میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

پروژه تربیت جوانان


کد محصول : 10001950 نوع فایل : word تعداد صفحات : 72 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 202

فهرست مطالب و صفحات نخست


تربیت جوانان

پيشگفتار

فصل اول
طرح تحقيق

فصل دوم
سابقه موضوع  تحقيق

فصل سوم
مسائل مربوط به نوجوانان

فصل چهارم
اختلالات رفتاري

فصل پنجم
رفتارهاي ناهنجار نوجوانان
و
راههاي  پيشگيري و درمان آنها
نتيجه و پيشنهادات

پيشگفتار
نوجوانان دلي پاك و روحي پرشور دارند . آنان در حساسترين و بحراني ترين دوران زندگي خود به سر مي برند و نيازمند هدايت ، حمايت و همدلي اند. نوجوان نهال نو
 رسيده اي است كه براي رشد و بالندگي به باغباني ، دلسوز و روشن بين نياز دارد تا او را از آفتها و حادثه ها در امان دارد.
بها دادن به نوجوانان و در تربيت و ارشاد آنان كوشيدن بي گمان يكي از نشانه هاي آشكار رشد فرهنگي يك جامعه است . بر خلاف گمان برخي مردم ، تربيت به طور كلي كاري بسيار دشوار است بويژه تربيت و هدايت نوجوانان داراي پيچيدگيها و نكته هاي ظريف بسياري است . شايد گفتة حكيمانه ي كانت متفكر و فيلسوف نامي آلماني ، حق مطلب را در اين زمينه ادا كرده باشد آنجا كه مي گويد : دو كار هست كه در دشواري ، هيچ كار ديگري به پاي آن نمي رسد ، مملكت داري و تربيت.
تربيت انسان از اين جهت كه او موجودي پيچيده و عظيم است كاري سخت و دشوار مي باشد. پيچيدگيهاي روحي انسان به حدي است كه نمي توان رفتار او را به سادگي تحت ضابطه اي مشخص در آورد و از آن آسوده خاطر شد. برتراند راسل ، فيلسوف انگليسي كه خود در بارة تربيت كتابهايي نگاشته است اعتراف مي كند كه گفتار من در اين زمينه بهتر از كردارم بود. اين ها همه نشان مي دهد كه نبايد تربيت را كاري سهل و آسان پنداشت كه نياز به هيچ گونه آموزش و تخصصي ندارد.
فرزندان ما در دوران خود مرحله هاي مختلف را طي مي كنند و در هر مرحله نيازهاي تربيتي ويژه اي دارند . بدون آشنايي با اين مراحل تربيتي و برخورداري از مهارتهاي لازم چگونه مي توانيم فرزندان خود را تربيت كنيم. شايد برخي از پدران و مادران گمان مي كنند كه اگر شرايط مادي و امكانات تحصيلي را براي فرزندان خود فراهم آورند وظيفه ي خود را به خوبي انجام داده اند حال آنكه وظيفه ي پدر و مادر بسيار فراتر از اين هاست.
خانواده كانون پذيرايي از نسل آينده است در اين كانون نهال ارزشهاي انساني ـ كه بذر آن در لحظه ي آفرينش در ضمير آدميان پاشيده شده است ـ بايد رشد و نمو كرده درخت انسانيت به بار نشيند از اين رو هيچ يك از نهادهاي اجتماعي نقشي را كه خانواده در ساختار فكري ، روحي و اخلاقي انسان دارد نمي توانند ايفا كنند .
نابساماني هاي اجتماعي در بسياري موارد ناشي از نابساماني در خانواده هاست و سعادت يك اجتماع بستگي كامل به وجود خانواده هاي سالم و سعادتمند دارد . در خانواده است كه انسان از لحظه هاي آغازين زندگي با تربيتي كه از پدر و مادر دريافت مي كند شكل مي گيرد و ناآگاهانه به مسيري خاص سوق داده مي شود.
اگر خانواده ها نقش خود را بدرستي ايفا نكنند نهادهاي اجتماعي ديگر از قبيل مدرسه ، رسانه هاي گروه و غيره اين خلاء را نمي توانند پر كنند.
دشواريها و پيچيدگيهاي تربيت فرزند در دوره نوجواني بيش از هر دوران ديگر است  زيرا در اين دوره نوجوان بطور ناگهاني با جهش فكري و عاطفي خود را از دوران كودكي جدا   مي كند. شخصيت كنوني نوجوان مي طلبد كه خانواده در برخورد با او روشن بين ، شكيبا و هوشيار باشد و به سرعت دريابد كه او ديگر يك كودك نيست . از اين رو بسياري از خانواده ها در روابط خود با فرزندان نوجوان مشكلاتي دارند كه اگر از آگاهيهاي لازم برخوردار نباشند شايد اين مسئله عواقب ناخواسته اي به دنبال داشته باشد.
بسياري از مشكلات اخلاقي و رفتاري نوجوانان ريشه در برخوردهاي نامناسب پدران ، مادران و مربيان دارد . تجربه نشان مي دهد در بيشتر موارد كه نوجوانان به خانواده ي آگاه و مربي شايسته دسترسي دارند از زندگي سالم و موفقي برخوردارند ، اين نشان مي دهد كه نوجوانان بخوبي تربيت پذير هستند و اگر نابساماني هايي در اخلاق و رفتار برخي از آنان مشاهده مي شود ناشي از نبود تربيت صحيح است . پيامبر اسلام (ص) مي فرمايند : به شما در باره ي نوجوانان و جوانان سفارش مي كنم زيرا آنان داراي قلبي رقيقتر و فضيلت پذير تر مي باشند.  و امام علي (ع) مي فرمايند : دل نوجوان مانند زمين خالي از گياه و درخت است كه هر بذري در آن افشانده شود مي پذيرد و در خود مي پرورد پس فرزند عزيزم من در آغاز جواني ات به ادب و تربيت تو پرداختم قبل از آن كه دلت سخت گردد و از پذيرش چيزهاي خوب سرباز زند. 
از اين جا مي توان به نقش حساس و خطيري كه خانواده ها و مربيان در هدايت و تربيت نوجوانان دارند پي برد . اگر ما به وظيفه ي بزرگ خود نسبت به اين سرمايه هاي بي نظير جامعه به نحوي شايسته توجه نكنيم، بايد براي رويارويي با عواقب تلخ غفلت خود آماده باشيم . در آموزشهاي ديني ما نيز بر مسئوليت پدران و مادران در تربيت فرزند بسيار تأكيد شده است و تصريح شده همچنانكه والدين را بر فرزندان حقوقي است فرزندان را نيز بر والدين خود حقوقي است كه از آنها در مورد اين حقوق در پيشگاه الهي بازخواست خواهد شد . در روايات اسلامي آمده است : همچنانكه فرزند عاق پدر و مادر مي شود پدر و مادر نيز براي سهل انگاري در انجام وظايف خويش عاق فرزند مي شود. 

فصل اول
طرح تحقيق

مقدمـه                                                                           Introduction
يك هدف خوب آن است كه مقصد را به ما نشان دهد و معلوم دارد كه چه هنگام بدان نايل خواهيم شد. امروزه يكي از مشكلات مهم تربيتي در بيشتر مراكز تعليم و تربيت مسائلي هستند كه بطور مشابه در بسياري از كودكان و نوجوانان و جوانان سر مي زند و اين مسايل   در نوجوانان و كودكان گسترش يافته و باعث عدم پيشرفت جامعه و افراد جامعه شده است  و روز بروز اين مسايل و مشكلات در دامنه هاي وسيعي در تعليم و تربيت خودش را آشكارتر ساخته است و اگر به علل و عوامل و كنه و ريشه ي اين مسايل پرداخته نشود و راههاي بوجود آوردن آن مورد تجزيه و تحليل قرار نگيرد احتمال آن مي رود كه جامعه علاوه بر آن كه پيشرفتي نخواهد داشت سبب انحطاط و انحراف جامعه و از بين رفتن ارزشهاي والاي انساني خواهد شد. پيشگامان تعليم و تربيت هرچند درباره ي اين مسايل انديشيده اند و نظرات و راه حلها و پيشنهاد هاي متعددي داده اند اما با توجه به اينكه ، اين علماي تعليم و تربيت سالها به فكر ريشه كن ساختن اين مسايل بوده اند و پيشرفتهايي نيز حاصل شده است و راه حلهاي اين علما نيز مؤثر واقع شده است اما با همة اين وجود هنوز بسياري از علل و عوامل و مشكلات و مسايل تربيتي شناخته نشده اند و يا ممكن است   علاوه بر علت هايي كه شناخته شده علل تازه و جديدي افزوده شود و راه حل مناسبي براي اين عوامل در نظر گرفته شود.
با توجه به اينكه كودكان نيز از نظر اخلاقي چه در جامعه اي كه زندگي مي كنند و يا در     چه خانواده اي تربيت يافته اند با هم متفاوت هستند . پس اگر افرادي داراي يك نوع مسايل   و مشكلات تربيتي باشند ممكن نيست كه با يك روش به حل مسايل آنان پرداخت و در نتيجه بايد جنبه هاي مختلف و گوناگون به كار برد. لذا با توجه به مطالب فوق برآن شديم كه با استفاده از مديران و دبيران مجرب علتهاي بي انضباطي را در شهرستان تايباد مورد بررسي قرار دهيم لازم به تذكر است كه اين شهرستان در سطح شهر داراي 3 مدرسه راهنمايي پسرانه مي باشد كه اين مدارس داراي دبيران مجرب و مديران با سابقه است كه هر ساله با توجه  به ميزان رشد جمعيت با تعداد فراواني از دانش آموزان و نوجوانان با رفتارهاي بخصوص و متفاوت درگير هستند و راه حلهاي آن را با توجه به تفاوتهاي فردي هر دانش آموز به مورد اجرا مي گذارند.
اميدواريم كه بررسيهايي كه در اين تحقيق انجام خواهيم داد راهگشاي حل بسياري از مسايل مختلف تربيتي در اين منطقه باشد.
عنوان كامل موضوع تحقيق
علل بي انضباطي دانش آموزان پسر در مقطع راهنمايي شهرستان مشهد ناحيه 7 مدارس راهنمايي دارالعلم و حضرت بقيه الله.
ضرورت و اهميت مسئله
از آنجا كه تعليم و تربيت سالم در ساية آرامش و امنيت و ايجاد خود نظمي در كودكان و نوجوانان مي باشد و اين نوع تعليم و تربيت كه شامل كيفيت تربيت در محيط خانه و مدرسه است و اصولاً نگرش خانواده نسبت به تحصيل جزء فرهنگ خانواده است و بها دادن والدين به درس ميزان آرامش و امنيت خانواده در يادگيري كودك اثر دارد و شرايط نامناسب و نامطلوب مي تواند موجب محروميت كودك در يك تعليم و تربيت مناسب و يا عوامل تحريك كننده ذهني شود. اگر اين مشكلات برطرف نگردد و كودكان از شرايط مساعدتر و تعليم و تربيت غني تري برخوردار گردند استعدادهاي آنان تا حدود تصور نا پذيري تكامل مي يابد.
موضوع انضباط در بين افراد بخصوص در بين نوباوگان و نوجوانان مطرح مي شود كه مسير زندگي خود را تعقيب مي كنند و به شخصيت و اخلاق خود شكل مي دهند تا بتوانند جاده كمال را بشناسند و در زندگي موفقيت بيشتر و بهتري داشته باشند . معلمان و انسانها به طرقي با اين افراد در ارتباط هستند و وظيفه ي شرعي و قانوني خود مي دانند تا اين آينده سازان را در اين مسير پر نشيب و فراز هدايت كنند و ناخدايان موفقي باشند تا اين كودكان و نوجوانان را به ساحل خوشبختي برسانند.
هدفهاي كلي تحقيق :
براي اينكه بتوانيم به علل هاي مختلف بي انضباطي در اين مقطع آشنا شويم از دبيران و دست اندركاران تعليم و تربيت مدارس راهنمايي اين  شهرستان كمك گرفته ايم تا بتوانيم با توجه به فرامين ارائه شده و نظر خواهي از آنان در صدد رفع قسمتي از مشكلات برآييم.
فرضيه ها :
1ـ عدم آشنايي كادر آموزشي و اداري مدرسه به نيازهاي روحي و رواني ، اجتماعي موجب بي انضباطي دانش آموزان مي گردد. ( براي اثبات اين فرضيه سؤالات 1،2،9،13،15،18 در پرسشنامه آمده است).
2 ـ وجود اختلاف در خانواده و عدم ارتباط صحيح خانواده ها با فرزندانشان و درك آنان موجب بي انضباطي دانش آموزان در مدرسه مي گردد. (براي اثبات اين فرضيه سؤالات 11 ،12،14 در پرسشنامه قيد شده است).
3 ـ عدم وجود مديران و معلمان متخصص و كار آزموده در مدارس موجب بي انضباطي دانش آموزان مي شود.( براي اثبات اين فرضيه سؤالات 7 ،20،21 در پرسشنامه آمده است).
4 ـ عدم انعطاف سيستم آموزشي و مقررات خشك و بي روح موجب بي انضباطي                 مي شود.( براي اثبات اين فرضيه سؤال 17 در پرسشنامه آمده است).
5 ـ عدم ارتباط صحيح مدرسه ، خانواده و جامعه موجب بي انضباطي مي شود. (براي اثبات اين فرضيه سؤال 22 در پرسشنامه آمده است).
6 ـ مشكلات حاد خانوادگي ناشي از فقر مالي و ضعف جسماني و عاطفي و اجتماعي دانش آموزان موجب بي انضباطي مي شود.( براي اثبات اين فرضيه سؤالات 8 ،10،12 در پرسشنامه آمده است).
7 ـ عدم مطابقت مطالب درسي با نيازهاي جسماني و عاطفي و اجتماعي دانش آموزان موجب بي انضباطي مي گردد . (براي اثبات اين فرضيه سؤال در پرسشنامه مطرح گرديده است).
8 ـ كمبود فضاي آموزشي و آشنا نبودن كادر آموزشي و اداري به مسايل روانشناسي و عدم رعايت عدالت موجب بي انضباطي دانش آموزان در مدرسه مي گردد. (براي اثبات اين فرضيه سؤالات 1 ،3،4،5،6 در پرسشنامه آمده است).
9 ـ عدم سلامت رواني كاركنان آموزشي و اداري باعث بي انضباطي مي گردد. (براي اثبات اين فرضيه سؤال 19 در پرسشنامه آمده است).
سؤالات :
1 ـ عدم توجه به شخصيت كودك باعث بي انضباطي مي شود ؟
2 ـ دخالت ندادن كودكان در اداره امور جامعه و مدرسه سبب بي انضباطي مي شود؟
3 ـ اعمال تبعيض معلمان موجب بي انضباطي مي شود؟
4 ـ مجازاتهاي بيجا و نامناسب موجب بروز رفتار ناشايست مي گردد؟
5 ـ اعمال تبعيض كاركنان مدرسه عامل مؤثري در بروز بي انضباطي مي شود؟
6 ـ تشويق بيجا و نامناسب موجب بي انضباطي مي گردد؟
7 ـ عدم توانايي معلم در ايجاد انگيزه باعث بي انضباطي مي گردد؟
8 ـ نقص يا ضعف جسماني دانش آموز باعث بروز رفتارهاي ضد اجتماعي مي شود؟
9 ـ ناهنجاريهاي رواني كودك سبب بي انضباطي مي شود؟
10 ـ فقر مالي و اقتصادي كودك باعث بي انضباطي مي شود؟
11 ـ اختلافات خانوادگي باعث رفتارهاي ضد اجتماعي مي گردد؟
12 ـ احساس طرد شدگي كودك از خانواده باعث بي انضباطي مي شود؟
13 ـ محبت بيش از حد در خانه و بي توجهي در مدرسه باعث بي انضباطي مي شود؟
14 ـ عدم پذيرش از طرف وجود نامادري و يا ناپدري سبب بي انضباطي مي شود؟
15 ـ ميل به خودنمايي و ابراز وجود كودك باعث بي انضباطي مي شود ؟
16 ـ عدم درك محتواي مطالب درسي موجب  بي انضباطي مي شود ؟
17 ـ عدم انطباق مقررات مدرسه با ويژگيهاي سني كودك باعث  بي انضباطي مي شود ؟
18 ـ  ميل به آزادي فطري كودك سبب  بي انضباطي مي شود ؟
19 ـ شخصيت معلم در بروز رفتار ناشايست مؤثر است ؟
20 ـ وجود مديران و معاونان كم سابقه سبب  بي انضباطي مي شود ؟
21 ـ عجله در تصميم گيري ها باعث بروز رفتار  بي انضباطي مي شود ؟
22 ـ  عدم كمبود روابط والدين با مدرسه سبب رفتار ناشايست مي گردد؟
23 ـ فضاي فيزيكي كلاس و ساختمان مدرسه باعث  بي انضباطي مي شود ؟
24 ـ اگر موردي يا پيشنهادي داريد بنويسيد.

محدوديتها و حدود مطالعه
ـ از لحاظ قرار دادن پرسشنامه ها در اختيار معلمين با مشكل مواجه شديم چون با برگزاري امتحانات نوبت دوم دانش آموزان روبرو شديم.
ـ عدم دقت معلمين در پاسخگويي به سؤالات
ـ عدم همكاري بعضي از معلمين در اين مورد
ـ عدم وجود ابراز دقيق اندازه گيري
تعاريف و اصطلاحات و مفاهيم خاص
1ـ بي انضباطي :
منظور از مشكلات انضباطي رفتاري است كه بنحوي با مقررات مدرسه در تضاد بوده و نظم مدرسه را تهديد و مختل نمايد از جمله اين رفتارهاي شايع تأخير ورود به مدرسه ، آزار و اذيت ساير دانش آموزان ، گفتن سخنان ركيك و فحش دادن به آنها ، سخن گفتن و صدا در آوردن نابهنگام در كلاس و موقع تدريس معلم ، تخريب اموال مدرسه و … مي باشد.
2 ـ رفتارهاي ناشايست كه عبارتند از :
الف ـ پرخاشگري :واكنش كلي نسبت به ناكامي است هرچند افراد هميشه پاسخهاي پرخاشگرانه ي آشكار از خود نشان نمي دهند و آنها را در وجود خود سركوب مي كنند.
ب ـ اضطراب : يك ناراحتي دردناك ذهني درباره ي پيش بيني يك تهديد و يا ناخوشي در آينده است.
ج ـ بزهكاري : بزهكار كسي است كه متهم به ارتكاب رفتار ضد اجتماعي و يا قانون شكني مي باشد.
د ـ ناكامي : عبارت است از حالت يك موجود زنده است هنگامي كه ارضاي                    رفتار برانگيخته دشوار و يا غير ممكن مي گردد و يا در راه رسيدن به يك هدف با مانعي برخورد  مي كند.
  هـ ـ فرار از مدرسه: كه با بزرگتر شدن كودكان بيشتر جنبه ناسازگاري پيدا مي كند
  و ـ دروغگويي و …
3 ـ اعمال تبعيض از سوي كاركنان مدرسه :
عبارت است از دوگانگي در برخورد نسبت به دانش آموزان است كه از سوي مدير ، معاون  معلمين و حتي مستخدمين اعمال مي شود. آنان با برخوردهاي مختلف خود نسبت به هر دانش آموز در مقابل يك عمل و كار مشابه باعث بروز بي انضباطي مي شوند.
4 ـ نقص عضو يا ضعف جسماني :
منظور دانش آموزاني است كه داراي نقص جسماني هستند مثل لكنت زبان و … از طرف ديگران در كلاس مورد تمسخر و دست انداختن قرار مي گيرند كه خود باعث بي انضباطي است و كودك داراي نقص عضو بخاطر پوشاندن عيب خود دست به كارهاي خلاف مقررات مي زند.
5 ـ ضد اجتماعي :
بعضي بروز رفتارهايي كه با قوانين مدرسه و جامعه مغايرت داشته باشد نظير خرابكاري وسايل عمومي و افراد سايكوپات .
6 ـ ناهنجاريهاي رواني :
ناهنجاريهاي رواني كودك سبب بي انضباطي مي شود مانند فرار از مدرسه ، عدم علاقه به تحصيل و عقب ماندگيهاي ذهني و درسي .
بررسي تجربيات و مطالعات قبلي
1 ـ استفاده از كتاب روانشناسي نوجوانان و جوانان نوشته دكتر سيد احمد احمدي .
2 ـ پايان نامه آقايان قاسم شاملوييان ـ محمد علي ذوالفقار .
3 ـ استفاده از كتاب تعليم و تربيت و مراحل آن نوشته دكتر غلامحسين شكوهي .
4 ـ مجلات معلم.
5 ـ ماهنامه تربيت.
متغيرها و تعاريف عملي آنها
تعريف متغير :
واژه ي متغير از رياضيات و فيزيك اخذ شده ليكن در علوم اجتماعي معناي وسيعتري دارد. متغير به صفتي اطلاق مي شود كه از فردي از افراد جامعه به فرد ديگر از همان جامعه تفاوت نمايد به عبارت ديگر متغير حالتي است كه قابليت جايگزيني تمام عناصر يك مجموعه به  هم پيوسته را دارد.
متغير وابسته :
به صفت يا حالتي اطلاق مي شود كه تحت تأثير متغيرهاي ديگر قرار دارد و در مطالعه اجتماعي معمولاً اثر متغير هاي ديگر (متغير مستقل ) بر روي آن بررسي مي شود.
متغير مستقل :
به متغيري گفته مي شود كه عامل مؤثر يا اثر گذار در متغير وابسته مورد نظر است.
روشهاي جمع آوري اطلاعات
غرض جمع آوري اطلاعات درباره ي مسئله پژوهش شرايط و عواملي است كه در اين تحقيق قصد مطالعه آن را داريم كه پژوهش توصيفي مانند عكس برداري از ابعاد گوناگون يك ارگانيسم يا يك پديده ي عيني است. در اين پژوهش براي جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه كه قسمتهاي مختلف در آن گنجانده شده است و شامل 24 سؤال 2300 سؤال  بسته و يك سؤال باز به عنوان پيشنهاد مي باشد و در حدود 70 پرسشنامه تهيه گرديده است.
منابع داده ها
پاسخ پرسشنامه هايي كه بوسيله ي دبيران مدرسه راهنمايي دارالعلم در اختيار ما قرار گرفته است و همچنين شاهدات عيني رفتارهاي مختلف دانش آموزان ، مطالعات كتب روانشناسي و غيره.
روش هاي آماري و تجزيه و تحليل داده ها
تجزيه و تحليل اطلاعات استخراج شده از روش آمار توصيفي و درصد گيري آماري و جداول ستوني و دايره اي انجام شده است.
توصيف ابزارها و وسايل جمع آوري داده ها
چون موضوع مورد بررسي از نوع پژوهش توصيفي نيز مي باشد لذا پرسشنامه جهت دبيران مدارس راهنمايي دارالعلم و بقيه ا… در قالب 24 سؤال تهيه گرديده و در اختيار آنان گذاشته شده است لازم به تذكر است كه 23 سؤال آن بصورت 4 گزينه أي (پاسخهاي بسته ) انتخاب و يك سؤال باز نيز مطرح كرده است .
جمعيت آماري
حدود 700 دانش آموز در مدارس راهنمايي دارالعلم و بقيه ا… مي باشند كه جمعيت آماري ما را تشكيل داده اند.
جمعيت نمونه
در سطح شهرستان 2 مدرسه راهنمايي پسرانه با جمعيت حدود 700 نفر دانش آموز وجود دارد كه انتخاب گرديده اند.
وسيله تحقيق
استفاده از كتب و مجلات مختلف و همچنين پرسش از دانش آموزان و دبيران مدارس در اين مورد .
متن تحقيق
علل بي انضباطي دانش آموزان در دوره ي راهنمايي :
آغاز بلوغ نوجوان عملاً در دوره ي راهنمايي است و همچنين تلاش نوجوان در جهت تشخص طلبي اساسي ترين مشخصه رشد در اين مرحله است به همين جهت آنچه در اين دوره در درجه اول اهميت قرار دارد تربيت عقلي نيست ، تربيت خلق و خوي يا تربيت شخصيت است.
ولي چنانچه مي دانيم در دوره ي راهنمايي تحصيلي نيز مانند دوره هاي ديگر به تربيت عقل نوجوان توجه خاص مبذول مي شود و تربيت شخصيت همچنان مورد غفلت است بنابراين اصول آموزش و پرورش در اين دوره بايد به وضع دانش آموزان بطور مطلوب       كمك نمود.
بيان مجدد مسئله
علل بي انضباطي دانش آموزان پسر در مقطع راهنمايي
توصيف روشهاي بكار گرفته شده
از روش توصيفي و درصد گيري آماري استفاده نموده و بصورت نمودار دايره أي و ستوني مشخص شده است.
خلاصه يافته ها و نتيجه گيري
آنچه كه از انجام تحقيقات مورد نظر مي توان به نتيجه گيري مطلوب رسيد اين است كه اولاً به رفتارهاي فردي و عدم افراط و تفريط در آزادي دانش آموزان توجه نمود.
ثانياً از تنبيهات و تشويقات بي مورد خود داري شود.
ثالثاً كلاس از نظر شرايط فيزيكي مناسب باشد.
توصيه و پيشنهادات
آنچه كه مي توان در اين مورد پيشنهاداتي ارائه نمود زياد مي باشد لذا به چند مورد از آن اشاره مي نماييم .
1 ) تبعيض قائل نشدن ميان دانش آموزان.
2 ) هماهنگي داشتن رفتار و گفتار معلم.
3 ) توجه به شخصيت كودك.
4) نظارت مستمر والدين و مسئولين.
5) استفاده از محققين روانشناسي  در مدارس .
فهرست منابع و پيوستها
1 ـ بيزاري از مدرسه                                                      ترجمه حسن سلطاني فرد
2 ـ تعليم و تربيت و مراحل آن                              دكتر غلامحسين شكوهي
3 ـ روانشناسي رشد                                                   جمعي از مؤلفان
4 ـ رفتارهاي بهنجار و نابهنجار                         دكتر شكوهي نوابي نژاد
5 ـ مجلات رشد و ماهنامه                                      تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش

فصل دوم
سابقه موضوع  تحقيق

تاريخچه
مطالعه رفتار و تجربيات كودكان مورد توجه گروه كثيري از افراد مي باشد. والدين در ميان اين گروه مقام اول را دارند. محبت آنان به اطفالشان سبب توجه خاص به رشد جسماني و تكوين شخصيت آنها گرديده ، با لذتي خاص و احساس سرشار از شادماني رشد و نمو كودكان خود را مي نگرند. سايرين نيز در اين علاقه مندي سهيم مي باشند.
رشد و نمو كودك و نوجوان مورد توجه دانشمندان علوم مختلف قرار گرفته است و اين افراد بر حسب رشته تخصصي خودشان به اين كيفيت توجه نموده اند بديهي است روانشناسان كودك و نوجوان ارتباط مستقيم و بيشتري با جنبه هاي مختلف رفتار و تجربه هاي كودكان و نوجوانان ارتباط مستقيم و بيشتري با جنبه هاي مختلف رفتار و تجربه هاي كودكان و نوجوانان داشته و در نتيجه علاقمندي زيادتري به اين كيفيات نشان مي دهند.
از طرفي آدمي يگانه موجودي است كه براي ادامه ي موفقيت آميز خويش بايد از نيازها و توانهاي بدني و رواني خود و ديگران آگاهي كافي داشته باشد. به سخن ديگر ، انسان در جستجوي اين است كه چه رفتاري در برخورد او با ديگران پسنديده تر و مؤثرتر است و از ديگران در موارد خاصي چه انتظارهايي بايد داشت؟ به گذران زندگي و بخش مهمي از خوشبختي هريك از افراد آدمي تا حدود زيادي به ديگران وابسته است. زيرا ، نظر موافق و جلب همكاري كسان در پيشرفت كارها و موفقيت فرد در جامعه داراي اهميت فراواني است. بنابراين امروز دانشي كه ما را به دقايق كردار و كنه رفتار آدمي بخصوص ناسازگاريهاي دانش آموزان و بي انضباطي آنان رهنمون مي سازد روانشناسي نام دارد كه به اختصار در مورد تاريخچه آن بحث مي نماييم.
علم النفس يا روانشناسي كه براي مطالعه جنبه هاي مختلف رفتار و ارتباط آنها ، با يكديگر بكار رفته است ، ترجمه پسيكولوژي  (سايكولوژي ) است كه در اصل از دو كلمه يوناني پسيكه  به معني روح و روان و لوگوس  به معناي شناختن و تحقيق ، تشكيل شده است روانشناسي در طي حدود دو هزار سال با فلسفه پيوند داشت و هيچگونه لفظي بر آن وجود نداشت ، تنها در قرن 16 ميلادي اصطلاح پسكولوژي (روانشناسي ) بوسيله مردي بنام رودلف گروكلينوس   از اهالي ماربورگ   (آلمان) كه معلم و منطق دان بود و نام او امروزه فراموش شده است ابداع گرديد . اين همه اين اصطلاح تا قرن هيجدهم بندرت بكار                 مي رفت.
روانشناسي بعنوان عملي مستقل وجود نداشت و در فلسفه آميخته بود و بدان جهت بود كه تحقيقات روانشناسي جنبه ي فلسفي داشت، يعني آرا و عقايد دانشمندان بيشتر بر نظر شخصي آنها مبتني بود تا به دلايل و مدارك عيني و واقعي . تنها از اواخر قرن 19 بصورت يك علم تجربي به منظور مطالعه ي علمي رفتار درآمد.
برخي از ملاحظات تاريخي
قبل از آغاز نظريات علمي مربوطه كليه فرضيات در اين زمينه از يك جهت وجه اشتراك داشتند بدين معني كه توجه به آنچه طفل در گذشته بود ، يا آنچه در آينده مي شد مبذول مي گرديد و به وضع حال فرد التفاتي نمي شد. بعبارت ديگر نوجوان را بعنوان يك فرد هرگز مورد توجه قرار نمي دادند. گويي دوران كودكي زماني زودگذر بوده قابليت توجه را نداشته است. به همين سبب به اين نوجوانان لباس بزرگسالان مي پوشانيدند و انتظار داشتند مانند افراد سالخورده و بالغ رفتار كنند. شايد اين نظريه بر اساس عقيده ي غير واقعي زيست شناسان بود كه تصور مي كردند هنگام لقاح نطفه مرد با تخمك زن يك موجود كامل آدمي ـ منتهي به مقياس بسيار كوچك بوجود مي آيد و همين موجود بتدريج برانداز و قدرت و قوتش افزوده گرديده تا به بلوغ كامل برسد . بدين ترتيب ميان موجودي كه هنگام لقاح بوجود مي آمد و يك فرد بالغ تنها از جنبه كميت قابل بررسي بودـ نه از بابت كيفيت.
بديهي است در اين مقايسه هيچ گونه توجهي به مراحل رشد و سازگاري با محيط مبذول نمي شد زيرا اگر قرار مي بود موجودي كه هنگام لقاح بوجود مي آمد همانگونه بصورت يك بزرگسال تبديل مي گرديد هر آينه صاحب سري بسيار بزرگ ـ بدني طويل و قطور ـ دستها و پاهاي بسيار كوچك مي شد. بنابراين از نظر جسماني كودك به هيچ وجه يك فرد بالغ كوچك شده نيست.
همين نظريه در مورد خصوصيات عقلاني نيز مصداق داشت و متأسفانه تا عصر حاضر نيز ادامه پيدا كرد. متخصصين آموزش و پرورش اعتقاد داشتند به كودكان بايد مانند بزرگسالان تعليم داد زيرا تصور مي كردند كه اطفال و نوجوانان علايقي مشابه بالغين دارند.
جهل و ناداني در مورد رفتار نوجوانان به كيفيات فوق محدود نمي شد . غالب مربيان تصور مي كردند تمام كودكان از جميع جهات مشابه يكديگرند ، از اين جهت با آنان بطور يكسان رفتار مي شد و انتظار نيز آن بود كه رفتارهاي آنها يكنواخت باشد.
خيلي پيشتر از اين ايام ويكتور  هوگو گفته بود: گشودن يك مدرسه باعث از ميان بردن يا تعطيل يك زندان است. ولي امروزه پس از گذشت حدود يك قرن مي يابيم كه اين سخن جاي اما دارد ، از آن بابت كه مدارس روز بروز متعدد تر مي شوند و دائماً در طريق توسعه و تكميلند ولي به موازات آن به تعداد زندانها نيز افزوده مي شود.
آري مدارس مي توانند وسيله هايي براي بستن در زندانها گردند به شرطي كه بر اساس ملاك و ميزاني ارزيابي شده ، افتتاح گردند برنامه اي انديشيده ، در مسير خدمت به انسانها و رفع موانع و مشكلاتي كه در سر راه تكامل انساني است در آن پياده و اجرا گردد . هدفي انساني و الهي را تعقيب كند ، روشهاي معموله در آن سازنده ، الهي و انساني باشد…
نگاهي به امور زمان
نگاهي هرچند سطحي اگر به وضع كودكان ، نوجوانان ، جوانان و حتي بزرگسالان نه تنها در جامعه ما ، بلكه در بسياري از نقاط جهان افكنده شود ما را به مسايل و دشواريهاي عظيمي كه در زمينه روابط و اخلاق انساني و ناشي از روشهاي غلط تربيت است آشنا مي كنند. وضع روابط در سطح جهاني ، آنچنان بحراني است كه اگر ما مدعي شويم در اين زمينه با آفتي بزرگ مواجهيم سخني به گزاف نگفته ايم .
انحرافات ، كجرويها ، ناسازگاريها ن انحطاطهاي اخلاقي در سطحي وسيع صورت مسلم و قطعي پيدا كرده و روزگار حال و آينده نسل كنوني و بعدي ها را به خطر افكنده است. اگر در جوامع كنوني فريادها از اين نابسامانيها بلند نيست بدان خاطر است  كه مردم تدريجاً با چنين زمينه خو گرفته و گمان دارند وضع بايد به همين گونهاي باشد كه هست.
اين واقعيتي غير قابل انكار است كه اگر جمعي و يا جامعه أي مدتي در وضع نابهنجاري قرارگيرند و فرد يا مصلحي براي رفع يا اصلاح آن نابهنجاري قيام و اقدام نكند ، فريادي بعنوان اعتراض عليه آن بلند نشود ، مردم تدريجاً به آن وضع خو مي گيرند و حتي كارشان بجايي مي رسد كه وضع سالم را از ناسالم تشخيصي نمي دهند و در مواردي گمان دارند كه سلامت جامعه در همان وضع و حالتي است كه آنها گمان دارند.
ارزيابي ميزان وقوع اختلالهاي كودكان يعني شيوع و انتشار آن به بررسي هاي محيطهايي كه درگير مسئله سلامت رواني هستند و نيز مشاهده جمعيت كودكان بطور كامل (مطالعه همه گير) بستگي دارد. رفتارهايي كه غالب اوقات در حكم نشانه هاي ناراحتي هستند ، در واقع در ميان جمعيت كلي كودكان بسيار شايع است. همچنين بسياري از گزارشات حكايت از آن دارد كه گرچه شيوع اختلال در پسر ، نسبت به دختر ، بيشتر است هرچند شرم ، ترس، اضطراب و دردهاي جسمي در دختران بيشتر است تا پسران اختلافهاي جنسي را مي توان به عوامل محيطي  و بيولوژيكي و تعامل اين دو نسبت داد ضمناً سابقه مربوط به موضوع در شماره هاي مختلف مجله رشد ، ماهنامه ي تربيت و كتابهاي روانشناسي عمومي و تربيتي مورد بررسي و تبادل نظر قرار گرفته است.
در كتاب روشهاي فنون تدريس به دانشجو معلمان نحوه مواجهه ، برخورد با بي انضباطي و شلوغي و برقراري نظم در كلاس با شيوه هاي مختلف تدريس مي شود.

فصل سوم
مسائل مربوط به نوجوانان

مقـدمـه
بلوغ يك بيماري رواني يا يك اختلال نيست كه عارض نوجوان شود و او را از كار و تلاش عاقلانه باز دارد بلكه يك جريان مربوط به شرايط رشد است كه نوسانات شديدش موجب احساس اختلال مي گردد. به گفته موريس دبس : اين دوره مرحله اختلال و بي نظمي           رشد است.
اين دوره هميشه همراه است با ناراحتي ، بدن شل و سست ، اخلاق متغير پسر و دختر در چنان حالي هستند كه گويي با چشمان بسته بطرف آرزوهاي نامعلوم رهسپارند. تحولات مربوط به بلوغ روياها و خيالبافي هاي مربوط به آن ، نوعي مستي براي آن پديد مي آورد كه استانلي هال از آن به شراب زندگي تعبير مي كند. كه چهار قرن پيش از اين اميرالمومنين     علي (ع) همين تعبير را در اين زمينه فرموده اند.
تعريف نوجواني
نوجواني دورهاي از زندگي فرد را كه حد فاصل پايان دوره ميانسالي كودكي و آغاز بزرگسالي است تشكيل ميدهد. مدت اين دوره در جوامع و فرهنگهاي مختلف و در سطوح گوناگون اقتصادي ، اجتماعي يك جامعه متغير است. حتي طول آن در يك جامعه و در بين خانواده هاي مختلف برحسب شرايط اقتصادي و غيره ممكن است در نوسان باشد. بنابراين ماهيت دوره نوجواني نه تنها بيولوژيكي (زيستي) بلكه اجتماعي است و آغاز آن نيز تغييرات بيولوژيكي بلوغ در دختران و پسران است. نوجواني دوره انتقال است ، انتقال از پايان ميانسالي در كودكي به آغاز بزرگسالي است. نوجوان بعلت پايگاه مبهم خويش (يعني نه كودك و نه بزرگسال)اغلب خود را با كودكان كم سن و سالتر در خانواده با والدين و معلمان و ديگر اعضاي جامعة خود در تعارض مي يابد. او مي خواهد ديگران بدانند كه بزرگ شده است ولي احساس مي كند كه ديگران او را كاملاً درك نمي كنند و حتي مسئوليت كافي به او نمي دهند ، نوجوانان در مقابل عقايد و نظرات همسالان خويش حساسيت خاصي دارند و به طور كلي به داوري قضاوت آنان بيش از بزرگسالان ارج و ارزش مي نهند. در خلال نوجواني  حساسيت شديدي نسبت به نقائص جسمي و يا شخصي و يا ويژگيهاي جنسي مشاهده       مي شود كه تا حد زيادي از هنجار انحراف دارد.
بسياري از نوجوانان احساس ناامني مي كنند. آمار و نتايج تحقيقات نشان مي دهد كه در طول اين دوره انواع بزهكاري و مشكلات عاطفي به اوج خود مي رسد. بدون ترديد نوجواني دوره اي  پر تلاش براي بسياري از افراد خواهد بود. 
نوجواني حساسترين دوران زندگي
دشوارترين حيات انسان از جهت تربيتي دورة نوجواني است. اين دوره كه حدود سني     8 تا 12 سال را در بر مي گيرد منطبق بر دورة دبستان و راهنمايي است. بيشترين مشكلات تربيتي در اين دوره پيش مي آيد و اغلب در همين دوره است كه فرزندان يا از دست مي روند و يا در مسير سعادت گام مي نهند. اين دوره مرحله انتقال از دوران كودكي به دوران نوجواني و بزرگسالي است . نوجوان از يك سو در حال هجرت از وابستگي هاي دوران كودكي است و از سوي ديگر توانايي لازم را براي حل بسياري از مسائل زندگي ندارد و همين نوسان فكري و رواني در ماندگي ، تزلزل و گاه پريشاني و ابهام را در او ايجاد مي كند و آرامش روحي او را مي گيرد. در اين دوره آرامش دوران كودكي كه ناشي از بي خبري كودك از بسياري مسائل زندگي است ديگر در ميان نيست كودك با اعتماد كامل به اطرافيان خود تكيه كرده و در سايه حمايت همه جانبه آنها به آرامش ميرسد. اما پيدايش رشد فكري و بيدار شدن انگيزه هاي نيرومند فكري در زمينه روحي نوجوان عرصه را بر آرامش كودكان بسيار كم   مي نمايد.
بطور كلي به چند ويژگي اين دوره اشاره مي گردد :
1ـ آهنگ رشد جسمي سريعتر مي شود و كودك پر جنب و جوش دوره قبل را به جواني خستگي پذير بدل مي سازد.
2ـ از لحاظ رشد عقلي كودك مرحله فكر انضمامي را پشت سر گذاشته در آستانه فكر انتزاعي قرار مي گيرد.
3ـ از نظر رشد شخصيت ، ثبات نسبي دوره قبل دستخوش تحولي ناگهاني شده و با حملة جديد و نهايي تشخص طلبي سازگاري اجتماعي فرد از نو دچار آشفتگي مي گردد.
4ـ علائم جسماني و رواني بلوغ جنسي ظاهر شده ، نوجوان را كه معمولاً طبق سنتها و آداب و رسوم تاكنون در اين باره در بي خبري كامل مانده است غافلگير و مضطرب مي سازد.
5ـ تنوع خوي و خصلت با وضوح هرچه تمام تر آشكار مي شود.
6ـ علائق از غناي بيشتري برخوردار شده است.
7ـ استعدادهاي خاص بتدريج بروز مي كند و تفاوتهاي فردي آشكار مي شود.
8ـ دوره وابستگي به سرآمده ، نوجوان مي خواهد زندگي مضطرب خود را پايه ريزي كند. اين وضع عمومي كه معمولاَ هم براي نوجوان و هم براي مربيانش نگران كننده مي باشد در عين حال از جهتي مثبت است زيرا در حقيقت آشفتگي است كه لازمة بوجود آمدن يك نظم و نسق پايدار مي باشد.
تعادلي كه در هريك از سطوح قبل برقرار مي شد گرچه از لحاظ كشش پاسخگويي نيازهاي كودك در آن سطح بود ولي روي هم رفته از لحاظ رشد موقت و ناپايدار بود. اينك كه نوجوان به مرحله فكر انتزاعي رسيده است يكباره دربارة آنچه تا بحال كودك با زور باوري خاص خود پذيرفته و بدان دلبسته بود ترديد مي كند تا تكيه گاه هاي ذهني جديد و مطمئن بدست آورد. موفقيت اين تلاش تازه تا حد زيادي به كارداني و پشتيباني و روشن بيني و به خصوص ميزان همدلي مربي بستگي دارد.
با توجه به مراتب فوق مربي بايد بر مراقبت هاي خويش بيفزايد تا ضمن تجديد نظر در پيوندهايي كه هنوز عملاً نوجوان گريز پاي را به بزرگسالان وابسته نگه مي دارد مقدمات     رها سازي او را به صورتي كه پاسخگو روحيه تشخص طلبي و در عين حال متضمن موفقيت كوششهاي شخصي آينده اش باشد فراهم آورد. آنچه موقعيت تربيتي را دشوارتر مي كند اينست كه در همين دوره نسبتاً آشفته بايد علاوه بر ادامه و تكميل تعليمات عمومي تصميماتي اساسي نيز درباره آينده اتخاذ شود نخست بايد از دو راه ادامه تحصيل يا اشتغال بكار آموزي يكي انتخاب شود سپس بايد در هريك از اين دو زمينه مقدمات راهنمايي تحصيلي يا راهنمايي شغلي فراهم گردد. اتخاذ تصميم در هريك از اين موارد به فرض اين هم كه والدين با بلند پروازي هاي خود آنرا از اول به انحراف نكشانند براي نوجوان كه هنوز قادر نيست واقع بين باشد و از بسياري جهات در دو دلي و ترديد بسر مي برد دشوار است.
انگيزه ي استقلال طلبي
محوري ترين انگيزش در دوره ي نوجواني كوشش براي بدست آوردن استقلال است اين نيروي فطري قويترين و ريشه دار ترين گرايش است كه در همه نوجوانان بوجود مي آيد اگر چنين انگيزه اي در نوجوانان بيدار نمي شد او نمي توانست به رشد و كمال برسد و همواره بصورت كودكي وابسته و طفيلي باقي مي ماند و استعدادهايش شكوفا نمي شدند از اين رو است آفرينش بذر چنين گرايشي را در ضمير انسانها پاشيده تا به موقع از درون نوجوان سر برآورد و ثمرات زيادي را نصيب او كند ، مي گويند انسان در سه مرحله به استقلال مي رسد مرحله اول هنگام به دنيا آمدن و بريدن ناف است مرحله ي دوم هنگام از شير گرفتن كودك است و بالاخره مرحله ي سوم دوران بلوغ است موريس دبس روانشناس معروف فرانسوي اين دوره را فطام يا از شير گرفتن رواني نام نهاده است.
ظهور و رشد اين انگيزه در نوجوان حالات و ويژگيهايي به همراه دارد از مهمترين آثار آن اين است كه نوجوان انتظار دارد او را به ديده ي كودك نگاه نكنند و به شخصيت فكر و عمل او بها دهند.
هرگونه برخوردي كه نشان دهد اطرافيان او استقلال و شخصيت لازم را برايش قابل نيستند و ارزش و بهاي لازم را به او نمي دهند با عكس العمل رواني و پنهاني يا آشكار او روبرو مي شود و گاه ممكن است به واكنشهاي شديد يا رفتارهاي نامناسب و حتي ضد اجتماعي او بيانجامد از اين رو تعليم و تربيت نوجوان بايد دقيقاً با توجه به اين انگيزه روحي در او صورت گيرد . بي اعتنايي به اين حال دروني نوجوان سبب گسستن ارتباط روحي با  وي و شكست در تربيت او مي شود.
اگر نوجوان ببيند كه او را به ديده ي يك انسان مستقل و بالغ نمي نگرند ممكن است براي ابراز وجود و نشان دادن استقلال خود دست به كارهاي نامطلوب بزند تا بنحوي ديگران را متوجه وجود خود سازد ، گاه ممكن است اين عكس العمل بصورت سركشي و تمرد باشد     و نوجوان با زير پا نهادن ارزشهاي مورد قبول خانواده و جامعه استقلال رأي خود را
 نشان دهد.
نوع ديگر اين عكس العمل احساس سرخوردگي و پناه بردن به گوشه گيري و انزواست. در پشت پرده ي اين ظواهر يك عامل اساسي وجود دارد و آن ناديده گرفتن اين انگيزه فطري در نوجوان است . چه بسا اين بي اعتنايي بتدريج در او عقده ي رواني ايجاد كند و بعد از گذشت مدت زمان كم و بيش طولاني خود را بصورت مخرب تر نشان دهد در اين مرحله شايد درمان درد چندان آسان نباشد اما اگر از پيدايش چنين عقده ي رواني به موقع جلوگيري شود ، چنين پديده ي اسفناكي بوجود نمي آيد از اين رو در تربيت نوجوانان بايد آزاديهاي مشروع و معقول آنها را محترم شمريم و زمينه را براي دستيابي آنها به يك زندگي مستقل فراهم كنيم.
مشكل تحصيل
در آغاز بلوغ نوجوان عملاً در دوره ي راهنمايي است او دروس ابتدايي را به اتمام رسانده و تا اندازه اي به رياضيات و مفاهيم اوليه علوم آشنا شده است. لذت بردن يا تنفر از درس و مدرسه معمولاً به دو عامل اول : استعداد و انگيزش خود نوجوان و دوم : چگونگي و كيفيت آموزش بستگي دارد . همه ي افراد استعداد يكساني براي يادگيري ندارند براي دسته اي رياضيات مشكل است و باعث اضطراب آنها مي شود انگيزه ي افراد براي يادگيري نيز متفاوت است وقتي انگيزه ي نوجوان ***** اجتماعي و مقبوليت و دست يافتن به مشاغل خاص باشد تلاش او براي موفقيت در درس به كسب همين اهداف محدود مي شود و طبعاً   با آن نوجواني كه انگيزش او بارور نمودن بيشتر استعدادها و كمال شخصي و پرورش روحيه  تنبع و تحقيق است يكسان نيست . محتواي دروس و كيفيت آموزش به لذت بخش بودن تحصيل كمك مي كند اگر محتواي دروس قابل فهم و جالب نباشد نوجوان را به سمت خود نمي كشد و چنانچه كيفيت آموزش مطلوب نباشد نوجوان علاقه اي به رفتن مدرسه ندارد و از درس و مدرسه سرخورده و وازده مي شود.
جمعيت لازم التعليم در دوره ي نوجواني و جواني حدود      كل جمعيت ايران را تشكيل مي دهند و تعليم به موقع آنان نياز مملكت را از نظر داشتن افراد متخصص و كارگران ماهر تأمين مي كند.
نوجواني سنين 12 تا 18 سالگي
سنين 12 تا 18 سالگي ( احساس شخصيت در مقابل بي هويتي و سردرگمي ) از نظر اريكسون در اين مرحله كه سنين نوجواني است ، فرد نسبت به شخصيت خود آگاهي به دست مي آورد و يك «من» كه وحدت بزرگتري از گذشته دارد و در ارتباط با يك گروه ، شغل ، جنس ، فرهنگ و مذهب است نوجوان شكل مي گيرد . برخورد رواني در اين دوره مربوط به شكل گيري احساس شخصيت «من» و پراكندگي اجزاي مختلف آن است.
وظيفه ي حياتي دوره ي نوجواني است كه اين برخورد را حل مي كند و يك شخصيت واحد و كاملاً منسجم براي خويش ايجاد مي كند . اين كار وقتي صورت مي پذيرد كه نوجوان ، بر جوانب منفي اين برخورد و بحران غالب شود و يك هماهنگي دروني و پيوسته در ايفاي  نقشه هاي مختلف خود بدست آورد.
احساس شخصيت جنبه هاي گوناگوني دارد ؛ جنبه ي رواني آن باعث شكل گيري
«من دروني » نوجوان مي شود ، او در اين دوره بايد بتواند بين زندگي گذشته و شخصيت دوره هاي قبلي خويش با وضع كنوني و جديدش ، پيوند مناسبي ايجاد كند . او همچنين در اين تلاشها بايد بتواند ، به سؤالات مهمي درباره ي خويش نظير : من كيستم؟ جاي من در هستي كجاست ؟ از زندگي خود چه مي خواهم ؟ پاسخ گويد. برخلاف دوره هاي قبل كه كودك اين سؤالها را از بزرگترها داشت ، اينك از خود مي پرسد و خودش نيز بايد پاسخ مناسبي براي آنها پيدا كند.
چگونگي شكل گيري شخصيت نوجوان به وضعيت رشد رواني ـ اجتماعي قبلي او نيز مربوط است ؛ اگر او در اولين مرحله از رشد به امنيت پايه اي دست يافته باشد در دوره ي نوجواني به دنبال انسانها و عقايدي خواهد رفت كه به آنها ايمان پيدا كند و در جستجوي كساني خواهد بود كه داراي اعتقاد و استحكام شخصيتي هستند . اگر او در دوره ي قبل از دبستان تكيه كردن به خود را يافته و ابتكار در امور را به دست داشته باشد ، اكنون نيز بهتر       مي تواند در امور تحصيلي و شغلي خويش بطور مستقل تصميم گيري كند . اگر چهارمين مرحله ي رشد كودك يعني دوره ي دبستاني همراه با كارآيي و علاقه به دانستن و قدرت همكاري جمعي بوده باشد او خواهد توانست در مرحله ي نوجواني نيز ، بحران انتخاب رشته تحصيلي و انتخاب شغل را به راحتي سپري كند و تصوير روشني از آينده داشته باشد. در اين دوره كه نسبتاً طولاني است نوجوان خود را به سرزمينهاي بي نام و نشان وابسته  مي ماند، گاه حالت كودكان و گاه حالت بزرگسالان را بخود مي گيرد. در همين زمان است   كه او خود ، زندگي نقشهاي مختلف را تجربه مي كند.
در جريان اين تجربه ها خود را با قهرمانان مختلفي همانند مي سازد ( قهرمان افسانه اي ، ورزشكاران بزرگ و گاه دوست يا معلم و … ) اين همانند سازيها ديگر جنبه ي سمبليك ندارد ، يعني برخلاف بازيهاي سمبليك دوره ي كودكي ، تجربه هاي نوجوان و كارهاي او جدي است . او ديگر ضمن بازي نقشهاي مختلف را ايفا نمي كند ، بلكه عملاً نقشهاي مختلف را به ويژه به صورت افراطي آن تجربه مي كند . در اجراي همين نقشهاي مختلف است كه او بتدريج شخصيت فعلي خود را با گذشته هايش پيوند مي دهد.
گاه در اين شكل گيري ، ممكن است نوجوان ناموفق از كار در آيد و به پراكندگي شخصيت دچار شود . ممكن است به ناسازگاري گاه در اين شكل گيري ، ممكن است نوجوان ناموفق از كار درآيد و به پراكندگي شخصيت دچار شود. ممكن است به ناسازگاري اجتماعي گرفتار شود و يك شخصيت منفي بدست آورد. گروه بندي هاي ضد اجتماعي در ميان نوجوانان از اين جمله است. همچنين ممكن است درگير برخورد ارزشهاي كهن و جديد شود و نتواند تعادلي براي خود به وجود آورد و به خيال پردازي و تنهايي و گذشته گرايي دچار شود ، علاوه بر اين جنبه هاي رواني ، اين مرحله از رشد با مسائل زيستي نيز همراه است. در اين مرحله ي جنبه ي زيستي رشد متمركز بر تغييرات و ظهور تواناييهاي تازه در دستگاه تناسلي نوجوان است كه هويت جنسي نويني را پديد مي آورد . او به اين وسيله از خود بعنوان مرد يا زن كامل آگاه مي شود . رشد سريع نوجوان ( از نظر قد ، وزن ، صدا و تغييرات هورموني و … ) بروز واكنشهاي جديد رواني را به همراه دارد. كودك دبستاني به بدن خود توجهي ندارد ، اما در دوره ي نوجواني كه در بدن او تغييرات ناگهاني بوجود مي آيد برايش يك مسئله مهم جلوه مي كند. همين تغييرات بدني نيازهاي اسرار آميزي را بدنبال دارد كه او را مضطرب و از برخي جهات شرمگين مي سازد. اين تغييرات هنوز براي او عادي نشده و طبعاً نوجوان بدن خود را هم از خويش بيگانه مي بيند. به اين صورت تعادل مرحله ي قبلي بين «نهاد» و «من» و «من برتر» به هم مي خورد و با بوجود آمدن دوباره ي اين تعادل ، هويت جنسي نوجوان شكل مي گيرد.
جنبه ي ديگر رشد نوجوان در اين مرحله ، رشد فرهنگي يعني به دست آوردن هويت بينش و فكري و دست يافتن به شخصيت مذهبي است. از اين جهت مي توان اين مرحله را زير بناي اساس مراحل بعدي رشد رواني ـ فرهنگي دانست . اينك او بايد بتواند تمام دانش    و برداشتهايي را كه در گذشته در مورد خود بدست آورده ، در يك مجموعه و قالب جاي دهد. بصورتي كه شخصيتي واحد و منسجم در خود بيابد و نسبت به گذشته و آينده ديد روشني پيدا كند . هويت فرهنگي يك قسمت مهم از شخصيت عمومي نوجوان است.
اصول آموزش و پرورش در دوره ي راهنمايي تحصيلي
چنانچه ملاحظه مي شود تلاش نوجوان در جهت تشخص طلبي اساسي ترين مشخصه رشد در اين مرحله است. به همين جهت آن چه در اين دوره در درجه اول اهميت قرار دارد تربيت عقلي نيست ، تربيت خلق و خوي يا تربيت شخصيت است. ولي چنانكه مي دانيم در دوره ي راهنمايي تحصيلي نيز مانند دوره هاي ديگر به تربيت عقل نوجوان توجه خاص مبذول مي شود و تربيت شخصيت همچنان مورد غفلت است، بنابراين اصول آموزش و پرورش در اين دوره بايد به اعاده ي وضع مطلوب كمك كند و تربيت را در جهتي كه گفته شد وارونه سازد.
آشكارترين پديده ي دوره ي نوجواني رشد سريع جسمي است . رشد دروني اعضاء  خود را از نو آغاز مي كند و چنانچه در مورد خردسالان هم اتفاق مي افتد عوامل تربيتي را تحت شعاع قرار مي دهد.  با اين تفاوت كه در خردسالان رشد رواني اعضاء بيشتر عصبي است و در نوجوانان در جهت ترشح غدد داخلي و هورمونهاست كه در انگيزه جنسي مؤثر است نه در قدرت حركت عمومي . خستگي پذيري فوق العاده نوجوان نيز انعكاس همين وضع مي باشد لذا بايد از يك طرف به تغذيه نوجوان توجه شود و از طرف ديگر از ترتيب دادن مسابقاتي كه شركت در آنها خستگي آور و مستلزم صرف نيروي زياد است پرهيز شود . حتي شرايط فضاهاي آموزشي و ابعاد زمين هاي ورزشي مدارس راهنمايي تحصيلي هم بايد با در نظر گرفتن همين نكات تعيين گردد.
از جهت تربيت عقلي از آن جا كه امكان تفكر انتزاعي اولين بار در اين دوره پديد آمده است ، بايد شرايط لازم براي رشد مطلوب آن با تدريس مفاهيم اساسي قانون و محيط     فراهم آيد . بايد شرايط لازم براي رشد مطلوب آن با تدريس مفاهيم اساسي قانون و محيط فراهم آيد . مفهوم قانون مثل مفهوم عليت مبتني بر استدلال استقرايي است كه در تدريس علوم تجربي پرورش مي يابد لذا تدريس علوم تجربي بايد با تكيه بر فعاليتهاي آزمايشگاهي كه طبيعت اصلي اين علوم را چنانكه بايد حفظ مي كند ادامه يابد و اهميت خود را در اين دوره و دوره ي بعد همچنان حفظ نمايد.
مفهوم محيط كه در نتيجه ي توسعه و تكامل مفهوم مكان و در سايه ي رشد عقلي در جهت فكر انتزاعي در اين دوره بتدريج پديد مي آيد بايد روابط فرد با محيط فيزيكي و اجتماعي را صراحت بخشد . فرد در همه حال تحت تأثير عوامل مختلف محيط است و به سهم خود محيط را دگرگون مي سازد . نتيجه اين تأثير و تأثر متقابل كه همان سازگاري موجود زنده با محيط مي باشد بايد مورد مطالعه دقيق قرار گيرد و به طرق مختلف بهبود يابد.
پيدايش تصور محيط از جابجا شدن كودك در محيط سرچشمه مي گيرد و در دبستان با دروسي مثل جغرافيا و زيست شناسي رشد مي كند و سپس از طريق روانشناسي و جامعه شناسي و تاريخ رو به كمال مي رود. از نظر رشد شخصيت چنانكه قبلاً گفته شد در اين دوره تشخص طلبي ميدان دار است. معذلك نوجوان كه هنوز تجربه و اعتماد به نفس كافي ندارد رويهم رفته بدخو و ناسازگار بنظر مي رسد و بي آن كه خود اذعان نمايد نيازمند تأييد ديگران مي باشد . كودك سربراه و گوش به فرمان ديروز ، امروز تشخص طلبي خود را بصورت گستاخي و بي ادبي آشكار مي سازد گويي بر سر آنست كه در عين حال صبر و حوصله و موقع شناسي و كارداني ما را به معرض آزمايش بگذارد. تنها با شكيبايي و با تكيه بر افتخار جويي كه جلوگاه ديگري از تشخص طلبي است مي توان اين نقايص را برطرف ساخت.
با اين همه شور و شوق اخلاقي كه نوجوان به ياري آن تشويق به اقدام مي شود بايد با امكانات واقعي او متناسب باشد. زيرا زياده روي نوجوان خود جلوه ي ديگر ي از خصايص دوره ي بلوغ است و تقويت آن وي را به خيالات واهي مي كشاند و نوميديهاي خطرناكي را بدنبال مي آورد.
نوجوان پانزده ساله نمي تواند مسئوليتهاي سنگين را هر چند بدانها علاقمند باشد بعهده بگيرد . در نتيجه زير بار مسئوليت خرد شود يا رفتارش دستخوش اختلالات عميق مي شود.
پديد آمدن علائم جسمي و رواني و بلوغ جنسي نوجوان را غافلگير و مضطرب مي سازد. عادات ماهانه در دختران و احتلام شبانه در پسراني كه در اين مورد بي اطلاع نگهداشته
شده اند ايجاد نگراني شديد مي كند و چه بسا افرادي احساس گناه كرده از تن خود متنفر و بيزار شوند. در چنين شرايطي ممكن است انگيزه جنسي تحت فشارهاي رواني بيمار شود.
معذلك هرگونه آموزش در اين زمينه از نظر سنتها مردود است و والدين و مربيان به حدي در انجام وظايف خود در اين باره كوتاهي مي كنند كه نوجوان ناچار است به طرق نامناسب و احياناً خطرناك مثلاً با خواندن كتابهايي كه بدست مي آورد يا با تعليمات ناقصي كه از رفقاي بزرگتر دريافت مي دارد كسب خبر كند. و حال آنكه ، بدون هيچ گونه ترديدي ، تربيت جنسي يعني با خبر ساختن به موقع نوجوانان از معنا و مفهوم علائم بلوغ و بيان فلسفه فعاليتهاي جنسي ، جزء لاينفك وظايف والدين و مربيان است.
بديهي است كه بحث درباره ي اين قبيل مطالب بايد با احتياط و با روش صحيح و احياناً به طور غير مستقيم و در هر حال توسط افراد با حسن نيت صورت گيرد. لذا ، لازم است كه پدران و مادران و نيز معلمان و مربيان دوره ي راهنمايي تحصيلي ، از اين جهت تحت تعليم قرارگيرند و تدابيري اتخاذ شود تا هر دختري پيش از فرارسيدن اولين عادت ماهانه توسط مادرش و هر پسري قبل از اينكه حالت نغوط يا احتلامي به وي دست داده باشد، به وسيله پدر يا فرد راز دار ديگري اطلاعات كافي كسب كند.
از طرف ديگر ، شرايط زندگي نوجوان بايد طوري باشد كه از فشار انگيزه ي جنسي بكاهد. نوجوان بايد ، بي آنكه زياد خسته شود ، همواره فعال باشد . غذاي كافي ، ساده و سبك بخورد. پس از آنكه روزي را با فعاليتهاي مورد علاقه و مناسب گذرانيده است ، شب را بخوبي استراحت كند . هرگز پيش از اينكه احتياج به استراحت داشته باشد به رختخواب نرود. وقتي هم احتياج به استراحت  نمود ، در رختخواب نسبتاً درست  بخوابد و صبح به محض اينكه بيدار شد از رختخواب جدا شود. فعاليتهاي بدني سبك و كار و كوشش مداوم  به      منزله ي بهترين ترياق براي كساني است كه در خطر وسوسه هاي جنسي قرار مي گيرند.
در اين دوره پيوندهاي عاطفي نوجوان موقتاً  سست مي شود. نوجوان اعتماد به والدين و مربيان خود را از دست مي دهد . بي حوصله و ياغي مي شود. در خود فرو مي رود ، حالتي مرموز به خود مي گيرد و اغلب از پاسخ دادن به پرسشهاي ديگران شانه خالي مي كند . نوجوان همچون نيازمندي است كه نه تنها از اظهار نياز خودداري مي كند ، بلكه از دريافت كمك نيز سرباز مي زند. به همين جهت خصوصيات مربي خوب در اين دوره با مربي خوب در دوره ي قبل متفاوت است. مربي خوب براي اين دوره كسي است كه بلد باشد رابطه اي را كه سست شده و در حال گسستن است همچنان حفظ كند. مربي بايد بتواند نوجواني را كه سرگردان و در جستجوي خويشتن است درك كند و سعي كند براي او بصورت دوستي با  وفا و راز نگهدار درآيد.
تجلي اين حالات در همه ي نوجوانان يكسان نيست و تفاوتهاي فردي همه جا به چشم مي خورد. معذالك ، اگر نيك بنگريم تفاوتها بيشتر سطحي و ظاهري است و جوانان حتي در طول قرون و اعصار تا اندازه اي شبيه يكديگرند و جهان بيني شان به طور كلي يكسان است ؛ و جز در مورد افراد بيمار ، تربيتشان از اصول ثابت و قوانين معيني تبعيت مي كند .
نوجوان ، در مقايسه با كودك ، با محيطهاي وسيعتري آشنا مي شود و فعاليتهاي تازه تري را شروع كرده و به كارآموزي اجتماعي مي پردازد ؛ با بزرگسالان روابط جديدي برقرار مي كند و ضمن آن درباره ي شخصيت خود اطلاعاتي بدست مي آورد كه دروني تر و سنجيده تر است. كودك به صراحت طبع از بزرگسالان تقليد مي كند و نوجوان تقريباً از روي عمد و قصد با آنان به مخالفت بر مي خيزد . اين دو نوع عكس العمل ، هريك از جهتي سودمند است؛ تقليد سبب هضم و جذب چيزهايي مي شود كه كودك با آنها بيگانه است و مخالفت به علت تلاشي كه نوجوان در جهت نشان دادن لياقت و ارزش خود بكار مي برد، سودمند و سازنده است. تربيت صحيح بايد از افراط و اصرار در تقليد از ديگران ، سبب بقاي عادات كودكانه در نوجوان و جوان و بزرگسال مي شود ؛ افراط در مخالفت ، در صورتي كه ادعاي نوجوان متناسب با امكاناتش نباشد ، به منفي بافي بي حاصل منجر مي شود. پس بايد ذوق فعاليتهاي حقيقي را در نوجوانان بيدار كنيم و نگذاريم در خود ضرورند و خود را با زندگي واقعي مادي و اجتماعي قطع كنند.
از نظر اخلاق ، در اين دوره نمي توان به قدرت مطلق عادت ، اعتماد كرد ؛ زيرا نوجوان ، دگرگوني و تازگي را بيشتر مي پسندد . قواعد مرسوم و مقبول در اين دوره كارساز نيست ؛ و بفرض اينكه كارساز باشد ، از لحاظ تربيت مطلوب نيست . زيرا ، چنانكه قبلاً گفتيم ، نوجوان هر چيزي را از نو ارزيابي مي كند و نظر ديگران يا توافق قبلي درباره ي امري برايش قانع كننده نيست و حيات اخلاقيش متوجه تعالي به سوي خير است كه قدم نهايي در جهت تشخص طلبي اخلاق و كمال واقعي است . البته مي توانيم در دوره ي نوجواني هم طريق اخلاقي كودك دبستاني را دنبال كرده ، افرادي بار آوريم كه رفتارشان طبق اصول عدالت و تعاون تنظيم شده و كاملاً افتخار آميز باشد . ولي چنين كاري در حكم اينست كه در مسير اخلاق تكويني ميان راه متوقف شويم . تربيت بايد كمال اخلاق را مد نظر داشته براي رسيدن افراد به مرحله ي استقلال اخلاقي كه شرط لازم آزادي واقعي انسان است           تلاش كند.

فصل چهارم
اختلالات رفتاري

تعريف دانش آموزان ناسازگار
رفتارهاي نابهنجار و غير عادي انواع و شكلهاي مختلف دارد و از علل بسياري به وجود مي آيند و اين رفتارها ممكن است به صورتهايي مثل خشونت ، گوشه گيري و انزوا طلبي افراط آميز تظاهر كند اين دانش آموزان از نظر پيشرفت تحصيلي احتمالاً در برخي از موضوعات موفقند ولي اغلب حداقل در چند درس ضعيف هستند انسانها در حدود رفتار و حركت مشخص خود با ديگران يكسان قضاوت نمي كنند آيا مي دانيد چرا ؟ بطور كلي اگر عملي خلاف از فردي سر بزند بسته به اينكه چه شخصي وبا داشتن چه خصوصياتي در   مورد او قضاوت كند تعبير و تفسير او از رفتار خلاف نامي كه به رفتار مي دهد دلايلي كه   براي به وقوع پيوستن آن رفتار ذكر مي كند و عكس العملي كه در مقابل خلافكار از خود  نشان          مي دهد تفاوت ميكند براي مثال : نظر يك روانشناس در مورد افراد دانش آموز و راهنمايي كه براي جلوگيري از فرار او توصيه مي كند ممكن است كاملاً با نظر و راه حل هاي يك مدير مدرسه تفاوت داشته باشد يعني غير عادي تلقي كردن يك رفتار تعبير و تفسير كردن و همچنين پاسخ به آن به نظر شخص بيننده و قضاوت كننده بستگي دارد .
بنابر اين تعريف نابهنجاري رفتاري مشكل به نظر مي رسد از ميان تعاريف مختلفي كه براي نابهنجاري يا ناسازگاريهاي رفتار شده است تعريف زير مناسب تر به نظر مي رسد. ناتوانيها و نارسايي هاي رفتار عبارتند از : رفتارهاي گوناگون و شديدي كه تقريباً دائمي و    غير عادي هستند . اين رفتارها هم شامل رفتارهاي تهاجمي و هم رفتارهاي افسرده ،         گوشه گيري است بايد به اين نكته توجه داشت كه افراد طبيعي نيز گاهي در برابر فشارهاي اجتماعي يا رواني ممكن است رفتارهاي غير عادي نيز جاي خود را به رفتارهاي عادي          مي دهند .
نارساييهاي رفتاري را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند كه عبارتند از :
الف : بي نظمي سلوك                                                         ج : رفتارهاي نامناسب يا ناپخته
ب : اضطراب و گوشه گيري                                             د : رفتارهاي ضد اجتماعي
نظم و انضباط نوين
نظام آموزش و پرورش نوين به اصل تجربه و عمل گرايش دارد و معتقد است كه از فرد
( دانش آموز ـ دانشجو ) مي توان به عنوان يك موجود فعال استفاده كرد نه يك موجود منفعل ،  از اينرو آموزش و پرورش نوين محدود كردن افراد تحت آموزش را كاملاً رد مي كند. در آموزش فرد بايد آزاد باشد و آن را با عمل و تجربه آغاز و به انجام برساند .
البته بايد توجه داشت كه هميشه عمل و تجربه آسانتر از كتاب و تئوري نيست . مثلاً يك منظره طبيعي به مراتب پيچيده تر از يك نقشه است .
به هر حال در اينجاست كه مفهوم تازه ا ي از انتظام در نظام آموزش مطرح مي شود و نظمي خاص حاصل مي گردد و مفهوم تازه اي از يك نظم بدست مي آيد .
 بعضي نظامهاي آموزشي كه با قوة ابتكار آزاد مخالفت مي ورزند از انضباط اجباري براي انجام افراد تحت آموزش استفاده مي كنند . ولي از اينكه انضباط اجباري نمي تواند كارايي مناسب داشته باشد غافل اند .
در آموزش و پرورش نوين كه به انرژي موجود در فرد اهميت مي دهد ، انضباط خشك و اجباري تبديل به انضباط خود جوش مي شود كه نتيجه آن تعاون و همكاري بين                 دانش آموزان و كساني است كه تحت چنين نظامي آموزش مي بينند .
از جمله كارهاي جالب و مفيد آموزش و پرورش نوين اين است كه براي رقابت و حسادت غرور و ارزش قائل نيست و به روحيه گروهي و افتخار ناشي از يك موفقيت گروهي تكيه        مي كند ، قويترها ، ضعيفترها را كمك كنند و هر كس خود را مسئول كار     جمعي بداند . در اين حالت براي انجام تنبيه فرد متخلف از مكانيسم طرد فرد از گروه استفاده مي شود اين عمل باعث مي گردد كه فرد متخلف از كمك ديگران بي نصيب بماند .
در يك چنين نظامي روي احتياجات كودك سرپوش گذاشته نمي شود . چون بي توجهي به خواسته هاي كودك باعث رؤيايي شدن ، خشونت ، بي انضباطي ، تنبلي و تقلب مي شود  به عبارت ديگر طرفداران اين نظام معتقدند كه اگر روي جنس و تحرك كودك سرپوش گذاشته شود او به نحوي انتقام مي گيرد و جبران خواهد كرد لذا انضباط به مخاطره خواهد افتاد در اين ديد گاه انضباط عامل مؤثري است در اجتماعي كردن كودك و آماده شدن او براي زندگي در جامعه اي كه در آينده در آن خواهد بود گروهي به اين روش اين ايراد را مي گيرند كه آزاد گذاشتن كودك باعث از بين رفتن حس احترام نسبت به ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي مي گرد د ولي آموزش و پرورش جديد پاسخ مي دهد كه روش نوين با نظم و انضباط مخالف نيست و مي پرسد كه آيا انضباط بايد به اجبار و تحميل به بچه ها قبولانده شود و از هر  حربه و قدرت و تهديدي براي برقراري آن كمك گرفت يا اينكه مناسب است كاري كنيم كه بچه ها خود برقرار كننده نظم در بين خود باشند. 
 خود را مسئول كارهاي خود بدانند و با ارادة خود انضباط را بوجود آورند اين روش معقولانه تر و مقيدانه تر است .
علل و عوامل بي نظمي و شلوغي دانش آموزان در كلاس
آشنايي با علل و عوامل شلوغي در كلاس و شناخت راههاي پيشگير ي از بي انضباطي در كلاس و بكارگيري آنها موجب مي شود كه هدفهاي تعليم و تربيت با سهولت بيشتر و در مدت زمان كوتاه تر تحقق يابند. متخصصين تعليم و تربيت علل و عوامل بسياري را در رابطه با شلوغي و بي نظمي كلاس درس ذكر كرده اند كه در زير به بحث دربارة بعضي از آن عوامل مي پردازيم.
1ـ عدم علاقة معلم
گاه معلم شغل معلمي را به عنوان شغلي براي تامين زندگي خود به اجبار انتخاب كرده  است در اين صورت  علاقه ا ي هم به كار معلمي ندارد. در نتيجه نسبت به شاگردان سرد و   بي ميل است ابتكاري در كارش نيست و از حرفه ي خود نيز لذت نمي برد . لذا دانش آموزان در كلاس او احساس خستگي مي كنند و در نتيجه نظم كلاس به هم مي ريزد.
كساني كه به حرفه ي معلمي عشق مي ورزند ، اگر در امر تدريس هم مهارت نداشته باشند چون حاضر به يادگيري و ترميم كمبودهاي خود هستند به زودي مي توانند كمبود هاي خود ما را جبران نمايند و معلمان شايسته أي گردند.
2 ـ عدم داشتن طرح درس
عدم آمادگي معلم و نداشتن يك برنامه و طرح از پيش تعيين شده براي اداره ي كلاس يكي ديگر از عوامل شلوغي و بي نظمي است . اگر معلم قبل از ورود به كلاس ، درس را طرح ريزي كرده باشد و در اين طرح درس پيش آمدهاي احتمالي ، سؤالات ، مقدار درس ، تكليف و … آنچه را كه ممكن است پيش آيد در نظر داشته باشد ، در كلاس مسلط بر برنامه خواهد بود و با آسايش خاطر و اعتماد به نفس مي تواند كلاس را اداره كند و از بي نظمي جلوگيري مي نمايد.
3 ـ يكنواختي در روش تدريس
اگر بدانيم كودكاني كه در اختيار ما قرار گفته اند ، انسانهاي تنوع طلب هستند و از تكرار و يكنواختي گريزانند ، مي كوشيم تا از روشهاي مختلف تدريس استفاده كنيم و هر روز با برنامه ي تازه أي بر كلاس وارد شويم تا دقت شاگردان بيشتر جلب شود و آموزش بهتر صورت گيرد. لذا معلم خوب از يكنواختي گريزان و مي كوشد با متنوع ساختن روش تدريس خود از كسالت روحي خود و شاگردان بكاهد .
4 ـ عدم احترام متقابل معلم و شاگرد
از قديم گفته اند : « احترام امامزاده به دست متولي آن است ».
اگر معلم مي خواهد به او احترام بگذارند بايد به شاگردانش احترام بگذارد . اما اگر آنها را كودك و نفهم خوانديم و گاه از روي عصبانيت به ايشان توهين كرديم و يا حرف زشت زديم آنها نيز به ما توهين  خواهند كرد و ما را در اداره كلاس عاجز خواهند ساخت پس احترام كنيم تا محترم شويم .
5 ـ احساس مسئوليت افراطي معلم
بعضي معلمين سعي مي كنند آنچه را كه مي دانند به شاگرد بياموزند و نه آنچه را كه شاگرد به آن احتياج دارد. مغز شاگرد را انباري فرض مي كنند   و معلومات خود را در آن       مي ريزند اين امر اعتراض شاگردان را بر مي انگيزد و كلاس را به بي نظمي مي كشاند.
6 ـ تبعيض قائل شدن ميان دانش آموزان
گاه دانش آموزي چنان توجه معلم را به خود جلب مي كند كه وي از ديگران غافل              مي شود تبعيضات معلم نسبت به يك شاگرد حس حسادت شاگردان ديگر را بر مي انگيزد و چه بسا كه بر عليه دوستان نور چشمي معلم دست به اقدامات خرابكارانه اي بزنند . در اين صورت است كه اعتماد شاگردان از معلم سلب مي شود و جهت جبران كمبودهاي دروني خود دست به آشوب و بي نظم در كلاس مي زنند.
7 ـ عدم احاطه به دانش آموزان ناهنجار و ناسازگار
لازم است كه معلم ، همه شاگردانش ـ خصوصاً شاگردان ناهنجار كلاس را بشناسد چه بسياري از مواقع آنها از مهم ترين عوامل بي نظمي در كلاس به شمار مي روند به عنوان مثال اگر در كلاس يك يا چند شاگرد كم استعداد باشند وقتي ديدند كه نمي توانند هم پاي ديگران پيشرفت كنند خسته مي شوند و دست به شورش و بي نظمي مي زنند. اينجا وظيفة  معلم است كه با سياست و كياست خود براي اينگونه شاگردان مسئوليتي در نظر بگيرد تا آنها فرصتي براي ايجاد مزاحمت نداشته باشند.
 


منابع :


نام كتاب يا مجله    نام مؤلف

1ـ     بيزاري از مدرسه
2ـ    تعليم و تربيت و مراحل آن
3ـ    در مكتب تجربه
4ـ    راهنمايي استاد محترم 
5ـ    رفتارهاي بهنجار و نابهنجار
6ـ    رفتار كودكان
7ـ    روشهاي تحقيق
8ـ    روشهاي فنون تدريس 
9ـ    روشهاي تربيت اسلامي
10ـ    روانشناسي تربيتي
11ـ    روانشناسي رشد
12ـ    روانشناسي رشد
13ـ    روانشناسي كودكان استثنايي
14ـ    روانشناسي كودكان استثنايي
15ـ    روانشناسي رشد
16ـ    روانشناسي عمومي
17ـ    اختلالات يادگيري
18ـ    فصلنامه مديريت آ ـ ب
19ـ    مجلات رشد معلم
20ـ    مجلات پيوند
21ـ    مجلات تربيت
22ـ    مديريت آموزش و پرورش
23ـ    علل بي نظمي در مدارس ابتدايي و …    ترجمه حسن سلطاني فرد
دكتر غلامحسين شكوهي
حميد گروگان ـ سازگان
جناب آقاي طلايي
دكتر شكوه نوابي نژاد
فرانسيس ايلك، راسمن مترجم اورگان
دكتر عزت اله نادري و دكتر سيف نراقي
مراكز تربيت معلم
مراكز تربيت معلم
دكتر شريعتمداري
جمعي از مؤلفان
دكتر سيروس عظيمي
دكتر افروز
مترجم مجتبي جواديان
دكتر شعاري نژاد
حمزه گنجي
دانشگاه علوم تربيتي مشهد
معاونت تأمين تربيت نيروي انساني
وزارت آموزش و پرورش
وزارت آموزش و پرورش
ماهنامه وزارت آموزش و پرورش
ماهنامه وزارت آموزش و پرورش
نوشته قاسم شاملويان ، محمدعلي ذوالفقار





 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان