میهن داکیومنت بزرگترین مرجع و مرکز دانلود پایان نامه (متن کامل فرمت ورد) فروش پایان نامه - خرید پایان نامه (کاردانی ، کارشناسی)همه رشته ها
حقوق اقتصاد مدیریت روانشناسی ریاضی تربیت بدنی کامپیوتر نرم افزار و سخت افزار عمران معماری برق صنایع غذایی علوم اجتماعی هنر علوم سیاسی فیزیک مکانیک حسابداری

تبلیغات کلیکی - افزایش رتبه گوگل

اگهی رایگان

دانلود مقاله مشكلات جوانان


کد محصول : 10002034 نوع فایل : word تعداد صفحات : 33 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 922

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d2034

فهرست مطالب و صفحات نخست


دنيا واقعا عوض‌ شده‌...اين‌ روزها حتي‌ اغلب‌بچه‌هاي‌ هفت‌، هشت‌ ساله‌ هم‌ با واژه‌هاي‌ قلنبه‌وسلنبه‌اي‌ مثل‌ توسعه‌، پولشويي‌، مشاركت‌،انتخاب‌برتر، اصلح‌ترين‌، عقب ماندگي‌سيستماتيك‌، گردش‌ قدرت‌ و اصلاح‌طلبي‌ وبسياري‌ اصطلاحات‌ از اين‌ قبيل‌، آشنا شده‌اند.تفكر جمعي‌ و شعور سياسي‌ مردم‌ تحت‌ تاثيرموجي‌ از اطلاعات‌ گوناگون‌ روز به‌ روز متحول‌شده‌، چيزي‌ كه‌ در كمتر جاي‌ دنيا اتفاق‌ مي‌افتد.بهتر است‌ بگوييم‌ مردم‌ هيچ‌كجاي‌ دنيا تا اين‌اندازه‌ سياسي‌ نيستند...سياست‌ و دانش‌ تجزيه‌ وتحليل‌ آن‌ خاص‌، «انتواگتوئل‌ها» يا به‌ قول‌خودماني‌تر، روشنفكران‌ و خواص‌ است‌... امامردم‌ خوب‌ مي‌دانند كه‌ چه‌ طور بايد خوب‌زندگي‌ كرد و... دولت‌ و نهادهاي‌ مدني‌ براي‌ اين‌مهم‌ ارزش‌ فوق‌العاده‌اي‌ قائلند وسرمايه‌گذاري‌هاي‌هنگفتي‌ مي‌كنند.
    نگاهي‌ به‌ كمپ‌هاي‌ كار و مناطق‌ مختلف سكونت‌ مهاجران‌ ايراني‌ در برخي‌ كشورهاي‌اروپايي‌ گاه‌ آن‌قدر تامل‌ برانگيز و اثرگذار است‌كه جوانان‌ و گاه‌ نوجواناني‌ با آرزوي‌ دستيابي‌ به‌«مدينه‌ فاضله‌» بار سفر مي‌بندند و با سختي‌ وتحمل‌ مصائب‌ مختلف‌ راهي‌ سرزمين‌هاي‌ موعودمي‌شوند...طي‌ مسير اغلب‌ با عبور از مرزهاي‌خاكي‌ با پاي‌ پياده‌ و يا سواره‌ و در شرايط قاچاق‌ وپنهاني‌ صورت‌ مي‌گيرد... آنها با دلي‌ پر از اميدمي‌روند تا آنچه‌ را كه‌ مي‌خواهند و نمي‌توانند درخانه‌ پدري‌ و سرزمين مادري‌ بيابند، در سرزمين‌اجنبي‌ جستجو كنند.
    بسياري‌ شان‌ از اين‌ كه‌ بعد از گرفتن‌ مدرك‌دانشگاهي‌ مجبور باشند كارآموزي‌ كرده‌ و يا ازصفر شروع‌ كنند خوششان‌ نمي‌آيد...خيلي‌ها كه‌خوش‌ باورترند، خيال‌ مي‌كنند از گرد راه‌ دانشگاه‌كه‌ فارغ‌ آيند حتما با مدرك‌ ليسانس‌ وفوق‌ ليسانس‌ هر جا بروند رييس‌شان‌ مي‌كنند وبرج‌، به‌ برج‌ هم‌ پاداش‌ و حقوق‌ نيم‌ ميليوني‌ بايدبگيرند...اما اين‌ روزها خيلي‌ها به‌ اين‌ حقيقت‌غيرقابل‌ انكار پي‌ برده‌اند، در شرايطي‌ كه‌ دريافت‌مدرك‌ فوق‌ ليسانس‌ ظرف‌ سال‌هاي‌ اخير بسيارآسان‌ شده‌ است‌...آن‌ كس‌ كه‌ پول‌ دارد و كمي‌هم‌ تلاش‌ كند، راحت‌ مي‌تواند خود را بالاتربكشد و پست‌ بهتري‌ براي‌ آينده‌ خود در خيالاتش‌تصور كند.
    با اين‌ همه‌ چند صباحي‌ كه‌ از فارغ‌التحصيلي‌مي‌گذرد... اين‌ باور كه‌ دستيابي‌ به‌ عرصه‌اي‌مناسب‌ براي‌ فعاليت‌ و ورود به‌ بازار كار، متعلق‌ به‌از ما بهتران‌ است‌.
    چه‌ كسي‌ باور مي‌كند در سرزميني‌ كه‌ نفت‌ وزمين‌ بسيار و معادن‌ كشف‌ نشده‌ و امكانات‌ وسيعي‌هست‌ تا همه‌ جوانانش‌ فرصت‌ و شانس‌ يك‌زندگي‌ خوب‌ را به‌ محك‌ تجربه‌ گذارند، آب‌ ازآب‌ تكان‌ نمي‌خورد وقتي‌ از نخبگان‌ والمپيادي‌ها گرفته‌ تا بچه‌هايي‌ با استعدادها وتوانايي‌هاي‌ مختلف‌ مي‌روند، تا آنچه‌ در چنته‌دارند در دياري‌ ديگر به‌ منصه‌ ظهور درآورند.
    دو سه‌ سال‌ پيش‌ وقتي‌ براي‌ انجام‌ پروژه‌پايان‌نامه‌ با استاد راهنمايم‌ قرار مي‌گذاشتم‌...اوپنج‌ شماره‌ تماس‌ مختلف‌ به‌ من‌ داد كه‌ هر كدام‌متعلق‌ به‌ جايي‌ بود...
    همان‌ موقع‌ با خودم‌ فكر كردم‌ عجب‌ آدم‌فعال‌ و پركاري‌، مگر مي‌شود به‌ همه‌ اين‌ كارهارسيد. ساعتي‌ كه‌ براي‌ ملاقات‌ با او به‌ دفتر كارش‌در يكي‌ از سازمان‌ها رفتم‌، پلاك‌ بالاي‌ در نشانگرآن‌ بود كه‌ آقاي‌ دكتر...مدير عامل‌ آن‌ سازمان‌است‌. تا حدي‌ خجالت‌ زده‌ بودم‌ كه‌ مزاحم‌ وقت‌استاد شده‌ام‌... بعد كه‌ به‌ اتاق‌كار ايشان‌ هدايت‌شدم‌. منشي‌ دفترشان‌ توضيح‌ داد، چند دقيقه‌ديگر آقاي‌ دكتر جلسه‌شان‌ تمام‌ مي‌شود. حدود20 دقيقه‌ معطل‌ شدم‌. پس‌ از خاتمه‌ جلسه‌،چهره‌هاي‌ آشنايي‌ از چند سازمان‌ و نهاد ديگر راكه‌ به‌ دليل‌ حرفه‌ام‌ از نزديك‌ با آنها مصاحبه‌داشتم‌، از اتاق‌ آقاي‌ دكتر بيرون‌ آمدند، بعدمتوجه‌ شدم‌ اين‌ مجموعه‌ خودشان‌ يك‌ شركت‌ وانجمن‌ فرهنگي‌ تشكيل‌ داده‌اند كه‌ اتفاقا استاد من‌مدير آن‌ شركت‌ است‌ و جلسه‌ ماهيانه‌شان‌ در اتاق‌كنفرانس‌ آقاي‌ مديرعامل‌ تشكيل‌ مي‌شود و البته‌خرج‌ پذيرايي‌ آقايان‌ هم‌ برعهده‌ سازمان‌ متبوع‌آقاي‌ مديرعامل‌ است‌.
    دو روز بعد، قرار ديگري‌ با هم‌ داشتيم‌ در يكي‌از سازمان‌هاي‌ فرهنگي‌ و چند رو زبعد نشستن‌ دريكي‌ از دفاتر رسانه‌اي‌ كه‌ در اولي‌ استاد راهنماي‌من‌ مشاور مديرعامل‌ و در دومي‌ مديرمسئول‌تحريريه‌ بود. از او پرسيدم‌، امكانش‌ هست‌ در يكي‌از اين‌ نهادهاي‌ تحت‌ خدمت‌، جاي‌ كاري‌ براي‌من‌ وجود داشته‌ باشد. او گفت‌، متاسفانه‌ اين‌روزها كار محدود است‌ و متقاضي‌ زياد، اما تلاشم‌را مي‌كنم‌ و اگر خبري‌ شد، حتما خبرت‌ مي‌كنم‌.
    البته‌ هيچ‌ وقت‌ از آن‌ استاد محترم‌ خبري‌ نشدو من‌ بالاخره‌ پايان‌ نامه‌ام‌ را دفاع‌ كردم‌.
    «شيوا چادر شب‌ فروش‌» فارغ‌ التحصيل‌رشته‌ تغزيه‌، كه‌ اخيرا از طريق‌ اينترنت‌ توانسته‌ براي‌ ادامه‌ تحصيل‌ و كار در دانشگاه‌ «مك‌گيل‌»كانادا پذيرش‌ دريافت‌ كند، در اين‌ باره‌ مي‌گويد:روزي‌ كه‌ با رتبه‌ خوب‌ در اين‌ رشته‌ قبول‌ شدم‌ واقعا با علاقه‌ تمام‌ سعي‌ كردم‌ به‌ طور همزمان‌ دريكي‌ دو كارخانه‌ محصولات‌ غذايي‌ كه‌ آشناياني‌داشتم‌ كارآموزي‌ كنم‌ و تصور مي‌كردم‌ بعد ازكارآموزي‌، جذب‌ همان‌جاها مي‌شوم‌، اما چون‌متاسفانه‌ آشنايان‌ من‌ پارتي‌هاي‌ وزيني‌ نبودند،نتوانستم‌ عليرغم‌ داشتن‌ سابقه‌ كار و مدرك‌ ليسانس‌مشغول‌ شوم‌، بعد براي‌ مدتي‌ سعي‌ كردم‌ اين‌جا وآن‌جا همچنان‌ به‌ عنوان‌ كارآموز مشغول‌ شوم‌، كه‌البته‌ هر كدام‌ شش‌ ماه‌ بيشتر دوام‌ نداشت‌،دست‌آخر، منشي‌گري‌ يك‌ شركت‌ پخش‌ موادغذايي‌ را به‌ من‌ پيشنهاد كردند كه‌ گفتم‌ اين‌ چه‌ربطي‌ به‌ تحصيلم‌ دارد؟...گفتند فعلا همين‌ است‌،مدتي‌ سعي‌ كردم‌ به‌ دليل‌ علاقه‌ زياد و توانايي‌ام‌در ترجمه‌ يكي‌ دو كتاب‌ رشته‌ تحصيلي‌ام‌ راترجمه‌ كنم‌، اما باز هم‌ براي‌ يافتن‌ يك‌ ناشر وحمايت‌كننده‌ با مشكل‌ مواجه‌ شدم‌.
    «فريد صباحي‌» فارغ‌ التحصيل‌ رشته‌ ارتباطات‌مي‌گويد: از ابتداي‌ تحصيل‌ در چند نشريه‌ مشغول‌بودم‌، چون‌ نشريات‌ هيچ‌ كدام‌ حقوق‌ ثابت‌ يا بيمه‌نداشتند... يكي‌ دو تاي‌ آن‌ كه‌ تعطيل‌ شد، كاري‌در يكي‌ از شركت‌هاي‌ تبليغاتي‌ به‌ من‌ پيشنهاد شدو همزمان‌، بازهم‌ به‌خاطر درآمد اندك‌ مجبورشدم‌ در اداره‌ پست‌ به‌صورت‌ روزمزد فعاليت‌كنم‌. خيلي‌ از همكارانم‌ كه‌ در آنجا روزمزدي‌ كارمي‌كردند، مجبور بودند به‌خاطر دادن‌ آمار بالا ودريافت‌ پورسانت‌ و مزد بيشتر از كار بدزدند.چون‌ كار ديگري‌ نداشتند...در چنين‌ شرايطي‌نوشتن‌ گزارش‌ و مطلب‌ و دنبال‌ سوژه‌ رفتن‌ وتحقيق‌ كردن‌ واقعا مشكل‌ بود. بدتر از همه‌ آن‌ بودكه‌ اغلب‌ اين‌طرف‌ و آن‌طرف‌ در بعضي‌ سازمان‌هاو ادارات‌ با برخي‌ از همكلاسي‌هايم‌ كه‌ اتفاقاپارتي‌ ويژه‌اي‌ داشتند، برخورد مي‌كردم‌ كه‌ برمسند چند شغل‌ كليدي‌ تكيه‌ زده‌اند در حالي‌كه‌سوادشان‌ از بقيه‌ گاه‌ نه‌ تنها بيشتر نبود، بلكه‌ كمترهم‌ بود.
    به‌ نظر اين‌ درد بزرگي‌ست‌ كه‌ آدم‌ تمام‌ آنچه‌را كه‌ بايد، براي‌ رسيدن‌ به‌ موفقيت‌ در خود جمع‌آورد، اما امكان‌ استفاده‌ از آن‌ هرگز مهيا نشود.وقتي‌ به‌ هر دري‌ مي‌زني‌ آنچه‌ مي‌خواهي‌نمي‌يابي‌، كم‌ كم‌ اعتماد به‌ نفست‌ را از دست‌مي‌دهي‌... در يكي‌ از همين‌ جاهايي‌ كه‌ مشغول‌بودم‌، خودم‌ مي‌ديدم‌ كه‌ چگونه‌ جوانان‌تحصيل‌كرده‌ و ماهر به‌ كار، به‌ خاطر بستن‌ قرار دادقطعي‌ و دريافت‌ چند هزار تومان‌ بيشتر زير آب‌يكديگر را مي‌زدند و يا تن‌ به‌ برخي‌ رويه‌هاي‌غيراخلاقي‌ مي‌سپردند.
    «دكتر عنايت‌ ا...ميرورزنده‌» جامعه‌ شناس‌ وفارغ‌ التحصيل‌ دانشگاه‌ «كاليفرنيا» طي‌ مصاحبه‌اي‌در خصوص‌ مشكلات‌ و مصائب‌ جوانان‌ امروزمي‌گويد: نهادهاي‌ اجتماعي‌ همان‌گونه‌ درشكل‌گيري‌ شخصيت‌ و آرمان‌گرايي‌ نوجوانان‌ وجوانان‌ موثرند كه‌ خانواده‌ و نهاد آموزش‌ وپرورش‌ و از آنجايي‌ كه‌ هنوز در كشورما همه‌خانواده‌ها به‌ آن‌ بالندگي‌ و تفكر كافي‌ در شناخت‌روانكاوانه‌ با فرزندان‌ خود دست‌ نيافته‌اند وهمچنان‌ نيازمند تعليمات‌ ويژه‌اند، اين‌ مهم‌ بردوش‌ نهاد آموزش‌ و پرورش‌ است‌.


منابع :


توضیح المسائل، مسئله 2252.
18ـ محمدتقى فلسفى، همان، ص99.
19ـ سید احمد احمدى، همان، ص19ـ18.
20ـ محمدتقى فلسفى، همان، ص107.
21ـ دبس، مراحل تربیت، ص162.
22ـ سید احمد احمدى، همان، ص22.
23ـ همان، ص163.
24ـ كنزالعمال، ج15، ص776.
25ـ همان، ص775.
26ـ سید احمد احمدى، همان، ص28.
27ـ همان، ص29.
28ـ جان براد شاد، من ـ كودك ـ من، ترجمه دكتر داود محب على، ص294.
29ـ محمدعلى سادات، راهنماى پدران و مادران، ج1، ص30.
30ـ سید احمد احمدى، همان، ص20.
31ـ على اصغر حقانى، روان شناسى رشد و نوجوانان، ص62.
32ـ جان براد شاد، همان، ص291.
33ـ اسماعیل بیابانگرد، روش هاى افزایش عزت نفس در كودكان و نوجوانان، ص63.
34ـ همان، ص64.
35ـ غررالحكم و دررالكلم، ج5، ص398.

طراحی سایت : سایت سازان