میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله روانشناسي نوجوانان


کد محصول : 10001982 نوع فایل : word تعداد صفحات : 47 صفحه قیمت محصول : 5000 تومان تعداد بازدید 932

فهرست مطالب و صفحات نخست


روانشناسي نوجوانان

مقدمه
دوره نوجواني همزمان است با دوره بلوغ ؛ يكي از بحراني ترين دوره هاي زندگي . در دوره بلوغ ، تغييرات گوناگوني در ابعاد شخصيتي نوجوان رخ مي دهد كه هركدام به نوعي مي تواند بر او اثر بگذارد و حتي گاهي شخصيت او را دگرگون سازد. اين نبشتار ، به برخي از اين جنبه ها اشاره دارد. اما پيش از ورود به اصل بحث ، توجه به چند نكته لازم است :
1ـ بحران بلوغ: فرايند بلوغ يكي از بحراني ترين دوره هاي زندگي هر فرد است . استانلي هال ، (Stanly Hall ) كه به پدر روانشناسي بلوغ معروف است ، اين مرحله را « دوران طوفان و فشار »           مي نامد . نوجوان در اين دوره ، تمايلات و خواهش هاي متضادي دارد . مثلاً با اين كه مي خواهد با دوستان باشد ، به تنهايي نيز علاقمند است . (1)
روسو دوره بلوغ را تولد مجدد مي داند . او مي گويد : وقتي فرد به دوره بلوغ مي رسد مثل اين است كه فرد ديگري با خصوصيات بدني و رواني متفاوتي در وي به وجود آمده است. (2)
در هفت سال سوم زندگي كه دوران بلوغ و جواني است ، تحولات سريعي در جسم و جان نوجوان پديدار مي گردد و در مدت كوتاهي اندام و افكارش به كلي تغيير مي كند .(3) دوره نوجواني و بلوغ به سنين بين 12 تا 18 سالگي اطلاق مي شود. اين دوره يكي از بحراني ترين دوره هاست. گاهي گذشتن از مرز كودكي و رسيدن به قلمرو بلوغ با نابساماني هاي فراواني همراه است. در اين دوره ، نوجوان نه ديگر كودك به حساب مي آيد و نه هنوز به درستي بالغ گرديده است. وي در مرز بين اين دو مرحله (كودكي و بزرگسالي ) قرار مي گيرد و با فشارها و انتظارات خاص هر دوره روبه رو مي شود ؛ از سويي ، اگر كار كودكانه بكند او را ملامت مي كنند كه بزرگ شده است و اين كار در شأن او نيست و از سوي ديگر ، معمولاً با او مانند بزرگسالان رفتار نمي شود . در زندگي ، نقش كودك و بزرگسال ، هركدام مشخص است و مي دانند چه كاري بايد انجام دهند ، ولي نوجوان در وضع روحي مبهم و پيچيده اي به سر مي برد ؛ او به درستي نمي دانند چه بايد بكند.
2ـ تعريف بلوغ و نوجواني :  
كلمه «بلوغ» يا (Puberty ) ممكن است به چند صورت تعريف شود :
الف ) بلوغ جنسي : بلوغ به اين معنا يعني رسيدن به سن توليد مثل و شهوت جنسي كه سنين آن در بين ملل و افراد گوناگون بر حسب نژاد ، مناطق جغرافيايي و آب و هوايي متفاوت است و معمولاً بين سنين 12ـ18 سالگي واقع مي شود.
ب ) بلوغ جسمي (فيزيولوژيك) : بلوغ به اين معنا همان آخرين حد رشد اندام ها است كه زمان آن از يك سو ، به نژاد فرد بستگي دارد و از سوي ديگر ، به قوانين رشد و نمو هريك از اعضا . در اين زمينه، تنكرد شناسان (فيزيولوژيست ها ) و روان شناسان به اين نتيجه رسيده اند كه اندام هاي انسان تا پنج سال اول زندگي به طور سريع رشد مي كند و سپس رشد آن تا سنين        12 ـ 13 سالگي به كندي                  مي گرايد ، در دوره نوجواني سرعت رشد دوباره افزايش مي يابد و در فواصل بين 18ـ25 سالگي جسم به حد كمال خود مي رسد و رشدش نيز متوقف مي گردد . لازم به ذكر است كه تمام قسمت هاي بدن در دوره رشد به يك ميزان رشد نمي كند ، بلكه بعضي از اعضا رشد بيشتري دارند، چنانچه مشهور است كه    « نوجوان شلوارش يك سال زودتر از كتش كوچك مي شود . »
ج) بلوغ شرعي : سن تكليف در كشور هاي گوناگون براساس اعتقاداتي كه دارند فرق مي كند ؛ مثلاً اسلام سن 9 سالگي را براي دختران و 15 سال را براي پسران سن بلوغ مي داند .(4) البته بعضي از فرق اسلامي در سن بلوغ با شيعه فرق دارند ؛ مثلاً فقه حنفي براي دختر سن 17 سالگي و براي پسر سن 18 و 19 سالگي را سن بلوغ مي داند و فقه مالكي بلوغ را وابسته به سن نمي داند .
د) بلوغ عرفي (سن قانوني ) : قوانين مدني كشورها اغلب دو يا سه سال ديرتر از دستورات شرعي نوجوانان را بالغ و مسئول رفتار خود مي داند.
هـ) بلوغ رواني (بلوغ شخصيت): بلوغ رواني داراي جنبه هاي گوناگوني از قبيل پختگي ، هوش ، درك مفاهيم اخلاقي ، نقطه اوج حافظه ، كمال اراده ، انفعالات و ساير خصوصيات ذهني است كه در صورت هماهنگي ، تعادل فرد را به وجود مي آورد و در صورت ناهماهنگي ، موجب رفتار غير عادي يا بي تعادلي رواني مي شود .
با توجه به تعاريف ارائه شده ، بلوغ داراي معاني متفاوتي است ، اما منظور روانشناسان از آن ، بيشتر تغييرات بدني ( جسمي و جنسي ) مي باشد ؛ آنان مراد خود را از ديگر موارد بلوغ با پسوند  مي آورند ؛ مثل بلوغ رواني ، بلوغ شرعي و بلوغ عرفي و …
3ـ نوجواني :
اصطلاح «نوجواني» (Adolesence ) در مقايسه با كلمه « بلوغ» معناي وسيع تري دارد و دوران مهمي از زندگي انسان را شامل مي شود . سنين بين 12 ـ 18 سالگي ، كه سنين نوجواني است ، خود به سه قسم مي شود :
الف. اهميت نوجواني از ديدگاه دانشمندان : افلاطون اين دوره را دوره شراب زدگي روان مي داند كه احساسات و عواطف بر افكار فرد چيره مي شود .
روسو مي گويد : نوجواني تولد ثانوي است . استانلي هال معتقد است ، نوجواني دوره طوفان و فشار بوده و نوجواني يك جهش ناگهاني است.
كورت لوين آلماني هم اعتقاد دارد كه كودك و بزرگسال ، هركدام يك نوبت ، باركودكي و بزرگسالي را بر دوش مي كشند ، ولي نوجوان مجبور است يكجا بار هر دو را بر دوش بكشد ، زيرا متعلق به هردو
مي باشد. (5)
ب. اهميت نوجواني از نظر اسلام : اسلام اين موضوع را از دو جنبه مثبت و منفي مد نظر قرار داده است : در جنبه مثبت ، به نظر اسلام ، نوجواني دوره قوت و توانايي است كه در بين دو دوره ضعف و ناتواني ( كودكي و پيري ) قرار گرفته : « الله الذي خلقكم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه ثم جعل من بعد قوه ضعفا و شيبه يخلق ما يشاء و هو العليم القدير .» ( روم 54)
اولياي اسلام نيز نوجواني را يكي از نعمت هاي پر ارج الهي و از سرمايه هاي بزرگ سعادت در زندگي بشر شناخته اند :
ـ قال رسول الله صلي الله عليه و آله : « اوصيكم بالشبان خيراً فانهم ارق افنده ان الله بعثني بشيرا و نذيرا فحالفني الشبان و خالفني الشيوخ . » (6)
ـ قال علي عليه السلام : « شيئان لا يعرف فضلهما الا من فقدهما الشباب و العافيه .» (7)
در جنبه منفي ، اولياي الهي از اين دوره به دوره جنون و مستي تعبير كرده اند :
ـ قال رسول الله صلي الله عليه و آله : « الشباب شعبه من الجنون .» (8)
ـ قال علي عليه السلام : « اصناف السكر اربعه : سكر الشباب ، سكرالمال ، سكرالنوم و سكرالملك.»(9)
جنبه هاي مهم شخصيت جوان
دوره نوجواني از مهم ترين و حساس ترين دوره هاي زندگي انسان به شمار مي رود ؛ زيرا در اين دوران به دنبال يافتن هويت خويش ، در مسير شكل دادن به شخصيتي متكي به خود گام بر مي دارد. سؤالات متعددي نيز در ذهن نوجوان نقش مي بندند كه چنانچه نتواند پاسخي مناسب براي آن ها بيابد ، چه بسا ممكن است شخصيتي متزلزل و احياناً دو گانه پيدا كند . بنابر اين ، شناخت جنبه هاي مهم جسماني ، رواني ، اجتماعي ، عقلاني و اخلاقي نوجوانان اين توانايي را به نوجوان و اطرافيان او مي دهد تا شيوه صحيح برخورد با تغييرات جسمي ـ رواني به وجود آمده را بدانند و تا حدي از بروز ناسازگاري هاي خاص اين دوران جلوگيري نمايند. اين مقاله ، نيم نگاهي به جنبه هاي مهم شخصيت نوجوانان انداخته است .

 ويژگي هاي مهم نوجوان
1ـ بلوغ يا رشد جسمي
يكي از جنبه هاي مهم و مؤثر در شخصيت نوجوان بلوغ است . در زمينه تحول بلوغ ، دو جريان فكري وجود دارد :
گزل (Gesel) مي گويد : بلوغ رشد مداوم و پيوسته اي است كه از كودكي شروع و بدون انقطاع ادامه مي يابد كه گاهي سريع و گاهي كند است و نمي توان بريا آن خصوصيات و ساختمان معيني ذكر كرد و آن را داراي مراحلي دانست.
پياژه (Piaget ) و والون (Wallon ) معتقدند : رشد متشكل از مراحل و دوره هاي متفاوتي است و هر مرحله فرايند بلوغ يكي از بحراني ترين ساخت ذهني مربوط به خود را دارد و به دليل همين ساخت ، هر مرحله از ساير مراحل جدا و مجزا است ؛ مثلاً ، دوره نوجواني دوره آشوب دروني و انقلاب شخصيتي است ، در حالي كه دوره كودكي دوره آرامش و سكون است و رشد آن ، آهنگ يكنواختي دارد . دوران بلوغ كه با بحران مواجه مي شود ، تغييراتي در كل شخصيت فرد ايجاد مي كند.(10)
در آغاز نوجواني ، كودكان بيشتر به دوره سريعي از رشد جسماني (جهش) گام مي گذارند و صفات ثانويه جنسي در آن ها بروز مي كند . اين تغييرات در دوره اي تقريباً دو ساله رخ مي دهد و با بلوغ جنسي به اوج خود مي رسد . نشانه بلوغ شروع قاعدگي در دختران و احتلام در پسران مي باشد كه معمولاً در دختران از سن 9 ـ 12 سالگي و در پسران دو سال دير تر ظهور مي يابد . تا سنين 11 سالگي متوسط قد و وزن دختر و پسر يكسان است و از آن پس دختران پيشي مي گيرند و پس از دو سال ، پسران جلو                مي افتند و تا آخر عمر اين روند ادامه دارد . البته تفاوت هاي فردي را نبايد از نظر دور داشت ، چه بسا بعضي از پسران زودتر از دختران بالغ شوند . آب و هوا و مناطق جغرافيايي و نوع تغذيه در سرعت بلوغ اثر مي گذارد.
انواع تغييراتي كه با شروع دوره نوجواني رخ مي دهد ، عبارت است از :
الف ـ  تغيير در اندازه بدن : در دوران 3 تا 4 ساله بلوغ ، قريب 20 ـ 30 كيلوگرم به وزن و 20ـ30 سانتي متر به قد نوجوان اضافه مي گردد . در اين دوران به طور كلي ، هم اعضاي بيروني متحول و دست
خوش تغيير مي گردد و هم اعضاي دروني .
ب ـ رشد صفات اوليه جنسي : اندام هاي جنسي كه وظيفه توليد مثل را بر عهده دارند ، در اين دوران رشد مي كنند. اين تغييرات بر اثر فعاليت غدد هيپوفيز ، آدرنال ( فوق كليوي ) و غدد جنسي به               وجود  مي آيد.
ج ـ  رشد صفات ثانويه جنسي : از هنگام بلوغ تفاوت هاي دختر و پسر كاملاً آشكار مي گردد و هر قدر بلوغ بيشتر پيشرفت كند ، اين تفاوت ها بيشتر مي شود . اين صفات عبارتند از : رشد عمومي مو در بدن ، تغييرات پوستي ، فعاليت بيشتر غدد چربي ، تغييرات صدا كه به صورت صداي زير در دختران و صداي بم در پسران ظاهر مي گردد.
به طور خلاصه مي توان گفت : نوجوان ، چه بخواهد و چه نخواهد ، اين تغييرات در بدن او رخ مي دهد كه هركدام به نوبه خود ، شخصيت او را متاثر مي كند . هرگونه برداشت غلط و اطلاع نادرست و ناقص از اين تغييرات مي تواند ضربات جبران ناپذير را بر نوجوان وارد سازد . بنابر اين ، والدين موظف اند كودكان خود را از وجود اين گونه تغييرات آگاه كنند.
دبس (Debesse) مي گويد: مادر بايد دختر خود را از وقوع عادات ماهيانه مطلع سازد. نبايد صبر كند تا او به طور معمول ، به سن عادت ماهيانه برسد و از اين مرحله اطلاعات روشني نداشته باشد. (11)
والون (Wallon) مي گويد : والدين موظف اند پسران را نيز براي ظهور آثار ناشي از بلوغ مهيا سازند . جواني كه اطلاع بلي از تحول بلوغ نداشته باشد و تنها شايعات و كنايات مبهمي در اين باره شنيده باشد نه تنها آشفته و پريشان مي گردد ، بلكه غالباً وحشت مي كند . گاهي سكوت والدين در اين موارد ، منجر به سلب اعتماد و اطمينان نوجوانان از والدين مي شود و براي كسب اطلاع ، سراغ منابع اطلاعاتي ناقص         ( دوستان و كتاب ها ) مي رود كه گاهي او را با مشكلات جسمي و رواني مواجه مي كنند. (12)
روان شناسي خطرهاي بلوغ
الف ـ خود پنداري نامساعد : معمولاً نوجوانان اين دوره را با خود پنداري نامساعد سپري مي كنند ؛ زيرا نسبت به خود ، نظر مثبت دارند ، ولي به دليل آن كه محيط اجتماعي با آن ها برخورد مناسب ندارند ، آن ها را تحقير مي كند و مرتب تغييرات بدني شان را به تمسخر مي گيرد ، نوجوانان از هرگونه تشويق و تمجيدي محروم مي شوند و اين به تدريج ، سبب لطمه ديدن آن ها و خود پنداري شان مي شود و در اين صورت ، نسبت به خود نظر منفي پيدا مي كنند و عزت نفس خود را از دست مي دهند .
ب ـ شكست و ناكامي : رشد سريع بدني در دوره نوجواني با كمبود نيرو همراه مي شود كه در نتيجه به كاهش ميزان كار و پيدايش ملالت و خستگي نسبت به هرگونه فعاليت كه مستلزم تلاش است ، منجر خواهد شد.
ج ـ آماده نبودن براي تغييرات بلوغ : كمتر نوجواني است كه تغييرات دوران بلوغ را از قبل شناخته باشد و چون اطلاع ندارد و يا از نظر روان شناختي آماده اين تغييرات نيست ، ممكن است ضربه ببيند و گرايش هاي نامساعدي نسبت به اين گونه تغييرات پيدا كند . دليل اين موضوع گاهي مربوط به والدين است و گاهي مربوط به مدرسه كه سؤال از اين مسائل را براي نوجوان قبيح مي دانند . متأسفانه حتي گاهي مربيان بهداشت نيز توجهي به اين مسائل ندارند.
د ـ انحراف در نضج و نمو جنسي : ممكن است بلوغ به شكل زودرس و يا ديررس ظاهر شود كه در هر دو صورت ، موجب نگراني و ناراحتي نوجوان مي شود ؛ زيرا به پذيرش اجتماعي او لطمه مي زند و منجر به طرد يا كناره گيري او از هم سالان مي گردد. (13)
تغييرات همگاني دوران بلوغ
الف)  انزوا طلبي : نوجوان با رسيدن به بلوغ ، از خانواده و همسالان منزوي مي شود و بيشتر اوقات با آن ها نزاع دارد و به اين مي انديشد كه چرا اطرافيان او را درك نمي كنند.
ب ) خستگي و ملامت : نوجوان از مدرسه و فعاليت هاي اجتماعي و زندگي ـ به طور كلي ـ خسته و ملول مي شود و در نتيجه ، تا مي تواند كم كاري مي كند ؛ مثلاً بعضي از آن ها مي گويند : ذهنم نمي كشد درس بخوانم .
ج ) تعارض و ستيزه جويي اجتماعي : نوجوان غالباً ناهمكار ، ناموافق و متعارض يا ستيزه جو مي شود و به تدريج ، با پيشرفت بلوغ ، اين حالت كاهش مي يابد و نوجوان به دوستي و همكاري و آزاد منشي علاقه مند مي گردد.
د )احساسات تند و بدخلقي : قهر ، خشم ، ميل به فرياد زدن و مانند آن از خصايص اين دوره است . نوجواني با غم ، اضطراب و زودرنجي همراه است و نوجوان با بهانه هاي كوچكي مثل نوع غذا ، ساعت خواب و نحوه رفتار ديگران پرخاشگري مي كند و فرياد مي زند .
هـ ) فقدان اعتماد به نفس : در حال بلوغ ، نوجوان اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد ، نسبت به خود بي اعتماد مي شود و از شكست مي ترسد . دليل اين موضوع ضعف مقاومت بدن و انتقاد مدام بزرگسالان است. بنابراين ، بيشتر پسران و دختران اين دوره را با ابتلا به عقده حقارت پشت سر                   مي گذارند.
و ) حيا و عفت افراطي : گاهي تغييرات دوران بلوغ سبب مي شود بعضي از نوجوانان حيا و عفت افراطي پيدا كنند ؛ زيرا از اين مي ترسد كه ديگران متوجه تغييرات بدني او شوند و نظر نامساعد نسبت به او پيدا كنند. (14)يكي از علايم علاقه نوجوان به جنس مخالف نيز همين حيا و عفت دانسته شده است كه وقتي به جنس مخالف مي رسد ، سر به زير مي اندازد.
رشد جنسي
در وجود انسان ، دو غريزه جنسي و قدرت وجود دارد كه مهار آن ها نقش مهمي در سعادت بشر دارد. غريزه جنسي جاذبه ي قوي و كشش نيرومندي دارد كه مرد و زن را به سوي ارضا سوق مي دهد . از اين رو از آن به آتش شهوت تعبير شده است .
روابط جنسي در تمام زمان ها مورد گفت و گو و بحث در محافل ديني مي باشد و درباره آن تاكنون نظريات افراطي ، تفريطي و معتدلي ارائه شده است كه هر نظريه طرف داراني دارد و سعادت فرد را در عمل بر طبق آن مي شناسد :
1ـ تفريط گرايي : برخي مسيحيان و پيروان كليسا و برخي از مذاهب و بعضي از علماي اخلاق و فلاسفه در اين دسته اند . آن ها آميزش جنسي را عملي پليد و حيواني مي دانند و از اين رو ، برخي از كشيشان ازدواج نمي نمايند و با سخت گيري غريزه جنسي را سركوب مي كنند. اينان خود را از لذايذ طبيعي محروم مي سازند.
2ـ افراط گرايي : طرف داران آزادي غرايز مثل فرويد و پيروانش در اين زمينه راه افراط رفته اند . نظريه آن ها بر پايه اصالت لذت استوار است و سعادت انسان را در ارضاي بي چون و چرا و بي قيد و شرط غريزه جنسي مي دانند . اين نظريه در غرب ، مفاسد بسياري به بار آورده است . (15)
3ـ اعتدال : اسلام غريزه جنسي را نه خودسرانه و آزاد گذاشته و نه آن را سركوب كرده است ، بلكه براي آن حدودي را در نظر گرفته است . پايه گذاران روش اعتدال در درجه اول پيامبران و امامان عليهم السلام هستند كه هم مردم را به ازدواج تشويق مي كنند تا غريزه جنسي به صورت سالم ارضا شود و هم انسان را از هرگونه لاابالي گري و انحراف جنسي منع مي كنند.
نظريه افراطي فرويد : فرويد به دو غريزه حيات و مرگ قايل بود و در غريزه حيات ، دو غريزه حب ذات و نيروي جنسي را مهم مي دانست . او ساير غرايز را شاخ و برگ اين دو غريزه مي شمرد . وي در سخنانش ، شعاع غريزه جنسي را گسترش داده و مساله جنسيت را ، كه پايه اساسي مكتب اوست، به معناي وسيعي تفسير نموده و در نتيجه ، بسياري از فطريات و غرايز انسان را از مشتقات غريزه جنسي ذكر كرده بود.
فرويد غريزه جنسي را پايه اصلي تمدن فرهنگ مي دانست و تلاش مي كرد مسائل جتمعه شناختي و تاريخي را از اين راه حل نمايد . او مي گفت : غريزه جنسي ، كه در هر كسي وجود دارد ، انسان را تحريك مي كند كه ارضا شود و جواني كه در اجتماع و محيطي زندگي مي كند كه موانعي از قبيل تعاليم مذهبي ، اخلاق و قوانين و آداب و رسوم اجازه ارضاي خودسرانه اين غريزه را به او نمي دهد يا خود او مقيد به رعايت اصول و قوانين است ، در اين صورت ، غرايز او واپس زده شده و وارد ذهن ناهشيارش مي شود. اين غرايز واپس زده روي هم متراكم مي گردد و به تدريج ، موجب بيماريهاي روحي و عصبي مي شود. گاهي اين تعارضات چنان شديد است كه توازن و تعادل فرد را زايل مي گرداند و به صورت بيماري بروز مي كند.
اگرچه برخي از دانشمندان يكي از علل بيماريهاي روحي را ناكامي هاي جنسي و اميال واپس زده شده مي دانند ، ولي فرويد تنها علت بيماري رواني را شكست در اميال جنسي مي شمرد . فرويد گفت: هرگاه پزشكي با بيمار روحي مواجه شود ، به طور حتم ، مي تواند بگويد مشكلي در غريزه جنسي او رخ داده است .
نظريه فرويد به دليل زرق و برقي كه از خود ارائه داده بود و نيز در بستر تفريط كاريهاي پيشين كليسا در زمينه غريزه جنسي در غرب ، به سرعت رواج پيدا كرد.
سعادت از نظر فرويد : فرويد سعادت هركس را در ارضاي آزادانه نيروهاي جنسي خود مي داند و هر چه مانع اين ارضا شود در نظر فرويد مورد تاخت و تاز و انتقاد قرارگرفته است ؛ از جمله مذهب و تمدن كه آن ها را سد راه ارضاي آزاد غريزه جنسي و لذت طلبي مي داند و قايل است كه اين محدوديت به سعادت بشر لطمه مي زند .
او مي گويد : مذهب قدر آزادي را نمي داند ؛ زيرا به موضوع انتخاب لطمه مي زند . وي براي رسيدن به سعادت ، براي همه افراد راه يكساني را پيشنهاد مي كند.
با طرح نظريه جنسي فرويد ، محافل پزشكي و علمي وين سخت تكان خورد ، بشريت كه هزاران سال جنسيت را تحقير ويا انكار كرده بود ، پذيرش اين نظريه برايش فوق العاده دشوارمي نمود . از اين   رو ، در وين جنجالي برپا شد كه به همه اروپا سرايت كرد و پزشكان و روان شناسان در همه حا به خصوص ، پاريس به او تاختند. (16)
منابع نظريه فرويد :
 فرويد نظرات سه نفر را به عنوان منبع نظريه اش بر مي شمرد :
1ـ كروباك         2ـ بروير        3ـ شاركو.
او در كتاب تاريخ نهضت پسيكاناليتيك مي نويسد: اين سه نفر بصيرتي به من بخشيدند . با اين وجود، او مورد مهر اين سه نفر قرار نگرفت ؛ حتي وقتي نظريه جنسيت را مطرح كرد شاركو از فرويد  روي گرداند و برخي از دانشمندان حوزه پاريس مثل ژانه با او درافتادند. البته مخالفت اروپا و اعتراض استادان و شاگردان ، فرويد را از پا در نياورد و بر نظر خود بيشتر پافشاري كرد و با اشتياق به آزمايش و تحقيق ادامه داد. به عنوان مثال ، او عقيده داشت درمان بيماران رواني مستلزم شناخت روحيه و سوابق آن ها بود و اين كار بدون شناخت غرايز و آرزوها و ناكامي ها و خيالات آن ها تحقق نمي يافت . فرويد براي درمان آنها  اين تحقيق ها و آزمايش ها را انجام مي داد.
فرويد مي گفت : ليبيدو ( انرژي رواني ) در دوره بلوغ با شدت كامل در اعضاي جنسي مجتمع مي شود و با شور شدتي بي سابقه بروز مي كند و افراد تمايل بيشتري به جنس مخالف پيدا مي كنند . اين جاست كه اگر چيزي ، اعم از دين و مذهب و آداب و رسوم ، مانع ارضاي آن شود ، اين غريزه جنسي واپس زده شده و به ذهن ناهشيار مي رود كه شايد به صورت كوه آتش فشاني در آيد و ناگاه فوران كند. (17)
چند اشكال بر نظريه فرويد
1ـ برخي از مخالفان فرويد مثل ژانه از علماي حوزه پاريس و شاركو و يونگ مي گويند : چرا فرويد علت اصلي براي بيماريهاي رواني را سركوبي غريزه جنسي قرار داده و از علل مادي ، اقتصادي و اجتماعي موجود در محيط هر شخصي غفلت كرده است و حال آن كه بسياري از بيماريهاي رواني بر اثر همين مشكلات مي باشد . برخي از فقر ديوانه مي شوند كه اين اصلاً منشأ جنسي ندارد و برخي از بيماران رواني با پيدا كردن شغل و كار ، سلامت خود را باز مي يابند كه اين ها هيچ ربطي به غريزه
جنسي ندارد.
2ـ فرويد سعادت هركس را در آزادي بي قيد و شرط ارضاي غريزه جنسي مي دانست و حال آن كه در آمريكا و اروپا آمار نشان مي دهد افرادي كه در پي ارضاي بي قيد و شرط غريزه جنسي بوده اند نه تنها خوشبخت نشده اند ، بلكه بدبخت و سيه رو گرديده اند و در منجلاب فساد سقوط كرده اند.
يك مجله آمريكايي مي نويسد : براي دختران بهشت آزادي خيلي زود به دوزخ تبديل شد… امراض مقاربتي ميان اين گروه ( بي بند و باران جنسي ) در برنامه روزانه قرار دارد. سيفليس و سوزاك به وضع وحشتناكي گسترش يافته است. اين امراض در دو سال اخير ، به شش برابر رسيده است. (18)
3ـ مهم ترين مشكل فرويد اين است كه از تعاليم الهي و انبيا عليهم السلام به دور بوده و با ذهنيات و عقل و هوش بشر خواسته است برنامه اي به جامعه بشري ارائه دهد كه مورد اعتقاد آن ها باشد.
مجله نيوز ويك مي نويسد : رواج جنسي در آمريكا خانواده ها را به وحشت انداخته است. آمار نشان مي دهد تعداد زيادي از دختران زير ده سال حامله مي شوند و چون به نظر پزشكان سقط جنين در اين سن خطراتي از جمله نازايي در بر دارد ، بعضي از آنها دست به خودكشي مي زنند. اختلاط مدارس                 هر روز اين آمار را افزايش مي دهد .
گاهي فرزندان به جاي مدرسه ، به پارك ها و مجالس رقص مي روند. (19)
از ديدگاه وحي و انبيا عليهم السلام بزرگترين عامل سيه روزي و بدبختي بشر هواپرستي و پيروي           بي قيد و شرط از شهوات و تمايلات نفساني است و روايات بسياري به اين مطلب اشاره دارد :
ـ رسول الله صلي الله عليه و آله : بيشترين چيزي كه از آن ها بر امتم مي ترسم هواپرستي و آرزوهاي طولاني است. (20)
ـ علي عليه السلام : هر كه به سوي شهوات بشتابد به سوي آفت ها شتافته است . (21)
ـ علي عليه السلام : حريص بودن نسبت به لذات انسان را گمراه و از لذات دور مي كند. (22)
امام جواد عليه السلام : هر كس از خواهش هاي نفساني اش اطاعت كند دشمنش را به خواسته اش رسانده است. (23)
تمام تلاش انبيا عليهم السلام براي اين بوده كه هواي سركش انسان را مهار كنند . افراط گرايي در لذت جنسي نه تنها انسان را از انسانيت دور مي كند ، بلكه زندگي اجتماعي و مادي او را هم دچار بي نظمي و اختلال مي كند. اما اسلام از طرفي ، عزو بت و واپس زدن غريزه جنسي را محكوم مي كند و از طرف ديگر ، آزادي بي قيد و شرط در ارضاي غريزه جنسي را ، كه مستلزم بي عفتي است ، زيان بخش و ممنوع مي شناسد و بين اين دو روش افراط و تفريط ، ازدواج و كاميابي هاي مشروع را، كه وسيله ارضاي صحيح غريزه جنسي است ، مورد حمايت قانوني و اخلاقي قرار مي دهد و مكرر به اين امر ترغيب و تشويق مي نمايد و راه سعادت بشر را نيز در همين مي داند .
ازدواج راه صحيح ارضاي غرايز جنسي
پس از روشن شدن اين ارضاي غريزه جنسي از هر راهي غلط است . به بهترين راه ارضاي درست آن از نظر روايات معصومين عليهم السلام كه ازدواج مي باشد ،مي پردازيم :
ـ رسول الله صلي الله عليه و آله : بهترين افراد امت من كساني اند كه اهل اختيار كرده اند و بدترين آنها عزب هايند .(24)
ـ رسول الله صلي الله عليه و آله : هر كه فطرت مرا دوست دارد ، به شيوه من عمل كند و از جمله شيوه من ازدواج است. (25)
ـ از نشانه هاي او اين است كه از جنس خودتان همسراني برايتان قرار داد تا به سوي آن ها آرامش يابيد و ميانتان محبت و مهرباني قرار داد. (26)
ـ رسول الله صلي الله عليه و آله : اي جوانان ، هريك از شما كه توانايي جنسي دارد ، ازدواج كند كه آن موجب محفوظ ماندن چشم و پاك تر ماندن عورت است. (27)
ـ رسول الله صلي الله عليه و آله : هيچ بنايي در اسلام نزد خداوند دوست داشتني تر و عزيز تر از ازدواج نيست . (28)
امام رضا( ع) : زني از ابوجعفر سؤالي كرد و سپس گفت : من متبتله هستم . پرسيدند : به نظر تو تبتل چيست ؟ گفت : مي خواهم هرگز ازدواج نكنم. سؤال كردند : چرا؟ گفت : به اين وسيله  مي خواهم داراي فضيلتي شوم. فرمودند : از اين كار دست بكش كه اگر در آن فضيلتي بود ، حضرت فاطمه (س) به انجامش سزاوارتر از تو بود ؛ زيرا هيچ كس نيست كه در كسب فضيلت از او پيشي بگيرد. (29)
ـ ابي عبدالله عليه السلام : پيامبر خدا فرمودند : هر كه ازدواج كند ، نيمي از دينش را محافظت
كرده است. (30)
ـ امام صادق عليه السلام : دو ركعت نماز كه متزوج بگزارد برتر از هفتاد ركعت است كه عزب
بگذارد. (31)
2ـ رشد شناختي در نوجوان
رشد شناختي انسان از دو طريق ارثي و اكتسابي صورت مي گيرد ؛ يعني بايد هم زمينه هاي ارثي در فرد باشد و هم محيطي تا او رشد يابد . در روايات نيز به اين دو اشاره شده است :
ـ علي عليه السلام : عقل دو قسم است : عقل ذاتي و عقل اكتسابي ؛ عقل اكتسابي فايده أي نمي بخشد  اگر عقل ذاتي موجود نباشد ؛ همان گونه كه در صورت موجود نبودن نور چشم ، نور خورشيد سودي             نمي دهد . (32)
ـ علي عليه السلام : عقل بر دو گونه است : عقل ذاتي و عقل تجربي و هر دو منجر به سود
مي شوند . (33)
پياژه ، روان شناس معروف سوئيسي ، مطالعات تجربي ارزشمندي انجام داده و به اين نتيجه رسيده كه پايان سن 14ـ 15 سالگي آخرين حد تكميل ساختمان هاي ذهني است و از آن پس ، هيچ ساختمان جديدي در ذهن بنا نمي شود و امتياز بزرگسال و نوجوان تنها به كم و بيش بودن تجارب است .
در دوره قبل از نوجواني ، ساخت ذهني كودك قادر بود كه به صورت عيني و در حد محدودي بر اساس عمليات منطقي عمل كند ، ولي نوجواني كه دوره استقرار هوش انتزاعي است ، واقعيات به صورت بارز تر و آسان تر در معرض عمليات ذهني قرار مي گيرند . در اين دوره نوجوان به واقعيات محدود تكيه نمي كند  بلكه به آن چه نيز در سطح ممكن هست فكر مي كند و لذا تا حد زيادي حوزه عمليات ذهني او وسعت        مي يابد . خصوصيات اجمالي اين دوره را به اختصار يادآور مي شويم.(34)
مهم ترين ويژگي هاي رشد شناختي ـ عقلي نوجوان
1ـ پيدايش هوش نظري (تفكر انتزاعي) : پياژه در اين زمينه مي گويد : كودكان غالباً مشاهده كنندگان جهان خارجي هستند و در قيد واقعيت محصورند (تفكر حسي ـ حركتي ) و تفكر آن ها وابسته به اشياي خارجي است. ولي نوجوان قدرت ذهني فوق العاده اي پيدا مي كند كه او را از قيد واقعيت هاي خارجي رها مي سازد و او را به عالم ذهني و دروني خود متوجه مي گرداند . نوجواني دوره تفكر انتزاعي است ، « من» او آن قدر قوي است كه مي تواند دنيا را از نو بنا كند و چنان بزرگ است كه مي تواند آن را جزئي از خود كند ؛ همان گونه كه حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: « اتزعم انك جرم صغير و فيك انطوي العالم الاكبر».(35)
بر اساس همين تفكر انتزاعي ، بعضي از نوجوانان خوب مي نويسند و وقايع را دقيق مجسم مي كنند و بعضي خوب سخنوري مي كنند و مفاهيم را در قالب هاي متعدد بيان مي نمايند.
توانايي هاي ذهني نوجوانان :
الف ـ عمليات فرضي :  استنتاجي : در اين دوره ، فرضيه مي تواند اساس و پايه يك عمل ذهني قرار گيرد ؛  مثلاً ، اگر به كودكي بگوييم ده مداد يك متري هركدام ده تومان ، نمي تواند بپذيرد ؛ چون اين را
 منطبق بر واقعيت نمي بيند ، ولي نوجوان اين مطلب را بر اساس فرض مي پذيرد .
ب ـ منطق قضايا : در اين دوره ، نوجوان قضاياي منطقي را مي تواند به خوبي درك كند ؛ مثلاً ، اگر بگوييم تمام گنجشك ها پرنده اند . تمام پرندگان حيوان اند . پس تمام گنجشك ها حيوان اند. اين استدلال به خوبي براي نوجوانان قابل درك و پذيرش است.
ج ـ جدا شدن شكل از محتوا : بر خلاف كودكي ، كه مرحله تفكر انضمامي (انضمام با اشيا) بود، نوجوان مي تواند شكل را بدون محتوا در نظر بگيرد.
د ـ عمليات تركيبي : اين توانايي به نوجوان پايه استدلال علمي را مي دهد ، به گونه اي كه نوجوان با استفاده از قدرت ذهن مي تواند نظام معيني را با تركيب ساير توانايي هاي ذهني در خود به وجود آورد و حداكثر امكانات ذهني خود را به كار بگيرد. (36)
2ـ ظهور استعدادها :  در نوجواني ، با افزايش سن ، استعدادها نيز بيشتر اختصاصي مي شود ، در حالي كه در كودكي بيشتر عمومي بود ، مثلاً ، اگر دانش آموز سوم ابتدايي در درس فارسي قوي باشد معمولاً ( نه هميشه ) در ساير دروس هم نمره خوبي كسب مي كند ، بر خلاف نوجوان كه ارتباط متقابلي بين دروس او ديده نمي شود و هر نوجواني در درسي ممكن است موفقيتي كسب كند . يكي از اهداف روان شناسي تربيتي كشف همين استعدادها و كمك به نوجوانان است تا استعدادهاي نهان خود را بيابند و شكوفا كنند ؛ مثل بچه اي كه  ( چه بسا به اجبار والدين) رشته ي رياضي را انتخاب كرده ولي دائم در فكر كارهاي هنري است كه اين نشان دهنده ي استعداد هنري اوست.
 


منابع :


30ـ محمدبن يعقوب كليني ، كافي ، ج 5 ، ص 329.


31ـ شيخ حر عاملي ، وسائل ، ج 5 ، ص 1.

32ـ ملامحسن فيض كاشاني ، عين اليقين ، ص 243.

33ـ محمد باقر مجلسي ، پيشين ، ج 78 ، ص 6.

34ـ روان شناسي تربيتي ، ص 151.

35ـ ديوان حضرت علي عليه السلام ، ترجمه مصطفي زماني .

36ـ محمدرضا شرفي ، مراحل رشد و تحول انسان ، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1368 ، ص 154.

37ـ استاد مرتضي مطهري ، عدل الهي ، ص 7.

38ـ شك وترديد انسان ملاكي براي عقل اوست . ( غررالحكم ، ص 474)

39ـ روان شناسي رشد ، ج 2 ، دفتر همكاري حوزه و دانشگاه ، ص 782.

40ـ الولد سيد سبع سنين و عبد سبع سنين و وزير سبع سنين ، طبرسي ، حسن بن فضل ،                           مكارم الاخلاق ، قم ، رضي ، 1371 ، ص 115 .

41ـ محمدبن يعقوب كليني ، روضه كافي ، ص 93 .

42و43 ـ هاريس ، مشكلات روحي جوانان ، ص 73 /ص 62.

44ـ غررالحكم ص 677.

45ـ نهج البلاغه ، شرح ابن ابي الحديد ، دارالحياء الكتب العربيه ، 1404 ق، ج20، كلمه 937 ، ص 343.

46ـ محمدرضا شرفي ، مراحل رشد و تحول ، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي ، 1371، ص 158.

47ـ علي فتحي آشتياني ، پيشين.

48 و 49 ـ علي اكبر شعاري نژاد ، پيشين ، ص 756.

50 ـ محمد تقي فلسفي ، پيشين ، ص 197 و روان شناسي رشد 2، شعاري نژاد.

51 ـ علي اكبر شعاري نژاد ، پيشين ، ص 77.

52 ـ (غررالحكم ، ص 212)

53 ـ علي اكبر شعاري نژاد ، پيشين ، ص 118.

54 ـ محمد علي احمد وند ، روان شناسي كودكي و نوجواني ، دانشگاه پيام نور ، 1376.

55 ـ علي اكبر شعاري نژاد ، پيشين ، ص 91.

56 و 57 و 58 و 59 ـ علي فتحي آشتياني ، پيشين.

 

طراحی سایت : سایت سازان