میهن داک - میهن داکیومنت

روش تحقیق - روابط دختر و پسر در جامعه امروز


کد محصول : 1000125 نوع فایل : word تعداد صفحات : 72 صفحه قیمت محصول : 7000 تومان تعداد بازدید 883

فهرست مطالب و صفحات نخست


 

روابط دختر و پسر در جامعه امروز

 مقدمه :
آنچه نسل امروز ما را دچار نوعي سردرگمي و پريشاني مي کند از سويي زندگي در جامعه اي اسلامي و آميخته با فرهنگ و رسوم ايراني است که قدمتي کهن دارد و از سوي ديگر رويارويي با مسأله ارتباط تمدن ها از طريق شبکه هاي ماهواره اي و اينترنت است که ميل مختلف را به گونه اي شگرفت به يکديگر نزديک مي سازد.
نسل امروز ما بايد قادر باشد از طرفي بين عرف، نگرش اي سنتي و ديرينه جامعه ، ارزش هاي ديني و مذهبي و حتي شرايط خانواده اي که در آن پرورش يافته است و از سوي ديگر با افکار و گرايش هاي جديدي که خاص ذهن پوياني او و نشدت گرفته از پيچيدگي هاي دنياي امروز است هماهنگي ايجاد کننده بديهي است که در هر جامعه، گروه يا قبيله ، ارزش ها، الگوها و نگرش ها با يکديگر فرق مي کنند و حتي شامل اداب و عادات تغذيه، سبک پوشش، رفتار و کردارد. ساير مسايل روزمره و اجتماعي نيز مي شود. امروزه يکي از مسايلي که جوان ما را در تضاد و تنش قرار مي دهد چگونگي روابط دختر و پسر با توجه فهرست بندي گرايش هاي فرهنگي، مذهبي، عرض، اجتماعي و خانوادگي او مي باشند. در حالي که در بسياري از کشورهاي جهان در صحنه فيلم هاي مختلف سينمايي آزادي رابطه دختر و پسر مشهود است و اين امر براي جوان ماجاذبه اي است که خود را در جامعه اي اين چنين رويايي و آرماني ببيند. در اين شرايط نسل جوان در ميان انبوهي اتهام و پرسش اسير است و نمي داند با اين مسأله چگونه برخورد کند. او جامعه را پيش روي خود دارد، خانواده را، قوم و خويش و دوستانش را و جمعي که اگر وي را با دوست دختر يا برعکس با دوست پسر ببينند، قضاوتهاي مختلفي خواهند کرد. او مي خواهد ديگران را قانع کند که راجع به وي فکر خطا کنند و بپذيرند که وقتي او با دوستي از جنس مخالف خود وارد صحنه اجتماع مي شود، درست مانند اين است که با جنس موافق خود معاشرت مي کند. او مي خواهد متناسب با سنش، ژست و پرستيز و کليه احساسات و عواطفش و در رفت و آمدهايش در پارک ها و رستورانها، سينماها و جاهايي که مايل است با دوست از جنس مخاطف خود ظاهر شود اما مورد انتقاد و بدبيني همگان واقع نشود. اما آيا به راستي اين رواط منطقي و خواسته اي به جا و عدم پاسخگويي به آن شکنجه به عذاب و بدبختي است ؟ و چه چيز سبب تشويش و نگراني پدران و مادران در مورد فرزندان مي شود؟ آيا هدف اين است که اين نوع روابط کاملاً منسوخ شوند يا که صورت هدايت شده باقي بمانند؟ آيا به راستي دختران و پسران براي داشتن اين روابط مجاز هستند؟ قضاوت جامعه ، دوستان، آشنايان و مسئولان در اين باره چگونه است؟ آيا عقيده بر اين است که دختر و پسر هيچ گونه رابطه اي نداشته و حتي هرگز با يکديگر هم کلام نيز شوند و يا اينکه فقط از ديدارها و مکالمات پنهاني بپرهيزند؟ آيا والدين مي توانند بر اين روابط نظارت داشته باشند؟ آيا ممکن است در صورت سرکوب اين ميل ميزان فساد در جامعه کاهش يابد؟ آيا دختران و پسراني که درصد در صد کنترل مي شوند سعي در رسانيدن خود به يکديگر ندارند؟ به راستي نيازهاي عاطفي که موجب روز تمايل به ايجاد رابطه از اين نوع مي شود چيست؟ و چرا گاه دختر جواني از خانه مي گريزد يا پسري به اعتياد روي مي آورد؟ آيا محدوديت جامعه در اين نوع امور اين مسايل را به دنبال دارد؟ آيا دختر و پسر جواني که تمام انرژي خود را صرف روابط دوستانه و يا عاشقانه مي کنند در نهايت نا اميد و تنها باقي نخواهند ماند؟
ديدگاه جامعه و خانواده ها بر روابط دختر و پسر
طبيعت انساني پيچيده و رنج آور است. به همين سان رفتار او نيز اين خافيت را دارد انسان به طور اجبار براي زيستن بايد با ديگران تجانس و همسازي پيدا کند يعني داراي مناسبات متقابلي شود که اين مسأله با عضويت و ارتباط در جامعه شکل مي گيرد. انسان در اجتماع نقش هاي گوناگوني مي پذيرد و کنش هاي اجتماعي در مقابل هر يک از اين نقش ها متفاوت است. بنابراين شناخت رفتار گروهي و جمعي تنها زماني ميسر است که رفتار انفرادي گروه را مورد قضاوت و بررسي قرار دهيم. اجتماع در حقيقت از تک تک افراد آن تشکيل شده است  نگرش و بينش هر اجتماع در هر مسأله اي به نگرش ها و ايدئولوژي افراد آن بر مي گردد. انسان در کنش هاي اجتماعي خود، هدف مشخصي را دنبال مي کند. اجتماع نيز متضمن رويدادها و معاشرت ها و همزيستي هاي اعضاي يک جامعه است که مي تواند تأثيرات جسمي و رواني سرعت انسان داشته باشد که به اين تأثير و نفوذ «واکنش» مي گويند. بناراين با اينکه کنش هاي فردي هرکس مخصوص به خود اوست ولي وقتي در جامعه قرار مي گرد بايد نوعي هماهنگي را فهرست بندي وجود آورد. وسعت يک جامعه مي تواند به اندازه روستا يا شهري کوچک تا به اندازه يک شهر بزرگ و صنعتي تغير کند. تنوع و سبک زندگي ها در اين جامع بسيار است به خصوص در شهرهاي بزرگ برخورد و ارتباط افکار و عقايد بيشتر مي شود. در کشور ما که هر ناحيه اي داراي فرهنگ بنوعي مبوط به خود است ايجاد هماهنگي اجتماعي کمي مشکل به نظر مي رسند ولي بازهم براي ريشه کن شدن همه مشکلات و رسيدن به يک توافق کلي در مسايل و مباحث، بايد نظام فکري واحدي به وجود بيايد که بتواند اقشار و سنين مختلف را سازماندهي کند.
در مورد روابط دختر و پسر در شهرهاي کوچک چون آوازه موردي زود مي پيچد.
مردم کمي محتاط تر عمل مي کنند تا آبروي خانواده شان حفظ شود در حالي که در شهرهاي بزرگي ، چون ازدحام، تراکم و وسعت شهر بيشتر است . وجود چنين روابطي حتي به صورت مخفيانه شايد نظر عابدين و بينندگان را لحظه اي به خود جلب کند اما کمتر آوازه اي که آبروي خانواده را به مخاطره اندازد مي پيچد لذا محدوديت ها کمتر بوده و دختران و پسران آزادي بيشتري مي يابند تا بتوانند با يکديگر مصاحبت و مجالست داشته باشند. البته اين بدان معنا نيست ما کل جامعه را مورد بحث قرار دهيم بلکه منظور فقط افرادي هستند که تمايل به چنين روابطي دارند. چون ستياري از اين روابط بدون اطلاع خانواده ها مشکل ساز مي شود. خانواده هاي ايراني سعي مي کنند دخترانشان خوب و پارسا با علم و دانش و هنر و صاحب کمالات و فضايل و پسرانشان نيز موظف و مسئول، لايق و نجيب و متعهد بار آيند تا در آينده بتوانند زدگي زناشويي خود را به خوبي اداره کنند و دچار معضلات ناشي از يک ازدواج نابسامان نشوند.
 
نظريه ارتباط بين فردي ساليوان
در اين نظريه کيفيت الگوهاي اتباطي بين والد – فرزند در زمان کودکي و کيفيت روابط تين فردي در اجتماع، در تعيين ميزان نفوذ پذيري افراد نقش تبييني مهمي دارد . اين نظريه در تبيين شخصيت، خويشتن و کيفيت شکل گيري خود آدمي، براي تعامل اجتماعي اهميت زيادي قائل است تا آنجا که ملتقد است ايجاد و بروز الگوهاي ارتباطي فرد يا ديگران تنها چيزي است که به تکوين شخصيت و هويت آدمي منجر مي شود. در اين نظريه شخصيت مفهومي قرض است که در خارج از روابط بين فردي معنايي ندارد. شکل گيري شخصيت زماني است که فرد در ارتباط . با ديگران خايلي يا واقعي، رفتاري از خود نشان دهد. از آنجا که هيچ بعدي از انسان از تأثيرات اجتماعي مصون نمي ماند، بنابراين شخصيت فرد را نمي توان مستقل از ارتباط شخص با ديگران ورد مطالعه قرار داد . مفهوم خويشتن نيز منشأ اجتماعي دارد . ساليوان معتقد است خود از احساساتي ناشي مي شود که از تماس با ديگران و ارزيابيهايي که ديگران از خود فرد به عمل مي آورند، به وجود مي آيد ما هميشه متأثر از موقعيتهاي بين فردي هستي اما ديگران که در شکل گيري شخصيت اما عنصر تعيين کننده اي هستند ممکن است در دوره هاي مختلف رشدي تغيير يابند. مثلاً در دوران نوزادي و کودکي، والدين نقش تعيين کننده اي دارند و در دوره نوجواني تجارب او ا دوتان و معلمان و با تأثيرات والدين رقابت مي کند. در اين سن، مقبوليت اجتماعي اهميت پيدا مي کند و اعتبار نوجوان در ميان ديگران منبع مهمي براي عزت نفس و اضطراب اوست محتواي خويشتن يا خود در نظريه ساليوان کاملاً ماهيق تعاملي دارد . اين دستگاه در وجود روان شاختي آدمي فقط براي تنظيم يک رابطه رضايت آميز و اجتناب از تنش ايجاد مي شود . آن چيزي که در دوره رشد اوليه موجب شخصيت بخشي و رشد من مي شود الگوي تعاملي خاصي است که نوع مراقبت مادري به فرزند منتقل مي کند. روابط خوشايند، گرم و تأييد کننده مادر با کودک به پرورش من خوب کودک مي انجامد. اين بخش روانشناسي همرنگي با جماعت (روانشناسي اجتماعي) (حميد لطفي)
نظريه مبادله اجتماعي: هومنز
نظريه ديگري که مبتني بر اصول تقويت است شديداً بر تعامل بين دو فرد متمرکز است . مطابق نظريه مبادله اجتماعي چنين تعاملي بر پاداشها و هزينه ها مبتني است . فرد در پي آن روابطي است که پاداش بيشتري را نسبت به هزينه عايدش کند و از روابطي که هزينه هاي آن فراتر از پاداشها باشد اجتناب مي کند جرج هومانز، که در سال 1958 اولين مدل مبادله اجتماعي را ارائه داده است فرض مي کند که مردم اساساً لذت طلت هستند. به عبارت ديگر آنها درپي افزايش لذت و کاهش درد هستند . افراد تعامل خود را به گونه اي تنظيم مي کنند تا به لذت بيشتري دست يابند. مبادله بين افراد ممکن است شامل اهداف مادي يا غير مادي باشد: مثلاً کسب تأييد و اعتبار اجتماعي اهداف غير مادي هستند و پول به عنوان يک پاداش مادي مورد توجه قرار مي گيرد. اغلب هر مبادله اي شامل هر دو هدف است . از نظر هومانز اصل اساسي در مبادله اجتماعي «عدالت توزيعي» است.
قاعده اي که مي گويد پاداش بايد با هزينه هاي فرد تناسب داشته باشد در اين مدل باور اين است که اصل عدالت توزيي مي تواند در روابط کاري يا خانودگي کاربرد داشته باشد. جان سيبات و هارولد کلي نسخه پيچيده تري از نظريه مبادله اجتماعي و يا به تعبير آنها «نظريه به هم پيوستگي» را ارائه دادند. نظريه آنها بر جنبه هاي پوياي تعام بين افراد تأکيد دارد. فرآيندي که در آن شخصي که در کنش و واکنش با شخص ديگر است ، ممکن است خود تحت تأثير آن شخص قرار گيرد يک جزء تعيين کننده اي که مدل آنها را از چارچوب ساده تر مدل هومانز متمايز مي کند اين پيشفرض است که مردم بين برونزادهاي فعلي خود و ساير شقوق احتمالي مقايسه هايي را انجام مي دهند . به عبارت ديگر نه تنها فرد هزينه ها و ياداشتهاي مربوطه را که در يک مبادله فعلي ارزيابي مي کند بلکه همچنين هزينه ها و پاداشهايي را که ممکن است با يک رابطه متفاوتي مرتبط باشد مورد توجه قرار مي دهد سيبات و کلي به منظور تحليل فرايند تعامل ماتريس بروندادها را ترسيم کردند. اساساً اين ماترس نشان مي دهد که هر شخص در تعامل خود با ديگران با مجموعه اي از شقوقي که هزينه ها و پاداشهاي متعددي را ايجاب مي کند مواجه مي شود. تداوم تعامل بين فردي در صورتي است که ميزان رضايت طرفين به حداکر برسد اگر ارزشهاي يک شخص مستقل از ديگري مورد توجه قرار گيرد تعامل به شکست منتهي مي شوند
وظيفه تعليم و تربيت در هويت يابي جنسي نوجوانان:         کتاب : روابط دختر و پسر در ايران         دکتر علي اصغر احمدي
يکي از وظايف مهم در تعليم و تربيت يک نسل، ياري دادن آن راي يافتن هويت خويش است . مربيانف اعم از معلمان ، مديران، مربيان پرورش، بايد شرايط و محيطي را فراهم سازند تا دانش آموزان در پايان دوره نوجواني بتوانند تصوير و توصيف کمابيش روشني از خود و موقعيت اجتماعي خويشتن، و نيز آينده اي که در پيش رو دارد، داشته باشد . روانشناسان ، دوره نوجواني، يعني حد فاصل بين سنين دوازده تا هجده سالگي را دهده حالي براي يافتن «هويت » مي دانند . در صورتيکه نوجوان بتواند در اين مدت براي خويشتن تصويري رضايت بخش و اميد آفرين بدست آورد . مراحل بعدي زندگي را با تعادل پرشور و پر تحرک آغاز خواهد کرد . نوجوان در چنيني وضعي قدم در دور جواني خواهد گذاشت ، برگونه اي که مي داند چه مي خواهد و مي داند که چه راهي پيش رو دارند، و چه بايد بخواهد. در صورت تحقق ناپذيري اين هويت، نوجوان دچار «آشفتگي نقش » خواهد شد . يعني در مورد خود و نحوه رفتاري که مي بايد داشته باشد دچار ترديد ميشود. در چنين صورتي انتخاب يک الگوي مشخص براي او مشکل خواهد شد به همين لحاظ ممکن است هر چند حاجي به رنگي و شکلي در مي آيد . نوجواني که دچار آشفتگي نقش است، دچار افراط و تفريط بسيار ميشود. گاه بصورت يک فرد مذهبي با ... بسيار جلوه گر ميشود و گاه يکسره انجام وظايف مذهبي را به کنار مي گذارد.
در جوامع ساده فهرست بندي مانند جوامع روستايي و عشايري، هويت يابي نوجوانان با مشکلات کمتري مواجه خواهد بود، زيرا الگوهاي موجود در اينگونه جوامع از تنوع زيادي برخوردار نيستند. در جوامع ساده ايران به فراواني با نوجوانان 14 يا 15 ساله اي رورو مي شويم که مانند مردان و زنان آن جامعه رفتار مي کنند و در جمع آنان و تقربً همپاي آنان رفتار کرده و اظهار نظر مي کنند.
يکي از مسائل بسيار مهم در هويت يابي، «هويت يابي جنسي» است؛ نوجوان و جوان مي بايست در مورد جنسيت خويش و نقشهاي مربوط به آن نيز، به يک تصوير روشني دسترسي پيدا کند. اينکه مرد کيست و زن کيست و چه خصوصياتي دارند؟ و وظايف پسر و يا مرد در مقابل دختر و يا زن و بالعکس نيز از اجزاي ان هويت يابي است . يکي از وظايف مهم تعليم و تربيت اين است که در زمينه هايي همچجون دوستي دختران و پسرانف برخوردهاي اجتماعي آنان، عشق و امثال آن ، توصيف و تصوير روشني را براي آنان مشخص کند. و بايد به نوجوانان و جوانان آموزش داده شود که ويژگيهاي يک دختر يا زن و يا يک پسر مايي چيست و چه وظايفي بر عهده دارند و هر يک از اين وظايف در چه سن و زماني لازم است تحقق پذيرد.
تحولات جسمي و روحي دوران بلوغ:     روابط دختر و پسر در جامعه امروز: نياز جاوداني
بلوغ: مرحله اي از حيات بين کودکي و بزرگسالي است که ويژگيهاي هيچ يک را نداشته بلکه خصوصيات منحصر به خود را داده . به همين علت به دوران بحران هم معروف است . بلوغ پايان مرحله ايست که کودک هنوز قادر به برقراري روابط با افراد و اشيا نبوده و مي خواهد با روشهاي گوناگون از آستانه «زمان حال» عبور کند. بلوغ، دوران بي قراري، نابساماني، آشفتگي، آشوب، طغيان و سرکشي و نيز تغيير و تحولات جسمي و روحي است.
بلوغ دختران بين 9 تا 16 سالگي و پسران 12 تا 18 سالگي است .
مراحل رواني دوران بلوغ بصورت ذيل است :
12 تا 14 سالگي : بروز روحيه اجتماعيف استقلال طلبي و گرايش به زندگي گروهي 14 تا 15 سالگي : گرايش به جنس مخالف
15 تا 18 سالگي : احساس عشقي کامل نسبت به جنس مخالف و ايده آل پرستي .
براساس هرم «مزلو» نيازهاي يک فرد شامل موارد زير است :
1. نيازهاي فيزيولوژيک     2. نياز به امنيت     3. نياز به تعلق، عشق و محبت
4. نياز به احترام و احساس ارزشمندي     5. نياز به دانستن     6. نياز به معرفت، درک و زيبايي         7. نياز به شکوفايي و تحقق خويشتن
هر يک از نيازهاي فوق در صورتيکه برآورده نشوند، مي تواند فردا دچار حس محروميت و ناکامي نموده، تعادل رواني وي را مختل کند. در اين ميان نقش اول را پند و ما در بازي مي کنند و پس از آن ، محيط و اجتماع تأثير فراواني دارد.
روابط دختر و پسر در جامعه امروز:     علي اصغر احمدي
تأثير خانواده در رابطه دختر و پسر:
پدر و مادر بايد از بدو تولد فرزندشان در اين انديشه باشند که رفتار اجتماعي را در فرزندشان شکل دهند. يکي از مهمترين مواردي که در زمينه در تربيت اجتماعي» مي بايد در نظر داشته باشيم آماده ساختن فرزندمان براي رودر رو شدن با جنس مخالف است . بايد او را براي اين برخورد اجتماعي، آماده کنيم . تربيت رفتار اجتماعي فرزندانمان، مستلزم حداقل دو عامل مهم است اول شناخت صحيح و دوست از الگوي مناسب رفتار اجتماعي، دوم ارائه صحيح اين الگو به فرزند. برخي از مشکلات که ناشي از خانواده هاست شامل موارد زير است :
الف- برداشت نادرست از شرح و محدود ساختن مطلق نوجوان و جوان در برخود با جنس مخالف: شرع مقدس اسلام در رعايت رفتار و پوشش فرد مسلمان خدوري را تعيين کرده است . پوشيده بودن بدن زن و مجاز بودن راي عدم پوشش ... و وجه و نيز مجاز نبودن زن و مرد در سخن گفتن با يکديگر به گونه اي که احتمال «ريبه» يا گناه در آن وجود داشته باشد. از اين محدوديت نمي توان استنباط کرد که زن و مرد، دختر و پسر نمي بايد يکديگر را ببينند و حرف زدن آنان با هم بطور مطلق حرام است . اين ما نيستيم که فرزندمان را مومن و متقي و خويشتنداد بار مي آوريم . او خود است که ايمان مي آورد، تقوا پيشه مي کند و خود را نگاه مي دارد. ما در اين مورد تنها راهنماي او هستيم. در مورد رعايت حدود شرعي در روابط دختر و پسر مي بايد اولاً ما حدود را بخوبي بشناسيم و از افراط و تفريط بيهوده اجتناب کنيم ثانياً فرزندانمان را افرادي بار بياوريم که با کنترل دروني رشد کنند، نه با کنترل بيروني.
ب) عدم آموزش صحيح در مورد وضعيت و واقعيت جنس مخالف: يکي از وظايف مهم در تربيت جنسي جوانان و نوجوانان، اموزش واقعيت روحي و رفتاري افراد از جنس مخالف است . پدر و مادر بايد در فرصتهاي مناسب در مورد اينکه دختران و پسران داراي چه خصوصياتي هستند و چگونه مي بايد در مقابل اين خصوصيات عکس العمل نشان داد مطالب مختلفي به فرزندان خود گوشزد کنند.
در دوره نوجواني بايد کمک کنيم تا نوجوانان تا حد ممکن از، تصورات تخيلي در مورد جنس مخالف، اجتناب ورزد.
ج) القاء افراط در رفتار اجتماعي و برخورد با جنس مخالف: يکي از دلايل برخوردها و روابط نامطلوب ميان دختران و پسران، القاي افراط در روابط اجتماعي، بين دو جنس است. رخي از خانواده ها به اشکال و دلايل گوناگون به فرزندان خود القا مي کنند، که با ديگران از آن جمله ، با افراد جنس مخالف رفتاري گرم ، اجتماعي و دلپسند داشته باشند. يکي از اشکال اين القا گران در خانواده هايي ديده ميشود که به دليل رشد سريع اقتصادي خود و افزايش نامناسب درآمد خانواده متلاشي مي کنند سطح اجتماعي و فرهگي خود را نيز رشد دهند و خود را در زمره خانواده هايي به اصطلاح سطح بالاي اجتماع در آورند. اين خانواده ها به دختران و پسران خود توصيه هاي خاص مي کنند تا به ظاهر آنها را اجتماعي کند.
برگزاري ميهمانيهايي که در آن انواع تدابير لازم براي تقريب به شأن و مقام اجتماعي انجام پذيرفته، پوشيدن لباسهاي رنگارنگ ، مختلط شدن دختران و پسران جوان، رقصيدن دختران با پسران و تحقق کارهايي از اين قبيل به منظور تحقق کاذب شأن اجتماعي صورت مي گيرد.
يکي ديگر از اشکال اراط د روابط اجتماعي از طرف خانواده ها، و بخصوص ما... صورت مي گيرد که هم به لحاظ اقتصادي و هم بر لحاظر فرهنگي از سطح پائيني برخوردارند. (فقر فرهنگي – اقتصادي)
چنين خانواده هايي به منظور پيدا کردن شوهر براي دخترانشان؛ به آنها القا مي کنند که افتادي تحريک کننده و جالب توجه از خود نشان دهند . چنين خانواده هايي دختران خود را پيش از موعد وا داد به ترک تحصيل مي کنند و گاه خود شرايط هم صحبتي آنان را با افراد غير فراهم مي آورند.
د) القاي خود نمايي از طرف والدين : خانواده ها بايد به اين نياز طبيعي يعني خود نمايي توجه و سعي کنند شرايط را به گونه اي فراهم سازند که فرزندان آنها بتوانند آثار سازنده اي از خود به ديگران نشان دهند. و از اين طريق جب توجه کنند. در صورتيکه اين شرايط بخوبي فراهم بيايد، فرزندان ما با پشت سر گذاشتن مراحل رشد شخصيتي خويش بجايي خواهند رسيد که جلب توجه سايرين نيز براي آنها انگيزه اي رضايتبخش نخواهد بود.
ه) سختگيري و خشونت نسبت به نوجوان و جوان: يکي ديگر از عوامل موثر در ايجاد برخوردهاي نامناسب بين دختر و پسر، ناشي از سختگيري و خشونت خانواده نسبت به نوجوان و جوان است.
بي توجهي به پرورش استقلال در شخصيت نوجوانان و جوانان، باعث ايجاد اختلال در روابط اجتماعي فرد با ديگران است. وجود افراط ها و تفريطها در روابط اجتماعي، مي تواند حاصل يک شخصيت غير مستقل و منفعل باشد.
و) سختگيري در مورد ازدواج: يکي ديگر از عوامل ايجاد برخوردهاي نامناسب در ميان دختران و پسران، ناشي از سختگيري و داشتن افکار آرماني و گاه نادرست، در مورد ازدواج است. امروزه افکار گوناگوني ذهنهاي پدران و مادران را در مورد ازدواج احاطه و مخدوش کرده که اين افکار در عمل موانع زيادي در مقابل ازدواج ايجاد مي کند. برخي از اين افکار ريشه دو فرهنگ آن خانواده دارد، از جمله اصرار پدر و مادر براي ازدواج دختر و يا پسر با فردي بخصوص است .
عوامل زمينه ساز اجتماعي در ايجاد برخوردهاي نامناسب بين دختر و پسر :
الف) افراط در تبيين و قضاوت در خصوص رفتار همجنس با غير همجنس: قضاوتهاي جمعي ضرورتاً از قواعد منطقي و عقلي و منطبق با واقع، تبعيت نمي کنند، بلکه اين قضاوتها بر اساس قواعد خاص صورت مي گيرند. هنگامي که مطب يا واقعه اي، در مورد جوان يا نوجوان مي شنويم، در قدم اول بايد به مثابه انساني که مايليم جامعه اي سالم و سربلند داشته باشيم، آن جوان و نوجوان را به منزله خواهد با موارد و يا فرزند خود تلقي کنيم و مصلحت او را در نظر بگيريم. و بايد از شخص و کسب اطلاع بي مورد، شديداً اجتناب کنيم .
ب) محترم نشمردن شخصيت جوان و برخورد نادرست با آنان: به جوانان نبايد با ديد انحرافي نگريستف بلکه براي آنان بايد احترام قائل شويم . به آنان مسئوليت دهيم و از لغزشهاي آنان چشم پوشي کرد.
دوستي هاي دختران و پسران:
از جمله انواع روابطي که بين دختران و پسران در جامعه ما، وجود دارد رابطه به اصطلاح دوستي دختران و پسران است . مقصود از دوستي دختران و پسران رابطه اي است نسبتاً صميمانه و گرم و عمدتاً پنهاني که از طريق ديدارهاي مخفيانه، رد و بدل کردن نامه و يا برقرار ساختن ارتباط تلفني بين دختر و پسر، ايجاد ميشود. اينگونه در سيستمها معمولاً بصورت پنهاني و برود از چشم خانواده و آشنايان انجام مي گيرد . پنهاني بودن اين روابط سبب ميشود که به دليل محدوديت جغرافيايي و نيز آشنايي متقابل افراد در برخي جوامع، ارتباط پنهاني بسادگي امکانپذير نبوده و اين دوستيها به حداقل ممکن تنزل پيدا مي کند. در جوامع بزرگ، بخصوص در شهرهاي بزرگي که افراد آن، يکديگر را به ندرت مي شناسند، زمينه براي برقراري روابط پنهاني بين دختر و پسر بيشتر فراهم است . انگيزه هاي دوستي دختران و پسران معمولاً براي آنها مبهم است ولي از نظر يک انگيزه اجتماعي، بايد بگوئيم که پسران داشتن دوست دختر را يک قدرت فردي و اجتماعي براي خود تلقي مي کنند و دختران هم داشتن دوست پسر در يک جاذبه فردي و اجتماعي براي خود مي شمارند. افرادي که دوستي از جنس مخالف دارند، خود را قدرتمند و داراي کفايت اجتماعي معرفي مي کنند و اين نگرش نقش مهمي در تحريک و تلاش دختران و پسران راي دوست يابي دارد.
از آنجا که در دوستيهاي بين دختران و پسران، مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر و جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستيها وجود دارد، اينگونه دوستيها با مخاطرات رواني گوناگون همراه است . و چون براي برقراري اين دوستيها احتياج به صرف وقت و انرژي زياد از سوي دختر و پسر دارد در نتيجه آنها تلاش مي کنند، روابط خود را به هنجارها و قواعد مورد پذيرش جامعه، نزديک کنند. و در اين روابط معمولاً وعده ازدواج از سوي پسر و انتظار ازدواج از سوي دختر، مسئله اي باند و فراگير است.
به اين ترتيب يافتن دوست دختر و پسر در حقيقت نوعي يافتن ثبات و اطمينان خاطر و رضامندي بشمار مي آيد. از کارکردهاي ديگر اين دوستيها که موارد عملي آن تقريباً نادر است کارکرد جنسي اين نوع دوستيها است. به عارتي اينگونه دوستيها، نوعي تمايل قريزي متقابل را نشان ميدهد. با توجه به اينکه عناصر اجتماعي و هنجارها و قواعد اجتماعي و راني بر رفتار بسياري از افراد، حاکميت دارد و لذا برقراري رواط دوستي بين دختر و پسر که صرفاً بر مبناي غريزه جنسي استوار باشد، تنها در ميان اقشاري از جامعه که از لحاظ رشد فکري و فرهنگي در انحطاط شديد بسر مي برند، ديده ميشود. اينان دختران و پسراني هستند که بسياري از ارزشهاي رواني و اجتماعي خود را به آساني در مقابل غرايز خويش قرباني مي کنند، همان قشري که معمولاً قشر ناله اجتماع، به معناي حيواني آن را تشکيل ميدهند.
بسياري از دوستيهاي دختران و پسران دو جامعه ما، داراي کارکرد رواني اجتماعي است. يعني دختران و پسراني که براي خود دوستي انتخاب مي کنند بدنبال يافتن يک پاسگاه رواني و اجتماعي مطمئن و رضامند هستند.
علي رغم وجود کارکردهاي دوستيهاي دختران و پسران، هيچ يک از اين کارکردها نمي تواند بصورت يک عامل مستمر براي استمرار دوستيها عمل کند. وجود اضطراب مستمر در درون اينگونه افراد، از جمله عوامل بسيار مهم در سلب اطمينان خاطر از آنهاست. اين مسئله يکي از عوامل بسيار مهم در قطع اين دوستيها است . آنچه در پي اين دوستيها که زود قطع مي شود مي ماند ، تعارض فکري و احساسي دختران و پسران است .
در اين زمينه تعارض و احساس از دست دادن ارزشمندي و شرافت خويش از جمله آسيبهايي است که دختري بايد آن را تحمل کند.
يکي از دلايل اشاعه چنين مسائلي بين دختران و پسران، بي توجهي نوجوانان و جواناني که داراي افکار سالمي هستند، به نقش خود در برخورد با چنين مسائلي است. آنها مي بايد بدانند که در چنين مواردي وظيفه اي مهم در زمينه امر به معروف و نهي از منکر در قبال دوستان خود دارند. جوانان پاکدامن مي بايد شرايط را به گونه اي فراهم سازند که صحبت کردن در خصوص دوست گرفتن از جنس مخالف اعم از دختر و پسر بسيار ناپسند و نشانه ضعف و کوچکي شخصيت تلقي شود.
اين رفتارها نه تنها حرمت اجتماعي و فرهنگي ما را خدشه دار مي سازد، بلکه افرادي را فهرست بندي جامعه تحويل خواهد داد که با انواع آسيبهاي رواني – اجتماعي و تربيتيف عهده دار ساختن کشور و نسل آينده خواهند شد.
 


منابع :


طراحی سایت : سایت سازان