میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

پروژه حسادت


کد محصول : 10001968 نوع فایل : word تعداد صفحات : 32 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 922

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m1d1968

فهرست مطالب و صفحات نخست


حسادت

فهرست مطالب

مقدمه .................................... 1
حسادت چیست؟........................... 5
حسادت چه جزئی از شخصیت شما شده است؟ ....... 6
دامهای حسادت.............................. 7
چقدر حسدوم؟.............................12
احساس حقارت.................................... 15
حسادت منطقی........................ 17
مسئولیت رفتار از سر حسادت خود را بپذیرید .19
دوست خوبی برای خودتان باشید ........20
به را خود بروید ........................ 22
خلاصه ای از قدمهای مهمی که باید برای رهایی از حسادت بردارید......................... 23
علل حسادت............................. 25
درمان حسادت ........................ 26
واکنش های حسادت .................. 27
تفاوت های فردی در حسادت ................. 28
پیشنهاد محقق ....................... 30
منابع و مآخذ ....................... 31

مقدمه
در حدود 80% از زنان و مردان با مشکل حسادت مواجه هستند یا در قبال عدم صداقت ، با حسادت واکنش نشان می دهد . اما مردها و زن ها برای حسادت خود دلایلی متفاوت   ارائه می کنند . زنان به عدم صداقت عاطفی شوهر خود با حسادت واکنش نشان            می دهند و مردها هم اگر  احساس کنند که همسرشان در مورد مسایل جنسی با آنان روراست نیست ، احساس حسادت می کنند . با مطالعه ی روزنامه ها به گستردگی این مشکل و دلایلی شخصی که به بروز آن منجر می شود ، پی خواهید برد ، چون به اندازه ی گزارش آب و هوا ، در مورد انسان ها و حسادت آن ها نیز مطالب زیادی چاپ می کنند . به طور قطع خبرهای زیر برای شما چندان غریبه نیست .
حسادت به ماجرایی غم انگیز منجر شد : مردی همسرش را با چاقو زخمی کرد .
زنی 35 ساله از سر حسادت شوهر خود را باسم مسموم کرد .
قربانیان عشق : حسادت دو کشته بر جای گذاشت .
ترک منزل توسط زنی باعث شد که همسرش به چاقو متوسل شود و چهار کودک بی مادر بمانند .
هر قدر هم تصور کنید که در این اخبار اغراق شده است ، حسادت روابط را به خطر می اندازد و نابود می کند , و به راستی سمی مهلک است . تحقیقات نشان داده است از هر پنج جنایتی که رخ می دهد ، چهار مورد آن ناشی از حسادت بوده است : « یا مال منی یا مال خاک .»
حس حسادت تنها مختص بزرگسالان نیست . بچه ها هم ممکن است به هم حسادت کنند . حتی ممکن است کودکان به والدین یا والدین به فرزندان خود حسادت کنند . تا حدودی در تمام دنیا در هر قشری ، از کارگر گرفته تا مدیر ، ممکن است با افراد حسود بوبه رو شویم . و البته لازم به ذکر است که چه بسا  حس حسادت تنها در اقبال انسان ها تحریک نشود . به عنوان مثال ، ممکن است کسی به کلکسیون تمبر همسرش یا علایقی شبیه به این در او ، احساس حسادت کند . در نتیجه ی گستردگی طیف حسادت ، تا حدودی به این یقین می رسیم که این حس به طور کامل انسانی است ، مثل نمک غذا .
آیا حسادت فقط به عشق ودوست داشتن ربط دارد ؟ آیا بدون حسادت ، عشق وعلاقه ای در کار نخواهد بود ؟ آیا حس حسادت تاییدی بر وجود علاقه است ؟ آیا اگر فردی در شرایطی خاص نسبت به همسر یا فرد مورد علاقه ی خود حسادت نشان ندهد ، بدین معناست که دیگر او را دوست ندارد ؟ آیادر واقع  حسادت نشان ندادن برای طرف مقابل ناراحت کننده است؟ آیا حسادت حسی است که ذاتی شده است ؟ آیا حسادت مثل عشق و علاقه احساسی بنیادی و ذاتی است؟
دراین تحقیق به بررسی این سوالات خواهیم پرداخت و من به عنوان یک محقق ، به شما نحوه ی برخورد وغلبه بر این مشکل ،  و ممکن بودن حل آن را نشان خواهم داد . این تحقیق را به کسانی که از حس حسادت خود رنج می برند و زندگی به خود و همسرشان زهر میکنند ،تقدیم می کنم . اگر تصمیم گرفته اید زندگی خود و همسرتان را به شکلی انسانی تر سرشار از عشث و محبت کنید ، این تحقیق می تواند به شما کمک کند .
با خواندن این تحقیق متوجه خواهید شد که ریشه ی حسادت  شما چیست و کارهایی را که برای شکست دادن آن لازم است ، خواهید آموخت . براساس میزان و شدت حسادت شما ، ممکن اس این کار چندان ساده نباشد ولازم است مقتدرانه تلاش کنید . اگر پیشنهادها را جدی بگیرد، موفق خواهید شد .
ممکن است مشورت با پزشک یا متخصص به شما کمک کند. به کمک او ، به احتمال قوی خیلی سریع تر پیشرفت خواهید کرد . کتابهای مشاوره ای از این دست ، روشی بسیار متفاوت تر از روش خواندن  کتابهای پلیسی می طلبد . چند پیشنهاد برای اینکه این تحقیق را به گونه ای قابل استفاده تر مطالعه کنید ، در اینجا ارائه می شود :
(1)
برای این که احساس نزدیکی بیشتری با تحقیق کنید و کمی گرم شوید ، ابتدا نگاهی سریع به مطالب آن بیندازید .
(2)
سپس تحقیق را برای بار دوم بخوانید !گاهی کمی آهسته بخوانید و در مورد هر جمله  فکر کنید . یک مداد در دست داشته باشید و بخش هایی را که به نظرتان مهم می رسد ، علامت بزنید .
(3)
هر کدام از قسمت ها را تک تک بخوانید ، تحقیق را بلافاصله پس از یک یا دوبار خواندن، کنار نگذارید . این تحقیق در هفته ها و ماه های آتی دوست و رفیق شما خواهد بود .
(4)
این تحقیق نمی تواند کاری برای شما انجام دهد ، اما اگر مطالب و محتویات آن را در زندگی روزانه پیاده کنید و پیشنهادهای مرا به کار ببندید ، هم زمان با خواندن این تحقیق پیشرفت خواهید کرد .
آیا هنگام  خواندن این سطور دچار  این حس شدید که درمان شما به تلاشی مضاعف و بسیار ، نیاز خواهد داشت ؟ اگر چنین تاثیری در شما برجای گذاشته باشد ، پس در مسیر صحیح قرار دارید . بله ، براساس شدت یامیزان حس حسادت خود، مبارزه ی بزرگری در پیش دارید . برای شکست دادن حسادتتان این شانس را ندارید که با پشت دست ضربه ای به آن بزنید و ازخودتان دورش کنید . اگر  چنین امکانی دراختیار داشتید ، به طور قطع تاکنون این کار را انجام داده بودید ؟ این طور نیست ؟
بهتر است خودمان را فریب ندهیم . به احتمال زیاد گه گاه تصمیم گرفته اید آرام باشید اما هر بار فیوزهای شما به طور ناگهانی پریده است . بنابراین می توان گفت که گاهی نمی توان این مشکل را با قدرت اراده و نیت خوب شکست داد .
اگر می خواهید حس حسادتتان را شکست دهید ، باید بعضی از ویژگی های شخصیتی مشخص خودتان راتغییر دهید . باید تفکرات  و رفتارهای کسب شده ی به خصوصی را با رفتاری جدید تعویض کنید ، که این هم نیازمند زمان ، صبر و تلاش است .
گاهی صبرتان سر می آید و جسارت خود را از دست می دهید . چنین واکنشی نه تنها عادی است ، بلکه می توان گفت غیر از آن ممکن نیست . هرگاه بخواهیم رفتاری را که به شکل عادت درآمده است تغییر دهیم ، با واکنش روبه رو خواهیم شد . بعد از رفع احساس سرخوردگی ، زمانی که دوباره   می خواهید شانستان را امتحان کنید ، ممکن است به این اندازه تاثیرات منفی نگذارد .
برای شما در زمینه ی غلبه بر حس حسادت  آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم شما و همسرتان برای کشف  مجدد یکدیگر و برداشتن گام های موثر ، صبر و استقامت به خرج دهید .
حتی اگر راهی که در پیش داریدپر از سنگ و ناهموار باشد ، باز هم شما موفق به شکست دادن حس حسادتتان خواهید شد . اجازه ندهید که شکست ها یا طرد شدن ها شهامت شما را از بین ببرد . این ها اجزایی انکار ناپذیر در پیشرفت فردی هستند . شما صاحب توانایی تبدیل رابطه ی خود و همسرتان  به رابطه ای مثبت تر هستید . این را از کجا می دانم؟ دیگران موفق به انجام اینکار شدند و چون شما هم انسان هستید ، پس موفق خواهید شد . هر کس در هر زمان می تواند خصوصیاتی را که در خود  نمی پسندد ، تغییر دهد . همه ی ما در درون خود انرژی ، قدرت واستعدادی خیلی بیش تر از آنچه مصرف می کنیم ، دارا هستیم . از آن استفاده کنید .
حسادت چیست ؟
در این قسمت به چگونگی ایجاد حس حسادت و چند دام حسادتی که ممکن است در آن اسیر شوید, خواهیم پرداخت . اما ابتدا ببینیم حسادت چیست ؟
حسادت چه جزئی از شخصیت شما شده است ؟
زمانی که در فرهنگ لغت به کلمه ی حسادت نگاه کنید ، کم و بیش به این جملات بر می خورید :
