میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

پروؤه علل بررسي دزدي در كودكان ، نوجوانان و جوانان


کد محصول : 10001895 نوع فایل : word تعداد صفحات : 41 صفحه قیمت محصول : 5000 تومان تعداد بازدید 383

فهرست مطالب و صفحات نخست


علل بررسي دزدي در كودكان ، نوجوانان و جوانان

فهرست مطالب
عنوان                                        صفحه
مقدمه
تعاريف
تاريخچه بزهكاري
خصوصيات شخصيتي فرد بزهكار
علل و عوامل مؤثر در بزهكاري اطفال و نوجوانان
الف: عوامل اجتماعي
محيط داخلي و خانوادگي
تاير رفتار والدين بر روي اطفال
ب: عوامل فردي (علل جسمي و روحي)
عوارض والدين
علل و عوامل شخصي
ج: محيط اجتماعي (خارجي به معني اخص)
سينما و تلويزيون
مطبوعات و نشريات
پاركها و اماكن عمومي
د: علل و عوامل غير مستقيم و استثنايي
طلاق و جدايي والدين
علل و عوامل موثر در طلاق
بزهكاري در جوامع شهري و روستايي
پيشگيري و درمان
اقدامات مفيد و سودمند دولتها در روسپيگيري بزهكاري
منابع و مآخذ
 
مقدمه
از آفات اجتماعي كه مخصوصا پس از جنگ جهاني قرن حاضر موجب متلاشي شدن خانواده ها و سرگردان شدن كودكان ستمديده‌اي شده است كه بر اثر كمبود مواد غذايي در زمان جنگ يا سالهاي پس از جنگ و نداشتن سرپرست و حامي به پرتگاه دزدي و بي‌عفتي و بدبختيهاي ديگر اجتماعي سوق داده شده‌اند و موجب افزايش بزهكاري در ميان اطفال، نوجوانان و بالاخره جوانان گرديده است.
از طرف ديگر، تمدن ماشيني نيز، نابسامانيها و ضايعات انساني فراواني را بار آورده كه از آن جمله، از هم گسيختگي روابط اجتماعي است كه عليرغم كليه تمهيدات و اقدامات دولتها اين از هم گسيختگي روابط، به بزهكاري نوجوانان ختم مي‌گردد.
امروزه يكي از مسائلي كه روز بروز بيشتر مورد توجه روانشناسان و افرادي كه به نحوي به مساله بزهكاري نوجوانان سر و كار دارند قرار مي‌گيرد. تاثير و نفوذدر پيدايش رفتارهاي خارج از قاعده و تهاجم آميز نوجوانان است. به دلايل بسياري كه مهمترين آن جدايي روحي و جسمي افراد خانواده از يكديگر مي‌باشد، كودكان و نوجوانان امروزي ساعات بيشتر و ايام زيادتري از دوران طفوليت خويش را در محيط مدرسه مي‌گذرانند و در پاره‌اي از موارد اصولا مدرسه براي تعدادي از پدران و مادران امروزي به صورت پانسيون كم خرج و بي ضرري در آمده كه به ايشان فرصت مي‌دهد تا آزادانه از زير بار مشكلات فرزندان خود شانه خالي كنند.
نكته تاسف انگيز تنها در اين خواهد بود كه مدارس آن چنان كه در بسياري از ممالك در حال توسعه مشاهده مي‌گردد آماده پذيرايي وظيفه دشوار خويش نباشند و از همه مهمتر اين كه اين مسئوليت را آن چنان كه بايد و شايد نشناسند و در چنين مواقعي خواهد بود كه به قول روانشناس معروف «كارل گرسين»: «در بسياري از  موارد، مدارس خود عامل ارتكاب نوجوانان به بزهكاري خواهند بود.»
در بسياري از موارد، نوجوانان به دليل برنامه نامناسب تحصيلي و محيط سرد و غم انگيز مدرسه، عادت به شكست را به عنوان يك خصوصيت فردي و ارثي مي‌پذيرند و با چنين ضعف و نقصان بزرگي پا به جهان بزرگسالان مي‌گذارند. معمولا نوجوانن اولين قدم خويش را به عالم بزهكاري با فرار از مدرسه، بر مي‌دارند و اين خود چيزي است كه اگر مدرسه تنها عامل ارتكاب آن نباشد در پيشگيري و درمان آن مي توان نقش موثرتري را ايفاء نمايد. وقتي نوجوان عالم خارج از مدرسه و محيط اجتماع را بر چهار ديواري مدرسه ترجيح مي‌دهد،‌بدون شك برنامه مدرسه، براي اين جوانان گيرايي و جذابيت كافي را ندارد.
از اواخر قرن نوزدهم به بعد روانشناسان، روانپزشكان و قضات و حقوقدانان متخصص در امر ارتكاب جرم. ناحيه اطفال و نوجوانان جهت بافتن علل و انگيزه‌هاي آن مشغول بوده‌اند، در اين مورد، دو تن از اساتيد حقوق جزاي فرانسه چنين مي‌نويسند: «اگر قبول كنيم كه براي تامين سلامت افراد، پيشگيري مرض از معالجه آن بهتر است، بايد قبول كنيم كه از نظر حفظ مصالح اجتماعي پيشگيري از جرم نيز بهتر از مجازات مجرم خواهد بود.»
هر كشوري آداب و رسوم ، فرهنگ، اخلاقيات و مباني اقتصادي و زير بناي اجتماعي خاص، منحصر به فرد خود را دارد.
با توجه به اين نكات ممكن است كه اصلا بزهكاري در يك سرزمين غير از آنچه كه در ساير كشورها معمول است، تلقي گردد و زمينه و تسهيلاتي در ارتكاب جرم وجود داشته باشد كه در كشورهاي ديگر اين زمينه موجود نباشد، مثلا در ايالات متحده آمريكا به واسطه وسعت كشور، حاصلخيزي خاك، تسهيلات فني، و ثروت سرشار تراستها و كارتلها، زمينه كانگستريسم خيلي بيشتر از كشورهاي اروپايي و يا شرقي فراهم است.
از همه اينها گذشته ، حداقل سني براي آن كه نوجوانان، مسئول به حساب آيند و يا حداكثر سني براي فرد بزهكار، «نوجوان» به حساب آيد در سرزمين‌هاي مختلف متفاوت است، از اين رو در بعضي كشورها گروههاي وسيعي در زمره «؟؟؟ بزهكار» به حساب مي‌آيند . در صورتيك ه در سرزمين ديگر اينگونه افراد جز «بزهكاران بزرگسال» محسوب مي‌شوند.
بدين جهت اصولا نمي توان يك مقايسه منطقي در مورد بزكاري نوجوانان در شرق زمين با كشورهاي غربي به عمل آورد.
بزهكار در اصطلاح علوم رواني و تربيتي امروز، به طور كلي به افرادي گفته مي‌شود كه حداقل يك مشكل تربيتي، براي جامعه ، پليس، كارگردانان دستگاههاي قضايي به وجود آورده باشند. البته بزهكاري اين افراد داراي مراحل شدت، ضعف فراوان مي‌باشد، مثلا از يك دزدي كوچك از مدرسه و … شروع مي‌شود و به انواع بزهكاريها، سركشي عليه قانون،‌انجام اعمال و جناياتي مانند قتل نفس، عمل منافي عفت، ولگردي، سرقت و دزدي و … و نظاير اينها منتهي مي‌گردد جوان بزهكار، به هر كودك يا جواني كه سلوك و رفتارش از عرف اجتماعي خارج باشد به طوري كه براي خود و جامعه‌اش خطرناك باشد هر كودكي كه با نظام حكومت مخالفت كند يا از اوامر خانواده، معلم و اولياي امور سرپيچي كند گفته مي‌شود.
توجه زيادي كه امروز به بزهكاري جوانان معطوف مي‌شود فقط تا حدودي به اين دليل است كه بزهكاري مقدمه جرم و يا تهديد براي ايمني و مالكيت شخصي است علت ديگر آن ترس از اين است كه جامعه در انتقال ارزشهاي مثبت اجتماعي به جوانن خود با يك شكست روبرو مي‌شود و به عبارت ديگر بزهكاري غافلگير كردن در خود جامعه تلقي مي‌شود.
آموزگاران بايد با بردباري اگر با چنين مواردي روبرو شده، برخورد نمايند.
با صبر و بردبباري تمام مصائب و سختيها حل خواهد شد.
با استفاده از سوره لقمان قرآن كريم
و وصيت و سفارش حضرت علي(ع) به فرزندش امام حسن (ع)
تاريخچه بزهكاري
بزهكاري نوجوانان، مسئله نو و جديدي براي دنياي ما نيست. تاريخچه وجود آن را مي‌توان حتي تا سال 306 قبل از ميلاد تعيين نمود در ميان اولين قوانين روميها، مواردي را مي‌توان يافت كه خاص اطفال دزد وضع گرديد.
در دوران قديم كساني كه بر خلاف مقررات اجتماع خود رفتار مي‌كردند افرادي خبيث و غير قابل ترحم مي‌دانستند و مردم براي در امان ماندن از غضب الهي و نابودي، متهم را به شديدترين مجازاتها محكوم مي‌كردند.
در صورت وقوع جرم از طرف كسي، اقوام و دوستان وي نيز در امان نبودند و حتي به جرم قاتل بودن پدري، فرزندانش را نيز به قتل مي‌رساند و اين گونه عدالت را اجراء مي‌كردند.
اما در اثر تحولات اجتماعي و نفوذ احكام اسلامي، قانون قصاص جاي انتقام را گرفت و حدي براي مجازاتها قرار دادند كه اين قانون قصاص در قوانين روم و يونان و مصر و … وجود داشت. در اين قانون قصاص به كودكان و اطفال نيز در امان نبودند، اما با پيشرفت تمدن، سن اطفال و ميزان مسئوليت آنان در ارتكاب جرايم مورد توجه قرار گرفت و در قوانين كيفري، مجازات اطفال بزهكار، خفيفتر از مجازات بزرگسالان پيش بيني شد. با ظهور حضرت مسيح، عقايد اخلاقي فلاسفه آميخته با افكار مذهبي مسيح گرديد و رحم و نيكوكاري كه يكي از اصول مذهب مسيح است سبب شد كه مبلغان مسيحي به فكر اصلاح و تربيت بزهكاران و هدايت و حمايت اطفال بي‌پناه كوشا باشند. در اجراي روشهاي اصلاحي و تربيتي در سال 1602 در شهر آمستردام هلند اولين زندان تربيتي جهت اطفال بزهكار افتتاح شد. در سال 1667 در شهر فلورانس ايتاليا اولين زندان انفرادي جهت نگهداري اطفال تاسيس گرديد.
 
خصوصيات شخصيتي فرد بزهكار
نوجوان بزهكار در مقايسه با گروه غير بزهكار همتاي خود از لحاظ اجتماعي، پر جرا‌ت‌تر، جسورتر است نسبت به مراجع قدرت بي‌اعتناتر، انگيزه پيشرفت در او كمتر است. خشم گين‌تر ، بد‌گمان‌تر، بدتربيتي است و در ضمن تسلط كمتري بر خود دارد، بسياري از اين نشانه ها ماهيتا ضعيف نشان دهنده احساسات رنجور، احساس بي‌كفايتي، طرد شدگي عاطفي و نياز به ابراز وجود است.
بزهكاران خود را بيش از ديگران تنبل، خود غمگين و نادان مي دانند و خود را آدمهاي نامطلوبي مي‌دانند و براي خود ارزش و احترامي قائل نيستند و علاوه بر اين در استنباط از خود دچار سردرگمي و تضاد هستند نامطمئن و دجار حالات متغير هستند.
افراد بزهكار در فعاليتهاي تفريحي خانوادگي شركت نمي‌كنند و با مدرسه خصومت دارند يا به آن بي‌اعتنا هستند و مشكلات شخصيتي و عاطفي دارند و معمولا با پليس سر و كار داشته‌اند.
بزهكاري نوجوان از نظر روان پزشكي يكي از اشكال اجتماعي ناسازگار مي‌باشند و چنان كه  مي‌گويد: «سلوك و رفتاري كه خود شخص را ارضاء مي‌كند ولي مورد قبول و پسند جامعه نباشد سلوك دشوار يا بزهكاري و حتي در بعضي موارد جنايت ناميده مي‌شود.»
 
علل و عوامل موثر در بزهكاري اطفال و نوجوانان
مي‌دانيم كه براي پيشگيري از جرم، شناخت علل و انگيزه‌هاي آن لازم است. بنابراين ما بايد قبل از هر چيز به بررس علل و عوامل مؤثر در بزهكاري اطفال و نوجوانان مي‌پردازيم، اين نكته مسلم است كه هيچ معلولي بدون علت نمي تواند باشد. طفلي كه مرتب جرم ، جنايت و يا هر نوع عمل ضد اجتماعي ديگر شود به احتمال قوي تحت فشار شرايط اجتماعي و خانوادگي، جسمي و رواني خويش قرار دارد، به عبارت ديگر جرم، به طور كالي حاصل يك عيب و نقص مادر زادي نيست بلكه نمودار نقص در تعليم و تربيت است.
به طور كلي علل ظاهري و معمولي جرايم اطفال و نوجوانان را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد:
الف: عوامل اتماعي «اثرات محيط اجتماعي بر فرد»
ب: عوامل فردي «جسمي يا روحي»
علاوه بر دو دسته عوامل اساسي فوق الذكر، امروز بعضي از محققين، دو نوع ديگر از عوامل را نيز به عنوان انگيزه ازدياد بزهكاري پذيرفته‌اند كه يكي عبادت از جنگلها، اغتشاشات داخلي يا خارجي يا حوادث طبيعي و قهري طبيعت نظير سيل، زلزله و … است و ديگري طلاق و جدايي پدر و مادر و در كل روابط پدر و مادر است كه گاهي موجب سوق دادن اطفال به سوي انحرافات اخلاقي و ارتكاب جرم و جنايت است.

الف: عوامل اجتماعي
در ميان اين دسته از عوامل مولد جرم بايد محيط خانوادگي يا «داخلي» و محيط اجتماعي «خارجي» مثل كوچه يا خيابان، مدرسه، سينما، و نظاير اينها را بايد از يكديگر تفكيك كرد.
لازم به توضيح است كه بزهكاراني كه دچار هيچ نوع اختلال رواني يا بدني نباشند آنگاه مي توان نسبت به عوامل اجتماعي مؤثر در بزهكاري مشكوك شد. آنچه كه بررسيها و تحقيقات نشان مي‌دهند اين است كه معمولا وقتي در جامعه‌اي ثبات و پايداري اجتماعي وجود نداشته باشد، مثلا در جامعه شورش و انقلاب غوغا كند و يا پاره‌اي شرايط غير عادي و سازش نايافتگي عمومي در جامعه رواج داشته باشد طبعا ميزان بزهكاري رو به افزايش مي‌گذارد و برعكس، هر قدر جامعه به سوي پايداري و ثبات سوق داده شود از ميزان بزهكاري كاسته مي‌شود.
در حقيقت مجموعه مطالعات اجتماعي نشان مي‌دهد كه بسياري از بزهكاران در واقع آسيب ديدگان «بهنجار» يك جامعه «نابهنارند» يعني افرادي هستند كه از نظر رواني طبيعي و بهنجارند ولي به اين علت كه جامعه دجار اغتشاش اجتماعي و وضع نابهنجار بوده‌اند، آنان دست به بزهكاري زده‌اند.
البته در برابر عوامل اجتماعي اعم از فقر، شورش و انقلاب، تغييرات صنعتي و يا اغتشاشات خانوادگي عملا افرادي بيشتر مرتكب بزه مي‌شدند كه آستانه مقاومتشان در مقابل اين مسائل كم باشد.
ما نبايد عامل اجتماعي را هميشه به عنوان عامل مستقيم قلمداد كنيم. بسياري از عوامل اجتماعي از راه يك عامل رواني فرد را به سوي بزهكاري مي كشانند. يعني انگيزه نهايي در فرد ايجاد مي‌كنند كه وي به ناچار مرتكب اعمال ضد اجتماعي مي‌گردد و در شمار بزهكاران قلمداد مي‌شوند.

ب-محيط داخلي و خانوادگي
از جمله عوامل اجتماعي بسيار مؤثر در بزهكاري محيط داخلي و خانوادگي است از آمار جرايم اطفال در كشورهاي مختلف بر مي‌آيد كه اكثر مجرمين صغير، منتسب به خانواده‌هايي هستند كه سطح زندگي و فرهنگ بسيار پائيني دارند.
خانواده ركن اصلي جامعه است و طفل اولين درسهاي خود را در آنجا فرا مي‌گيرد، بنابراين والدين وظيفه‌اي خطير و سنگين در امر تربيت اطفال به عهده دارند و كوچكترين غفلت آنان موجب سرگرداني طفل و يا انحراف از راه درست و سقوط به پرتگاه جرم و جنايت خواهد شد.
آمار رسمي حاكيست كه 60 تا 70 درصد بزهكاران جوان، از خانواده‌هاي متلاشي شده هستند كه به سبب بي‌عفتي يا جنايات ديگر رشته زناشويي يا گسيخته و كودكان معصوم را دچار سرنوشت مبهم و تاريك نموده اند. اختلافات خانوادگي و ناسازگاري زن و شوهر با هم تاثير مستقيم و نامطلوبي بر روي كودكان گذاشته و غالبا آنان را به سوي جرم و خود كشي سوق مي‌دهد، زيرا در خانواده‌اي كه تفرقه و جدايي حكومت مي كند، اگرچه طفل عملا و در ظاهر از كانون خانوادگي طرد نشده اما در درون و باطنا خود را تنها و بي‌پناه حس مي‌كند. بديهي است  طفلي كه در خانه رنگ آرامش و محبتي را كه به آن نياز دارد، نبيند، ناچار است آن را در كوچه و خيابان و نزد اين و آن بجويد و در اين حال چه بسا كه چنين طفل و نوجواني رانده شده‌‌ايي به دام و شيطان صفات اجتماعي افتاده و از راه راست منحرف و در اين صورت اگر باز هم به آن علائق و خواسته‌هاي دروني خود نرسد و از مردم اجتماع نيز چزي نبيند. طبعا در صدد انتقام برآمده به طور «آگاهانه» يا «ناآگاهانه» سعي مي‌كنند كه با انجام كارهاي خلاف قانون و نظام اجتماعي، آتش كينه و دشمني خود را نسبت به جامعه و فرد نشان دهد.
درباره تاثير محيط خانوادگي در بزهكاري، يكي از جرم شناسان معاصر به نام «رنه رستن» چنين مي نويسد: «اثرات ناشي از شرايط نامطلوب خانوادگي بر روي اعضا و خانواده‌ امري مسلم و غير قابل انكار است و آمار جرايم مختلف نشان مي‌دهد كه   بزهكاران خردسال در يك خانواده نامتعادل يا منحط رشد كرده و پرورش مي‌يابند.» در اينجاست كه مدرسه بايد نقش سازنده خود را نشان دهد.
هرگاه طفلي در محيط خانوادگي خود، داراي اطرافيان دلسوز و مهرباني نباشد طبعا احساس بدبختي نموده و سعي مي‌كند كه خود را حتي المقدور از كانون خانوادگي دور ساخته و سعادت و آرامش گمشده خويش را در محيط‌هاي خارجي بيابد. در اين صورت علاوه بر عدم سرپرستي و كنترل دقيق در كوچه و خيابان با خواه، ناخواه با عده‌اي ديگر چون خودآواره كه غالبا در كوچه‌ها، خيابانها، پاركهاي عمومي، سينماها و ديگر اماكن عمومي برخورد و معاشرت خواهند كرد. تاثير سوء غير قابل انكار اينگونه معاشرتها، مخصوصا براي كودكان و نوجوانان كه مدرسه را رها كرده و كار معيني ندارند بسيار شديدتر است.

تاثير رفتار والدين بر روي اطفال
1- تقليد از والدين
از آنجا كه پدر و مادر اولين و نزديكترين كساني هستند كه مورد تقليد كودكان خود واقع شد و سرمشقي براي اطفال و نوجوانان خود مي‌گردند، لازم است كه درحضور فرزندان خود رعايت احترام را نسبت به يكديگر نموده و در گفتگوها و مكالمه‌ها با يكديگر ادب و نزاكت را فراموش ننمايند در غير اين صورت بر اثر سهل انگاري والدين، كم كم قبح كلمات و الفاظ ركيك در نظر فرزندان از بين رفته و اگر به موقع جلوي آن گرفته نشود به تكرار اين گونه الفاظ عادت و كارش به جايي مي‌رسد كه در اصطلاح عامه به لفظ «بي‌تربيت» از او ياد مي‌كند.
كودكان همچون نوار ضبط صوت هستند كه هر چه به حافظه آنها برسد آن را در خود حفظ خواهند كرد.
 
2- تنبيه و تشويق
بعضي از والدين و حتي مربيان كودك، معتقد به تنبيه بدني هستند و معتقدند كه در سنين پائين طفل به اندازه كافي رشد فكري ندارد كه بتوان او را از راه صحيح و منطقي متوجه قُبح اعمالش نمود و از ادامه راه غلط منحرفش كرد، برعكس بعضي ديگر تنبيه بدني را به هيچ وجه جايز ندانسته و معتقدند كه تنبيه بدني، نه تنها نتيجه در جهت انصراف طفل از بد زباني و ارتكاب جرم ندارد كه غالبا موجب لجبازي و كينه توزي كودك شده و حتي خاطره بدي از خشونت والدين در ذهن او به جاي گذاشته و حس اعتماد به نفس را از طفل سلب مي‌نمايد.
روشهاي منضبط كردن كودك و نوجوان كه در آينده بزهكار از آب در مي‌آيند، سست، غير معقول يا بسيار سختگيرانه و معمولا همراه با تنبيه بدني بوده و كمتر در مورد رفتار نادرست كودك با او گفتگو مي‌شود و يكي از خصوصيات خانواده‌هاي فرزندان پرخاشگر و بزهكار بي‌انضباطي و عدم نظارت والدين مي‌باشد زيرا آنان با رفتار غير قابل قبول كودك، رفتار عاقلانه و قاطعانه‌اي ندارند و نمي‌دانند روشهاي مؤثري براي كنار آمدن با تضادهاي خانوادگي وجود دارد.
 
ب: عوامل فردي «علل جسمي و روحي»
علل جسمي و روحي موثر در بزهكاري بر دو نوع تقسيم مي‌شوند:
1-علل و عوارض والديني كه مربوط به پدر و مادر كودكان است.
2-علل و عوامل شخصي كه خود طفل به آنها دچار است.
الف: عوارض والديني: بعضي از والدين در ازاي علل و عوامل شناخته شده‌اي هستند كه وجود آنها در والدين ممكن است در ارتكاب جرم از ناحيه اطفال واقع شود كه عبارتند از:
1-اعتياط مفرط پدر و مادر: اعتياط به هر يك از مواد مخدر باعث ايجاد محيطي نامناسب و نامساعد جهت تربيت صحيح كودكان و نوجوانان خواهد بود چرا كه اينگونه اعتياطات غالبا فقر و بدبختي و عدم تعادل رواني و عدم توجه به موازين اخلاقي را به دنبال دارد همچنين اين امر ممكن است در نتيجه توارث موجب عقب افتادگي رواني و عقلي طفل گردد.
2-امراض و علل جسماني والدين: امراض روحي و جسمي والدين ممكن است علتي براي ارتكاب جرم از ناحيه طفل گردد، امراض جسماني مانند شانكر، سيفليس، سل، صرع و نظاير اينها كه غالبا موجب تولد اطفال ناقص الخلقه يا نامتعادل از لحاظ روحي و رواني و گاهي جسمي مي‌گردند.
3-ضعف قواي عقلاني والدين: واضح است كه والدين ابله، سفيه يا مجنون نمي‌توانند آنچنان كه بايد و شايد اطفال خود را تربيت كرده و در اعمال و رفتار آنها نظارت و مراقبت كافي را داشته باشند.
4-شرايط حمل و ولادت: بيماريهاي عفوني مادر در زمان حاملگي، در تشكيل شخصيت بزهكار فوق الذكر موثر مي‌باشد. شرايط و مقتضيات هنگام تولد طفل نيز اهميتي فراوان دارد و نبايد از نظر دور داشت كه گاهي وارد آمدن ضرباتي به مغز يا مخچه نوزاد در هنگام تولد و يا با نرسيدن اكسيژن كافي در لحظه تولد، نوزاد سلامتي جسمي و روحي خود را از دست داده و تعادل روحي و رواني خود را فداي غفلت و سهل انگاري اطرافيان كرده است و گاهي سن بالاي مادر در زمان حاملگي باعث عقب افتادگي‌هاي جسمي و رواني و عقلي نوزاد مي‌گردد كه در صورت مهيا بودن ديگر شرايط بزهكاري،‌ مسلما اين اطفال نيز به سوي بزهكاري گام بر خواهند داشت. والدين نقش اساسي در تربيت فرزند به عهده دارند و بعد مدرسه شادي‌آور براي كودكان در مقطع ابتدايي.

ب: علل و عوامل شخصي
برخي از جرم شناسان و متخصصين جرايم اطفال عقيده دارند كه نقايص و عوارض جسماني هم در ارتكاب جرم مؤثر اس.
ولي بايد گفت كه نقايص بدني به خودي خود در اين امر كافي نيست، زيرا در طول تاريخ بارها مشاهده شده كه برخي از نوابغ و مشاهير علم و ادب و سياست كساني بوده‌اند كه در طفوليت و حتي بزرگسالي از نقايص بدني رنج برده‌اند. شرح حال بزرگاني چون لرد بايرون ، ناپلئون، پاسگال، آبراهام لينگلن، فرانكلين، روزولت گواه صادقي بر اين مدعاست.
بنابراين موارد، تأثير نقايص بدني اطفال، بستگي به طرز رفتاري دارد كه اولياء و اطرافيان نسبت به اينگونه اطفال در پيش مي‌گيرند. چنانچه رفتار اطرافيان خالي از تحقير و توهين باشد، صرف نقيصه بدني هيچ گونه تاثيري در ارتكاب جرم نخواهد داشت.
هر چند تعدادي از بزهكاران و مرتكبين اعمال خلاف همه بيماراني هستند كه تنها بر اثر يك اختلال جزيي در ترشح يكي از غدد دروني و بر هم خوردن توازن شيميايي، كج خلقي، گستاخ و جسور مي‌گردند. كساني كه دچار اختلال پاره‌اي از اين غدد مي‌گردند به آساني نمي‌توانند با زندگي عادي مردم از در سازش درآيند و به ناچار سر به طغيان مي‌گذارند و در اين صورت به آنها بر چسب بزهكار زده مي‌شود.
كساني كه از نقيصه‌هاي بدني يا عضوي رنج مي‌برند، غالبا دچار احساس كهتري يا عقده حقارت خواهند شد و به دنبال آن آزردگي روان است كه ممكن است به اقدامات غير اجتماعي يا غير اخلاقي دست بزنند.
از اين زاويه نقيصه‌هاي عضوي به طور غير مستقيم و از طريق ايجاد مكانيزمهاي رواني غير عادي مي‌توانند موجبات بزهكاري را فراهم آورند.
عدم تعادل رواني و كمبود بهره هوشي و نقص قواي دماغي نيز به خودي خود عامل اصلي و منحصر به فرد بزهكاري اطفال نيستند ولي اين مسائل مي‌توانند زمينه مساعدي جهت پذيرش تلقينات سوء وسوسه‌هاي منحرف كننده را فراهم نمايند.
 
ج: محيط اجتماعي (خارجي به معني اخص)
محيط اجتماعي يا خارجي مثل كوچه، خيابان، مدرسه، سينما، پاركها و مطبوعات و…

1-سينما و تلويزيون:
اين نكته غير قابل انكار است كه سينما و تلويزيون به واسطه كشش خاصي كه دارند اثرات عميق روحي و تربيتي بر جوانان و نوجوانان و اطفال باقي مي‌گذارند. بنابراين هرگاه فيلمهاي سينما و برنامه‌هاي تلويزيون حاوي مطالب مفيد اجتماعي و تربيتي باشد. اطفال و كودكان و نوجوانان را به سوي هدفهاي عالي انساني رهبري خواهند كرد و از آنها عناصر مفيدي براي خدمت به اجتماع و همنوعان خويش به وجود خواهند آورد و برعكس هرگاه برنامه هاي تلويزيون و سينما شامل فيلمهاي جنايي،‌ پليسي، قتل و غارت و كشت و كشتار باشد. روح ماجراجويي و درنده خويي را در نوجوانان بيدار كرد و از آنها عوامل مخرب ضد اجتماعي ببار خواهد آورد.
از آنجا كه قوه عاقله كودكان و نوجوانان ضعيف است و هنوز قدرت درك، نتايج اخلاقي كه در بعضي از فيلمهاي جنايي نهفته است را ندارند، متاسفانه قادر به پندگيري از اينگونه فيلمها نبوده و صرفا به خاطر اين كه فلان قهرمان فيلم با كارهاي خلاف قانون خود موجب كسب شهرت ويا قدرتي براي خويشتن شده، اينگونه كودكان نيز كوركورانه از او پيروي كرده و مي‌كوشند تا با ارتكاب اعمالي نظير اعمال قهرمان فيلم، براي خود وجهه و يا ثروت و قدرتي كسب نمايند.
ناگفته نماند كه سينما را نمي‌توان به طور مطلق محكوم كرد چه بسياري از فيلمهايي كه با نشان دادن شاهكارهاي ادبي ، تاريخي ، ملي، روح شهادت و شجاعت و ميهن پرستي را در كودكان وحتي بزرگسالان زنده مي‌كنند.

2-مطبوعات و نشريات
گاهي اوقات مطبوعات منجمله كتابها و مجلات مخصوص جوانان و نوجوانان كه غالبا مسائل عشقي و جنبي بر پرده‌اي را مطرح مي‌كنند نوجوانان را كه در سنين بحراني بلوغ هستند، ناخودآگاه به ورطه انحرافات جنسي و ارتكاب جرم و جنايت سوق مي‌دهند.
بدتر از آن كار برخي از روزنامه‌هاي خبري است كه اخبار مربوط به سرقت يا جنايت را با تيترهاي درشت و هيجان انگيز در صفحه حوادث منتشر كرده و با آب و تاب بسيار درباره آن قلمفرسايي مي‌نمايند و همچنين عكسهاي شهوت انگيز و جنايت زاري برخي مطبوعات بازرگاني را فراموش نكنيم و بايد متذكر شد كه اين فيلمها و صحنه‌ها كه از نظر اصول روانشناسي و جرم شناسي و تربيتي به روح پاك و بي‌آلايش كودك را آلوده مي‌كنند و مسئول غير مستقيم جنايات هستند و سهم موثري در بزهكاري دارند زيرا كه در اثر تكرار جرائم كوچك براي دفعات بعدي با سهولت بيشتري اقدام به ارتكاب جرائم بزرگتر مي‌نمايند و رفته رفته درفن خويش ماهر گرديده و به آساني و در محيط ارتكاب يعني مغازه، كوچه، سالن سينما مي‌گردد و روز به روز ورزيده‌تر گشته و براي جامعه خطرناكتر مي‌شود.
 
د-علل و عوامل غير مستقيم و استثنايي
اين دسته از عوامل هميشگي نيستند و تاثير آنها نيز در بزهكاري مستقيم و مختوم نيست، عبارتند از:  جنگ، اغتشاشات داخلي، حوادث قهري طبيعي نظير سيل و زلزله و بالاخره طلاق به هنگام روز جنگ يا انقلاب و اغتشاشات داخل، از يك طرف ثبات و دوام و بقاي خانواده ها دچار تزلزل مي‌گردد و از طرف ديگر رشد اقتصادي جامعه متوقف شده و فقر عمومي رو به افزايش مي‌گذارد كه اين دو عامل و تعطيلي مدارس از طرف ديگر، باعث سوق دادن اطفال به سوي ارتكاب جرم مي‌گردند. و در زمان تكنولوژي كه اينترنت و ماهواره هم به درد ما افزوده شده است.
منظور از حوادث قهري طبيعي با آنگونه حوادث و مصائبي است كه بر اثر خشم و قهر طبيعت بروز كرده و خسارت و خرابيهاي بزرگي را به وجود مي‌آورند. در چنين موقعيتي طبعا يكي از رايج‌ترين جرايم. سرقت براي و سير كردن شكم است. علاوه بر اين چه بسيار دختران و پسران خردسال و بي سرپرست كه براي سير كردن خويش ناچار از انواع پليديها و زشتي‌ها و پستي ها خواهند بود.
طلاق و جدايي والدين نيز از جمله عوامل مهم است عوامل خانوادگي مخصوصا آن عواملي كه موجب جدايي و محروم كردن كودك از توجه و مراقبت والدين مي‌شود. تاثيري سوء بر رفتار كودكان دارد. جدايي طولاني از والدين خصوصا به مادر توام با فقدان يا كمبود مراقبت مادر و يا عوامل كوتاه ولي كلي در جداي از والدين و يا وجود اختلال و نارسايي در روابط عاطفي طفل با والدين و يا جانشين آنها به ويژه در سالهاي نخستين كودكي، تاثيرات سويي در زمينه رشد شخصيت و نيروهاي عاطفي و به خصوص قدرت سازش اجتماعي كودك داشته و تحت شرايطي خاص در اكثر موارد او را به سوي بزهكاري سوق مي‌دهد.
«گسيخته شدن ارتباط نوجوان با والدين يكي از اساسي ترين علل بزهكاري مي‌باشد». بايد خاطر نشان ساخت كه طلاق در ميان طبقات پائين اجتماع به مراقبت بيشتر است. مطالعات محققان و متخصصين مسائل خانوادگي نشان مي‌دهد، اشخاصي كه داراي شخصيت متعادل مي‌باشند در زندگي  زناشويي نيز خوشبخت‌تر هستند اختلاف در ازدواج بيشتر ناشي از عدم تطابق دو شخصيت با هم هستند.

علل و عوامل طلاق
بر اثر نتايجي كه كم و بيش از بعضي تحقيقات محققين داخلي و خارجي بر مي‌آيد، علل زير را مي‌توان مهمترين عوامل طلاق دانست كه شناسايي آنها ميتوانند كمك موثري براي پيشگيري ازآنها بنمايد:
1-ازدواجهاي اجباري: با توجه به ضعف اعتقادات مذهبي، به خصوص در شهرها و مراكز و افزايش روز افزون طلاق در خانواده‌هاي شهري معلوم مي‌شود كه ازدواجهاي اجباري در شهرها و در ميان خانواده‌هاي متمكن كه به خاطر حفظ مصالح خانواده و يا كسب مال و ثروت ، هنوز هم به صورت حاد و ناراحت كننده‌اي مطرح بوده است وجود دارد.
البته ناگفته نماند كه در خانواده‌هاي كه سطح مالي پايين دارند ، گاهي اوقات دختران كم سن و سال خود را به مردان مسن ثروتمند مي‌دهند بدون اين كه به شرايط ديگر ازدواج توجهي داشته باشند فقط ملاك مادي فرد را در نظر مي‌گيرند.
2-تفاوت سني نامعقول بين زن و شوهر: در ازدواجهاي اختياري تا حدودي تفاوت سن بين زن و شوهر لازم است ولي در ازدواجهاي اجباري فاصله سني زيادي، عامل مهم عدم تفاهم بين زن و شوهر بوده و غالبا منجر به طلاق و جدايي مي‌گردد.
3-سطحي نگري به مسئله ازدواج: ازدواجهايي كه بر مبناي يك احساس تند و يا يك ميل زودگذر باشد سرانجامي جز جدايي نخواهد داشت اين نوع ازدواجها كه بر عشقهاي دروغين و ظاهري مبتني است اخيرا در كشورها، رو به افزايش گذاشته است.
گاهي پائين بودن سطح فرهنگ، عدم توجه به هدفهاي عالي تشكيل خانواده‌ ناقص يا نارسا بودن مقررات و قوانين مربوط به ازدواج باعث مي‌شود كه سنگين بودن «مهريه» زن را به فكر تجارت و قليل بودن آن مرد را به فكر عياشي بياندازد، اگر عميقا تفكر نمائيم هيچ گاه «مهريه» ضامن سعادت و توفيق در ازدواج نيست.
 
4-فقر مالي و عوامل اقتصادي
عامل اقتصادي به صور مختلفي باعث اوج گرفتن اختلاف بين زن و شوهرهاي جوان و گسيختن رشته زناشويي آنها گرديده است كه اين عامل از هزينه‌هاي هنگفت برگزاري مراسم باشكوه ازدواج گرفته تا گذران زندگي با فقر و مشقت فراوان بعد از ازدواج ادامه دارد كه مسلما عاقبتش به جدايي مي‌انجامد.

5- چند همسري
چند همسري و وجود فرزند و همسر يا نداشتن فرزند نيز از علل بروز اختلاف و در نتيجه طلاق و جدايي و جنايات موحش ديگر مي‌گردد.

6-دخالت خانواده هاي طرفين و بهانه‌جوييهاي زن و شوهر
از مهمترين عوامل طلاق مخصوصا در خانواده‌هاي ايراني، دخالت خانواده ها در زندگي مشترك خانوادگي مي‌باشد اين مشكل به طور شديدي در زوجهاي جواني كه داراي آداب و رسوم و عادات و سنتهاي خاص خود هستند ، مشاهده مي‌گردد.
البته مطالعات گاهي نشان داده اند كه احتمال بزهكاري نوجوانان در خانواده‌هايي كه از هم پاشيده نيستند ولي خصومت متقابل، بي‌اعتنايي و بي‌‌احساسي بين اعضاي آن وجود دارد، بيشتر است تا در خانواده‌هايي كه از هم پاشيده‌اند ولي محبت متقابل و حمايت و به هم پيوستگي بين اعضاي آن حاكم است.
بزهكاري در جوامع شهري و روستايي
طبق تحقيقاتي كه انجام شده به اين نتيجه رسيده‌اند كه دسته‌هاي بزهكاري بيشتر در جاهايي كه ازدحام جمعيت و تراكم آن بسيار زيادتر است و ساكنانش عموما از طبقات پائين و كارگران مي‌باشند متمركزند.
به عقيده اين متخصصين به گروههاي جواناني كه در روستاها و شهرهاي كوچك تشكيل مي‌شوند، معمولا ايجاد مشكلات اجتماعي نمي‌كنند، همين طور تمام دسته‌هاي جواناني كه در شهرهاي بزرگ وجود دارد نيز الزاما بزهكار نيستند ولي به هر صورت. شهرهاي بزرگ، به خاطر مقتضيات و عوامل اجتماعي خاصي كه واجد مي‌باشند براي ارتكاب جرائم مساعدتر بوده و فرصت بهتري را براي بزهكاري و ساير اعمال ضد اجتماعي فراهم مي‌آورند.
در روستاه و شهرهاي كوچك اعتقادات مذهبي شديدتر است و همچنين به علت كوچكي محيط و آشنايي مردم با يكديگر، قوانين و مقررات اجتماعي بيشتر بر افراد تاثير مي‌گذارند و آنها را به متابعت از ارزشهاي معقول درج امعه و اخلاقيات عامه وا مي دارد و به عكس در شهرهاي بزرگ صنعتي مردم آنچنان سرگرم كار و زندگي خود هستند كه وقت معاشرت با نزديكان و آشنايان خويش را ندارند و بدين ترتيب افراد در اينگونه مراكز اجتماعي، گمشده و ناشناخته هستند و اختلاقيات جامعه و معتقدات مذهبي نيز فشار قابل ملاحظه‌اي به آنها وارد نمي‌آورند.
به علاوه در شهرهاي بزرگ، وسايل و شرايط بزهكاري مانند روسپي خانه‌ها، قمارخانه‌ها ميخانه‌ها و سمينارها و ساير تسايساتي كه باعث تماس نزديك افراد مي‌شوند خود بخود به ارتكاب جرائم كمك بسياري مي‌نمايند.
همچنين در روستاها و شهرهاي كوچك به علت آشنايي مامورين پليس با اهالي و نيز اهالي با يكديگر جرائم ارتكابي اكثرا جنبه خصوصي پيدا كرده و بدون مراجعه به دادگستري حل و فصل مي‌شود.
در حالي كه در شهر هاي بزرگ صنعتي، كمترين خطا از نظر قانون غير قابل گذشت است و به علت احتياج مبرمي كه در حفظ امنيت احساس مي‌شود به افراد بزهكار را به طريقي مجازات مي‌كنند كه ضمن حفظ نظم عمومي جامعه مورد عبرت سايرين هم باشد.
ضمنا وسعت شهر و گرفتاريهاي روزمره در مراكز صنعتي، روابط همسايگي را ضعيف كرده و نوجوانان را از نظر نظارتي كه نزديكان و بزرگتران آشنا، بر طرز سلوك و رفتارشان مي‌توانند داشته باشند، رها كرده و محيطي نا آشنا به وجود آورده كه شخص در آن به حسن شهرت خود پاي بند نيست.
غالبا كثرت مردان مجرد و مردان جدا از زن و فرزند، كه از روستاها و شهرهاي كوچك به مراكز صنعتي هجوم آورده، و در محله‌هاي كارگري ساكن گرديده‌اند، بازار فساد اخلاقي و بي‌‌عفتي را در آن مكانها رواج مي‌دهند.
برخلاف شهرهاي بزرگ پر غوغا، در دهات و شهرهاي كوچك، معمولا چنان ركود و سكوني حاكم است و سنن و رسوم اجتماعي چنان دوام و ثباتي دارند كه وسوسه گناه و تبهكاري به دشواري مي تواند در روح نوجوانان رسوخ نمايد در شهرهاي بزرگ امروزي، بر اثر تراكم جمعيت ، به وجود آمدن كارخانجات، جذب روستائيان مهاجر به شهرها، تاسيس فروشگاههاي بزرگ و اماكني از اين قبيل، زمينه مساعدي براي تشديد و توسعه بزهكاري ايجاد مي‌كند، به طور كلي و خلاصه علت تشديد بزهكاري نوجوانان را در شهرها، گسترش شهر به وجود آمدن قطبهاي صنعتي، تراكم جمعيت و هجوم روستائيان مهاجر به شهرهاي بزرگ،‌ افزايش يافته است.
روي هم رفته مي‌توان با توجه به آمار كشورهاي مختلف چنين نتيجه گرفت كه سست شدن مباني اخلاقي و ديني يكي از عواملي است كه اگر بيش از فقر مادي و مالي، در بزهكاري مؤثر نباشد، لااقل به اندازه‌ي عامل مذكور تاثير خواهد داشت.
 
پيشگيري و درمان بزهكاري
برخي مقتضيات و شرايط محيط مومجب مي‌شوند كه بزهكار توازن روحي و جسمي خويش را دوباره به دست آورد و از ارتكاب عمل خودداري نمايد. گاه يك محيط مناسب معاشرتي و يا يك دوستي و يك شغل جالب و يا يك موقعيت مناسب براي تجلي فرد سابقا بزهكار و يا صميميت در عشق و صفاء محبت موجب ارشاد او به راه راست گرايد و اين ارشاد به وسيله علم يا روانشناس يا مربي اخلاقي و مذهبي تجلي يافته و يا براثر مصاحبت دوستي صميمي يا همسر و هماهنگي مهربان مانع بزهكاري فردي شده است.
تاثير معلم و مدرسه به خصوص در زمينه پيشگيري بزهكاري نوجوان قابل توجه به نظر مي‌رسد معلم دلسوز علاقمند و از همه مهمتر معلم تربيت شده به خوبي قادر است تا اولين نشانه‌هاي و آثار تمايل به بزهكاري را در نوجواني تحت تعليم خويش كشت كرده و با گزارش آن به منابع كلينيكي و درماني قدم موثري در نحات زندگي او دارد البته اگر چنين منابعي وجود داشته باشد. براي درمان بزهكاري و بزهكار به ويژه جهت ايجاد ايمني او بايد وسايلي فراهم كرد كه بزهكار در آينده داراي ثبات، پايداري و استحكام اداره لازم براي زندگي اجتماعي گردد و محيطي كه براي او ايجاد مي‌شود بايد جهت تامين اين هدفها مناسب باشد.
بايد به كيفيتي برنامه هاي درماني را ايجاد نمود كه جوان عادت كند زندگي خويش، كار خويش و سرگمي‌هاي خويش را اداره كند و در اجتماع ، مسئوليتها و وظايفي داشته باشد و در زندگي اجتماعي، از نظر مادي و معنوي با ديگران همكاري نمايد.
در پرتو اعال اصول تربيتي، مي توان تمايلات وحشت انگيز. برخي بزهكاران رابه تمايل به كار و كوشش در زندگي توام با فعاليت تبديل نمود و در اين راه با شخص بزهكار ، خانواده و محيط او بايد با او همكاري كنند. با اجراي روشهاي نوين، ميتوان صفات پسنديده را تقويت نمود و تمايلات ناپسند را تضعي و  حتي نابود كرد.
برنامه درمان بزهكاري بايد مبتني بر اصول زير باشد:
1- توجه به شخصيت بزهكار
2- توجه به محيط خانوادگي او
3- توجه به هدف بازگشت مجدد او به زندگي عادي اجتماعي
ايجاد شخصيت نوين كه شايسته ورود به صحنه اجتماع و پيكارهاي اجتماعي باشد. از وظايف مربي تربيتي است همچنين بايد به واقعيات، زندگي بزهكار توجه داشته باشد، هنگامي كه بزهكار امروز براي زندگي فردا، تحت تربيت است بايد احساس مسئوليت اجتماعي را در او پديد آورد و يا تقويت نمايند.
بالاخره بايد اصلاح مجرم در جهات مادي و معنوي و عاطفي ادامه يابد. تا فرد بزهكار بتواند پس از درمان به عنوان يك شخص عادي و نرمال در بين مردم زندگي كند، بارها مشاهده شده كه مردم و جامعه با فرد بزهكاري كه خود را اصلاح كرده ، برخورد و رفتار درستي نداشته‌اند و همين بي‌اعتنايي‌ها و برخوردهاي غير منطقي و خود خواهانه باعث شده كه فرد بزهكار باز هم به حالت اوليه خود برگردد زيرا احساس كرده كه جايي در جامعه ندارد.
 
درمان بزهكاري كودكان و نوجوانان
مسائل مربوط به درمان بزهكاري شامل
1-اجتناب از تشديد وضع بزهكاران
2-مشاهده
3-درمان سرپائي
4-درمان در موسسات شبانه روزي
5-درمان روزانه يا نيمه آزاد
6-مراقبتهاي بعد از درمان
7-تريبت متخصصان

1-اجتناب از تشديد وضع بزهكاران
در اين بخش توجه بايستي پيش از هر چيز به اين نكته باشد كه در زمينه درمان بزهكاري نخستين گام اين است كه هيچ گونه اقدام زيانبخشي به عمل نياورند. تمام كساني كه از نزديك يا از دور بايستي اقداماتي به منظور سركوبي يا بازپروري بزهكاران به انجام رسانند بايد همواره به اين مسئله توجه داشته باشند كه گامي كه بر مي‌دارند در جهت تشديد وضع بزهكاران نباشد.
بزهكاران كوچك دوره بي نهايت ناهمگني را تشكيل مي دهند و تعداد زيادي از كودكان و نوجوانان كه از لحاظ قانون بزهكار قلمداد مي‌شوند، خاصه‌هاي رواني آنها با افراد بهنجار چندان متفاوت نيستند و نبايد آن را به منزله افراد بيمار دانست، اين نوع افراد صغير داراي بهترين پيش آگهي اجتماعي هستند و غالبا مي توان شاهد بند كه چنين افرادي پس از يك عمل بزهكارانه يا يك دوره كوتاه بزهكاري دوباره جاي بهنجار و پايداري در اجتماع كسب مي‌كنند.
از سوي ديگر وقتي اقدامي عليه يك صغير به عمل مي‌آيد اين اقدام مي‌تواند تاثير عميقي در وضع رواني وي باقي گذارد، البته بدون ترديد هدف اين است كه اقدامي كه درباره بزهكاري به عملمي‌آوريم در وضع رواني او موثر افتد.
بريدگي را رشته هاي خانوادگي، جنگ آشكار مقامات قضايي و اداري عليه خانواده بزهكار، قراردادن بزهكار در يك سازمان تربيتي، خواه به منظور درمان و خواه به منظور مشاهده طولاني وي، در شمار اقداماتي است كه نتايج وخيمي مي‌توانند در بر داشته باشند.
 


منابع :


1-بزهكاري اطفال و نوجوانان: دكتر جاويد صلاحي.


2-بزهكاري جوان: رضا علومي

3-بزهكاري نوجوانان: ويليام كواراسوس

4-رواشناسي جنايي: دكتر سعيد حكمت، چاپ اول، تهران، مهرماه 1349.

5-رشد و شخصيت كودك: پاول هنري ماسن و ديگران، ترجمه مهشيد ياسائي.

6-فرهنگ علوم رفتاري: علي اكبر شعاري نژاد، انشارات امير كبير، تهران 1346.

7-بزهكاري كودكان و نوجوانان: محمود منصور، گروه روانشناسي تهران، نشر كتابهاي ؟؟؟ تهران 1351.

8-كمك گرفتن از يك سري رساله‌ها و پايان نامه هاي دانشجويان دانشكده هاي علوم اجتماعي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي و موسسه روانشناسي دانشگاه تهران.

9-اصول روشهاي راهنمايي و مشاوره: حسن پاشا شريفي ، سيد مهدي حسيني

 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان