میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

مقاله روانشناسي شخصیت


کد محصول : 10001984 نوع فایل : word تعداد صفحات : 32 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 955

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d1984

فهرست مطالب و صفحات نخست


روانشناسي شخصیت

نگاه اجمالی
«شخصیت» یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط میشود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر میشود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را میتوان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.   
از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط میشود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونههای شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش میدهد. در حالی که برخی تجربهها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.
شخصیت از دیدگاه مردم
واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر میشود مثلا وقتی گفته نمیشود «او با شخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که میتواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر میشود، سعی بر این است که به افراد مهارتهای اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بیشخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگیهای منفی» است که البته به هم دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد، اما در جهت منفی.   
در اجتماع گاهی به جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت میشود که هر یک ویژگیهایی را میرسانند و گاهی از کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده میشود مثلا وقتی گفته میشود«او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهرههای مشهور و صاحب صلاحیت «علمی ، اخلاقی یا سیاسی» بکار میرود نظیر «شخصیت سیاسی ، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …
شخصیت از دیدگاه روانشناسی
دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» است در روانشناسی افراد به گروههای «با شخصیت و بیشخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمیشوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به«شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریههای متعددی از جمله : «نظریه روانکاوی کلاسیک (Classical Psychoanaly Theory) ، نظریه روانکاوی نوین (Neopsychoanalytic Theory) ، نظریه انسان گرایی (Humanistis Theory) ، نظریه شناختی (Cognitive Theory) ، نظریه یادگیری اجتماعی (Social-learning Theory) و … » در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.
ماهیت شخصیت و انسان
یکی از جنبههای با اهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریههای شخصیت» منعکس شده است برداشت یا تصوری است که از ماهیت «انسان و شخصیت او» ارائه شده است (یا میشود). این سوالها با ویژگی اصلی انسان ارتباط میکنند و همه مردم (شاعر ، هنرمند ، فیلسوف ، تاجر ، فروشنده و …) همواره به روش به این سوالها پاسخ میدهند؛ بطوری که میتوانیم بازتاب همه جانبه آنها را در «کتابها ، تابلوهای نقاشی ، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه پردازان این حوزه نیز از آن مستثنی نیستند. این موضوعات را میتوان در جدول زیر خلاصه کرد.   
   
اراده آزاد یا جبرگرایی؟    آیا انسان آگاهانه اعمال خود را جهت می دهد یا بوسیله نیروهای دیگری کنترل میشود؟
وراثت یا محیط؟    آیا انسان بیشتر تحت تأثیر وراثت است یا تحت تأثیر محیط؟
گذشته یا حال؟    آیا شخصیت انسان وقایع و اتفاقات اوائل زندگی شکل میگیرد یا اینکه تحت تأثیر تجربههای دوران بزرگسالی قرار دارد؟

بیهمتایی یا جهان شمولی؟    آیا شخصیت هر انسان بیهمتاست یا اینکه شخصیت دارای الگوهای کلی خاصی است که با شخصیت بسیاری از افراد انطباق دارد؟
تعادل جویی یا رشد؟    آیا انسان فقط برای حفظ تعادل و توازن رفتاری را انجام میدهد یا او بخاطر میل به رشد و تکامل رفتار را انجام میدهد؟

خوش بینی یا بد بینی؟    آیا انسان اساسا موجودی خوب است یا بد؟
نقش وراثت زیستی در رشد شخصیت
وراثت به منزله مواد خام شخصیت است. این مواد به اشکال مختلف شکل میپذیرند. بعضی از همانندیهای موجود در شخصیت و فرهنگ انسان ناشی از وراثت است، مثلا هر گروه انسانی ، مجموعه نیازها و قابلیتهای زیستی مشترک و یکسانی به ارث میبرد. این نیازها ، شامل اکسیژن ، غذا ، آب ، استراحت ، فعالیت ، خواب ، پرهیز از شرایط هولناک و اجتناب از درد و نظایر آن است.
اهمیت محیط طبیعی در رشد شخصیت
محیط طبیعی نیز بر شخصیت تأثیر میگذارد، زیرا افراد تا حد وسیعی سطح کارآیی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری است، از محیط میگیرد واقعیت امر این است که در هر محیط طبیعی ، انواع مختلف شخصیت و فرهنگ ، و در محیطهای طبیعی کاملاً متفاوت ، فرهنگهای مشابهی ملاحظه میشوند.
رابطه فرهنگ و شخصیت
بعضی از تجربههای فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک است. از تجربههای اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعه معین ، یک صورت بندی ویژه شخصیتی پدید میآید که شاخص و معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه است و اصطلاحا شخصیت نمایی (Modal Personality) یا شخصیت اساسی (Basic Personality) یا رفتار اجتماعی (خوی اجتماعی) (Social Character) خوانده میشود. این مفاهیم به ویژگیهای فرهنگی مشترکی که همه اعضای یک جامعه در آنها سهیماند، اشاره میکنند.
نقش تجربه گروهی در رشد شخصیت افراد
کودک نوزاد به صورت یک ارگانیسم به دنیا میآید. با اخذ و کسب مجموعهای از نگرشها و ارزشها ، تمایلات و بیزاریها ، هدفها و مقاصد ، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی است، به تدریج یک موجود انسانی مبدل میشود. همه این ویژگیها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن بدست میآورد. این فراگرد ، یادگیری او را از حالت حیوانی به شخصیت انسانی تغییر میدهد. به عبارت دقیقتر ، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی شدن ، هنجارهای گروههای خود را میآموزد تا اینکه یک خود مشخص که او را بیهمتا میسازد، پدید میآید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود ، مهمترین فراگرد در رشد شخصیت به شمار میرود.
اهمیت تجارب شخصی در رشد شخصیت
چرا کودکانی که در یک خانواده پرورش مییابند، حتی اگر تجربههای یکسانی هم داشته باشند، با یکدیگر متفاوتاند؟ نکته مهم این است که آنان تجربههای یکسانی نداشته ، بلکه در معرض تجربههای اجتماعی از برخی جهات مشابه و از برخی جهات نامشابه قرار گرفتهاند. تجربه هرکس بیهمتاست. بدین معنا که هیچ کس دیگر بطور کامل ، نظیر آن تجربه را ندارد. یادداشت دقیق تجربههای روزانه کودکان یک خانواده میتواند گوناگونی تجربههای آنان را به خوبی آشکار سازد. هر کودک اولاً ، وراثت زیستی بیهمتایی دارد که کسی دیگر عینا نظیر آن را ندارد، ثانیاً ، از مجموعه بیهمتای تجربههای زندگی برخوردار است که باز ، کسی دیگر ، عینا از آن برخوردار نیست.    

بازيهاي كامپيوتري كودكان را مي توان كنترل كرد
بسياري از متخصصين معتقدند كه بهتر است كودكان زير 3 سال اصلا با كامپيوتر و بازيهاي ويديويي آشنا نشوند و تا آنجا كه ممكن است با اسباب بازي هاي قابل لمس و واقعي مثل لگو و خانه سازي و ... سرگرم شوند
بعبارت ديگر اسباب بازيهاي انتزاعي براي اين سن مناسب نيست . اما اگر كودك زير 5 سال شما قبلا دسترسي به اين بازيها پيدا كرده است و اين امر بعنوان عادتي براي او در امده است ، بايد هم اكنون به فكر شروع قانون و تعيين حدود براي بكارگيري اين بازي ها باشيد .
ابتداد بايد فهميد كه چقدر او بازي كامپيوتري انجام مي دهد و در بقيه زمان آزادش چه كارهايي مي كند .
اغلب متخصصان رشد كودك پيشنهاد مي كنند كه مجموع زمان استفاده از صفحه نمايشگر _ كه شامل صفحه تلويزيون ، تماشاي فيلم ويديو و كارتون ، جستو جو در اينترنت ( براي كودكان بزرگتر ) و بازيهاي ويديوئي مي شود _ بايد بين يك ساعت تا حداكثر دو ساعت در روز تعيين شود
اگر كودك شما 45 دقيقه در روز ، بازي كامپيوتري دارد و بعد يك برنامه تلويزيوني مي بيند و مدتي را هم مشغول فعاليت فيزيكي و جست و خيز است ، عملا جاي نگراني نيست . ولي اگر ساعت ها جلوي كامصيوتر باشد و به دسته بازي بچسبد ، يعني بيش از حد مشغول بازي كامپيوتري است .
اين چند پيشنهاد را براي به كنترل درآوردن مدت بازي كامپيوتري او طرح مي كنيم
قبل از ارائه بازي كامپيوتري يك محدوديت زماني مشخص را به كودك اطلاع دهيد . براي كودكان در اين محدوده سني مي توانيد از ساعتهاي زمان دار كه معمولا در آشپزخانه ها بكار مي رود ، استفاده كنيد . مثلا به او بگوييد تا اين ساعت زنگ بزند مي تواني بازي كني و عدد آن را براي مثال روي 30 دقيقه قرار دهيد . وقت بازي كه به سر آمد اگر كودك به قانون اهميت داد او را تشويق كنيد و براي تمام كردن بموقع بازي پاداش دهيد .ولي اگر زمان را نديده گرفت يا براي زمان بيشتري وارد چانه زني شد ، به آرامي قوانين بازي را به او توضيح دهيد . اگر مخالفت ادامه داشت مي توانيد بازي با كامپيوتر را به عنوام نتيجه قانون شكني ، براي مدت محددي متوقف كنيد ، مثلا زمان بازي فرداي كودك را بگيريد
براي اين اعتراص كودك كه " الان من وسط بازي ام . اينجا جاي خيلي حساس بازي است و .. " راه حلي بينديشيد . اعلب بازيه هاي كامپيوتري ، قابليت ذخيره سازي بازي را دارند . بنابراين ، بدون خراب شدن بازي، كودك قادر است وسط بازي هم، همه چيز را دست نخورده براي نوبت بعدي ذخيره كند . شايد لازم باشد كه اين ذخيره سازي را به او ياد بدهيد
چند سرگرمي ديگر براي وقتي كه "زمان بازي تمام شده است " براي كودك در نظر بگيريد . مثل كمك در آشپزي به مامام يا كتاب خواندن با بابا يا مامان ، نقاشي كشيدن و ...اين كار به انحراف توجه او از ابزي كمك مي كند و راحت تر دست از كامپيوتر مي كشد
به او بگوييد قبل از بازي كامپيوتري بايد همه كارهايش مثل جمع كردن اتاق و اسباب بازيهايش را انجام داده باشد . يا مثلا قبل از برنامه تلويزيون مورد علاقه بايد اين كارها انجام شده باشد
از قرار دادن كامپيوتر در اتاق كودك و هرجائي كه او بتواند دور از چشم شما به بازي مشغول شود ، خودداري كنيد . بطور كلي بهتر است كه كامپيوتر در محلي كه جنبه عمومي تر دارد مثل اتاق نشمين قرار داده شود و جلوي آن نيز امكان نشستن براي دو تا سه نفر فراهم آيد تا هم كاربرد اين وسيله زير نظر باشد و هم بعنوان يك وسيله، به اجتماعي شدن كودك كمك كند
عده اي معتقدند كه كامپيوتر باعث ايزوله شدن كاربر و ايجاد بيماريهايي مثل چاقي و تغيير يافت اسكلت بدن ( قوز، انحراف مهره هاي ستون فقرات و ... ) مي شود و البته چنبه هاي مثبت به كارگيري كامپيوتر در آموزش كودكان نيز غيرقابل انكار است : مواردي مثل ديكته، رياضي و درك متون و خيلي از مهارتهاي ديگر . همچنين تقويت مهارت حركتي ظريف كودكان و سرعت عمل آنها با اين بازيها عملي است . اما چراغ خطر مهم اين است كه كامپيوتر جاي روابط اجتماعي كودك را بگيريد و كودك به جاي پيدا كردن دوست با اين وسيله ارتباط برقرار كنند كه اين حالت حتي در كودكان فربيك هم به مراتب تقويت مي شود و عملا كودك در يك حلقه معيوب قرار مي گيرد


نكاتي در مورد خريد بازيهاي كامپيوتري
البته بازي بايد براي كودك جذاب و لذت بخش باشد تا كودك بتواند از محتواي آن نيز مسائلي را بياموزد . اين چند نكته به شما كمك مي كند انتخاب صحيح تري در خريد اين بازي ها داشته باشيد
بهتر است اول از همه به فكر سرگرم كننده بودن بازي باشيد، زيرا كه در سن زير 5 سال خط مشخصي بين آموختن صرف و تفريح نمي توانيد براي كودك بكشيد . پس براي اينكه كودك چيزهائي ياد بگيرد لازم است قبل از آن لذت ببرد . مطمئن باشيد كه كودك بيشتر دوست دارد كه زمان خوشي را سپري كند بجاي آنكه اهداف آموزشي بزرگترها را برآورده كند .
بازيهايي را انتخاب كنيد كه بازي بيش از يك بازيكن در آنها تشويق شده و باعث مي شود كه دو يا سه نفر با هم بازي كنند . به توصيه مركز ملي رسانه ها و خانواده ها، بهتر است خانواده ها كامپيوتر را به يك وسيله اجتماعي تبديل كنند . بهترين نرم افزار موجود در اين خصوص Lapware ذكر شده است كه به شما و كودكتان اجازه مي دهد تجربه اي مشترك از كامپيوتر داشته باشيد .
بازيهايي را انتخاب كنيد كه به كودك فرصت هاي پيروزي را با روش هاي مختلف مي دهد . بعبارت ديگر لازم نباشد كه براي ادامه يافتن بازي، كاربر حتما از يگ مهارت به خصوص كه تكرار آن براي كودك دشوار است، استفاده كند . تصويرهاي كم تحرك و طولاني كه حتما با رمز و راز تغيير خواهد كرد، كودك را خسته مي كند . مزرعه هاي اعداد يا جنگل هاي پر از موسيقي كه كودك را بدنبال خود بكشد و هر چه كه ماهرتر شد بازي نيز ماهرانه تر قابل پياده شدن باشد، بهتر است .
به ياد داشته باشيد نسخه نوشتاري يا ديداري _ شنيداري در يادگيري كودك از نسخه نرم افزاري مي تواند بهتر باشد، مثلا كتاب يك قهرمان خاص آموزنده تر از بازي آن قهرمان خاص براي كودك است .
هنگام خريد هميشه احتمال برگرداندن و پس دادن بازي خريداري شده را با فروشنده مطرح كنيد ، چرا كه اين احتمال وجود دارد سيستم سخت افزاري شما متناسب نباشد يا بازي خريداري شده مانند لياس ، يك شماره كوچكتر به تن فرزند شما در آيد ! يا شما آن بازي را براي كودكتان مناسب ندانيد
بنابر تحقيقات انجام شده، بازي هايي كه محتواي خشن دارند، كودك را در معرض افزايش رفتارهاي پرخاشگرانه قرار مي دهند ، بخصوص اگر به صورت هميشگي بازي شوند و عملا كودك، زمان خيلي زيادي را به اين بازيها اختصاص دهد . اين نكته ارزش يادآوري دارد كه همه بازيهاي ويديويي و كامپيوتري بد نيستند . بازيهاي پر كيفيت به كودك فرصت حل مسائل مختلف زندگي و مهارت تفكر منطقي را آموزش مي دهد . همچنين بازي كامپيوتري به تقويت مهارتهاي حركتي ظريف، مهارت، سرعت عمل و سرعت انتقال مي انجامد . البته كودك را به تكنولوژي اطلاعات علاقه مندتر مي سازد .
بهترين كار براي شما اين است كه تا فرصت باقي است و كودك هنوز اولين تجربه ها را در به كارگيري اين وسيله درك مي كند، به او كمك كنيد تا قوانين استفاده سالم و بي ضرر از آن را بياموزد .
به ياد داشته باشيد كودكان به آساني به مسائل مختلف عادت مي كنند ولي به سختي عادت نادرست را ترك مي كنند . نكته آخر اينكه يك مصرف كننده هوشيار باشيد، آنچه را به صلاح كودكتان هست انتخاب كنيد چيزي كه مناسب سن او باشد و پيغام هاي نادرست به او ندهد .
تربیت دینی نوجوانان در دو بخش: الف)مراحل تربیت دینی، ب)نیازهای نوجوانان، مورد بررسی قرار میگیرد.   
الف) مراحل تربیت دینی   
ما در تربیت دینی پنج مرحله را به طور طبیعی پشتسر میگذاریم. این مراحل پیوسته و منظم، یکی پس از دیگری خواهند آمد.

1-اُنس دینی:   
نخستین مرحلهی تربیت دینی، اُنس دینی است. کودکی که در سالهای نخست زندگی با قرآن و نماز خواندن پدر و مادر آشنا میشود و در سه یا چهار سالگی در کنار آنان جانمازی پهن میکند و به تقلید از آنان، قیام، رکوع و سجدهبرپا میکند، کمکم زمینهای به نام اُنس و الفت دینی در او ایجاد میشود. وقتی فرزند شما در کنارتان سجده و رکوع کرد و سلام نماز را داد و شما دستش را به گرمی فشردید، پیشانیاش را بوسیدید و لبخند رضایتبخشی در صورت او شکوفا شد، به یادش میماند که هر موقع این حرکات را انجام داده، از شما یک پاداش درونی و رضایتبخش دریافت کرده است. هر زمان با شما به مسجد آمد و شما مراعات کردید که به او سخت نگذرد و راحت و خوشحال باشد و ماندن خارج از حوصلهی او نباشد، این مراعاتها و ظرافتها او را کم کم به نوعی وابستگی دینی گرایش خواهد داد که پایهی آن اُنس والفت با دین است. ما در روانشناسی به این پدیده «conditioning» یا شرطی کردن میگوییم؛ به این صورت که اگر دو امر در مجاورت یکدیگر قرار بگیرد و با حضور یکی، دیگری هم حضور پیدا کند، کودک کم کم بین اینها پیوندی برقرار میکند که به آن «پیوند شرطی» گفته میشود. کودک در سالهای بعد که زندگی مستقلی را دنبال میکند، هر وقت به یاد میآورد که وقتی نماز میخواند سیمای شما شاد میشد و او را تشویق میکردید، در او شوق و علاقه به دین ایجاد میشود.   

2-  عادت دینی:   
وقتی کاری را بارها و بارها تکرار کردیم، این عمل در شخصیت ما نفوذ میکند و استوار و پایدار میشود، مثل عادت به نظم، سحرخیزی، مسؤولیت پذیری یا هر عادت دیگر. از خصوصیات مهم دورهی کودکی و دبستان، عادتپذیری است. اگر شما در این سالها همّت کنید و عادت ارزشمندی را در فرزند یا شاگردتان پدید بیاورید، در سالهای بعد نیاری به صرف آن همه نیرو و هزینه نخواهد بود. در سنّ دبستانی عادت دینی بهتر جایگزین میشود. مثلاً با همت و مساعدت شما به کودکان اجازهی نماز خواندن در مسجد میدهند؛ در حالی که هنوز نماز بر آنان واجب نیست، به آنجا میآیند و نماز میخوانند و به این ترتیب نوعی عادت و استمرار بر عمل در آنان پدید میآید.
ما باید بچهها را به خواندن نماز اول وقت عادت دهیم و به آنان بیاموزیم که صبحها قدری زودتر بیدار و آمادهی نماز شوند. همچنین باید تلاش کنیم قرآن را در حدّ ظرفیت خود و بر اساس جاذبههایی که ما برایشان ایجاد میکنیم حفظ کنند. حفظ آیات قرآن و سورههای کوتاه آن در سالهای بعد در زندگی او تأثیر مثبتی دارد.   
وقتی فرزندانمان به سن تکلیف رسیدند، باید مسائل شرعی و تکلیفی را برایشان بیان کنیم.

4-  معرفت دینی:   
مرحلهی سوم، معرفت و تفکر دینی است. کودکی که در سالهای پیشدبستانی و دبستانی با آداب دینی اُنس پیدا میکند و عادت دینی در او پدید میآید. باید در سالهای راهنمایی معرفت دینی پیدا کند. در این مرحله شما باید از طریق دلیل و استدلال و نیز تعقل و تحلیل مسائل دینی با ذهن آماده و مستعد او ارتباط برقرار سازید وبا او صحبت کنید. از نظر ساختارِ ذهنی، سن 13 سالگی دورهی رشد مفاهیم ذهنی و غیر ملموس است. یعنی تفکر میتواند به درجهای برسد که انسان در غیاب اشیا هم دربارهی آنها فکر کند، در حالیکه در سالهای قبل از دورهی راهنمایی، رشد و تفکر انتزاعی حاصل نشده است. پس ما میتوانیم در دورهی راهنمایی با آمادگی بیشتری از معرفت دینی و اندیشهی دینی صحبت کنیم و به پرسشهایی که نوجوانان راجع به دین دارند، پاسخ بگوییم و استنباط، فهم، آگاهی و ادراک آنان را در این مرحله بالا ببریم.
از مسؤولیتهایی که باید در سالهای قبل از دورهی راهنمایی به آن بیندیشیم، این است که وظایف سنّ بلوغ و تکلیف دختران نوجوان را به آنان بیاموزیم. در سالهای راهنمایی به بعد، بچهها کم کم از چرایی مسائل سؤال میکنند و میخواهند علّت و حکمت مسائل را بدانند. کودک تا بهحال نماز خوانده است و اکنون هم میخواند، اما حالا میخواهد بداند که این نماز چه اثری بر شخصیت او دارد و در نزد خداوند چه پاداشی دارد و اصولاً چرا باید نماز بخواند؟ او میخواهد راجع به صفات خداوند درک درستی داشته باشد. شما شاید اندیشهی او را در این جهت هدایت کنید و از نمونهها و شواهدی مستدل و روشن در بحثتان بهره بگیرید. اگر مربیان به ادبیات غنی دینی و ملّیمان مانند: سخنان پیامبر «صلی الله علیه وسلم»، اصحاب بزرگوار و بزرگان دین ، اشعار ارزشمند شاعران نیز به داستانهایی که در فرهنگ ملّی و اسلامی وجود دارد مسلط باشند، میتوانند در معرفت دینی جذابیت ایجاد کنند. وقتی شما مناسب و بجا از اشعار خوب و زنده و با روح، از حکایتها، ضربالمثلها، داستانها ، خاطرات و موضوعهای تاریخی یاد میکنید، بحثتان شیرینتر میشود و جذابیت
و گیرایی آن بالا میرود.   

4-  عمل به آموختههای دینی:   
مرحلهیچهارم، عمل به آموزههای دینی است. اگر در گام سوم معرفت دینی ایجاد شد، گام چهارم، اجرایی است؛ یعنی تمام تار و پود وجود او، نگاه او، توجه او و سخن او، همه و همه جنبهی شخصیت بارز دینی پیدا کند و دین در وجود او کاملاً متجلّی و متبلور شود. این که گفتهاند دوستی برگزین که دیدن او تو را به یاد خدا بیندازد، به همین علت است. یعنی شما حتی وقتی به چهرهاش نگاه میکنید، به یاد خدا میافتید   

5- خودجوشی دینی:   
مرحلهی پنجم، خودجوشی دینی است. یعنی وقتی شخصیت او از نظر دینی کاملاً شکل گرفت، در این مرحله از یک نیروی خودجوش استفاده میکند و به دنبال عشق برتر حرکت میکند. او دیگر سری شوریده دارد و به دنبال گمشدهای بهنام عشق برتر است. عشق برتر عشق خدایی و الهی است. اگر به عشق برتر رسید، دیگر به سادگی تحت تأثیر جاذبههای نفسانی و دنیایی قرار نمیگیرد.
حال هر کدام از ما باید ببینیم که حاصل تربیت ما در کدام مرحله قرار میگیرد. آیا تنها در حدّ انتقال یک تفکر دینی هستیم؛ یعنی در مرحله سوم هستیم و قبلاً اُنس و عادت پدید آمده است تا معرفت ایجاد کنیم؟ ولی باید بدانیم بین کسی که علم دارد و کسی که به علم خود عمل میکند، تفاوت بسیار است. اگر از کسی که علم و معرفت دینی دارد امتحان بگیرید، ممکن است نمره بیست هم بگیرد. اما او چقدر عامل به دین است؟ چقدر به این مطلب یقین دارد؟ تفاوت علم و یقین کجاست؟ تفاوت علم و یقین، تفاوتی است بین مرحلهی سوم و چهارم.   
پدران و مادران ارجمندو مربیان عزیز! تلاش شما نباید تنها معرفت دینی باشد، بلکه باید فردی تربیت کنید که عامل به دین باشد. فرزندی که از زیر دست شما بیرون میآید و بعد به جامعه گام میگذارد، نباید طعمهی دامهای شیطان قرار گیرد و خود را ببازد. اگر او تنها دارای علم دینی باشد ممکن است لغزش پیدا کند، اما اگر شکل و هیأت دینی داشته باشد میتواند مقاومت کند و اگر خودجوشی دینی داشته باشد، تسخیرناپذیر خواهد بود.   
ب) نیازهای نوجوانان   
نوجوانان پنج نیاز یا پنج خصوصیت مهم دارند که شما جریان ارزشمندش را به طور یقین در کار خواهید دید.   
1-  هویت جویی:   
نخستین نیاز نوجوانان، هویتجویی است که نیازی عمیق و پیچیده است. در حقیقت نوجوان در این سالها میپرسد من کیستم؟ چه هویت و شخصیتی دارم؟ این پرسشی است که گاهی وجودش را به درد میآورد. این کیستی شناسی و هویتجویی در خانواده به او داده نمیشود و احتمالاً در جامعه نیز همین طور؛ حتی در خانواده، حرکاتی در مقابل این هویتجویی انجام میشود و او را از هویتش تهی میکند. یکی از اهداف دشمنان دین همین از هویت خالی کردن نسل جوان و نوجوان است. کدام جوان و نوجوان تحت تأثیر دامهای شیاطین قرار میگیرد؟ بدیهی است کسی که از هویت خالی شده و نمیداند "تاریخش چیست؟"،"ریشهاش در کدام فرهنگ و کدام باور است؟" و "خودش کیست و در چه نقطهای قرار گرفته است؟"، دچار بحرانی ژرف و تاریک خواهد شد و به هر نغمهای دل خواهد سپرد.   
نوجوان باید هویت و فرهنگ خود را بشناسد و سنّتها و باورهای خویش را دریابد. از این رو باید سعی کنیم در لابهلای آیات الهی و صفحات کتاب، این هویت ارزشمند را به او بشناسانیم. به او یاد بدهیم که اگر عزّت اسلامی را به دست آوردی، ذلّت را هرگز نخواهی پذیرفت.
2-  نیاز به امنیت و آرامش روحی:   
نوجوانان به خاطر ورود به دورهی نوجوانی و بلوغ، قدری اضطراب دارند. ما برای نسل نوجوانی که هم در جامعهای پراضطراب زندگی میکند و هم به خاطر ورود به دورهینوجوانی، اضطراب بخشی از زندگیاش شده است، چه پیامی داریم؟   
پیام ما این است: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» یعنی تو به آرامش و امنیت نیاز داری و این آرامش و امنیت تنها در پناه یاد و ذکر پروردگار حاصل میشود. یکی از اینها تلقین ذکر خدا در هنگام خواب است. شایسته است جوانان ما بیاموزند که پیوسته با وضو باشند و هر شب چند آیه از قرآن بخوانند و بعد بخوابند. به او بگوییم که هنگام شب، مخاطب فرشتگان هستی و فرشتگان به بالین تو میآیند. در حدیث است که هنگام شب، فرشتگان به بالین نوجوانان و جوانان میآیند و ندا میدهند:
«ای نوجوانان و ای جوانان! «جدوا و اجتهدوا»؛ یعنی «برخیزید و همّت کنید و برای سعادت و خوشبختی آینده قدم بردارید.»   
            ای که دستت میرسد کاری بکن   
                                                             پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار   
شخصی از یکی از بزرگان دین پرسید که: میخواهم آرامش دل داشته باشم، چه کنم؟ گفت: با قرآن اُنس داشته باش، اُنس با ذکر خدا کمکم حلاوت آن را در دل او ایجاد میکند.
مردان موحّد و زنان مؤمن هرگز در زندگی خود از اضطراب رنج نبردهاند. اگرانسان به این درجه برسد، نه تنها خودش آرامش دارد، بلکه وجودش منبع آرامش برای دیگران خواهد بود. وقتی بچهها به شخصیت و رفتار شما مینگرند، باید آرامش بگیرند و اضطراب و پریشانیهایشان تسکین بیابد.
3-  نیاز به فلسفهی زیستِِ ارضا کننده:   
نیاز سوم فرزندان ما نیاز به فلسفهی زیستِِ ارضا کننده است. فرزند ما میخواهد دریابد که چرا باید زندگی کرد؟ و مقصود از این آمد و شد چیست؟ این پرسش مهمی است. ما باید یک بینش توحیدی معنیدار و هدفدار به او بدهیم؛ زیرا وقتی هدف زندگی روشن باشد او رنجها را راحتتر میپذیرد. بشر زمانی زندگی خودش را با رنج تطبیق میدهد که بداند چرا رنج پذیرفتن حلاوت دارد؛ چرا که میداند در راه خشنودی او رنج میکشد و مقاماتش بالا و بالاتر میرود؛ اما اگر معنا و هدف زندگی برای او روشن نشد، خیلی ساده خلع سلاح میشود و در برابر رخدادهای کوچک زانو میزند.
مربیان ارجمند! در خلال صحبتها و مباحث خود از هدفهای خوب یک انسان مؤمن صحبت کنید. از جملهی هدفها این است که خودت را پاک نگهداری؛ به درجهی «انما یخشی الله من عباده العلماء» برسی؛ در راه خدا تلاش و پیکار کنی که «فضَّلالله المجاهدین علیالقاعدین اجراً عظیماً» و این که به مرحلهی انسان کامل برسی. به آنان بگویید اگر مال دنیا از دست رفت بگذار برود، اما اگر ایمانتان از دست رفت، نماز صبحتان را اقامه نکردید، دوست خوب و با تقوایتان از دست رفت، آن روز باید غصّه بخورید.   
4- نیاز به تقویت نظارت اخلاقی:   
یکی از بحرانهایی که جامعهی امروز بشری از آن رنج میبرد، کاهش نظارتهای اخلاقی است. خانوادهها و نهادهای اجتماعی در دنیا نظارتی بر اخلاق ندارند. ما نیز نظارت اخلاقی را در خانوادهها قدری کاهش یافته میبینیم و لذا وظیفهی ما سنگینتر میشود. شاید در قرآن بیش از دویست مورد ضربالمثل، داستان و حکایت داشته باشیم. برای آنکه ذهن متربّی جذب و آماده شود، چقدر خوب است که شما حقیقتی را در قالب مثال بیان کنید و با این روشها، نظارت اخلاقی را در وجود او تعمیق کنید.   

5- نیاز همدلی و همزبانی:   
کودکان در دورهی نوجوانی حرفهایی برای گفتن دارند. آنان مطالبی دارند که نمیتوانند با خانواده در میان بگذارند؛ زیرا خانواده جذبشان نمیکند و تلاش نمیکند که سخن آنان را بفهمد. او پرسشهای بغرنجی دارد و میخواهد راجع به این سن، دورهی زندگیاش، آیندهاش، کامیابی و ناکامیاش، روابطش با خانواده، برادر و خواهر و از این قبیل پرسشهای اساسی و بنیادی را مطرح کند، اما نمیداند آنها را با چه کسی مطرح کند؟   
نوجوانان ما در موارد بسیاری مظلوماند؛ چون بعضی خانوادهها برای کودکان خود شخصیت و ارزش قایل نیستند که بخواهند حرف دلشان را بشنوند، اما شما بایستی حرف دلشان را بشنوید و آنان را راهنمایی کنید. گاه نوجوانی خودش را ناامید و در حال سکوت و فروریختن میبیند و شما را تنها کسی میداند که میتواند حرف خود را به او بزند و همین مسأله او را در زندگی حفظ میکند. اگر پایگاه عاطفی داشته باشد، افسرده نمیشود و به فکر خودکشی نمیافتد؛ ولی اگر شما را هم نداشت، دیگر چه کسی را باید داشته باشد؟ «تخلیهی روانی» در روانشناسی یک فن درمانی است. وقتی او قدری برای شما حرف زد و عقدهی دلش را باز کرد، از درون تشفّی پیدا میکند. در پایان حدیثی از قول رسول گرامی اسلام «صلّی اللهُ علیهِ و سلّم» بیان میکنیم که فرمودند:
«ای علی، سوگند به خدایی که جان من در دست اوست، اگر به دست تو یک انسان به هدایت و نور معرفت دست یافت، ارزش آن از هر آن چه که آفتاب بر آن بتابد بالاتر و برتر است.»
خوشا به حال شما که نسلی را تربیت میکنید که متولّیان فرهنگ دینی، فرهنگ معنوی و نجاتبخش همهی انسانها هستند.

كودكان ايراني بايد با مليت خود انس بگيرند
سيد ايمان ضيابري- براي آشنايي دانش آموزان ايراني با مظاهر تجلي تمدن غني و پربارشان كارهاي زيادي مي توان انجام داد. كشوري كه تمدنش به هزاران سال پيش باز مي گردد و زماني كه در هيچ گوشه يي از اين كره ي خاكي، اثري از زندگي دسته جمعي و مناطق مرزبندي شده ي جغرافيايي كه امروزه آنها را روستا و شهر مي ناميم نبود، ايرانيان بودند كه با تاسيس شهرها و روستاها و بناهايي براي زندگي، عبادت و تفريح نخستين آثار تمدن و حيات گروهي انساني را از خود به جاي گذاشتند و فرصتي را براي رشد و توسعه ي كشاورزي، دامپروري، كار و فعاليت و زندگي شهري فراهم نمودند.   
با گذشت زمان و گسترش مهاجرت اقوامي كه از نقاط مختلف دنيا براي شكل دادن هويتي واحد به ايران مي آمدند، سرانجام اين كليت شكل گرفت و وحدتي كه به نظر مي رسيد هدف همه ي مهاجرين ساكن كره ي زمين به ايران بوده، رخ نمود و در نتيجه حكومتي براي مردماني روي كار آمد كه ايراني بودند و براي سازندگي آمده بودند.   
نخستين بناها به همت حكومتگران و مردمان ايران، در يك همكاري گسترده در طول تاريخ در ايران ساخته شدند و به همين دليل نيز آثاري از آن زمان به جا مانده كه امروزه مورد توجه همه ي جهانيان است. دعوت از اهالي فن و متخصصين زمان در ساخت و ساز و به مشاوره طلبيدن مشاوراني كه مي توانستند در بهبود وضعيت زندگي مردمان، راهكارهاي مناسبي ارايه دهند باعث شد تا تمدن ايران از كاملترين و غني ترين تمدنهاي بشري باشد و از اين رو امروزه ما مي توانيم با تكيه بر ميراث فرهنگي و نشانه هاي وحدت تاريخي مردم در كشورمان، به داشتن پشتوانه ي قوي و مستحكمي افتخار كنيم كه همانا مليت ماست.   
ايران از نخستين كشورهايي بود كه در دنيا به طور واحد شكل گرفت و مجموعه يي از بسياري كشورهايي بود كه امروزه مستقل شدند و براي خود حكومتي دست و پا كرده اند. با اين حال، سابقه ي فعاليتهاي صنعتي، ساخت و ساز، خريد و فروش و فعاليتهاي اقتصادي و تجاري، داد و ستد و معاملات، تعاملات اجتماعي و سياسي و البته فعاليتهاي رسانه يي و فرهگي در ايران به چندين سال پيش باز مي گردد هرچند كه به صورت گسترده و پيشرفته ي امروزي نبوده است.
هر تخت و ميدان و كاخي را در هر گوشه يي از ايران كه به عنوان اثر باستاني و مكان تاريخي مورد بازديد گردشگران و مردم قرار مي گيرد در نظر بگيريم، روزي از پايگاههاي مهم قدرت مردمي يا حكومتي بوده و راهي براي سامان بخشيدن به وضعيت تمدن ايراني در سراسر اين پهنه ي پنهاور و به همين دليل حتي خرابه هاي آن را نيز بعد از گذشت هزاران سال، مورد تقديس و تكريم قرار مي دهيم    .
بناها و اماكني كه امروزه ما از آنها به عنوان آثار باستاني ياد مي كنيم، همگي در ساليان دور، امكاني براي برقراي ارتباطات مردمي، پايگاههاي حكومتي و بازارها و بازارچه ها و باغهايي بودند كه فرصت داد و ستد، تفريح، گردش و البته فعاليتهاي اجتماعي را براي مردم فراهم مي كردند و تنها گذشت زمان و عبور ثانيه ها و لحظاتي كه سالها را ساختند و قرنها، باعث شد تا فرسودگي و تخريب جز ارمغاني براي بناهاي قرص و محكمي نباشد كه روزگاري پرهياهو و پر از رفت و آمد بودند و امروز تقديري به جز سكوت ندارند.   
از اينكه آشنا نمودن كودكان و نوجوانان با آثار باستاني و اماكن تاريخي كشور چه مزايايي مي تواند داشته باشد، به مانند بسياري از موضوعات و سوژه هاي اجتماعي ديگر، در رسانه ها سخن بسيار رفته و البته در اين زمينه كارهايي نيز انجام شده است اما از بازتاب اجتماعي و مردمي آن به نظر مي رسد آشنا كردن قشر كودك و نوجوان جامعه با بناهاي تاريخي و آثار باستاني كه در نهايت نيز منجر به آشنايي آنها با تمدن و تاريخ كشور مي شود، جاي فعاليت و تلاش بسيار بيشتر دارد و هنوز در اين زمينه در آغاز راهيم.   
هرچند تدوين و تاليف كتابهاي درسي با عنوان تاريخ كه مي تواند افقهاي ديد جديدي را در مقابل چشمان دانش آموزان و قشر كم سن و سال جامعه بگشايد، كاري بوده كه برخي از نيازهاي تئوريك كودكان و نوجوانان براي كسب اطلاعات در زمينه ي تاريخچه ي تمدنشان را برطرف نموده است اما ايجاد يك ذهنيت مثبت و مفيد از آنچه كه هزاران سال پيش در ايران مي گذشته و افرادي كه براي آباداني و سازندگي در اين حوزه ي جغرافيايي پهناور روي كار آمدند و زمام امور را در دست گرفتند، ضمن اينكه مي تواند حس اعتماد به نفس را در فرزندان اين آب و خاك تقويت كند، آنها را نسبت به داشتن يك پشتوانه ي قوي تاريخي و ملي اميدوار مي كند و حتي باعث ترغيب آنها براي كسب اطلاعات تكميلي بيشتر در مورد تاريخ كشورشان مي شود و اين ميسر نمي شود مگر اينكه تاليف كنندگان اين دست كتابهاي درسي، با حسن نيت و جمع آوري اسناد معتبر تاريخي كه به درخشندگيهاي تاريخي تمدن ايران صحه مي گذارند، آشنايي كودكان و نوجوانان با تمدن غني و چندهزارساله ي ايران زمين را ممكن سازند. در صورتي كه مطمئنا با تصويرسازي سياه و نادرست از تاريخ كشورمان و آشكار نكردن نقطه هاي برجسته ي فرهنگ و تمدن اين مرز و بوم، كودكان و نوجوانان را نسبت به مليتشان بي ميل و رغبت مي كنيم.   
 


منابع :


پانیر، ویرا، ۱۳۸۲، روش های كاهش فشار روانی اصول كنترل استرس، ترجمه: سیاوش جمالفر و مهرنوش انصاری تهران: ارسباران            .

لو، پی یر، لو، هنری. ۱۳۷۱، استرس دائمی، ترجمه: عباس قریب تهران: رشد.
شاملو، سعید، ۱۳۷۸، بهداشت روانی، تهران: رشد.          
نشریه مشترك دفتر مركزی مشاوره وزارت علوم و مركز مشاوره دانشگاه تهران، پیام مشاور، مهر ۱۳۸۳.
نرم افزار آموزشی مدیریت استرس مركز مشاوره در دانشگاه تهران.
* كارشناس مددكاری اجتماعی 

 
طراحی سایت : سایت سازان