میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

پروژه بررسي علل و عوامل افت تحصيلي دانش آموزان


کد محصول : 10001926 نوع فایل : word تعداد صفحات : 167 صفحه قیمت محصول : 13000 تومان تعداد بازدید 944

فهرست مطالب و صفحات نخست


بررسي علل و عوامل افت تحصيلي دانش آموزان

 آفت نظام آموزشی
درمان تو درخود تو است، تو بدان بصيرت نداري.
درد تو نيز از خود توست، تو بر آن آگاهي نداري.
تو آن كتاب مبيني هستي كه به ياري حروف اندك آن، راز‌هاي نهفته آشكار مي‌شود، آيا گمان، مي كني كه تو همين جسم كوچك هستي؟ و حال آنكه از «جهان بزرگ» درك تاب وجود تو مندرج است.
«امام علي(ع)»
از مهمترين آفتهاي نظام‌هاي آموزشي جهاني و من جمله كشور ما افت تحصيلي است كه همه ساله به صورت هاي گوناگون تعداد بسياري از استعدادهاي بالقوة انساني و منابع اقتصادي جامعه را هدر داده و نابسامانيهاي فردي و اجتماعي را بر جاي مي‌گذارد، هرچند پاره اي از موارد افت تحصيل در بعضي از رشته‌هاي خاص بيشتر مشاهده مي‌شود ولي مي‌توان علل آن راتقريباً يكسان دانست: از جمله افت بر اثر قصور در اعمال و روش هاي مناسب آموزشي و پرورشي توسط نظام آموزش و پرورش،معلمان، خانواده، … .
بررسي عوامل مؤثر بر پيشرفت و ترقي جوامع پيشرفته نشان مي‌دهد كه همة اين كشورها از آموزش و پرورش توانمند و كارآمد برخوردار بوده‌اند. اين نهاد از يك سو با كودكان و نوجوانانو جوانان خلاق، مبتكر و مستعد واز طرف ديگر با طيف
گسترده اي از مردم به عنوان خانواده يا اولياي دانش‌آموزان در ارتباط است و تعليمات وآموزش‌هاي خود را چه مثبت و چه منفي به پيكرة جامعه تزريق مي‌كند.
بدون ترديد هيچ نظام آموزشي نمي‌تواند صددرصد به اهداف آموزشي خود برسد،ولي موفق بودن هر نظام آموزشي نزديك‌تر شدن هرچه بيش‌تر به   اهداف تعيين شده بستگي دارد براي نزديك‌تر شدن به اهداف نظام آموزشي حتماً مي‌بايست عوامل مؤثر بر افت تحصيلي را شناخت و اثرهاي آن راكاهش داد.
 
چرا درس نمي خوانيد؟!

يكي از مهمترين آفات نظام آموزشي جهان از جمله كشور ما «افت تحصيلي» است كه همه ساله به صورتهاي گوناگون بخش عمده اي از استعدادهاي بالقوه انساني و منابع اقتصادي جامعه را به هدر مي دهد و نابسامانيهاي فردي و اقتصادي زيادي برجاي مي گذارد. اين پديده به صورت مردودي يا ترك تحصيل و يا كجرويهاي ديگر جلوه مي نمايد.
كارشناسان مسائل اجتماعي در بررسي علل و عوامل افت تحصيلي دانش آموزان به دو دسته عوامل فردي و اجتماعي اعتقاد دارند كه توجه به آنها و ريشه يابي اين عوامل مي تواند در دست يابي به موفقيت دانش آموزان مؤثر واقع شود درحالي كه عدم توجه به اين عوامل و سهل انگاري در اين مورد ضررها و زيان هاي جبران ناپذيري به نسلي وارد خواهد ساخت كه آينده كشور با دستهاي آنان ساخته خواهد شد.
شرايط خانوادگي

مطالعه دانش آموزاني كه داراي افت تحصيلي هستند نشان مي دهد يكي از عوامل مؤثر براين پديده مسائل خانوادگي به ويژه از هم گسيختگي خانواده، كم سوادي والدين، مشكلات عاطفي، انزوا، جو اجتماعي، رواني خانواده، عدم ارتباط صميمانه با پدر و مادر، ميزان درآمد خانواده، شغل والدين، ميزان تفاهم والدين، حضور يا عدم حضور والدين، وضعيت تحصيلي ساير خواهران و برادران مي باشد كه در سلامت روحي و جسمي دانش آموز تأثير فراواني مي گذارد.
دانش آموزي كه از شرايط خانوادگي مناسب و پشتيباني و حمايت عاطفي والدين خود برخوردار نيست و نيازهاي روحي و رواني اش تأمين نمي شود درپي ارضاي احتياجات خود دچار بي توجهي به تحصيل يا ترك آن مي شود.
پاسخ گفتن به نيازها از سوي والدين لازمه موفقيت هر دانش آموز است درحالي كه برخي از والدين بدون آگاهي از وظيفه خود در قبال دانش آموز فقط از او انتظار موفقيت دارند.
نتايج يك تحقيق نشان مي دهد كه ميزان تحصيلات والدين تأثير فراواني در كيفيت تحصيلي دانش آموز دارد، زيرا والدين تحصيل كرده به ويژه پدران در حل مشكلات درسي فرزندان بهترين ياور آنها خواهند بود و مي توانند براي فرزندان خويش الگوهاي بسيار زيبايي از تعليم و تربيت باشند.

عامل اقتصادي

عدم اشتغال سرپرست خانواده و ناتواني او دربرآوردن كامل نيازهاي افراد خانواده در افت تحصيلي فرزندان تأثير فراواني دارد، چرا كه عدم توجه به ارضاي نيازهاي اوليه فرزندان موجبات بي توجهي به نيازهاي روحي و عاطفي آنها نيز مي شود و بچه ها براي تامين نيازهاي خود مجبور به ترك تحصيل و ورود به بازار كار و اشتغال مي گردند.
تحقيقات نشان مي دهد كه بحران هاي اقتصادي، كاهش درآمد و فقر و بيكاري خانواده ها نه تنها در افت تحصيلي دانش آموزان تأثير مي گذارد، بلكه انگيزه اي براي سوق دادن افراد به سوي جرايم و تخلف از مقررات اجتماعي مي شود.
همچنين فراهم نكردن تسهيلات آموزشي از جمله مدارس خوب، وسايل تحرير مناسب، البسه و تغذيه كافي و مناسب از سوي والدين باعث سرخوردگي و عدم گرايش كودكان و نوجوانان به مدرسه و درس خواندن مي شود.
حضور پدر در خانه از جمله عواملي است كه بر روي نرفتن يا رفتن دانش آموز به مدرسه تأثير مي گذارد. مطالعه تقريباً نيمي از كودكاني كه از درس خواندن محروم شده اند نشان مي دهد كه والدين اين كودكان يا از هم جدا شده اند يا فوت كرده اند يا احياناً داراي پدر معتاد بوده اند، چرا كه الكل و ديگر مواد مخدر نيز بر زندگي نوجواناني كه والدين آنها به مصرف مواد مخدر وابسته باشند تأثير فراواني بر جاي مي گذارد. اين قبيل نوجوانان نه تنها بعدها در معرض خطرات ناشي از مصرف مواد مخدر هستند بلكه از مشكلات رواني، اجتماعي نيز رنج مي برند.

شيوه كنترل دانش آموزان در مدرسه

هرچه شيوه كنترل دانش آموزان در مدارس آمرانه، خشك و قيم مابانه باشد احساس از خودبيگانگي، ترك تحصيل، افت تحصيلي، بي انضباطي، رفتارهاي نامتعادل و مخرب و عدم مشاركت در بين دانش آموزان مشاهده مي شود.
در حالي كه ارتباط صميمانه و صادقانه بين مدير، كادر آموزشي و دانش آموزان نشان دهنده جوي آزاد و باز در مدرسه است و كنترل دانش آموزان به سمت شيوه هاي انساني، متعادل و دموكراتيك جهت گيري پيدا مي كند و بازده تحصيلي دانش آموزان افزايش مي يابد و زمينه هاي پيشرفت آنان نه تنها در درس بلكه در زندگي فراهم مي يابد.
مطالعه دانش آموزاني كه داراي افت تحصيلي هستند نشان مي دهد كه اگر اين دانش آموزان با معلمان خود ارتباط صميمانه اي برقرار كنند در كاهش مشكلات عاطفي و پيشرفت تحصيلي آنان بسيار موثر مي باشد اين قبيل دانش آموزان اگر در فاصله اي نزديك از معلم در كلاس قرار بگيرند قادر خواهند بود كه وقت بيشتري را صرف فعاليت هاي درسي كنند و از حمايت بيشتر معلم برخوردار شوند كه همين مسئله در رشد تحصيلي آنان تأثير خواهد گذاشت.
البته بايد توجه داشت كه كودك و نوجوان احتياج به انضباط دارد اگرچه انضباط و آزادي بي اندازه هر دو زيان آور است، اما كودك و نوجوان احتياج به محدوديت و كنترل منطقي و عاقلانه دارد و اگر از حد خود پا را فراتر بگذارد بايد متوجه باشد كه تنبيه در انتظار اوست. اين تنبيه بايد توأم با محبت و دلسوزي باشد و نوجوان به خوبي آن را درك كند.

تغذيه مناسب

تغذيه مناسب به ويژه وجود ذخاير غني آهن در غذاهاي دانش آموزان باعث افزايش توانايي آنان در فراگري دروس مختلف خواهد شد. دختران و پسراني كه به سن بلوغ مي رسند به علت جهشي كه در رشد پيش مي آيد به آهن بيشتري نياز دارند و اين مسئله در ميان دختران بيشتر وجود دارد و اگر از تغذيه مناسب برخوردار نباشند به فقر آهن دچار مي شوند. اثرات فيزيولوژيك و جسماني ناشي از فقر آهن در دانش آموزان به كاهش بازدهي و بهره وري ذهني و بدني مي انجامد.
شواهد مختلف نشان مي دهد كه كاهش ذخاير آهن بدن، حتي اگر كم خوني وجود نداشته باشد، اثرات بسيار منفي بر فرايندهاي شناختي، يادگيري، قدرت توجه و تمركز ذهني خواهد داشت. آهن براي عملكرد صحيح مغز در تمامي سنين يك عنصر ضروري است.
از سوي ديگر كلسيم، پروتئين، فسفر، ويتامين D و ساير ويتامين هاي موجود در غذاها بر روي استخوان سازي، رشد جسماني و فعاليت مغز اثر مطلوبي مي گذارد؛ بنابراين توصيه هاي تغذيه اي بويژه خوردن لبنيات، انواع گوشت ها، سبزيجات، ميوه و حبوبات براي تأمين نيازهاي تغذيه اي دانش آموزان ضروري و حياتي است.
بنابراين توجه به نيازهاي تغذيه اي دانش آموزان بايد در رئوس اقدامات برنامه ريزان و مسئولين آموزشي كشور قرار گيرد تا تمام دانش آموزان از اين امكانات برخوردار باشند و دانش آموزاني كه به دليل درآمد پايين والدينشان از تغذيه مناسب برخوردار نيستند و متقابلاً از هوش و استعداد بالايي برخوردارند دچار افت تحصيلي نشوند.
ارائه تغذيه رايگان در مدارس به ويژه در مدارس ابتدايي و راهنمايي مي تواند از جمله گام هاي مؤثر در اين زمينه باشد.

ارتباط با دوستان
توانايي دانش آموز در دوست يابي و حفظ آن، ارتباط جتماعي و مشاركت دانش آموز در فعاليت هاي اجتماعي باعث مي شود كه ضمن ايجاد رابطه اي متقابل نيازهاي رواني خود را برآورده كند و در امر تحصيلي هم با تبعيت از رقابت سالم به موفقيت نائل شود.
انتخاب دوستان مناسب و تشخيص داشتن رابطه اي سالم و سازنده تنها به وسيله نوجوان امكان پذير نيست و بايد توسط والدين در مرحله نخست و سپس مربيان آموزشي اين مشاوره و راهنمايي ها صورت بگيرد تا دانش آموزان در معرض دوستي هاي ناباب و ناپاك قرار نگيرند. ارتباط با دوستان ناباب بخصوص جنس مخالف باعث ايجاد مشكلات رفتاري مي شود، اضطراب دانش آموزان را بالا مي برد و در ميزان پيشرفت تحصيلي مؤثر است.
دانش آموزاني كه با جنس مخالف رابطه دارند ساعات زيادي از زماني كه در مدرسه حضور دارند و ساعاتي از اوقات فراغت منزل را كه بايد به تحصيل و تعمق بپردازند درگير مسائل فكري دوستي با جنس مخالف هستند و همين عدم آمادگي ذهني و كمي وقت خود موجبات افت درسي آنان مي شود.
والدين با انتخاب دوستان مناسب براي فرزندشان و فراهم كردن زمينه مساعد براي مراوده در محيط هاي خانوادگي و هم چنين فراهم نمودن محيط عاطفي توأم با حسن تفاهم بين افراد خانواده مي توانند از گرايش جوانانشان به دوستي هاي نامناسب جلوگيري كنند و زمينه را براي پيشرفت تحصيلي فرزندشان فراهم آورند.  ...انه لا یائس من روح الله الا القوم الکافرون- یوسف - ۸۷
 نکاتی دیگر ، بلکه تکراری اما مهم از افت تحصیلی
كاربرد اصطلاح «افت تحصيلي » يا اتلاف در آموزش و پرورش، از زبان اقتصاددانان گرفته شده و آموزش و پرورش را به صنعتي تشبيه مي‌كند كه بخشي از سرمايه و مواد اوليه را بايد به محصول نهايي تبديل مي‌شد ، تلف كرده و نتيجه مطلوب ومورد انتظار را به بار نياورده است. شايد اين تشبيه چندان خوشايند نباشد   اصطلاح “قصور در تحصيل” يا واماندگي در تحصيل از آن مطلوب تر باشد.
وقتي صحبت از افت تحصيلي مي‌شود منظور تكرار پايه تحصيلي در يك دوره و ترك تحصيل پيش از پايان دوره نیست. به عبارت ديگر افت تحصيلي شامل جنبه هاي مختلف تحصيل چون غيبت مطلق از مدرسه، ترك تحصيل قبل از موعد مقرر، تكرار پاية تحصيلي، نسبت ميان سنوات تحصيلي دانش‌آموز و سال‌هاي مقرر آموزش، كيفيت نازل تحصيلات دانش‌آموز در مقايسه با آنچه كه بايد باشد، كسب محفوظات به جاي معلومات است.
به تجربه ديده شده كه در دورة راهنمايي نسبت به دوره‌هاي ابتدايي و متوسطه عمومي افت تحصيلي بيشتري وجود دارد. اين موضوع را مي‌توان به وضعيت خاص اين دوره كه دانش آموز بايد دروس متنوع تري رانسبت به دوره ابتدايي بگذراند و همچنين به بحران بلوغ و مشكلات آن كه در اين دوره اتفاق مي‌افتد نسبت داد.
معمولاً مشاهده مي‌شود كه ميزان ترك تحصيلي كرده ها و افرادي كه مردود مي‌شوند در مقاطع تحصيلي راهنمايي و متوسطه در پسران بيشتر از دختران است، اين تفاوت را احتمالاً به عوامل زير مي‌توان نسبت داد:
•  دختران اوقات فراغت خود را بيشتر درخانه مي‌گذرانند و فرصت و امكان سرگرمي در بيرون از منزل راكمتر از پسران دارند و بيشتر مطالعه مي‌كنند.
•  معمولاً دختران به نمره قبول شدن بيش از پسران اهميت مي‌دهند و انگيزه قويتري دارند.
•  دختران به حضور در كلاس درس بيشتر از پسران اهميت مي دهند و از مطالب كلاس بيشتر يادداشت برداري مي‌كنند.
•  تعداد دانش‌آموزان دختر در كلاس‌ها كمتر از پسران است و تراكم دانش‌آموز پسر دركلاس‌ها بخصوص در نواحي دورافتاده بيشتر است.
 
موضوع: تاثير و روش تشويق در دانش آموزان
مقدمه :

يکي از روشهاي بسيارموثر در تربيت ، تشويق کارهاي خوب دانش آموزان است . هر انساني طبعا خودش را دوست داشته و ميل دارد شخصيت خود را کامل تر کند و ديگران به شخصيت وجودي او پي ببرند و از او قدر داني و از کارهاي خوب او تشکر نمايند ، اگر مورد تحسين قرار گرفت هر چه بيشتر به خوبي متمايل مي گردد . شکي نيست که اوليا و مربيان چيزي جز خير و صلاح و سلامت نمي خواهند ولي او آن را درک نمي کند . بدين نظر محرکي چون تشويق براي به حرکت در آوردن او به

سوي هدف مورد نظراست  .

توضيح مساله :

آنچه موجب شد که در مورد آن بنويسم و در اين زمينه تحقيق کنم اين بود که وقتي در سال تحصيلي  85/84به موجب ابلاغ تعيي شده به مدرسه ي راهنمايي شرافت رفتم و از نزديک با دانش آموزان و متوجه عملکرد آنها شدم بعد از گذشت دو ماه دو مسئله بسيار مرا  متعجب و حيران کرده بود که مي توانم اعتراف کنم که در طي 23 سال خدمت آموزشي با چنين مواردي مواجه وب خورد نکرده بودم .

1 . شاوغي و بي انضباطي بيش از حد رکثر دانش آموزان در دوره ي سال اول راهنمايي .

2 . عدم توجهو داشتن  انگيزه ي درس خواندن .

نتيجه کيري :

پس از گذشت چند ماه عملکرد بسيار خوبي در پاسخ به سوالات مطرح شده در حيطه ي شناختي توسط دانش آموزان   ديده مي شد ونه تنها دانش آموزان از اين کار لذت مي برند بلکه خودم نيز تا حدودي اعتماد به نفسم زياد شده بود  . وقتي نحوهي درس خواندن دانش آموزان را با سه ماه قبل مقايسه مي کردم احساس لذت و خوشحالي مي کردم و به و ضوح تاثير  اين راه حل جديد در عملکرد ديده مي شد .
 
حقوق دانش آموز

نويسنده: عليرضا زکي زاده

اشاره:
    حقوق در مفهوم کلي به مجموعه قواعد و مقررات حاکم بر جامعه گفته مي شود و از اين معنا حقوق کودک را مي توان اين طور بيان کرد:
    مجموعه قواعد ومقررات بين کودک و هر فرد يا افرادي که با وي سروکار دارند. آشنايي با حقوق کودک از اين منظر که آنان در آينده نقش اصلي و اساسي را در جامعه عهده دار خواهند شد بسيار مهم است و جامعه سالم و عدالت جو و عدالتخواه در گرو تربيت و آموزش صحيح اين عزيزان خواهد بود.
    نتيجه اينکه به نظر مي آيد در کنار قوانين سطحي موجود که در جهت احقاق حقوق کودک وضع شده مي بايست آموزش هايي جدي و بعضا الزام آور براي تمامي افراد و موسساتي که در ارتباط با کودکان مي باشند مشخص کرد.
    در اين مقاله سعي شده نگاه و اشاراتي به اين گونه آموزش ها در ارتباط با افراد و موسسات شود.
    نقش پدر و مادر
    مهمترين وظيفه در تعليم و تربيت اوليه و آمادگي کودک جهت آموزش حق و حقوق به عهده والدين مي باشد. يکي از مهمترين وظايف هر زوجي داشتن اطلاعات و آگاهي از فرزنددار شدن است. اين آگاهي ها از زمان تشکيل نطفه شروع شده تا دوران بارداري و حتي بعد از تولد ادامه دارد. کسب اين آگاهي ها در داشتن فرزندي سالم از لحاظ جسمي و روحي بسيار موثر خواهد بود.
    کودک که به دنيا مي آيد تحت آموزش ها و اطلاعات پدر و مادر و ديگر افراد جامعه قرار مي گيرد و اين وظيفه تا آن اندازه مهم مي باشد که هر قدر سرمايه گذاري در اين خصوص صورت گيرد به نظر باز هم نياز مي باشد. از طرفي واقف هستيم حقوق کودک طبق قوانين جهاني مشخص است، سوالي که مطرح مي شود اين است که آيا برخورد همه افراد جوامع مختلف نسبت به احقاق حقوق کودک يکسان است؟
    متاسفانه با واقعيت هاي موجود جوامع مشاهده مي شود اکثرا جواب منفي است و لذا وظيفه اوليه پدر و مادر که داشتن فرزندي صالح مي باشد مشخص و پررنگ تر مي گردد.
    نقش پدر و مادر را در ايجاد فرزندي صالح و سالم از لحاظ جسمي و روحي را به اين نکته بسنده مي کنيم که مهمترين وظيفه مي باشد.
    نقش مدرسه
    بعد از مرحله تولد و نقش پدر و مادر بر روند جسمي و روحي کودک، مهمترين وظيفه در جهت آموزش و رعايت مسائل حقوقي کودک را مدارس به عهده دارند. منظور از مدارس، خدمتگزار و مدير و کارکنان و معلمين و هر فردي است که با دانش آموز سروکار دارد.
    در اين قسمت سعي شده به مهمترين مسائل حقوق کودک در مدرسه و مواردي که متاسفانه در بعضي مدارس تضييع حقوق کودک مي شود اشاراتي گردد:
    حق بازي
    اصولا روحيه بازي کردن را مي توان جزء خواسته هاي ذاتي کودکان دانست و با توجه به اين روحيه آن را حقي براي کودکان دانست خالي از گزاف نگفته ايم اين حق در مدارس بايد رعايت شود و بايد ترتيبي اتخاذ گردد که کودکان از آن استفاده بهينه ببرند. از طرفي در بعضي کشورها از اين روحيه در جهت آموزش مسائل مختلف و رشد فکري کودک استفاده مي کنند و متاسفانه در بعضي کشورها و در بعضي مدارس نه تنها از اين روحيه بازي کردن استفاده نمي شود بلکه اين حق از کودکان به دلايل مختلف از جمله فضاي کوچک حياط گرفته مي شود ويا به دليل بازي کردن مورد مواخذه قرار مي گيرد که اين را مي توان به نوعي پايمال کردن حقوق کودک در زمينه بازي کردن تلقي کرد.
    حق توجه و محبت
    اصولا تمامي انسانها به توجه و محبت نياز دارند واين توجه و محبت در مدرسه توسط کليه کارکنان نسبت به کودکان جهت رشد رواني آنان لازم و ضروري است. پس مي توان آن را يک حق دانست.
    متاسفانه بعضا در مدارس و توسط بعضي افراد نه تنها دانش آموز مورد توجه و محبت قرار نمي گيرد بلکه به اشکال مختلف اين حق پايمال و حالت تخريبي به خود مي گيرد. مثلا از نگاه خشم آلود و تنبيه بدني و رواني گرفته تا اينکه يک کودک در يک سال تحصيلي حتي يک بار هم مورد ارتباط کلامي و عاطفي و توجه قرار نمي گيرد و...
    حق نشاط و شادي
    کودک به نشاط و شاد بودن جهت رشد رواني نياز دارد و متوليان آموزش و پرورش در طرح ها و برنامه هاي خود بايد بيشتر به اين مورد توجه داشته باشند چون يکي از ويتامين هاي رواني هر انساني بالاخص کودک محسوب مي شود پس اين مورد را هم مي توان يک حق براي کودک دانست.
    متاسفانه بعضا مشاهده مي شود کودک يا دانش آموز به خاطر نشاط يا چهره خندانش که جزء ويژگي هاي وي محسوب مي شود مورد مواخذه قرار گرفته و حتي بي انضباطي وي تلقي مي شود و...
    حق عدالت گري
    عدالت گري نيز جزء ذاتي هر انساني مي باشد و نبايد اين طور تلقي شود که کودکان از اين قضيه چيزي نمي دانند. با کمي توجه و با توجه به مثال زير مي توان متوجه شد که کودکان نسبت به اين قضيه کاملا توجه و حتي حساسيت نشان مي دهند. مثال: در اختلافي که در حياط مدرسه بين 5 نفر دانش آموز که همه آنان مقصر هستند معاون مدرسه اگر با چهار نفر آنان برخورد کند، اولين گفته هاي آن چهار نفر اين خواهد بود که چرا شما به نفر پنجم کاري نداريد. اين نشان دهنده آن است که آنان بي عدالتي را نمي خواهند و از طرفي اگر به طور صحيح با آنان برخورد شود خواهيم ديد که به راحتي عيوب خود را قبول خواهند کرد.
    يا تفاوت قائل شدن بين دانش آموز درس خوان و درس نخوان اصلا مورد قبول دانش آموزان نيست و يا...
    حق تحصيل
    يکي از حقوق مسلم کودکان تحصيل است که خوشبختانه در اکثر کشورها شناخته شده است ولي متاسفانه در نحوه اجرا و آموزش عمدتا مشکلاتي وجود دارد. مشکلاتي از قبيل کمبود مدارس که موجبات دلسردي کودک و والدين وي از تحصيل شده و در نهايت شايد منجر به ترک تحصيل کودک شود.
    بعضا نقص قوانين و آئين نامه هاي داخلي آموزش و پرورش و مدرسه در نهايت شايد با بي تدبيري بعضي از مديران منجر به ترک تحصيل يا اخراج دانش آموز از مدرسه شود. به طور مثال: دانش آموز به دلايل شيطنت يا بي انضباطي مجبور است از کلاس درس اخراج موقت يا يکروزه يا... شود. يا در پايان سال تحصيلي دانش آموزي به دلايل درسي يا بي انضباطي آن قدر با بي اعتنايي و به نوعي اذيت رواني مواجه شود که درس نخواندن را ترجيح مي دهد يا انگيزه لازم براي درس خواندن را از دست مي دهد.
    نتيجه اينکه در تعليم و تربيت نبايد با روشهاي نامناسب موجبات عدم تحصيل کودک يا دانش آموز را فراهم کرد. در نتيجه حصول چنين اعمالي مي توان اين طور استنتاج کرد که حقوق کودک را سهوا پايمال کرده ايم.
    حق بيان و اظهار نظر
    اکثر جوامع دنيا اظهار مي دارند افراد جامعه با آزادي بيان و حق اظهار نظر وانتقاد و پيشنهاد روبرو هستند در حالي که گاهي در مدارس با عکس اين قضيه مواجه هستيم. به طور مثال: دانش آموز اگر انتقاد يا پيشنهادي از عملکرد معلم خود يا مدرسه دارد به شکل هاي مختلف سرکوب مي شود.
    يا در فرم هايي که به دانش آموز يا اولياي وي در خصوص “لطفا پيشنهاد يا انتقاد خود را بيان فرماييد” گاهي اوقات اين فرم عليه خود افراد استفاده مي شود.
    آيا برخوردهاي دوگانه اي که در خصوص آزادي بيان و اظهار نظر و... نسبت به کودکان مي شود اين تصور را در ذهن آنها ايجاد نمي کند که حقي در اين خصوص وجود ندارد؟
    حق احترام
    يک مورد از رشد شخصيت و بالندگي تمامي افراد جامعه خصوصا کودکان احترام گذاشتن به آنها مي باشد در برخي مدارس اين حق به شکلهاي مختلف از جمله با کلمات تخريبي که بيشتر روان کودک را مورد آزار و لطمه قرار مي دهد، صورت مي گيرد.
    متاسفانه مي توان اظهار داشت عده اي از کارکنان مدرسه آگاهي چنداني به نقش رواني کلمات ندارند. يکي از مواردي که بعضا توسط بعضي کارکنان مدرسه رعايت نمي شود شوخي کردن با دانش آموز مي باشد مثلا مربي جهت ايجاد نشاط و خنده در کلاس با شوخي کردن، شخصيت و احترام دانش آموز را نزد ديگران تخريب مي نمايد.
    متاسفانه اينکه اگر آن مربي محترم مورد اعتراض دانش آموز قرار گيرد شايد به کسر انضباط و احضار ولي و حتي اخراج دانش آموز از مدرسه منجر گردد.
    حق بهداشت
    بهداشت و رعايت آن در مدرسه بسيار مهم و قابل توجه است. فضاي بهداشت مدارس از بوفه و سرويس هاي آبخوري و دستشويي و... مي بايست طوري مجهز و آماده گردد که دانش آموز دچار مشکل يا بيماري و... نگردد.
    به نظر مي رسد با رفع کمبود اعتبار و در بعضي مواقع رفع عدم توجه مسئولان و مديران مدرسه تا حد زيادي مشکلات بهداشتي مدارس رفع گردد تا يکي ديگر از حقوق اوليه دانش آموزان پايمال نگردد.
    حق داشتن وسايل و امکانات تحصيل
    در دنياي امروز جهت تعليم دانش آموزان، ديگر وسايل ابتدايي (ميز و نيمکت و بعضا وسايل کمک آموزشي ناقص و اوليه) جوابگوي نياز دانش آموزان باشد نيست (ناگفته نماند متاسفانه نقاط محروم جامعه ما از همين نيازهاي اوليه و ابتدايي نيز برخوردار نيستند.)
    اگر با علم امروز خواهان آموزش اصولي ومنطقي باشيم نياز به تجهيز مدارس با امکانات روز هستيم در غير اين صورت بازدهي و کيفيت آموزش مسلما افت خواهد کرد و متاسفانه اين مورد را هم مي توان از موارد پايمال شدن حقوق دانش آموز تلقي کرد.
    حق داشتن مربيان کارآزموده
    مربي و معلم و يا هر فردي که با دانش آموز سروکار دارد بايد از آموزش هاي علمي و روانشناسي برخوردار باشد زيرا لازمه رشد و آموزش دانش آموز وجود افرادي است که توانايي علمي و از آن مهم تر توانايي و مهارت هاي آشنايي با مسائل روحي و رواني دانش آموز را داشته باشند. اگر چنين افرادي در آموزش و پرورش مشغول به انجام وظيفه نباشند دچار مشکلات خواهيم شد که بارزترين آنها عدم ارتباط صحيح ومنطقي بين دانش آموز و مربي وعدم نشاط و شادابي دانش آموزان و عدم روحيه لازم مي باشد. اگر واقع بينانه اين قضيه را بررسي کنيم نداشتن يا کمبود چنين مربيان قوي و کارآزموده يکي ديگر از موارد پايمال شدن حقوق دانش آموزي است.
    حق امنيت رواني
    مسئله اي که در اين بعد مطرح است اين است که تحصيل يا آموزش دانش آموز در مدارس چگونه و توسط چه افرادي بايد صورت بگيرد؟ به عبارتي شيوه آموزش به صورتي نبايد باشد که امنيت روحي دانش آموز لطمه ببيند و حتي به خطر بيفتد مثلا بعضا در مدارس ديده مي شود از تهديد، اخراج موقت و دائم و يا ترساندن از تجديدي و مردودي و يا جمله معروف “به ولي ات تمام چيزها را خواهم گفت” توهين و شوخي هاي مربي در جمع نسبت به دانش آموز و يا... استفاده شود.
    در نتيجه اگر دانش آموز به هر شکلي امنيت را در مدرسه احساس نکند آموزش لازم را نخواهد داشت و يکي از عوامل افت تحصيلي و يا به عبارت حقوقي آن پايمال شدن حق دانش آموز در اين موضوع مي باشد.
    جامعه
    بعد از نقش پدر ومادر وعوامل مدرسه در رعايت و آموزش حقوق کودک نقش جامعه مطرح مي باشد. وظيفه جامعه در شکل گيري و ميزان اثرگذاري در آموزش و حقوق کودک در زمينه هاي مختلف مي باشد که به قسمت هايي از آن اشاره مي گردد؛
    1- حق داشتن واستفاده از اماکن ورزشي و تفريحي (به تعداد لازم و کافي در هر منطقه)
    2- حق داشتن و استفاده از اماکن هنري مثل فرهنگسراهاي هنري
    3- حق داشتن و استفاده از اماکن فرهنگي شامل کتابخانه هاي عمومي
    4- حق داشتن احساس امنيت، منع کودک آزاري، گروگان گيري کودکان، استثمار کودکان، به کارگيري شغل هاي سخت و سنگين از کودکان با حداقل دستمزد و...
    5- حق استفاده از امکانات تامين اجتماعي در صورت بروز محروميت ها و...
    در خصوص مسائل جامعه و ميزان اثرگذاري آن بر افراد جامعه و خصوصا کودکان، مطالب زياد و بسيار مهم مي باشد. مسائل جامعه و اثرات آن را به عبارتي مي توان مدارس نامريي تلقي نمود و اميدوار هستيم تمامي قسمت هاي جامعه و مسئولان مربوطه در جهت بهينه کردن عملکرد خود تجديد نظر نمايند.
    نتيجه گيري:
    اگر مدرسه و جامعه دنباله رو تربيت صحيح والدين نباشند حقوق و تربيت کودک در نهايت پايمال خواهد شد. در خصوص مدرسه با توجه به طرح گوشه اي از مسائل ذکر شده به نظر مي آيد مي بايست در قوانين موجود آموزش و پرورش و بعضا نيروهاي انساني موجود تجديدنظر يا به هر شکل ديگر مشکلات موجود رفع گردد تا انشاءالله به زماني برسيم که تمامي مدارس ايران با عملکرد خوب خود پيوند بين مدارس و دانش آموز را محکم و استوار نمايند و عزيزان دانش آموز واقعا مدرسه را خانه دوم خود تلقي نمايند.
    نکته ديگري که بايد مطرح کرد اين است که اگر قوانين مدوني تهيه و تنظيم گردد و به مورد اجرا گذاشته شود وضعيت نظام آموزش و پرورش حداقل از منظر دانش آموز تا حد زيادي مرتفع خواهد شد. مثلا طبق قوانين حقوقي هر فرد نسبت به ديگري دچار تضرر گردد اگر عمدي باشد ضمن جزاي کيفري مي بايست جبران خسارت نيز کند و اگر غيرعمد باشد يعني سهوا مسبب ضرر ديگري شود، مستوجب جبران خسارت نسبت به آن فرد مي گردد (بستگي به نوع و خطا دارد) نسبت به اين قانون استدلالي که مي توان کرد اين است که ما کارکنان آموزش و پرورش اگر سهوا مرتکب توهين، تنبيه بدني يا باعث بيماري هاي روحي مانند اضطراب و نگراني، استرس، شب ادراري و... نسبت به دانش آموز شويم مستوجب جبران خسارت هستيم و از طرفي شرعا در برابر خداوند متعال مسئول مي باشيم. نبود چنين قوانين مدوني باعث گرديده است که يک کودک دانش آموز يا يک نوجوان دانش آموز به شکلها و عناوين مختلف حقوقش پايمال گردد و خيلي راحت در برابر اين قضايا عده اي از کارکنان و معلمان و متوليان آموزش و پرورش با جملاتي نظير اين که “چون هدف ما آموزش است و يا عمدي در کار نبوده است و يا جمله “چوب معلم گله هرکي نخوره خله” و يا... از کنار اين حقوق پايمال شده به راحتي بگذرند.
    تدوين حقوق کودک و يا دانش آموز در کشورهاي مختلف و اهميت دادن به تعليم و تربيت تا اندازه اي مهم جلوه کرده است که سهل انگاري والدين کودک در نگهداري وتربيت وي مستوجب مجازات است. به نظر مي رسد وقت آن رسيده است به طور جدي نسبت به کليه مسائل آموزش و پرورش از دانش آموز و معلم و... يک بازنگري اساسي توام با خانه تکاني صورت گيرد تا انشاءالله شاهد رشد و شکوفايي بيشتر اين آينده سازان عزيز باشيم.
 


منابع :


 
طراحی سایت : سایت سازان