میهن داک - میهن داکیومنت

تاثير انگيزه هاي دروني بر موفقيت تحصيلي


کد محصول : 100090 نوع فایل : word تعداد صفحات : 133 صفحه قیمت محصول : 10000 تومان تعداد بازدید 881

فهرست مطالب و صفحات نخست



بررسي تاثير انگيزه هاي دروني بر موفقيت تحصيلي

فهرست
عنوان                                         صفحه
چكيده                                         1
فصل اول : كليات تحقيق                             2
مقدمه                                         3
بيان مسئله                                     5
اهميت و ضرورت تحقيق                             7
اهداف تحقيق                                     8
فرضيه هاي تحقيق                                 9
تعاريف نظري و عملياتي  واژه ها و مفاهيم                     10
فصل دوم : پيشينه و ادبيات تحقيق                         11 
انگيزش هاي دروني و بيروني                             12 
مشوق ها و پيامدها                                 17
زيان هاي نهفته پاداش                                 24
پاداش هاي مورد انتظار و مادي                         28
معاني ضمني                                     30
مشوق ها و پاداش ها                                 31
نظريه ارزيابي شناختي                             36
دو نمونه از رويدادهاي كنترل كننده و اطلاع رسان                 43
منافع كمك كردن به انگيزش دروني                         46
درك مفهوم / يادگيري با كيفيت عالي                         47
عملكرد مطلوب و سلامتي                             48
انگيزش براي سازگاري مفيد است                         50
انگيزه ها توجه را هدايت مي كنند                         52
انواع انگيزش وجود دارد                             55
هيچ چيزي به اندازه يك نظريه خوب مفيد نيست                 64
فهرست
عنوان                                         صفحه
منشا فلسفي مفاهيم انگيزشي                             66
اراده : اولين نظريه بزرگ                             68
سايق : سومين نظريه بزرگ                             76
نظريه سايق فرويد                                 77
نظريه سايق هال                                 79
زوال نظريه سايق                                 82
سال هاي پس از نظريه سايق                             83
پيدايي نظريه هاي كوچك                             87
ماهيت فعال انسان                                 89
فصل سوم : تعيين روش تحقيق                         91
جامعه مورد مطالعه تحقيق                             92
روش آماري مربوط به فرضيه ها                         93
معرفي ابزار اندازه گيري تحقيق                         94
فصل چهارم : يافته ها و تجزيه و تحليل داده ها                 96
فصل پنجم : بحث و نتيجه گيري                         103
پيشنهادات                                     106
محدوديت ها                                     107
ضمائم : پرسش نامه انگيزه هاي دروني در موفقيت تحصيلي             108
پرسش نامه انگيزه هاي دروني و تاثير در موفقيت تحصيلي             109
منابع و ماخذ                                     112

چکيده
هدف از تحقيق حاضر بررسي تاثير انگيزه هاي دروني بر روي موفقيت تحصيلي دانشجويان ورودي 85 دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر است که فرضيه هاي عنوان شده عبارتند از فرضيه کلي عبارتند از اينکه بين انگيزه هاي دروني و موفقيت تحصيلي رابطه معني داري وجود دارد و فرضيه هاي جزئي عبارتند از سنجش وضعيت اقتصادي خانوده، روابط خانواده از نوع کنترل شده ايجاد محيط دوستانه با همسالان و هم سنان و تاثير اين عوامل بر موفقيت تحصيلي که جامعه موردمطالعه عبارتند از دانشجويان ورودي سال 85 دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر است که در حدود 2100 نفر بوده که 120 نفر به عنوان نمونه انتخاب گرديده که جهت آزمون فرضيه ها از پرسش نامه انگيزه هاي دروني استفاده گرديده که داراي 30 سوال دو گزينه اي بله و خير است که جهت آزمون فرضيه ها از روش آماري خي دو استفاده گرديده که نتايج بدست آمده نشان مي دهد که بين انگيزه هاي دروني و زير عوامل آن با موفقيت تحصيلي رابطه وجود دارد به غير از ايجاد محيط هم سن و سال با دوستان که گاهي باعث مي شود فرد نتواند به موفقيت برسد و همه اين فرضيه ها در سطح 5% معني دار است.

فصل اول

کليات تحقيق

مقدمه

اهداف تحقيق
هدف از تحقيق حاضر، بررسي تاثير انگيزه هاي دروني بر روي موفقيت هاي تحصيلي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد ابهر است که انگيزه هاي دروني مانند وضعيت اقتصادي خانواده و مرفه بودن و يا خود خانواده، وضعيت عاطفي خانواده، دوري از محيط خانه، که تمام اين عوامل جزء انگيزه هاي دروني فرد به حساب مي آيد. مي تواند هر کدام تاثير مثبت يا منفي بر روي موفقيت دانشجو بگذارد يا نه

هدف کلي:
بررسي انگيزه دروني بررسي موفقيت تحصيلي دانشجويان
هدف جزئي:
بررسي عواملي که انگيزه  دروني را شامل مي شود. مانند خانواده، وضعيت اقتصادي و وضعيت عاطفي، تاثير دوستان و همسالان د رکنار هم، بر روي موفقيت تحصيلي دانشجويان.

فرضيه هاي تحقيق

فرضيه کلي (يا اصلي):
انگيزه هاي دروني تاثير مثبتي بر روي موفقيت تحصيلي دانشجويان دارد.
فرضيه هاي جزئي (فرعي):
1-وضعيت اقتصادي خانواده تاثيري مثبت بر روي موفقيت تحصيلي دانشجويان دارد.
2-حضور همسالان و هم اتاقي ها در يک سن و سال در موفقيت تحصيلي دانشجويان تاثير مثبت دارد.
3-وضعيت عاطفي فرزند در رابطه با دور شدن از خانواده در موفقيت تحصيلي تاثير مثبت دارد.
4-بررسي نوع خانواده، يا کنترل شده در موفقيت تحصيلي دانشجو تاثير مثبت دارد.
متغيرهاي تحقيق
انگيزه دروني: متغير وابسته    موفقيت تحصيلي متغير وابسته
وضعيت اقتصادي خانواده و وضعيت عاطفي دانشجو و خانواده و همسالان دوستان متغير کنترل.

تعاريف نظري و عملياتي واژه ها و مفاهيم:
انگيزه دروني: عبارتند از نهضت جنبه رفتار وجود، شدت و کيفيت انگيزه دروني که با تلاش و نهفتگي و پايداري و انتخاب و احتمال پاسخ، جلوه هاي صورت و حالت هاي بدن و همين طور اطلاعاتي را در اختيار مشاهده گره قرار مي دهد تا به وجود و شدت انگيزه و حالتها و رفتارها در زماني که فرد هدف خاصي را به جاي هدفي ديگر دنبال مي کند. (منصور، 1384، ص 10)
تعريف عمليات" عبارتند از نمره اي است که آزمودني از آزمون و پرسش نامه انگيزه هاي دروني اقتباس شده از پايان نامه رحماني بدست آمده است.

