میهن داک - میهن داکیومنت

پروژه اهداف و اهميت اجتماعي ورزش


کد محصول : 10001916 نوع فایل : word تعداد صفحات : 61 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 877

فهرست مطالب و صفحات نخست


اهداف و اهميت اجتماعي ورزش

اهداف تربيت بدني در جوامع گذشته و امروز
مطالعه و تحليل تاريخي احوال اقوام گذشته و حال نشان مي دهد كه سعي و تلاش انسان قدمت تاريخي دارد ، تا آنجا كه مي توان گفت اداره حيات اقوام ابتدايي بدون حركت و فعاليت ميسر نبوده است. اجراي مهارتهايي از قبيل زوبين اندازي ، تيراندازي با تير و كمان ، كوه و غار پيمايي ، كشتي گيري و حتي اجراي مسابقه هاي دو كه در قرآن كريم در داستان برادران يوسف نيز از آن ذكري به ميان آمده است ، جملگي حاكي از رواج فعاليتهاي جسماني و تربيت بدني در نزد ملتها و اقوام روزگاران گذشته بوده است.
در زندگي فردي و اجتماعي بسياري از جوامع و ملتهاي امروز جهان ، تربيت بدني و ورزش بخش مهم و جدايي ناپذيري از برنامه هاي كلي تربيت كودكان و جوانان به حساب مي آيد . امروزه ملتها بر اساس جهان بيني و شناخت كلي از انسان به طرح و تنظيم برنامه هاي ورزشي و تربيت بدن مي پردازند و اين گونه برنامه ها را در زندگي خانوادگي و  آموزشگاهي نسلهاي حال و آيندة خود قرار مي دهند.
اهداف عمدة تربيت بدني در تاريخ زندگي انسان عبارت است از : حفظ سلامت ، تعميم بهداشت ، رشد و تقويت قواي جسمي ، آمادگي براي فعاليتهاي دفاعي ، كسب شادابي و نشاط ، و نيل به موفقيت در وظايف حرفه اي و شغلي . اهداف فوق تا به امروز با مختصر تغييري در نزد اكثريت جوامع بشري ترغيب مي شود و بر حسب ضرورت تاريخي بر يك يا چند هدف تاكيد بيشتري به عمل مي آيد.
در عصر حاضر ، در ساية تحولات اجتماعي و سياسي در جهان بويژه در دنياي غرب ، مقاصد ديگري به اهداف فوق افزوده شده و مفهوم ورزش به جاي تربيت بدني عاملي براي تخدير و سرگرم نگه داشتن ملتهاي ضعيف جهان گرديده است. تربيت بدني كه در آغاز پيدايش آن جنبه فردي و در نهايت ملي داشت اينكه به صورت جمعي و بين المللي در آمده است تا وسيله براي بهره برداري مقاصد سياسي كشورهاي استعماري باشد.
اهداف تربيت بدني در جامعة اسلامي
پيش از اينكه ديدگاه اسلام در زمينة ورزش و تربيت بدني مطرح گردد ضروري است نظر اين آيين الهي درباره بدن انسان شناخته شود. در آيين مقدس اسلام ، بر خلاف بسياري از آيينهاي ديگر ، بدن آدمي تحقير نمي شود . اسلام بدن انسان را بي ارزش نمي شمارد ، زير بدن انسان ابزار تكامل روح اوست. تحقير بدن در حكم تحقير شخصيت آدمي است و كسي كه مرتكب اين عمل شود مستوجب كيفر و قصاص است.
در اسلام حفظ بدن از خطرها و آسيبها و تامين موجبات سلامت و بهداشت آن وظيفه أي الهي است و تضعيف و يا تخدير بدن امري ناروا و مزموم است. امام سجاد (ع) در رسالة حقوق مي فرمايد : ان لبدنك عليك حقا. بدن تو بر تو حقي دارد و حق آن اين است كه آن را سالم ، نيرومند ، مقاوم در برابر شدايد و سختيها و در كمال نشاط نگاه داري . طول عمر و صحت بدن و ايمن بودن از بلاها و رنجها از اموري است كه بدن از خطر و تامين سلامت و بهداشت آن تاكيد شده و راههاي مختلفي براي اين منظر و ارائه گرديده است. ارزش بدن و سلامت آن در اسلام به حدي است كه بعضي از دانشمندان اسلامي گفته اند : پيامبران الهي در آغاز نبوت و رسالت خود بايد سالم و از نقص بدني دور و بركنار باشند.
در بينش اسلامي ، بيماري تن از مهمترين بلاها و گرفتاريها محسوب مي شود. صدمه زدن عمدي به بدن ظلم به شمار مي آيد و آدمي را مستحق كيفر و عقوبت مي سازد. بدن هديه اي است الهي كه بر اساس حسن و كرامت آفريده شده است و ظرافت شگفت انگيزي در آن به كار برده شده است كه مطالعه و تامل در آن موجب افزايش معرفت انسان نسبت به خداوند متعال مي گردد. بدن وسيله أي براي به جاي آوردن فرايض ديني و عبادت است. نماز ، روزه، جهاد و انواع خدمتها به خلق خدا با توانايي بدن و سلامت آن ميسر مي شود. نماز شب و قيام در خلوت شب در ساية توان بدني امكان پذير مي شود. در بينش اسلامي ، ميان بدن و روح تاثير و ارتباط متقابل و انفكاك ناپذير وجود دارد. سلامت يا ضعف و بيماري بدن در نشاط و فعاليت و يا افسردگي و ناتواني روح اثر مستقيم دارد.
تربيت و تقويت بدن و آمادگي همه جانبة آن مورد توجه اسلام است و در صورتي كه همراه با ذكر و ياد خدا باشد عين عبادت است. بر خلاف آنچه بعضي از ناآگاهان مي پندارند ورزش كاري لغو نيست . كار لغو از نظر اسلام گفتار و يا رفتاري است كه در آن فايده اي مشروع و يا عقل پسند وجود نداشته باشد ، و ورزش اين چنين نيست . درخواست سلامت و قوت بدن از خداوند جزء دعاي مسلمانان است ، چنانكه در دعاي ابوحمزه ثمالي مي خوانيم : اللهم اعطني السعه في الرزق ..و الصحه في الجسم و القوه في البدن .
حفظ سلامت بدن و رعايت آن تا جايي توصيه شده است كه حتي در مواردي به جاي غسل و وضو، تيمم و به جاي گرفتن روزه ، افطار تكليف شده است. در اسلام به مومنان ، قوي زيستن و سالم و با نشاط بودن و برخوردار شدن از قدرت تن توصيه مي شود. از اين رو تربيت بدني و ورزش بايد جزئي از برنامة زندگي و بخشي از مراحل آموزش و پرورش هر مسلمان قرار گيرد.
مطالعة تاريخ حيات رسول گرامي (ص) و ائمه هدي عليهم السلام و نيز صحابه و تابعين گرانقدر آنان نشان مي دهد آنان نيز به ورزش و تربيت و تقويت بدن خود مي پرداختند و در فعاليتهايي از قبيل مسابقه هاي دو ، سواري ، تيراندازي شركت مي كردند. مباحثي چون احكام سبق و رمايه و حتي شناكردن ، بخشي از محتواي كتب فقهي و روايات ما را تشكيل       مي دهد.
هدف غايي تربيت بدني و ورزش از ديدگاه اسلام ، تامين سلامت و بهداشت بدن و تقويت و رشد آن و در نتيجه حركت به سوي كمال است. در جامعة اسلامي ورزش وسيلة بسيار موثر و شيوه اي پسنديده براي رسيدن به اهداف زير است :
اهداف تربيت بدني و ورزش
1ـ هدفهاي بهداشتي و تندرستي
ـ تامين سلامت و بهداشت بدن و تجهيز آن در برابر عوارض و بيماريها ؛
ـ تامين و تسهيل شرايط رشد و تقويت بدن در حد امكان و توان رعايت جنبة اعتدال در آن ؛
ـ ايجاد ورزيدگي و هماهنگي در بين اعضا و اندامها به منظور برخوردار شدن از قدرت سرعت ، چابكي و مهارت ؛
ـ ايجاد مقاومت و افزايش ميزان تحمل و عادت دادن آدمي به صبر و استقامت در برابر شدايد و سختي ها
ـ دستيابي به قدرت ضبط ارادي اعضاي بدن و به كارانداختن ارادي آنها .
ـ بازسازي و نو تواني بدن به منظور رفع نقايص جسمي و نارساييهاي فيزيكي و افزايش ميزان كارآيي آن .
2ـ هدفهاي تربيتي و اخلاقي
ـ پرورش روان و ايجاد زمينه براي استقلال شخصيت ، سعة صدر ، همت بلند ، ايثار و فداكاري .
ـ دستيابي به مراتب قوت قلب ، جرات ، شهامت ، استقامت و پايداري و تقويت روحيه.
ـ رشد و پرورش ، رغبتهاي مثبت و جهت دهي آنها به سوي خير و كمال .
ـ توجه به كرامت و والايي خود و خويشتنداري در برابر نابسامانيها و مفسده ها .
ـ شناخت و مسئوليتهاي انساني و اسلامي و سعي در انجام دادن هرچه بهتر تكاليف و وظايف خود .
ـ افزايش توان و قدرت تصميم گيريهاي سريع ، عادلانه ، اقتصادي و مناسب.
ـ رشد و پرورش توجه و دقت ، مقايسه و تشخيص و جهت دادن به آنها براي رسيدن به هدفهاي مورد نظر.
ـ خودداري از پذيرش تحميلي افكار و عقايد مذموم و ارشاد و هدايت ديگران در صراط مستقيم.
3ـ هدفهاي رواني و اجتماعي
ـ تقويت روان و افزايش توانمندي آن در مبارزه با هواهاي نفساني و غلبه بر حسادت ، خود پسندي و كينه توزي .
ـ تعديل عواطف و در ضبط آوردن حالاتي چون خشم ، ستيز ، ترس و محبت.
ـ رفع عوارض رواني ناشي از نگرانيها ، انزوا جوييها ، ياسها و ترسها .
ـ تعديل رقابت و پذير اصول و ضوابط معقول در زندگي روزمره .
ـ دستيابي به شادابي و نشاط كه همواره براي تداوم و رشد حيات ضروري است .
ـ پرورش شخصيت ، هوش و قوة كنجكاوي و ديگر ذخاير وجود انسان .
ـ متحقق ساختن امكانات بالقوه موجود در انسانها و بهره مند كردن انسان از ذخاير وجودي خويشتن.
ـ شناخت اصول و قانون منديها و تبعيت از آنها به هنگام برخوردهاي فردي و اجتماعي .
ـ تمرين تشكل و تحزب و تن دادن به سازماندهي و تعاون براي پيشبرد اهداف و عادت به انضباط و دقت در امور.
4ـ هدفهاي حركتي و مهارتي
ـ شناخت استعدادهاي حركتي و پرورش و شكوفايي آنها و ديگر قابليتهاي فطري و استعدادهاي خدادادي .
ـ شناخت ، قدرداني و تقويت حس زيباشناختي در حركات.
ـ يادگيري مهارتهاي حركتي و ورزشي و ايجاد هماهنگي عصبي و عضلاني .
ـ بهره مند شدن از فعاليتهاي حركتي و جسمي در گذراندن سالم اوقات فراغت.
محتواي ورزش و تربيت بدني در جامعه اسلامي
مطلب ديگر اين است كه محتواي ورزش و تربيت بدني در جامعة اسلامي چه بايد باشد ؟ بديهي است كه محتوا بايد با توجه به اهداف تعيين شود. در اينجا ما هدفها را با رعايت اختصار بر شمرديم. طبيعي است كه با توجه به آنها بايد براي ورزش و تربيت بدني برنامه ريزي كرد. در عين حال بجا خواهد بود كه به مسائل زير نيز اشاره كنيم :
1ـ بخشي از فعاليتهاي ورزشي جامعه بايد در زمينة رشد و پرورش تن به منظور دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي صورت گيرد . از اين رو ، تيراندازي ، سواري ، دو ، شنا و ساير ورزشهاي رزمي بخشي از محتواي ورزش را تشكيل مي دهد كه اسلام هم آن را مورد توجه و تاكيد قرارداده است.
2ـ پرورش تواناييهاي حركتي به طور طبيعي و با استفاده از محيطهاي باز نظير كوهستان ، پارك و ديگر فضاهاي سبز و جلوگيري از ضعف حركتي و افزايش آمادگي جسماني .
3ـ شيوه هاي بازسازي و حركت درماني در جهت رفع نقايص حركتي به منظور اصلاح اندامها و استخوان بندي بدن و ترميم نارساييهاي عضلاني ، مفصلي . بديهي است كه ورزش و حركات بدني ويژه جانبازان و معلولين نيز در اين بخش قرار مي گيرد.
4ـ مطالعه و بررسي حركات و مهارتهاي ورزشي از ديدگاه علوم تجربي و انسان محتواي علمي تربيت بدني و ورزش را تشكيل ميدهد.
5ـ چون علوم ورزشي و تربيت بدني به دستاوردها و يافته هاي ساير علوم ، از قبيل علوم تندرستي و علوم انساني بستگي دارد از اين رو آثار حركت و فعاليت را مي توان رد چهارچوب هر يك از علوم اعم از تجربي و يا انسان مطرح نمود و به بررسي و مطالعة آن پرداخت . به سخن ديگر مباني علوم ورزشي همان اصول و نظريه هايي است كه در رابطه با علوم تربيتي و علوم تندرستي مطرح مي شوند.
‌مراحل فعاليتهاي ورزشي
حركت نوزاد از روزهاي نخستين زندگي در جهت توسعه و گسترش بازتاب اوليه و ابتدايي به منظور ادامة حيات و سازش با محيط تازة زندگي از جمله فعاليتهاي مربوط به تربيت بدني محسوب مي شود . نوزاد از يك طرف در معرض نور ، حرارت ، صدا و ساير محركهاي خارجي قرار مي گيرد و از طرف ديگر ، بر اساس نيازهاي دروني خود به تكاپو مي افتد و از خود واكنش نشان ميدهد. بستن دست و پاي نوزاد در قنداق كه از حركات بازتابي او جلوگيري مي كند ممكن است باعث بروز عوارض عصبي ، حركتي در كودك گردد و حتي به نارساييها و عقب افتادگي ذهني منجر شود. كودك پس از آنكه پا به پاي رشد طبيعي و معمولي بدن حركات پايه از قبيل راه رفتن ، دويدن ، جهيدن ، كشيدن ، هل دادن و ضربه زدن به اشيا را آموخت مي تواند از طريق شركت در حركات پيچيده تر و بازيهاي سازماندار موجبات رشد بيشتر جسماني و رواني خود را فراهم آورد.
در اين مرحله مراد از شركت در فعاليتهاي ورزشي ايجاد انگيزه هاي رشد و نمو بيشتر است. در اين زمينه همواره بايد تامين سلامت و تقويت اعضاي عمومي بدن مد نظر باشد. هنگامي كه كودك مرحلة تحصيل دبستاني خود را مي گذراند مي توان تواناييهاي حركتي او را ارزيابي و در صورت لزوم نارساييهاي حركتي او را اصلاح كرد . وقتي به سن نوجواني رسيد ضمن در نظر گرفتن مراتب فوق بايد مهارتهاي مقدماتي ورزشهاي فردي و گروهي و مقدمات آمادگي رزمي و فنون دفاعي را به او آموخت ، تا بتدريج از عهده وظايف شخصي ، اجتماعي ، رعايت آداب و اخلاق و پذيرش مسئوليت برآيد و در راه استقلال فكري خويش گام بردارد.
در مراحل پاياني دورة نوجواني و در آغاز دورة جواني ، علاوه بر اينكه سير تكاملي پرورش مورد نظر است ، جوانان بايد مسئول ، مومن ، تندرست و شاداب و مسلط بر رفتار و خوي انساني خود باشند. در اين مرحله بايد ضمن مشاركت دادن آنها در ورزش امكانات مربوط به تفريحات سالم و استفادة مثبت از اوقات فراغت و به كار بستن آموخته هاي حركتي و اخلاقي و تكوين و اصلاح شخصيت را براي آنان فراهم ساخت.

فصل دوم ـ رهبري انقلاب اسلامي و تربيت بدني  و ورزش
چكيده اي از سخنان امام خميني (ره) رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران :
ورزش را براي تامين سلامت تن و روان همه لازم مي دانم و با آن موافقم.
اميدوارم به علي (ع) اقتدا كنيد و زهد و تقواي او را سرلوحه اعمال خود قرار دهيد.
يك وجه صدور انقلاب ، شما جوانها (ورزشكاران) هستيد كه به كشورها مي رويد.
در همه ابعاد انساني ورزش كنيد.
تيمهاي ورزشي هم مي توانند در تحقق بخشيدن اين امر (صدور انقلاب) كوشا باشند.
گفتاري چند از شهيد آيت الله دكتر بهشتي :
در جمهوري اسلامي بايد توجه زيادي به مسائل ورزشي و گسترش آن براي نسل جوان داشت.
لازم است ما نيز همگام با اين انقلاب بزرگ ، برنامه هاي مفيد و سازنده بي شماري براي تن و روان مردم خود داشته باشيم.
امروزه كمتر رشته ورزشي را در دنيا مي شناسيم كه نشود از آن براي ورزيده تر كردن انسان بهره نگرفت و براي جامعه مفيد نباشد.
اسلام مكتب تربيت انسان نيرومند است.
ورزش كمك فراواني به بالا بردن قدرت روحي و تقويت نفس مي نمايد. بسياري از ورزشها همراه برخورد با كارهاي سخت مي باشد. وقتي انسان چند بار كار سختي را انجام داد و ديد كه همه چيز آسان مي شود ، ياد مي گيرد كه چگونه دشواريها با تمرين ساده تر مي گردد .
چكيده اي از سخنان حضرت آيت الله خامنه أي رهبر معظم انقلاب اسلامي :
در جامعه ورزشكار با سرباز از هم جدا نيست.
انقلاب ما مي تواند خود را در اين صحنه ها (بين المللي) نشان دهد.
اميدوارم كه ورزش در كشور ما همچنان كه هست بيشتر توسعه پيدا كند و در خدمت انسانيت قرار گيرد.
ورزش تامين كننده يكي از ابعاد وجودي انسان است ، يعني پرورش استعدادهاي جسمي و اين استعدادهاي جسمي در جاي خود مي تواند در خدمت جامع و در خدمت هدفهاي انساني قرار گيرد. در نتيجه ورزش يكي از مسائل اصولي و درجه يك جامعه است.
تا مسابقه نباشد ، مردم نسبت به ورزش تشويق نمي شوند و ورزش را درست نمي فهمند.
بايستي به جوانها براي ورزش كردن ميدان داد.
من با حضور در ميدانهاي بين المللي كاملاً موافقم.
هيچ دليلي ندارد كه ما وقتي ورزشكار داريم ، در مسابقات جهاني شركت نكنيم.
وظيفه مهم رسانه هاي گروهي اين است كه مردم را نسبت به مسئله ورزش توجيه كنند و آنها را نسبت به ورزش كردن تشويق نمايند.
در اين روزگار مانند همه روزگارهاي ديگر ورزش يك ضرورت براي جامعه ماست.
وظيفه اصلي دولت و مسئولان ورزش كشور اين است كه اشتياق به ورزش و روح ورزشكاري و ورزش خواهي را در مردم زنده كنند.
ورزش براي جوانان امري لازم و براي افراد مسن امري واجب است. زيرا در پرتو آن ، انسان مي تواند سلامتي خود را حفظ كند ، اعتماد به نفس خويش را افزايش دهد و در خود نشاط و شادابي و زيبايي را به وجود آورد.
كشوري كه بخواهد خوب اداره شود و به اهداف خود برسد و نيز جامعه أي كه بخواهد در دنيا سر افراز بماند و استقلال حقيقي را به دست آورده و عرصه هاي نبرد سياسي ، اقتصادي و نظامي پيروز شود ، نيازمند مردمي سالم ، با نشاط و برخوردار پاز قدرت اراده و تصميم گيري است كه اين همه از رهگذر توجه جدي به امر ورزش حاصل مي شود.
امر به ورزش ، امر به معروف است.
تاريخ فرهنگ انسانها و جوامع مختلف ، ورزش را در قالب واژه هاي بسيار زيبا و در پاره أي از اوقات نه چندان زيبا كه زشت و متنوع بيان داشته است. علم و فلسفه توسط ابزارهاي ذهني و عيني بررسي و محتواي مفاهيم آنها شناسايي و تعريف مي شوند . اما روح ورزش تا كنون به وسيله بشر تصرف و كاملاً توجيه نشده است. اما ورزش به عنوا يك پديده اجتماعي ويژگيهاي خاص خود را دارد. شايد ورزش تنها پديده أي در جهان باشد كه در عين حالي كه ورزشكار را تشويق مي كند تا نهايت كوشش و جديت خود را در اجرا به كار گيرد ، نهايت آرامش و فراغت خاطر را نيز از او مي طلبد. ورزش انسان را به درجه خستگي مفرط مي برد و ليكن در همان حال به بازسازي و بهداشت تن و روان او كمك مي كند. ورزش از انسان شكل مي گيرد و به انشا شكل و صورت انساني مي بخشد. جوهر ورزش و ماهيت آن ، به منزله كوشش و جهاد براي رسيدن به كمال و درجه خلوص ورزشكار در ارائه آنچه در توان دارد عاليترين تجلي فطرت اوست. او نبايد اين گوهر را هرگز ارزان عرضه كند. ورزش ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي را به انسان مي آموزد و او  را به آفرينش ارزشهاي والاي انساني ترغيب مي كند پس ورزش ذاتاً خوب است و امكانات انسان را براي خودشناسي و خداشناسي افزون مي كند.
جو حاكم بر ورزش بايد بر اساس ريشه هاي فكري و عقيدتي و ديني معني دار شود و پيام آور نشاط ، شادي و سلامتي باشد. اين جو را انسانهاي ورزشكار خلق مي كنند و به آن پيام و آرمان مي بخشند. ورزش در ساخت شخصيت و قالب بندي خصيصه هاي انساني بسيار توانمند است. لازم است يادآور شوم آنچه در ذيل مي آيد بخش كوچك و قابل توصيف از توانمندي ورزش است. شايد بتوان گفت بخش اعظم توانمندي ورش در شكل گيري شخصيت افراد در قالب الفاظ و واژه ها نمي گنجد و عبارات هرچند بليغ باشند نمي توانند آن را به شكل واقعي توصيف كنند.
ورزش ، وسيله خودشناسي
برخورد انسان با ورزش هدفمند به او اين فرصت را مي دهد تا از مرزهاي خود محوري وب خود خواهي گذشته و به كشف استعدادهاي جسمي ، ذهني و رواني خود بپردازد و به تجربه دريابد كه ابعاد وجودي او در مجموع و به صورت يك كل تفكيك ناپذير با ورزش درگير است. مشاركت تنها با يكي از ابعاد وجودي ميسر نمي شود ، هرگاه چنين شود او به تعبير ما ورزشگر است و نه ورزشكار . ورزشگر از خود و ديگران بيگانه شده است و نسبت به آنچه در محيط فردي و اجتماعي او مي گذرد بي تفاوت مي شود و چه بسا رسالت انساني خود را همراه با تعهداتش نسبت به دين و كشور به بوته فراموشي مي سپارد و لذا در حوزه ورزش واقعي و پيام بخش ، انسان با تمامي وجود خود به كسب تجربه در زمينة مسئوليت ، جهاد ، پيروزي ، شكست و افسردگي هيجان وصبر مي پردازد. ورزش بايد انسان را به لحاظ جسمي و روحي آنقدر توانمند و ماهر كند كه بتواند هواي نفس خود را با قدرت كنترل نمايد. در واقع اين توانايي اوست كه به او بينش مي دهد تا درست را از نادرست و حق را از باطل بشناسد و پيوسته به نداي وجدان و فطرت مذهبي خود پاسخي اسلام گونه وعملي خير خواهانه ابراز و انجام دهد.
ورزش تمريني براي زندگي واقعي
ورزش بخش مهمي از زندگي ما را مي سازد. ورزش همانند يك نمايشنامه با ماسكهاي طنز و خنده آور و يا تراژدي و حزن انگيز ارائه مي شود. ورزش فاتح و مغلوب به وجود مي آورد و در آن موفق و شكست خورده از هم متمايز مي شوند. حالتهاي هيجاني و عاطفي چه از نوع زودگذر و چه به شكل درازمدت در ورزش به وجود مي آيند. اين حالتهاي هيجاني و عاطفي از هر نوعي كه باشند يكي از ويژگيهاي مهم آن ، واقعي بودن آنهاست. اين حالات ساختگي و مصنوعي نيستند ، آنها جنبه هايي از زندگي واقعي هستند و تاثير شگرفي در شكل گيري شخصيت ورزشكار دارند . باختن شرافتمندانه و برد با تواضع و فروتني راه و روش رايج و تربيتي در ورزش است. ورزشكار بر اساس قضاوت و ارزيابي در مهارت ، فهم و درايت ، انضباط شخصي و اجتماعي سيماي خود را در ورزش آشكار مي سازد و پيوسته رفتار او در داخل و خارج از زمين بازي و در زندگي واقعي در زير ذره بين و قضاوت جوانان و مردم قرار مي گيرد.
ورزش در گذران اوقات فراغت
پس از انقلاب شكوهمند اسلامي در ايران ، لزوم دگرگوني و نوسازي هدفها و روشهاي آموزش تربيت بدني و ورزش در كلية نهادهاي اجتماعي و مسئول ، بويژه در دانشگاه كه آخرين فرصت رسمي در نظام آموزشي كشور است ، كاملاً محسوس است. بازده اين دگرگوني و نوسازي بايد رشد و توسعة استعدادهاي جسمي و رواني دانشجويان را تسهيل كند و مقدمات حركت و هدايت قشر روشنفكر و تحصيلكردة جامعه را به سوي كمال انساني و اسلامي             فراهم آورد.
هدف از طرح برنامه ها و انجام فعاليتهاي ورزشي در سطح دانشگاهها و موسسات آموزش عالي ، رشد و توسعة جنبه هاي اخلاقي ، رواني و جسماني دانشجويان به موازات تحصيل علوم و فنون ديگر است ، تا آينده سازان اين نظام الهي بتوانند پس از فراغت از تحصيل در خدمت نهضت اسلامي قرار گيرند و موجبات ترقي و تعالي مادي و معنوي خود و جامعه را ميسر سازند. اميد است كه دانشجويان از طريق درس تربيت بدني در جريان فعاليتهاي ورزشي و بهداشتي قرار گيرند و با كس مهارت هاي ضروري و حركتي پس از فراغت از تحصيل همواره به سلامت جسمي و رواني خود توجه داشته باشند و ورزش كردن را بخشي از برنامة روزانة زندگي خود قرار دهند.
در جامعة كنوني ورزش به عنوان يك امر انساني ـ تربيتي مورد توجه است و در بين تمامي اقشار اجتماعي بويژه دانشجويان به سرعت روي در توسعه و گسترش دارد. جامعه شناسان را عقيده بر اين است كه در شرايط زندگي ماشيني و افزايش ساعات فراغت ، ورزش را مي توان به عنوان وسيله أي مطلوب براي تامين تفريح سالم و تجديد قواي افراد جامعه و نيز حفظ سلامت جسمي و روحي آنها مورد استفاده قرارداد. در زندگي امروزي از كارهاي دشوار كه با نيروي انساني و با به كارگرفتن دست و پا و ديگر اندامهاي بدن انجام مي شد خبري نيست. اكنون بيشتر كارها در مقياسي وسيعتر و كيفيتي مطلوبتر به وسيلة ماشين انجام مي شود. از اين رو ، انرژي ذخيره شده مي تواند از طريق حركت و ورزش قابليتهاي ذهني و جسمي انسان را افزايش دهند. رهبران اسلامي و به ويژه پيامبر اكرم (ص) به سلامت و نيرومندي مسلمانان سخت توجه و علاقه داشته اند. آن حضرت مي فرمايد : « طوبي لمن اسلم و كان عيشه كفافا و قواه شدادا» خوشبخت كسي است كه اسلام را پذيرفته و به قدر معاش خود در آمد دارد و قواي بدنش نيرومند است. علي عليه السلام مي فرمايد : « الصحه افضل النعم » سلامت بدن از بهترين نعمتهاي الهي است. در چهارده قرن پيش ، يعني زماني كه حضرت محمد (ص) در شبه جزيره عربستان دعوت خود را آشكار فرمود ، زندگي در دشتهاي پهناور و خشك آن سرزمين به شيوة عشيره اي و بسيار دشوار بود. باديه نشينان بناچار به دنبال بركة آبي كه از بقاياي باران تشكيل مي شد يا براي يافتن علف ناگزير از نقطه أي به نقطة ديگر كوچ مي كردند . پيداست كه در چنين شرايطي مردم براي تهيه قوت خود و خانواده به قدر كافي به فعاليتهاي جسمي و حركتي مي پرداختند و با وجود اين فعاليتها نيازي به ورزش كردن نبود . وانگهي انجام دادن هر كار ضروري ساعتها وقت آنها را مي گرفت و به اين ترتيب آنها غالباً چندان اوقات فراغتي نداشتند. با اين همه ، پيشواي گرامي اسلام برخي از مهارتهاي ورزشي و تفريحي را به منظور گذراندن اوقات فراغت براي هدفهاي اجتماعي و نظامي و مذهبي به آنان تعليم مي داد. پيامبر اكرم (ص) علاوه بر تشويق مردم به شركت در اين گونه فعاليتها ، خود نيز در آنها شركت مي فرمود ؛ به طوري كه روايت شده است ، روزي چند نفر از مشركين براي سرقت گوسفندان مردم به اطراف مدينه رفته بودند. پيامبر و جمعي از ياران براي سركوبي آنان بر اسبها سوار شدند و بر آنها تاختند. مشركين با ديدن سواران اسلام به سرعت فراركردند و از نظر دور شدند. در اين وقت ابوقتاده ، يكي از ياران پيامبر به آن حضرت عرض كرد حال كه دشمن برگشته و فرار كرده است ، اگر موافقت فرمايد يك مسابقة اسب دواني ترتيب دهيم. پيغمبر موافقت فرمود. مسابقه آغاز شد و سرانجام آن حضرت از همة ياران پيشي گرفت.
برخي از جامعه شناسان معتقدند كه افزايش زمان فراغت از اختصاصات جامعة صنعتي است ، ليكن برخي ديگر بر اين باورند كه زمان فراغت در تمام مراحل زندگي بشر كم و بيش وجود داشته است.

فصل سوم ـ ورزش و سلامت
1ـ تغذيه و ورزش
بدن انسان براي بقاي حيات و رشد و ترميم بافتهاي خود از موادي استفاده مي كند كه معمولاً از طريق هان و دستگاه گوارش به آن مي رسد. اين عمل را تغذيه مي نامند. عمل تغذيه چهار كار اساسي در بدن انجام مي دهد :
نيازهاي بافتها را براي رشد برآورده مي كند.
مواد لازم براي ترميم و جايگزين كردن بافتهاي فرسوده را تامين مي كند.
نيروي لازم براي فعاليتهاي جسمي و فكري را فراهم مي كند .
تعادل فيزيولوژيكي دستگاههاي مختلف بدن را تامين مي كند.
غذاي مصرف شده به وسيلة بافتهاي بدن تجزيه مي شود. تجزية مواد غذايي در بدن توليد حرارت مي كند و گرماي طبيعي آن حفظ مي شود ( درجة حرارت بدن بايد هميشه در حدود 37 درجه سانتيگراد باشد) . نيروي لازم براي فعاليتهاي بدن نيز از تجزية اين مواد تامين مي گردد. در حدود دو سوم از وزن بدن را آب تشكيل ميدهد . روزانه به طور تقريب 5/2 ليتر آب از طريق پوست ، ريه ها ، عرق و ادرار از بدن دفع مي شود. اين مقدار آب بايد از طريق نوشيدنيها و غذا تامين گردد. انسان مي تواند مدتي بدون غذا زندگي كند ، ولي بدون آب بيش از پنج تا شش روز قادر به ادامة زندگي نخواهد بود.
كالري
ارزش مواد غذايي از نظر توليد نيرو با كالري نشان داده مي شود. يك كالري عبارت است از مقدار گرمايي كه بايد به يك گرم آب داد تا حرارتش يك درجة سانتيگراد بالا برود. دانشمندان به تجربه نشان داده اند كه :
تجزية هر گرم چربي تقريباً 9 كالري توليد مي كند.
تجزية هر گرم مواد قندي يا كربوئيدرات 4 كالري توليد مي كند
تجزية هر گرم پروتئين 4 كالري توليد مي كند.
مقدار كالريي كه بدن براي كارهاي روزانه لازم دارد در افراد مختلف با تغيير سن ، وزن ، جنس و نوع فعاليت متفاوت است. انسان هرچه بيشتر فعاليت كند كالري بيشتري مصرف        مي كند جدول شمارة يك مقدار متوسط كالري مورد احتياج را براي افراد عادي در سنين مختلف نشان مي دهد. البته مقدار كالريي كه به بدن مي رسد صرف واكنشهاي داخلي و فعاليتهاي خارجي بدن مي شود. پس فردي كه فعال تر است به همان ميزان احتياج بيشتري به كالري دارد.
 


منابع :


منابع و مآخذ :
1 ـ تغذيه و بهداشت ورزشي  ………….. انتشارات دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي 
2 ـ تندرستي براي زندگي بهتر …………………………………. تأليف باهر فرقاني
3 ـ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران …………………………. انتشارات كميل
4 ـ هدفهاي آموزش و پرورش عمومي و مهارتهاي فني
                    در جمهوري اسلامي ايران …………………………     تأليف سيد محمد كاظمي
5 ـ مبادي رواني اجتماعي در يادگيري مهارتهاي ورزشي …………… انتشارات
                       دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي ، تأليف مهدي نمازي زاده 
6 ـ سنجش قواي جسماني……    انتشارات اداره كل تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش
 

طراحی سایت : سایت سازان