میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله مفاهيم اساسي تصميم گيري


کد محصول : 10001902 نوع فایل : word تعداد صفحات : 36 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 968

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m1d1902

فهرست مطالب و صفحات نخست


مفاهيم اساسي تصميم گيري 

فهرست مطالب
عنوان                                         صفحه
مقدمه     1
مفاهيم اساسي تصميم گيري     2
عناصر تصميم     5
اصول چهارگانه تصميم گيري هوشمند و خلاق     6
ارزيابي شخصي     13
ارزيابي پاسخ ها     17
منشاء عدم اطمينانها     17
قاعده تصميم بيز    19
چاره يابي در وضعيت هاي غامض     21
راهکارهاي عملي براي تصميم گيري     29
استفاده از شيوه ماکپم در انتخاب‌هاي هوشمندانه     32
منابع     35
 
مقدمه
شناخت قرائن و نشانه هاي تحول در زندگي ، شرايط اوليه پذيرش اصول چند سويه روشهاي تصميم گيري و برنامه ريزي هوشمند و خلاق است . توان بهره‌گيري از پيام ، ادراک وکشف جوهره تجربيات موفق و ناموفق زندگي است که در طول زندگي، مسيرهاي درست و نادرست رسيدن به هدفهاي فردي و سازماني را تعيين مي‌کنند . الهام گيري از اين شناخت و مکاشفه ، چشم اندازهاي آينده را شفاف و به روشني ترسيم مي‌کند.(حميدي زاده ، 1381، ص 1)
تصميم گيري ، جوهره مديريت است و مدير کسي است که هر لحظه بايد تصميم بگيرد . تمامي‌تلاشهاي مديران ، در يک نقطه به بار نشسته و نتايج عيني خود را بروز مي‌دهد و آن نقطه گزينشي است که از بين گزينه هاي مختلف صورت گرفته و به‌عنوان تصميم مدير تعيّن مي‌يابد . علت خوب يا بد شدن کارها يا موفقيت و شکست در دستيابي به اهداف تا حد زيادي در گرو همين لحظه و تصميمي‌است که گرفته‌مي‌شود.(باقريان ، 1380 ، ص 59)
 
مفاهيم اساسي تصميم‌گيري
1- اطمينان (معلوم) و عدم اطمينان (نامعلوم) در تصميم گيري
ساده ترين کاربرد نظريه تصميم در مواردي است که تصميمات تحت شرايط معلوم گرفته مي‌شوند و شايد ساده ترين مثال تصميم گيري تحت شرايط معلوم نيز لباس‌پوشيدن هر روزه باشد .
اگر چه ممکن است لباسهاي مختلفي داشته باشيم ليکن اکثر ما به سرعت و با کمترين تلاش ، انتخاب خود را انجام مي‌دهيم اما همه تصميم گيريها به اين سادگي نيستند . هنگامي‌که فقط قسمتي از نتايج از طريق انتخاب ، تعيين مي‌شود ، فرآيند تصميم‌گيري،  ، پيچيدگي بيشتري مي‌يابد براي اينکه بتوانيم ساختار يک تصميم تحت شرايط نامعلوم را مورد توجه قرار دهيم ، انتخاب بين حمل يک چتر و عدم حمل آن در يک روز ابري را بررسي مي‌نماييم . اينجا ما دو راه پيش روي داريم : 1- حمل يک وسيلة ناجور که در صورت وقوع باران مي‌تواند ما را از بيماري يا خيس شدن حفظ کند.
2- عدم حمل چتر و آرزوي اين که در باران نمانيم . چون ممکن است پيش بيني هوا نا صحيح باشد ، ما در مورد آمدن باران ، اطمينان نداريم . اما به علت نياز، مجبوريم تصميم گيري کنيم . مطلب ساده فوق بيانگر تصميم گيري تحت شرايط نامعلوم است يعني يک اقدام (عمل) بايد صورت پذيرد حتي هنگامي‌که نتيجه آن نامعلوم است و از طريق شانس ، معين مي‌شود .
در سطور بعد ، سعي مي‌شود چارچوبي ارائه گردد که بتوان در درون آن ، چگونگي و دليل انتخابهايي را که صورت مي‌گيرد، توضيح داد . تصميم گيري در زمينه مقابله با بدي هوا ، خصوصيات اساسي تصميم گيري تحت شرايط عدم اطمينان را نشان مي‌دهد. ما هنگامي‌تصميم به حمل چتر مي‌گيريم که شانس باريدن باران به نظر زياد باشد. اما گاهي اوقات ، دو شخص انتخابهاي مختلفي را انجام مي‌دهند . آيا هميشه ، يک تصميم صحيح وجود دارد ؟ اگر چنين است ، پس چرا دو نفر مي‌توانند انتخابهاي مختلفي داشته باشند ؟ اين سوالات را مي‌توان با مشخص کردن عناصر کليدي مشترک در همه تصميمات و سپس متشکل کردن آنها در يک فرم مناسب براي تجزيه و تحليل ، پاسخ داد .
در تصميماتي که نتايجشان متأثر از عامل شانس است ، وجود اطلاعات ناکامل يا جزئي موجب مي‌شود تا دو گروه زير از موارد تصميم گيري به وجود آيند:
1-    تصميم گيري تحت شرايط ريسک
2-    تصميم گيري تحت شرايط عدم اطمينان
در گروه اول ، درجه ناآگاهي نسبت به داده هاي مسأله بر حسب يک تابع چگالي احتمال بيان مي‌گردد يعني در اينگونه مسائل ، توزيع پراکندگي نتايج ، معلوم است در حالي که در گروه دوم ، هيچگونه تابع احتمال را نمي‌توان مورد استفاده قرار داد. 
 