فصل دوم

پيشينه و ادبيات تحقيق

انگيزش هاي دروني و بيروني
نيازها حالت هاي انگيزشي را در ما به وجود مي آورند. اما مشاهده عليتي رفتار روزمره، حاکي است که گاهي نيازهاي ما خاموش هستند، يا حداقل جايي در گوشه هشياري ما قرار دارند. گاهي  دانش آموزان در مدرسه، بي حوصله هستند و به برنامه هاي درسي علاقه اي نشان نمي دهند. گاهي کارمندان در محل کار، بي علاقه هستند و به کندي کار مي کنند. گاهي بيماران در بيمارستان ها، احساس مي کنند ميل چنداني به ورزش کردن ندارند و مايل نيستند داروهاي خود را مصرف کنند. اين گونه مشاهدات حکايت از آن دارد که افراد هميشه انگيزش خودشان را از درون ايجاد نمي کنند، بلکه گاهي منفعل مي شوند و به محيط چشم مي دوزند تا براي آنها انگيزش تامين کند. آموزگاران در مدارس، متوجه اين فقدان انگيزش دروني مي شوند و در پاسخ به آن، از نمرات، عکس برگردان ها، تحسين، امتيازات زنگ تفريح بيشتر و تهديد به اينکه اگر درس نخوانند بدبخت مي شوند استفاده مي کنند تا دانش آموزان را با انگيزه کنند. کارفرمايان در محيط کار، براي با انگيزه کردن کارمندانشان از حقوق، پرداخت هاي فوق العاده، نظارت، رقابت ها، و تهديد به اخراج استفاده مي کنند. در بيمارستانها، دکترها براي با انگيزه کردن بيمارانشان، از دستورات، توسل به افرادي که براي بيماران عزيز هستند و تهديدهاي ضمني (مثل «اگر بيشتر ورزش نکنيد، در اين صورت...») استفاده مي کنند. اينها رويدادهاي بيروني هستند که مشوق ها و پيامدهايي را تشکيل مي دهند که انگيزش بيروني به وجود مي آورند.
تجربه به ما ياد داده است که دو راه براي لذت بردن از يک فعاليت وجود دارد: به صورت دروني يا بيرون. فعاليت هايي چون نواختن پيانو، استفاده از کامپيوتر، يا خواندن کتاب را در نظر بگيريد. از يک سو، شايد نوازنده پيانو به نواختن پيانو علاقه داشته باشد و از آن لذت ببرد زيرا که اين کار فرصتي براي فعال و ارضا کردن نيازهايي چون شايستگي است. او براي تفريح کردن پيانو مي نوازد، براي اينکه مهارت با ارزشي را تمرين کند و پرورش دهد، و احساس کند آزاد و خودمختار است. از سوي ديگر، همين رفتار نواختن پيانو مي تواند به اين علت لذت بخش باشد که فرصتي براي پول درآوردن، جايزه بردن، تحت تاثير قرار دادن ديگران، يا دريافت بورس دانشگاه است. در واقع، هر فعاليتي را مي توان با گرايش انگيزش دروني يا بيروني انجام داد. (آمابيل، 1985، پيتمن، بوگيانو، و رابل، 1983، پيتمن، امري و بوگيانو، 1982، پيتمن و هلر، 1988، ريان و دسي، 2000)
انگيزش دروني
انگيزش دروني، گرايش فطري پرداختن به تمايلات و به کار بردن توانايي ها و در انجام اين کار، جستجو کرد چالش هاي بهينه و تسلط يافتن بر آنهاست (دسي و ريان، 1985). انگيزش دروني به طور خود انگيخته از نيازهاي روان شناختي، کنجکاوي، و تلاشهاي فطري براي رشد، حاصل مي شود. وقتي افراد به صورت دروني با انگيزه مي شوند، به خاطر علاقه، احساس چالشي که فعاليت خاصي ايجاد مي کند و «به خاطر لذتي که از آن مي برند» رفتار مي کنند. اين رفتار به صورت خود انگيخته، نه به دليل وسيله اي (بيروني)، روي مي دهد. در عمل، انگيزش دروني، براي دنبال کردن تمايلات و به خرج دادن تلاش لازم براي پرورش دادن مهارت ها و توانايي ها، انگيزش فطري را تامين مي کند.
افراد به اين علت انگيزش دروني را تجربه مي کنند که درون خودشان نيازهاي روان شناختي دارند. وقتي که هنگام انجام دادن فعاليتي، نيازهاي روان شناختي فعال باشند و پرورش يابند، به طور خود انگيخته احساس خشنودي را در افراد ايجاد مي کنند. انگيزش دروني از احساس شايسته بودن و خودمختار بودن و در حين انجام دادن يک فعاليت، حاصل مي شود. وقتي افراد به کارهايي مشغول مي شوند و احساس شايستگي و خودمختاري مي کنند، با گفتن «اين کار جالب است»، «اين کار تفريح است» يا «من از انجام دادن آن لذت مي برم» انگيزش دروني خود را ابراز مي کنند. براي مثال، علاقه و احساس آزادي مي توانند ميل به خواندن يک کتاب را تحريک کنند، و لذت و احساس شايستگي مي توانند باعث شوند که يک نفر چندين ساعت را صرف حل کردن جدولي چالش انگيز کند.

انگيزش بيروني
انگيزش بيروني از مشوق ها و پيامدهاي محيطي مانند غذا يا پول، ناشي مي شود. انگيزش بيروني به جاي پرداختن به فعاليتي، براي تجربه کردن خشنودي فطري در آن، از پيامدي ناشي مي شود که از خود آن فعاليت جداست. هر وقت که براي بدست آوردن نمره بالا، بردن يک جايزه، بردن يک سهم، تاثير گذاشتن بر همسالان مان، يا غلبه کردن بر يک ضرب الاجل تلاش مي کنيم، رفتارمان به صورت بيروني با انگيزه شده است. يعني چون پيامدهاي خوشايند را دوست داريم و مايليم از پيامدهاي ناخوشايند اجتناب کنيم، وجود مشوق ها و پيامدها، احساسي را در ما ايجاد مي کنند که دوست داشته باشيم به رفتارهايي بپردازيم که پيامدهاي موردنظرمان را به وجود آورند.
انگيزش بيروني از انگيزش «اين کار را بکن تا آن را به دست آوري» ناشي مي شود، و به صورت انگيزش «براي اينکه» وجود دارد (مثل «اين کار را بکن براي اينکه آن را به دست آوري»). «اين» رفتار درخواست شده و «آن» مشوق يا پيامد بيروني است. بنابراين ، انگيزش بيروني، دليلي محيطي براي شروع کردن و ادامه دادن يک عمل است.
معمولا، رفتارهايي که به صورت دروني و بيروني با انگيزه شده اند، دقيقا مشابه به نظر مي رسند. همان گونه که فرد با انگيزه دروني، کتاب مي خواند، نقاشي مي کند، به مدرسه يا محيط کار مي رود، فرد با انگيزه بيروني هم همين کارها را مي کند. بنابراين، به سختي مي توان فردي را مشاهده کرد و دانست که او به صورت دروني يا بيروني با انگيزه شده است. تفاوت اصلي بين اين دو نوع انگيزش، در منبعي نهفته است که رفتارها را نيرومند و هدايت مي کند. در مورد رفتاري که به صورت دروني با انگيزه شده، انگيزش از نيازهاي روان شناختي و خشنودي خود انگيخته اي که آن رفتار تامين مي کند، ناشي مي شود. در رابطه با رفتاري که به صورت بيروني با انگيزه شده، انگيزش از مشوق ها و پيامدهايي سرچشمه مي گيرد که به آن رفتار وابسته شده اند.
انواع انگيزش بيروني
پژوهشگران انگيزش به طور سنتي، انگيزش بيروني را متضاد انگيزش دروني در نظر گرفته اند (دچارمز، 1968، دسي، 1975). اما پژوهشگران امروزي، انواع انگيزش بيروني را تشخيص داده اند (ريان و دسي،2000). هنوز هم برخي از انواع انگيزش بيروني، با انگيزشي که ساخته و پرداخت همحيط است، مطابقت دارند، اما انواع ديگر، در درون فرد وجود دارند و بنابراين بيانگر انگيزه هاي خود خواسته هستند که به صورت اختياري (آزادانه) نشان داده مي شوند. در بخش بعدي، روي  انگيزش بيروني به شکل سنتي آن تمرکز مي کنيم، ولي در دو بخش آخر فصل، روي انگيزش بيروني به صورت جديدتر آن تاکيد خواهيم کرد.

مشوق ها و پيامدها
بررسي انگيزش بيروني بر ديدگاه شرطي سازي کنشگر استوار است. اصطلاح شرطي سازي کنشگر به فرايندي اشاره دارد که انسان به وسيله آن ياد مي گيرد  چگونه به نحو موثري در محيط عمل کند. عمل کردن موثر در محيط، به معني يادگيري و انجام دادن رفتارهايي است که پيامدهاي جالب به بار مي آورند (مثل جلب تاييد، به دست آوردن پول) و همچنين رفتارهايي که از پيامدهاي ناخوشايند جلوگيري مي کنند (مانند طرد شدن، اخراج شدن).
طرفداران شرطي سازي کنشگر (بالدوين و بالدوين، 1986) براي اينکه نشان دهند چگونه مشوق ها  و پيامدها رفتار را با انگيزه مي کنند، الگوي زير را ارائه مي دهند:
S: R C
در اين الگوي سه حرفي S ، , R  و C به ترتيب علامت اختصاري نشانه موقعيتي (يعني مشوق)، پاسخ رفتاري و پيامد هستند. دو نقطه بين R  و S نشان مي دهد که نشانه موقعيتي، زمينه را براي پاسخ رفتاري آماده مي کند (ولي موجب آن نمي شود). فلش بين R  وC نشان مي دهد که پاسخ رفتاري موجب پيامد مي شود. براي مثال، توجه داشتن گروهي از دوستان (S)، باعث نمي شود که گوينده جوک، جوک بگويد (R)، بلکه اين گروه وظيفه نشانه موقعيتي را بر عهده دارد که زمينه را براي جوک گفتن آماده مي سازد (S : R). گفتن جوک ها موجب واکنشهاي دوستان مي شود (C)، به طوري که باعث مي شود آنها بخندند و يا مسخره کنند. ( R C).
مشوق ها
مشوق رويدادي محيطي است که انسان را به سمت شروع کردن رفتاري خاص مي کشاند يا از آن دور مي کند. مشوق ها هميشه قبل از رفتار واقع مي شوند) يعني (S : R، و با انجام اين کار، انتظاري را در انسان به وجود مي آورند که پيامدهاي خوشايند يا ناخوشايند در شرف وقوع هستند. نمونه هايي از مشوق هاي مثبت از اين قرارند: لبخند، بوي وسوسه انگيز، حضور دوستان و همکاران، نامه اي که به نظر مي رسد حاوي چک است، آيکوني در پايين صفحه کامپيوتر که اطلاع مي دهد «نامه داريد». برخي از مشوق هاي منفي مي توانند از اين قبيل باشند: بوي گنديدگي، حضور دشمنان يا رقيبان، نامه هاي تبليغاتي، و صداي قيژقيژ کامپيوتر که نشان مي دهد به زودي از کار خواهد افتاد.
مشوق ها موجب رفتار نمي شوند، بلکه بر احتمال اينکه پاسخ داده شود يا نه، تاثير مي گذارند. مشوق نوعي نشانه موقعيتي است که خبر مي دهد رفتار پيامدهاي تقويت کننده يا تنبيه کننده به بار خواهد آورد يا نه، و اين آگاهي درباره ارزش تشويقي محرک، از طريق تجربه آموخته مي شود. صداي دلخراش اتومبيل موجب ترس و يکه خوردن افراد نمي شود مگر اينکه در گذشته ثابت شده باشد اين صدا از فاجعه ناگواري خبر مي دهد. همين طور، ديدن فرد بخصوصي، مشوق خوشايند يا ناخوشايند نيست، مگر اينکه به تجربه آموخته باشيم که اين فرد احتمالا ما را مسخره خواهد کرد (ياد گرفته ايم که اين فرد مشوق ناخوشايندي است) يا خوشمزگي خواهد کرد و با ما رابطه دوستي خواهد داشت (ياد گرفته ايم که اين فرد مشوق جالبي است). همين فرايند يادگيري (اين «شرطي شدن») است که رفتار هدفمند ما را شکل مي دهد، به طوري که مشوق هاي مثبت، رفتار گرايشي و مشوق هاي منفي، رفتار اجتنابي را علامت مي دهند.
شايد به نظر برسد که اين مثالها، مشوق و پيامد را با هم قاطي کرده اند، ولي فراموش نکنيد که هر دو، رويدادهاي بيروني هستند که رفتار را هدايت مي کنند، ولي دو تفاوت مهم با هم دارند. مشوق ها با پيامدها از نظر (1) زماني که هر يک روي مي دهند و (2) نحوه اي که رفتار را با انگيزه مي کنند، تفاوت دارند. مشوق ها قبل از رفتار واقع مي شوند (S : R) و وقوع رفتار را تحريک يا جلوگيري مي کنند. پيامدها بعد از رفتار واقعي مي شوند  و تداوم رفتار را افزايش يا کاهش مي دهند ( R C).
تقويت کننده چيست؟
تعريف تقويت کننده از لحاظ عملي آسان است. تقويت کننده هرگونه رويداد بيروني است که رفتار را افزايش دهد. اگر براي رفتن به سر کار يک چک درشت بگيريد، در اين صورت از تجربه ملي خود درس مي گيريد که چک درشت، تقويت کننده است، و تا زماني که اين چک ها را به شما بدهند، به سر کار مي رويد.
اما از لحاظ نظري، تعريف تقويت کننده دشوارتر است، زيرا بايد آن را به صورتي تعريف کرد که از تاثيرش بر رفتار مستقل باشد. مشکل تعريف کردن تقويت کننده بر حسب تاثير آن بر رفتار اين است که چنين تعريفي چرخشي مي شود: علت موجب معلول مي شود (تقويت کننده موجب افزايش رفتار مي شود)، ولي معلول علت را توجيه مي کند (افزايش رفتار به معني آن است که بايد تقويت شده باشد). بنابراين، در عمل، تنها راه براي مشخص کردن تقويت کننده اين است که آن را بدهيم و منتظر بمانيم تا ببينيم که آيا رفتار را افزايش خواهد داد. در اين صورت، پژوهشگران و کارورزان وسيله اي در اختيار ندارند که تقويت کننده را قبل از به کار بردن آن، مشخص کنند. بنابراين، مشکل اين است که از پيش بدانيم تقويت کننده تاثير خواهد داشت – يعني، چه چيزي رفتار را افزايش خواهد داد (تيمبرليک و فارمز- دوگان، 1991).
مشکل ديگر اين است که توضيح دهيم چرا تقويت کننده موثر واقع خواهد شد: چرا کسي بايد انتظار داشته باشد که اين رويداد بيروني رفتار ديگران را افزايش دهد؟ پژوهشگران براي خارج شدن از اين باتلاق چرخشي، بايد رويدادي بيروني (مثل آب نبات چوبي، گردش علمي به باغ وحش) را انتخاب کنند که قبلا براي فرد بخصوصي مورد استفاده قرار نگرفته باشد و از قبل بدانند که آيا رفتار موردنظر را افزايش خواهد داد يا نه. در تاريخ پژوهش انگيزش، تعريف هاي غير چرخشي زير از تقويت کننده مثبت ارائه شده اند:
1-محرکي که سايق را کاهش دهد (هال، 1943). غذا رفتار را افزايش مي دهد زيرا که از گرسنگي مي کاهد
2-محرکي که انگيختگي را کاهش دهد (برلين، 1967). دارويي رفتار را افزايش مي دهد زيرا اضطراب را تسکين مي بخشد.
3-محرکي که انگيختگي را افزايش دهد (زاکرمن، 1979). کنسرت راک رفتار را افزايش مي دهد زيرا افراد را تحريک مي کند و به شوق مي آورد.
تحريک لذت بخش مغز (الدز، 1969). تحريک برقي دسته پيش مغز مياني، رفتار را افزايش مي دهد چون لذت بخش است.
4-فرصت انجام دادن رفتار با فراواني زياد (پريماک، 1959). فردي تکليف خودش را انجام مي دهد تا فرصت ديدن تلويزيون را داشته باشد.
امتياز اين تعريف هاي تقويت کننده، در مقايسه با تعريف «هر چيزي که رفتار را افزايش دهد»، اين است که پژوهشگر مي تواند از پيش توضيح دهد چرا محرکي رفتار را افزايش خواهد داد.

پيامدها
پيامدها دو نوع هستند: تقويت کننده ها و تنبيه کننده ها. تقويت کننده ها نيز دو نوع هستند: مثبت و منفي.
تقويت کننده هاي مثبت
تقويت کننده مثبت هرگونه محرک محيطي است که وقتي ارائه شود، احتمال وقوع رفتار مطلوب را در آينده افزايش دهد. تاييد، چک حقوق و جوايز، تقويت کننده هاي مثبتي هستند که بعد از گفتن متشکرم، 40 ساعت کار در هفته، و تمرين کردن مهارت هاي ورزشي، روي مي دهند. چيزي که تاييد، چک حقوق، يا جايزه را تقويت کننده مثبت مي کند، توانايي آن در افزايش دادن احتمال وقوع دوباره رفتارهاي مودب بودن، سخت کار کردن، يا چند ساعت تمرين کردن در آينده است. يعني، کسي که براي رفتاري تقويت کننده مثبت مي گيرد، بيشتر از کسي که چنين پيامد جالبي را براي همان رفتار نمي گيرد، آن را تکرار خواهد. تقويت کننده هاي مثبت ديگر عبارتند از: پول، تحسين، توجه، نمرات، بورس تحصيلي، تاييد، جوايز، غذا، پاداش ها، هديه ها، شهرت و امتياز.
تقويت کننده هاي منفي
تقويت کننده منفي هرگونه محرک محيطي است که وقتي حذف شود، احتمال وقوع رفتار مطلوب را در آينده افزايش مي دهد. تقويت کننده هاي منفي، مانند تقويت کننده هاي مثبت، احتمال وقوع رفتار را افزايش مي دهند. تقويت کننده هاي منفي برخلاف تقويت کننده هاي مثبت، محرک هاي ناخوشايند و آزارنده هستند. صداي گوشخراش زنگ ساعت، محرک آزارنده اي است. متوقف کردن زنگ ساعت، در صورتي که احتمال بيدار شدن فرد خفته را افزايش دهد، به صورت منفي تقويت کننده است. به همين طريق، دارويي که سردرد را برطرف مي کند، تقويت کننده اي منفي است که تمايل فرد مبتلا به سردرد را براي مصرف کردن همين دارو در آينده، افزايش مي دهد (يعني، برطرف شدن سردرد، عمل مصرف کردن داروي سردرد را به صورت منفي تقويت مي کند). تقويت کننده هاي منفي ديگر عبارتند از نق زدن، غرغرکردن، گريه کردن، نظارت، ضرب الاجل، محدوديت هاي زماني، ميوميو يا پارس کردن مداوم حيوان خانگي و همه نوع درد.
به راحتي مي توانيم رفتار گرايشي را که تقويت کننده هاي مثبت با انگيزه مي کنند، تجسم کنيم. اما چند مثال کمک خواهند کرد تا نشان دهيم که چگونه تقويت کننده هاي منفي رفتارهاي گريز را با انگيزه مي کنند. گريختن، انسان را از محرک آزارنده دور مي کند، اجتناب کردن، از وقوع محرک آزارنده در همان لحظه اول، جلوگيري مي کند (ايواتا، 1987). توجه کنيد که چگونه افراد با خارج شدن از تخت از صداي زنگ ساعت مي گريزند، با بستن کمربند ايمني از صداي زنگ اتومبيل مي گريزند، و با ترک کردن اتاق از جيغ هاي گوشخراش کودک مي گريزند. بعد از اين که درمي يابيم که چه رفتارهايي براي دورکردن ما از زنگ ساعت، زنگ اتومبيل، يا جيغ کودک موثر هستند، وقتي که اين محرک ها تکرار مي شوند، همين تدابير گريختن را تکرار مي کنيم. اما افراد براي جلوگيري از وقوع محرک هاي آزارنده در همان لحظه اول، ياد مي گيرند که به موقع از تخت خارج شوند (براي اجتناب از زنگ ساعت)، کمربند ايمني را قبل از روشن کردن اتومبيل ببندند (براي اجتناب از زنگ مخصوص)، و از کودک دور بمانند (براي اتناب از شنيدن جيغ هاي او). رفتارهاي گريز، واکنشي به محرک هاي آزارنده هستند. رفتارهاي اجتنابي از مواجه شدن ما با آنها جلوگيري مي کنند.


منابع :


 

آزاد – حسين – 1384 – آسيب رواني جلد اول – انتشارات البرز – تهران

بياني – احمد – 1384 – روش تحقيق در علوم تربيتي – انتشارات ني – تهران

دلاور – علي – 1383 – روش تحقيق در علوم انساني – انتشارات رشد – تهران

دلاور – علي – 1383 – آمار استنباطي – انتشارات رشد – تهران

شعباني – محمد – 1384 – انگيزش – انتشارات بهار – تهران

شفيع زاده – رسول – 1385 – انگيزه هاي دروني و بيروني – انتشارات نور – تهران

کريم زاده – رفيع – 1382 – هيجان و انگيزش – انتشارت فرهنگ – تهران

لطف آبادي – حسين 1383- روان شناسي رشد – انتشارات رشد – تهران

منصور – محمود – 1384- روان شناسي شخصيت – انتشارات سمت – تهران

محمدي – سيد يحيي – 1385 – انگيزش و هيجان – انتشارات ارعبز – تهران

 

طراحی سایت : سایت سازان