میهن داکیومنت                میهن داکیومنت                      میهن داکیومنت              میهن داکیومنت

مرکز دانلود پایان نامه ، پروژه ، روش تحقیق ، مقاله 


میهن داک - میهن داکیومنت

روش تحقیق -افت تحصيلي و دانش آموز


کد محصول : 1000118 نوع فایل : word تعداد صفحات : 26 صفحه قیمت محصول : رایگان تعداد بازدید 404

دانلودرایگان فایل رمز فایل : m3d118

فهرست مطالب و صفحات نخست



افت تحصيلي و دانش آموز

مقدمه
 يكي از سوژه هاي مورد توجه اكثر خانواده ها ، مسائل تحصيلي فرزندان است والدين دوست دارند فرزندانشان بيشترين و بهترين پيشرفت تحصيلي را داشته باشد و از طرف ديگر ، افت تحصيلي ، براي آنها موضوعي غير قابل پذيرش است . والدين از اين كه فرزندشان به هنگام ورود به دوره هاي راهنمايي و متوسط دچار افت مي شود . متعجب شده و سوال مي كنند كه چرا ديگر فرزندشان انگيزه اي براي درس خواندن ندارد ؟
دريافتن دلايل ضعف و مشكلات تحصيلي دانش آموزان ، عمدتاً به مسائلي از قبيل تنبلي و بي خيالي و بازيگوشي استفاده مي شود . ولي آيا اين همه داستان است ؟
به جرأت مي توان گفت كه والدين ‌، مدارس ، معلمان و ساير افراد در ارتباط ،‌ در موضوع مسائل تحصيلي دانش آموزان ، ‌بسيار ساده انگارانه و سطحي رفتار مي كنند كمتر كسي است كه در علت يابي افت تحصيلي به ( لذت يادگيري ) نيز توجه كند ! به چندين و چند دليل ، ما يعني مدرسه و والدين ، كاري مي كنيم كه لذت يادگيري از دانش آموز گرفته مي شود ، وقتي اين لذت كم مي شود و يا از بين مي رود ، طبعاً افت انگيزه و به دنبال آن افت تحصيلي پيش مي آيد و ما چه مي كنيم تا اين افت ها جبران شود ؟
كودكان از بدو تولد به طور طبيعي ، داراي انگيزه يادگيري هستند . تلاش كودك براي دسترسي به يك اسباب بازي ، تلاش وي براي راه رفتن ، كوشش براي خوردن بدون كمك ديگران و ... مثال هايي از انگيزه هاي طبيعي آنها براي يادگيري است و اين انگيزه هاي اوليه ، بعدها در فعاليت هاي آموزشي نظير خواندن و نوشتن به كار گرفته مي شوند .
اگر كودكان انگيزه هاي براي يادگيري ندارند ، به اين دليل است كه موانعي بر سر راه انگيزه هاي طبيعي آنها بوجود آمده است . آنهايي كه به اين باور رسيده اند كه
نمي توانند در فعاليت هاي آموزشي موفق باشند ، تلاششان را متوقف مي كنند يا به اندازه كافي تلاش نمي كنند ، ‌زيرا فكر مي كنند كه تلاش آنها به نتيجه نخواهد رسيد . بنابراين به راحتي نا اميد شده و باور مي كنند كه يادگيري سخت است . آنگاه به دليل توقف تلاش ، فرصت تجربه و لذت يادگيري چيزهاي تازه را از دست مي دهند و به تدريج به اين باور مي رسند كه هر موفقيتي هم كه كسب كنند ، ‌مربوط به شانس يا شرايط است .
اما براستي چرا چنين اعتقادات منفي در كودكان به وجود مي آيد ؟گاهي اوقات به دليل اين كه موانعي وجود دارند و بر توانمنديهاي آنها در يادگيري اثر مي گذارند ،‌ ممكن است ناتواني در يادگيري داشته باشند يا مشكل يا تأخيري در مراحل رشدشان وجود داشته باشدافسردگي يا فشارهاي مزمن زندگي نيز ، يادگيري را به مراتب سخت تر
مي كند . بچه هايي كه از قبل تجربه شكست داشته اند ، به دليل اين كه باور كرده اند كه نمي توانند كارشان را درست انجام دهند ، ‌بيشتر آماده براي توقف تلاش هستند . هم چنين نگرش هاي بزرگسالان درباره موفقيت هاي تحصيلي ، مي تواند بر اعتقاد و باورهاي آنها اثر بگذارد . رقابت در مدرسه ، جايي كه هميشه يكي موفق و ديگري شكست خورده است ، نيز مي تواند جنبه يأس آوري براي كودكان داشته باشد ، بويژه براي آنهايي كه هيچ وقت نمي توانند بهترين باشند كودكاني كه تجربه موفقيت نداشته باشند ، يا موفقيتشان تشخيص داده نشود ، در انگيزه تحصيلي افت نشان مي دهند . در كودكان كه والدين يا دوستانش براي مدرسه به عنوان يك جايگاه مهم ، ارزش قائل نيستند نيز ، انگيزه تحصيلي كاهش پيدا مي كند .اما اگر فرزند شما هم اكنون مشكلاتي در انگيزه تحصيلي دارد چه بايد كرد ؟
* با فرزند خود راجع به مشكل صحبت كنيد.
* به منظور شناسايي عرصه هايي كه نياز به اصلاح دارند ، با معلم فرزند خود صحبت كنيد.
* بگذاريد فرزندتان بداند كه شما مشتاق كمك به او براي بهتر شدنش هستيد
* به فرزند خود كمك كنيد كارهايي را كه مي تواند انجام دهد شناسايي كند تا بتواند بيشتر بر كارهايي كه در آن زمينه ها مشكل دارد ، تمركز كند
* به فرزند خود كمك كنيد چيزهايي را كه دوست دارد و مي توانند براي كمك به انجام تكاليف درس مفيد واقع شوند ،‌ شناسايي كند ( به عنوان مثال : اگر يك كودك علاقه به حيوانات دارد راجع به آنها كتاب بخواند ، بنويسيد ، داستان بسازد و غيره(
* براي تلاش كه انجام داده است ، پاداش در نظر بگيرد
* مناسبت هايي كه يادگيري را تهديد مي كند نظير تماشاي زياد تلويزيون ، بازيهاي كامپيوتري، زمان استفاده از كامپيوتر و غيره را محدود كنيد
* زمان مطالعه فرزند خود را هر روز به مقدار كمي مثلاً 5 تا 10 دقيقه افزايش دهيد تا به يك هدف قابل قبول و مسئولانه در اين زمينه برسيد ( مثلاً رسيدن به 30 دقيقه مطالعه اضافي روزانه )
 * با معلم ، مشاور يا روانشناس مدرسه جهت دريافت كمك و راهنمايي صحبت كنيد .
* اگر هيچ يك از اين كارها مؤثر واقع نشد ، ‌نگران نباشيد . اگر لازم بود در جست و جوي مشاوره يا ساير خدمات بيرون از مدرسه بر آييد.
البته براي افزايش انگيزه تحصيلي در كودكان ، كارهاي زيادي وجود دارد كه والدين
 مي توانند انجام دهند از جمله : برقراري رابطه ايده آل كودك - والد ، در هنگام تربيت و تأديب كودكان ،‌ قاطع و منصف باشيد ، به كودكان خود آموزش دهيد در منزل مسئوليت پذير باشند مانند انجام كارهاي روزمره و انتظار داشتن يك رفتار مناسب ، براي ايجاد يك رابطه خوب والد - فرزندي تلاش جدي داشته باشيد و زمانهايي را صرف داشتن اوقات خوش با كودكان خود كنيد ، فعاليت هاي خانوادگي كه يادگيري را تشويق كنند مانند ديدار از كتابخانه ها و موزه ها را ترتيب دهيد ، راجع به مدرسه با كودكان خود صحبت كنيد ، يك برنامه روزانه براي انجام تكاليف درسي ترتيب دهيد و فرزندش بايد بداند چه موقع از روز از او انتظار مي رود كه تكاليف مدرسه خود را انجام دهد .
مطمئن شويد قبل از اين كه فرزندتان به كارهاي ديگري كه حواس او را پرت كند بپردازد ، تكاليف مدرسه خود را به اتمام برساند و در آخر اشاره مي كنيم كه به فرزند خود نشان دهيد كه براي معلم يا معلمان او احترام قائليد و ارتباط مستمر با معلم داشته و با او همكاري كنيد .
چرا ما بعضي مطالب را ياد نمي گيريم يا به ياد نمي آوريم ؟!
بعضي از مربيان و والدين از اين كه مي بينند كودكان و نوجوانان مطالب را به درستي ياد نمي گيرند يا آنها را فراموش مي كنند ، به شدت ناراحت هستند ، زيرا علاوه بر اين كه اقدامات و زحمات خود را بي اثر يا به هدر رفته مي پندارند ، گاه نگران مي شوند و اين سؤال برايشان مطرح مي شود كه نكند و نوجوانشان عيب ، يا بيماري خاصي داشته باشد !
مربيان و والدين غالباً مي پرسند :
) چرا كودكان و نوجوانان مطالب را فراموش مي كنند ؟)
 آيا مطالب را به درستي ياد گرفته بعد فراموش مي كنند ؟)
) چه كنيم تا اين وضع پيش نيايد ، يعني چه گونه از ضعف در يادگيري و به يادآوردن جلوگيري كنيم ؟ )
بعضي از مربيان و والدين ، ضمن طرح پرسش هاي بالا ، مي خواهند بدانند كه چگونه حافظة كودكان و نوجواناني را كه اشكالي ندارند ،‌ تقويت كنند و بر كارآيي آنها بيفزايند و از آموزش هاي خود نتيجة بهتري بگيرند .
براي يافتن جواب اين پرسش ها ، نخست بايد علتهاي ( ياد نگرفتن ) و ) به ياد نياوردن ) را بشناسيم
البته لازم به توضيح است كه ما در اين جا علت هاي ياد نگرفتن و به ياد نياوردن را در كودكان ، نوجوانان ،‌ جوانان و بزرگسالان ) سالم ) بررسي مي كنيم و به مسئله فراموشي در اثر كهولت سن كه غالباً به دلايل جسماني مانند سخت شدن شريانهاي مغزي يا رواني يا هر دو عامل جسماني - رواني به وجود مي آيد ،‌ نمي پردازيم .
علت هاي عمدة ياد نگرفتن
ياد نگرفتن اغلب نتيجة يك يا چند عامل كلي زير است :
* ضعف در يادگرفتن مطالب يا فرا گرفتن ناقص
در افراد سالم ، ناتواني يا ضعف در يادگيري ، به علل مختلف و از جمله علل عمدة زير است :
1. نداشتن هدف براي يادگيري
2.نبودن انگيزه ( علاقه ) كافي براي يادگيري
3.عدم توجه و دقت كافي به مطلب يا موضوع مورد نظر ( آموختن )
در ضمن عدم توجه به آموختني نيز ممكن است به دلايل زير باشد :
الف ) نبود علاقه و انگيزة كافي
ب ) جالب نبودن محرك
ج ( وجود موانعي براي توجه و دقت
4.ناكافي بودن رشد جسماني / رواني ( ذهني ، عاطفي ، اجتماعي و اخلاقي ) يادگيرنده
5.نداشتن زمينة قبلي ( معلومات پايه ( براي يادگيري
6.وجود نارسايي يا اشكال در حواس ( بينايي ، شنوايي ، بويايي ، چشايي و بساوايي (
7.وجود مشكلات و مسايل عاطفي / هيجاني ( اضطراب شديد ، نداشتن اعتماد به نفس ، ترس از عدم موفقيت و...)
8.تأثير منفي آموختني ها بر يكديگر ، اين تاثير منفي ،‌بر اثر دو عامل بروز مي كند :
 1. منع موثر قبلي) تداخل آموخته هاي قبلي در آموخته هاي بعدي را اصلاحاً منع قبلي
 مي گويند
2. منع موثر بعدي ( تداخل آموخته هاي بعدي در آموخته هاي قبلي را اصلاحاً منع بعدي مي گويند).
علت هاي عمدة به ياد نياوردن
1. يادگرفتن ناقص 
2.نبودن محرك مناسب
3.سركوب اطلاعات
4.نبودن انگيزه براي به ياد آوردن
5.گذشت زمان
6.آسيب مغزي يا بيماري
براي روشن تر شدن موضوع ، يعني شناخت علل عمدة يادنگرفتن و به ياد نياوردن ، هر يك از نكات فوق را در زير مورد بحث قرار مي دهيم .
علتهاي ضعف در يادگيري :
1.نداشتن هدف براي يادگيري :
هدف ايجاد انگيزه مي كند . وقتي هدف متناسب با علايق ، توانايي ها و امكانات اجرايي يادگيرنده باشد ، در او علاقه براي يادگرفتن به وجود مي آورد . بسياري از مواقع نداشتن هدفي مشخص ، ‌روشن ، قابل دسترس و متناسب با يادگيرنده و امكانات اجرايي او ، باعث مي شود كه يادگيري به خوبي صورت نگيرد .
2.نبودن انگيزه كافي براي يادگيري :
يادگيري به انگيزه ( علاقه ) نياز دارد . انگيزه ميل و رغبت براي رسيدن به يك هدف معين است . هر چه انگيزه بيشتر باشد ، ‌فرد در راه رسيدن به آن هدف كوشش و فعاليت بيشتري مي كند . بسياري از ما كودكان يا نوجواناني را مي شناسيم كه مثلاً در درس رياضي ضعيف هستند و اطلاعات بسيار كمي دربارة آن دارند ، در حالي كه در فعاليتي مانند فوتبال وضع بسيار رضايت بخشي دارند و اغلب تعجب مي كنيم از اين كه مي بينيم چه اطلاعات دقيق و وسيعي در اين زمينه دارند .
فرق بين معلومات كودك يا نوجوان در زمينة درسي ، مانند رياضي و فعاليتي مانند فوتبال در اين است كه فوتبال مورد علاقه و توجه او است ولي به رياضي علاقه چنداني ندارد . بنابراين ، هنگامي كه انگيزه براي يادگرفتن وجود داشته باشد ، فرد در راه انجام آن كوشش مي كند . لذا مي بينيم كه يكي از دلايلي كه كودكان و نوجوانان مطلبي را به خوبي ياد نمي گيرند ، بي ميلي و نداشتن انگيزه است .
3.عدم توجه و دقت كافي به آموختني :
يكي از مسائلي كه بسياري از مربيان مطرح مي كنند بي توجهي يا بي دقتي دانش آموزان به مطالب آموختني است .
بسياري از مربيان و والدين و تعدادي از كارشناسان تعليم و تربيت ، بي توجهي و بي دقتي را مهم ترين علت ياد نگرفتن مي دانستند و اظهار مي كردند كه مربيان و والدين بايد در زمينة به وجود آوردن توجه و دقت ، آگاهي بيشتر پيدا كنند و بدانند به چه وسيله توجه يادگيرندگان را افزايش دهند . براي اين كه شخص چيزي را به خوبي بفهمد و ياد بگيرد ، بايد ابتدا به آن توجه كند . به طور كلي ، هر چه بيشتر به چيزي توجه كنيم بهتر آن را درك مي كنيم . اشخاص كه داراي توانايي هاي حسي ( بينايي ،‌ شنوايي ، بويايي ،‌چشايي و بساوايي ) سالمي هستند و مي توانند آنها را به درستي به كار برند ،‌اغلب به علت نديدن يا نشنيدن چيزهايي كه در محيط آنهاست فرصت هايي را براي يادگيري از دست مي دهند و علت اساسي اين امر در عدم توجه كافي است . براي چاره اين مشكل بايد بفهميم و بدانيم كه چرا يادگيرندگان به چيزي توجه كنند و از آن مهم تر ، چرا به چيزي توجه نمي كنند .
و اما علل توجه نكردن :
توجه نكردن علل زيادي دارد . كه در اين جا به شرح چند علت عمدة آن مي پردازيم :
الف ) نبودن علاقه و انگيزه كافي : معمولاً اشخاص به چيزي كه بيشتر علاقه داشته باشند ،‌ بيشتر توجه مي كنند . يكي از علتهاي عدم توجه ( دقت نكردن ) نداشتن علاقة لازم است . از اين رو بايد بدانيم كه چگونه كودكان و نوجوانان را علاقه مند كنيم كه به آنچه مي خواهيم و بايد ياد بگيرند ،‌ توجه كنند .
ب ) جالب نبودن محرك : بسياري از مواقع مطلب طوري مطرح مي شود كه توجه را به خود جلب نمي كند . يعني با اين كه كودك يا نوجوان مايل به ياد گرفتن است ،‌به علت جالب نبودن موضوع ، يا اصلاً به آن توجه نمي كند يا پس از مدت كمي خسته و بي علاقه
مي شود . براي اين كه چنين اشكالي پيش نيايد ، بايد آموختني ها جالب باشند و توجه و دقت را جلب كنند .
ج ) وجود موانع و عوامل بازدارندة توجه :
گاه با اين كه مطلب جالب است و يادگيرنده به آن توجه نيز دارد ولي اين توجه ادامه
نمي يابد و پايدار نيست . مثلاً صداي تصادف اتومبيل ها در خيابان ،‌زنگ تلفن و يا سر و صداي بچه ها در خانه و يا شنيدن صداي بلند معلم از كلاس مجاور و ..... براي چند لحظه مانع تمركز توجه به فعاليتي مانند حل مسئله حساب يا حفظ كردن شعر شده ، موجب  (پرتي هواس ) مي شود ، يعني يادگيرنده متوجه چيزي مي شود كه به علتي برايش از كار قبلي جالبتر است .
گذشته از آن چه ممكن است توجه يادگيرنده را مدتي برهم زند ،‌گاهي با اين اشكال روبرو مي شويم كه كودك يا نوجواني كه با علاقه مشغول آموختن مطلب يا انجام كاري است ، به علت قرار گرفتن در وضعيتي تازه ، مثلاً وارد شدن مهمان ، پيدا كردن همبازي جديد در خانه دعوت شدن به بازي از طرف دوستان يا اجراي برنامه اي مورد علاقه در راديو يا تلويزيون ، ديگر به كار قبلي خود كه با علاقه به آن مشغول بود ، ادامه نمي دهد .
به جز مواردي كه در بالا به آنها اشاره كرديم ، گاه كودك يا نوجوان به علت آنچه در درونش مي گذرد ،‌ نمي تواند به موضوع يا مطلب آموختني توجه كند . طبيعي است كودكي كه مثلاً دل درد ، دندان درد يا گوش درد دارد يا گرسنه و خسته است و يا نگران وضع و يا سلامتي پدر و مادر و ديگر اقدامش است ،‌ نمي تواند به خوبي به آنچه گفته مي شود توجه و دقت نمايد .
پس مي بينيم كه بي توجهي يادگيرندگان گاه به اين علت است كه عوامل ( حواس پرتي ، درد ، نگراني و اضطراب ،‌افسردگي ، تخيلات ، خستگي ، گرسنگي و ... ) و دقت به آموختن مي شود .
4.رشد ناكافي جسماني / رواني :
قدرت يادگيري به ميزان رشد جسماني و رواني ) ذهني ،‌عاطفي ، اجتماعي ، اخلاقي ) ما بستگي دارد .
تجربه نشان داده كه بسياري از كودكان سالم ،‌در سن پنج سالگي ، به آن درجه از رشد ذهني خود نرسيده اند كه مثلاً مثلثات يا لگاريتم را با روش هاي معمول آموزش ، ياد بگيرند . در اين مورد ،‌ناتواني كودك ( در يادگرفتن مثلثات يا مطالب پيچيده ) به علت اشكال يا نقص جسماني و رواني نيست ، بلكه به اين مشكل ذهني را بفهمد .
اين مسئله را در مورد بسياري از كودكاني كه زود به مدرسه رفته و آمادگي كامل ذهني و عاطفي نداشته اند مشاهده مي كنيم . ما با اين تجريه مكرراً رو به رو بوده ايم كه شاگردي در كلاس خود موفق و با نشاط بوده است و اطرافيان او سعي كرده اند كه با وادار كردن او به كار بيشتر ، احياناً حتي در تعطيلات تابستان ، ‌در يك سال دو كلاس را طي كند . اين كار اغلب موجب مي شود كه شاگرد گاهي سال بعد و در بسياري از موارد دو يا سه سال بعد، افت تحصيلي و مشكلات رفتاري از جمله پرخاشگري ، افسردگي و انزوا و ... پيدا كند . لذا ، ايجاد هر نوع جهش در روند تحصيلي بايد دقيقاً بررسي شود ،‌ زيرا اين چنين جهش هايي كه همراه با از دست داد ن بعضي از امكانات تجربي است ، باعث مي شود كه فرد نه تنها در كوتاه مدت ، بلكه در بلند مدت ، زندگي آينده نيز دچار دشواريها و ناسازگاريهاي فردي و اجتماعي شود
5.نداشتن زمينة قبلي ( معلومات پايه ) براي يادگيري :
توانايي فرد براي فراگيري ، در موارد بسيار ، ‌به زمينه يا پيشينة معلومات بستگي دارد مثلاً اگر بخواهيم به شخص راجع به رشد كودك چيزي بياموزيم ، ‌بايد ابتدا او را با اصول و مباني رشد جسماني - رواني كودك آشنا و بعد مطالب پيچيده تر را مطرح كنيم . پس اگر سعي كنيم به يك نوجوان ، بدون آن كه با اطلاعات ) پايه اي ) آشنايي داشته باشد ، مطالب پيچيده اي را بياموزيم ،‌او نمي تواند آنها را به خوبي و درستي ياد بگيرد .
6.وجود نارسايي در حواس :
حواس ( بينايي ،‌ شنوايي ، بويايي ، چشايي و بساوايي ) ابراز تماس ما با دنياي خارج است و به وسيلة حواس است كه ما اطلاعاتي را از دنياي پيرامون خود مي گيريم لذا ، در شرايطي كه فرد دچار نقص جزيي يا كلي حسي باشد ، نمي تواند اطلاعات را به درستي از محيط بگيرد و در يادگيري با دشواريهاي رو به رو خواهد شد .
7.وجود مشكلات و مسايل عاطفي / هيجاني :
مي دانيم كه ناتواني در يادگيري يا حتي احساس آن ، در بسياري از موارد ممكن است منجر به بروز حالات عاطفي مختلفي چون ترس از شكست ( عدم موفقيت ) ، نداشتن اعتماد به نفس ، ترس از يادنگرفتن ، ترس از تمسخر يا مورد تنبيه قرار گرفتن ، اضطراب شديد و .... شود . ولي در مواردي نيز مي بينيم كه اين حالات عاطفي خود باعث به وجود آمدن يا تشديد ناتواني در يادگيري مي شوند ، يعني به جاي اين كه اين عوامل از ناتواني در يادگيري به وجود آيند خود باعث ناتواني يا ضعف دريادگيري شوند به عنوان مثال : كودكي كه اعتماد به نفس ندارد و يا مي ترسد كه مورد تمسخر همسالانش قرار گيرد ، آرامش و شرايط مناسب عاطفي را براي يادگرفتن ندارد و يا اضطراب در بسياري از كودكان و نوجوانان خجول باعث مي شود كه آنها نتوانند در برابر جمع ،‌مطلبي مانند شعر يا انشاء را ارائه كنند هر چند كه آن را به خوبي يادگرفته باشند .
8.تاثير يادگرفتن ها بر يكديگر :
بعضي از مطالبي كه ياد مي گيريم ، ‌بر هم اثر مي گذارند ، اما اين تأثير اين ممكن است مثبت يا منفي باشد .
الف ( تاثير مثبت آموختن ها بر يكديگر :
گاهي بين دو مطلب يا دو پديده رابطه اي برقرار است كه يكديگر را تقويت مي كنند . در اين صورت هم مطالب بعدي به آساني در ذهن جاي مي گيرند و هم به علت رابطه اي كه بين مطلب قبلي و بعدي وجود دارد ، يادآوري هر دو مطلب بهتر صورت مي گيرد ،‌ يعني ( نداعي مثبت ) انجام مي شود
ب ) تاثير منفي آموختن ها بر يكديگر :
گاهي يك نگهداري يك ضبط ذهني تا حدي مانع مي شود كه مطالب بعدي به آساني در ذهن جاي بگيرند ،‌ يعني مانع يادگرفتن جديد يا نگهداري مطالب جديد شود ( منع مؤثر قبلي).
علت هاي عمدة به ياد نياوردن
1. ياد گرفتن ناقص :
بسياري از مواقع ناتواني در به ياد آوردن بدين علت است كه مطالب يا موضوع مورد نظر به خوبي يادگرفته نشده ، يعني اشكال در يادگرفتن مطالب است .
2. نبودن محرك مناسب :
گاهي اشخاص مطلب يا موضوعي را كه به خوبي يادگرفته اند به ياد نمي آورند ، زيرا محرك مناسبي براي به ياد آوردن آن وجود ندارد . مثلاً كودكي كه ناظر آتش سوزي در محل خاصي بوده ، ممكن است در مواقع عادي آن حادثه را به ياد نياورد ولي با گذشتن از محل حادثه يا هنگام مشاهدة عكس يا فيلم و ....... آن حادثه را به ياد آورد .
3. سركوب اطلاعات :
گاهي افراد مطلب يا موضوعي را كه براي آنها با اضطراب و ناراحتي همراه بوده به طور موقت به ياد نمي آورند به عنوان مثال : كودكي كه به درس حساب علاقه ندارد ،‌ فراموش مي كند كه تكاليف حسابش را انجام دهد يا نوجواني كه در درسي نمره كم گرفته ،‌ نمره اش را فراموش مي كند و حال آنكه نمرات خوب درس هاي ديگر را به ياد دارد .
4. نبودن انگيزه براي به يادآوردن :
در زندگي روزمره با موارد زيادي برخورد مي كنيم كه مي بينيم در حالي كه كودك يا نوجوان مطلبي را به خوبي آموخته آن را به موقع به ياد نمي آورد .
يكي از علت هاي اين امر آن است كه ديگر نيازي به يادآوردن آن نمي بيند . اين حالت را به خصوص در شرايطي كه كودك يا نوجوان كاري را به اتمام رسانده ، مثلاً بعد از گذراندن امتحان ، زياد مشاهده مي كنيم . يعني او تا زماني كه امتحان نداده مطلب را به خوبي به ياد دارد ، ولي بعد از اين كه امتحان سپري شد ، چون ديگر نيازي به آن نمي بيند ،‌ درصدد مرور كردن آن مطالب بر نمي آيد و لذا مطالب تدريجاً از ذهن دور مي شود و به ياد
نمي آيد . از اين رو مي بينيم كه در شرايطي كه انگيزه اي براي يادآوري وجود ندارد ، بسياري از آموختني ها به علت عدم استفاده از ذهن دور مي شوند .
5.گذشت زمان :
ظاهراً گذشت زمان ،‌ عامل ديگري است كه باعث مي شود شخص مطالبي را كه آموخته به ياد نياورد . در واقع ، چنين به نظر مي رسد كه قدرت نگهداري مطالبي كه فرا گرفته شده با گذشت زمان ضعيف مي شود . در اين مورد ، بر خلاف ضعف يادگرفتن مطالب ، يادگيري به خوبي انجام شده ،‌ولي ظاهراً اثر آن به مرور زمان از بين رفته است .
6. آسيب مغزي يا بيماري :
افرادي كه به علل مختلف از جمله به كار گرفتن غيرصحيح گيره ( خود سپس ) در زايمان ، به زمين خوردن پيشاني ، ‌به دو و ديوار زدن شديد سر ( به عنوان جلب توجه از جانب كودك و يا هنگام تنبيه توسط مربيان و والدين و ... ) قسمت پيشاني يا جلوي مغزشان آسيب ديده ، ‌در مقايسه با افرادي كه دچار چنين ضايعه اي نشده اند حافظة ضعيف تري دارد
علاوه بر ضايعات مغزي ، به ياد نياوردن ممكن است ناشي از بيماري هاي مختلفي مانند سيفليس ، صرع و نرسيدن اكسيژن كافي به مغز در هنگام به دنيا آمدن يا بعد از آن باشد . و اما سخن آخر :
به طور كلي مي توانيم نتيجه بگيريم كه ياد نگرفتن و به ياد نياوردن غالباً ناشي از سه وضع كلي زير است :
1 .اطلاعات به خوبي گرفته نمي شوند ( ضعف در ياد گرفتن يا به رمز درآوردن اطلاعات 2. در نگهداري يا بايگاني اطلاعات موانع يا اشكالاتي پيش مي آيد ( اثر زمان و تاثير منفي آموختني ها بر يكديگر ،       آسيب مغزي(
3. اطلاعات بايگاني شده در موقع لزوم به يادآورده يا فراخوانده نمي شوند ) نبودن محرك مناسب ، ‌سركوب كردن و   نبودن انگيزه براي به ياد آوردن)
راههاي به وجود آوردن وضعيت مناسب براي يادگيري
توجه به نكات زير به ما كمك مي كند تا از آموزش هاي خود حداكثر استفاده را بكنيم :
زمان مناسب براي يادگيري :
به تجربه معلوم شده است كه هر شخص در ساعات معيني از روز يا شب كار ذهني را بهتر انجام مي دهد ،‌ بدين صورت كه عده اي از كار صبح و برخي از كار بعد از ظهر يا شب نتيجة بهترين مي گيرند . در سازمان هاي تربيتي ، به علت توجه به تعليم و تربيت گروهي و فراهم بودن امكانات ، آموزش اغلب در عوض روز انجام مي شود . اگر كودك يا نوجوان از برنامة مناسبي پيروي و به طور صحيح از آموزش ، تغذيه و استراحت استفاده كند ،


منابع :



منابع:

* كتاب شرايط مطالعه  تاليف: بيژن عليپور

* كتاب روانشناسي يادگيري كودك ونوجوان  تاليف:دكتر مهرنازشهرآراي

*سايت :         www.shamimm.com

 

دانلود پایان نامه,خرید پایان نامه,فروش پایان نامه,پایان نامه,آرشیو پایان نامه,پایان نامه عمران,پایان نامه روانشناسی,

پایان نامه حقوق,پایان نامه اقتصاد,پایان نامه برق,پایان نامه معدن, پایان نامه کارشناسی ,پایان نامه صنایع,پایان نامه علوم سیاسی ، پایان نامه کاردانی

طراحی سایت : سایت سازان