(احتمالات نتايج ، نامعلوم ، هستند). به بياني ديگر، معلوم و نامعلوم از نقطه نظر وجود اطلاعات ، مبين دو حالت انتهايي هستند و ريسک حالت مياني آنها است .
تابع چگالي احتمال ، تحت شرايط عدم اطمينان معلوم نيست و يا نمي‌توان آن را تعيين نمود ولي عملاً حالت عدم اطمينان ، مبين ناآگاهي کامل نسبت به مسأله نيست . مثلاً تصميم گيرنده اي ممکن است اطلاعات جزيي درباره پارامتر ، (يکي از پارامترهاي مسأله) داشته باشد به اين ترتيب که اين پارامتر فقط مي‌تواند يکي از مقادير C2,C1 يا C3 را به خود بگيرد . اما تا زماني که او نتواند احتمالات مربوط به اين سه مقدار را به دست آورد ، وضعيت به عنوان تصميم گيري تحت شرايط عدم اطمينان شناخته مي‌شود . متأسفانه عدم وجود اطلاعات کافي باعث گرديده است روشهاي متعدد و اغلب ناسازگار ، جهت کمي‌نمودن و حل يک مسئله تصميم گيري ايجاد شود .
معيار بيشتر کردن سود يا کمينه کردن هزينه ، تحت شرايط معلوم، تقريباً مورد قبول همگان است . ليکن چندين معيار براي شرايط ريسک و عدم اطمينان وجود دارد .مثلاً گاهي بيشينه کردن سود مورد انتظار ، تحت شرايط ريسک، قابل قبول است اما از آن نمي‌توان براي تمام موارد استفاده کرد . اين مشکل براي حالت تصميم گيري تحت شرايط عدم اطمينان حادتر مي‌شود .
در اکثر مدلهاي تصميم ، حل مسأله به انتخاب بهترين رويه يا رويه هاي عمل از ميان تعدادي (احتمالاً نامحدود) حالت جايگزين موجود ، منجر مي‌گردد . اما در غالب اين مدلها فرض نشده است که تصميمات در شرايطي اتخاذ مي‌شوند که خود سيستم سعي در مغلوب کردن تصميم گيرنده دارد . مثلاً فرض کنيد که تصميم يک فرد، بستگي به آمدن يا نيامدن باران دارد . در اين حالت ، تصميم گيرنده انتظار ندارد که طبيعت ، يک رقيب بدخواه باشد . وضعيتهاي رقابتي در تصميم گيري ، تحت شرايط نامعلوم وجود دارد که در آنها ، دو حرف يا بيشتر در تضاد با يکديگر عمل مي‌نمايند و هر کدام سعي مي‌کند سود يا دريافت خود را به ازاي ضرر يا پرداخت ديگري يا ديگران بهينه کند . نظريه حاکم بر اين موارد ، از مسائل تصميم گيري تحت شرايط عدم اطمينان به نظريه بازيها مشهور است که تصميم گيرنده ، در مقابل يک حريف يا رقيب با هوش قرار دارد . (عرب مازار ، 1369 ، ص 1)
عناصر تصميم
