال 1337 هروئين به وسيله سوداگران بين المللي به ايران وارد و استعمال آن ابتداء در تهران و سپس در ساير نقاط كشور متداول گرديد. هروئين كه بي بو، كم حجم و استعمال آن ساده و به آساني قابل حمل و اثرش خيلي قوي تر از ترياك بود در بين جوانان كشور رواج يافت و بعضي از معتادين به ترياك نيز رفته رفته به استعمال هروئين روي آوردند.
به علت ازدياد تقاضا و قاچاق مواد مخدر از تركيه، افغانستان، پاكستان و ساير كشورها به ايران، ايادي امريكا به بهانه جلوگيري از خروج ارز و طلا، قانون اجازه كشت محدود خشخاش و صدور ترياك در 13 اسفند 1347 به تصويب رساندند. در ماده 2 اين قانون چنين مقرر گرديد: كليه معاملات(اعم از خارجي و داخلي و نگاهداري و تباري و حمل و نقل مواد افيوني(ترياك – شيره و ساير مشتقات آن)در انحصار دولت خواهد بود) و طبق ماده 4 همين قانون: «براي معتادين به ترياك و مشتقات آن كه سن آنها بيش از 60 سال متجاوز باشد و يا به علت كهولت و بيمار ترك اعتياد آنان تا مدتي مقدور شناخته نشود كارت سهميه براي تهيه مواد مخدر از مراكز فروش صادر خواهد شد».
 كشاورزان به سرعت شروع به كشت خشخاش در مناطق وسيع نمودند قاچاقچيان نيز با تاسيس لابراتورهاي متعدد، ساختن هروئين را آغاز نمودند. كشيدن ترياك در محافل اشرافي با تشريفات مجلل تر از سابق رايج، اطفال معصوم و جوانان غافل به پرتگاه ذلت و مرگ تدريجي كشانده شدند(دانش، 1379).
كشت خشخاش تا سال 1324 هجري شمسي ادامه داشت و از آن سال به بعد ممنوع اعلام شد و اداره نظارت بر مواد مخدر بوجود آمد. با اين وجود اين امر موجب شد تا قاچاقچيان مواد مخدر را به بهاي گزافي به فروش اند و از اين راه استفاده سرشار و كلاني نصيب خود كنند، بطور اينكه حتي مقامات رسمي مملكتي هم دست اندركار قاچاق مواد مخدر شدند و با استفاده از مصونيت گمركي به حمل و نقل مواد به كشورهاي مختلف و داخل كشور پرداختند. از طرفي ديگر عدم همكاري و هماهنگي ساير كشورهاي همسايه نيز موجب شد كه اين تلاشهاي ظاهري نيز براي ريشه كن كردن مواد مخدر راه به جايي نبرد. اين امر موجب شد كه علاوه بر ترياك، ساير مواد افيوني و مواد مخدر به ايران سرازير شود و مواد پرخطرتري چون هروئين و مرفين كه از مشتقات ترياك هستند، مردم مستعد و در معرض خطر را به خود مبتلا كنند(وثوقي، 1376). هروئين كه تا سال 1339 در ايران بازار خوبي نداشت، درست يك سال پس از ممنوعيت كشت خشخاش، به همت يك داروساز ايراني از طريق آسمان به ايران آورده شد. ورود اين ماده و گسترش مصرف آن در كشور همانند ساير نقاط جهان نمود هاي اين معضل را در اجتماع بيشتر آشكار ساخت. در واقع ممنوعيت كشت خشخاش نه تنها اعتياد را از جامعه دور نكرد، بلكه موجب شد كه مواد مخدري كه خطرات و زيانهاي آنها با ترياك قابل مقايسه نبود در جامعه جا باز كنند. ناگفته نماند كه اولين لابراتور تهيه هروئين در ايران در سال 1334 تاسيس شد. در سال 1973 ميزان مواد مخدري كه از خريد و فروش ظاهرا غير قانوني بدست مي آمد، بطور قابل ملاحظه اي افزايش يافت و اولين كشف حشيش مايع در اين سال گزارش شده است. حمل مواد مخدر به داخل كشور با قافله هاي اسب، قاطر، شتر و خودرو و با كمك بعضي از عشاير مرزنشين در شرق كشور و همچنين بدليل دشواري در تامين امنيت مرزهاي طولاني و دوردست و وجود وضعيت طبيعي مناسب براي مخفي شدن باندهاي قاچاق از يك سو و پيگيري نكردن نيروهي مسئول از سوي ديگر، موجب مي شد كه اين امر به آساني و سهولت انجام پذيرد(آقابخشي، 1378).
اين مسير و روند تاريخي باعث افزايش گروه معتادين در سرتاسر ايران شد. اعتياد پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357 نيز به خاطر فراهم آمدن بعضي از شرايط مساعد از جمله جنگ بين ايران و عراق، تحريم اقتصادي، افزايش بيكاري، گراني و تورم و ساير مشكلات اجتماعي نيز به اوج خود رسيد و آمار معتادين به طور سرسام آوري رو به افزايش نهاد(وثوقي، 1376).
در سال 1358 علاوه بر خريد و فروش مواد مخدر، مصرف آن نيز جرم محسوب شد و معتادين به عنوان مجرم دستگير و براي ترك و بازپروري به مراكز بازپروري و زندانها گسيل شدند. مروري بر آمارهاي رسمي معتادين رشد فزاينده اين پديده مخرب را نشان مي دهد .در حاي كه در سال 1354، رقم معتادين 000/400  نفر بود، نه سال بعد در سال 1363 وزارت بهداشت تعداد معتادين را 000/800 نفر اعلام مي دارد كه افزايش صد در صدي را نشان مي دهد(گل پرور، 1383).
تعداد معتادين در ايران طي سالهاي دهه 70 در حدود 000/200/1 تا 000/000/3 نفر برآورد شده است(مهريار و جزايري، 1376). اگر اين تعداد را صرفا بر مبناي تاثيراتي كه بر خانواده بجاي مي گذارند در نظر بگيريم، مي توانيم بگوئيم 000/200/1 تا 000/000/3 خانواده اكنون بطور جدي تحت تاثير اعتياد قرار دارند. بخش قابل توجهي از معنادين كشور نيز افراد متاهلي هستند كه همسر و فرزندان آنها، بطور مستقيم با اعتياد و پيامدهاي اجتماعي، اقتصادي و رواني آن مواجه هستند. بر اساس گزارشهاي رسمي منتشر شده تا سال 1378 در صد پذيرش بر حسب نوع ماده مورد مصرف به صورت زير بوده است: 69 درصد مصرف ترياك، 17درصد هروئين و 3 درصد حشيش. چنانچه از گزارشهاي مشهود است، عمده ترين درصد معتادين چه آناني كه در زندانها به سر مي برند و چه آناني كه در جامعه و احيانا به مراكز سرپايي و غير سرپايي مراجعه مي كنند، عمدتا مصرف كننده ترياك، هروئين و ديگر مشتقات ترياك مي باشند كه امروزه در طبقه مواد افيوني قرار مي گيرند (گل پرور، 1383).
اعتیاد
هر گونه وابستگی شدید روانی یا فیزیولوژیک ارگانیسم نسبت به یک ماده را اعتیاد می گویند. مشخصه اعتیاد، پیدایش سندرم ترک یا محرومیت است که هنگام قطع ناگهانی مواد ظاهر می گردد. به نظر می رسد که در فرد معتاد وجود ماده اعتیاد آور برای حفظ کارکرد طبیعی سلولی الزامی گردیده و قطع آن موجب دگرگونی فرایند های فیزیولوژیک و در نتیجه علائم محرومیت می شود(پورافکاری، 1376).
در سال 1964 سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد، اصطلاحی علمی نیست و وابستگی به  مواد را به جای آن به کار برد(کاپلان و سادوک، 1998). علیرغم ارائه اصطلاح وابستگی مواد کلمه اعتیاد هنوز هم در منابع طبی و بین عوام رایج است و برای توصیف موارد زیر بکار می رود:
1-    وابستگی روانی به ماده ای که رفتار مواد جویانه را موجب می گردد.
2-    ناتوانی از قطع مواد به علت وابستگی جسمی به مواد و تحمل پیدا کردن به اثرات آن.
3-    پسرفت سلامت جسمی و روانی در نتیجه سوء مصرف مستمر ماده.
وابستگی به مواد
وابستگی به مواد عبارت است از نشانگانی که با الگوی رفتاری استفاده از یک ماده یا مجموعه ای از مواد روان گردان ظاهر می شود به بیان دیگر تابلوی ضروری وابستگی به مواد شامل مجموعه ای از علایم شناختی، رفتاری و روان شناختی است که فرد علیرغم بروز مشکلات عدیده مربوط به مواد، مصرف مواد را ادامه می دهد. به عبارت دیگر، وابستگی به مواد مجموعه ای از پدیده های رفتاری، شناختی و روان شناختی را شامل می شود که در پی مصرف مکرر مواد روان گردان بوجود می آید. مشخصه های اساسی آن میل شدید به مصرف ماده، مشکلاتی در زمینه کنترل مصرف، یا فشاری در ادامه مصرف ماده علیرغم پیامد های مضر آن، بیش بهادادن به مصرف مواد در مقایسه با فعالیت های و مسئولیت های فردی،افزایش تحمل و بروز حالات محرومیت جسمی، است(کاپلان و سادوک، 2000).
مفهوم وابستگی مواد در ضمن چند دهه معانی رسمی بسیار و معانی معمولی فراوان داشته است. اساسا تعریف وابستگی از دو مفهوم استنباط شده است: وابستگی رفتاری و وابستگی جسمی.
وابستگی رفتاری بر فعالیت های مواد جویانه و قرائن مربوط به الگوهای مصرف بیمار گونه تاکید کرده است. وابستگی جسمانی بر اثرات جسمی(فیزیولوژیک) دوره های متعدد مصرف مواد تاکید نموده است. بطور اخص، آن دسته از تعاریف که بر وابستگی جسمی تاکید کرده اند در ملاک های طبقه بندی از وجود تحمل و اثرات ترک استفاده کرده اند.
ملاک های تشخیص وابستگی در DSM- IV   و ICD-10   مشابه و شامل میل شدید برای مصرف ماده، بی توجهی فزاینده به راههای دیگر کسب رضایت، پیدایش تحمل و حالت ترک فیزیکی می باشد. تحمل حالتی است که در آن، پس از تجویز مکرر، مواد تاثیر کمتری ایجاد می کنند. یا برای ایجاد همان تاثیر دوزهای فزاینده ضرورت می یابد . حالت ترک، گروهی علایم و نشانه ها است که به هنگام کاهش مقدار یا قطع مواد ظاهر شده و برای مدتی محدود دوام می یابد، ماهیت حالت ترک بستگی به طبقه ماده مورد استفاده دارد(گلدر و همکاران، 1998).
معتاد
واژه اعتیاد و معتاد تا حدودی به وابستگی ارتباط دارد. واژه معتاد بطور ضمنی مفهوم خاص و ناپسند و تحقیر آمیزی پیدا کرده است که مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی نمی رساند. اعتیاد همچنین در کاریرد عوامانه مثل اعتیاد به تلویزیون، پول و غیره اهمیت خود را از دست داده است(کاپلان و سادوک، 1998) در مجموع، کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر یا دارو شده است، به عبارت دیگر، قربانی هر نوع وابستگی یا روانی به مواد مخدر شناخته می شود و در صورتی که مواد به بدن وی نرسد اختلالات روانی و فیزیکی در او ایجاد می شود و رفتارهای جستجوی مواد از خود نشان خواهد داد(اقلمیا، 1379).
مواد مخدر
هر ماده ای که پس از وارد شدن به ارگانیزم بتواند بر یک یا چند عملکرد آن اثر بگذارد ماده مخدر است. البته لغت مخدر بصورت اصطلاحی به کار رفته است و مواد مخدر الزاما تخدیر کننده نیست. در حال حاضر اصطلاح مواد روان گردان اصطلاح مناسبی برای جایگزین مواد مخدر است.
پیچیدگی موضوع مصرف مواد غیر قانونی در اصطلاحات مربوط به آن بازتاب یافته است و به نظر می رسد که این اصطلاحات مرتبا با تشکیل شوراهای مختلف حرفه ای و دولتی تغییر می یابند. یکی از سوالات که مطرح می شود این است که چه نامی باید روی مواد تغییر دهنده مغز گذاشته شود. چاپ چهارم کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM- IV) آنها را مواد می نامد. در DSM- IV مفهوم مواد روان گردان شامل مواد شیمیایی موثر بر مغز نظیر حلال های آلی که ممکن است تعمدا یا سهوا خورد شود، نیست. مواد قانونی را نمی توان از مواد غیر قانونی تفکیک کرد. بسیاری از مواد قانونی نظیر مرفین اغلب با روش های غیر قانونی تهیه شده و برای مقاصد تجویز نشده، مصرف می شوند. واژه مواد در مجموع، بر واژه دارو ترجیح دارد، چون دارو تلویحا به معنای ماده شیمایی مصنوعی است، در حالی که بسیاری از مواد با الگوهای سوء مصرف طبیعی ارتباط دارند یا برای مصرف انسان تولید نشده اند(مانند چسب هواپیما) ( کاپلان و سادوک، 1998 ).
                                     طبقات مختلف مواد
DSM- IV    ICD-10 
الکل    الکل
آمفتامین ها    محرک های دیگر، از جمله کافئین
کافیئین   
حشیش    کانابینوئید ها
کوکائین    کوکایین
توهم زاها    توهم زاها
مواد استنشاقی    حلال های فرار
نیکوتین    توتون
مواد افیونی    مواد افیونی
فن سیکلید ین   
رخوت زاها، خواب آورها، اضطراب زداها    مسکن یا خواب آورها
چند ماده    مصرف چند ماده

انواع مواد اعتياد آور و خواص آنها
تعريف كاملي براي مواد مخدر و روان گردان كه جامع و مانع باشد نمي توان يافت، زيرا اثر اين گونه مواد، حتي يك ماده بر روي افراد متفاوت در خيلي ازموارد مختلف است. از مواد گوناگون برخي مخدر، بعضي محرك،تعدادي توهم زا و شماري اثرات گوناگون ديگري مانند ابعاد رخوت و كند كنندگي بر جسم و روان و يا هر دو دارد، حال آنكه مخدر بعضي مست كننده اعصاب است و فقط شامل يك دسته از مواد مي شود روان گردانها كه در سالهاي اخير كار برد و سيع تري پيدا كرده اند، از نظر لغوي اعضاي فيزيولوژيكي را در بر نمي گيرد و از نظر تركيبات شيميايي نيز متنوع بوده و از منابع طبيعي و غير طبيعي مختلفي استخراج، استحصال و ساخته مي شوند. به هر حال مواد مورد بحث را به شيوه هاي متعددي مي توان طبقه بندي كرد. مثلاً اگر آنها را به طبيعي، نيمه طبيعي، نيمه مصنوعي و مصنوعي گروه بندي كنيم، يا از نظر تاريخ كشت آشنايي بشر با آنها و يا كشف و ساخت آنها دسته بندي كنيم و يا در دو گروه، يعني گروه مواد مخدري كه مصرف پزشكي دارد يا مواد مخدري كه مصرف پزشكي ندارد، دسته بندي شوند، همه درست بوده،ولي در عين حال هيچيك طبقه بندي يا تعريفي جامع و مانع نمي باشد. اگر چه متخصصين، طبقه بنديهايي از جنبه هاي علمي و تجربي ارائه داده اند، ولي بهترين نوع گروه بندي طي سالهاي اخير، طبقه بندي مواد به كند كننده،تحريك كننده و توهم زا هاست كه تا اندازه زيادي در مجامع بين المللي پذيرفته شده است. در اين طبقه بندي با توجه به شباهت ساختماني مواد با انتقال دهنده هاي عصبي درون مغز سعي گرديد. تا هرماده در طبقه اي خاص جاي داده شود. انجمن روانپزشكي آمريكا(1374)،فهرست موادي كه ممكن است مورد سوء مصرف قرار گيرد و يا مصرف پي در پي آنها به اعتياد منجر شود را در 11 گروه معرفي نموده است:1)الكل2)آمفتامينها (گاهي تقويت كننده هاي دستگاه سمپاتيك نيز ذكر مي شود،3) كافئين،4) حشيش،5)كوكائين، 6)توهم زا ها،7) مواد استنشاقي،8)نيكوتين،9)مواد افيوني،10)فن سيكليدين يا PCP،11)تسكين دهنده ها،خواب آورها و ضد اضطرابها (ج1،ص 323). اين يازده ماده بر اساس طبقه بندي فوق الذكر در يكي از سه دسته مواد قرار مي گيرند:1)كند كننده ها،شامل،الكل،باربيتوراتها و خواب آورها، مواد استشاقي و مواد افيوني،2)تحريك كننده ها، شامل كافئين، نيكوتين، آمفتامين و كوكائين، 3)توهم زا ها، شامل LSD،شاهدانه هندي و PCP (اسدارد، 1998،ص 220).

گروه اول :كند كننده ها : اين مواد عموماً از فعاليت دستگاه عصبي جلوگيري كرده،احساس تنش و اضطراب را كاهش داده و واكنشهاي حركتي و جريانهاي شناختي را به تاخير مي اندازد. سوء مصرف طولاني هر يك از مواد اين طبقه قادر است فرد را معتاد نموده،آسيب هاي جسماني و رواني جبران ناپذيري بجاي بگذارد. چنانچه اين مواد توسط مادران باردار در دوران بارداري مصرف شود، ممكن است منجر به آثار جبران ناپذيري بر جنين در حال رشد شده،عقب ماندگي بعد از تولد را بهمراه داشته باشد (پاپاليا و وندكانس ،1992؛چارلس ورت ،1996).
اين دسته از مواد شامل الكل، باربيتوراتها و خواب آورها، مواد استنشاقي و مواد افيوني مي شود. در زير هر يك را به اختصار توضيح خواهيم داد.
1- الكل
الكل براي هزاران سال مورد مصرف و سوء مصرف بشر قرار گرفته است. حتي روميان باستان در برابر رانندگي حين مستي قوانين و مقرراتي را وضع كرده بودند (وايت لوك ،1987). امروزه در بسياري از كشورهاي اروپايي و امريكايي،فردي با سطح خوني الكل 1/0 درصد بعنوان فردي كه از لحاظ قانوني مست تلقي مي شود، در نظر گرفته مي شود. رانندگي در حين مستي، به اين لحاظ خطرناك است كه موجب تحريفات ادراكي، ناهماهنگي حركتي و داوري مختلف مي شود. الكل اثرات خود را از طريق افزايش اثربخشي كابا (يكي از انتقال دهنده هاي عصبي مغز) كه موجب بازداري انتقال عصبي در مغز مي شود. اعمال مي كند(نستروس ،1980). به همين دليل داروهايي كه موجب بازداري الكل از تحريك گيرنده هاي محابا مي شود،اميد مي رود كه براي درمان الكليسم مفيد واقع شود (كولاتا ،1986). زماني كه معده انسان پراست،سرعت وارد شدن الكل به جريان خون كند مي شود. از آنجائكه يك شخص معين در حدود يك انس الكل مي تواند در هر ساعت سوخت و ساز كند،فردي كه با سرعتي بيش از اين  اقدام به نوشيدن كند،باعث مي شود تا علايم مستي وي بروز كند. بطور معمول مردان نسبت به زنان از لحاظ جسمي و بدني،با سرعت بيشتري الكل وارد شده و به بدن خود را سوخت و ساز مي كنند، بهمين دليل ميزان مشابه الكل در زنان علايم مستي بيشتري را بهمراه مي آورد(فرزا و همكاران ،1990). الكل فعاليت مغزي را كه بطور عادي باعث بازداري رفتارهاي اجتماعي نظير روابط جنسي،پرخاشگري،و...مي شود را كاهش مي دهد (استيلي و همكاران ،1985). همين امر باعث شده تا افرادي كه از توانانيي الكل در رفع بازداريهاي اجتماعي آگاه هستند،اين ماده را بعنوان پوزش و معذرت خواهي براي رفتارهاي ناشايست اجتماعي خود معرفي مي كنند. الكل همچنين اضطراب و افسردگي را كاهش مي دهد و باعث تقويت پندار فرد از خود از طريق كاهش آگاهي فرد از يادمانهاي رنج آور مي شود.(استيلي و جوزف ،1990).
2- باربيتوراتها و خواب آورها
داروهاي باربيتورات از اسيد باربيتوريك مشتق مي شوند. از آنجائيكه باربيتوراتها و خواب آورها (نظير بنزوديانرپسيها) اثراتي شبيه  الكل بوجود مي آورند، به الكل جامعه هم موسوم هستند. باربيتوراتها نيز مانند الكل از طريق تحريك گيرنده هاي گابا وارد عمل مي شوند (يو وهو ،1990). سكونال كه يكي از داروهاي اين طبقه است، از آنجايي كه سريع باعث خواب آلودگي مي شود، بعنوان قرص خواب مورد استفاده قرار مي‌گيرد. پنتوتال يكي ديگر از داروهاي اين دسته،بعنوان يك بي حس كننده عمومي در جراحي مورد استفاده قرار مي گيرد. از آنجائيكه مقادير مصرف خفيف پنتوتال،حالت شبه مستي القاء مي كند،يعني حالتي از بازداري زدايي كه فرد تحت آن،خواهان ابراز افكار و احساسات خصوصي خود است، در بين عوامل،مشهور به "سرم حقيقت" است،اگر چه تضميني براي صحت آنچه فرد بيان مي دارد،وجود ندارد. يكي از داروهاي اين دسته (باربيتوراتها ) كه معمولاً مورد سوء مصرف قرار مي گيرد، متاكوالون (كوالود) است.
3- مواد استنشاقي
يكي از ابزارهاي قديمي القاء حالات تغيير يافته هشياري، مصرف استنشاقي (شامل اثر لكروفروم واكسيد نقره و....) است. اين مواد بصورت گاز يا بخار متصاعد شده از مواد جذب مي شود. مواد استنشاقي بطور مشخص مثل الكل عمل مي كند، يعني ابتدا باعث رها شدن از بازداريها مي شود و سپس موجب آرامش و خواب مي‌شود (ميلروگولد ،1990).در قرن نوزدهم،اثرات تغيير دهنده هشياري مواد استنشاقي براي بسياري از هنر پيشه ها، نويسندگان و روشنفكران شناخته شده بود، ويليام جيمز  كه يكي از روانشناسان معروف است،اكسيد نقره را براي ايجاد حالت تغيير يافته هشياري كه اميدوار بود او را به بينشهاي فلسفي در باره معناي زندگي نائل كند، مصرف نمود. نيترات نقره همان ماده اي است كه در واقع در دندانپزشكي نيز گاهي براي ايجاد حالات تغيير يافته هشياري هنگام كار روي دندان استفاده مي شود. دسته اي از اين مواد اثرات خود را از طريق آزاد سازي مستقيم اندروفينها  (مواد افيوني دروني زا) و گيرنده هاي مواد افيوني درون زا اعمال مي كنند كه تا اندازه اي نيز موجب بي حسي مي شوند(گيل من ،1986).
4- مواد افيوني
گياه خشخاش، منبع اصلي مواد افيوني است كه شامل مورفين، هروئين،ترياك، و كودئين است. مواد افيوني در زمانهاي قديم نيز به واسطه تاثيرات درد زدايي و سرخوشي آور شناخته شده بوده است. لوحه هاي گلي سومريان كه از حدود 4000 سال قبل از ميلاد بدست آمده،گياه خشخاش را بعنوان گياه شادي معرفي نموده اند (ويت لاك،1987). هنرپيشه ها و نويسندگان در قرن نوزدهم اين ماده را براي ايجاد حالات تغيير يافته هشياري مورد استفاده قرار مي داده اند. البته در همين زمان بر تاثيرات دردزدايي مواد افيوني تكيه بسياري نيز شده است. در اين قرن پزشكان و داروسازان تركيبي از ترياك و الكل كه به "لارانوم"موسوم بود را براي برخي از مشكلات جسمي و رواني تجويز مي كردند. اين ماده عليرغم اينكه باعث كاهش درد مي گشته، ولي بهيچ عنوان قادر به درمان هيچ يك از اين مشكلات نبوده است. از آنجائيكه مصرف لادانوم بسادگي مي توانست باعث بيش مصرفي كشنده شود، يكي از داروهايي بوده كه براي ارتكاب خودكشي در انگلستان قرن نوزدهم استفاده مي شده است (كلارك ،1985).
اما مورفين كه ماده فعال اصلي افيون محسوب مي شود،براي كاهش ناشي از جراحات در طول قرن نوزدهم و بيستم مورد استفاده قرار مي گرفته است. نام مورفين از نام خداي روياهاي يونان گرفته شده است. اين نام به دليل حالات خواب آلودگي و كند كنندگي اين ماده بر آن نهاده شده است (جولين ،1981). در سال 1989،دانشمندان، دارويي بسيار قوي تر،يعني هروئين را افيون ساختند. در واقع هروئين با اميد به اينكه قادر است، اعتياد به ترياك و افيون را درمان كند، ساخته شده،ولي بزودي دانشمندان پي بردند كه اين دارو نيز يك ماده بسيار قوي و اعتياد آورتر است. در اوايل قرن بيستم،بسياري از مردمان ملتهاي مختلف بويژه آمريكا و اروپا به اين ماده وابسته شدند،به ترتيبي كه در سرتاسر اروپا و امريكا بتدريج قوانيني براي بازداري از مصارف غير پزشكي آن گذرانده شد. امروزه، مورفين،كدئين و ماده افيوني مصنوعي بنام دمرول بطور معمول براي كنترل دردهاي شديد تجويز مي شود. تاثيرات سرخوشي آور و دردزداي مواد افيوني بدليل بازدارندگي گيرنده هاي اندروفيني مغز است كه موجب مسدود كردن تكانه هاي درد و تحريك مراكز لذت مغز مي شود.(لونتال ،1988).
ب- تحريك كننده ها
اين طبقه از مواد هشياري و برانگيختگي كلي را افزايش مي دهد و در بسياري از موارد منجر به كاهش احساس خستگي و ضعف مي شوند. مصرف بلند مدت آنها، عليرغم اينكه در ابتدا ممكن است با افسردگي، خستگي و ضعف جسماني مبارزه كنند،ولي به مرور اثربخشي خود را از دست داده، فرد را از لحاظ جسماني و رواني آسيب پذير مي كند. بر اساس تحقيقات گزارش شده، مصرف كوكائين توسط مادران باردار،ممكن است نوزادان آنها را پس از تولد، براي ساليان سال با مشكلات جدي مواجه كند. نيكوتين و كافئين نيز كه در اين طبقه قرار مي گيرند،نسبت به مواد ديگر مثل آمفتامين، ضعيف تر هستند،ولي مصرف بي رويه آنها نيز مي تواند فرد را با مشكلات جدي مواجه سازد (اتكينون و همكاران،1378،ج1). چهار ماده اصلي اين طبقه،كوكائين، آمفتامين، كافئين و نيكوتين هستند.
1- كوكائين
كوكائين از برگهاي گياه كوي كه بومي آمريكايي جنوبي است گرفته مي شود. اين ماده قادر است تا اندازه موجب افزايش اطمينان فرد به خود شده و سرخوشي قابل توجهي ايجاد نمايد. اين ماده معمولاً از طريق خرناس كشيدن پودر كوكائين از دماغ،كشيدن آن بصورت كريستال در قالب كراك و يا از طريق تزريقات مصرف مي شود. البته كوكائين تا پيش از سالهاي 1980 نيز شناخته شده بود. اقوامي از مكزيك و امريكاي جنوبي براي 5000 سال اين ماده را براي ايجاد احساسات سرخوشي آور و رفع خستگي مصرف مي كرده اند. كوكائين اثرات خود را از طريق بازداري باز جذب نوراپي نفرين توسط نورونهايي كه اين انتقال دهنده را مورد استفاده قرار مي دهند وارد عمل مي شود(ون ديك و بيك ،1982). اين ماده توسط افراد سرشناس زيادي در طول تاريخ براي اثرات تحريك كننده آن مورد مصرف قرار گرفته است. با اينحال كوكائين قادر است بر فرد مصرف كننده،تاثيرات مخربي بر جاي مي گذارد. بويژه اين ماده درمواردي قادر به ايجاد حالات پارانويا و توهم است.
2- آمفتامينها
آمفتامين ها، داروهاي محرك مصنوعي هستند كه بطور عموم آنها را با نام سرعت مي شناسند. اين ماده بسيار قوي تر از كافئين و نيكوتين است. آمفتامين ها كه شامل بنزدرين، دكسدرين ومتدرين است،اثرات خود را از طريق تحريك گيرنده هاي نوراپي نفرين  و دوپامين اعمال مي كنند. آمفتامينها بدليل تاثيرات اتساع دهنده بر روي مسيرهاي تنفسي (بويژه بنزدرين)،در آغاز براي درمان بيماري آسم مورد استفاده قرار گرفته است. دردهه 1930، رانندگان كاميون، به اين يافته نائل آمدند كه آمفتامين ها مي تواند به آنها براي بيدار ماندن متوالي كمك كند.در طول جنگ جهاني دوم ني زسربازان آمفتامينها را براي رفع خستگي مصرف مي نمودند. دهه هاي  بعد از آن سالها نيز دانشجويان براي بيدار ماندن در هنگام امتحانات پاياني خود اين داروها را مصرف مي كردند. بدليل اينكه آمفتامينها همچنين باعث فرونشاني اشتها مي شوند و نرخ سوخت و ساز پايه را نيز افزايش مي دهند،بطور معمول در نقاطي از جهان بعنوان قرص رژيمي مورد استفاده قرار مي گرفته و مي گيرند. اما مصرف كنندگان مزمن همچنين ممكن است،روان پريشي آمفتامين را تجربه كنند كه داراي بدگماني وسيع و گاهي اوقات پاسخهاي خشونت بار به تهديد هاي تصوري هستند. اين علائم، بطور اتفاقي،شبيه علايم اسكيزوفرني پارانويا هستند (كوكي نيديز و آنيسمان ،1980).
3- نيكوتين
نيكوتين ماده فعال و موثر موجود در گياه تنباكو از طريق گيرنده هاي نيكوتيني استيل كولين وارد عمل مي‌شود(كدارك،1987) كه ممكن است كارايي پردازش اطلاعات در مغز را افزايش دهد (واربرتون وس نز ،1984). از آنجائيكه تاثيرات اوليه نيكوتين شبيه كي داروي تحريك كننده است و اثرات بعدي آن نيز شبيه يك داروي كند كننده، مصرف كنندگان سيگار،نحوه مصرف خود را براي دستيابي به سطح مطلوب برانگيختگي تنظيم مي كنند. بطور معمول در گاهي مواقع افراد مصرف كننده سيگار ممكن است، براي كاهش سطح اضطراب خود اقدام به مصرف كنند ولي بهرحال تاثيرات اين ماده نيز شبيه ديگر مواد، تا اندازه اي به نحوه تصور و باور افراد بستگي دارد. اين ماده در مجموع قادر است وابستگي رواني و فيزيولوژيكي در افراد ايجاد كند. همچنين مشكلات عديده جسمي مانند مشكلات قلبي و عروقي،تنفسي و.... بسيار شايع است (اسدارو ،1998).
4- كافئين
در بسياري از نقاط جهان، مردمان زيادي هستند كه بسختي مي توانند يك روز را بدون نوشيدن قهوه پشت سر بگذارند. كافئين در محصولات زيادي نظير قهوه، چاي،شكلات،قرصهاي سرماخوردگي، قرصهاي رژيمي يافت مي شود. تاثيرات تغيير دهنده ذهني و رواني كافئين اين ماده را براي قرنها براي نسلهاي متمادي مشهور ساخته است. در اروپاي قرن نوزدهم، هنرپيشگان،نويسندگان و فيلسوفان، در قهوه خانه ها براي در ميان نهادن نظرات خود تحت تاثير تحريكات قهوه گرد هم مي آمدند. امروزه،كافئين، ابزار مهمي براي حفظ هوشياري ذهني است. اما حائز اهميت است كه متذكر شويم كه اين باور كه يك فنجان قهوه مي تواند باعث شود تا يك فرد مست بدون خطر تا رسيدن به منزل رانندگي كند، امر خطرناكي است (فورين و نيكاسترو ،1988).
علاوه بر اين اثرات كافئين با ميزان مصرف آن تفاوت مي كند. كافئين در مقادير مصرف پايين، باعث بهبود تمركز و توجه ميشود،اما در مقادير مصرف بالا هر دوي اين پديده ها ( توجه و تمركز ) را با اختلال مواجه مي سازد ( بولتون و نال ، 1981 ). همچنين توانايي كافئين در افزايش برانگيختگي ذهني و رواني، ممكن است به خواب رفتن را با دشواري مواجه سازد (روزنتال و همكاران ، 1991 ). مصرف افراطي كافئين، مي‌تواند موجب مشخصه هايي نظير برانگيختگي، بيخوابي و اضطراب شديد، شود. دانشجويان كالجي كه علائم كافئين گرايي را بروز مي دهند، داراي عملكرد تحصيلي ضعيف و تمايل افراطي نسبت به كافئين نشان مي دهند (گيلاند و آندرس ،1981 ).
ج _ توهم زاها
به اين گروه از مواد، داروهاي روان پريشي زا گفته مي شود، زيرا علاوه بر ايجاد توهمات، موجب قطع تماس فرد با واقعيت و بسط وگسترش هشياري نيز مي شوند. اين گروه از مواد، اگر چه ابتدا برخي مصارف داشته، ولي در حال حاضر بواسطه خطراتي كه براي سلامتي افراد دارند، فاقد هر گونه كاربرد طبي و درماني مي باشند. از اين دسته، PCP (فن سيكليدين ) و LSD (لاسيرجيك اسيد دي اتيل آمينه) داراي منشاء شيميايي و مكالين و پسيلوسيبين و ماري جوانا، داراي منشاء گياهي         مي باشند. از مواد اين گروه، LSD ماده بسيار قوي است كه مي تواند اثرات فيزيولوژيك و رواني عميقي ايجاد كند، البته تا كنون هيچ گونه گزارش مبني بر مرگ در اثر مصرف LSD  گزارش نشده، ولي سوء مصرف طولاني مدت ماري جوانا و حشيش، مي تواند فرد را با مشكلات ريوي حاد مواجه كند ( اصول طب داخلي هارليون،1377 ) از اين گروه موارد، مباحثي در مورد فن سيكليدين (PCP )، پسيلوپسين، مكلين،LSD وحشيش و ماري جوانا در زير ارائه شده است.
1- فن سيكليدين
فن سيكليدين يك توهم زا با خواص بي حس كنندگي است كه سه دهه اخير شاهد افزايش مصرف آن در سطح جهان هستيم (اسدارو،1998). اين ماده احساساتي نظير ترس و شخصيت زدايي كه گاهي هم به اعمال خشونت باز منجر مي شود، پديد مي آورد(جولين ،1981). مطالعات صورت گرفته بر روي افراد داوطلب، مصرف كنندگان غير قانوني، مشخص ساخته كه مقادير مصرف بالاي PCP،موجب كرختي گيجي و فقدان توازن بدني و جسمي وعلايمي از اسكيزوفرني پارانوئيد مي شود. وقتي كه فرد مصرف كننده در يك موقعيت اجتماعي قرار مي گيرد. برخي از آزمودنيها، تحريك پذير، خشن ومشاجره گر مي شوند(پرادان ،1984). البته دخالت PCP و مصرف آن در انجام اعمال خشونت باركماكان سوال است. ولي مواردي وجود دارد كه مصرف PCP و ديگر مواد بطور همزمان (مثل الكل) موجب رفتار خشونت بار مي شود. در چنين شرايطي تعيين اينكه كداميك از مواد موجب چنين خشونت و بدرفتاري شده دشوار است (برچر و همكاران ،1988).
2- پسيلوسيبين
در برخي از فرهنگها و اقوام به مواد توهم براي دستيابي به حالات هشياري تغيير يافته اسطوره گونه تكيه مي شود. بوميان آمريكاي مركزي نوعي قارچ جادويي كه حاوي ماده توهم زاي پسيلوسيبين است را در آئينهاي عبادي و مذهبي و الهام گيري در كارهاي هنري مورد مصرف قرار مي دهند(مك گواير ، 1982). البته اين دارو در آمريكايي جنوبي نيز امروزه شناخته شده است. در يك زمينه يابي كه بر روي بيش از 1000 دانشجوي كالج صورت گرفته، نتايج نشان داد كه 17 درصد آنها مصرف توهم زاها را گزارش نموده اند، كه از اين ميان 85 درصد مصرف پسيلوسيبين را گزارش نموده و بيش از 5 درصد هم فقط پسيلوسين مصرف كرده بودند (تامسپون و همكاران ،1985). بطور آشكار، قارچهاي توهم زا، داراي انتخابي كساني است كه فقط يك نوع ماده يا داروي روان گردان را مصرف مي كنند.
 


منابع :


دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان