میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله جوانان


کد محصول : 10001872 نوع فایل : word تعداد صفحات : 21 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 196

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m1d1872

فهرست مطالب و صفحات نخست


جوانان

فهرست مطالب
عنوان                                        صفحه
طليعه                                            1
پيشگفتار                                        3
چرا جوانان عزيز                                        7
عوامل ابتلا به خودارضايي                                    9
نظريه پزشكان و متخصصان                                15
اسلام چه مي گويد؟                                    15
راه علاج و پيشگيري                                    16
پدران ومادران سخت گير                                    18
ريشه يابي مفاسد                                     19
منبع                                             20

طليعه
در زماني كه انسان معاصر در باتلاقي از آلودگي هاي دنيايي- كه بر روابط شرك بنا شده –  فرو رفته است و در زير چرخ دنده هاي دنياي صنعتي و ماشيني ، دست وپا مي زند و حقيقت و ذات وجود خود را فراموش نموده ، و دائما در طول زندگي از فطرت پاك و خداجوي خود دور مي گردد، و در شرايطي كه رسانه ها و موسسات فرهنگي در خدمت به بيگانه هويت ديني او را مسخ نموده اند ، بشر براي نجات خود به مرداني نيازمند است كه با جهاد اكبر خويش ، ريشه هاي كفر و الحاد و شرك را بسوزانند و موانع رشد و بالندگي جامعه را از بين برند .
مكاتب شرق و غرب سرابي را از جهت انسان معاصر نمودار ساختند كه  انسان در آن به
‹‹ خودبيگاني›› رسيده و ديگر نمي تواند حقيقت زيباي خويش را مشاهده كند . آنقدر به ظاهر زندگي و رفاه و لذت  دنيوي روي آورده كه ديگر نمي تواند خود را بشناسد و تعريفي از خود ارائه دهد  . چرا كه زنگارهاي شرك و حودپرستي و ديگر پرستي ، تمامي وجودش را در برگرفته و ديگر
نمي تواند حقيقت را ببيند و به ارزش ها نگاه كند .
رشد و ارتقاء جامعه انساني و پالايش آن از آلودگي ها ، به قانوني والا و متعالي نيازمند است . قانوني كه با نگاه جامع و هماهنگ به انسان بتواند برنامه زندگي او را ترسيم نمايد و راه را از چاه به او نمايان سازد .
دين اسلام با تكيه بر دو اصل ‹‹ قرآن›› و ‹‹عترت›› تماميت و كمال دين را آشكار نموده است وانسانها با تكيه بر اسلام مي توانند به كمال و رشد وهدايت الهي دست يابند . هداتي كه مي تواند استعدادهاي آدمي را بارور نمايد و به اعلا عليين كمال برساند .
از طرفي نمرودها و فراعنه زمان در قالب رژيم هاي سياسي ناچارند جهت حفظ منافع دنيوي خويش دين و آخرت انسانها را نابود سازند . بنابراين بديهي است كه تمام تلاش خود را جهت تخريب و محو ارزش هاي ديني بكار مي برند و سياست هاي دين زدايي خود را در قالب مسائل فرهنگي و اقتصادي وسياسي در جامعه مخصوصا بر روي نسل جوان اجرا مي نمايند . زيرا همگي به اين حقيقت آگاهند كه نسل جوان مي تواند در ساختار نظام فرهنگي جامعه نقش فعال و بالنده اي داشته باشد . پس نابودي فكر و روح و احساسات پاك او جامعه را جهت غارت دشمنان آماده مي نمايد و اين همان آرماني است كه استكبار جهاني به سركردگي صهيونيسم بين الملل به دنبال آن است .
اين جاست كه به استناد آيه ‹‹و لتكن منكم امه يدعون الي الخير يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر›› بايد مرداني كه قلب شان از ايمان به مبداء و معاد لبريز است و درد جامعه را درك كرده و نيز ترفند هاي دشمن زبون و معاد لبريز است و درد جامعه را درك كرده و نيز ترفندهاي دشمن زبون را شناخته اند ، فد علم كنند و به تلاشي گسترده و مقاومتي والا و ارزشمند دست يازند ، مقاومتي كه ريشته در اعتقادات و باورهاي آنها داشته باشد كه جز خدا سر بر آستان هيچ مخلوقي نسايند وتمامي لحظات زندگي و مرگ شان براي خداوندي كه آگاه و مهربان و حكيم است سپري گردد.
مرداني كه بر اساس يك عهد و پيمان الهي وظيفه دارند از قانون الهي پاسداري نمايند . قانوني كه مي تواند مسير زندگي انسان را به سوي ارزش هاي والاي الهي روشن كند وانسان را در زمين ،آماده عروج نمايد تا از خاك به افلاك و از ملك به ملكوت سفر كند .