هر تصميمي‌تحت شرايط معلوم ، داراي دو عنصر عمل و نتيجه است انتخابهاي تصميم گيرنده عمل هستند . مثلاً در انتخاب برنامه هاي دو کانال تلويزيوني در يک ساعت معين ، هر برنامه ، مبين يک عمل بالقوه است . نتايج را مي‌توان در قالب مقدار فايده اي که از برنامه ها حاصل مي‌گردد، مشخص نمود . اگر تصميم تحت شرايط نامعلوم گرفته شود ، عنصر سومي‌به نام رويداد نيز وجود خواهد داشت . در مثال روزباراني ، حمل چتر و عدم حمل چتر، عمل محسوب مي‌شوند . تمام تصميمات مشتمل بر انتخاب يک عمل هستند اما نتايج، حاصل از يک عمل نامعلوم است زيرا يک نتيجه ، حاصل مشترک انتخاب و شانس مي‌باشد . براي عمل حمل چتر، دو نتيجه ممکن وجود دارد : حمل غير ضروري چتر و خيس نشدن . نتايج عمل ديگر ، يعني «عدم حمل چتر» عبارتند از : بيهوده خيس شدن و عدم حمل يک وسيله ناجور.
باز بايد يادآور شد که وقوع نتيجه اول يا دوم ، کاملاً بستگي به وقوع باران دارد . نتيجه هر يک از اعمال انتخاب شده بستگي به رويدادي (آمدن يا نيامدن باران) دارد که اتفاق مي‌افتد.(عرب مازار ، 1369 ، ص 3)
اصول چهار گانه تصميم گيري هوشمند و خلاق
- هدف گذاري و انعطاف پذيري :
آقاي احمدي ، موضوعي را به صورت هدف در نظر گرفته است و ضمن تأکيد بر ضرورت تحقق آن ، درباره هدف به مطالعه مي‌پردازد و براي رسيدن به آن تلاش مي‌کند ، در زندگي ، شناخت مقصد ، بخش عمده اي از آينده را مشکل مي‌دهد . بررسيهاي آقاي احمدي ، او را مجاب ساخته است که اگربه انتخاب مسير درست مقصدي که مي‌رود ، توجه نکند ،‌هدف ، اهميت خود را از دست مي‌دهد .
آقاي احمدي ، قبلاً هدف خود را انتخاب کرده است . او هميشه آرزوي رسيدن به مدير عاملي شرکت محل کار خود را داشته است . کسب پول و قدرت، هدف اصلي وي را شکل مي‌دادند . در عين حال، او شهامت تغيير هدف را نداشت. احمدي، پس از چند سال تلاش و کار در سازمان و بالارفتن از نردبان ترقي و پيشرفت به اين نتيجه رسيد که راه نادرستي را انتخاب و بر آن تکيه کرده است . زيرا در آن سازمان ، چيزي که او به دنبال آن بوده است وجود ندارد . به عبارت ديگر ، او حالا پول و قدرت دارد اما اغنا نشده است و به دنبال مالکيت سازمان و دستيابي به توازن در سبک زندگي است .
اکنون شايد بتوان گفت که اين فرد به قابليت انعطاف پذيري رسيد ، و در عين حال توانسته است بر مسائل ديگر دور و بر خود توجه بيشتري کند .
1-    آيا شما مايليد مانند اين شخص باشيد ؟
2-    چه جلوه هايي از رفتار احمدي را بيشتر مي‌پسنديد؟
3-    نقاط ضعف و قوت رفتار و کردار آقا احمدي را ارزيابي کنيد .
4-    تا کجا مايليد اين نوع عدم اطمينان را با نگرش مثبت دنبال کنيد ؟
5-    آيا مايليد در مرحله اي از مراحل کسب موفقيت به ارزيابي هدفهاي خود بپردازيد ؟
وضعيت خود را با زدن علامت × در پيوستار زير ارزيابي کنيد :
انعطاف پذيري مفرط                              تمرکز گرايي بسيار زياد

- آگاهي و اضطراب :
خانم اکبري شخصي باهوش و زيرک است. از مقاصدي که در پيش گرفته است به خوبي آگاهي دارد . او معتقد است انسان همواره بايد بداند در چه وضعيتي قرار دارد و به چه سمت و هدفي در حال حرکت است . به اعتقاد او بايد خواسته هاي خود را مشخص و جنبه هاي معقول آنها را در چارچوب، توانايي ، ظرفيت زماني و منابع موجود تعقيب کرد . لذا در نظر او همواره گرد آوري اطلاعات ، اهميت بسياري دارد ، در واقع به نظر خانم اکبري، شناخت واقعيت‌‌ها و حقايق زندگي ، سرچشمه و زير‌بناي آگاهيها و دانستنيهاست . او دوران تحصيل خود را به خوبي طي کرده است زيرا حقايق را به طور مناسب شناخته و با آنها کنار آمده و با در نظر گرفتن شرايط ، هدفهاي خود را انتخاب و آنها را دنبال کرده است .
او در انتخاب رشته تحصيلي در دانشگاه ، از تمام منابع اطلاعاتي در دسترس استفاده کرده است . کتابچه راهنماي رشته هاي تحصيلي، هدفها و شرح هر رشته تحصيلي را به دقت مطالعه کرده است و ضمن بازديد از محوطه هاي آموزشي با دانشجويان فارغ التحصيل آن رشته گفتگو کرده است. او به هنگام اتخاذ تصميم براي تحصيل در دانشگاه از تمام حقايق مربوط ، آگاهي يافت .
خانم اکبري پس از ورود به دانشگاه به زودي دريافت که اطلاعات و آگاهيهاي آن برهه، ديگر براي تلاشهاي آتي در محيط دانشگاه و تصميم گيريهاي بعدي ، تازگي و سودمندي چنداني ندارد زيرا اطلاعات و دانسته هاي وي در قبل از هر تصميم گيري با بعد از آن فرق مي‌کند . او به اين نتيجه رسيد که اطلاعات به سرعت کهنه مي‌شود و انسان هر چه بيشتر بداند ، بيشتر به نادانسته هاي خود واقف مي‌شود .
شايد خانم اکبري فهميده بود که بايد همواره مضطرب و آگاه باشد .
1-    آيا مايليد مانند اکبري باشيد ؟
2-    چه جلوه هايي از رفتار او را بيشتر مي‌پسنديد؟
3-    نقاط قوت و مثبت رفتار و کردار خانم اکبري را ارزيابي کنيد .
4-    آيا مايليد در مرحله اي از مراحل آگاهي و اضطراب به ارزيابي هدفهاي خود بپردازيد؟
5-    خانم اکبري را در کجاي پيوستار رويکرد نگرش مثبت به عدم اطمينانها ارزيابي مي‌کنيد ؟
وضعيت خود را بازدن علامت × در محل مناسب مقياس بندي مشخص کنيد :
       اضطراب بسيار                               هوشياري بسيار

- واقعيت گرايي و خوش بيني
آقاي داودي فردي واقعيت گراست و تمايل دارد تا آينده را هم بر اساس اين خصيصه ترسيم کند. از اين رو، در نظر ندارد نسبت به برنامه هاي آتي و ميزان کنترل آنها با چشم بسته عمل کند. اغلب برنامه ريزيهاي وي متکي بر شرايط و امکانات موجود و پايبندي به حفظ وضعيت موجود است .
براي آقاي داودي ، ديدن پديده ها و جنبه هاي واقعي آنها ، آن طور که هستند مهم است، نه آنگونه که تصور و تلقي شوند که با تمايلات او سازگاري دارد . وقتي همسر او اظهار داشت که براي ترفيع شغلي ، لزوما، بايد به منطقه جغرافيايي ديگر عزيمت نمايد ، از اظهار و تمايل همسر خود ارزيابي مطلوبي نکرد و تحقق اين خبر را براي خود موقعيتي مناسب مي‌دانست. تصور اينکه در محيط جديد ، روزگار خوشي داشته باشد براي او دشوار بود زيرا احساس مي‌کرد در آن منطقه ، يافتن کاري مناسب و دوستاني تازه مقدور نيست .
داودي هنوز به اين نتيجه نرسيده بود که در زندگي مي‌توان با برنامه ريزي و تلاش و با بهره گيري از شيوه هاي متفاوت در شکل گيري پديده هاي آتي تأثير داشت شرايط برخورداري از چنان تواني ، داشتن سعه صدر  و بلند نظري است. خوش‌‌بيني نسبت به مسائل توان حل مشکلات را در افراد به شدت افزايش مي‌دهد و آمادگي فرد را در پذيرش مسئوليت ها و مخاطرات بيشتر مي‌کند . برخي معتقدند واقعيت گرايي در واقع تسليم شدن به شرايط موجود است . با اين ديدگاه بسياري از اشخاص ، مهارتها و توانمنديهاي خود را براي رويارويي با مشکلات به کار نمي‌گيرند و حتي موجب هرز رفتن انرژي مي‌شوند .
در حاليکه چنين نگرش ، نگريستن به رويدادها و واقعيت ها از منظر بدبيني است .
1-    آيا مايليد مانند آقاي داودي ‌باشيد ؟
2-    چه جلوه هايي از رفتار او را بيشتر مي‌پسنديد؟
3-    نقاط ضعف و مثبت رفتار و کردار داودي را ارزيابي کنيد ؟
4-    آيا مايليد در مرحله اي از مراحل واقعيت گرايي و خوش بيني به ارزيابي هدفهاي خود بپردازيد ؟
5-    داودي را در کجا پيوستار رويکرد نگرش مثبت به عدم اطمينانها ارزيابي مي‌کنيد ؟
وضعيت خود را با زدن علامت × در پيوستار زير ارزيابي کنيد :

خوش بيني مفرط                         واقعيت گرايي مفرط

- عملگرايي و خارق العاده بودن
آقاي حسيني شخصي عملگرا است . برنامه ها و تصميمهاي خود را بيشتر با در نظر گرفتن جنبه هاي واقع بينانه و روشهاي سيستماتيک اتخاذ مي‌کند . او مدعي است که همواره ذهن خود را با مسائل پيش روي مشغول و آماده نگه مي‌دارد و از تمام ظرفيت مغز خود استفاده مي‌کند .
حسيني هنگامي‌که در زندگي، مهمترين تصميمهاي بازرگاني و مالي خود را بررسي و اتخاذ مي‌کرد به تصوراتي با جنبه منطقي و علمي‌متکي بوده و به منابع نامعتبر توجهي نداشت . او پس از طي اين مراحل به اين باور رسيد که روش علمي‌، روشي است که انسان مي‌تواند براي مدت زماني طولاني بر آنها تکيه کند و نتايج آنها را بپذيرد . با اتخاذ تصميم به روش علمي‌ديگر لزومي‌به تغيير پياپي آنها نخواهد بود اما او از اين واقعيت غفلت داشت که حتي در عرصه هاي مالي و تجارت، هميشه نمي‌توان از روشهاي علمي‌بهره گرفت . علاوه بر اين ، روشهاي علمي‌هم دستخوش تغيير خواهند بود زيرا علوم ، پيوسته در مسير پيشرفت هستند و بر اثر آن توان و کارآيي اين روشها نيز دچار تحول خواهد شد .
مثلاً در علوم جديد مشخص شده است که ادراک، ديگر يک پديده رويايي نيست بلکه جنبه واقعي دارد و اساساً مکمل بخشي از تحليل هاي روشهاي علمي‌است .
براي فعاليتهاي ذهني در مغز انسان دو حيطه شناخته شده است : نيم کره سمت چپ، مرکز تفکرات عقلاني و نيم کره سمت راست ، ويژه تفکرات ادراکي است .
آشنايي با سازوکارهاي اين دو نيم کره مغز ، انسان را به استفاده از هر دو ظرفيت ، قادر مي‌سازد و توانمندي بيش از پيش مغز را موجب مي‌شود .
با اين مقدمات احتمالاً آقاي حسيني مي‌خواهد عملگرايي ، توانمندي ، عقلانيت ، ادراک و در واقع ، خارق العاده بودن را تجربه کند .
1-    آيا مايليد مانند آقاي حسيني باشيد ؟
2-    چه جلوه هايي از رفتار او را بيشتر مي‌پسنديد؟
3-    نقاط ضعف و مثبت رفتار و کردار آقاي حسيني را ارزيابي کنيد .
4-    آيا مايليد در مرحله اي از مراحل عملگرايي و خارق العاده بودن به ارزيابي هدفهاي خود بپردازيد؟
5-    حسيني را در کجاي پيوستار رويکرد نگرش مثبت به عدم اطمينانها ارزيابي مي‌کنيد ؟
وضعيت خود را با زدن علامت × در پيوستار زير ارزيابي کنيد :

بسيار خارق العاده بودن                          بسيار عملگرا بودن
(حميدي زاده ، 1381 ، ص 14)
 
ارزيابي شخصي :
اگر تجربه تصميم گيري شما با اصول تناقض پيشنهادي سازگاري دارد ، سوالات زير را پاسخ دهيد:
1-    آيا تاکنون چيزي خواسته ايد که پس از تحصيل آن متوجه شويد خواسته شما آن نبوده و به دنبال چيز ديگري بوده ايد ؟
2-    آيا تاکنون يک هدف روشن و دقيق براي خود تعيين کرده و در مسير پيشرفت کار به اين نتيجه رسيده ايد که هدف بهتري هم وجود دارد ؟
3-    آيا تاکنون نعمت يا فرصت غير مترقبه اي را تجربه کرده ايد ؟
4-    آيا بعضاً در چارچوب فکري خاصي قرار داشته ايد که مستلزم انديشه در راهکارهاي متعدد باشد؟
5-    آيا تاکنون به اين باور رسيده ايد که نداشتن يا نداشتن بعضي چيزها امتياز تلقي مي‌شود ؟
6-    آيا تاکنون تجربه کرده ايد که بعضاً از تغيير نگرش خود به يک موضوع و نگاه کردن به آن از زواياي ديگر وحشت داريد ؟
7-    آيا براي شما انس داشتن با گذشته ، شيرين تر است ؟
8-    آيا شما از مأنوس شدن با آينده بيشتر لذت مي‌بريد ؟
9-    آيا تاکنون بهره گيري از اطلاعات ناصحيح را تجربه کرده ايد ؟
10- آيا تاکنون واقعيت را واژگون جلوه داده ايد ؟
11- آيا گهگاهي احساس کرده ايد که با واقعيت بيگانه هستيد ؟
12- آيا تاکنون دريافته ايد که تفکر آرمان گرا يک مزيت است ؟
13- آيا تاکنون آينده نگري و تصور گرايي را در چارچوب باورهاي خود تجربه کرده‌ايد ؟
14- آيا تاکنون تصميم هاي مهم کاملاً غير عقلاني اتخاذ کرده ايد ؟
15- آيا تاکنون فکر کرده ايد که تصميم بگيريد يا تصميم گيري نکنيد ؟
16- آيا تاکنون فکر کرده ايد که براي تصميم گيري ، تکيه بر نتايج عملکرد گذشته، بسيار راحت تر از تاکيد بر علل ساز بودن رويدادهاي آتي است ؟
17- آيا تاکنون ، روشن بيني و بصيرت گرايي را در تصميم گيري تجربه کرده‌ايد ؟ چگونه؟
18- آيا تاکنون دريافته ايد که وقوع هم زمان چند پيشامد ، لزوماً نمي‌تواند علتي واحد داشته باشد؟
19- آيا تاکنون فکر کرده ايد غالباً ذهنيات افراد ، واقعيت هاي آنها را شکل مي‌دهد ؟
20- آيا تاکنون تجربه کرده ايد که تأثير ذهنيات در نوع تصوير برداري از واقعيات، مهم تر است ؟
21- آيا تاکنون تجربه کرده ايد که تأثير گذاري واقعيات بر شکل گيري ذهنيات ، بيشتر است ؟
22- آيا تاکنون توانسته ايد نگرش خود را بر اساس نظريه نسبيت تنظيم کنيد ؟
23- آيا تاکنون خطاي تصميم داشته ايد ؟
24- آيا تاکنون احساسات خود را عقلائي يافته‌ايد ؟
25- آيا در تصميم گيريهاي خود تاکنون تعارض شديد بين ادراکات و عقلانيت را تجربه کرده ايد ؟
26- آيا تاکنون دريافته ايد که نتايج تصميم هاي اجرا شده با نتايج مورد انتظار ، متفاوت بوده است ؟
27- آيا علاقه منديد تا از تجربيات گذشته خود براي اخذ تصميم در رويدادهاي آتي بازخورد داشته باشيد؟
28- آيا در تصميم گيريها بر شناسايي راهکارها و ارزيابي نتايج زياد تاکيد مي‌کنيد؟
29- آيا اهميت آثار تصميمات براي شما بيشتر از سرعت تصميم گيري است ؟
30- آيا تاکنون ، آينده خود را با توسل به تصوير سازي ساخته ايد ؟
31- آيا تاکنون در پيش بيني رويدادها ، از الهام گيري و ادراک گرايي استفاده کرده ايد ؟
32- آيا تاکنون از استعاره پردازي در تبيين مسائل استفاده کرده ايد ؟
33- آيا استعاره پردازي را در به تصوير کشاندن رويدادها براي تحليل نتايج، کاري سودمند مي‌دانيد ؟
34- آيا تاکنون تجربه کرده ايد که اعتقادات شما راهنماي تصميم گيري شماست؟
35- آيا تاکنون تجربه کرده ايد که اعتقادات شما، عواقب تصميم هايتان را پيش‌گويي مي‌کنند ؟
36- آيا تاکنون، حرفهايي زده ايد که به آن عمل نکنيد ؟
37- آيا تاکنون تصميماتي گرفته ايد که به آنها عمل نکنيد ؟
38- آيا اخذ تصميم و اجرا نکردن آن ، تجربه اندوزي شما را براي پرورش قواي تصميم گيري موجب شده است ؟
39- آيا تاکنون به اين نتيجه رسيده ايد که تغيير مداوم تصميم ، موجب تضعيف روحيه شما مي‌شود ؟
40- آيا تاکنون به اين نتيجه رسيده ايد که تغيير مداوم تصميم‌ها به تقويت روحيه و عمق نگري شما منجر مي‌شود ؟
41- آيا معتقديد که در طول زندگي بايد همه باورها را تغيير داد ؟
42- آيا براي باورهاي خود سلسله مراتب اهميت قائل هستيد ؟
43- آيا تاکنون تأثير تغيير باورهاي خود را در زندگاني تجربه کرده ايد ؟
44- آيا تاکنون ، باورهاي خود را اولويت بندي کرده ايد ؟
45- آيا تاکنون ، تجربه کرده ايد که باورهاي شما عامل تحرک شما در تصميم گيريها و انجام کارهاست ؟
46- آيا تاکنون تجربه کرده ايد که باورهايتان ،‌عينک بينش و واقعيت نگرشي شما است؟
47- آيا تاکنون تجربه کرده ايد که آنچه شما را به تصميم گيري و انجام کارها وا مي‌دارد، نه باور بلکه اوهامي‌از باورها است ؟
- ارزيابي پاسخ ها
اگر به چهار پنجم سوالات ، پاسخ مثبت داده باشيد، تجربه گذشته شما نشان مي‌دهد که در اخذ تصميم هاي آتي خود از رويکرد متوازني استفاده کرده ايد و اگر به تمام سوالات ، پاسخ مثبت داده باشيد به اصول متناقض چهارگانه رسيده ايد و زمينه‌هاي تجربه اندوزي و بهره گيري از آنها در شما بسيار بالاست. تفکر گرايي، منشاء اصلي تصميمات شما را شکل مي‌دهد.
شما فردي منطقي هستيد که از تمام توانمنديهاي مغز خود استفاده مي‌کنيد . اگر بيشتر پاسخ هاي شما جنبه منفي داشته است ، با دقت بيشتري مباحث تصميم گيري را دنبال کنيد .(حميدي زاده ، 1381 ، ص 22)
منشاء عدم اطمينان‌ها
اصول چهارگانه تصميم گيري هوشمند و خلاق بر اساس دستاوردها و ديدگاههايي تدوين شده است که صاحبنظران علم مديريت در آثار خود به آنها اشاره کرده اند اين اصول.
عبارتند از :
تفکر دقت افزايي ، نظم در بي نظميها ، مديريت آشفتگي ، فناوري افراطي
* تفکر دقت افزايي که شاخه اي از رياضيات است به تفکر عقلاني – ادراکي تعريف مي‌شود . زماني که بنا باشد ،‌لايه هاي بيشتري از دقت برداشته شود ، دقت در عقلانيت بالا رود و در بالا رفتن مداقه ادراک قوه تمييز و تحليل شناخته شود ، منطق دقت افزايي واضح مي‌گردد . تفکر دقت افزايي ، جايي کاربرد مي‌يابد که تعابير و اصطلاحات بياني و ارقام عددي گرفتار نوعي کليات شده اند که شبهه ، کلي گويي، کم دقتي و سردرگمي‌بر آن حاکم است زيرا منطق دقت افزايي با تعميق توجه ، بالا بردن حساسيت و با ويژه گراييهايي خاص، آن موانع را بر طرف مي‌کند .
 


منابع :


1- انتخاب‌هاي هوشمندانه، تأليف هوارد رايفا، رالف ال . کيني، جان اس، هاموند، ترجمه سياوش ملکي فر، نشر انديشکده صنعت و فناوري ، چاپ دوم،‌ 1384.

2-  مشکلات مديريت و تصميم گيري عقلاني ، تأليف علي اکبر نيکو اقبال ، نشر‌موسسه تحقيقات اقتصادي دانشگاه تهران ، 1371.

3- تصميم گيري کاربردي، تأليف علي اکبر عرب مازار، انتشارات دانشگاه، شهيدبهشتي، چاپ اول ، 1369.

 

4- تصميم گيري هوشمند و خلاق، تأليف محمد رضا حميدي زاده ، نشر ترمه ، چاپ اول ، 1381.

5- راهنماي تصميم گيري بهتر ، (آري يا نه ) ، تأليف اسپنسر جانسون ، انتشارات ارديبهشت ، چاپ چهارم ، 1383.

6- تصميم گيري حکيمانه ، تأليف محمد باقريان ، انتشارات مرکز آموزش مديريت دولتي ، چاپ اول ، 1380

 

 
طراحی سایت : سایت سازان