میهن داک - میهن داکیومنت

مقاله بررسی علل ناسازگاری دانش آموزان


کد محصول : 10001925 نوع فایل : word تعداد صفحات : 45 صفحه قیمت محصول : 5000 تومان تعداد بازدید 882

فهرست مطالب و صفحات نخست


 بررسی علل ناسازگاری دانش آموزان

چکیده :
ميزان ناسازگاري در ميان دانش‌آموزان مدارس شهرتهران 3ˆ8 درصد است و ناسازگاري در ميان پسران بيشتر از دختران بوده‌است . 2 - بين مرتبه ولادت و ناسازگاري رابطه معتبري وجود ندارد. 3 - بين ناسازگاري و نقايص و معلوليتهاي جسماني رابطه معني‌داري به لحاظ آماري وجود ندارد. 4 - بين سن والدين و ناسازگاري دانش‌آموزان رابطه معني‌داري وجود ندارد. 5 - بين سطح تحصيلات والدين و ميزان ناسازگاري دانش‌آموزان رابطه معني‌داري وجود دارد. 6 - بين وضع اشتغال والدين و ناسازگاري كودكان رابطه معني‌داري وجود ندارد. 7 - رابطه معني‌داري از لحاظ آماري بين حجم خانواده و ميزان ناسازگاري كودكان وجود دارد. 8 - بين خويشاوندي والدين و ميزان ناسازگاري كودكان رابطه معني‌داري به لحاظ آماري وجود ندارد. 9 - بين رابطه والدين با يكديگر و تاثير آن در تفاوت گروههاي دانش‌آموزان به لحاظ ميزان ناسازگاري رابطه بسيار معتبر آماري وجود دارد. 10 - بين دو متغير تنبيه بدني شدن در منزل و ميزان ناسازگاري دانش‌آموز رابطه بسيار معتبري به لحاظ آماري وجود دارد. 11 - در خصوص فوت والدين و تاثير آن بر ناسازگاري رابطه معني‌داري وجود ندارد. 12 -بررسي رابطه بين طلاق والدين و ميزان ناسازگاري كودكان از نظر آماري رابطه معني‌داري وجود ندارد. 13 - بررسي پرونده تحصيلي دانش‌آموزان نشان ميدهد كه بين سابقه مردودي و ميزان ناسازگاري به لحاظ آماري رابطه معني‌داري وجود ندارد. 14 - نتايج آزمون هوش ريون نشان ميدهد كه تفاوت ميانگين نمرات خام دو گروه آزمايشي و كنترل در سطح 99 درصد > P به لحاظ آماري معتبر است . 15 - اختلالات رفتاري دانش‌آموزان دختر و پسر مدارس ابتدايي شهرتهران بيشتر از نوع سازگاريهاي اجتماعي بوده و به صورت رفتارهاي ضداجتماعي بروز مي‌كنند.
   
    عوامل ناسازگاري دانش آموزان
عوامل ناسازگاري دانش آموزان
«نه هر كس كه به لغزش گرفتار آيد، شايسته سرزنش باشد»   «از سخنان مولاي متقيان علي (ع)»
    گاهي اوقات ديده مي شود كه بعضي از دانش آموزان دچار ناراحتي و باعث اشكالاتي مي شوند و بناي ناسازگاري مي گذراند. اين دانش آموزان را ناسازگاران اجتماعي مي گويند. علائم ناسازگاري عبارتند از: غير اجتماعي بودن، ترس ، سوء ظن ، پافشاري دررفتار بد، واكنشهاي خيلي قوي، عدم تماس و قبول واقعيت افسردگي و رفتاري در اين رديف
    براي كمك و راهنمايي اين افراد، ابتدا بايد به شناسايي آنها پرداخت و به نيازهاي آنها پي برد زيرا در بسياري از موارد عدم ارضاي نيازها موجب ناسازگاري مي گردد. اين نيازها عبارتند از:
1.     نيازهاي جسماني: دانش آموز بايد از نظر جسماني تأمين باشد تا براي يادگيري آمادگي لازم را به دست آورد. در محيطهاي آموزشي پر سر و صدا يا در محيط هايي كه نور به اندازه كافي به دانش آموزان نمي رسد و يا آنها به دلايلي گرسنه و تشنه هستند، نمي توان انتظار داشت كه يادگيري خوب صورت گيرد و اغلب اين دانش آموزان به بد رفتاري مي پردازند.
2.     هويت: دانش آموزان چه در خانه و چه در آموزشگاه بايد احساس شخصيت و ارزش كند و هر گاه اين نياز تأمين نشود و دانش آموز احساس بي ارزشي نمايد، به طريقي با جلب توجه ديگران سعي در كسب شخصيت براي خود مي نمايد كه بعضاً با ناراحتي و بدرفتاري بروز مي نمايد. قبول دانش آموز با تمام نقاط ضعف و خصوصياتي كه دارد در ارضاي اين نياز مؤثر است.
3.     امنيت: دانش آموز چه در منزل و چه در آموزشگاه بايد احساس امنيت كند. چنانچه دانش آموز محيط را تهديد آميز و ناامن بداند، دچار ناراحتي شده وبراي ديگران نيز ايجاد ناراحتي مي كند
4.     استقلال: دانش آموز ضمن وابستگي محدود به والدين و مربيان، بايد احساس استقلال نيز بنمايد. در بعضي موارد اتخاذ تصميم را بايد به خود او واگذار كرد. نظريات نبايد تحميل شود، بدين وسيله و با محول ساختن كارهايي در حد توان دانش آموز به وي، نياز استقلال دانش آموزان تأمين شده و ايجاد ناراحتي نخواهد كرد.
5.     تعلق و وابستگي: دانش آموز وابسته به خانواده، آموزشگاه و اجتماع است و بايد احساس تعلق نموده و بداند كه تنها نيست . چنانچه دانش آموز احساس تعلق نكند دچارناراحتي شده و بناي ناسازگاري را مي گذارد.
6.     محبت: دانش آموز بايد از ديگران محبت ببيند و به ديگران نيز محبت بنمايد، چنانچه دانش آموز از محبت لازم محروم بماند دچار ناراحتي شده و ايجاد ناراحتي خواهد كرد.
7.     تجارب متنوع: هر فردي نياز به تنوع و تازگي دارد و دانش آموز نيز از اين قاعده مستثني نيست. چنانچه دانش آموز را در چهار چوب برنامه هاي آموزشگاه اسير كنيم خسته شده و ناسازگاري مي كند. بنابراين فعاليت هاي فوق برنامه، ورزشهاي گوناگون، بازديدها و ... موجب تنوع در برنامه شده و به ارضاي اين نياز كمك مي كند.
8.     موفقيت: موفقيت در زندگي منجر به اعتماد به نفس مي گردد. در مواردي كه برنامه آموزشگاه بيشتر جنبه تنبيهي دارد و يا خارج از توانايي دانش آموز است، به دست آوردن موفقيت دشوار و منجربه شكست شده و در نتيجه شكستهاي مداوم به شخصيت دانش آموز لطمه وارد مي آورد و او با شروع ناسازگاري ناراحتي خود را بروز مي دهد.
9.     آزادي: آزادي يكي از نيازهاي اصلي انسان است و دانش آموزان نيز بايد آزادي داشته باشند و هيچ گاه احساس نكنند كه امور به انها تحميل مي شود. البته آزادي محدود و در سطحي كه به آزادي ديگران و برنامه هاي آموزشگاه لطمه نزند.
10.   فقر: فقر اغلب نتايج نامطلوبي به بار مي آورد كه از اين جمله ناسازگاري است و مي توان گفت كه فقر و محروميت هاي محيطي در يادگيري، سازگاري و بطور كلي در رفتار شخص موثر است.
11.   اختلافات خانوادگي: زيربناي شخصيت اوليه دانش آموز در سالهاي نخستين تشكيل مي شود و چنانچه دانش آموز در اين دوره، از نظر عاطفي تأمين نشود، احتمالاً از يك شخصيت سالم و طبيعي محروم خواهد بود.
12.   نواقص جسماني: گاهي اوقات ناسازگاريها ريشه جسماني دارد. عدم قبول نقض عضو ممكن است موجب اختلالاتي در رفتارفرد بشود و بايد با ايجاد اعتماد به نفس به آنها كمك كرد تا خود را آنگونه كه هستند بپذيرند.
13.   طردشدگي: دانش آموزاني كه از طرف خانواده وآموزشگاه طرد مي شوند، از اين احساس رنج برده و آن را به صورتهاي گوناگون مانند انزوا طلبي، پرخاشگري، عدم كنترل رفتار و ... نشان مي دهند.
 
برنامه آموزشي و تربيتي جهت دانش آموزان ناسازگار
بعضي از اقدامات در ايجاد تغييرات رفتاري دانش آموز ناسازگار مؤثر است از جمله:
معاينه پزشكي: در مواردي كه احتمال ناسازگاري مي رود بايد يك معاينه پزشكي از دانش آموز به عمل آيد تا اگر ريشه جسماني دارد مرتفع گردد.
تماس با والدين و نزديكان: لازم است افراد مسئول با والدين دانش آموز تماس گرفته، محيط خانواده را دقيقاً مطالعه كنند تا موجبات ناسازگاري را چنانچه از خانه سرچشمه گرفته باشد بيابند و در رفع آنها اقدامات و پيشنهادات لازم را بنمايند.
 
كلاسهاي تقويتي : با ايجاد كلاسهاي تقويتي مي توان به افرادي كه در بعضي از دروس دچار اشكال هستند كمك نمود تا از شكست و ناراحتيهاي ناشي از آن جلوگيري شود.
ارجاع براي مشاوره: در بعضي موارد براي كمك به دانش آموز بايد از مشاوران مجرب كمك گرفت. بطور خلاصه ميتوان گفت بايد قبل از هر چيز علل ناسازگاري را شناخت و درصدد رفع آن برآمد، زيرا چنانچه فرد ناسازگار مورد ملامت و تنبيه قرار گيرد نه تنها رفع ناسازگاري او نمي شود، بلكه موجب احساس عناد و دشمني در او و يا عكس العمل هاي ديگر نيز مي گردد و به طور كلي از فعاليتهاي فوق برنامه نبايد غافل بود زيرا دركنار اين برنامه ها افراد بهتر احساسات و تمايلات خود را ارضاء مي كنند و در نتيجه در كلاس و محيط درس آرامتر مي باشند.
طرز برخورد با دانش‌آموزان ناسازگار
هر نوزادي كه پا به دنياي هستي مي‌گذارد، از عالي‌ترين و كامل‌ترين امكانات رشد برخوردار است. او در بهترين حالت خود آفريده مي‌شود، فقط كافي است خانواده و محيطي مناسب در اختيارش باشد تا به كمال برسد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سلامت ، معلمان اغلب رفتارهاي ناسازگارانه دانش‌آموزان خود را با صفاتي مانند لجباز، پرخاشگر، گستاخ، حاضرجواب، قانون‌شكن، بهانه‌گير، دروغ‌گو، شلخته، بي‌اعتنا، عصبي و… بيان مي‌كنند. اغلب، مربياني ‌كه براي دانش‌آموزپروري آموزش‌نديده باشند، براي برخورد درست و سازنده با رفتارهاي ناسازگارانه آنان آمادگي و مهارت لازم را ندارند.
عده‌اي از مربيان با محكوم كردن خطاها و ناسازگاري‌هاي دانش‌آموزان، به زور و تهديد متوسل مي‌شوند. برخي با طبيعي پنداشتن رفتارهاي ناسازگارانه دانش‌آموزان، پرچم تسليم را بالا مي‌آورند. عده‌اي نيز با آزمايش و خطا تلاش مي‌كنند تا روش بهتري را براي كنترل آنان پيدا كنند. طبيعي‌است که به دليل وجود تفاوت‌هاي فردي و ويژگي‌هاي منحصر به فرد هركدام از آنان، شيوه ثابتي براي تربيت همه شاگردان وجود ندارد ولي با تكيه بر نقاط مشترك تمام كودكان و نوجوانان مي‌توان از شيوه‌هاي تربيتي و برخورد صحيح با ناسازگاري‌هاي دانش‌آموزان كه از سوي متخصصان ارايه شده ‌است، بهره گرفت تا شرايط پرورش آرام و لذت‌بخش آنان بيش از پيش مهيا شود.
رفتارهاي ناسازگارانه
رفتارهاي ناسازگارانه رفتارهايي هستند كه با نظر والدين، مربيان، مدرسه و جامعه سازگاري ندارد. رفتار دانش‌آموز ناسازگار احساس بدي را در اطرافيان ايجاد مي‌كند، به‌طوري كه خود نيز تحت‌تأثير واكنش‌هاي ناخوشايند حاصله از سوي ديگران واقع مي‌شوند.
روان‌شناسان به‌طور معمول رفتارهاي ناسازگار را در سه طبقه تقسيم‌بندي‌ مي‌كنند: اختلال بيش‌فعالي و كمبود توجه، اختلال لجبازي و نافرماني و اختلال سلوك. گرچه شباهت‌هاي زيادي ميان آنها وجود دارد ولي ويژگي‌هاي متمايزكننده‌اي هم در آنها به چشم مي‌خورد. ممكن است علايم هر سه طبقه در يك دانش‌آموز ديده شود. براي آشنايي بيشتر به رفتارهاي هر كدام اشاره مي‌کنيم:
دانش‌آموزان بيش‌فعال و كم‌توجه
• نمي‌توانند رفتارشان را كنترل و تنظيم كنند.
• نمي‌توانند رفتارهاي هماهنگ و مناسب با اطرافيان از خود نشان دهند.
• با علامت‌هايي مانند كم‌توجهي، حواس‌پرتي و كمبود تمركز همراه هستند.
• در كارهايي كه به آنها علاقه و مهارت داشته باشند، هيچ تفاوتي با هم‌سالان خود ندارند.
• خيلي سريع به وسيله محرك‌هاي خارجي دچار حواس پرتي مي‌شوند و از كار و وظيفه خود (اغلب تكاليف مدرسه) بازمي‌مانند.
• اغلب وسايل‌شان را گم مي‌كنند و فراموشكارند.
• مرتب حركت مي‌كنند و آرام و قرار ندارند.
• ميان صحبت ديگران مي‌پرند و تأمل ندارند.
• نوبت را رعايت نمي‌كنند.
• سريع از كوره در رفته و اشيا را به‌سوي ديگران پرتاب مي‌كنند.
• رفتارهاي جسورانه و خطرناكي از خود نشان مي‌دهند.
• در توجه به جزييات ناتوان‌اند.
• در صحبت كردن مستقيم با آنان، به‌نظر مي‌رسد به گوينده توجهي ندارند و گوش نمي‌كنند.
• قادر به پيگيري دستورات نيستند و كارها را نيمه‌كاره رها مي‌كنند.
• از كارهايي كه نياز به تلاش ذهني دارد، اجتناب مي‌كنند.
• كارهاي خود را ناتمام رها مي‌كنند.
كودكان لجباز و نافرمان
• رفتارهاي منفي و نابهنجار از آنها زياد ديده مي‌شود.
• از قوانين روزمره سرپيچي مي‌كنند.
• زود قهر مي‌كنند و قشقرق به راه مي‌اندازند.
• با بزرگ‌ترها بيش از حد بحث و جدل مي‌كنند.
• ديگر‌ان را در امور مقصر مي‌دانند و از آزار و اذيت و ناسزاگويي به آنان دريغ ندارند.
• عصباني و زودرنج‌اند.
• رفتارهاي خشونت‌آميز دارند.
• كينه‌توز و انتقام‌گير هستند.
كودكان دچار اختلال سلوك
• به‌طور معمول به حقوق ديگران تجاوز مي‌كنند.
• رفتارهايي مانند قلدري و تهديد ديگران دارند.
• در نزاع و كتك‌كاري از وسايل خطرناك مانند چاقو و… استفاده مي‌كنند.
• اغلب دست به سرقت مي‌زنند.
• به اموال عمومي آسيب مي‌رسانند.
• فرار از خانه و مدرسه در آنها بيشتر ديده مي‌شود.
علل و انگيزه‌هاي ناسازگاري فرزندان
۱) علل ارثي: گروهي معتقدند که بسياري از ناسازگاري‌هاي دانش‌آموزان، ريشه در سرشت و طينت آنها دارد كه به‌ همراه ژن از طريق والدين به آنها منتقل مي‌شود.
 ۲) علل زيستي: مانند نقص عضو، اختلال در بينايي و شنوايي و اختلال در مغز و دستگاه‌هاي عصبي، پيش يا حين يا پس از تولد مي‌تواند از ديگر عوامل باشد.
 ۳) علل رواني: مانند وجود فشارهاي دروني، ميل به استقلال، وجود تعارض و كشمكش در مدرسه، به خصوص زماني‌كه دانش‌آموز خود را بي‌پناه و بدون پشتوانه احساس كند، عادات عصبي مانند ناخن جويدن و انگشت مكيدن در او مشاهده مي‌شود.
 ۴) علل عاطفي: مانند احساس محروميت ازمحبت والدين، ناكامي از دستيابي به اهداف مورد علاقه، فقدان امنيت عاطفي به هر دليل ممكن.
۵) علل اجتماعي: مانند نابه‌ساماني و اختلاف و درگيري ميان اعضاي خانواده، متاركه والدين، بدآموزي از الگوهاي خانه و مدرسه و جامعه، فقدان مقبوليت در ميان ديگران، يادگيري رفتارهاي نامطلوب از گروه هم‌سالان، نداشتن نظارت كافي والدين، فقدان قانون منصفانه و قاطع در خانه و مدرسه، مشكلات اقتصادي و…
۶) علل تربيتي: مانند نبود يا افراط در محبت، ناهماهنگي ميان عاملان تربيتي در خانه و مدرسه و جامعه، برآورده كردن تمام خواسته‌هاي دانش‌آموز بدون چون و چرا و يا به عكس، تنبيه بدني و آزارهاي رواني، مقايسه و تحقير و سرزنش دانش‌آموز و…
 
چگونه با رفتارهاي ناسازگارانه دانش‌آموزان برخورد کنيم؟
۱ - اگر خود تحت‌ فشارهاي رواني ناشي از زندگي و كار قرار داريم و نمي‌توانيم رفتار وگفتار خود را كنترل كنيم، بهتراست پيش از انجام هركاري درباره دانش‌آموز به فكر روشي براي كنترل فشارهاي خود باشيم. تحقيقات نشان داده ‌است اگر مربيان بتوانند برخي رفتارهاي خود را تغيير دهند، فرمانبري كودك بيشتر خواهد شد.
۲ - نبايد افكار غلط و انحرافي درباره دانش‌آموز خود نداشته باشيم. به طور مثال: «شاگردم اين كار را مي‌كند تا حرص مرا دربياورد يا او موجب تمام مشكلات در كلاس است.» چنين افكاري زمينه به‌وجود آمدن احساس بسيار بد را نسبت به آن دانش‌آموز مهيا مي‌كند و به طور يقين بر رفتار ما و او اثر منفي مي‌گذارد.
۳ - بايد از ارايه دستورات مبهم، كلي و تكراري اجتناب كنيم. براي مثال، به جاي اينكه بگوييم: «منظم باش»، شفاف و مشخص بگوييم كه از او چه مي‌خواهيم.
۴ - به جاي سخنراني و بحث و جدل، بايد كوتاه و مؤثر بالحني محكم ولي در كمال آرامش به او گوشزد كنيم كه رفتارش در ما چه تأثيري گذاشته و اگر از اين رفتار خود دست برندارد، چه عاقبتي در انتظار اوست.
۵ - بهتر است به ياد داشته باشيم که عاقبتي را براي او مشخص كنيم كه شدني و كوتاه‌مدت باشد. براي مثال نگوييم: «براي هميشه از اين كلاس خواهم رفت.»
۶ - نبايد انجام دادن خواسته‌هايمان را وظيفه او بدانيم بلكه پس از انجام دادن دستوراتمان بايد او را با كلام و هداياي مورد علاقه تشويق کنيم.
۷ - مي‌توانيم با مشاركت دانش‌آموزان فهرستي از مهم‌ترين قوانين در كلاس و مدرسه به ‌ترتيب اهميت و همراه با روش انجام دقيق آن تهيه كرده و پس از مشخص كردن نوع محروميت براي انجام ندادن‌شان، آن را با قاطعيت اجرا كنيم.
۸ - بايد عوامل مشكل‌ساز را شناسايي و براي رفع آنها اقدام کنيم.
۹ - به نيازهاي جسمي، عاطفي، رواني، اجتماعي، اقتصادي و… دانش‌آموزان بايد بيشتر توجه كنيم.
 


منابع :


1.شرفي.محمدرضا.دنياي نوجوان.ناشر موسسه فر هنگي منادي تربيت.چاپ پنجم.1381

2.بروجني.احمد افضلي.علل افت تحصيلي وراههاي جلوگيري.انتشارت افضل .1374

3.كر،نلسون،  لامبرت،درمان مسائل نوجوانان .مترجم:جواديان. مجتبي چاپ دوم 1379   4.شيخاوندي .داور .جامعه شناسي انحرافات ،نشر مرنديز.چاپ سوم .1373

5. ستوده.هدايت ا….آسيب شناسي اجتماعي .انتشارات آواي نور.چاپ هفتم.1380

6.نشريه نگاه.

7.نشريه پيوند.

 

طراحی سایت : سایت سازان