اين مردان الهي در طول تاريخ سراسر فراز ونشيب شيعه در برهه هاي مختلف و حساس ، رسالت خويش را فراموش نكردند و توانستند در كنار ديگر مردان الهي كشتي طوفان زده اسلام را صحيح و سالم به ساحل امن و نجات برسانند.

پيشگفتار
جواني بخشي از عمر انسان است كه بلحاظ ويژگيهاي خاص آن ارزنده ترين دوره زندگي محسوب مي شود چرا كه در اين دوره از طريق رشد قواي جسماني، و شكوفايي استعدادهاي نهفته ، بستر و زمينه كمالات روحي و انجام مسئوليت هاي فردي و اجتماعي فراهم مي گردد .
در تبيين اهميت اين بخش از زندگي انسان ،انديشمندان عرصه هاي مختلف علمي از تعابيري كمك گرفته اند كه هريك آنها بخشي از واقعيت هاي مربوط به اين دوره را روشن مي سازند .
علماي اخلاق و عرفان جواني را بهار تهذيب و بهترين دوران خودسازي معرفي مي كنند .
جامعه شناسان برخورداري از نيروهاي جوان را بهترين سرمايه جوامع به حساب مي آورند و ميزان پيشرفت آنها را در آينده از طريق وضع جوانان پيش بيني مي كنند .
 روان شناسان ميزان سلامت رواني افراد جامعه را در گرو چگونگي برخورد با قشر جوان و تامين نيازهاي روحي و خواست هاي دروني آنها مي دانند .
در رهنمودهاي اولياء الهي و تعاليم عاليه اسلام نيز در اين باره مطالبي به چشم مي خورد كه همه حكايت از اهميت اين بخش از زندگي دارد در اين رهنمودها :
اولا : از جواني در رديف هاي نعمت هاي بزرگي چون تندرسي و عافيت ياد مي شود .
ثانيا:گوشزد مي كند كه مبادا اين فرصت بيهوده از دست داده شود .
ثالثا: قشر جوان از همه اقشار بيشتر به نيكي ها گرايش دارند .
در پيشبرد اهداف اساسي جامعه بايد از تواناييهاي آنها به نحو احسن وشايسته اي بهره برداري شود.
ونيز از بررسي حقايق تاريخ اين حقيقت آشكار مي گردد كه بزرگترين نهضت ها و وقايع تلخ و شيرين بزرگ جوامع بشري كه در طول جيات بشر بوقوع پيوسته اند . در همه آنها نقش قشر جوان و استفاده از ويژگيهاي خاص دوره جواني از همه عوامل ديگر موثرتر بوده است اما رهبران اين حركت ها با توجه به اهدافي كه داشته اند از ابعاد خاص وجودي اين قشر استفاده كرده اند مثلا در نهضت هاي بزرگ انبياء مهمترين مسئوليت ها و حساسترين كارها از طريق جوانان انجام يافته است و بيشترين ياران انبياء از جوانان بوده اند . لذا پيامبر اكرم(ص) در ضمن يكي از رهنمودهاي خود خطاب به اصحاب شان مي فرمايد: به شما توصيه و سفارش مي كنم كه در حق جوانان و نوجوانان به نيكي رفتار كنيد زيرا آنها دلي رقيق تر وقلبي فضيلت پذيرتر دارند . خداوند تعالي مرا به پيامبري برانگيخت تا مردم را به رحمت بشارت دهم و از عذابش بترسانم ؛ جوانان سخنان مرا پذيرفتند ...
و همچنين در وقايع تلخ تاريخي هم خطرناكترين و در عين حال رقت بارترين فجايع متوجه جوانان بوده است چرا كه رهبران جنايتكار اين وقايع از طريق سوء استفاده از شور و هيجان و احساسات جواني به كمك تبليغات گسترده فاجعه هاي بزرگي چون جنگ هاي يا وقايع شكست انقلاب الجزاير و سقوط اندلس و...را بوجود آوردند كه در آنها ميليون ها نفر جان خود را از دست دادند و سرمايه و امكانات مادي و معنوي بي شماري نابود شد .
در هر حال جواني يكي از مهمترين زمينه هايي است كه استفاده صحيح از آن سعادت افراد و جوامع را در پي دارد و غلفت و سوء استفاده از آن در درجه اول فرد و سپس اجتماع را به ورطه فنا و نابودي سوق مي دهد .
آفات دوره جواني
در اين دوره از زندگي عمده استعدادهاي مهمي كه در سرشت انسان به وديعت نهاده شده اند شكفته مي شوند يعني در مرحله اي از دوره جواني و نوجواني به موازات پديد آمدن مساله بلوغ، تحولات بسيار مهمي در جسم و روان فرد ايجاد مي شود كه به جهت حساسيت خاصي كه اين مرحله از عمر دارد گاهي از آن به عنوان دوره بحران و يا آسيب پذير ترين بخش زندگي ياد مي كنند و در توصيف ويژگيهاي روحي اين مرحله از اين امور بحث مي شود:
-    بروز حس استقلال طلبي
-    رشد گرايش هاي مذهبي
-    شك در برخي اعتقادات
-    كنجكاوي و حقيقت جويي
-    دگر دوستي و جمع گرايي
-    عدم تحمل انتقال و زودجوشي
-    الگوپذيري
-    عاطفي و احساسي بودن
-    لطافت تخيل و رويا پردازي
-    رشد استعداد زيبايي طلبي
-    رشد قوه تفكر و تعقل
-    ماجرا جويي
-    خودباوري
-    عيب جويي
-    و...
لازم به تذكر است كه اين امور اگر بطور مناسب مورد توجه واقع شوند و در مسير صحيح هدايت گردند به تكوين شخصيت واقعي جوان كمك مي نمايند .
اما گاهي ناآگاهي والدين و عدم مربيان دلسوز از طريفي و غلبه عواطف و احساسات و كمي آگاهي و محدوديت هاي تجربه هاي خود جوان از طرف ديگر موجب برخورد نامناسب با نيازها و مقتضيات ويژه اين دور.ه مي گردد كه عاقبت اين امر سبب ايجاد برخي نارسائي ها در تكوين شخصيت جوان مي شود كه شكست هاي بعدي را در زندگي فردي و اجتماعي در پي خواهد داشت .
مثلا يكي از ويژگيهاي اين دوران فراهم شدن تمايلات جنسي است كه نداشتن آگاهيهاي لازم در اين زمينه و همينطور برخورد غير عاقلانه با آن خسارات جبران ناپذير جسمي و روحي را در پي خواهد داشت .
بر اين اساس يكي از مسئوليت هاي مهم خانواده و مسئولين مراكز آموزشي وساير نهادهاي فرهنگي كه عهده دار تعليم وتربيت نسل جوان ونوجوان هستند بايد هريك به ميزان مسئوليت و در حد توان و امكانات شان در اين زمينه به انجام درست و دقيق وظايف محوله اهتمام بورزند و به حفظ سلامت اين قشر و رشد ارزشهاي ديني و اخلاقي آن كمك نمايند .
در اين راستا نويسندگان متعهد و علاقه مندان به نسل جوان در شرايط مختلف با در نظر گرفتن مشكلات و نارسانيي و نيازهاي موجود دست به تاليف و تدوين كتابهايي زده اند تا از اين طريق به ارشاد و راهنمايي آنها پرداخته و راه هاي برخورد صحيح با اقتضائات و تمايلات دوران جواني را نشان دهند و راه حل هايي  جهت برطرف ساختن مشكلات موجود ارائه نمايند .
از جمله اساتيدي كه در دوران حاكميت طاغوت با هدف كمك به نسل جوان و هدايت آن آثار ارزشمندي را با توجه به آن شرايط به نگارش در آورد مرحوم استاد مصطفي زماني بود كه انصافا در حد توان خود از طرق مختلف نظير ايجاد مراكز فرهنگي اسلامي مانند موسسه هاي پيام اسلام و الزهرا همچنين مكاتبه و مشاوره حضوري و چاپ ونشر كتابهاي مفيد و تأليف آثار ارزشمند ، گامهاي موثري را برداشت واينك كه روي در نقاب خاك كشيده و به جوار رحمت الهي شتافته دوستان و شاگردان آن بزرگوار با هدف ادامه راه ايشان در كناركارهاي ديگر پس از بازبيني و اصلاح به چاپ و نشر آثار مفيد ايشان مي پردازند . بدان اميد كه از اين راه ضمن خدمت به نسل جوان و موجبات شادي روح آن مرحوم را فراهم سازند .
شايان ذكر است كه اثر حاضر – كتاب جوانان چرا- يكي از ده ها اثري  است كه آن استاد فرزانه و درد آشنا- مرحوم مصطفي زماني – در زمان حيات خود جهت راهنمايي نسل جوان به نگارش درآورده است كه مورد استقبال فراوان جوانان قرار گرفت و تا بحال گروه كثيري از جوانان و نوجوانان را از تباهي و فساد و انحرافات نجات داده است و متجاوز از صد نوبت تجديد چاپ شده است .
اينك پس از بررسي واصلاح برخي از مطالب آن كتاب با توجه به تغيير شرايط اجتماعي كه پس از انقلاب اسلامي بوجود آمده بنياد فرهنگي پيام اسلام عهده دار چاپ ونشر مجدد اين كتاب مي گردد بدان اميد كه براي حل و رفع حداقل برخي از مشكلات جوانان عزيز جامعه اسلامي مفيد واقع گردد.
و همچنين بجاست كه در اين جا از حمات برادران عزيز آقايان سيد صادق سيد نژاد ومحمد باقر مقدسيان كه عهده دار بررسي و تصحيح اين كتاب بوده اند و از جناب آقاي حاج سيد نبوي – وصي مرحوم استاد مصطفي زماني- كه باكمك هاي همه جانبه مشكلات فراوان بنياد فرهنگي پيام اسلام را احيا نموده و كارها و امور جاري آن را استمرار بخشيد تشكر و قدرداني شود باشد كه اين تلاش ها سب شادي روح مرحوم استاد مصطفي زماني و ذخيره آخرت اين عزيزان گردد .انشاءالله.
چرا جوانان عزيز؟!...
چرا بيشتر جوانان عزيز از زندگي رنج مي برند؟!
چرا بي اراده و بي فكرند؟!
چرا كم خون ورنگ پريده اند؟!
چرا در گام هاي نخست زندگي با شكست روبرو مي شوند؟!!
چرا گرفتار ضعف اعصاب و كم حافظه اند؟!
چرا نااميد و افسرده اند؟! و چرا از جامعه گريزان و منزوي هستند؟!
پاسخ اين چراها را در اين كتاب مطالعه مي فرماييد .
مسئولين امور تربيتي واخلاقي!
به اطفال ، به نوجوانان ،به جوانان و به نونهالان رحم كنيد .
آنان را از سقوط نجات دهيد!
به آنهايي كه مي خواهند هرچه زودتر جسم وجان خود را از دستبرد فساد و تباهي برهانند؛
به پدران و مادراني كه مي خواهند نسل هاي سالمي به اجتماع تحويل دهند و از گمراهي و بدبختي فرزندان خود بكاهند؛
به جواناني كه در زندگي قرباني ناداني ها و تبليغات سوء شده و مي شوند؛
به كسني كه در روشن نمودن افكار مي كوشند و چون شمع مي سوزند و به محيط روشنايي و گرمي مي بخشند؛
و به شما خواننده عزيز تقديم مي گردد تا بيشتر به فكر جوانان و مفاسد اخلاقي كه آنها را تهديد مي نمايد بينديشيد و در حد خود به چاره انديشي بپردازيد .

پدر و مادر
نوشته اي كه از نظرتان مي گذرد نتيجه تحقيقات و چكيده نظرات دانشمندان و محققين درباره يكي از انحرافات جنسي است .
با توجه به خطرات شوم اين عمل كه در اين اثر خواهيد خواند اقدام به نوشتن اين كتاب شده است تا آنان كه به اين عمل خطرناك آلوده اند نجات يابند .
اينجا پرسشي پيش مي آيد و آن اينكه آيا نوشتن اين گونه مطالب وظيفه كيست ؟ آيا فقط اين گونه اقدامات به عهده افراد معدودي است؟ آيا پدران و مادران و اولياء مدارس مسئوليتي در اين مورد ندارند ؟ يا اينكه مسئوليتي بس خطير برعهده آن ها است ، زيرا موثرترين راه براي نجات نسل جوان از آلودگي ها برنامه هاي اخلاقي مجموعه آموزش و پرورش مي باشد كه بايد به وسيله معلمين پاك سرشت ، مطلب و آگاهي لازم ، به محصلين كه بهار جواني را در محيط مدرسه مي گذرانند تعليم گردد .
اما متاسفانه با اينكه آنقدر برنامه هاي گوناگون و مواد درسي وضع نمودهاند خيلي كم به مسائل اخلاقي و معنوي توجه مي شود. و اگر در اين زمينه ها اقدامي شده باشد بسيار خشك و نارسا است تا آنجا كه خيلي از جوانان  آخر سال اعصابشان كوفته و ناتوان است .
آيا تنها فراهم كردن وسايل خوراك و پوشاك بدون توجه و رسيدگي به مسائل فكري و رواني فرزندان مسئوليت و وظيفه را از گردن والدين نسبت به اولاد برمي دارد؟
و آيا به همين اندازه كه پدر و مادر توانسته اند زندگي آرامي براي فرزند فراهم نمايند كافي است ؟!
بدون ترديد اگر مسئله رواني و ناراحتي هاي روحي هم در كار نباشد و مسئله را فقط يك طرفه حساب كنيم و تمامي نيروي والدين در راه بهتر زيستن و تامين معاش و خوشي زندگاني مادي و كسب پول مصرف گردد باز نتيجه مطلوب حاصل نخواهد شد زيرا خطرات و ضايعات جسمي و رواني اين اعمال شهواني و ضد اخلاقي كه در اثر سهل انگاري پدر و مادر گريبانگير فرزندان شان مي شود چندين برابر پولي است كه بايد در سالم نگاه داشت فرزندان خود خرج كنند. اگر رفتار آنان چنين باشد و تنها همت شان را در تهيه لباس و غذاي مصروف دارند و جنبه هاي ديگر را به بوته فراموشي بسپارسند ديگر از اولادشان چه انتظاري خواهند داشت ؟
آيا انتظار دارند فرزنداني كه در آغوش اجتماعي كه زمينه هاي انحراف كم و بيش در آن وجود دارد براي آن ها ثمره اي خوب و باقيات صالحات باشند و در جوار آن ها به زندگي خوشي دست يابند ؟!
هرگز ! زيرا علاوه بر اينكه خيالي است خام،جزايي بس وخيم هم در جهان ديگر براي اينان در كمين است . چرا كه به نص قرآن كريم والدين در برابر حفظ سلامت روحي و اخلاقي فرزندان خود مسئولند.
پس پدر و مادر وظيفه دارند كه در آگاهي دادن به فرزندان شان و تربيت صحيح آنان بكوشندو چه بسيارند جوانان و نوجواناني كه در نتيجه عدم رسيدگي مناسب والدين خود به بيراهه كشيده مي شوند .
عوامل ابتلا به خود ارضايي
اين انحراف اخلاقي خطرناك در نتيجه عوامل گوناگوني پيش مي آيد كه به برخي از آنها در اين قسمت اشاره مي شود .
الف)عدم توجه اولياء خانواده
ناگفته پيداست كه بيشتر بدبختي ها و عوارضي كه به خاطر خودارضايي دامنگير نوجوانان و جوانان مي شود ناشي از عدم توجه اولياي آنان نسبت به تربيت اخلاقي ايشان بوده و در اثر عدم رسيدگي آن ها را به آساني به اين سرنوشت شوم و مرگبار دچار نموده اند .
در اين جا ناگزيريم متذكر اين مطلب شويم كه مسئوليت پدر ومادر در امر نظارت و كنترل فرزند به قدري اهميت دارد كه اسلام به آن همه مقامي كه براي والدين قائل است مي گويد:‹‹ اينان در تربيت فرزند مسئوليت دارند و در صورت كوتاهي در آن مورد مواخذه قرار خواهند گرفت و نبايد در تربيت و كنترل آنها غفلت ورزند.

و در حديثي رسول اكرم(ص) به حضرت علي(ع) فرموده اند:
‹‹ لعنت خدا بر پدر و مادراني باد كه فرزندان خويش را بد تربيت كنند و موجبات عاق خود را فرهم نمايند ››
غالبا اولياي اطفال مخصوصا مادران ساده لوح و از همه جا بي خبركه علاقه زيادي به كودك خود دارند درحين بوسيدن ويا به اصطلاح وررفتن به پسر و يا دختر خود با آلت تناسلي او نيز بازي مي كنند و چون طفل در هر سني كه باشد بالاخره داراي غريزه جنسي است از اين عمل لذت مي برد و وقتي اين كار مداومت پيدا كند براي آن پسر يا دختر به صورت اعتياد در مي آيد و اگر يك روز مادرش اين كار راانجام ندهد احساس كمبود مي كند و چون نمي داند كه چه مي خواهد و بر فرض اينكه بداند قوه تكلم ندارد لذا بناي بد خلقي را مي گذارد و بدون اينكه احتياجي به شير و يا خواب داشته باشد گريه و بي تابي مي كند . مدتي كه از اين ماجرا گذشت قطعا آن طفل به مرحله اي خواهد رسيد كه مي تواند بعضي از احتياجات خود را شخصا رفع كند و در همين دوران است كه گاه و بيگاه با آلت تناسلي خويش بازي مي كند تا ناراحتي خود را برطرف سازد.
اين عادت براي اين طفل به همين صورت باقي مي ماند تا به سن بلوغ برسد و چون در آن موقع احساسات جنسي ، بيشتر به او فشار مي آورد به خودارضايي مي پردازد و در نتيجه در مدتي كوتاه به عواقب وخيم و غيرقابل جبران آن دچار مي شود .
بنابراين يكي از علل مبتلا شدن جوانان اعم از پسر و دختر به اين عمل همين بازي دور از عقل و منطق اطرافيان بي اطلاع از دستورات ديني است كه نفهميده و ندانسته موجبات بدبختي جگر گوشه هاي خود را فراهم مي كنند .
حضرت علي(ع) مي فرمايند :
‹‹ بازي كردن مادر با آلت تناسلي دختر بچه شش ساله يك قسم زنا محسوب مي شود››
اين سطور را براي پر كردن صفحات كتاب نمي نويسيم، بلكه براي اين مي نويسيم كه پدران و مادراني كه داراي فرزند هستند مواظب اعمال خود باشند و در اثر محبت هاي بي حساب و افراطي خود به كودكان موجبات سقوط آنان را فراهم نسازند .
ج)بي توجهي پدر و مادر به كارهاي فرزند
يكي ديگر از موجبات مبتلا شدن كودكان و نوجوانان بعضي شوخي هاي تحريك آميز و يا احيانا ارتباط هاي بي ضابطه آن ها با همسالان خود در مدارس يا در كارگاه ها است .
به قول موريس دبس نويسنده كتاب بلوغ:‹‹ در مدارس شبانه روزي اينكار مانند يك مرض بومي و مسري صدمه مي رساند.››
اگر در يك كارخانه يا دبستان و دبيرستان يك فرد معتاد به خودارضايي پيدا شود كافي است كه تمام همبازي هاي و همكلاسان خود را به آن معتاد كند .چون متاسفانه اوليا مدارس هم غالبا از اين موضوع بي اطلاع هستند و درصورت اطلعاع هم كمتر توجه مي كنند.!
با كمال تاسف غالب پدران و مدران به محض فرستادن كودك به دبستان و دبيرستان تصور مي كنند مسئوليت تربيتي خودشان ساقط شده بعد از اين آموزشگاه مسئول كلي اين وظيفه خواهد بود و در نتيجه هيچ نظارت و كنترلي در امر تحصيل و اخلاق كودك و جوان خود و بررسي نسبت به وضع اخلاق و شخصيت معلمي كه فرزندانشان را تعليم مي دهد نمي نمايند . اينگونه والدين حتي مربيان فرزندان خود را نمي شناسند و از صلاحيت اخلاقي آن ها ناآگاه هستند و شايد هرگز تصور اين را هم نكنند كه پدر و مادر كودك و نوجوان حق دارند درباره شخصيت اخلاقي و صلاحيت دروني و انساني معلم و دبير تحقيق كنند ، زيرا نمره اخلاق خوب و بد آموزگار نصيب همين پدر و مادر غافل و بي اعتنا به نظارت ملي و بعد هم جامعه خواهد بود .
مواظبت در ساعت رفت و آمد فرزندان ازخانه به مدرسه و بالعكس ديده نمي شود . بارها كودك و يا جواني صبح كه ازخانه بيرون مي آيد به جاي رفتن به دبستان يا دبيرستان دنبال برنامه هاي غلط خود رفته و ظهر يا عصر هم زمان باتعطيل شدن آموزشگاه ها به خانه بر مي گردد . گاهي نه خانه از مدرسه با خبر است و نه مدرسه از خانه اطلاع دارد .
د)انجمن اولياء و مربيان
شايد فلسفه ايجاد انجمن اوليا و مربيان از نظر علوم تربيتي پلي است مابين خانه و مدرسه كه اين پل ، اين دو كانون تعليم وتربيت را به هم وصل كند .انجمن اوليا و مربيان بايد با ايجاد تماس دائم بين خانه و مدرسه و نزديك نمودن نظرات والدين با مربيان فرهنگي يك رشته زنجير فكري و عملي ايجاد و به حسن تربيت كمك كند . اما انجمن هاي اوليا و مربيان ما همانند خيلي از مشاغل ديگر در بسياري از موارد بيشتر جنبه تشريفاتي دارد و سالي يكي دوبار به فكر همكاري مي افتد آن هم در جنبه هاي مادي و يا اضطراري ناخواسته .
از آنجايي كه انجمن هاي اوليا و مربيان نتوانسته اند به عنوان پناهگاه كودكان ونوجوانان معرفي شوند گاهي اين عزيزان در بحران هاي روحي كه براي آنها پيش مي آيد به جاي مراجعه به مسئولين اين انجمن ها به مراكز و موسسات ديگري متوسل مي شوند و مشكلات خود را با آنها مطرح مي كنند . نامه هاي فراواني كه از نوجوانان و جوانان به ما مي رسد شاه و گواه آشكاري بر اين مدعاي ماست .
به جاست كه با بررسي مجدد ؛ اشكالات و نارسايي هاي موجود در اين قبيل از انجمن ها و نهادهاي مسئول برطرف گردد و با يك سازماندهي جديد و بازسازي مناسب وشيوه هاي بهتر مشغول به كار گردند به گونه اي كه هم اعتماد جوانان به آنها بيشتر شود وهم از كارآيي بهتري برخوردار گردند .
در هر حال يكي از راه هاي جلوگيري از پيدايش و شيوع انحرافات اخلاقي، لزوم دقت ، كنترل و مراقبت از آموزشگاه ها ، ورزشگاه ها، كارگاه ها ، كلاس هاي تعليمات رانندگي ، خياطي، گلسازي و تمام مراكزي كه جوانان و نوجوانان در آنها مشغول به آموزش يا كارند توسط افراد متخصص و دلسوز است .
بدون ترديد هرگاه اين گونه افراد در مدرسه، آموزشگاه ،مغازه ،جامعه ، مسجد،كتابخانه و...پناهگاه داشتند كه راهنمايي شوند، هيچگاه نمي نشستند با دست خود اعترافنامه بنويسند و به گانه و آلودگي خويش اعتراف كنند .
و اينجا لزوم توجه پدر و مادر ؛ آموزگار و بالاخره مسئول كارهاي عمومي از قبيل كتابخانه ،حسابداري ،فروشگاه و... روشن مي گردد . ونقشي كه اين گونه مسئولين در كنترل مفاسد يا افزايش آن دارند آشكار مي شود .
آري ! روي همين حساب است كه وظيفه والدين سنگين تر شده و بايد مواظبت بيشتري در اين گونه اعمال نموده واقدامات لازم را به عمل آورند . بدبختانه مي توان گفت : تقريبا صدي نود نوجوانان مبتلا از سن يازده يا دوازده سالگي اين عمل خطرناك را در محيط هايي مثل كلاس آموخته و بدان معتاد مي شوند .
در اينجا ممكن است گفته شود كه اوليا چگونه مي توانند از عمل آنها جلوگيري كنند؟ اگر اندگي تامل شود معلوم خواهد شد كه انجام اين عمل بسيار آسان است و همانطوري كه موريس استاد دانشگاه استراسبورگ مي گويد:‹‹ به طور معمول اگر سعي كنيم كه جوانان را به زندگاني سالم و فعال عادت دهيم و آنان را از بيكاري و تنهايي دور بداريم با اين مرض مبارزه نموده ايم و اگر پدر بتواند به بهترين وجهي عواقب وخيم اين عادت زشت را به پسر خود بفهماند موضوع چندان مهم نخواهد بود . اصل موضوع اين است كه جوان نو رسيده چنين تصور نكند كه درنتيجه ابتلا به اين عادت از صورت انسان خارج شده و ديوي يا  غولي گرديده است. زيرا در اين صورت فشار افكار و ترديد او را خرد ومضحمل مي سازد .››
اگر پدران و مادران مواظب اعمال و رفتار كودكان خود باشند مثلا هر وقت كه فرزندانشان بي موقع به مستراح رفتند و يا در آنجا زياد معطل شدند و طول دادند و يا به عنوان درس خواندند اطاقي را خلوت كردند كاملا مواظب آنان باشند و اعمال شان را كنترل كنند . همچنين در صورت مشاهده رفتارهاي خلاف از آنها به وسيله نصيحت ،تهديد ،نوازش و يا از راه هاي ديگر،آنان را وادار سازند كه از اين عمل دست بردارند .
خلاصه مطلب اينكه مواظبت والدين در اين باره خيلي موثر است و كودك يا نوجوان هر قدر خودسر باشد باز هم تحت تاثير محبت و يا تهديد معقول و يا نصايح قرار گرفته و از عمل خود دست بر مي دارد و يا حداقل مقدار دفعات آن عادت انحرافي را كم و به تدريج ترك مي كند .
نكته قابل توجه اين است كه بدانيم چگونه فرزندان خود را نجات داده و چگونه اندرز دهيم ؛مثلا وقتي يقين كرديم كه آلوده شده اند بايد از راه هاي ازدواج ، تهديد ، .وعده، نوازش،بيان خطرات،و...اقدام كنيم ولي آنگاه كه آلوده نشده اند چه بسار خود پند واندرز او را به كنجكاوي وادار ساخته و در نهايت آلوده نمايد .
از نظر روانشناسي دوران بلوغ و جواني دوران تحول و انقلاب است . در اين دوره كودكي و ضعف و مطيع مطلق بدون سپري مي شود و جوان شخصيت مستقلي به هم مي زند . از اين دوره نحوه برخورد و ميزان توقع پدر و مادر نسبت به فرزند بايد تغيير كند و براي آنان استقلال و شخصيت قائل شوند.
نظريه پزشكان و روانشناسان متخصص
در اين قسمت به ذكر مضار و عواقبي كه از عمل خودارضايي ناشي مي شود مي پردازيم و بيماريهايي كه از اين عمل خانمان سوز ناشي مي شوند به تفصيل شرح مي دهيم .مطالبي كه در اين بخش از نظر خوانندگان مي گذرد نظريه دانشمندان و متخصصيني چون دكتر استون ، دكتر كيئسي،دكتر نوفمان ، پروفسور گوسلون،پروفسور باژه، دكتر پادرسي، سيلوانوس استال،موريس دبس و دكتر تومانيانس مي باشد .
ابتدا بايد گفته شود عمل خود ارضايي منحصر به جوانان و يا كودكاني كه تازه پا به بلوغ گذراده اند نيست ، بلكه عموميت دارد . چه بسا مردان سالخورده هايي هستند كه به اين عمل معتادند . در بين اشخاصي كه به اين عمل مبتلا هستند آنهايي كه در سن كودكي هستند اصلا درباره عملي كه مرتكب مي شوند كمترين مي شوند كمترين انديشه هاي به دل راه نمي دهند ، ولي آنهايي كه قدري به اصطلاح پخته ترند و اقلا خوب و بد را مي دانند پيش خود اين كار را اينطور توجيه مي كنند كه از انسان خواه ناخواه بايد شهوت دفع شود ، حال چه به صورت خودارضايي و چه به صورت راه هاي شرعي و طبيعي يا احتلام! در حالي كه اين حساب ، صد در صد غلط است و اين عمل غيرطبيعي با آميزش مشروع يا احتلام، زمين تا آسمان فرق دارد . اگر چه از لحاظ ضايعات منوي هردو تقريبا يكي است يعني بر اثر انجام هريك از اين دو عمل از انسان مقداري مايع خارج شده و ضايع مي شود ولي در دفع شهوت طبيعي انسان احتياجي ندارد كه از قواي تخيلي و مغزي خود استفاده كند . در صورتي كه در اين كار ناشايست مجبور است صحنه هاي خاصي را در فكر خود تجسم كند تا دفع شهوت شود و همين تجسم هاست كه قواي فكري و ذهني را آن چنان فرسوده مي كند كه در مدت كوتاهي به كلي از كار مي افتند و انسان مبتلا به چنين عادت شومي به فراموشكاري و كند ذهني مبتلا مي شود .
اسلام چه مي گويد؟!
دين اسلام از دنيا جدا نيست !
دين اسلام تنها يك سلسله مسايل اعتقادي نيست به عبارت ديگر تعاليم اسلام ،مجموعه اي از اعمال و مراسم ديني خشك نمي باشد بلكه اسلام برنامه مفصلي است براي سراسر زندگي انسان .
عقايد و عبادات و مبادي عملي و دستورات ديني اسلام ، حقايق غير مربوط و جدايي از هم نيستند ، بلكه كمال ارتباط و ملايمت در بين شان برقرار است و مجموعه مركبي را تشكيل مي دهند كه به صورت يك برنامه كامل تمام ابعاد زندگي انسان را تحت پوشش قرار مي دهند .
اين شريعت مقدس براي افراد پست و نالايق و بندگان هوي و هوس وشيفتگان دنيا و اشخاصي كه همانند بال پرنده اي در هوا در حركتند و يا همچون خس و خاشاكي با امواج دريا بالا و پايين مي روند نازل نشده است بلكه دين مقدس اسلام براي شيرهاي شجاعي نازل گشته كه خودشان را براي تغيير دادن مسير بادهاي مخالف و مقاومت در مقابل موج هاي سهمگين و تغيير دادن موج هاي باطل قادر و توانا ببينند .
راه علاج وپيشگيري
عادت غلط
اكنون كه اين حقايق روشن شد در اينجا تذكر يك نكته لازم است و آن اينكه طب امروز درحقيقت به دو بخش وسيع تقسيم مي گردد:
1-    طب پيشگيري
2-    طب درماني
در قسمت اول از آن اموري بحث مي شود كه از بروز بيماريها جلوگيري كرده و عوامل مرض را در نطفه خفه مي كند و قسمت دوم مربوط به راه هاي درمان بيماري ها بعد از بروز مرض است.
شايد احتياج به توضيح نباشد كه قسمت اول از جهات مختلفي لازم تر و اساسي تر است . در طب روحي و اخلاقي عينا اين دو بخش وجود دارد ، افرادي كه در اثر بي اطلاعي گرفتار عادت خطرناكي مي شوند و اين امر دائما روح و جان آنها را آزار مي دهد و پس از توجه به عواقب وخيم آن هرچه سعي مي كنند اين عادت را ترك كنند كمتر موفق مي شوند .
اين گونه امور به ما مي آموزد كه به موضوع جلوگيري از فراهم شدن زمينه عادت زشت ، اهميت فراوان بدهيم و يقين كنيم يك عادت  غلط، كانون خطرناكي است براي تحقق سعادت انسان.
جواناني كه خود را به آساني به دست اعتياد هاي غلط مي سپارند نمي دانند چه زنجيرگران ودردآوري به دست و پاي خود مي بندند كه رهايي از آن به اين آساني ميسر نخواهد شد .
يكي از راههاي كه براي پيشگيري از شيوع اين عمل مذموم بسيار موثر است آن است كه پدران و مادران تا آنجا كه مي توانند فرزندان خويش را كنترل كنند و هرگاه آنان رامبتلا به آن عمل يافتند با برنامه اي دقيق و در عين حال معقول آنها را از اين گرفتاري خطرناك نجات دهند ،مثلا اگر زمينه ازدواج فراهم است به فكر آماده سازي مقدمات آن بيفتند و به فرزند خود هم بگويند ، هرگاه ديدي آماده ازدواج هستي بگو تا برايت همسري انتخاب كنيم .
 


منابع :


 منبع :

جوانان چرا...؟ ،  مؤلف: استاد مصطفي زماني .

 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان