میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

ولايت فقيه از ديدگاه شيعه و سني


کد محصول : 100027 نوع فایل : word تعداد صفحات : 177 صفحه قیمت محصول : 13000 تومان تعداد بازدید 218

فهرست مطالب و صفحات نخست


ولايت فقيه از ديدگاه شيعه و سني

فهرست مطالب
عنوان
چكيده
مقدمه
فصل اول: ولايت در قرآن
مقدمه
1-1 ولايت خدا بر مخلوقات
1-1-1 معناي لغوي ولايت
1-1-2 معناي لغوي ولي
1-1-3  معناي اصطلاحي ولايت
1-1-4 معناي اصطلاحي وليّ
1-1-5 واژه ولايت در قرآن
1-1-7 ولايت تكويني خداوند
1-1-8 ولايت تشريعي خداوند
1-1-9 تفاوت ولايت تكويني و تشريعي خداوند
1-1-10 ولايت عام
1-1-11 ولايت خاص
1-1-12 ولايت خاصه با واسطه و بي‌واسطه
1-1-13 ولايت اخصّ
1-2 ولايت مخلوق نسبت به هم
1-2-1 ولايت بشري يا ولايت انسان‌ها نسبت به يكديگر
1-2-2 ولايت خاص رسول اكرم (ص) و مؤمنيني كه در حال ركوع در راه خدا انفاق مي كنند.
1-2-3 ولايت مؤمنين بر مؤمنين
1-2-4 ولايت اصناف خاص فقهي
1-2-5 ولايت كافران بر مؤمنين
1-2-6 ولايت ملائكه بر انسان‌ها
1-2-7 ولايت شياطين نسبت به انسان
1-2-8 نمودار بحث ولايت در رسالة حاضر
فصل دوم: ولايت و رابطة آن با امامت
مقدمه
2-1 امامت
2-1-1 امام در لغت
2-1-2 معاني امام در قرآن
2-1-3 امامت نزد اماميه
2-1-4 رابطة وليّ، نبيّ و رسول
2-1-5 فرق بين رسول و نبي و امام
2-1-6 مقام ولايت قابل وصول براي همگان است
2-1-7 امامت و تشيع
2-1-7-1 اهميت امامت
2-1-8 تحكيم ولايت
2-2 وصايت و غدير خم
2-2-1 عقيدة وصايت و جانشيني حضرت علي (ع)
2-2-2 حديث يوم الدّار
2-2-3 حديث منزلت
2-2-4 حديث غدير
2-2-5 حديث ثقلين
2-2-6 حديث لوح
2-2-7 ولايت تشريعي و تكويني در نبوت و امامت
2-2-8 انواع ولايت تشريعي
2-2-8-1 تفويض تشريع احكام
2-2-8-2 زعامت سياسي و اجتماعي
2-2-8-3 ولايت در اموال عمومي
2-2-8-4 مرجعيت در معارف و احكام اسلام
2-2-9 ولايت تكويني
2-2-10 علي (ع) و مسئلة وصايت از ديد عرفاني اهل سنّت
2-2-11 واقعة غدير خم
2-2-12 غديريه‌ها
2-3 ولايت فقيه
2-3-1 ولايت فقيه از نظر شيعه
2-3-2 سخني از مرحوم آيت الله بروجردي (ره)
2-3-3 نظر امام خميني (ره) دربارة ولايت فقيه
2-3-4 ولايت اعتباري
2-3-5 ولايت تكويني امام معصوم از ديدگاه حضرت امام خميني (ره)
2-3-6 نظر شيخ مفيد (ره)
2-3-7 نظر شيخ مفيد (ره) دربارة اقامة حدود
2-3-8 نظر محقق كركي (ره)
2-3-9 ديدگاه قرآن و حديث دربارة حكومت فقيه
2-3-9-1 حديثي از اهل سنّت دربارة خلافت
فصل سوم: آيات ولايت در تفاسير شيعه و سنّي
مقدمه
3-1 آية كمال دين و اتمام نعمت
3-1-1 زمان و سبب نزول آيه
3-2-1 آية ولايت
3-1-3 زمان و سبب نزول آيه
3-1-4 آية تبليغ
3-1-5 زمان و سبب نزول آيه
3-1-6 اشعار صفي عليشاه در شأن آيات مذكور
3-2 ولايت در نهج‌البلاغه
 
چكيده
ولايت يكي از اركان مهم دو مذهب تشيع و تسنن مي باشد و از ديدگاه‌هاي گوناگون قابل بررسي است. در اين پايان‌نامه، مقايسه اي اجمالي صورت گرفته و آراي شيعه و اهل سنت در مورد ولايت بيان گرديده و سعي شده بدون ترجيح نظر يك مذهب بر مذهب ديگر، فقط آراي موافق و مخالف مطرح شود؛ و نيز انواع ولايت در قرآن و مفاهيم و مصاديق آن با عنايت به آيات شريفه‌اي كه در ارتباط با ولايت، مورد بحث مي باشند مدنظر بوده است.
از جمله نتايج به دست آمده از اين تحقيق مي توان به موارد زير اشاره نمود:
1. توجه و حساسيت فوق العادة پيروان مذهب اماميه نسبت به امر ولايت و پافشاري در اثبات حقانيت اعتقاد خويش.
2. استدلال و نظم فكري اسماعيليه براي اثبات ادعايشان در مورد جانشيني امام جعفر صادق (ع) و سلسلة امامان مستور.
3. عقيدة شيخيه در مورد ركن رابع و وجه اختلافي كه در مورد اعتقاد به وجود امام عصر (عج) با اماميه دارند.
4. اصالت مهدويت در ميان پيروان مذهب اماميه و اهل سنت و وجه اختلاف بين اين دو مذهب دربارة غيبت امام عصر (عج).
5. وجه اشتراك همة عرفاي سني و شيعه دربارة ولايت علي (ع) و صلح كلي كه در امر خاتم‌الاوليا دارند.
6. آشنايي مختصر با نظرات محيي‌الدين ابن عربي دربارة ولي، ولايت و ختم الاوليا.
 
مقدمه
مسئلة ولايت يكي از اساسي ترين و ريشه‌اي‌ترين مسائلي است كه گسترة آن تمامي دايرة دين، از هدايت ظاهري و باطني، عبادي و اجتماعي تا زعامت و خلافت و ... را در بر مي گيرد.
در باور تشيع و عرفان اسلامي ولايت همچون روحي در كالبد دين است كه بدان حيات و زندگي مي بخشد؛ زيرا قوام و استمرار دين، همچنين حيات ديني پيروان آن در گرو وجود كسي است كه پاسدار حدود و مرزهاي آن باشد و لازمه اين معنا آن است كه چنين شخصي، خود عالم و عارف به تمامي اين حدود و قوانين آن باشد و اين تنها براي كسي حاصل است كه به نهايت درجة قرب به حق رسيده و صاحب مقام ولايت مطلقة الهي باشد تا بدين وسيله بتواند از مبدأ هستي، علوم و معارف ديني را اخذ نمايد. چنين فردي نزد شيعه، تنها شخص امام معصوم (ع) و نزد اهل سنّت حضرت رسول اكرم (ص) و نزد عرفا، وليّ كامل محمّدي (ص) است. كمتر كسي است كه از اهميت مسئله ولايت در ديدگاه اعتقادي شيعه، هر چند اجمالاً، مطلع نباشد، بلكه حتي به عقيده برخي، تشيع و ولايت مرادف با يكديگرند، به گونه اي كه اطلاق يكي، ديگري را در ذهن تداعي مي نمايد و شايد اگر بگوييم ولايت در عرفان، بخصوص در مكتب ابن عربي نيز داراي چنين اهميتي است، گزاف نگفته ايم.
همانطور كه در تشيع، ولايت، باطن دين و سرّ عبادات است، در عرفان نيز ولايت، باطن و اساس جميع كلمات انساني و سرآغاز رسيدن به مراتب عالي اين كمالات است كه اين، نيز همان غايت دين مي‌باشد، پس نزد عرفا نيز ولايت، باطن و اصل دين است. همچنانكه در تشيع به مقتضاي آية شريفة واذ ابتي ابراهيم ...  ، مقام امامت رسول برتر از نبوت و رسالت اوست، در عرفان نيز مرتبه ولايت او برتر از نبوت و رسالتش مي باشد.
همانطور كه در تشيع، امام و ولي كامل، واسطة در فيض الهي است، در عرفان نيز جميع نعمات الهي ابتدا بر انسان كامل و سپس به واسطة او بر حقايق عالم نازل مي شود.
و نيز همچنانكه در تشيع، وجود امام و  حجّت حق سبب تعادل نظام هستي، بلكه عامل برپايي و قوام آن مي باشد و حديث شريف «لو لا الحجته لساحت الارض باهلها»  به آن اشاره دارد در عرفان نيز بقاي ولي كامل محمدي (ص) سبب بقاي اين عالم است، همچنانكه رحلت او از دار دنيا، سبب زوال آن مي باشد.
همانطور كه ملاحظه مي شود جوهرة بحث ولايت در عرفان، قابل قياس و حتي تطبيق با ديدگاه تشيع در اين باره است، اگرچه احياناً در بيان صاحب نظران شيعي و غيرشيعيِ آن در تعيين مصداق، اختلاف نظر وجود داشته باشد.
طرح اين گونة مسئلة ولايت در عرفان، ظاهراً از حكيم ترمذي آغاز گرديده است. وي اولين كسي است كه عليرغم سنّي بودنش دربارة حقيقت ولايت و مراتب آن مطابق با ديدگاه شيعه، سخن رانده و آن را در جهان بيني عرفاني داخل نموده است.
ابن عربي كه خود از برجسته ترين عرفاي متأخر است، تحت تأثير شديد اين حكيم عظيم الشأن قرار گرفت و مباحث ولايت او را شايد بتوان گفت در حدي افراطي تر از وي، طرح و گسترش داد و دامنة آن را تا عالم غيب نيز كشاند، چنانكه حقيقت ولايت مطلقة الهي را از آنِ حقيقت محمدي (ص) مي داند كه در نظر وي، اولين تعيّن و برترين مظهر و مجلاي حق، همچنين سبب و غايت و غرض از آفرينش ماسوي است.
موضوع مورد بحث در اين رساله، «ولايت از ديدگاه دو مذهب تشيّع و تسنّن» مي باشد و غرض از آن، به هيچ وجه، ترجيح نظر يك مذهب بر ديگري نيست، بلكه مقصود بيان نظريات اين دو مذهب دربارة موضوع مذكور است.
بنابراين، موضوع و هدف اصلي اين تحقيق بررسي ولايت در اسلام است، اعم از آراء مذهب تشيع كه خود شاخه هاي متعدد دارد و نيز ديدگاههاي اهل سنّت.
بديهي است كه با در نظر گرفتن ابعاد مختلفي كه ولايت در اسلام و قرآن دارد و با عنايت به اينكه تحقيق مستقلي در اين موضوع صورت نگرفته و اين اثر، اولين تحقيقي است كه به بررسي ولايت از ديدگاه‌هاي مختلف، از جمله قرآن، عرفان، فرق معروف شيعه و عقايد اهل سنّت مي‌پردازد، وجود كاستي ها در اين اثر، چندان دور از انتظار نيست و ادامه و تكميل آن نياز به تحقيقات مفصل بعدي دارد كه اميد است از اين پس، در اين مسير انجام شود.
انگيزة نگارنده از انتخاب اين موضوع، محوري و مهم بودن بحث ولايت در ميان مسلمانان عموماً و شيعيان خصوصاً و در ميان عرفا به طور اخصّ است، چرا كه هميشه اين سئوال ذهن نگارنده را به خود مشغول كرده كه آيا ولايت مورد بحث در شيعه، همان ولايت مورد نظر در عرفان است يا نه. و مطلب ديگري كه برايم سئوال برانگيز بود نوع اعتقاد به مهدويت نزد اهل سنّت و تفاوت آن با مهدويت مطرح در تشيّع بود و همين عوامل مرا بر آن داشت تا اين موضوع را براي تحقيق برگزينم.
روش تحقيق در اين مجموعه، كتابخانه اي بوده و اين پايان نامه با يادداشت برداري از منابع موجود تهيه شده است.
از جمله مهمترين محدوديت ها و دشواري هايي كه در مسير وجود داشت، سختگيري هاي مسئولات كتابخانه ها براي استفاده از كتابهاي موردنياز بود. مثلاً كتابخانة دايره‌المعارف بزرگ اسلامي در يك روز (از ساعت 8 صبح تا 6 بعدازظهر) فقط اجازة استفاده از هشت جلد كتاب را به متقاضي مي داد، و اين در حالي بود كه مي بايست قبلاً براي ورود به محوطة كتابخانه از دانشكدة محل تحصيل معرفي نامة رسمي ارائه مي داديم و يا در كتابخانة حسينية ارشاد فقط مجاز به دريافت چهار جلد كتاب بودم و تنها كتابخانه اي كه هيچ محدوديتي از نظر تعداد كتاب قابل نبود كتابخانة دانشكدة الهيات واحد تهران شمال بود كه در اينجا از همكاري مسئولين آن مركز صميمانه قدرداني مي نمايم.
مطلب ديگر كه دربارة كتابخانة قابل ذكر است اين است كه همة كتابخانه ها معرفي نامة رسمي طلب مي كنند و جالب اينكه كتابخانة دايره المعارف با آن معرفي نامه، كارت مقوت دوماهه صادر مي كرد ولي حسينية ارشاد كارت موقت دو ورزه! و تصور اينكه با ترافيك شهر تهران و مسيرهاي دور، يك دانشجو بايد چند روز در هفته به كتابخانه ها مراجعه نمايند تا بتواند مطالب مورد نظر را از كتب مورد نياز به دست آورد خود داستاني مفصّل دارد.
مشكل ديگر اينكه، كتاب هاي اهل سنّت، عموماً به زبان عربي تأليف شده اند و گاه با مبتني بسيار سنگين، لذا براي ترجمة يك صفحه از يك كتاب گاهي ساعت ها وقت صرف مي شد.
در پايان، اين اميدواري براي اينجانب وجود دارد كه جويندگان حقيقت و كساني كه پيگير موضوع اين تحقيق هستند، با صبر و حوصله و تلاشي جدّي تر، اين بحث را مورد مطالعه و تحقيق و تدبّر قرار دهند و تحقيقات وسيع تر و كامل تري را ارائه نمايند.
اثر حاضر مشتمل بر اين فصول است:
اولين فصل به مبحث «ولايت در قرآن» اختصاص داده شده كه مشتمل بر دو بخش است، بخش اول دربارة ولايت خدا بر مخلوقات و بخش دوم ولايت مخلوق نسبت به هم مورد بررسي قرار گرفته. عنوان دومين فصل اين اثر «ولايت و رابطة آن با امامت» مي باشد كه شامل سه بخش است: بخش اول در مورد امامت، بخش دوم دربارة وصايت و غدير خم و بخش سوم به ولايت فقيه پرداخته است.
فصل سوم با عنوان «آيات ولايت در تفاسير شيعي و سنّي» كه مشتمل بر دو بخش مي باشد. بخش اول آيه اكمال دين، آية ولايت، آية تبليغ و بخش دوم ولايت در نهج البلاغه ناميده شده است.
چهارمين فصل اين اثر تحت عنوان «ولايت از ديدگاه بعضي فرق معروف شيعه» و شامل پنج بخش مي باشد: اسماعيليه، شيخيه، كيسانيه، زيديه و غلاه شيعه.
فصل پنجم با عنوان «ولايت در عرفان» كه مشتمل بر سه بخش است: بخش اول ديدگاه عرفا دربارة ولايت، بخش دوم نظريات ابن عربي دربارة ولايت و بخش سوم به بحث دربارة انسان كامل پرداخته است.
ششمين فصل اين اثر دربارة «ختم ولايت از نظر تشيع و تسنن» مي‌باشد كه شامل سه بخش است: بخش اول مهدي در تشيع، بخش دوم اعتقاد به مهدويت از ديدگاه اهل سنت و بخش سوم غلاه و مهدويت را مورد بررسي قرار مي دهد.
و در پايان، نتيجه گيري، پيشنهادها و ... به اختصار گنجانده شده است.
با مروري گذرا بر موضوعات مندرج، محدودة پژوهشي خود را مشخص كرديم تا شيفتگان ولايت با زمينة فكري مناسب به كندوكاو در اين مجموعه بپردازند.
 