« احساساتی که به تلخی و ناراحتی تجربه می شود ، و مانع عشق می شود و یا آن را متولد می کند . فرد حسود با مجموعه ای از تجربیات  سعی می کند عشقش را به خود وابسته کند و این بدان معناست که حسادت درخواست رابطه ای بدون قید و شرط وابسته به همسر است . »
فقط در این خصوص موافقم که حسادت فقط و فقط یک احساس نیست . حسادت تعریف احساسات متفاوتی است . می پرسید چطور به این نتیجه رسیدم ؟ چون این مساله برای شکست دادن حسادتتان خیلی مهم است ؟ زمانی که انسان حسود می شود ، کدام احساسات نقش مهمی را بازی می کنند ؟ حسادت ترکیبی از احساسات متفاوتی  چون حقارت ، عصبانیت ، کینه و نفرت است . اگر در اضطراب هستید و سبب آن  حسادت زیاد است ، این ترکیب به راحتی شکل می گیرد .  اگر حسود هستید ، بدین معناست که می ترسید همسرتان یا کسی که دوستش دارید شما را ترک کند یا دیگر دوستتان نداشته باشد . گاهی این ترس  به اضطراب تبدیل می شود و اجازه نمی دهد که درست فکر کنید . از آنجا که دچار تردید هستید که آیا برای او مهم هستید یا نه ، به دنبال مدارک  و قول هایی برای اطمینان از عشق به خودتان می گردید .
گاهی زمانی احساس تنفر شکی می گیرد که شما احساس می کنید رابطه تان از جانب یک فرد سوم حقیقی یا خیالی تهدید می شود . بعضی انسان ها احساسات قدرتمندی چون نفرت را زمانی به نمایش می گذارند که خود را خسته یازخمی می بینند اما از طرف دیگر احساس عجز می کنند ، یعنی وقتی نمی دانند چه باید بکنند .
احساس عصبانید و ترس بابت از دست دادن کسی که دوستش دارید ، یک دلیل مشترک دارند : احساس حقارت و شک و شبهه در مورد خودتان. شما خود را بی ارزش می پندارید و چون خود را دوست ندارید ، درمورد علاقه ی او نسبت به خودتان نیز دچار تردید می شوید . در نهایت ، احساس عدم کفایت می کنید و گمان می برید لیاقت ندارید که دیگران دوستتان داشته باشند، که همین باعث بروز احساس حسادت می شود.
این احساسات ( احساس از دست دادن محبوب، حقارت و نفرت ) اگر هم زمان بروز کند ، باعث حس حسادت می شود . یکی از این احساسات  به تنهایی باعث ایجاد حس حسادت نمی شود . آنچه حسادت را خطرناک و سخت می کند ، ترکیب این احساسات است .
دام های حسادت
ادعاهایی در مورد  حسادت قطعی به نظر می رسند اما حقیقی نیستند .
زمانی که پای حسادت در میان باشد ، به نظر من نظریات ناسالم و خطرناک هستند چون در صورت باور آن ها ، موانعی بر سر راه شکست دادن حس حسادتمان تشکیل می شود .
1 – دام حسادت
زمانی که کسی را دوست دارید ، احساس حسادت درمورد او بسیار طبیعی است . با اینکه می دانک به من اعتراض خواهید کرد ، می گویم در این خصوص با شما هم عقیده نیستم . اگر خیلی از انسان ها فقط به دلیل دوست داشتن حسادت نشان می دهند ، این نوع احساسات  به طور قطع  طبیعی نیستند. به عنوان مثال ، به این دلیل که بسیاری ازمردم از درد کمر یا فشار خون بالا رنج می برند ، نباید این دردهارا طبیعی شمرد . درواقع ، وقوع دایم و زیاد موردی به معنای طبیعی یا سالم بودن آن نیست . از سوی دیگر ، اگر کسی مشکل حسادت نداشته باشد ، آیا بدین معناست که نمی تواند انسان ها را دوست داشته باشد ؟
درباره ی 20% از زنان و مردانی که با دیدن صمیمیت بین همسرشان و فردی دیگر قیامت به پا نمی کنند چه می توان گفت ؟ آیا همه ی آن ها چون حسادت  به خرج       نمی دهند و عادی رفتار می کنند ، بیمار هستند ؟ حس حسادت انسان ها را بیمار می کند و به روابط ضرر می رساند . این حس سمی است که هیچ ارتباطی با دوست داشتن ندارد .
از نظر من ، بنا به دلایلی ، این حس شبیه افسردگی ، ترس از بلندی یا سردرد است . کسانی که از تفکر « عاشق حسادت میکند » دفاع می کنند و معتقدند که وقتی آدم کسی را دوست دارم حسادت میکند و این بسیار طبیعی است چون آن فرد برای آدم خیلی مهم است ، خود را محق می دانند . اما من تصور می کنم وقتی کسی برای من خیلی مهم است ، نباید زندگی را برای خودم و او به جهنم تبدیل کنم، این طور نیست ؟ نظرتان چیست ؟
2- دام حسادت
حسادت مدرکی برای اثبات علاقه است .
به نظر من ، اینکه حسادت رااثبات علاقه به فردی دیگر بدانیم، سوء تفاهمی است که در حد خیلی وسیع بین افراد بسیاری پخش شده است . عشق ودوست داشتن یک احساس مثبت است ، در حالی که حسادت حس خطرناک ، منفی و ترکیبی از حرکات مغشوش است .انسان یا با حسادت نسبت به همسرش پر از احساسات منفی است ، یا او را دوست دارد و سرشار از احساسات خوش بینانه و مثبت است . یعنی عشق و حسادت دو مفهومی هستند که یکدیگر را نمی خواهند . حسادت باعث می شود که عشق و علاقه خفقان آور شود ، و این شایسته ی انسان نیست . به اعتقاد من ، عشق یعنی معشوق را آزاد بگذاریم و اجازه دهیم که خود را پروش دهد. علاقه ودوست داشتن به معنای کمک به طرف مقابل برای دستیابی به اهدافش است .
فرد حسود به طور معمول عکس این کارها را انجام می دهد و همسر خود را محدودتر می کند . و برای اینکه محبوب را فقط برای خود داشته باشد ، او را در قفس محبوس میکند . آدم حسود فقط به فکر منافع و رضایت خودش است و زمانی که حس حسادت را به نمایش می گذارد ، به هیچ وجه برایش اهمیتی ندارد که محبوبش چه احساسی دارد.
3- دام حسادت
حسادت مثل نمک درون آتش است .
حسادت بی تردید به غنی شدن رابطه کمکی نمی کند ، تاثیری مثبت بر آن نمیگذارد یا به عنوان مشوق تاثیری روی رابطه ندارد و آن را زنده تر نمیکند . با وجود حسادت ، رابطه خراب می شود . رفتار فرد حسود باعث می شود که رابطه وارد آزمونی خیلی دشوار شود که سنجش درستی نیست و به ندرت هم به نتیجه ی قطعی می رسید .
4- حسادت
حسادت یک قدرت درمانگر نیست .
هیچ کس حسود به دنیا نمی آید . انسان آموخته است که در شرایطی مشخص باحسادت واکنش نشان دهد و به همین دلیل هم می توان آن را ترک کرد . اگر یاد بگیرید که خود را فردی لایق دوست داشتن ببینید ، می توانید ترس بابت از دست دادن شریک زندگی تان را از خود دور کنید . د راین صورت حسادت در مورد شماحتی موضوع بحث نخواهد بود. حسادت احساسی قابل درمان است.
5- دام حسادت
حسادت رابطه را حفظ میکند واحساسات و وابستگی ها را تازه نگه می دارد .
آزار دادن ، متهم کردن و بی اعتمادی ، چطور ممکن است از رابطه محافظت کند ؟ کمبوداحساس اطمینان چطور می تواند عشق را تقویت کند ؟ به نظر من ، ارزش های اصلی برای رابطه ای خوب ، اطمینان ، حمایت و آزادی است ، که البته جلوی حسادت را می گیرند .
6- دام حسادت
دو نوع حسادت وجود دارد : طبیعی و بیمارگونه .
این اظهار درست مثل این است که بگوییم دو نوع کمردرد داریم .کمردرد همیشه حاکی از این است که ایرادی درکار است . البته کمردردهایی داریم که با وجود همه ی مشکلاتش می توانیم به زندگی با آن ادامه دهیم ونیازی به درمان ندارد ، اما در هر حال همیشه آزارمان می دهند .
من در مورد حسادت هم درست همین عقیده را دارم ، به جز اینکه نمی دانم کدام حسادت ممکن است طبیعی باشد و کدام بیمارگونه ؟ اگر از صد نفر بپرسیم که حسادت طبیعی و کدام غیر طبیعی است ، در نهایت صد تعریف متفاوت دراین زمینه خواهیم داشت .
اگر بخواهیم این مطالب را خلاصه کنیم ، نتیجه می گیریم این خود شما هستید که باید درمورد خوب یابد بودن حس حسادتتان تصمیم بگیرید . چون شما این تحقیق را خوانده اید، پس بی شک حسادت آزارتان می دهد و می خواهید درمورد آن کاری انجام دهید . همین که شما متوجه شده اید حسادت به ارتباطتان آسیب می رساند و تصمیم گرفته اید کاری در این باره انجام دهید ، خیلی مهم است .
در صفحات بعدی آزمونی رامطالعه خواهید کرد که به شما در تعیین درجه ی حس حسادتتان کمک  میکند . اما قبل از آن از شما می خواهم آنچه را می خواهید از این چند صفحه به خاطر بسپارید ، یادداشت کنید . این خیلی مهم است .
فراموش نکنید این تحقیق قصه نیست که از سر تفنن آن را نخوانید . این کتابی است که به شما امکان می دهد خودتان به خودتان کمک کنید . شما فقط می توانید از اطلاعاتی استفاده کنید که دارا هستید . به همین دلیل بعد از مطالعه ی این فصل ، مهم است که مواردی را با خود همراه سازید . خلاصه ای که از این تحقیق برداشت کرده اید ، به شما نشان خواهد داد که آیا بخوبی این تحقیق را مطالعه   کرده اید یا فقط نگاهی به مطالب آن انداخته اید .
حس حسادتتان را به عنوان فرصتی برای بزرگ شدن و بلوغ شخصیت فردی خود ببینید .

چقدر حسودم...!
به کمک آزمونی که در ادامه آمداه است ، قادر به درک این مطلب خواهید بود که چقدر به زندگی تان آسیب می رسانید . برای اینکه خیلی ساده و روشن باشد ، در آن فقط از کلمه ی همسر استفاده می کنم که می تواند هم مرد باشد و هم زند .
هر مورد را خیلی به دقت بخوانید و به هر سوال صفر ، یک یا دو نمره بدهید و در نهایت امتیازاتتان را جمع کنید .
2= همیشه
1= گاهی
0= به ندرت
1-وقتی من وهمسرم ازمنزل خارج می شویم ، او را به شدت تحت نظر میگیرم که آیا با کسی قرار ملاقات دارد یا خیر.
2-تمایل زیادی به مقایسه ی خودم بادیگران و انتقاد دارم.
3-وقتی تنها هستم حوصله ام سر می رود . همیشه نیازدارم کسی سرم را گرم کند و به من توجه نشان دهد .
4-گاهی که همسرم سرحال نیست ، من احساس می کنم که دیگر مرا دوست ندارد .
5-همراه او در فعالیت هایی که جذابیتی برایم ندارد شرکت می کنم فقط برای اینکه همراه او باشم .
6-از ترس اینکه مبادا همسرم را از دست بدهم ، از دعوا کردن با او خودداری می کنم .

 7- تنها بیرون رفتن او در شب برای من خیلی سخت و غیرقابل تحمل است .
8-تحمل اینکه ببینم دیگران از من موفق تر هستند ، برایم غیر ممکن است .
9-اگر همسرم کمی دیر کند ، بلافاصله به این فکر می افتم که با فردی دیگر درارتباط است .
10- برای اینکه مطمئن شوم او همه چیز را به من می گوید ، مخفیانه جیب ها ، نامه ها و تلفن همراهش را کنترل میکنم .
 11- حسادت برای من مدرکی است برای اثبات علاقه وتوجه شریک زندگی ام .
 12- به طور مخفیانه به مکالمات تلفنی او گوش می کنم.
13-حتی تصور از دست دادن او برایم سخت است .
14- از آنجا که همسرم خیال می کنددایم او را کنترل می کنم ، رابطه ی ما همیشه شاهد صحنه هایی ناخوشایند است .
 15- اگر او به تنهایی جایی رفته باشد ، نمیتوانم روی کاری که در حال انجام آن هستم   تمرکز کنم.
 16- وقتی احساس می کنم همسرم بادیگران بهتر کنار می آید ، خیلی ناراحت و عصبانی می شوم .
 17- گاهی وقتی که نگران او می شوم ، معده درد ، سردرد یا مشکلاتی جسمی از این دست پیدا میکنم.
 18- زمانی که او بادیگران صحبت میکند ، احساس می کنم از جمع طرد شده ام .

ارزشیابی:
اگر امتیاز شما 25 یا بیشتر باشد ، حسادت نزدیک ترین دوست شما است و خودتان را به عنوان قربانی همسرتان می بینید . او با هر کار و هر رفتاری باعث می شود که شما خودتان را خوب یا بد احساس کنید . پیوسته در تلاش برای دستیابی به تایید و حمایت او هستید  و با ترس از دست دادن اودرگیرید . هر قدر بیشتر او را کنترل کنید . پیوسته در تلاش برای دستیابی به تایید و حمایت او هستید  و با ترس از دست دادن او درگیرید. هر قدر بیشتر او را کنترل کنید یا تحت فشار قرارش دهید ، کمتر برای او جذاب خواهید بود . اما اجباری نیست که حسادت سرنوشت بقیه ی عمرتان را تعیین کند . هرچه اعتماد به نفس خود را تقویت کنید ، راحت تر قادر به شکست حسادت خواهید شد. درمان حمایتی می تواند در این خصوص کمک کننده باشد .
اگر امتیازتان بین 18 تا 24 باشد ، چندان باحسادت غریبه نیستید و گاه و بی گاه تعادل را از دست می دهید چون خیال می کنید او شما را به اندازه ی کافی دوست ندارد و دیگران جذابیت بیشتری برایش دارند . کمی هم یاد بگیرید خودتان را دوست داشته باشید . ویژگی هایی از خودتان را که شما را جذاب و دوست داشتنی می کند ، کشف کنید . سعی نکنید جای بیشتری را در زندگی او اشغال کنید . برعکس ، سعی کنید گروه دوستان خودتان را بسازید و توجه تان را به چیزهای مورد علاقه تان متمرکز کنید .
در فصل بعد ماجرای زندگی بعضی از مراجعه کنندگان به مطبم را برای شما شرح خواهم داد و به بررسی دلایل حسادت و ضررهایی که به فرد می رساند ، خواهیم پرداخت .

احساس حقارت
ماکس فریش می گوید : « دلیل حسادت ، ترس از مقایسه شدن است .« اما چرا مقایسه شدن انسان ها را می ترساند ؟ چون می ترسند که در نهایت و پس از این مقایسه بدتر به نظر برسند . سوالی هست که افراد حسود دایم از خود میکنند : « من چه چیزی از او کمتر دارم ؟ » و  اسیر احساس عدم کفایت و ترس از آن می شوند .
عشق و تحسین همسرتان برای شما مهم است چون با علاقه ی او احساس می کنید ارزش شما افزایش می یابد . اما چون دایم دچار شک و تردید  هستید ، در خصوص علاقه ی او هم دچار تردید می شوید . در واقع گمان  میکنید فردی از در وارد خواهد شد و آنچه را مدت هاست خودتان می دانید ، بیان خواهد کرد ؛ اینکه شما آن قدرها هم جذاب نیستید . در نهایت از خود می پرسید چه چیزی  در شما هست  که برای او جذاب باشد ؟ از نظر شما هیچ چیزی برای ارائه به او وجود ندارد . حتی ممکن است از اینکه همسری یافته اید نیز متعجب باشید و از خود بپرسید که او چیز جذابی درشما یافته است . چون خود را تا این حد دست کم می گیرید ، وقتی او به شما می گوید که دوستتان دارد ، حرفش را باور نمی کنید و به همین دلیل هم مدام مدارک جدیدی از اوطلب میکنید تا علاقه خود را به شما ثابت کند و به هرچیزی که برای او جالب باشد ، حسادت می ورزید . و سعی می کنید او را از تمام رقبا دور نگه دارید ودر قفسی قرارش دهید که تنها خودتان امکان ورود به آن را دارید . شاید به او ، همکارانش یا حتی علایق او حسادت می کنید فقط چون هردقیقه ای را که دور از شما می گذراند ، برایتان بدین معناست که دیگر برای اومهم نیستید .
اگر ما خودمان را دست کم بگیریم ، نمی توانیم باور کنیم که دیگران دوستمان دارند چون معتقدیم چطور ممکن است کسی آدمی را که دوست داشتنی نیست دوست داشته باشد ؟ و به همین دلیل دایم درمورد جذابیتمان دچار تردید می شویم. چنین آدی به هیچ کس اجازه نمی دهد که فردی دیگر را دوست داشته باشد . آدمی که خودش را قبول دارد و به خودش علاقه مند است ، به همان اندازه هم احساس میکند که مورد تایید و علاقه دیگران است .
برای واضح تر شدن موضوع ، توضیح می دهم که احساس بی اعتمادی وترس از دست دادن تنها از یک مساله ناشی می شود ، و آن این است که در مورد خودتان دچار تردید هستید وخود را دست کم می گیرید . اگر یاد بگیرید که خودتان را باور داشته باشید و از تفکرات منفی درمورد خودتان دست بکشید ، قادر خواهید بود بر حس حسادت خود غلبه کنید .
هر قدر خودتان را بپذیرید و قبول داشته باشید ، به همان میزان حس حسادتتان کاهش خواهد یافت .
شما به دلیل ترس از از دست دادن همسرتان ، مانند بسیاری از انسان های حسود ، آزادی او رامحدود می کنید تا احساس مالکیت خود را تقویت کنید ، که به دعوا و جر وبحثی معمول در بسیاری از خانواده ها منجر می شود.
احساس تردید درمورد احساس همسرتان به شما ، فقط ناشی از تردیدی است که درموردشخصیت خودتان دارید .

حسادت منطقی...
شاید در خلال مطالعه ی صفحات قبل این سوال برای شما پیش آمده باشد : « اما اگر همسرم به راستی به من خیانت کند و این حاصل قدرت تخیل من نباشد چه ؟ آیا درآن صورت دلیلی برای حسادت وجود ندارد ؟ آیا در چنین شرایطی حسادت من دلیل منطقی نخواهد داشت ؟»
جواب من این است : « هرگز!» به نظر من ، چیزی به نام حسادت منطقی وجود ندارد . شما تصور می کنید که بی اعتمادی تان به حق است واین مساله به اثبات می رسد و حسادت های شما و شک و تردیدتان نیز به حق است . درست مثل این است که بترسید در امتحان نمره ی پایینی بگیرید و بعد که نمره ی کمی گرفتید ، چون می ترسیدید، خود را برحق بدانید . ترس از مردودی درامتحان و اخذ نمره ی منفی ، دلیل برحق یا ناحق بودن ترس شما نیست . به عکس ، می توانیم بگوییم که به دلیل این ترس قادر به تمرکز فکر و جمع کردن حواستان نبوده اید .
درواقع آنچه مهم است این سوال نیست که آیا حسادت منطقی  وجود دارد و دراین مورد چه کاری باید انجام داد؟ سوال مهم و اصلی این است که « آیا می خواهم حسود باشم؟» اگر پاسخ شما هرکز است ، یعنی می پذیرید که حسادت برای هیچ کس فایده ای ندارد . در این صورت منطقی یا غیر منطقی بودن حسادتتان اهمیتی ندارد . اگر همسرتان به شما خیانت کرده باشد ، این بدان معناست که به جز مشکلات شما ، ارتباطتان خوب پیش نمی رود  . بسیاری از انسان ها اگر آنچه را انتظار دارند در همسر خود نیابند ، فقط به دلیل راحتی و بخش زیادی هم به علت ترس ، به زندگی در کنار هم ادامه می دهند و در چنین شرایطی هم همواره با مشکل خیانت روبه رو می شوند . اگر او موافق است ، با هم حرف بزنید و نکاتی را که در رابطه تان موردپسند و رضایت شما نیست ، مانند نیازها واحتیاجات ، با یکدیگر مطرح کنید . از او بپرسید که برآورده شدن چه نیازهایی او را شاد و راضی می کند .
از آنجا که دوست داشتن ایجاب می کند آنچه را طرف مقابل می خواهد به او بدهیم. اگر همسرتان به شما گفت که بااین حسادت های بی مورد و بیش از حد او را در آغوش دیگری می اندازید ، این را نپذیرید . تنها دلیل چنین ادعایی این است که او می خواهد جرم خود را برحق نشان دهد و خود را تبرئه کند . کل مسئولیت چنین رفتاری به عهده ی او خواهد بود و به طور قطع شما در این گریزهای او تقصیری ندارید . به همین دلیل ، از مقصر دانستن و سرزنش خودتان خودداری کنید . با این کار به خودتان کمکی نخواهید کرد . به عکس، درمورد خودتان بی انصافی می کنید و اوضاع  را بدتر می سازید . از هر سه زوج، یکی در آستانه ی طلاق یا طلاق گرفته است ، اما دلیل آن به ندرت داشتن همسر حسود است . همسران ممکن است جدا شوند یا به هم خیانت کنند ، اما این مساله به طور حتم دلایل متعددی دارد .
اگر همسرتان می خواهدازشما جدا شود یا به شما خیانت کرده است ، به این دلیل خود را سرزنش نکنید . می دانم این مسأله برای شما خیلی سخت است ، اما باز هم شانستان را امتحان کنید .
احساس گناه شما در واقع عذاب وجدانی است که از احساس حسادتتان دارید ، چون می دانید که به دلیل این حسادت به دفعات  نسبت به همسرتان به ناحق رفتار کرده اید . پس بیامورید که وجود مشکل و کماکان باقی بودن آن را بپذیرید . می دانم هر قدر هم که بیان این حرف ساده باشد، برای شما خیلی سخت است و گام بسیار مهمی در درمان شما به حساب می آید .
اگر زندگی را در دستانتان بگیرید ، آینده ی بهتری خواهید داشت .
مسئولیت رفتار از سر حسادت خود را بپذیرید...
اگر هنگامی که با یکی از بحران های حسادت خود روبه رو هستید خودتان را تحت نظر بگیرید ، متوجه فکری که از ذهنتان می گذرد خواهید شد . این تفکرات به شرح زیر است:
« چه خجالت آور! چطور به خودش اجازه می دهد با فردی دیگر در ارتباط باشد ؟ او فقط به من نعلق دارد . همسر من دیگران را از من جذاب تر می داند ، من برای او هیچ اهمیتی ندارم».
زمانی که همسرتان به روی کسی لبخند می زند ، شاید صحنه ای از خیانت او در ذهنتان مجسم شود . به احتمال زیاد قدرت تخیل  شماخیلی قدرتمند است  ، آن قدر که فیلمی از یک ماجرای عشقی را در ذهن خود مرور می کنید . نقش اول این فیلم را نیز به احتمال زیاد همسرتان و فردی دیگر به عهده دارند.
با این گونه افکار خود به سمت مرزی پر از ترس  و دلهره هدایت می کنید . آنچه باعث می شود شما دایم احساسات و افکار منفی داشته باشید ، همین طرز تفکر منفی است . رابطه ی بین فکر وکردن و احساس کردن را الفبای احساسات می نامند .

دوست خوبی برای خودتان باشید ...
همان طور که در صفحات قبل هم دیدیم ، دلیل حسادت تنها احساس حقارت و بی کفایتی است . اگر این احساس عدم کفایت را شکست دهید ، یعنی خود را بیش از پیش بپذیرید ، می توانید حس حسادت را شکست دهید . اگر بدانید چرا در مورد خودتان احساس بی کفایتی می کنید ، راحت تر می توانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید .
1 – والدین علاقه و محبت خود را مشروط میکنند.
والدین می دانند که برای فرزندشان چیزی مهمتر از علاقه ی آن ها وجود ندارد .به همین دلیل این نیاز را برآورده میکنند و در شرایطی خاص و در ازای خواسته هایی معین ، این علاقه را نثار فرزندشان می کنند و او را به آن وابسته می سازند .
« وقتی این طور شیطنت می کنی ، دوستت نداریم .»
« اگر موهایت را کوتاه نکنی ، دیگر با تو حرف نخواهم زد .»
« وقتی تکالیفت را انجام بدهی دوستت خواهم داشت . »
« بچه ی خوبی باش وتمام غذایی را که در بشقابت هست بخور.»
والدین بااین قبیل سخنان ، حتی اگر هدف عادت دادن فرزندشان باشد ، نوعی فشار را براو اعمال می کنند و می خواهند بچه بداند که آنان به فکر خیر و صلاح اوهستند و برای اینکه از چشم آن ها نیفتد ، باید کارهایی را که می خواهند انجام دهد ، به این ترتیب بچه می آموزد چگونه محبتی راکه برایش اهمیت حیاتی دارد ، از آن ها دریافت کند .
اگر ما در کودکی به طور مداوم موردانتقاد قرار گرفته باشیم ، تنبلی کرده و وظایف خود را انجام نداده باشیم ، به این نتیجه خواهیم رسید که « تا وقتی وظایفم راانجام دهم، از من انتقاد نخواهدشد.» وقتی بالغ می شویم ، بیکار نشستن بی آنکه کاری انجام دهیم ، کاری خیلی دشوار خواهد بود و احساس گناه خواهیم کرد . باخود می گوییم : « تنها اگر مطابق آنچه دیگران می خواهند باشم لایق دوست داشتن خواهم بود و می توانم علاقه و تایید آن ها را داشته باشم . »
چیزی مهم تر از عشق و علاقه ی والدین برای بچه وجود ندارد . از نظر بچه  ، پدر ومادر  کسانی هستند که همه چیز را می دانند و به همین دلیل ما نمی توانیم نسبت به آنچه می گویند بی اعتنا باشیم .
2- والدین فرزندانشان را با بچه های دیگر مقایسه می کنند.
یکی از روش های تربیتی مورد علاقه ی والدین ، مقایسه ی کودک با سایر بچه ها یا خواهران و برادرانش است . « از برادرت یادبگیر. ببین چقدر فعال است . به همین دلیل هم یک روز آدم بزرگی می شود . » « بچه های دیگر که هم سن و سال تو هستند خیلی مودب تر از تو رفتار می کنند .»، « دوستت کلاوز را ببین . مثل تو بیکار نمی گردد و مثل تو احمقانه رفتار نمی کند . »
مقایسه شدن با دیگران به تلخی به ما نشان می دهد که دو نوع انسان وجود دارد : خوب و بد ، دوست داشتنی ونچست ، فعال و تنبل، خجالتی وپرخاشگر، و ما چقدر مجبور به شنیدن این صفات شدیم و به همین ترتیب فهمیدیم دیگران تنها زمانی که ما مطابق میل آن ها رفتار می کنیم به ما علاقه نشان می دهند و وقتی مثل آن هایی که به عنوان الگو به مانشان داده شده اند نباشیم ، بی ارزش هستیم . یادگرفتیم که هرگاه نتیجه ی خوبی کسب نکردیم ، خجالبت بکشیم . یا بچه که بودیم ،خیال می کردیم برادرمان بیش از ما مورد علاقه و توجه است و ما به هیچ وجه دوست داشتنی نیستیم و حتی بعدها به عنوان فردی بالغ هم مقایسه شدن با دیگران را ترک نکردیم و دایم به دنبال این بودیم که بدانیم دیگران صاحب چه چیزهایی هستند که ما نیستیم – پول بیشتر ، زیبایی بیشتر ، جذابیت بیشتر ، خانه ی بزرگتر ، فرهنگ بهتر، موفقیت بیشتر- و در زندگی شغلی هم همواره سعی میکینم ازدیگران بهتر باشیم . باز هم بیشتر می خواهیم و وقتی می بینیم چیزی داریم که دیگران ندارند، آن وقت به فکر می افتیم که مراقب آن باشیم .
به راه خود بروید..!
افراد حسود به طور معمول خیلی کم با انسان های اطراف خود ارتباط برقرار می کنند یا به هیچ وجه ارتباط برقرار نمی کنند . آن ها خیلی به ندرت به تنهایی ازخانه خارج می شوند و میتوان گفت بدون حضور همسر خود هیچ کاری را انجام نمی دهند ، که این اغلب دو دلیل دارد :
1 ) اگر جدا از همسر خود وقت بگذرانند ، می ترسند که او هم چنین حقی مطالبه کند.
2 ) جرات ندارند که به تنهایی ظاهر شوند .
چون افراد حسود اغلب ارتباطات خاصی ندارند ، به همین دلیل بیشتر به همسر خود وابسته می شوند و اگر او برود، آن ها تنها تر خواهند ماند .
بنابراین باید برای غلبه بر حسادتتان از پوسته ی خود خارج شوند و بیاموزند که با انسان های دیگر ارتباط برقرار کنید . اگر بتوانید ارتباط های راضی کننده ای با دیگران داشته باشید ، همسرتان نیز از وابستگی بیش از حد شما به او رها می شود . هر قدر که ایستادن روی پای خود را بیاموزید ، ترس از دست دادن او کاهش خواهد یافت ، به او آزادی بیشتری خواهید داد ، کمتر دعوا خواهید کرد و در نتیجه ، رابطه ی شما خیلی بهتر خواهد شد .
خلاصه ای از قدمهای مهمی که باید برای رهایی از حسادت بردارید...!
دراینجا قدمهای مهمی که باید برای رهایی از حسادت بردارید ، به طور خلاصه نشان داده شده است. این خلاصه را هر روز بخوانید و هنگام خواندن به تمام آنچه تا امروز توجه کرده اید دقت کنید ، و توجه داشته باشید که روی کدام موارد تمرکز کافی نداشته اید .
 


منابع :


کتاب حسادت / نوشته رالف مرکل / مترجم : رویا پور مناف / ناشر : نسل نو اندیش / سال چاپ 1387 / محل انتشار تهران

 2-کتاب رفتار های بهنجار و ناهنجار / نوشته دکتر شکوه نوابی نژاد / انتشارات انجمن اولیا و مربیان / نوبت چاپ ششم 1377

 3-کتاب روانشناسی رشد / نوشته دکتر حسن احمدی( عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی) شکوه السادات بنی جمالی (عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا) چاپ هفتم / ناشر : چاپ و نشر بنیاد / 1373

 

طراحی سایت : سایت سازان