میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

دانلود مقاله ينش عاطفي به عنوان جو فكري ، شخصيت و توانايي روحي


کد محصول : 10001933 نوع فایل : word تعداد صفحات : 20 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 404

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1933

فهرست مطالب و صفحات نخست


بينش عاطفي وEQ  به وسيله انجمن گويش آمريكايي به عنوان مفيدترين صفات يا واژه هاي نوين در سال 1995 انتخاب شدند . (1995،1999،Brrodie ، 1996) . و همانطور كه اين گفتار شهادت مي دهد در اين زمينه گسترش زيادي ايجاد شده است . جنبش در علاقه مندي دائم به بينش عاطفي با ارائه مقاله در نشريات دانشگاهي در سال 1990 شروع شد و پس از آن با نشر عمومي بوسيله كتاب پر فروش «  بينش عاطفي » گسترده شد . بعد از آن تفكر «بينش عاطفي » روي جلد جمله Time  رفت ( 1995 Gibbs )  . از آن به بعد درباره بينش عاطفي آنقدر سخنها رانده شد كه محال است (يا حداقل بسيار طاقت فرساست ) تا تمام جوانب آن را مورد بررسي قرار داده.

 به هر حال حائز اهميت است كه ببينيم واژه « بينش عاطفي » در چه زمينه هايي بكار           مي آيد در اين فصل سه معناي آن را مورد بررسي قرار مي دهيم . اولين آنها كه مهمترين و جامعترين معناست  عبارت «جو فكري» ( Zeitgeist)  يا فرهنگ  رايج مي باشد . روحيه يك عصر غالباً به عنوان جو فكري ، يك ذهنيت يا علاقه رايج كه آن دوران را شخصيت مي دهد . در فرهنگ تنها يك عامل دخيل نيست بلكه جو فكري در هم پيچيده اي آن را متأثر مي كند . فكر مي كنيم كه واژه « جو فكري »  به نوعي معرف بينش عاطفي مي باشد و اولين  معادلي  است كه در اين فصل به عنوان معادلي  فرهنگي و سياسي يافتيم . و دومين معادل تخصيص يك خصيصه شخصيتي است كه به نظر مي رسد مانند پشتكار مؤلفه مهمي براي موفقيت در زندگي محسوب مي شود . سومين و آخرين معني بينش عاطفي كه نظرها را در متون علمي جلب كرد و خصيصه يك سري از توانايي ها در فرآيند بينش عاطفي مي باشد .

 

 مطالعات ما در زمينه بينش عاطفي هم منابع عمومي و هم منابع دانشگاهي را در بر مي گيرد  هدفمان اين است تا موارد استفاده واژه بينش عاطفي را روشن كنيم و مواردي را كه ممكن است با ناديده گرفتنشان معناي بينش عاطفي مبهم شود . خاطر نشان كنيم براي اين منظور اگر لازم باشد به مباحث علمي و فرهنگي پرداخته خواهد شد . بعد از اين مقدمه بخش اعظم اين بخش به مطالعه سه معناي بينش عاطفي به عنوان جو فكري ، شخصيت و توانايي روحي . بينش عاطفي و جو فكري

رواج بينش عاطفي احتمالاً در 1995 با چاپ يك سري داستان در مجله  Time و مجله USA Today Weekend  در باره اهميت بينش عاطفي براي موفقيت در مدرسه و كار ، به اوج خود رسيد Gibbs) 1995 ؛ Goleman  ، 1995) . اين گزارشات تركيبي از دانش و احساس افروزي بود . ايده اصلي اين بود كه يك بخش اعظم شخصيت -  بخشي كه مي توان به دستش آورد ـ  به صورت گسترده أي مي تواند شخص را در بدست آوردن اهدافش ياري رساند و توجهي كه به اين مقالات مي شد بيشتر از يك دلگرمي براي بدست آوردن خواسته ها بود  . اساساً علاقه به اين مقالات پي آمدي از دو ناحيه نقش هاي فرهنگي جامعه بود . اول تنش در تفكر غربي بين عاطفه و دليل بود . يك واژه كه بينش و عاطفه را بهم مربوط مي كرد و به نوعي تركيب متضاد (تركيب متضاد با استفاده از كلمات متضاد رفتاري را كالبد شكافي مي كند مانند لطف ظالمانه ) محسوب مي شد زيرا عاطفه ها  ايده أي را بدون دليل در خود جاي مي دهد. Mayer , Salorey) ،1990) . چندين سال قبل، Payne  پيش بيني كرده بود كه در آينده عصري خواهد آمد كه در مدارس تركيب و هم آميزي عاطفه و بينش را آموزش خواهند داد ، و دولتها نسبت به  احساسات شخصي  مسئول   خواهند بود.Payne) ، 1986) .  دومين  تنشي كه در انديشه غربي وجود داشت برابر گرايي و نخبه گرايي بود . در همان دوران معروفيت بينش عاطفي،Herrnstein  ، Murray  (1994) كتاب Bell Curve . را كه در مورد اهميت IQ   در فهم طبقه بندي هاي اجتماعي آمريكا بود ، چاپ كردند . وقتي كه كتاب « بينش عاطفي»  چاپ شد ، نويسنده اش تصريح كرده بود كه اين كتاب به نوعي برابر گرايي و تكذيب و رد مباحث كتاب Bell Curve  مي باشد كه به صورت گسترده اي  جانب نخبه گرايي را گرفته است . Goleman) ، 1995) .

 

بررسي تاريخي : مناعت طبع در مقابل عشق گرايي

جدال بين احترام گذاردن و بي توجهي عاطفه در انديشه غربي حكايت بلندي است . رواج خويشتن داري ( مناعت طبع ) از يونان باستان (حدوداً200 سال قبل از ميلاد تا 300 سال بعد از ميلاد مسيح ) همراه با دلواپسي از اينكه عاطفه زندگي خوب را چگونه پيش مي برد ، بود. رواقيون (پيروان فلسفه رواق ، كه بي توجه به لذات مادي بودند ) ، روحيات ميل ، ترس ، خواسته هاي بيش از اندازه فردي و منحصر بود مي دانستند تا بتوان بر آنها تكيه كرد . در فلسفه رواقيون يك فرد خردمند هيچ گونه احساس يا عاطفه اي از خود نشان نمي داد . آن قدر اين گونه احساسات كنار گذاشته مي شد تا سر انجام تنها چيزي باقي بماند عقلانيت و منطق باشد Payne)964) . فلسفه رواق به اندازه مذهب فلسفي شد . در ابتدا اين فلسفه خطوط مشخصي از انديشه يهود را تحت تأثير قرار داد .Guttman) ، 1964) و سپس مسيحيت اوليه را . اين فلسفه سرانجام در قرن سوم بعد از ميلاد متلاشي شد اما هنوز در مذهب مسيحيت رگه هايي از آن  ديده مي شود . « رواقي گري اصول و شيوه خود را براي مسيحيت به ارث گذاشت        تركه اي كه تمدن غربي را متأثر كرد و در ساختار دروني مسيحيت فرو رفت » ( جمله اي از Rendell به نقل از Payne  ، 1986) . نتيجه روالي ضد عاطفي در انديشه غربي برد .

اين روال ضد عاطفي در اعصار مختلف تأكيد مي شد . به عنوان مثال در اواسط قرن هجدهم در يهود اروپاي شرقي انقلابي عاطفي رخ داد .Israel ben Eliezer   Rabbi  ، حركت خاسيديم را به عنوان مقداري بر عاطفه گرايي و تصرف بنيان نهاد ، چيزي كه بر خلاف بينش گرايي معروف يهود بود .

در اواخر قرن هجدهم حركت رمانتيك اروپايي تأكيد داشت كه چقدر انديشه تلقين و مشهود گرايي (كه عاطفه را نيز شامل مي شد ) از خط دروني بوسيله منطق غير دست يافتني است . نويسنده ها ، نقاشها ، و موسيقي دانها شورش عاطفي خود را در برابر قوانين خشك عقلاني و چيده و كتابهاي كلاسيك نشان داده اند . احساسات آنها بيانگر اين بود كه چقدر از تركيب صنعتي شدن جامعه بيزارند . واكنش در برابر چنين انزجاري غالباً در شعر ، نثر و نمايشنامه هايشان مشهود بود . upshur etal) ، 1995).

با نزديكتر شدن به زمان حال ، به ابزار احساسات در دهة هفتاد در آمريكاي شمالي و اروپا  مي رسيم . دهه هفتاد قيامي طولاني در برابر نيروهاي عقلانيت مي باشد . اين دهه همچنين دوراني است كه بسياري از محققان بينش و عاطفه پا به عرصه گذاشتند . اين دوران زماني است كه فعاليتهاي سياسي شديدي براي برافراشتن حقوق بيشتر از فعاليتهاي يك دانش آموز بر عليه جنگ ويتنام گرفته تا حركتها اجتماعي از قبيل هي پي ها و يي پي ها ، و حركتهاي زنان صورت گرفته است . يكي از اين افراد مي گويد: «بوي آزادي جهاني مي آيد ، تقدس ستايش       مي شود پرشي به سمت تساوي ، استانداردها محك مي خورند ، نفرتي از دلايل به راه پنتاگون احساس مي شود ، پروازي از صخره هاي سخت عقلانيت صورت گرفته است .» Gitlin) 1993) . «پرواز از صخره هاي سخت عقلانيت »يعني پرواز به سمت عاطفه گرايي . عاطفه گرايي با كمال حيرت رابطه تنگاتنگي با رشد شخصيت داشت . رهبران آن دهه كه طرفدار روانشناختي انساني بودند از قبيل Gordon Allport , Abraham Maslow ,Carl Rogers   ، بصورت سياسي در زمينه روانشناسي فعال بودند ، با تناقض «اعتماد » روانشناختي مواجه بودند كه از قرون قبل منتقل شده بود . تفكري كه مي گفت مردم ذاتاً ضعيف هستند و پنجه هاي خطر را به راحتي در خانواده هايشان فرو مي كنند. در مقابل آنها مي گفتند : مردم  مي توانند و بايد بتوانند شخصيتشان را نيرو دهند Herman)   ، 1992). روانشناختي انساني در ميان تمام چيزهاي ديگر از اين تفكر حمايت مي كند كه ضروري ترين نياز انسان اين است كه در مورد خودش خوش بين باشد ، بطور مستقيم احساساتش را تجربه كند و از نظر عاطفي رشد داشته باشد Herman)   ، 1992).

 


منابع :


دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان