میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

دانلود مقاله مشاركت سياسي و اجتماعی زنان


کد محصول : 10002031 نوع فایل : word تعداد صفحات : 18 صفحه قیمت محصول : 1000 تومان تعداد بازدید 953

فهرست مطالب و صفحات نخست


1 – چكيده – مقدمه

 2 – جهان مردي

3 – وضعيت مشاركت زنان در جوامع امروز

4 – امام و مشاركت سياسي – اجتماعي زن

5 – ابعاد و زمينه هاي مشاركت سياسي – اجتماعي زن

6 – نتيجه گيري

7 – منابع

 

غالب جوامع شناخته شده در طول تاريخ در چنبره قدرت و سطيره مردان قرار داشته اند مردان بودند كه به وظايف و نقش ها را توزيع مي كردند و به رفع حقوق و مقررات مي پرداختند و اداره سياسي و اقتصادي جوامع را به عهده داشتند ظهور اسلام در محيطي كه زن را مايه ننگ و شرمساري مي دانست تلاش اين دين تازه براي زدودن و غبارهاي شرك و جهالت و نجات انسانها بويژه جنس زن  از غل و زنجيرهاي گران جاهلي مدفوعي است كه بخشي جداگانه مي طلبد عقب ماندگي زنان را بايد بيش از هر چيز در فرهنگ مرد سالارانه حاكم بر جوامع گذشته دانست زنان ايران پس از انقلاب در پرتو سيره و سخنان امام به صورت مثبت نسبت به ابعاد مختلف نظام سياسي  حساسيت نشان دادند و رابطه فعالي با آن برقرار كردند امام خميني ابعادي از مشاركت سياسي را به عنوان تكليف مطرح كردند و اين حقوق سياسي را با وظايف شرعي پيوند زدند .

مقدمه

با پي گيري خط سير انديشه حكومتي و رفتار علمي امام چه بينش از انقالب و چه پس از آن به اين تقسيم مي رسيم كه امام از ژرفاي عقيده و انديشه خويش به اصل دخالت انسانها در عرضه سرنوشت ايمان و التزام داشته اند امام به اين نكته دقيق تر توجه داشتند كه بحران مشاركت بحران مشروعيت را هم از پي خواهد داشت و نظام سياسي اي كه وقار به پيشگيري از پديد آمدم بحران مشاركت نباشد بايد منتظر فرو ريختن پايه هاي مشروعيت خويش و در نهايت فروپاشي خود باشد امام در اين انديشه حكيمانه خويش متاثر از روح آيات وحي است كه انسان را مسول سرنوشت خويش و سرنوشت انسان را در گروه اراده و حركت و اقدام فردا مي داند مي رسيم به اين مساله كه آيا در ضرورت مشاركت سياسي – اجتماعي تعادل بين زن و مرد وجود دراد يا خير ؟ ما را بر آن داشت كه در اين باره به جمع آوري گفته هاي امام (ره ) و بزرگان در اين زمينه بپردازيم .

مشاركت سياسي اجتماعي زنان از ديدگاه امام خميني

جهان مردي

بزرگترين مورخ ايراني بيهقي تاريخ را مذكر و از آن مردان مي داند مضمون اين سخن واقعيتي تلخ است كه تاريخ بشر وقوع آن را شاهد بوده است .

مظلوميت زن و مرحوميت او از حقوق انساني اش در ميان غالب اقوام و ملل در طول تاريخ امروزه از قضاياياي مسلم به شمار مي آيد .

غالب جوامع شناخته شده در طول تاريخ ئر چنبره قدرت و سيطره مردان قرار داشته اند مردان بودند كه وظايف و نقشها را توزيع مي كردند و به وضع حقوق و مقررات مي پرداختند و اداره سياسي و اقتصادي جوامع را به عهده داشتند .

ويژگي هاي تجسمي و روحي زن در دنياي قديم به لحاظ شرايط ويژه آن نقش هاي خاصي را براي او ايجاب مي كرده است و با همين نقش هاي تحميلي جايگاه اجتماعي زن تعيين و مشخص مي شده است .

در عين حال تاريخ نمونه هايي را سراغ دارد كه برخي زنان توانسته اند تا قدرت مديريتي خود را در سطح خانواده و قبيله و بالاتر از اين در اداره امور سرزميني بزرگ به ظهور برسانند نمونه اي از اين زنان را در قرآن كريم مي ياييم قرآن كريم از زني كه نام او در تاريخ بع بلقيس شهرت يافته است خبر مي دهد كه در سرزمين سبا مقام فرمانروايي داشته است حكايت نانه اي كه بين سليمان پيامبر و او ردو بدل شده است و ماجراي اسلام آوردن وي در پايان در قرآن آمده است . اما اين نمونه ها در تمام تاريخ به صورت استثنا يافت مي شود آنچه كه به صورت پايدار به چشم مي آيد اين است كه زن محكوم شرايط از جمله مقررات و قوانين و آداب و رسومي بوده كه تنها با هدف تامين منافع مردان وضع شده بود نگاهي به تاريخ اجتماعي ملل باستان مانند ايران هند ، چين ، يونان و مصر نشان مي دهد كه جنس زن به طور غالب يا در شمار انسان محسوب نمي شده و يا اين كه بيشتر نقش ابزراي داشته است .

ظهور اسلام در محيطي كه زن را مايه ننگ و نكبت و شرمساري و بدبختي مي دانست و هيچ گونه استقلالي برايش قايل نبود و حرمت و شرافتي جز حرمت و شرافت خانواده برايش نمي شناخت و تلاش اين دين تازه براي زدودن غبارهاي شرك و جاهليت و نجات اسنهانها ئ بويژه جنس زن از غل و زنجيرهاي گران جاهلي موضوعي است كه بحثي جداگاه مي طلبد اما به اجمالي مي تواند گفت كه اسلام بزرگترين گام ها را در راه احياي شخصيت زن بازگرداندن او به جايگاه شايسته انساني اش برداشت و به صراحت اعلام داشت كه زنان حقوقي برابر و همانند مردان دارند .

مفهوم مشاركت سياسي – اجتماعي

(مشاركت سياسي را مي توان به مثابه مجموعه اي از فعاليت ها و اعمال تعريف كرد كه (شهروندان خصوصي ) به وسيله آن اعمال در جستجوي نفوذ يا حميات از حكومت و سياست خاصي هستند .

هر عملي سياسي را مستلزم دو نوع اراده و تصميم است : نخست اراده بر عما يا عدم عمل و اقدام سياسي و دوم اراده نسبت به جهت آن عمل به عنوان مثال شخصي ابتدا نسبت به مشاركت در اصل انتخابات مجلس يا رياست جمهوري تصميم مي گيرد و سپس جهت عمل خود را كه به كدام نامزد انتخابي راي خواهد داد معين مي كند در هر دو صورت هم اصل مشاركت و هم جهت مشاركت سياسي مبتني بر اراده و تصميمي است كه خود متكي بر انگيزه ها و مباني روانشناختي فرهنگي و اعتقادي ويژه است .

با اندك تغييراتي مي توان تعريف فوق از مشاركت سياسي را به مشاركت اجتماعي نيز تعميم داد . تغييري كه در تعريف فوق داده مي شود اين است كه در مشاركت اجتماعي به معناي خاصش شهروندان در پي نفوذ و يا حمايت از قدرت سياسي نيستند بلكه در ديگر عرصه هيا اجتماعي مانند آموزش و پرورش صنعت ، فرهنگ و ... وارده مي شوند .

(آلن يبرفت ) مسير مشاركت را رشد توانايي اساسي بشر از جمله شان و منزلت انساني و مسوول ساختن او در باروري نيروي تصميم گيري و عملي كه سنجيده و از روي فكر باشد مي داند .

وضعيت مشاركت زنان در جوامع امروزي

مشاركت سياسي زنان در جوامع امروزي با موانع گوناگوني روبروست تلاش در جهت برابر سازي حقوق اجتماعي و فردي زن و مرد نتوانسته است در سطوح فرهنگي و باورها و ذهنيت و واقعيت ها دگرگوني اساسي پديد آورد .

(رفع موانع حقوقي و نوسازي اجتماعي تدريجي ضرورتا موجب گسترش مشاركت زنان در زندگي سياسي نمي نگرد چنان كه در جوامع غربي نيز رفع اين موانع زمينه مشاركت در زندگي سياسي نمي گردد چنان كه در جوامع غربي نيز رفع اين موانع زمينه مشاركت سياسي زنان را گسترس نداده است اين واقعيت موجب رواج برخي نظريات در خصوص حدود توانايي مشاركت زنان در زندگي سياسي گرديده  است مبني بر اين كه طبع زنان با سياست به معني قدرت و خشونت الفتي ندارد در واقع در نگرش هاي ليبرالس نسبت به مشاركت زنان در زندگي سياسي تاكيد مي شود كه زنان بايد خودشان را با واقعيت زندگي سياسي سازش دهند و خصال (مردانه) لازم را كسب كنند . از سوي ديگر در نظريات سوسياليستي  و فمنيستي پذيرش عدم الفت طبع زنان با واقعيت قدرت به معناي رايج در جوامع مدرن صنعتي تاكيد مي شود كه در راه حل نه تغيير در خصلت زنان بلكه تغيير در ساخت قدرت و مالكيت است : دولت و سياست پديده اي مرد سالارانه است و تنها با تغيير در ساخت قدرت مي توان زنان را از لحاظ سياسي فعال ساخت وگرنه مشاركت زنان در زندگي سياسي به مفهوم فردي رايج آن در حقيقت به معناي (زن زدايي ) است به طور كلي دو گرايش عمده در جنبش زنان وجود داشته است يكي از گرايش سوسياليستي كه تغيير در نظام سياسي – اقتصادي موجود را شرط رهايي زنان مي داند .

تلاش براي گره زدن وضعيت سنتي زن با وضعيت سنتي زن با وضعيت ديني جامعه ايراني و نسبت دادن پس ماندگي زن به متون ديني تلاشي غير منصفانه و نگرشي تك بعدي به موضوعي ريشه دار و عميق اجتماعي است .

 


منابع :


کاظمی ، سیدعلی اصغر، بحران نوگرافی و فرهنگ سیاسی در ایران معاصر، تهران، قومس، چاپ اول 1376 ، ص 67

 

جایگاه زن در اندیشه امام خمینی ،تهران،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ،چاپ چهارم 1376 ص7 6 

 

قرآن کریم،بقره 228

صحیفه نور، جلد 4 ص 142

جایگاه زن در اندیشه امام خمینی ص 85

فیرحی ،داو، فصلنامه علوم سیاسی، سال اول، شماره اول، ص 44 به نقل از اطلاعات سیاسی اقتصادی ، سال یازدهم ،شماره 10 و 9 ، ص 114 117

روزنامه اطلاعات ، 4 شهریور 1374 ، ص 6

بشیریه حسین، جامعه شناسی سیاسی، تهران، نشرنی، چاپ سوم، 1376 ، ص 290 ، 289

 

بقره، 228 ، ترجمه محمد مهدی فولادوند

بشیریه حسین، جامعه شناسی سیاسی ، ص 291

 

 
طراحی سایت : سایت سازان