فصل اول

ولايت در قرآن
 
1-1 ولايت خدا بر مخلوقات

1-2 ولايت مخلوق نسبت به هم

مقدمه

در اين فصل به معناي لغوي و اصطلاحي وليّ و ولايت پرداخته شده و سپس ولايت با توجه به آيات شريفة قرآن، تقسيم بندي شده و تحت دو عنوان كليِ «ولايت خدا» و «ولايت مخلوق» مورد بررسي قرار گرفته است.
 
1-1 ولايت خدا بر مخلوقات

1-1- معناي لغوي ولايت

واژة ولايت به فتح واو به معناي نصرت و ياري و به كسير واو به معناي امارت و توليت است. ولايت مأخوذ از ولي به معني قرب هم استعمال شده است. مطابق اين معنا، ولايت داراي معناي عامي مي شود كه شامل هر نوع قرب و نزديكي است. چنانكه راغب مي گويد: وَلاء و توالي آن است كه دو چيز چنان باشند كه ميانشان چيز ديگري نباشد و به طور استعاره به نزديكي، وَلاء و توالي گويند خواه در مكان باشد يا صداقت يا نصرت يا اعتقاد.[1]

از اين رو مي توان گفت كه معناي قرب، معناي عامي است كه شامل تمامي معاني ديگر ولايت مي شود و شايد نظر بعضي كه قائلند وَلايت و وِلايت هر دو به يك معني مي باشند در واقع ناظر به همين معنا باشد و فقط به جهت تفاوت ميان معاني فرعي آنها، يكي را فتحه و يكي را كسره داده اند. اين نظر با توجه به اشتراك اين دو، در معاني ديگرشان قوّت بيشتري مي يابد. همچنانكه وَلايت به فتح واو را به دوست داشتن، دوست شدن، ياري دادن، دست يافتن بر چيزي و  تصرف كردن در آن، پادشاهي راندن و تسلط پيدا كردن؛ و ولايت به كسر واو را به والي شدن، قدرت، سلطان و پادشاهي نيز معنا كرده اند.[2]
 
1-1-2 معناي لغوي ولي

ولي به معناي سرپرست و اداره كنندة امر و نيز به معني دوست و ياري كننده مي آيد. ولي از وَلْيْ است به معني نزديكي بدون فاصله و او كسي است كه به تدبير امور از ديگري احق و سزاوار است. به رئيس قوم والي گويند كه به تدبير و امر و نهي امور، نزديك و مباشر است.[3]
 
1-1-3 معناي اصطلاحي ولايت

ولايت در اصطلاح به معناي قيام عبد به حق است. يعني اخلاق او به اخلاق الهي و اوصاف او به اوصاف الهي مبدل گردد و اين امر وقتي محقّق مي شود كه حضرت حق، متولّي امور او گردد تا آنكه او را به غايت قرب و تمكين برساند. چنانكه در حديث قدسي است.

هنگامي كه خدا، در شب اسراء پيامبر را به ميهماني پذيرفت، پيامبر از خدا سئوال كرد: پروردگارا! منزلت مؤمن نزد تو چگونه است؟ خدا در جواب فرمود: اي محمد! آن كس كه وليّ‌اي از اولياي مرا اهانت نمايد، آشكارا با من به ستيز برخاسته است و من براي نصرت اولياي خود از هر چيزي سريع‌تر و شتابان‌ترم. هيچ بنده‌اي از بندگانم با وسيله اي محبوب تر از انجام فرايض به من تقرّب نمي جويد. اگر او محبوب من و من محبّ او شدم، همة مجاري ادراكي و تحريكي او را به عهده مي گيرم، بنابراين اگر او مي فهمد با نور علمي من مي‌فهمد.[4]

به طور كلي ولايت در اصطلاح عبارت است از قرب و نزديكي به خداوند.[5]

  1-1-4 معناي اصلاحي وليّ

وليّ در اصطلاح، كسي است كه حق تبارك و تعالي به موجب آية و هو يتولّي الصّالحين[6] متولّي امور او گرديده است و وي را از عصيان و خذلان كه نتيجة ارتكاب به معاصي است حفظ مي كند و او را به مرتبة كمال رجال مي‌رساند. يعني مرتبة رجال لاتلهيهم تجاره ولابيع عن ذكر الله[7] و رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه[8].

قشيري در رسالة خود دربارة ولي دو احتمال مي دهد: ولي بر وزن فعيل است كه يا به معناي فاعلي آن است و بدين معنا بر كسي اطلاق مي شود كه همواره در طاعت الهي مي باشد بدون آنكه از او معصيتي سربزند و يا به معناي مفعولي آن مي باشد كه در اين صورت به معناي كسي است كه حق تعالي همواره حفظ و حراست او را از ارتكاب به معاصي به عهده گرفته است. همانطور كه آية شريفة و هو يتولي الصالحين به آن اشاره دارد.

ابن عربي در تعريف اولياء چنين مي گويد: همانا اولياء كساني اند كه حضرت حق جل جلاله نصرت و ياري آنها را در مقام مجاهدة با دشمنان چهارگانه يعني هوي، نفس، دنيا و شيطان به عهده گرفته است.[9]
  
1-1-5 واژة ولايت در قرآن

در قرآن كريم 233 بار مشتقات مختلف ماده «ولي» به كار رفته است. از اين تعداد 110 بار به صورت فعل (ماضي – مضارع – امر) و 123 بار به صورت اسم به كار رفته است. در نزديك به نيمي از استعمالات قرآني واژه هاي خانوادة ولايت به معناي لغوي به كار رفته اند، و به دور از اصطلاحات فني عرفاني، كلامي و فقهي ولايت مي باشند. بر اساس موارد استعمال قرآني، مراد از ولايت، نحوه اي نزديكي بدون فاصله بين دو شيء است كه موجب نوعي حق تصرف و مالكيت تدبير در غير مي شود. در ولايت نوعي اولي و احق بودن به غير از خود او نهفته است. در كلي ترين تقسيم، ولايت در قرآن به دو قسم ولايت ايجابي و ولايت سلبي تقسيم مي شود. مراد از ولايت ايجابي، ولايتي است كه از سوي قرآن كريم به رسميت شناخته شده، تجويز شده و بالاتر از آن از پيروان قرآن كريم خواسته شده آن را بپذيرند و از بركات دنيوي و اخروي آن بهره‌مند شوند. دخول در حوزة ولايت ايجابي از لوازم دينداري و خداپرستي است. و ولايت سلبي نيز ولايتي منفي است و چنين ولايتي نقطة ولايتي نقطة مقابل تديّن و مسلماني است و جامعة قرآني جامعه اي است كه از اين ولايت مورد نهي قرآن به درآمده باشد.

ولايت ايجابي در قرآن كريم از حيث اقسام صاحبان ولايت به سه قسم تقسيم مي شود:

ولايت الهي (ولايت خداوند بر ماسوي)، ولايت ملكي (ولايت فرشتگان بر آدميان) و ولايت بشري (ولايت آدميان).
 

1-1-6 ولايت خداوند تعالي

خداوند متعال صاحب دو گونه ولايت است: ولايت تكويني و حقيقي، و ولايت تشريعي و اعتباري. ولايت تكويني يعني تصرّف در همة اشياء و تدبير امر خلق هرگونه كه اراده كند.[10]

در قرآن، آياتي كه ولايت تكويني و تشريعي خداوند را بيان مي كند دو دسته هستند. بعضي آيات هم ولايت تكويني را بيان مي كند و هم ولايت تشريعي را از جمله، آية معروف به آيه الكرسي است كه مي فرمايد:

الله وليّ الذين آمنوا يخرجهم من الظّلمات الي النّور[11]

خدا ياري دهنده و دوستدار كساني است كه ايمان آورده اند، آنان را از تاريكي ها بيرون مي آورد و به سوي روشنايي مي برد.

و بعضي آيات فقط ولايت تشريعي را بيان مي نمايد. به اين صورت كه خداوند با وضع قوانين نوراني، انسان ها را از ظلمت به نور هدايت مي كند، چنانكه قرآن را نور ناميده و فرموده:

كتاب انزلناه إليك لتخرج الناس من الظلمات الي النّور باذن ربّهم إلي صراط العزيز الحميد.[12]

اين كتابي است كه آن را بر تو فرو فرستاديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكي‌ها به روشنايي درآوري، به راه خداي بي‌همتاي ستوده.

بنابراين خداوند با وضع قوانين و احكام نوراني و ابلاغ آنها، ولايت خود رانسبت به مؤمنان اعمال مي كند.

قرآن كريم از ولايت انحصاري خدا بر جهان و انسان سخن مي گويد و مي‌فرمايد ولايت منحصراً از آن خداست:

فالله هو الوليّ.[13]

و در بعضي آيات مي فرمايد براي انسان ولي و ياوري جز خدا نخواهد بود:

و ما لكم من دون الله من وليّ و لا نصير[14]

و در آياتي مي فرمايد: خدا ولي مؤمنان و متّقيان است:

والله ولي المؤمنين[15]

والله ولي المتّقين[16]

و همچنين آياتي كه مي فرمايد: غيرخدا را ولي خود اتّخاذ نكنيد زيرا آنها مالك نفع و ضرر خود نيستند:

قل افاتخذتم من دونه اولياء لايملكون لانفسهم نفعاً و لاضراً[17]

 

1-1-7 ولايت تكويني خداوند

1. علم مطلق خداوند.

ولي كسي است كه از كار مولّي عليه آگاهي داشته باشد. كسي كه از ديگري بي خبر است بر او ولايت ندارد و خداوند عليم مطلق است پس ولايت براي او ثابت است.

2. قدرت مطلقه

وليّ كسي است كه قدرت ادارة مولي عليه را داشته باشد. اولياي دروغين به دليل اينكه در آفرينش نقشي نداشته اند هرگز ولي نيستند و چون خدا، قادر مطلق است ولايت بر همه چيز در انحصار اوست.

3. مالكيت مطلقة الهي

كسي مي تواند ولايت ديگران را به عهده گيرد كه اولاً خالق آنها بوده و ثانياً مالك نفع و ضرر آنها باشد. چون خدا هم خالق نظام هستي و انسان‌هاست و هم مالك نفع و ضرر آنها، بر همگان ولايت مطلقه دارد.[18]

 
1-1-8 ولايت تشريعي خداوند

انسان به مقتضاي حكمت الهي براي هدفي آفريده شده است. هدف خلقت انسان در دنيا، به دليل اينكه دار تزاحم است تحقق پيدا نمي كند. از اين رو هدف خلقت با حيات جاودان محقق مي شود. براي نيل به هدف راهي لازم است تا با طي كردن به هدف نايل شود و راهي كه انسان را به هدف مي رساند دين و صراط مستقيم الهي است. دين مجموعة قوانين است كه با آن هدف هماهنگ است. تنها كسي مي تواند دين را براي انسان وضع كند كه از آن هدف، يعني معادِ انسان آگاهي داشته باشد و خدا تنها كسي است كه از معاد انسان آگاه است، پس فقط او مي تواند قوانين را براي تربيت انسان در جهت نيل به آن هدف مقرر كند.

جهل انسان نسبت به معاد و قيامت موجب شده است كه خداوند رسول خود را براي همة جهانيان مبعوث كند:

و ما اَرسلناك اِلّا كافه للنّاس[19]

ما  تو را جز براي عموم مرد نفرستاديم.

و چيزهايي را به انسان تعليم دهد كه آموختن آن مقدور انسان نباشد چنانكه مي فرمايد:

كما ارسلنا فيكم رسولاً منك يتلوا عليكم اياتنا و يزكيكم و يعلمكم الكتاب و الحكمه و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون[20]

چنانكه پيامبري از خودتان به ميانتان فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را پاكيزه گرداند و كتاب و حكمت را به شما بياموزد و چيزهايي به شما ياد دهد كه نمي دانستيد.

زيرا علوم بشري هرچه ترقي كند در محدوده عالم طبيعت است اما علم به معاد و حقايق اشياي آن چنانكه در برزخ و قيامت آشكار مي شود، علمي است كه علوم انساني و دانش تجربي قادر به تحصيل آن نيست، تنها راه دانستن اين علوم، شهود غيب است كه به وحي و الهام الهي حاصل مي شود.

 

1-1-9 تفاوت ولايت تكويني و تشريعي خداوند

بايد توجه داشت كه بين ولايت تكويني و تشريعي فوق است؛ زيرا ولايت تشريعي خدا، عام و نسبت به مؤمن و كافر يكسان و فراگير است. اما ولايت تكويني خدا، بعضي عام و بعضي خاص و بعضي اخص است.

1-1-10 ولايت عام

ولايت عامّة خداوند همراه با ربوبيت مطلقه خداوند است، همان طور كه ربوبيت خدا عام است و همة موجودات را تحت پوشش خود قرار مي‌دهد، ولايت خدا نيز عام است و همه موجودات را در بر مي گيرد. مؤمنان، كفار و حتي شيطان و همة موجودات عالم هستي تحت ولايت خدا قرار دارند و به دليل مخلوق بودنشان به خدا نياز دارند و در برابر او ذليل هستند. البته اين ولايت تكويني عام است كه انسان و غيرانسان را تحت پوشش قرار مي دهد.

اما ولايت تشريعي عام، مخصوص انسان است و عموميت آن به اعتبار اشتمال او بر مؤمن و غيرمؤمن است. به بياني ديگر، ولايت تشريعي خداوند نسبت به همة انسان ها، چه كافر و چه مؤمن، يكسان است؛ يعني هر فرد عاقل و بالغي تحت ولايت تشريعي خداوند قرار دارد؛ زيرا كفار و منافقان، همانند اهل ايمان، در برابر اصول دين موظّف به اعتقاد و در برابر فروع دين مكلّف به انقياد هستند.

 

1-1-11 ولايت خاص

ولايتي كه مختص مؤمنان است، زيرا خداست كه توفيق پيمودن راهي را كه بر اساس ولايت تشريعي ارائه كرده، به مؤمنان اعطا كرده است. كشش و علاقه به انجام تكاليف شرعي يك امر وجودي است كه از سبب خاص سرچشمه مي‌گيرد. بنابراين كساني كه از ارتباط با آن سبب محروم باشند، هرگز توفيق آن را به دست نمي آورند. آيه الكرسي كه مي فرمايد:

الله وليّ الذين آمنوا يخرجهم من الظّلمات الي النّور والّذين كفروا أوليائهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات[21]

ناظر به ولايت خاص است؛ خدا ولي مؤمنان است كه آنها را از تاريكي‌ها به نور خارج مي كند و در مقابل آن، طاغوت و شيطان، وليّ كافران است كه آنها را از نور به ظلمت مي كشاند.

اين كه در قرآن آمده است:

اولئك الذين لم يرد الله أن يطهر قلوبهم[22]

خداوند اراده نكرده است كه قلب هاي آنها را طاهر نمايد.

مراد از اين اراده، ارادة تشريعي نيست، زيرا شرعاً همه مكلّف به طهارت هستند، بلكه مراد ارادة تكويني است.

در جاي ديگر فرمود:

سأصرف عن آياتي الذين يتكبرون في الارض بغير الحق[23]

به زودي آن كسان را كه در روي زمين به ناحق تكبر مي كردند از پذيرفتن آيات خويش بگردانيم.

به عبارت ديگر آنگاه كه آيات تدويني و تكويني مكرّر در معرض ديد عده‌اي قرار داده شود، آنها بي اعتنايي و غفلت متكبرانه از كنار آنها مي گذرند و كفران مي ورزند.

يكي از آياتي كه به ولايت خاصه اشاره دارد، آيه اي است كه مي فرمايد:

انهم لن يغنوا عنك من الله شيئاً و ان الظالمين بعضهم اَولياء بعض و الله ولي المتّقين[24].

بي گمان آنها هرگز چيزي را از تو باز نتواند داشت و بي گمان برخي از ستمكاران، دوستان برخي ديگر هستند و خدا ياور پرهيزكاران است.

 

1-1-12 ولايت خاصه با واسطه و بي واسطه

ولايت خاصه الهي گاهي بدون واسطه به خداوند نسبت داده مي شود. چنانكه در آيات قبل به آن اشاره شد و گفتيم كه خداوند ولي مؤمنان و متقين است و گاه با واسطة مانند آنچه در اين آيه آمده است.

إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه الا تخافوا و لاتحزنوا[25]

بي گمان كساني كه گفتند: پروردگار ما الله است و بر آن پايدار ماندند، فرشتگان برايشان فرود آيند و [گويند] مترسيد و اندوه مداريد.

بنابراين مؤمنان با استقامت، فيض خاص را توسط فرشتگان مخصوص دريافت مي كنند.

 

 

1-1-13 ولايت اخصّ

ولايتي كه خداي سبحان نسبت به انبياء و اولياي الهي دارد و انبياء و اولياي الهي مشرّف به اين ولايت هستند. چنانكه خدا از زبان رسول خود فرمود:

ان ولييّ الله الذي انزل الكتاب بالحق و هو يتولّي الصالحين[26]

همانا وليّ من خدايي است كه قرآن را فرو فرستاده است، آن خدايي كه متولي صالحان است.

البته اين ولايت اخص در انسان هاي متعارف و متوسط نيست، بلكه رحمت و عنايت خاصي است كه خداي سبحان نسبت به انبياء و اولياء دارد.[27]

در تعريف و تبيين ولايت تكويني نظرات گوناگوني مطرح شده است از جمله دانشمند گرانقدر جهان اسلام مرحوم محمد تقي شريعتي در بيان ولايت تكويني چنين مي فرمايد:

«ولايت تكويني، نتيجة سير كمالي انسان است كه از يك سلسله مقامات روحي و معنويسرچشمه مي گيرند. انسان با عبوديت و اخلاص خود در باطن امر در آنها سير مي كند و پس از برگشتن حجاب‌ها در اين نشأه و يا پس از مرگ، آنها را مشاهده مي كند. آنها درجات قرب و مقامات ولايت مي باشند كه فهم عادي از درك كُنه آنها و وصف كمال و زيبايي‌شان كوتاه است و راهي است كه از اولين مقام ايمان شروع كرده و تا قرب حضرت حق، پيش مي‌رود.

اين راه، راهي تصوري و خيالي نبوده كه تشريفاً «راه» ناميده شود، بلكه يك حقيقت و واقعيت زنده اي است كه به جهان و انسان احاطه دارد و او را به سوي خويش به وسيلة اعتقاد به حق و عمل صالح – با تفاوت مراتب – هدايت مي كند و اوست واسطة ميان خدا و خلق كه انسان را رهبري كرده و به خدا نزديك مي كند.

اين حقيقت هرگز سقوط نمي كند و پيوسته در ميان افراد انساني زنده و جاودان است كه به رهبري مردم قائم است و در هر عصري از اعصار، حامل حقيقت ولايت بوده و خواهد بود. همچنانكه جهان هستي منحصر به چهار ديواري عالم ماده نبوده و جهان ماده، خود زائيدة جهان ديگر است كه آن، باطن اين عالم و در حقيقت ملكوت جهان هستي است. انسان نيز انسانيّتش منحصر به جسم و تن نبوده، بلكه باطن و جاني دارد كه واقع انسانيت را، آن تشكيل داده و اين جسم و تن، برايش مركبي است[28].»

  
1-2 ولايت مخلوق نسبت به هم

1-2-1 ولايت بشري يا ولايت انسان ها نسبت به يكديگر

در قرآن سه قسم ولايت بشري مطرح شده است:

1-2-2 ولايت خاص رسول اكرم (ص) و مؤمنيني كه در حال ركوع در راه خدا انفاق مي كنند مقصود از ولايت نبوي در قرآن كريم ولايت تدبير و تصرف و ولايت مودّت و محبت است. آية شريفه النّبي اولي بالمؤمنين من انفسهم[29] حاكي از آن است.

و همچنين آيات زير از ولايت پيامبر (ص) بر مؤمنين ياد مي كند:

و كذلك اَوحينا إليك روحاً من اَمرنا ... و انّك لتهدي الي صراط المستقيم[30]

و اين چنين قرآن را از سوي خودمان به تو وحي كرديم ... و بي گمان تو به راهي راست فرا مي خواني.

هو الذي بعث في الاميين رسولاً منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين[31].

اوست آنكه در ميان مردمي درس نخوانده، پيامبري از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها بخواند و آنان را پاكيزه سازد و كتاب و حكمت به ايشان بياموزد و اگرچه پيش از آن در گمراهي آشكار بودند.

إنا انزلنا اليك الكتاب الحق لتحكم بين الناس بما اراك الله[32]

ما اين كتاب را به راستي بر تو نازل كرديم تا بدان سان كه خدا به تو [از حق] نموده است ميان مردم داوري كني.

و ما كان لمؤمن و لامؤمنه اذا قضي الله و رسوله امراً ان يكون لهم الخيره من امرهم و من يعص الله و رسوله، فقد ضل ضلالاً مبينا [33].

و براي هيچ مرد مؤمن و زن مؤمني اختياري در امورشان نباشد هرگاه خدا و پيامبرش در كاري حكم كنند و هركس خدا و پيامبر او را نافرماني كند به يقين گمراه شده است، گمراه شدني آشكار.

يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الأمر منكم ...[34]

اي كساني كه ايمان آورده ايد! از خدا فرمان بريد و از پيامبر و اولي‌الامر خويش اطاعت كنيد.

قرآن كريم در كنار ولايت پيامبر (ص) از ولايت مؤمنيني ياد مي كند كه در حال ركوع انفاق مي كنند، و بنابر روايات شيعي و بسياري از مفسران اهل سنت، مراد از آن، حضرت علي (ع) است.

إنما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزكاه و هم راكعون و من يتول الله و رسوله والذين آمنوا فانّ حزب الله هم الغالبون[35].

تنها خدا و پيامبرش و كساني كه ايمان آورده اند وليّ شمايند. همان  كسان كه نماز را برپا مي دارند و زكات را مي دهند در حالي كه در ركوعند و هر كس خدا و پيامبر او و كساني را كه ايمان آورده اند، دوست بگيرد، پس بي گمان گروه خدا غلبه كنندگانند.

[1] - قرشي، قاموس قرآن، 7/245.

[2] - دهخدا، لغتنامه دهخدا، 15/23227

[3] - قرشي، قاموس قرآن، 7/247

[4] - كليني، اصول كافي، كتاب الايمان و الكفر، باب من أذي المسلمين و احتقرهم، حديث 8.

[5] - يثربي، عرفان نظري، ص 389.

[6] - اعراف/196.

[7] - نور/ 37.

[8] - احزاب / 23.

[9] . ابن عربي، فتوحات مكيه،  2/53.

[10] - خرمشاهي، دانشنامة قرآن و قرآن پژوهي، 2/2322.

[11] - بقره/ 257.

[12] - ابراهيم / 1.

[13] - شوري / 9.

[14] - بقره/107.

[15] - آل عمران/ 68.

[16] - جائيه/ 19.

[17] - رعد/ 16.

[18] - جوادي آملي، شميم ولايت، ص 97.

[19] - سبأ / 28.

[20] - بقره / 151.

[21] - بقره / 257.

[22] - مائده/ 41.

[23] - اعراف / 146.

[24] - جائيه / 19.

[25] - فصلت/ 30.

[26] - اعراف/196.

[27] - جوادي آملي، شميم ولايت، صص103-101.

[28] - شريعتي، خلافت و ولايت، ص 397.

[29] - احزاب / 6 .

[30] - شوري / 52.

[31] - جمعه / 2.

[32] - نساء / 105.

[33] - احزاب / 36.

[34] - نساء / 59.

[35] - مائده / 55 و 56.


منابع :


دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان